وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ
بِأَبصـرِهِم لَمّا
سَمِعُوا الذِّکرَ
و یَقولونَ إِنَّهُ
لَمَجنونٌ
*
و مَا هُوَ إِلاّ
ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞
.jpeg)
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ
بِأَبصـرِهِم لَمّا
سَمِعُوا الذِّکرَ
و یَقولونَ إِنَّهُ
لَمَجنونٌ
*
و مَا هُوَ إِلاّ
ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞
منبع زیست نیوز



















اهرام ثلاثه مصر:
سه
هرم به شکل جالب با بناي عطيم در محلي به نام جيزه نزديک قاهره قرار دارند
اين اهرام در قرن 28 قبل از ميلاد توسط سه فرعون به نام هاي کئوس و مي
کرينوس و کفرن ساخته شده اند.
بلندترين هرم هرمي است که به نام خئوپس که
ارتفاع اوليه آن 147 متر بوده ولي به اکنون پس از گذشت حدود 48 قرن بر اثر
فرسايش 10 از ارتفاع آن کاسته شده است .
ضلع مورب اين هرم 227 متر بود و اين اثر عجيب زميني را به مساحت 50000 متر مربع را اشغال نموده است.
به
نوشته هردوت 400000 کارگر و برده به مدت 20 سال براي ساختن اين بنا به
کار گرفته شده است حجم اوليه اين بناي عظيم و عجيب دو ميليون و هفتصد متر
مکعب و وزني معادل 8 ميليارد کيلو بوده است. سنگهاي بکار رفته در اين هرم و
اهرام ديگر را از نقاط کوهستاني بسيار دور (احتمالا از شرق رود نيل ) به
اين محل حمل کرده اند.
راه ورودي هرم که يکراست به طرف شمال مي رود اگر
خط فرضي از آن امتداد يابد با چند درجه اختلاف به نقطه قطب شمال منتهي مي
شود(اين اختلاف درجه به علت پيدايش انحراف در محور حرکت وضعي زمين نسبت به
مدار حرکت انتقالي مي باشد).
2- باغ هاي معلق بابل
تمدن بابل بر کسي پوشيده نيست شيوه هاي معماري و آثار بدست آمده چنين عظمتي را در اين سرزمين به اثبات رسانده است.
برج بابل از عالي ترين نشانه معماري بشري است که داراي اهميت هفت برج بزرگ جهان
با ديواره هايي که از کاشي هاي منقش و درخشنده بوده است و هر برج 200 متر
ارتفاع داشت در نزديکي برج بابل قصر با شکوهي توسط بخت النصر پادشاه بابل
ساخته شده بود با ديواره هاي آجري زرد رنگ و کف سنگفرش با مجسمه هايي
تراشيده از سنگ به شکل شير.
اين باغ هاي که به روايتي 5 تراس منطبق بودند به دستور نينوس پادشاه ديگر بابل براي همسرش سميراميس در کنار رود فرات بنا گرديدند.
براي آبياري درختان هيک از طبقات آب فرات را مستقيما به آنها تا بالاترين قسمت هدايت مي کردند.
3- برج دريايي اسکندريه:
اين
برج بنام فار در نزديکي بندر اسکندريه در مصر در درياي مديترانه فعلي بنا
گرديده بود تا با اتشي که در انتهاي آن روشن بود راهنماي کشتي ها باشد. اين
برج در 247 الي 304 از ميلاد به دستور بطليموس دوم جانشين اسکندر ساخته
شد.
اين برج بر روي پايه اي 4 گوش که 69 متر ارتفاع دارد که خود پايه 4
گوش نيز بر روي بناي 8 ضلعي 38 متري قرار داشت برج 9 متري ديگري نيز بر
روي اين برج بنا شده بود که فانوس دريايي بر روي آن پرتو افکن باشد.
اين برج در سال 1357 ميلادي در اثر زلزله به کلي ويران شد و اثري از آن به جاي نمانده است
4- مجسمه رودس:
جزيره
رودس در درياي اژه مديترانه در جنوب غرب کشور ترکيه واقع شده است متعلق به
کشور يونان مي باشد. مردم اين جزيره در زمان هاي قديم عموما ملوان بودند و
در مجسمه ساري مهارت زيادي داشتند.
به نوشته مورخان در اين جزيره بيش
از صد مجسمه غول پيکر ساخته شده است و عجيب ترين آن مجسمه برنزي بود که به
رودس معروف است که نام واقعي آن هليوس يعني يا رب النوع خورشيد بوده است.
ارتفاع اين مجسمه حدود 40 متر بود که به سال 280 قبل از ميلاد ساخته شد ولي 56 سال بعد به دليل زلزله شديد ويران شد.
5-مجسمه زئوس:
عکس
اين مجسمه از روي سکه بدست آمده استن که نشان مي دهد زئوس با حالتي اخم
آلود بر تخت نشسته است تختي از عاج و آبنوس با طلا و جواهر آلات گرانبها.
مجسمه
زئوس از طلا تراشيده بود و تاجي از طلاي خالص به شکل خار بر روي سر داشت و
مجسمه اي از الهه پيروزي در دست راست و عصاي سلطنت را بر دست چپ داشته
است.اين مجسمه به علت جنگ هاي روم و يونان از بين رفت.
6- معبد ديان(ديانا):
در
قرن 6 قبل از ميلاد براي الهه شکار و ماه در سونان ساخته شد. محل بناي اين
معبد در جايي بود که احتمال تخريب بسيار کم بود و اين معبد از مرمر خالص
ساخته شده بود.
ساختمان اين معبد به سال 400 ق م پايان يافت ولي در سال
346 ق م بر اثر آْتش سوزي مهيبي از بين رفت.آتش سوزي اين معبد عمدي بوده و
به دست شخصي به نام ارستورات به آتش کشيده شد. اين بنا مجددا ساخته شد ولي
مجددا نيز شخصي به نام هردسراتس از سرکردگان قوم گت آن را خراب نمود.
7-مقبره موزول:
اين
مقبره به دستور زن پادشاه موزول ساخته شد اين بنا در شهر هاليسکارناي
ناحيه کاريس بنا گرديد.اين بنا به وسيله سواران سن ژان تخريب گرديد تا از
سنگ هاي آن براي ساختن برج ها استفاده شود.امروزه آثار آن فقط در موزه لندن
نگهداري مي شود.
نخستین عکس رنگی، ۱۵۰ سال پیش توسط «جیمز کلرک مکسول» گرفته شده بود،
اما تا پیش از سال ۱۸۹۰، عکسهای رنگی بیشتر در آزمایشگاهها بودند تا در دست مردم و عکاسان. برادران لومیر در سال ۱۹۰۷، برای نخستین بار توانستند در سال ۱۹۰۷، یک تکنیک عکاسی رنگی را وارد بازار کنند که از لحاظ تجاری موفق باشد.
برخلاف شیوههای پیشین عکاسی رنگی که نیازمند سه بار نوردهی با سه فیلتر رنگی مختلف بودند، در شیوه برادران لومیر که به Autochrome Lumière موسوم بود، از یک فیلتر رنگی استفاده میشد که موزاییکی از فیلترهای بسیار ریز رنگی بود و به این ترتیب با یک بار نوردهی میشد، عکس رنگی گرفت.
در سال ۱۹۰۹، یک بانکدار متمول فرانسوی به نام آلبرت کان Albert Kahn تصمیم گرفت که با استفاده از شیوه عکاسی اتوکروم برادران لومیر، مجموعه عکسهایی از آدمهای کشورهای مختلف بگیرد تا از این طریق صلح و فهم متقابل از فرهنگها را تبلیغ کند.
آلبرت کان به عکاسی به منزله شیوه برای فهرست و آرشیو کردن فرهنگهای مردمی از تبارهای مختلف نگاه میکرد.

آلبرت کان
به مدت دو دهه، تا پیش از آنکه رکود اقتصادی عرصه را بر آلبرت کان تنگ کند، او عکاسانی را به بیش از ۵۰ کشور دنیا فرستاد. این عکاسان بیشتز از ۱۰۰ ساعت فیلم و ۷۲ هزار عکس از مناظر و شهرها و مردم این کشورها گرفتند.
اما این مجموعه باارزش که با استفاده از آن اطلاعات جالبی از فرهنگ، شرایط زندگی مردم با آداب و سنن و مذهبشان کسب کرد، برای دههها به فراموشی سپرده شد، تا اینکه در دهه ۱۹۸۰ مجددا کشف شد.
و بسیار جالب است که بدانید که این پروژه جاهطلبانه آلبرت کان فرهنگ اصطلاحات عکاسی خبری را تغییر داده است و در دنیای مدرن ما هم اثر کارهای او در فیلترهای اپلیکیشن محبوب اینستاگرام، تجلی یافته است.
آلبرت کان در سال ۱۸۶۰ در یک خانواده یهودی در شهر Marmoutier فرانسه به دنیا آمد، او در ۱۹ سالگی کارمند بانک شد و هزمان زیر نظر «هنری برگسون» فلسفه میخواند و به سرعت پلههای ترقی را پیمود.
خانه و باغ او، محل دیدار هنرمندان و اندیشمندانی مثل آناتول فرانس، رودیارد کیپلینگ، کولت، آلبرت اینشتین، آندره ژید و اوگست رودن بود.
نخستین بار وقتی ایده این پروژه بزرگ به ذهن آلبرت کان آمد که او عکسهای راننده و عکاسش را از سفر تجاری که به ژاپن داشت، دید.
در این عکسها، آدمهایی از کشورهای مختلف از سوریه تا سوئیس، از بنین تا برزیل و از ویتنام تا کانادا را در قریب به یکصد سال پیش میتوانیم ببینیم.
در تعدادی از این عکسها اثرات جنگ جهانی اول بر سربازان و تمدنها هم مشخصند.
آلبرت کان در زمان اشغال فرانسه توسط نازیها در سال ۱۹۴۰ درگذشت.
با هم تعدادی از عکسها را مرور میکنیم.
نخست عکسهای ایران:
اصفهان ۷ سپتامبر سال ۱۹۲۷:

تهران، زنان ایرانی، سال ۱۹۲۷:

دختر ایرلندی:

عراق:

فرانسه:

سوریه:

یونان:

ترکیه:

مقدونیه:

یونان:

عکسهای بیشتر را در اینجا ببینید.
منبع:1http://1pezeshk.com/archives/2012/03/the-dawn-of-the-color-photograph-albert-kahns-catalog-of-humanity.html پزشک
نگاه کاربران/ مجید عبدالرحیمی












گاهی یک جسم را در مکان واقعی آن مشاهده نمی کنید. اگر یک هواپیمای در ارتفاع کم از بالای سر شما عبور کند. هنگامی که شما با شنیدن صدای آن مکانش را در آسمان جستجو کنید، خواهید دید در یافتن محل واقعی آن اشتباه کرده اید.

علت این است که چند ثانیه طول می کشد تا صدا به گوش شما برسد. اگر سرعت هواپیما زیاد باشد، آن گاه هواپیما در آن چند ثانیه مسافت بیشتری طی می کند. شما برای تعیین موقعیت اجسام دو حس بینایی و شنوایی را با هم به کار می برید. اگر این دو حس اطلاعات متفاوتی را به شما بدهند شما به حس بینایی اعتماد می کنید.
سرعت نور چه قدر است؟
آیا شما هر رخدادی را در لحظه ی وقوع آن، می بینید، یا این که تا رسیدن نور به چشم شما، یک فاصله ی زمانی وجود دارد؟ اگر در مقابل یک دیوار با فاصله ای معین بایستید و خود را صدا بزنید، زمان کوتاهی می گذرد تا شما پژواک صدای خود را بشنوید. این مدت، زمانی است که طول می کشد تا صدا به دیوار رسیده و باز گردد. اگر آزمایش مشابهی با استفاده از پرتو چراغ قوه در مورد نور انجام دهید، هیچ فاصله ی زمانی مشاهده نمی کنید. علت این است که نور بسیار سریع تر از صدا حرکت می کند. نور در حدود یک میلیون بار سریع تر از صوت حرکت می کند. زمانی که طول می کشد تا نور به دیوار برخورد کند و بازگردد، کسر بسیار کوچکی از ثانیه است، این زمان، بسیار کوتاه تر از فاصله ی زمانی قابل تشخیص برای شما می باشد.
صوت فاصله یک کیلومتر در هوا را به مدت تقریبی 3 ثانیه طی می کند ( سرعت صوت در هوا تقریباً 330 متر در ثانیه است . )از طرف دیگر نور همین مسافت را در زمان فوق العاده کوتاهی طی می کند ( نور در هر ثانیه مسافت 000/300 کیلومتر را طی می کند ) . رعد و برق همزمان اتفاق می افتند ، اما با سرعت های مختلفی به سوی ما حرکت می کنند و به همین دلیل در زمان های متفاوتی به ما می رسند .
فاصله ی ما تا کره ی ماه چقدر است؟

فاصله ی کره ی ماه تا کره ی زمین حدود 360000 کیلومتر است. آیا می دانید چگونه توانستند این فاصله را اندازه بگیرند؟ چند روش وجود دارد. اما در دقیق ترین اندازه گیری، یک آینه به کار می رود. یک پرتو نور لیزری به آینه ای روی کره ی ماه، هدف گیری می شود.
با آن که نور بسیار سریع حرکت می کند، حدود 3 ثانیه طول می کشد تا نور به ماه برسد و برگردد. این نشان می دهد که نور نیز سرعت معینی دارد. بنابراین فوری به چشم نمی رسد. با دانستن سرعت نور، فاصله ی زمین تا کره ی ماه را می توان محاسبه کرد.