«مردمان دریا»؛ مهاجمان مرموزی که 3200 سال قبل چند تمدن را نابود کردند

حدود ۳۲۰۰ سال پیش، تمدنهای بزرگ شرق مدیترانه در مدت کوتاهی یکی پس از دیگری سقوط کردند. امپراتوریها از هم پاشیدند، شهرهای پررونق ویران شدند، شبکههای تجاری از کار افتادند و دورهای که امروز با نام «فروپاشی عصر برنز» شناخته میشود، آغاز شد. یکی از مرموزترین بازیگران این رویداد تاریخی، گروهی بودند که مصریان باستان از آنها با عنوان «مردمان دریا» یاد کردهاند؛ مهاجمانی که ناگهان در منابع تاریخی ظاهر شدند و برای دههها به شهرها و سواحل مدیترانه حمله کردند.
کد خبر :۳۰۸۸۰۹۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۱
فرادید| با وجود بیش از یک قرن پژوهش، هویت واقعی «مردمان دریا» همچنان ناشناخته است. برخی آنها را مهاجرانی آواره میدانند که بر اثر بحرانهای اقلیمی خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند و برخی دیگر آنها را دزدان دریایی و جنگجویانی میشمارند که از آشفتگی سیاسی برای غارت استفاده کردند.
به گزارش فرادید؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا این اقوام عامل اصلی فروپاشی عصر برنز بودند یا خود محصول بحرانی بزرگتر بودند که سراسر مدیترانه را فرا گرفته بود؟
مردم دریا چه کسانی بودند؟
بیشتر تاریخپژوهان بر این باورند که مردمان دریا یک ملت یا امپراتوری واحد نبودند، بلکه ائتلافی از قبایل و گروههای مختلف مدیترانه بودند. از جمله این گروهها میتوان به شِکِلِش از سیسیل، شاردانا از ساردنی، لوکا و دِنیِن از آناتولی و همچنین پِلِسِت و چِکِر از سواحل جنوبی شام اشاره کرد.
بر اساس یکی از فرضیههای رایج، این گروهها در حدود سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد و پس از دورهای از خشکسالیهای طولانی در غرب مدیترانه شکل گرفتند. کاهش بارندگی باعث نابودی محصولات کشاورزی، بروز قحطی، رکود تجارت و تضعیف حکومتهای منطقه شد. در نتیجه، جمعیت زیادی به سوی نواحی حاصلخیزتر مانند مصر، قبرس، کرت و سرزمین شام مهاجرت کردند.
اما این مناطق نیز توان پذیرش چنین جمعیت بزرگی را نداشتند. در چنین شرایطی، گروههای دزدان دریایی و مهاجمان ساحلی فعالتر شدند و احتمالاً بسیاری از مهاجران درمانده نیز برای تأمین غذا و بقا به آنها پیوستند.
به نظر میرسد اقوام دریا بیش از آنکه ارتشی منظم باشند، مجموعهای از مهاجران و جنگجویانی بودند که برای دستیابی به غلات، غذا و منابع دیگر به سواحل آناتولی، قبرس، سوریه و مصر حمله میکردند. یکی از مشهورترین قربانیان آنها، شهر بازرگانی اوگاریت در سوریه بود که حدود سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد به طور کامل نابود شد. این یورشهای دریایی نزدیک به یک قرن، از حدود ۱۲۷۶ تا ۱۱۷۸ پیش از میلاد، ادامه داشت.
شکست مردمان دریا
مصریان از معدود تمدنهایی بودند که توانستند در برابر این مهاجمان مقاومت کنند. نخستین رویارویی مهم در اوایل دهه ۱۲۷۰ پیش از میلاد و در دوران فرعون رامسس دوم رخ داد. او با استقرار نیروهای نظامی در دلتای نیل، حملات دریایی را دفع کرد.

چند دهه بعد، در حدود سال ۱۲۰۸ پیش از میلاد، فرعون مرنپتاح در نبرد «پِریر» بار دیگر با اقوام دریا روبهرو شد. این نبرد حدود شش ساعت طول کشید و سرانجام ارتش مصر با تکیه بر مهارت کمانداران و ارابههای جنگی خود پیروز شد. شرح این پیروزی بر کتیبه بزرگ معبد کارناک در الاقصر ثبت شده است.
اما سرنوشتسازترین نبرد در حدود سال ۱۱۷۷ پیش از میلاد، در زمان رامسس سوم رخ داد. اقوام دریا پس از آنکه چندین پادشاهی از جمله امپراتوری هیتی را ویران کرده بودند، از سرزمین شام به سوی مصر پیشروی کردند. نیروهای مصری ابتدا آنها را در خشکی متوقف کردند و سپس هنگام تلاش برای ورود به دلتای نیل، ناوگان و کمانداران مصر ضربهای سنگین به آنها وارد کردند و آخرین تهاجم بزرگشان را ناکام گذاشتند.
پس از این شکست، بخشی از بازماندگان در ارتش مصر جذب شدند و گروهی دیگر نیز در کنعان و دیگر مناطق شام سکونت یافتند.
آیا اقوام دریا عامل فروپاشی عصر برنز بودند؟
امروزه بیشتر پژوهشگران معتقدند که اقوام دریا در فروپاشی عصر برنز نقشی مهم داشتند، اما به احتمال زیاد تنها عامل این رویداد نبودند.
پیش از آغاز حملات، بسیاری از تمدنهای منطقه با بحرانهای جدی مانند خشکسالی، قحطی، کاهش تولید کشاورزی، آشفتگی سیاسی و ضعف اقتصادی روبهرو بودند. این مشکلات، حکومتها را آسیبپذیر کرده بود و حملات اقوام دریا ضربه نهایی را بر بسیاری از آنها وارد کرد.
یورش به شهرهای ساحلی و برهم خوردن امنیت مسیرهای دریایی، تجارت مدیترانه را نیز مختل کرد. این مسئله موجب کمبود دو فلز حیاتی یعنی قلع و مس شد که برای ساخت مفرغ یا برنز ضروری بودند. در پی این کمبود، فلزکاران به تدریج به استفاده از آهن روی آوردند؛ فلزی که هم ارزانتر بود و هم استحکام بیشتری داشت. این تغییر به مرور زمینهساز آغاز عصر آهن شد.
بنابراین، بسیاری از مورخان امروزه فروپاشی عصر برنز را نتیجه مجموعهای از عوامل میدانند؛ از تغییرات اقلیمی و بحرانهای اقتصادی گرفته تا جنگها، مهاجرتهای گسترده و حملات اقوام دریا. به بیان دیگر، این مهاجمان احتمالاً نه علت اصلی بحران، بلکه یکی از مهمترین عواملی بودند که روند سقوط تمدنهای عصر برنز را شتاب بخشیدند.
معمای تمدن 5 هزارسالهای که «پادشاه» نداشت

در شهرهای این تمدن تاکنون هیچ نشانه روشنی از کاخ سلطنتی، معبد عظیم، مقبره شاهان یا مجسمههایی برای بزرگداشت فرمانروایان پیدا نشده است.
کد خبر :۳۰۸۵۹۲۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۵
فرادید| «تمدن دره سند»، به عنوان یکی از نخستین تمدنهای بزرگ جهان، معمایی منحصربهفرد در تاریخ باستان است. برخلاف مصر و بینالنهرین که با اهرام، کاخها، معابد و آرامگاههای باشکوه پادشاهان شناخته میشوند، در شهرهای این تمدن تاکنون هیچ نشانه روشنی از کاخ سلطنتی، معبد عظیم، مقبره شاهان یا مجسمههایی برای بزرگداشت فرمانروایان پیدا نشده است.
به گزارش فرادید؛ همین موضوع برخی پژوهشگران را به این پرسش رسانده که آیا ممکن است این تمدن پیشرفته بدون پادشاه و طبقه حاکم موروثی اداره میشده باشد؟ البته این فرضیه هنوز قطعی نیست و همچنان محل بحث میان باستانشناسان است.

بقایای شهر هاراپا در پاکستان امروزی
تمدنی بزرگ اما رازآلود
تمام دانستههای ما درباره تمدن دره سند، که با نام تمدن هاراپا نیز شناخته میشود، از کاوشهای باستانشناسی به دست آمده است؛ زیرا خط این تمدن هنوز رمزگشایی نشده است. این تمدن حدود سالهای ۳۳۰۰ تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد وجود داشت و دوران شکوفایی آن میان ۲۶۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد بود.
وسعت آن از مصر باستان و سومر نیز بیشتر بود و شهرهای بزرگی مانند هاراپا، موهنجودارو و لوتال را در بر میگرفت. با وجود این، به دلیل خوانده نشدن نوشتههای آن، ساختار حکومت، باورهای دینی و سازمان اجتماعی مردمش همچنان ناشناخته مانده است.

نمونهای از خط تمدن دره سند که هنوز رمزگشایی نشده
در متون سومری و اکدی نیز از سرزمینی ثروتمند به نام «ملوخا» یاد شده که بیشتر پژوهشگران آن را همان تمدن دره سند میدانند؛ موضوعی که از روابط تجاری گسترده این تمدن با بینالنهرین حکایت دارد.
شهری که برای همه یکسان ساخته شده بود
یکی از ویژگیهای شگفتانگیز این تمدن، نظم و استانداردسازی فوقالعاده شهرهاست. تقریباً همه شهرهای شناختهشدۀ این تمدن با الگوی شطرنجی شمالی-جنوبی و شرقی-غربی طراحی شدهاند و خیابانها، محلههای مسکونی، کارگاهها، انبارهای عمومی و تأسیسات آبرسانی، ساختاری بسیار مشابه دارند.
خانهها نیز تا حد زیادی از الگوی یکسانی پیروی میکردند. بیشتر آنها حمام اختصاصی، چاه آب یا دسترسی به آب سالم و شبکه فاضلاب سرپوشیده داشتند؛ امکاناتی که برای آن دوران بسیار پیشرفته به شمار میرود.

بقایای یک آبگذر شهری
در خیابانهای اصلی حتی سطلهای جمعآوری زباله تعبیه شده بود و سیستم پیچیده هدایت آب و فاضلاب در سراسر شهرها دیده میشود. این تأکید بر پاکیزگی و بهداشت از ویژگیهای برجسته تمدن دره سند است.
چرا اثری از پادشاهان دیده نمیشود؟
در هیچیک از شهرهای حفاریشدۀ این تمدن تاکنون کاخ سلطنتی، آرامگاه شاهان، معابد عظیم یا خانههایی که بهوضوح متعلق به طبقهای ممتاز باشند، کشف نشده است. همچنین هیچ مجسمه یادبود بزرگی که فرمانروایی خاص را ستایش کند، به دست نیامده است.
تنها اثری که شاید بتوان آن را به فردی بلندپایه نسبت داد، تندیس کوچک مردی ریشدار از موهنجودارو است که تنها حدود ۱۷ سانتیمتر ارتفاع دارد و گاه از او با عنوان «شاه-کاهن» یاد میشود، اما هویت واقعی این پیکره همچنان نامشخص است.

یکی از معدود مجسمههای انسانی کشف شده در تمدن دره سند
همین فقدان نشانههای قدرت سیاسی یا مذهبی، برخی پژوهشگران را به این نتیجه رسانده که شاید جامعه دره سند بر پایه تصمیمگیری جمعی و مشارکت شهروندان اداره میشده است.
آیا حکومتی مبتنی بر اجماع وجود داشت؟
اداره شهرهایی با چنین نظم چشمگیری بدون نوعی سازمان مدیریتی امکانپذیر نبود. شبکه گسترده آبرسانی، انبارهای عمومی غلات، استاندارد بودن آجرها، اوزان و مقیاسها و هماهنگی میان دهها شهر، همگی نشان میدهد که نظامی کارآمد برای برنامهریزی و مدیریت وجود داشته است. اما اینکه این نظام چگونه عمل میکرد، هنوز مشخص نیست.
برخی پژوهشگران احتمال میدهند اداره این شهرها بر اساس شوراها، بازرگانان، مدیران محلی یا گروههایی از متخصصان انجام میشده و تصمیمها با توافق جمعی گرفته میشده است، نه با فرمان یک پادشاه.

نمونههایی از وزنهها و ابزارهای اندازهگیری کشف شده در تمدن دره سند
در مقابل، گروهی دیگر معتقدند نبود شواهد به معنای نبود حکومت مرکزی نیست و شاید کاخها یا مراکز قدرت هنوز کشف نشدهاند یا از موادی ساخته شدهاند که در طول زمان از بین رفتهاند.
جامعهای آرام و بدون جنگ؟
یکی دیگر از ویژگیهای جالب این تمدن، نبود شواهد روشن از جنگهای گسترده است. دیوارهای شهرها بیشتر برای مقابله با سیلابهای موسمی ساخته شده بودند، نه دفاع نظامی. همچنین آثار اندکی از سلاحهای جنگی یافت شده و بیشتر ابزارهای کشفشده برای شکار یا ماهیگیری بودهاند.
از شورشهای داخلی، زندانها یا مراکز مجازات نیز تاکنون نشانهای به دست نیامده است؛ هرچند نبود چنین شواهدی به معنای نبود کامل درگیری یا خشونت نیست.
معمایی که هنوز حل نشده است
از زمان آغاز حفاریهای علمی در دهه ۱۹۲۰ تاکنون، محوطههای تازهای از تمدن دره سند کشف شدهاند، اما پاسخ بسیاری از پرسشهای اساسی همچنان ناشناخته است. برخی پژوهشگران از حکومتی مذهبی، گروهی دیگر از الیگارشی یا اتحادی از قبایل سخن میگویند و عدهای نیز احتمال میدهند این تمدن نمونهای کمنظیر از حکمرانی مبتنی بر اجماع و مدیریت مدنی بوده باشد.
آنچه تاکنون روشن است، وجود جامعهای بسیار سازمانیافته، با شهرسازی پیشرفته، استانداردهای یکسان، شبکههای گسترده تجاری و توجه کمنظیر به بهداشت و زندگی شهری است. اما اینکه این نظم چشمگیر چگونه و به دست چه کسانی برای چندین قرن حفظ شد، همچنان یکی از بزرگترین معماهای باستانشناسی جهان باقی مانده است.
«سدهای عظیم 4500 ساله» که در زیر شنهای صحرا در اطراف «هرم سرخ» مدفون شدهاند

دو سازه عظیم که زیر شنهای صحرای دهشور و در نزدیکی هرم سرخ مصر مدفون شدهاند، شاید آنگونه که باستانشناسان سالها تصور میکردند جاده یا رمپ انتقال سنگ نبوده باشند. پژوهشی تازه نشان میدهد این سازهها احتمالاً بخشی از یک سامانه پیشرفته مدیریت آب بودهاند؛ سامانهای که برای مهار سیلاب، تهنشین کردن رسوبات و شاید کمک به اجرای یکی از بزرگترین پروژههای ساختمانی مصر باستان طراحی شده بود.
کد خبر :۳۰۸۷۹۱۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۸
فرادید| به گفته پژوهشگران، این مجموعه از دو سد بزرگ، یک مخزن ذخیره آب، کانالی برای هدایت جریان و احتمالاً نوعی سرریز مثلثی تشکیل میشده است؛ سازهای که در صورت تأیید، قدیمیترین نمونه شناختهشده از چنین فناوری هیدرولیکی در مصر باستان خواهد بود.
به گزارش فرادید؛ این سازهها در عرض وادی دهشور و در جنوبغربی هرم سرخ قرار دارند و احتمال میرود به آغاز دوران پادشاهی کهن، حدود ۴۵۰۰ سال پیش، تعلق داشته باشند. هرچند تاریخ دقیق ساخت آنها هنوز مشخص نیست، اما ابعاد چشمگیر و طراحی مهندسیشان احتمال ارتباط با پروژههای ساختمانی دوران فرعون سنفرو را تقویت میکند.
دو سد در دل یک دره
هر یک از این دو سازه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ متر طول دارند و تمام عرض وادی دهشور را میپوشانند. آنها در دو سوی دره به دامنهها متصل شدهاند و مقطع ذوزنقهای پهنی دارند که بسیار به سدهای خاکی و سنگی شباهت دارد.

بر اساس بازسازی توپوگرافی پژوهشگران، عرض پایه این سازهها بین ۱۵ تا ۳۰ متر و ارتفاع باقیمانده آنها حدود ۶ تا ۷ متر است، هرچند بخش بزرگی از محوطه اکنون زیر شن مدفون شده است.
مهمترین نکته، محل قرارگیری این دو سازه است. آنها بهجای پیروی از مسیر طبیعی عبور در دره، درست مسیر جریان آب را قطع کردهاند؛ دقیقاً همان جایی که انتظار میرود یک سد ساخته شود. به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند این دو سازه نه جاده، بلکه اجزای یک سامانه هماهنگ برای مدیریت آب بودهاند.
مهار سیلاب با فناوری پیشرفته
به باور پژوهشگران، سد بالادست نقش رسوبگیر را داشته است؛ یعنی سرعت سیلاب را کاهش میداده تا سنگ، شن و رسوبات تهنشین شوند. سپس آب نسبتاً زلالتر به سد دوم میرسیده که احتمالاً مخزن اصلی بوده است.
فضای میان دو سد نیز مانند یک حوضچه موقت عمل میکرده و شدت جریان را کاهش میداده است. چنین طراحیای از فرسایش کانالهای پاییندست جلوگیری میکرد و مانع از انباشته شدن سریع رسوبات میشد؛ موضوعی که در منطقه دهشور، با سیلابهای ناگهانی و زمینهای نرم آهکی، اهمیت زیادی داشته است.
برآوردها نشان میدهد این مخزن حدود ۸٫۵ هکتار وسعت و دستکم ۲۳۰ هزار مترمکعب ظرفیت داشته است. از آنجا که بخشی از آن زیر شن مدفون شده، ظرفیت واقعی احتمالاً بسیار بیشتر و شاید تا دو برابر این مقدار بوده است.
شاید جالبترین بخش این مجموعه، سازهای مثلثی در مرکز سد غربی باشد. تصاویر ماهوارهای و عکسهای هوایی قدیمی نشان میدهند این بخش با الگوی جاده یا رمپ سازگار نیست، اما کاملاً با یک سرریز هیدرولیکی مطابقت دارد.
پژوهشگران آن را نمونهای احتمالی از سرریز «منقار اردکی» میدانند؛ طرحی که با افزایش طول لبه سرریز، امکان عبور حجم بسیار بیشتری از آب را فراهم میکند، بدون آنکه سطح آب پشت سد به شکل خطرناکی بالا برود. محاسبات نشان میدهد این طراحی میتوانسته بیش از دو برابر یک سرریز مستقیم با همان عرض، آب را تخلیه کند و خطر سرریز شدن و شکست سد را بهشدت کاهش دهد.
اگر این تفسیر درست باشد، دهشور یکی از قدیمیترین نمونههای شناختهشده این اصل مهندسی در جهان را در خود جای داده است.

ارتباط احتمالی با ساخت هرم سرخ
پژوهشگران همچنین احتمال میدهند این سامانه به کانالی حدود یک کیلومتر طول متصل بوده که از کنار هرم سرخ عبور میکرده و در نهایت به شبکه آبراهههای مرتبط با نیل میپیوسته است.
این کانال آنقدر مرتفع نبود که کشتیها را مستقیماً از نیل به پای هرم برساند، اما ممکن است پس از رسیدن آب به فلات، جابهجایی سنگهای سنگین با بارجهای کوچک یا سورتمههای آبی را آسانتر کرده باشد. همچنین میتوانسته آب مورد نیاز کارگران، حیوانات و تهیه ملات را تأمین کند و از تأسیسات اطراف هرم در برابر سیلاب و رسوبات محافظت کند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که این فرضیه به معنای ساخته شدن هرم با کمک نیروی آب نیست، بلکه تنها نشان میدهد مدیریت آب احتمالاً بخشی از سامانه گسترده تدارکات پروژه بوده است.
شواهد اقلیمی نیز نشان میدهد دهشور در ۴۵۰۰ سال پیش بسیار مرطوبتر از امروز بوده و درههای خشک کنونی گاه سیلابهای شدیدی را تجربه میکردهاند. به باور پژوهشگران، شاید آب از حوضه بزرگتر وادی طفله نیز به این سامانه هدایت میشده و مساحت حوضه آبگیر را از چند کیلومتر مربع به بیش از ۱۰۰ و حتی ۴۰۰ کیلومتر مربع میرسانده است. در نتیجه، بارندگیهای فصلی و سیلابهای ناگهانی به منبعی قابل کنترل تبدیل میشدند.
با این حال، همه این نتایج هنوز در حد فرضیه است. این سازهها تاکنون کاوش باستانشناسی نشدهاند و بخش زیادی از محوطه نیز در منطقهای نظامی قرار دارد. بنابراین پژوهش حاضر بر پایه تصاویر ماهوارهای، نقشههای تاریخی، عکسهای هوایی، مدلهای توپوگرافی و محاسبات هیدرولیکی انجام شده است.
تخت جمشید؛ میراثی ارزشمند و بینظیر در تاریخ ایران
۲۳ تیر ۱۴۰۳
2 دیدگاه

هر پادشاهی، مقری برای سکونت خودش و امپراتوری که دارد در شهر یا کشوری که ساکن است بنا میکند. در جواب این سؤال که تخت جمشید چند سال قدمت دارد؟ باید بگوییم تخت جمشید بهعنوان میراث ۲۵۰۰ ساله ایرانیان بهدست پادشاهان هخامنشی در شیراز بنا شده است. این سازه عظیم و متفاوت شگفتیهای متعددی را در هر گوشه و کنارش پنهان کرده و با وجود حوادث ریز و درشتی که از سر گذرانده، هنوز هم بهعنوان یک بنای تاریخی خاص در جنوب ایران میدرخشد. اگر دلتان میخواهد که تاریخ ایران را از دوران گذشته و زمان آریاییها مرور کنید، تخت جمشید همان بنای دیدنی است که باید به سراغ آن بروید. برای شروع این سفر تاریخی ـ توریستی آماده هستید؟ کولهبارتان را جمع کنید و با اسنپ همسفر شوید.
فهرست مطالب
تاریخچه و قدمت تخت جمشید؛ یک بنای تاریخی باشکوه

تخت جمشید، پرسپولیس یا پارسه در سال ۵۱۸ پیش از میلاد به دستور داریوش اول که سومین پادشاه سلسله هخامنشیان بود در مرودشت شیراز ساخته شد. این بنا با هدف این پایهگذاری شده بود که پایتخت جدید هخامنشیان باشد، اما با توجه به اینکه ساخت آن چندین سال به طول انجامید، حتی در زمان خشایارشا و اردشیر یکم نیز ساخت این کاخ عظیم ادامه داشت و در نهایت پادشاهانی که بعد از داریوش به حکومت رسیدند در این بنا ساکن شدند. ۳۹ قرارگاه مسکونی موجود این مکان باستانی میزبان بیش از ۴۳ هزار نفر بودند.
سنگهای تراشخورده صیقلی که برای ساخت تخت جمشید و بناهای آن استفاده شده بود و کندهکاریها و حکاکیهای موجود در این محل هنوز هم با وجود ویرانیهایی که از سر گذراندهاند، نگاه گردشگران را بهسمت خودشان جذب میکنند.
در همه جای تخت جمشید لوحنوشتهها و گلنوشتههایی وجود دارد که برخی از آنها از بین رفتهاند و رد پای یک سری از این کندهکاریها هنوز هم در این محل قابلمشاهده است.
تخت جمشید چگونه ساخته شد؟
شروع ساخت تخت جمشید به دستور داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی بوده است؛ اما تکمیل این بنا تا زمان پادشاهان بعد از آن ادامه داشته و این کاخ میزبان سلسلههای دیگر ایرانی نیز بوده است. حدود ۱۱۸ تا ۱۲۰ سال ساخت این اثر هنری- تاریخی طول کشیده و این بنای تاریخی توسط کارگران زیادی که در هنر حکاکی و تراش سنگ استاد بودهاند ساخته شده.
در هر گوشه از آنچه از تخت جمشید باقیمانده میتوانید هنر دست استادکارانی که به صورت دلسوزانه و با علاقه برای ساخت این کاخ سنگی بزرگ قدم برداشتهاند را مشاهده کنید.
تخت جمشید چطور نامگذاری شد؟

تخت جمشید در گذشته نامهای مختلفی داشته است. نام یونانی این بنا «پرسای» یا شهر پارسیان بوده. همچنین شواهد نشان میدهد که نام انتخاب شده برای این منطقه از واژه «پرسپتولیس» اقتباس شده که به معنای ویرانکننده شهرها است.
در زمان پادشاهی ساسانیان در ایران نام سَدْستون (صد ستون) برای این بنا انتخاب شده بود. پس از آن نیز این بنا در زمان حکومت پادشاهان دیگر مانند صفویان تغییر نام داده و طبق روایتهای تاریخی به عنوان «چهل منار» شناخته میشده است.
در نهایت، «تخت جمشید» یا قصر شاهی جمشید، پادشاه نامی و شناخته شده ایران برای این اثر تاریخی خارقالعاده انتخاب شده، تا شکوه آن را به تصویر بکشد.
تخت جمشید قبل از ویرانی و حمله اسکندر مقدونی
توضیح عکس: نمای بازسازیشده از تخت جمشید قبل از ویرانی و حمله اسکندر مقدونی
در سال ۳۳۴ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پس از پیروزی بر داریوش سوم بهسمت تخت جمشید لشکرکشی کرد و ریشههای خشم او از پادشاهان هخامنشی و ایرانیان، گریبانگیر تخت جمشید نیز شد. بیشتر مردان ایران قبل از او به تخت جمشید رسیده بودند و میخواستند از این بنای ارزشمند در برابر اسکندر محافظت کنند اما اسکندر بیرحمانه با همه صنعتگران و سربازان جنگید و وارد تخت جمشید شد.
مورخان میگویند در آن دوران، تخت جمشید یکی از ثروتمندترین شهرهای جهان بود. خانههای مردم معماری اصیل داشت و با وسایل زیبا و گرانقیمت مبله شده بود. وقتی اسکندر وارد تخت جمشید شد، مقدونیها به خانه مردم رفتند و همه مردان را سلاخی و خانههایشان را غارت کردند. لباسهای ابریشمی ارزشمند، لوازم نقره، دستسازههای طلایی و اثاثیه خانهها را به غارت بردند و زنان را اسیر کردند. مورخان میگویند اسکندر گنجینههای تخت جمشید را با ۲۰هزار قاطر و ۵هزار شتر از ایران برد.
پس از تسخیر شهر، سپاه اسکندر یک مهمانی برگزار کردند و تا پاسی از شب جشن گرفتند. در پایان مهمانی، زنی با اصالت آتنی به اسکندر پیشنهاد داد تا شهر را به آتش بکشد. او میگفت یک شهر سوخته نماد قدرت اسکندر میشود و شهرت این دستاورد تمام جهان را میگیرد. اسکندر پیشنهاد او را پذیرفت و از سپاهیانش خواست مشعلها را آماده کنند و همگی مشعلهای فروزان خود را به داخل کاخ پرتاب کردند. آتش خیلی زود پیشروی کرد و کل محوطه کاخ سوخت و خاکستر شد.
این آتشسوزی بزرگ خسارت جبرانناپذیری به تخت جمشید زد. از کاخی با آن عظمت تنها ستونها، راهپلهها و سردرها باقی ماند. کتابهای علمی و مذهبی ایرانیان، آثار هنری و دستسازههای صنعتگران ایرانی همگی از بین رفتند و چیزی از آنها باقی نماند.
یک تالار مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان ۱۲ ستونی در قسمتهای شمالی، جنوبی و شرقی که ایوانهای شمالی و شرقی آن توسط پلکانهای سنگی به حیاطهای مقابل متصل شدهاند و چند ستون و بخش سنگی دیگر، تنها باقیماندههای تخت جمشید بعد از این هجوم تاریخی محسوب میشوند.
البته این آثار تاریخی در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدهاند، تا نام و خاطره پادشاهان هخامنشی و تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران را همچنان زنده نگه دارند.
بخشهای مختلف تخت جمشید

مساحت کلی تخت جمشید حدود ۴ کیلومتر است و برای دیدن کلیه بخشهای این مکان باید زمان کافی در نظر بگیرید. البته بعضی از قسمتهای تخت جمشید بعد از حمله مغولها آسیب بیشتری دیدهاند و اثر چندانی از آنها به جا نمانده؛ اما با یک نگاه کلی میتوانید تصویر کاخ اصلی را در ذهنتان مجسم کرده و خودتان را در زمان پادشاهی داریوش بزرگ تصور کنید. از جمله بخشهای تخت جمشید که معمولاً گردشگران از آنها دیدن میکنند میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
دروازه ملل تخت جمشید
به محض ورود به تخت جمشید شاهد دروازه سنگی خواهید بود که دو نگهبان از آن محافظت میکنند. این دروازه که به عنوان دروازه ملل نیز شناخته میشود، محل ورود نمایندگان ملتهای مختلف بوده است.
ارتفاع این بنا ۱۰ متر است و یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته. در قسمت دروازهٔ غربی و شرقی تخت جمشید طرحهایی به شکل مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده. همچنین شاهد شش کتیبهٔ میخی حجاری شده در ین محل خواهید بود که نام اهورامزدا نیز در آنها درج شد.

کاخ آپادانا یکی از عجایب تخت جمشید
کاخ آپادانا را میتوان به عنوان یکی از قدیمیترین کاخهای تخت جمشید در نظر گرفت. این کاخ بزرگ که به محض کشف تخت جمشید توجه گردشگران را به خودش جلب میکند، یک بنای باشکوه است که توسط داریوش بزرگ و به منظور برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه طراحی و ساخته شده.
۶ ردیف ستون ۶ تایی سقف این کاخ که ارتفاعی در حدود ۲۰ متر دارد را نگه میداشتهاند. کاخ تچرا یا «کاخ آیینه» که یکی دیگر از بناهای تاریخی ساخته شده در این مکان است در قسمت جنوب غربی کاخ آپادانا واقع شده.
کاخ تچرا یا خانه زمستانی
کاخ تچر یا کاخ تچرا که به کاخ آیینه نیز معروف است به دستور داریوش کبیر برای اقامت خودش ساخته شده. این کاخ به عنوان موزه خط نیز شناخته میشود و کتیبههای تاریخی زیادی در این محل وجود دارند. مساحت این کاخ ۲۹ در ۴۰ متر در نظر گرفته شده و حکاکیهایی مانند، خدمتکاران در حال بردن حیوانات و ظرفهای سرپوشیده برای برپایی ضیافت را که در این مکان حجاری شدهاند را میتوانید موقع بازدید از این قسمت تخت جمشید مشاهده کنید.
کاخ هدیش یا کاخ خصوصی خشایارشا
خشایارشاه این کاخ را برای خود و همسرش هدیش ساخت. بنیان کاخ هدیش ۱۸ متر بالاتر از سطح دشت است و مساحت آن حدود ۲۵۵۰ مترمربع بوده است. بر درگاههای بزرگ کاخ، نقش خشایارشا، با تاجی ساده و بیکنگره دیده میشود. بنا بر نظر برخی تاریخنگاران یونانی، اسکندر مقدونی آتشزدن تخت جمشید را از این کاخ آغاز کرده است. در بخشی از کتیبه خشایارشاه در کاخ هدیش این جملات در تأیید گوناگونی فرهنگ و قومیتهای ایرانی نوشته شده است: «منم خشایارشا، شاه بزرگ، شاه کشورهایی که دارای ملل گوناگون است، شاه این زمین بزرگ و پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.»
سایر بخشهای تخت جمشید
از دیگر بخشهای تخت جمشید که میتوانید از آنها در طول سفرتان به شیراز بازدید کنید میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
- کاخ شورا یا تالار مرکزی
- کاخ صدستون
- خزانه شاهی
- کاخ ه یا کاخ اچ
- کاخ سهدر
- کاخ ملکه و موزه
- پله شمالی و پله شرقی
تخت جمشید کجاست؟

برای دیدن تخت جمشید لازم است که ابتدا عازم شهر شیراز در استان فارس شوید. سپس میتوانید در فاصله ۵۷ کیلومتری شیراز در ۱۰ کیلومتری شمال شهرستان مرودشت توقف کنید. سپس میتوانید بقایای این کاخ سنگی عظیمالجثه را میتوانید در دامنه کوهی به نام «رحمت» که قبلاً با نامهای دیگری مثل «میترا» و «مهر» شناخته میشده مشاهده کنید.
تخت جمشید در کدام شهر است؟ این بنای تاریخی خاص روی سکویی که ۸ تا ۱۸ متر بلندتر از جلگههای مرودشت است ساخته شده و منظرهای جذاب و منحصر به فرد طبیعی از قسمتهای مختلف این کاخ قابل مشاهده بوده.
مشاهده موقعیت تخت جمشید روی نقشه
مکانهای دیدنی نزدیک تخت جمشید شیراز

پس از بازدید از تخت جمشید میتوانید از جاذبههای دیدنی شیراز که در نزدیکی این بنای تاریخی واقع شدهاند نیز دیدن کنید. برخی از دیدنیهای شیراز که در نزدیکی تخت جمشید قرار دارند عبارتند از:
- نقش رستم؛ بنای خوشتراش نمایش تصویری پیروزیهای پادشاهانی مانند شاپور، بهرام دوم، بهرام سوم، هرمز دوم و شاپور دوم
- پاسارگاد شیراز، آرامگاه کوروش کبیر
- نقش رجب و نمایش تاجگذاری اردشیر، نقش شاپور و همراهانش
- شهر استخر و تماشای بقایای آثار به جا مانده از ساسانیان و معبد آناهیتا
- گشتوگذار در شهر مرودشت و تماشای آثاری مانند سه گنبدان مرودشت
بهترین زمان سفر به تخت جمشید
در هر روز و هر فصل و هر ساعتی از سال که دلتان هوای کند و کاو در تاریخ ایران را داشته باشد میتوانید عازم شیراز شده و به دیدن تخت جمشید بروید. ستونهای سنگی پابرجای تخت جمشید همیشه انتظار گردشگران را میکشند، تا با شکوه تمام مانند پادشاهان هخامنشی از آنها میزبانی کنند.
با این وجود، بهترین زمانی که برای سفر به شیراز در نظر گرفته میشود پاییز و بهار است. در این دو فصل هوا به اندازهای گرم نیست که خورشید تابان گردشگران را گرمازده کند و اجازه بازدید کامل از تخت جمشید را به آنها ندهد. همچنین، سرمای هوا نیز سوز استخوان سوز ندارد و توریستهایی که برای دیدن این اثر تاریخی آماده شدهاند مجبور نخواهند بود که سریعاً این مکان را ترک کرده و خودشان را به یک هتل یا اقامتگاه امن و گرم برسانند.
بهترین روش سفر به تخت جمشید
برای سفر به تخت جمشید چندین روش پیش روی گردشگران است. از طریق زمینی، هوایی و با خودروی شخصی میتوانید به شیراز و مرودشت رفته و خودتان را به محلی که این اثر تاریخی قرار دارد برسانید.
بهترین راه برای سفر به تخت جمشید خرید بلیط هواپیما شیراز است. با خرید بلیط هواپیما از اسنپ شانس این را خواهید داشت که با بهترین ایرلاینهایی که خدمات سفر به شیراز را ارائه میدهند همسفر شوید. همچنین با توجه به کوتاه بودن مدت سفرتان تا شیراز، فرصت بیشتری برای گشت زنی در این شهر و تماشای کلیه آثار آن از جمله تخت جمشید و دیدنیهای اطراف این مکان خواهید داشت.
هتلها و مراکز اقامتی نزدیک تخت جمشید
برای اقامت در شیراز و گشت زنی در اطراف این شهر و رفتن به تماشای تخت جمشید، نیاز به رزرو یک هتل مناسب در این شهر خواهید داشت. برای رزرو هتل در شیراز چندین و چند گزینه پیش رویتان وجود دارد. با توجه به بودجهای که دارید و موقعیت مکانی مد نظرتان میتوانید یکی از هتلهای ۵ ستاره، ۴ ستاره، ۳ ستاره تا تک ستاره شیراز را برای اقامت در نظر بگیرید.
از جمله بهترین هتلهای شیراز از نظر مسافران برای اقامت در این شهر میتوان به هتل زندیه شیراز، هتل چمران شیراز، هتل بزرگ شیراز و هتل پرسپولیس شیراز اشاره کرد.
سخن پایانی
تخت جمشید به انگلیسی Persepolis یا پرسپولیس نامیده میشود و یکی از دیدنیهای تاریخی شهر شیراز است. این بنای تاریخی- هنری همه ساله میزبان گردشگران زیادی از داخل و خارج کشور بوده و افرادی زیادی برای تماشای یک اثر تاریخی چند هزارساله به این شهر سفر میکنند.
برای سفر به شیراز و تماشای تخت جمشید ابتدا باید بدانید که فاصله تخت جمشید تا شیراز حدود ۵۷ کیلومتر بوده و فاصله فرودگاه تا مجموعه جهانی تخت جمشید چیزی حدود ۸۰ کیلومتر است؛ بنابراین اگر میخواهید از این اثر تاریخی دیدن کنید، باید زمانبندی مناسبی برای سفرتان داشته باشید.