آپلود عکس
دریاچه نئور منطقه ویلکیج - شهرستان نمین -استان اردبیل
ننه کران(  نونه کرانیم ) | دی ۱۴۰۲

 ۴۰ عکس نوستالژیک از سیزده به در ایرانی‌ها در سال‌های دور و نزدیک=باز نشر از سایت خوگر

40 عکس نوستالژیک از سیزده به در ایرانی ها در یک قرن گذشته

چیدمان بر اساس فضافضای باغ

۴۰ عکس نوستالژیک از سیزده به در ایرانی‌ها در سال‌های دور و نزدیک

نویسنده: تحریریه مجله خوگر تاریخ: فروردین ۱۶, ۱۴۰۲

سیزده به در از گذشته تا به امروز، جزو آداب و رسوم مهم ایرانی‌ها بوده و به روز طبیعت شهرت دارد. اما تاریخچه سیزده به در، در ایران باستان به این قضیه مربوط می‌شود که سیزدهمین روز هر ماه، در سال نمای زرتشتی به روز تیز ایزد شناخته می‌شود. ایرانیان باستان در زمان خشک‌سالی و در روز ۱۳ام هر ماه آیین ویژه‌ای برگزار می‌کردند و برای پیروزی تیز ایزد بر دیو خشک‌سالی به طبیعت می‌رفتند و دعای مخصوص بارش باران را می‌خواندند.

سیزده به در، در دوره ساسانیان

سیزده بدر دوره ساسانیان

سیزده بدر دوره ساسانیان

سیزده بدر دوره ساسانیان

در دوره ساسانیان، در تاریخ ۱۳ فروردین ماه در دربار پادشاهی شروع می‌شد و این جشن در تاریخ ۱۸ فروردین ماه به پایان می‌رسید.

سیزده بدر دوره ساسانیان

این آیین به صورت گردش و تفریح در باغ و بوستان به همراه خواندن آواز و سرود بوده است.

سیزده بدر دوره ساسانیان

در دوره ساسانیان که سبزه بیرون از خانه رشد نمی‌کرد، مردم انواع سبزی می‌کاشتند و معتقد بودند که قبل از سبز شدن سبزه می‌روید.

سیزده بدر دوره ساسانیان

کاشت سبزیجات مختلف به گونه‌ای بود که هر کدام بهتر رشد می‌کردند، در آن سال در زمین همان گیاه را بکارند.

سیزده بدر دوره ساسانیان

سیزده به در دوران قاجار

سیزده به در دوران قاجار

در دوره قاجار، مردم ۱۳ فروردین را در اماکن عمومی جشن می‌گرفتند و حتی زنان می‌توانستند بدون حجاب در خیابان‌ها ظاهر شوند.

سیزده به در دوران قاجار

منبع تاریخی دیگری می‌گوید که در ۲۳ فروردین خانواده‌ها با سماور و غذای خود به بیرون از شهر می‌رفتند.

سیزده به در دوران قاجار

یکی از رایج ترین غذاهایی که مردم در این روز می‌خورند، سالاد سکنجبین است.

کاهو سکنجبین

خانواده‌هایی که از وضعیت مالی بهتری برخوردار بودند علاوه بر غذای اصلی آش نذری نیز تهیه می‌کردند.

آش نذری

نحوه برگزاری سیزده بدر در ایران باستان

نحوه برگزاری سیزده بدر در ایران باستان

سیزدهم فروردین به نوعی آغاز نیم سال دو زراعی است و مردم ایران به مزارع خود می‌رفتند تا با خدای باران مناجات کنند.

سیزده بدر قدیمی

و سالی خوب و مزارع سرسبز و پر گل و گیاهان صحرا را نوید دهند و شادی می‌کردند و آواز می‌خواندند.

به علاوه در این روز سبزی صحرا جمع می‌کردند و پختن سوپ و غذاهای مخصوص را فراموش نمی‌کردند.

 پختن سوپ و غذاهای مخصوص

بخشی دیگر از مراسم ۱۳ گانه بدر مربوط به عقایدی است که به نحوی با سرنوشت مرتبط هستند. برای مثال می‌توان به فال و شعرخوانی و موارد دیگر اشاره کرد.

سبزه سیزده بدر

بازی های دسته جمعی، آوازها و رقص های مشترک، جمع آوری گیاهان صحرایی، پرواز بادبادک ها، اسب سواری.

فال گرفتن به دست بزرگان فامیل، یکی دیگر از تفریحات در سیزده به در عید نوروز است.

فال گرفتن به دست بزرگان فامیل

تعدادی از خانواده‌ها برای اینکه بیشتر از فضای روز طبیعت لذت ببرند، دسته جمعی با اقوام و دوستان خود به فضای سبز می‌روند.

سیزده بدر در طبیعت

سیزده بدر در طبیعت

نمایش های شاد و آب بازی بخشی از مراسم سیزده بدر ایران باستان و زمان حال است که ریشه در باورها و فرهنگ‌های اساطیری دارد.

فرهنگ‌های اساطیری

فرهنگ‌های اساطیری

سیزده به در در طبیعت

جالب است بدانید که سیزدهم فروردین روز رسمی درخواست باران برای تمام کشورهای ایران است و در اوستا از خوردن غذا در دشت ها و بیابان ها نیز یاد شده است.
سیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعتسیزده به در در طبیعت

به این مطلب علاقه داشتید؟

ادامه نوشته

معنی نوستالژی؛ دلایل و راه‌های غلبه بر آن=از https://www.chetor.com

معنی نوستالژی؛ دلایل و راه‌های غلبه بر آن

مریم محمدی به‌روزرسانی: اسفند 1401 ۸ دقیقه

روانشناسی

۱

اشتراک‌گذاری

حتما این حس را تجربه کردید که اوقات خوش گذشته را به‌یاد آورید و احساس دلتنگی کنید. یا ممکن است گاهی فکر کردن به گذشته احساس بد و منفی در شما ایجاد کرده باشد. به هر حال تقریبا همهٔ افراد چنین تجربیاتی داشته‌اند. در این مقاله قصد داریم معنی نوستالژی و ویژگی‌ها و دلایل آنچه که «نوستالژی» نامیده می‌شود را بررسی و راه‌های غلبه بر حالت افراطی آن را بیان کنیم.

راهنمای مطالعه نمایش

نوستالژی چیست؟

وقتی کلمهٔ نوستالژی را می‌شنویم، چیزی که در ذهن‌مان تداعی می‌شود اغلب با محتوایی از غم و اندوه و فقدان همراه است. واژهٔ نوستالژی از ریشهٔ یونانی کلمهٔ «نوستوس» به معنی بازگشت و «آلگوس» به معنی درد است. اما معنی نوستالژی چیست؟ نوستالژیدر واقع احساسی است که هنگام فکر کردن به گذشته به ما دست می‌دهد.

ویژگی‌های نوستالژی

معنی نوستالژی

نوستالژی احساس مبهمی است که در موقعیت‌های مختلف و به روش‌های مختلف اتفاق می‌افتد. در اینجا به برخی ویژگی‌های آن اشاره می‌کنیم:

نوستالژی یک احساس است

این بارزترین ویژگی نوستالژی است. گرچه ما اغلب زمانی که از کلمهٔ احساس استفاده می‌کنیم، معنی اصلی آن را واقعا نمی‌دانیم. در واقع احساس یک تجربهٔ ذهنی است که با واکنش‌های عاطفی همراه می‌شود. به‌عبارت دیگر نوستالژی یک حس زودگذر است، اما می‌تواند دائمی شود.

نوستالژی برای همه اتفاق می‌افتد

نوستالژی صرف‌نظر از جنسیت، سن، طبقهٔ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگ، بر ما تأثیر می‌گذارد. همهٔ ما دوره‌ای از زندگی‌مان را پشت سر گذاشتیم که با احساسات مختلفی از آن یاد می‌کنیم.

برخی از افراد نسبت به دیگران تمایلات نوستالژیک بیشتری دارند

شاید از آن دسته افرادی هستید که تفکری روبه جلو دارید و به آینده فکر می‌کنید. یا از آن دسته افرادی که اسباب‌ بازی‌های دوران بچگی‌تان را نگه‌داشتید. آدم‌ها در بسیاری از موارد متفاوتند. نوستالژی به شخصیت و شیوهٔ زندگی ما بستگی دارد.

معمولا امور نوستالژیک را ایده‌آل می‌بینیم

عبارت «روزهایی که گذشت بهتر بود» با جنبه‌های مثبت موقعیت‌ها و تجربیات ما ارتباط دارد. حافظهٔ ما را از طریق حفظ خاطرات خوب و حذف خاطرات بد محافظت می‌کند. همچنین باعث می‌شود با فراموش کردن اشتباهات گذشته، شادتر باشیم.

نوستالژی دلایل زیادی دارد

هرچیزی می‌تواند باعث نوستالژی شود. برای مثال: بوی عطر پدربزرگ‌تان، کیکی که در بچگی خوردید، آهنگی مربوط به یک لحظهٔ خاص و… . ما از طریق حواس تجربیات قبلی را بازسازی می‌کنیم.

نوستالژی به ما کمک می‌کند که رشد کنیم

خاطرات در طول زندگی ما را هدایت می‌کنند. به‌یاد آوردن لحظات شاد حتی اگر در گذشتهٔ دور اتفاق افتاده باشد، ما را شاد می‌کند. نوستالژی به ما کمک می‌کند که خود را عمیق‌تر بشناسیم، عزت نفس‌مان را افزایش می‌دهد و از ما در برابر تنهایی محافظت می‌کند همچنین به ما قدرت مواجهه با چالش‌های جدید را می‌دهد.

نوستالژی برای بسیاری از افراد الهام‌بخش است

نوستالژی احساسی است که به ما انگیزهٔ خلق کردن می‌دهد. در هنرهایی همچون موسیقی، نقاشی و ادبیات مثال‌های زیادی از شکست‌های عاطفی یا چشم‌اندازهای قدیمی می‌بینیم که الان تبدیل به نوستالژی شدند.

معنی نوستالژی

احساس دلتنگی باعث می‌شود آدم‌ها برای محصولاتی که یادآور گذشته هستند پول بپردازند. به همین دلیل از احساس نوستالژی در بازایابی و فروش هم استفاده می‌شود. در واقع نوستالژی سلاحی قدرتمند برای ارائهٔ خدمات است.

چرا نوستالژی داریم؟

معنی نوستالژی

بر اساس مطالعه‌ای در دانشگاه ساوتهمپتون، نوستالژی باعث افزایش خوشبینی به آینده می‌شود.

در این پژوهش از گروهی از افراد شرکت‌کننده در آزمون خواسته شد دربارهٔ تجربهٔ نوستالژی مطلبی بنویسند. گروهی دیگر باید در مورد یک خاطره معمولی می‌نوشتند. نتایج نشان داد که گروه اول از عبارات مثبت بیشتری نسبت به گروه دوم استفاده کردند.

در یک آزمایش دیگر در این دانشگاه، کشف شد که آهنگ‌هایی که باعث ایجاد حس نوستالژی در افراد می‌شدند خوشبینی بیشتر هم به وجود می‌آوردند.

نوستالژی یک پاسخ طبیعی یه تغییر است. موقعیت‌هایی مانند از دست دادن یک دوست، نقل مکان از شهری به شهر دیگر که زندگی روزمره ما را تغییر می‌دهد و باعث می‌شود که مجبور شویم به شرایط جدید عادت کنیم. در واقع ما حتی تغییرات گذشته دور را هم به‌خاطر می‌آوریم.

نوستالژی معمولا با تغییرات نامساعد گره خورده است. هرچند ممکن است که در خانواده‌ی شادی بزرگ شده باشیم، در محل کاری دوستانه کار کرده باشیم، سلامت بوده باشیم و درآمد خوبی داشته بوده باشیم، بازهم ممکن است بخش‌هایی از زندگی‌مان را به‌عنوان نوستالژی به‌یاد می‌آوریم. تقریبا اکثر ما فکر می‌کنیم در گذشته همه‌چیز آسان‌تر بوده است.

هر مرحله از بزرگ‌شدن سختی‌ها و راحتی‌های خودش را دارد. گاهی ناچاریم تصمیماتی بگیریم، و نمی‌توانیم به این فکر نکنیم که بخش‌های مثبتی از زندگی‌مان در در طول مسیر از دست داده‌ایم. بازسازی لحظات شاد گذشته باعث ایجاد نوستالژی و افزایش روحیهٔ ما می‌شود. هرچند ممکن است چون فکر می‌کنیم در گذشته شادتر بوده‌ایم دچار احساس غم هم بشویم.

۱۰ نکتهٔ مهم برای غلبه بر نوستالژی افراطی

اگر اغلب اوقات احساس نوستالژی را تجربه می‌کنید، شاید چیزی در زندگی‌تان سرجایش نیست. نوستالژی افراطی می‌تواند ناشی از مشکلاتی از قبیل: کاهش عملکرد، مشکلات تمرکز، بی‌خوابی، افسردگی یا حتی مشکلات جسمی باشد.

در اینجا به برخی از راه‌های غلبه بر نوستالژی افراطی که برای بهبود کیفیت زندگی‌تان مؤثرند، اشاره می‌کنیم:

۱. واقع‌بین باشید

همهٔ ما گذشته و حال را با هم مقایسه می‌کنیم. سعی کنید به‌جای این کار، برای سازش با مراحل جدید زندگی‌تان زمان بگذارید. تغییر محل زندگی یا گروه دوستی‌تان گرچه دشوار است اما می‌تواند سودمند هم باشد.

۲. احساسات خود را توصیف کنید

گاهی اقدامات ساده‌ای مانند توصیف آنچه اتفاق می‌افتد، می‌تواند مؤثر باشد. خودارزیابی لحظه به‌لحظه به ما کمک می‌کند عواملی که در زندگی‌مان سودمند نیست شناسایی و حذف کنیم.

۳. با افراد مثبت معاشرت کنید

معنی نوستالژی

اجتناب، انزوا و نداشتن ارتباط می‌تواند نوستالژی ایجاد کند. صحبت کردن و ارتباط داشتن با دوستان و اعضای خانواده راهی مؤثر برای غلبه با نوستالژی افراطی است.

۴. بر آنچه باعث احساس درد و غم می‌شود، تمرکز نکنید

گاهی یادآوری تجربیات گذشته مانع پیشرفت می‌شود. برای مثال نگهداری وسیله‌ای که باعث می‌شود به‌یاد رابطه قبلی‌تان بیفتید، کار درستی نیست. اما اگر شما جایی دورتر از خانوادهٔ خود زندگی می‌کنید، عناصری مانند عکس آنها می‌تواند به شما قدرت ببخشد تا بر دلتنگی‌تان غلبه کنید.

زمانی که خاطرات تلخ گذشته را بیش از اندازه مرور می‌کنید یا وسایلی مربوط به آن دوره را به صورت وسواس‌گونه نگهداری می‌کنید، نوستالژی افراطی ایجاد می‌شود. در این شرایط می‌توانید از دوستی صمیمی بخواهید که برای مدتی طولانی آنها را پنهان کنند و حتی در مواقعی دور بریزند. نکتهٔ مهم این است که تلاش کنید تا توانایی کنترل خود را به‌دست آورید.

۵. یادتان باشد که شما می‌توانید شرایط را تغییر دهید

مرگ یک دوست رویدادی غم‌انگیز است که برای آن راه حلی وجود ندارد. همیشه می‌توانید از لحظاتی که با یکدیگر سپری کردید به‌خوبی یاد کنید، در مورد او با افراد دیگر صحبت کنید و هرگز او را فراموش نکنید. می‌توانید با یادگیری تکنیک‌های حل مسئله از ایجاد نوستالژی افراطی جلوگیری کنید و شرایط سخت زندگی خود را تغییر بدهید.

۶. خودتان را به چالش بکشید

هیچ‌چیز نباید مانع افزایش اعتماد به‌نفس شما شود. برای خود اهدافی تعیین کنید سپس برنامه‌ریزی کنید. می‌توانید با انجام تمرینات سخت توانایی‌های خود را افزایش دهید. به نوستالژی اجازه ندهید مانع پیشرفت‌تان شود.

۷. عادات سالم خود را حفظ کنید

این توصیه برای هر شرایطی قابل اجرا و مفید است. سلامت جسم و روان خود را در اولویت قرار بدهید.

مراقبت از خود برای شما این امکان را فراهم می‌کند که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید و با دید مثبت‌تری زندگی‌تان را ارزیابی کنید.

اقداماتی مانند: رعایت کردن یک رژیم غذایی متعادل، استراحت کردن، حفظ عزت نفس، ورزش کردن و… باعث می‌شود تا با انرژی بیشتری بر سختی‌ها غلبه کنید.

۸. ذهن‌تان را خالی کنید

برخی افراد درون‌گرا هستند. در حالی که برخی دیگر هنگام بروز مشکل، به راحتی با دیگران صحبت می‌کنند. صحبت کردن در مورد مشکلات، عاملی است که به شما کمک می‌کند ذهن‌تان را از تمرکز بر افکار مرتبط با خشم و اندوه خالی کنید.

از تکنیک‌های آرام‌سازی استفاده کنید و زمانی را برای خالی کردن ذهن‌تان از افکار منفی اختصاص بدهید.

۹. سعی نکنید با نوستالژی مقابله کنید

تنها زمانی نیاز دارید نوستالژی را متوقف کنید که به‌صورت دائمی برای‌تان ناراحتی ایجاد کند و مانع از انجام کارهای روزمره‌تان شود.

۱۰. اگر نمی‌توانید نوستالژی افراطی را متوقف کنید، کمک بگیرید

زمانی که تلاش‌تان برای غلبه بر نوستالژی بی‌فایده است، لازم است که از متخصصین کمک بگیرید. ممکن است گاهی احساس شرم کنید. یا حتی فکر کنید دیگران شما را درک نمی‌کنند و این امر موجب شود از کمک گرفتن اجتناب کنید. در این شرایط حتما به فردی مطمئن و با صلاحیت کافی مراجعه کنید. روان‌شناسان و روان‌پزشکان با ارائهٔ راه‌حل‌های مؤثر، بسیاری از مشکلات روان‌شناختی افراد را درمان می‌کنند.

ادامه نوشته

یک دوربین، یک نگاه: کاشف فروتن لحظه‌های ناب=از سایت عکاسی

یک دوربین، یک نگاه: کاشف فروتن لحظه‌های ناب

نویسنده: هجیر تشکری | ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ | پرونده موضوعی | 0 |

یک دوربین، یک نگاه: کاشف فروتن لحظه‌های ناب

درآمد

استعاره‌ی «نقاب مرگ» در سنت نوشتاری غرب به دستمال یکی از قدیسین به نام «سنت ورونیکا» اشاره دارد. ورونیکا در زمان مصلوب شدن حضرت مسیح، پسر خدا! دستمال خود را بر چهره‌ی رنجور و خونین او گذاشت و شمایلی از صورت پیامبر مصلوب صلح بر دستمال نقش بست تا در همیشه تاریخ راوی مصائب مسیح باشد. عکس اثر انگشتی ست بر پیکره و لوح تاریخ مدرن. به راستی آیا چهره‌ی عکاس نیز به مثابه‌ی اثر انگشت بر دستمال نقش می‌بندد؟!

عکاسی را پیش‌ترها «قابل اعتمادترین و صادقانه‌ترین بازتولید امر واقعی» می‌دانستند. امروزه اما این تعاریف و تعابیر تغییرات ژرفی یافته‌اند. عکاسی مومیایی تصاویر جهان است با زبان نور و ابزار تکنیکال. پیر بوردیو، عکاسی را «پیروزی قاطع ابزار بر طبیعت» نام نهاده و در این میان نقش انسانی عکاس را شهادت دادن بر روزگار در حال گذر می‌داند. آری این چنین است! عکاس شاهدی‌ست که در لحظه زندگی می‌کند، اما برش لحظه‌ای او بعدها بدل به فرالحظه می‌شود و نام خاطره به خود می‌گیرد. به بیان دیگر، عکاسی تجربه‌ی زمان حال است برای تحصیل حاصل در آتیه؛ و عکاس «جانشین سحرآمیزی برای آن‌چه زمان تخریبش کرده فراهم می‌آورد.»

در میان هنرهای مدرن، عکاسی پدیده‌ای ست منحصر به فرد. بر بنیاد نظریات «جان سارکوفسکی» عکاسی بیرون از تاریخ رشد یافته و محصول تجربه‌ی بشری ست نه میراث فرهنگی. در میان نظام‌های گوناگون بیانی و رسانه‌ها نیز، عکاسی موضوعی ست ویژه، چرا که در زمره‌ی هنرها و آثار تقدیس شده‌ی کلاسیک چون ادبیات، نقاشی، موسیقی و… نیست. در پیوند با چنین نگاهی، عکاسی کنشی تفسیرگرایانه نیست بلکه از جنس واقعیت است. لذا چون به امر واقعی می‌پردازد، داده‌های آن یقینی‌اند و برخلاف هنری چون سینما که توهم زاست، عکاسی توهم زداست.

از منظر تاریخی، این هنر در آغاز از الگوهای فرهنگی آریستوکرات ها، نوبل‌ها و طبقات فوقانی جامعه محسوب می‌شد. بدین معنا که عکاسی علی‌الاغلب کارکرد و منزلتی زیبایی شناسانه و تجمل گرایانه در میان مرفهین داشت. در شناخت جغرافیای فرهنگی ایران و تبارشناسی تاریخی هنر نیز هر چند هنرهایی چون موسیقی به رغم موانع ستبر مذهبی، در نواحی مختلف ایران واجد قدمتی تاریخی‌اند، اما هنرهای انضمامی چون عکاسی، در این پیکربندیِ فرهنگی محلی از اعراب نداشته‌اند.

امروزه اما تمدن تصویری به وضوح در حال شکل گیری است. ایماژها زبان گویای جهان جدیداند، و عکاسی به مثابهی پدیده‌ای مدرن و چشم سوم انسان جدید، خود نیز یکی از فرآورده‌های فرهنگی و هنری همین انسان است. لذا، عکاسی نه تنها از وجوه فرهنگ مدرن نازدودنی ست، بلکه نشانه‌ی هژمونی عقل ابزاری بر طبیعت و چیرگی ابزار بر اشکال (طبیعی) است. عکاسی به مثابه‌ی نوعی شیوه‌ی بیان و اظهارنظر، از منابع «شناخت» جهان هم تلقی می‌شود. از سوی دیگر جهش تکنولوژیک انسان جدید و فناوری‌های امروزین، هزاران سال انسان را از روزگاری که عکس‌ها را با حرارت کباب پزهای گازی خشک می‌کرد، به پیش رانده و امروزه عکاسی هنر شایع و اپیدمیک عصر هیاهوست! بنابراین، بدین معنا عکاسی هنری دموکراتیک است. شاید از همین رو بتوان فهمید چرا کسی چون والتر بنیامین مارکسیست آلمانی به دلیل پیشرفت تکنولوژی و تولید و بازتولید مکانیکی انبوه آثار هنری خاصه عکس و اشاعه‌ی عکاسی، فضیلت دموکراتیک و فراگیری و قابلیت دسترسی عکاسی را قداست‌زدایی می‌دانست و به نوعی آن را تحقیر می‌کرد! اما آیا این وجه مثبت عکاسی نیست؟! تحقیر تکنولوژی فراگیر و تقلیل اشاعه‌ی عکس، به حتم تحقیر وجهی از دموکراسی ست! شاید به همه‌ی این دلایل، همان‌گونه که سارکوفسکی یادآوری می‌کند: عکاسی یکی از بنیادی‌ترین، آموزنده‌ترین، مخرب‌ترین، مؤثرترین، معضل بارترین و عجیب‌ترین پدیده‌های دوران مدرن است.

عشایر قشقایی، فارس، اقلید

کاراکتر عکاس

«شروع کرد به گفتن این‌که بهتر است مردم چشم داشته باشند. گفت با چشم خیلی کارها می‌شود کرد. می‌شود… دید و کاری کرد که دیده شوی.» (فریبا وفی: حتی وقتی می‌خندیم، ص ۱۷).

هنری میلر درباره‌ی «براسایی» عکاس معروف فرانسوی می‌گوید چشم او از هیچ چیزی سرسری نمی‌گذشت. غفاری در دوره‌ای عکاسی را آغاز کرد که این کنش، چندان عمومیت نداشت؛ عملی فراگیر نبود اما فراتر از زمان تلقی می‌شد و تا حدی تابو بود. عکاسی البته این شانس را داشت که برخلاف هنرهای غیرمکتوب چون موسیقی، آواز، مجسمه سازی و… از نظر مذهبی نامشروع شمرده نشود؛ و محیط اجتماعی به رغم سخت گیری‌های اولیه در پذیرش عکاس و عکاسی، مخالفت مبنایی با آن نداشت. بدین ترتیب، پس زدن و سپس پذیرش این ژانر با تساهل همراه بود. در آن دوره، خرید دوربین با درنظرداشت هرم نیازهای مزلو و گوشزد مولانا که: آدمی اول حریص نان بود، عملی آوانگارد تلقی می‌شد.

زادگاه او نیز روستای فرزانگان بود و مرکز آوانگاردیسم شهر و دیار ما در ساحت فکر و فرهنگ. به رغم تساهل یادشده، سخت گیری‌ها و دگماتیسم غالب خرده فرهنگ‌های سنتی نسبت به عکاسی، بر صعوبت کار و هنر غفاری می‌افزود. با این همه، کنش‌های هنری او روشنفکرانه بوده‌اند و او با پرهیز از نگرش قومیتی، نوعی پروتست هنری را نمایندگی می‌کند. غفاری، لندسکیپ وسیع‌تری از اکثر همکاران خود، خاصه لاحقین آن‌ها دارد. او دانش آموخته‌ی عکاسی ست و همین روزها نیز نشان درجه یک فرهنگی را دریافت کرده است. شخصیت هنری‌اش وزین و فاخر است و زندگی‌اش بدون روتوش. به گونه‌ای که میان آثار و شخصیت او می‌توان ارتباطی معنادار را رصد کرد. او با چشمان و نگاه تیز و پر از برقش، گویی بدون دوربین هم عکاسی می‌کند. شاید این سرخوشی اصیل و شهودی چشمانش نیز خود از جنس هنر باشد.

عکس هوایی، برداشت محصول

کلیت آثار

دوربین «حسن غفاری» حافظه‌ی اجتماعی ماست. او عاشق عکاسی ست و چهره فتوژنیک اش نیز این عشق را جار می زند. عکاسی او فیگوراتیو نیست. تاریخ نگاری بدون شرح است و کنشی فرهنگی، نه صرفاً عملی فنی یا زیباشناسانه. کنشی که کارکردی جامعه‌شناسانه دارد و به یاری مردم شناسان می‌شتابد. نوعی عکاسی مستند اجتماعی و از سنخ جامعه شناخت که در ژانر عکاسی صریح (straight) و مستندنگاری بخش بندی می‌شود. ابژه‌های عکاسی او غالباً دو چیزاند: انسان و طبیعت؛ اما عکاسی او توصیف و ستایشی ناب از معانی انسانی ست. در عکس‌های او هم درهم تنیدگی تصویر و موضوع مؤید شأن حرفه‌ای عکاس است. او عکاس حاشیه‌هاست. حاشیه‌هایی که متن آنها را پس می زند؛ و در جامعه‌ای که فاقد سنت‌های تصویری است، این کنش عکاس معنای دیگری نیز می‌یابد. به همین علت، تصاویر غفاری به حفاری و باستان شناسی فرهنگی ما در آینده کمک شایانی خواهند کرد. چرا که این فوتوگرافِ روشنفکر، راویِ زیستِ سلسله‌ی در معرضِ انقراضِ عشایرِ ایران و صدای غم فروخوردگان و غم بلعیدگان دیار ماست. لذا، در کمپوزیسیون آثار او پیوند تاریخ و جغرافیا مشهود است.

عکس‌های غفاری خشک و رسمی نیستند و به دلیل خوش قریحگی او چشمان مخاطب را بر می‌انگیزند. مجموعه‌هایی هیجان انگیز، ستودنی، جاندار و باطراوت که به لحاظ گرافیکی غنی و به گونه‌ای شاعرانه موجزاند و با حال و هوایی لطیف، جلوه‌ای نقاشانه و نگاهی شاعرانه، با چند زبان، بی واسطه با جان مخاطب سخن می گویند. کالاهایی مقدس که درکی تازه از زیبائی‌های زیست جهانِ بومی به ما هدیه می‌دهند و از فریبندگی طبیعت تا فرزانگی فرهنگ را در بر می‌گیرند. با داوری ذوقی و شخصی، جذابیت عکس‌های او را می‌توان با اندکی احتیاط محصول سه موضوع دانست: ماهیت عکس‌ها؛ صورت ظاهری عکس‌ها (فرم) و تعلق عکس به گروه‌هایی خاص از جامعه. لذا، من عکس‌های او را فراتر از ابژه‌ای فنی می‌فهمم! هرچند کشف معناهای صریح عکس در حوزه‌ی ذوقیات جای می‌گیرد، اما با فاهمه‌ی متعارف می‌توان ردپای کنشی معطوف به رهایی را در آثار او مشاهده کرد.

از نظر نگارنده، معنای صریح عکس‌های او دموکراسی ست. گرچه او از ارزش‌ها و روابط سنتی تصویر می‌سازد، اما این کنش در نظام ارزشی مدرن معنا می‌یابد. رمزگشایی از معنای مازادی که عکس به واسطه‌ی مبهم بودن نیز واجد آن است، می‌تواند مؤید این ادعا باشد! عکس‌های او اگرچه فرد محوراند اما با تفرد و فردیت تعریف نمی‌شوند بلکه در رابطه با جامعه، زیست بوم و دیگران (others) تعریف می‌شوند و معنا می‌یابند. بدین ترتیب، در آثار او «روابط جمعی» افراد در درجه‌ی نخست اهمیت قرار دارد. «چهره نگاشت» های او چهره‌هایی مازاد افراداند. رنج و دردهای مصور یک تاریخ‌اند و آبستن هزاران واژه. فریم‌های غفاری، جنگلی هستند شاخه در شاخه همه آغوش و ریشه در ریشه همه پیوند. زیبایی شناسی (استتیک) عکس‌های او نیز رئالیستیک محض‌اند. همانگونه که برخی از عکس‌های او فراتر از عکس صرف‌اند. ایده نگاشت‌اند. برخی از آثارش نیز عکس- داستان (photostory) های ژرف و پر از حرف‌اند. تصاویر غفاری فاقد آرایش و آلایش و فریاد واره هایی از ژرفنای درد و رنج انسانهای گوشت و پوست و خون دار زیست بوم استضعاف‌اند. عکس‌های او پنجره‌ای رو به زندگی‌اند با حس ژرفی از طراوت و طربناکی اکوسیستم سنتی در عین و حین تصویر ناکامی‌ها و محدودیت‌های آن. در این تصاویر، زیبایی، سادگی، معصومیت کودکانه و سرخوشی‌های بکری موج می زند و فصاحت و بلاغت شعری عاشقانه در آنها هویداست. عکس‌ها سرشار از دستمایه‌های غنی و درخشان هوش و شهوداند. در مرکز تصاویر و «فریم وُرک» او انسان با ترکیب و معجونی از جلوه‌های هنری و معنایی قرار دارد. این ابژه اما، انسان فانتزی نیست. انسان واقعی و واقعیت انسان است.

در سلسله مراتب عناصر تصویر او انسان و امور انسانی بر صدر می‌نشیند و امر طبیعی نیز در ارتباط با انسان تعریف و تصویر می‌شود و معنا می‌یابد. فراموش نکنیم که هنرمند از طریق انتخاب و گزینش موضوعات عکاسی، همزمان به تمجید از آنان نیز می‌پردازد. لذا، قدرت و هیجان دراماتیک عکس‌های او مکمل کنش گری فرهنگی اوست. عکس‌های تک‌رنگ (مونوکروم) اوایل کار غفاری، از جذابیتی مضاعف برخوردارند. بخشی از این جذابیت بصری سکرآور و مسحورکننده، مولود نگاه ژرف او به پیرامون هستی و هستی پیرامون است. به همین دلیل، وجوه و جزئیات عکاسی او به لحاظ روانی قانع کننده و جذاب است. در عکس‌نوشت های او (در مجموعه‌ی پنجره‌ای به سوی زندگی) این دیگر تصویر نیست که کلام را مصور می‌کند تا بدین وسیله روشنگر باشد، بلکه این کلام است که به لحاظ ساختاری طفیلی تصویر به شمار می‌آید؛ و این وارونگی تاریخی از وجوه ممیزه‌ی کتاب فوق است. چرا که در ترکیب نگارش و نگاره، ایماژ بر واژه رجحان می‌یابد. لذا، بر بنیاد نظریات فیلسوف تفسیر گئورگ گادامر که تفسیر را کلام بخشیدن به نشانه‌های عاجز از سخن گفتن می‌داند، این عکس‌نوشته‌ها را در نقدی استعلایی می‌توان حشو و حاشیه خواند.

درباره‌ی عنوان کتاب مذکور نیز نقل قولی از سارکوفسکی خالی از لطف نیست. «پنجره‌ها (که رابط یا گذرگاه بیننده با فضای بیرونی‌اند) از موضوع، دنیا و واقعیت مشخص می گویند، خصلتی اکتشافی و آشکارکننده و بیانگر دارند، رویکرد اجتماعی‌تری دارند و از جنبه‌ای شاهدگونه برخوردارند.»

عکاسی از عشایر

عشایر ایران در مواجهه با امواج جهان جدید و پارادایم نوین زیست انسانی دست و پا می زند و آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. کافی ست به زبان آمار این احتضار تاریخی را مرور کنیم. بر مبنای نخستین سرشماری تاریخ ایران در سال ۱۳۰۲، جمعیت عشایر یک سوم جمعیت ایران بود. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۷ اما، عشایر تنها دو درصد از جمعیت ایران را شکل می‌دهد. امروز ۲۰ سال از این تاریخ نیز گذشته است. لذا ثبت تاریخی و تصویری وجوه مختلف این گونه‌ی زیستِ رو به زوال همچون پوشاک، نوشاک، زیست بوم و چهره نگاری آنها، اهمیتی دوچندان می‌یابد. چرا که شناخت هویت ملی ما بدون ترسیم مختصات هویت محلی، مخدوش، ابتر و الکن است. از این منظر آثار غفاری به دلیل وجه الهام بخشی و یاددهندگی آن‌ها، شیوه‌ای از فهم و «دانش» اند و سویه‌ای معرفت شناختی دارند. معهذا، خوانش برخی از تصاویر او سهل و ممتنع است. زیرا وابستگی عمیق و رابطه‌ی معناداری با فرهنگ دارند و شناخت این ابژه‌ی فرهنگی مستلزم مقدماتی خاص است. بدین ترتیب کسی که عشایر را نمی‌شناسد، با دشواری می‌تواند از کلکسیون عکس‌های او خوانشی دقیق داشته باشد.

غفاری در عکاسی از عشایر به دنبال ثبت نشانگان فرهنگ ماست. او در چین خوردگیِ فرهنگی ناشی از گذار تمدنی موجود، ناودیس و اکستریم آن را روایت می‌کند. لذا در این فقره به بیان رولان بارت «بحث بر سر مطالعه و بررسی گروه‌های انسانی، تعریف انگیزه‌ها، نگره‌ها، و تلاش برای پیوند دادن رفتار این گروه‌ها با موجودیتِ کلِ جامعه‌ای است که این گروه‌ها بخشی از آن به شمار می‌آیند.» بر این مبنا مثلاً عکس زنی از عشایر، تنها عکس یک زن نیست! مادری ست در حال عشق ورزی؛ همسری ست در نقش شریک زندگی؛ همسایه‌ای ست در حال شفقت ورزی؛ کارگری ست در حال کار و…. لذا فرد بدل به فردِ اجتماعی شده و نقش‌های اجتماعی او برجسته می‌شود. بدین معنا، عکس کارکردی اجتماعی و فرهنگی می‌یابد و عصای دست مردم شناسان می‌شود. اگر چه این گسترش شعاعِ کارکرد، نافی ارزش‌های زیباشناختی آثار او نیست.

این نوع عکاسی در عین حال پاسداری از وجه اپیک فرهنگ و زیبایی‌های سحرانگیز و باشکوه تاریخ ماست. «از آنجا که عکاسی ظاهراً در عین زنده نمودن گذشته، با تداعی‌اش در عمل آن را [از ذهن] بیرون می‌کند، نقش عادی سازی‌ای را که جامعه به آیین خاک سپاری اعطا می‌کند به انجام می‌رساند، یعنی همزمان یادمان درگذشتگان و یادمان درگذشت آنها را زنده می‌کند و یادآور می‌شود که آنها زندگی کردند، مردند و به خاک سپرده شدند و در خاطر زندگان باقی می‌مانند.»

از آنجا که تاریخ ایران علی الاغلب تاریخ آل‌ها و ایل‌ها بوده ست، شناخت عشایر به عنوان هویتی محلی ضروری می‌نماید. برای شناخت اکولوژی عشایر، تصویر، داده‌های فراوانی در اختیار ما می‌گذارد. از لابلای تصاویر، ساختار اقتصادی و فرهنگی عشایر، تولیدات، زراعت، دستباف‌ها، محصولات و… آن‌ها قابل مشاهده است. هم از این رو «مردم نگاری تصویری» ارزشی دوچندان می‌یابد. لذا، در این گسست تاریخی بیش از هر زمان دیگری نیار به ثبت و ضبط این بخش از هویت تاریخ ایران احساس می‌شود. زندگی عشایر هویت و خرده فرهنگی ست که دیگر تاب و نای مقاومت در برابر گلوبالیزم و دهکده‌ی جهانی و فرافرهنگ بشری را ندارد. غفاری از معدود عکاسان این دوران گذار و گسست است که گسل فرهنگی و خندق گفتمانی یاد شده را به یادها می‌سپارد.

عکس‌های او از عشایر همراه با بیعت معنادارش با طبیعت، آتش به جان مخاطب می‌زنند. اشک در چشمان آدمیان می‌افشانند. نوستالوژی را پاس می‌دارند. دل را به زلال تاریخ صداقت و اصالت می‌برند. درد و دریغ در جان و رگانِ آدمی می‌ریزند و همزمان سطوحی از زندگی و نظامی از روابط اجتماعی سنتی را بازتاب می‌دهند. غفاری عکاس یادمان‌های در معرض مرگ ماست. دریچه‌ی دوربین او از اولین کاشفان زییایی های سرشار و شاعرانه‌ی طبیعت وحشی زاگرس به مثابه زیست‌بوم بخشی از عشایر بوده ست. عشایر که از لایه‌های تحتانی جامعه محسوب می‌شوند معمولاً از نشانگان گذشته‌ی خود محروم بوده‌اند. اگر بپذیریم که روزگاران پسامدرنیته بر بی معنا شدن رادیکال نشانه‌ها متمرکز است، تلاش غفاری برای معنادار کردن آخرین نشانه‌های جهان سنتی ما به غایت ستودنی است؛ چرا که افق دلالت‌های آثار او در مجموعه‌ی «روزگار سپری شده»، ‌پاسداشت و معنادار کردن این نشانگان است. او بدون افتادن در دام قومیت گرایی، یادمان هویت قومی را پاس می‌دارد و داغیاد گذشته را تازه می‌کند. کنش هنری او آئین خاک سپاری فربه‌ترین وجه زندگی مردم ایران است. او استمرار تاریخ ایران را در قاب و قالب عکس‌های بازمانده از این موقعیت مرزی معنا می‌بخشد. در عین حال و به شکلی پارادوکسیکال عکس‌های او نشانه‌ی انقطاع جامعه ایرانی‌اند. جامعه‌ای که استمرار ندارد و کوتاه مدت است؛ همچون جدولی تا همیشه ناتمام! «این پیوند میان هویت اجتماعی و استمرار تاریخی را شاید بتوان از این منظر دید که آسیب پذیرترین طبقات کاملاً از نشانه‌های گذشتگان محروم مانده‌اند (در طبقات پایین جامعه)» و «عکس‌های نسل گذشته تقریباً موجود نمی‌باشند. بچه‌ها نمی‌دانند که خانواده‌هاشان، در یک یا دو نسل گذشته، چه شکل و قیافه‌ای داشتند.» لذا، فارغ از هرگونه ارزش‌داوری، این عکس‌ها قطعات و پاره‌هایی از «جامعه کلنگی» ایران معاصراند.

تاسیسات نفتی، گچساران، بی بی حکیمه

عکاسی هوایی

بخشی دیگر از آثار غفاری محصول عکاسی هوایی است (نک: نفت و آفتاب). این ژانر هرچند بدواً برای اهداف اطلاعاتی و جاسوسی و سیاسی در جنگ جهانی اول شکل گرفت، اما بعدها روشن شد که اطلاعات عمومی زیادی از خلال آنها مبادله می‌شود. عکس‌های هوایی غفاری نوعی ماجراجویی هنرمندانه اما معطوف به کشف‌اند. نگاه ستلایتی و از بالا، به ما امکان دیدی وسیع و افقی گسترده برای فهم اشیاء عطا می‌کند. به تعبیر مولانا: از سر ربوه نظر کن در دمشق. ربوه به معنای ارتفاع و تپه است. «وقتی از دروازه‌ی زمینی وارد شهری می‌شوی، ممکن است سوخته‌ها و زباله‌ها و ویرانه‌های بسیار ببینی و چون دید تو محدود است تصور کنی همه‌ی شهر چنین است. برو از ارتفاعی به تمام شهر نگاه کن تا دید مجموعی و کلی به دست آوری و بتوانی قضاوتی صحیح درباره‌ی آن شهر کنی. پس تصحیح منظر شرط اول در نظر کردن است. داشتن چشم و پاک کردن عینک، شرط لازم روشن دیدن است. از این‌ها گذشته اگر منظرها عوض شد، استنباط‌ها و کشف‌ها و دریافت‌های آدمی هم عوض خواهد شد. تنوع منظرها تنوع منظورها را در پی خواهد داشت.» در این نوع خاص از عکاسی نیز، غفاری با دیدی روشن و چشمی پاک، به تأمل در منظرها به معنای فنی آن، تصحیح آنها و شکل گیری دید کلی از جغرافیا و زیست بوم خود کمک شایانی کرده است.

پایان بندی

من حیث المجموع، در میان انواع مختلف عکاسی چون عکاسی چشم انداز، توریستی، تفریحی، خانوادگی، تاجرانه، آئینی و مناسبتی و… عکاسی حرفه‌ای غفاری نه از جنس تفنن است و نه صنعت فرهنگ و اوقات فراغت! بلکه با یادآوری کژتابی مفاهیم و واژگان، عکاسی او را می‌توان «هنر میان‌مایه» نامید. هنری که در میان دو منتهی الیه هنر برای نخبگان و هنر برای عامه، هنری متعلق و مربوط به طبقه‌ی متوسط است. نه الیتیستی محضِ برج عاج پسند و زینت المجالس که چیزی جز تجمل صرف نیست، نه هنر عامه‌پسندِ پاپیولارِ ناماندگار و گذرا که چیزی جز پوپولیسم محض نیست! چیزی در آن میانه. نیمی ز ترکستان، نیمی ز فرغانه. نه آن و نه این. و از آنجا که طبقه‌ی متوسط زیرساخت فرهنگی و اقتصادی دموکراسی ست، هنر او به سهم و وزن خود کنشی دموکراتیک است. عکاسی لوزی شکل که صرف تصویرسازی مکانیکی نیست؛ بلکه از جنس هنر است نه صنعت. ابژه‌های او بدون ژست، خود، زندگی‌اند و خودِ زندگی‌اند. به علاوه، آثار او توأمان امر عمومی و امر خصوصی را در بر می‌گیرند.

نیچه می‌گفت عکس‌ها شجرنامه دارند و آدم‌ها شناسنامه. عکاس ما با شجرنامه از شناسنامه‌ی طیفی از آدمیان پاسداری می‌کند. مجموعه‌ی طرب انگیز آثار او ترکیبی خوش با رنگ مایه‌های طبیعی ست به سان گلیم‌های هفتاد رنگ و فرشینه‌های چهل تکه و زیبای عشایر. عکس‌های او لطافت، طراوت و خلوص اولین گلهای بهاری در نخستین «شرطو» و رنگین کمان پس از باران را دارند و سلیقه‌های فاخر را اشباع می‌کنند. عکاس ما ژرفنای آلام و آمال و تجربه‌های بی واسطه زیسته‌ی مردم را روایت می‌کند. مردمی بلندطبع با فرهنگی محتضر و رو به زوال. داده‌های آنتروپولوژیکال عکس‌های او در کنار ارزش‌های انسانی آنها، به تصاویر او تمایزی معنادار می‌دهند؛ چرا که او آخرین بقایای بخشی از تاریخ ما را قاب گرفته و در «جستجوی زمان از دست رفته» است. جهان او در پوست بلوط خلاصه می‌شود و به حق می‌بایست پندارهای مصورش را درام حماسی بی کلام عشایر ایران نامید.

من نمی‌دانم که واقعاً چه چیزی قابل عکاسی است و چه چیزی فاقد این قابلیت است و این البته خود موضوعی جدی است؛ اما در نظام ارزش‌هایی که بدان‌ها باور دارم، عکس‌های حسن غفاری را به غایت دوست دارم؛ زیرا یقین دارم «هنر راستین بی زمان است و ورای سرحدات جغرافیایی».

«گرنوبل» روزگاری نوشته بود: در یک خانواده پرجمعیت، همه می‌دانند که حتی منافع متقابل هم گاهی نمی‌تواند از برخورد تند یا بحث و مشاجرۀ افراد خویشاوند جلوگیری کند. هر زمان که احساس می‌کنم تحمل اعضای خانواده کم شده است آلبوم عکس‌های خانوادگی را برمی دارم و ورق می‌زنم. همه با عجله دور من جمع می‌شوند و خود را در دوران کودکی و جوانی باز می‌یابند. هیچ چیز به اندازه این آلبوم به آنها آرامش نمی هد و همه چیز بار دیگر آرام می‌گیرد.

«روزگار سپری شده» ی حسن غفاری آلبوم عکس‌های خانوادگی ماست. هر زمان که احساس کردیم تحملمان کم و حوصله‌مان تنگ شده ست می‌توان آن را تورق کرد؛ خاصه در میانه‌ی مشاجرات و مجادلات زندگی پوشالی ما در جامعه‌ی زهوار دررفته‌ی کنونی و در زیر آسمان وطنی که هر دم از منجنیق فلک بر سرش سنگ فتنه و بلا و بحران فرو می‌بارد.

/https://www.akkasee.com/news

حسن غفاری

عکاسی قوم نگارانه و بوم شناختی منطقه ویلکیج

در دنیایی که همه چیز خیلی زود فراموش می‌شود،

عکس‌ها سندی هستند که با ثبت یک لحظه، راوی تاریخ می‌شوند.

عکاسی قوم نگارانه، مردم شناختی و بوم شناختی منطقه ویلکیج

گالری عکس های قوم نگارانه ، مردم شناختی و بوم شناختی نونه کران

Gallery of ethnographic, anthropological and ecological photos

of Noone Karan

یاداشت مدیر وبلاگ در خصوص ایجاد گنجینه عکس ویلکیج ( گالری عکس های قوم نگارانه ، مردم شناختی و بوشناختی ننه کران):

عکاسی هنری است که علاقه مندان زیادی دارد مخصوصا امروزه با استفاده از گوشی های اندروید همگی در این حوزه دستی بر آتش دارند.ثبت لحظات خاطره انگیز و مرور آن ها با دیدن عکس ها در لحظاتی که غمگین هستیم لبخند را بر لبانمان نقش می بندد و ناخودآگاه ما را می برد به اتفاقات خوش آن روز و از بار غممان می کاهد. عکاسی از دنیایی سخن می گوید که زمان گویی متوقف می شود و ما با انداختن عکس آن لحظه را ماندگار می کنیم.افرادی که به طور تخصصی در این حوزه فعالیت دارند زیبایی های طبیعت و حیات وحش را جوری دیگر از افراد معمولی به قدرت خداوند نگاه می کنند. آنها لحظات تاریخی را ثبت می کنند تا آیندگان با گذشته بیشتر آشنا شوند. در اینجا تعدادی پیام زیبا برای تبریک گفتن به عکاسان عزیز جمع آوری کرده ایم تا به دوستان عزیزتان که در این عرصه فعال هستند راحت تر بتوانید تبریک بگویید.

اگرچه اصلی‌ترین ویژگی سینما، زمان‌مند بودن آن است اما همچنان که(رولان بارت) می‌گوید عکاسی از صحنه‌های یک فیلم می‌تواند درک غنی تری از صحنه را برای مخاطب به ارمغان بیاورد. چرا که در ایستا بودن عکاسی فضیلتی نهفته و آن تآمل در قاب و لحظه‌ایست که در سینما به صورت آنی از جلوی چشمان ما می‌گذرد.

هزاران سال هم که از تولد عکاسی بگذرد، همچنان بنیادی‌ترین ویژگی‌ آن یعنی به خاطر سپردن دقیق یک لحظه، آن را ستودنی و منحصر به فرد می‌کند. از همان ابتدای تاریخ، عکاسی را یک آیینه‌ی دارای حافظه می‌نامیدند و به گمان من این ویژگی ذات اصلی این رسانه است.

جملات زیبا در مورد عکاسی:

عکاسی هنری که می‌تواند عادی ترین چیزها را به خاص‌ترین و زیباترین شیوه نمایش دهد .

عکس قدرت نشان دادن مفاهیمی را دارد که کلمات از بیان آن قاصرند.

عکاس با عکس خود، جهان را به استثنایی ترین شکل ممکن به جهانیان نشان می‌دهد.

دوست من از گرفتن هیچ عکسی دریغ نکن، عکس‌ها ثبت کننده لحظه‌های زندگی هستند.

از اشتباه کردن در عکاسی نترس. اشتباهات تو هزینه ای است که برای حرفه ای شدن می‌پردازی.

فاصله را تو یادم دادی وقتی با لبخند دور شدی از من عکاس بهتر از ما فاصله را می فهمید تو در عکس نیستی فاصله یعنی تو

همه جا هستی اما دیده نمیشوی ولی آن تصاویر ماندگار تواند که حضور تو را ثابت می کنند و تو را جاودانه …!

عکاسی چیزی بیشتر از یک رسانه برای ارتباط ایده ها است. عکاسی، هنری خلاقانه است.

ثبت یک تصویر، ثابت کردن یک لحظه، نشان می دهد که حقیقت واقعا چقدر غنی است.

ما عکس می گیریم تا بفهمیم زندگی چه معنایی برای ما دارد.

یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود،بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود. ( ادوارد استایکن)

زمین هنر است و عکاسان شاهد این هنر هستند.

شما یک عکس را نمی گیرید، آن را می سازید. انسل آدامز (Ansel Adams)

طبقات اجتماعی چه رابطه ای با عکاسی دارند؟

طبقات اجتماعی چه رابطه ای با عکاسی دارند؟

نویسنده : 1391/08/12
/https://www.afrangdigital.com

طبقات اجتماعی چه رابطه ای با عکاسی دارند؟ اگر عکس های مختلف را جلوی روی مان بگذاریم، چه چیز هایی را می شود فهمید؟ چرا یک عکس مجاز می شود و یک عکس نه؟ چرا توریست ها از چیز هایی عکس می گیرند که برای ما عجیب هستند؟ اینها پرسش هایی هستند که می تواند ذهن یک محقق اجتماعی را به خود مشغول دارد. اما شاید این پرسش ها بیشتر تفننی به ذهن برسند زیرا اگر این پرسش ها را پاسخ ندهیم احتمالا چیزی را هم از دست نمی دهیم و اگر پاسخ دهیم شاید گره ای از مشکلات ما باز نشود. ولی پرسش هایی در زمینه عکاسی هست که ناگزیر باید به آن پاسخ دهیم. اجازه دهید روایتی را نقل کنم.

طبقات اجتماعی چه رابطه ای با عکاسی دارند؟ اگر عکس های مختلف را جلوی روی مان بگذاریم، چه چیز هایی را می شود فهمید؟ چرا یک عکس مجاز می شود و یک عکس نه؟ چرا توریست ها از چیز هایی عکس می گیرند که برای ما عجیب هستند؟ اینها پرسش هایی هستند که می تواند ذهن یک محقق اجتماعی را به خود مشغول دارد. اما شاید این پرسش ها بیشتر تفننی به ذهن برسند زیرا اگر این پرسش ها را پاسخ ندهیم احتمالا چیزی را هم از دست نمی دهیم و اگر پاسخ دهیم شاید گره ای از مشکلات ما باز نشود. ولی پرسش هایی در زمینه عکاسی هست که ناگزیر باید به آن پاسخ دهیم. اجازه دهید روایتی را نقل کنم. مدتی پیش در یک برنامه رادیویی (رادیو گفتگو) شرکت کردم که موضوع آن بحث درباره چالش ها و آسیب های اجتماعی عکاسی و عکس در ایران بود. مجری پرسید در سال های اخیر تصاویری از زندگی خصوصی مردم به صورت عمومی از طریق اینترنت یا سی دی منتشر شده است. این موضوع باعث شکسته شدن حریم خصوصی شهروندان و به خطر افتادن امنیت افراد شده است. در برخی موارد حتی منجر به خودکشی، قتل، از هم پاشیدگی خانواده و نزاع خونین گردیده است. به نظر می رسد دوربین کم کم بجای ابزاری برای خوشبختی به سلاح مرگبار بدل می شود. اکنون برای حل این معضل چه باید کرد؟ در پاسخ به مجری برنامه رادیویی، ابتدا از اینکه نسبت به فناوری نوعی «هراس اخلاقی» ایجاد کنیم انتقاد کردم. ما هنوز نمی دانیم دوربین ها تا چه میزان مخاطره انگیز شده اند. نمی توان وجود چند نمونه از مسائل مذکور را نشانه مسئله اجتماعی بشناسیم. اما مجری برنامه اصرار داشت اگر امروز متوجه این جنبه های مخاطره انگیز نباشیم ممکن است در آینده امکان حل آن را از دست بدهیم. راه حلی که در آن گفتگو به ذهنم رسید توسعه بحث و گفتگوی بیشتر درباره ابعاد اجتماعی عکاسی بود. عکاسی در نگاه نخست نوعی فعالیت فردی، ساده و بدون دردسر به نظر می رسد. اما همانطور که پی یر بوردیو در «عکاسی هنر میان مایه» نشان می دهد مشق روزمره ی عکاسی توسط میلیون ها عکاس آماتور – عکس های لحظه یی خانواده گی، عکس های تعطیلات، چهره نگاره های مراسم عروسی – فعالیتی خودجوش و بسیار فردی به نظر می رسد. اما فعالیت های فرهنگی کمی وجود دارند که سازمان یافته تر و نظام مند تر از کاربرد های اجتماعی این هنر معمولی باشند. شناخت این فعالیت نیازمند بررسی های نظری و تجربی گسترده ای است. بهر حال، بعد از آن گفتگو در این فکر بودم که باید جامعه شناسی عکس و عکاسی را جدی تر گرفت. عکس را شخصا بیشتر به مثابه امری خانوادگی، شخصی و سرگرمی تجربه کرده ام. اما می دانم که عکس امری بسیار فراتر از مقولات مذکور است. تنها کاری که در حال حاضر از دستم بر می آمد اختصاص دادن یک جلسه از درس «جامعه شناسی هنر و ادبیات» به موضوع جامعه شناسی عکاسی بود. متناسب با هدف های آموزشی، لاجرم در این کلاس برخی اصول، مفاهیم و مبانی موضوع را تشریح کردم. در اینجا گزارشی از این جلسه را که یکی از دانشجویانم آن را تهیه کرده است، ارائه می نمایم. هدف بحث امروز ما آشنایی با جامعه شناسی عکاسی و موضوعات و دیدگاه های آن است. موضوع جامعه شناسی عکاسی به نحو کلی و اجمالی عبارت است از بررسی ابعاد یا جنبه های اجتماعی فعالیت عکاسی و عمل عکس گرفتن است. عکاسی مانند دیگر پدیده های انسانی ابعاد گسترده زیباشناسانه، اخلاقی و اجتماعی دارد. جامعه شناسی هنر همان طور که به بررسی هنرها می پردازد، عکس و عکاسی را نیز در قلمرو مطالعه خود قرار می دهد. اگرچه بین عکاسی هنری یعنی عکس گرفتن با قصد خلق اثر هنری و فعالیت عکاسی به مثابه نوعی «کنش فرهنگی عمومی» یعنی عکس گرفتن به مثابه فعالیت غیر حرفه ای، تفاوت وجود دارد. جامعه شناسی هر دو موضوع را در حیطه مطالعات خود می داند. ما در اینجا با هر دو حوزه سروکار داریم و مباحث خود را بدون در نظر گرفتن این تفکیک ارائه می کنیم.. همچنین مباحث ما عمدتا جنبه نظری دارد. ابعاد اجتماعی و جامعه شناختی عکاسی و فعالیت عکس گرفتن در ایران تاکنون کمتر بررسی شده است. از اینرو داده ها و اطلاعات تجربی کافی برای توضیح جامعه شناختی عکاسی در ایران در اختیار نداریم. ما در اینجا ناگزیریم بیشتر به بررسی های نظری در این زمینه بپردازیم. اما فهم ابعاد اجتماعی عکاسی زمانی بخوبی میسر می شود که بتوان آن را در یک بستر اجتماعی معین توضیح داد. عکاسان برای توضیح مسائل و موضوع، بجای بحث و گفتگوی نظری، مصادیق و نمونه ها را نشان می دهند. آنها از بازنمایی به مثابه روشی برای استدلال کردن استفاده می کنند. در بحث جامعه شناسی عکاسی هم می توان و باید از این روش استفاده جست. مباحث نظری می توانند کلیات، مفاهیم و رهیافت های آغازین برای شناخت موضوع را فراهم سازند. این امر به مثابه درآمد و مقدمه شناخت عکاسی ضرورت دارد اما کافی نیست. ● جامعه شناسی و عکاسی در بحث جامعه شناسی عکاسی شاید پرسش اول نحوه پیوند عکاسی و جامعه شناسی باشد. بین جامعه شناسی و عکاسی شباهت های زیادی هست. هوارد بکر در مقاله «عکاسی و جامعه شناسی» استدلال می کند که «عکاسی و جامعه شناسی تولدی هم زمان داشته اند؛ اگر تولد علم جامعه شناسی را انتشار نوشته های کمت به شمار بیاوریم که اصطلاح "جامعه شناسی" را برای نخستین بار به این علم اطلاق کرد، و تولد عکاسی را تاریخی بدانیم که در سال ۱۸۳۹ داگر شیوه ی خود را برای ثبت تصویر بر روی صفحه ی فلزی برای همگان شرح داد. از همان آغاز، این دو (جامعه شناسی و عکاسی) به موضوعات متنوعی پرداختند. یکی از این موضوعاتی که برای هر دوی آن ها از اهمیت برخوردار بود، مطالعه و شناخت جامعه بود.» لحظه ی تولد جامعه شناسی و عکّاسی همزمان است و تقارن این دو پدیده معنادار است. معنای جامعه شناسی آن این است که ۱) هر دو پدیده، مدرن هستند؛ ۲) هر دو فرزندان انقلاب صنعتی اند؛ ۳) هر دو کم و بیش وظیفه ای مشترک در زمینه شناخت جامعه دارند. کار جامعه شناس و عکاس، آشنائی زدائی است. عکاسی، طرح پرسش از چیزهایی است که ما عادی از کنار آن می گذریم. همان طور که جامعه شناسی هم بیان دردمندانه ای امور بدیهی است که به نحو دردمندانه ای بدیهی پنداشته شده اند. مفهوم آشنایی زدایی ابتدا برای توصیف رمان توسط فرمالیست های روسی بکار رفت. رمان نویس تجربه زندگی روزمره شخصیت های خودش را بازنما می کند. این یعنی آشنائی زدائی و غریبه کردن امر آشنا. البته تقارن عکاسی و جامعه شناسی، صرفا در جامعه غرب بوده است. در اغلب جوامع امروزی بین توسعه جامعه شناسی و عکاسی چیزی حدود یک قرن فاصله وجود دارد. در ایران به روایت یحی ذکا سه سال پس از پیدایش عکاسی این هنر صنعت در دسامبر ۱۸۴۲ به ایران وارد شد. ناصر الدین شاه به این فن علاقه فراوانی داشت و خود نیز عکاسی می کرد. آلبومخانه کاخ گلستان تعداد بسیاری از عکسهای بسیار قدیمی ایران را در خود دارد. اما جامعه شناسی در حدود یک قرن بعد در ایران آغاز به شکل گیری کرد. با وجود این عدم تقارن، می توان بین توسعه این دو در ایران نوعی همبستگی را در نظر گرفت: اینکه هر دو پاره از فرایند مدرن شدن ایران هستند. جامعه شناسان حداقل در سه زمینه زیر با دوربین و عکاسی ارتباط نزدیک داشته اند: ۱) عکاسی و دوربین به عنوان ابزار تحقیق: جامعه شناسان حداقل طی قرن بیستم به نحو گسترده ای از دوربین به عنوان ابزاری برای گردآوری داده های تحقیق استفاده کرده اند. در بسیاری از تحقیقات اجتماعی دوربینهای ویدیویی و عکاسی به عنوان فن آوری جمع آوری اطلاعات استفده شده است. به طور مشخص می توان از دوربین برای شناخت گروههای کوچک، مردم نگاری، مطالعات تاریخ شفاهی، مطالعه فضاهای شهری و بسیاری زمینه های استفاده کرد. دوربین ها کمک می کنند تا محققان جزئیات زیادی از کنش ها و پدیده های اجتماعی را ثبت و ضبط و مشاهده نمایند. همچنین دوربین ها کمک می کنند تا جامعه شناسان وضعیت های اجتماعی را شناسایی و برای نسل های آینده محفوظ بنمانند. هوارد بکر کاربرد دوربین به مثابه ابزار تحقیق را اینگونه توصیف می نماید: دوربین را به عنوان دستگاهی در نظر بگیرید که به ثبت و تهیه ی رونوشت می پردازد، درست مثل یک ماشین تایپ. مردم از ماشین های تایپ برای اهداف گوناگون بهره می برند: رونویس یک آگهی برای فروش اجناس، نوشتن داستان برای روزنامه ها، داستان های کوتاه، دفترچه های راهنما، متن ترانه ها، زندگی نامه ها، تاریخ نگاری، مقاله های علمی، نامه و.... ماشین تایپِ خنثی هریک از این کارها را به همان کیفیتی که مهارت کاربر آن اجازه می دهد انجام می دهد. به دلیل افسانه ی دیرپایی که بر اساس آن، دوربین تنها به ثبت آن چه در مقابلش قرار دارد می پردازد (که در این باره، من بعدها توضیح بیشتری می دهم)، مردم غالباً از درک این مسأله عاجزند که دوربین نیز در دسترس یک کاربر ماهر قرار دارد و قادر است همه ی کارهایی را که ذکر شد، به سیاق خود انجام دهد. عکاسان غالباً موارد فوق الذکر را در قالب معادل مشخصی برای نمونه ی زبانی آن انجام داده اند (تصویر در دوربین، نظیری برای نمونه ی زبانی است در ماشین تایپ). عکاسان متفاوت در محافل سازمانی و جوامع شغلی متفاوتی فعالیت می کنند که محصول آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد، همان گونه که زمینه های سازمانی ای که جامعه شناسان در آن ها فعالیت می کنند، محصولات آن ها را تحت الشعاع قرار می دهند... همچنین عکاسی ابزاری برای کشف های اجتماعی و بازنمایی آنهاست. برای مثال عکاسی مثل نقاشی می تواند سنخ ها یا«تیپ های اجتماعی» را کشف و بازنمایی کند. عکاس مثل نقاشی که پرترِ می کشد، چهره یا پرترِ افراد را می کشد. این چهره ها یک تیپ اجتماعی است. نمونه اش هم مجموعه «انسان های بدون نقاب» اثر آگوست لاندِر است. این مجموعه صدها پرتر مختلف از اقوام مختلف آلمانی را نشان می دهد. جمله ای هست که می گوید «یک تصویر بیش از هزار واژه سخن می گوید». ۲) عکاسی و عکس به مثابه بازنمایی جامعه: جامعه شناسان تصاویر و عکس ها را به مثابه بخشی از فرهنگ هر جامعه تحلیل می نمایند. این موضوع بخصوص درباره جامعه امروزی که به نحو گسترده ای بصری و تصویری شده است اهمیت زیادی دارد. در دنیای کنون تصویر و عکس در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ما حضور دارد. ما در عصر بازنمایی تصویری همه چیز زندگی می کنیم. رسانه ها هر لحظه هزاران عکس از زندگی ما تولید و منتشر می سازند. شناخت گونه های تصویری، شیوه های بازنمایی تصویری زندگی در یک جامعه، و موضوعاتی از این نوع بخش مهمی از جامعه شناسی دنیای معاصر در هر جامعه است. ۳) عکاسی و عکس به مثابه سوژه و ابژه تحقیق عکاسی و عکس پدیده، مسئله و نهاد اجتماعی است. جامعه شناسی عکاسی اشاره به این موضوع دارد. در این بحث ما به بررسی موضوع حاضر می پردازیم. در اینجا جامعه شناس با ابعاد اجتماعی فعالیتی به نام عکس گرفتن و پدیده اجتماعی به نام عکاسی سرو کار دارد. او می خواهد از منظر جامعه شناختی تعریفی از عکاسی ارائه دهد. ● ابعاد اجتماعی عکاسی درباره ابعاد زیباشناسانه و فنی عکس، عکاسی و عکس گرفتن کتاب های بسیاری در اختیار هست. اما به «ابعاد اجتماعی» آن کمتر توجه شده است. اگرچه وظیفه ی عکاسی فقط شناخت جامعه نیست؛ عکس گرفتن می تواند برای تولید سرگرمی، ارزش های فردی یا هدف های تجاری باشد. اما علی رغم این موضوع، عکس گرفتن فعالیت اجتماعی است و ابعاد وسیعی دارد. پی یر بوردیو در کتاب «عکاسی هنر میان مایه» (۱۳۸۶) به نحو دقیق و عمیقی بسیاری از معانی و ابعاد اجتماعی «عمل عکس گرفتن» را توضیح داده اند. همچنین جان برجر در کتاب «درباره نگریستن» (۱۳۷۷) کاربردهای اجتماعی عکاسی را نشان داده اند. برای درک همه جانبه ابعاد اجتماعی عکاسی آثار مذکور را بخوانید. اگر بخواهیم فهرست وار ابعاد اجتماعی عکاسی را توضیح دهیم باید حداقل محورهای زیر را در نظر داشته باشیم. ۱) بنیادهای اجتماعی عکاسی: اینکه عکاسی در چه ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شکل گرفته است. ۲) پیامدهای اجتماعی عکاسی: اینکه عکاسی در زندگی اجتماعی چه تأثیرات و پیامدهایی داشته است. ۳) کاربردها و کارکردهای اجتماعی عکاسی: اینکه ببینیم عکاسی را برای کدام هدف های اجتماعی به کار می گیریم. ۴) عکاسی به مثابه ابزار شناخت: از ابزار دوربین برای شناخت استفاده می شود. مثلاً مالینوفسکی، انسان شناس کلاسیک در سال های ۱۹۱۴ ۱۹۱۸ در مجمع الجزایر تریبِریان در گینه نو در غرب اقیانوس آرام یک مجموعه عکس هایی فراهم کرد که امروز گنجینه ای مهم در دانش انسان شناسی است. ۵) رابطه ی عکس و عکاسی با طبقات اجتماعی: در عرصه هنر ما گروه هنر مند و هنر دوست داریم که هر دو در حال حال نزاع و رقابت بر سر سرمایه های هنری اند. که این به نوبه ی خود نابرابری اجتماعی را باز تولید می کند. چون این خود باعث تولید ثروت می شود. البته امروزه ابزار دوربین بسیار فراگیر شده و مثل پنجاه سال پیش که داشتن دوربین برای افراد تشخّص محسوب می شد نیست. ۶) محتوای اجتماعی عکس ها: ایکه عکس به مثابه یک ژانر اجتماعی چه مضامین و پیام هایی داراست. ۷) فرهنگ و جهان اجتماعی عکاسان: ارزش ها، باورها، هنجارها و الگوهای فرهنگی موجود در اجتماع عکاسان ۸) عکاسی به مثابه نهاد اجتماعی: سازمان ها و انجمن های عکاسی ۹) مناسبات اجتماعی نهاد عکاسی: مناسبات میان عکس، عکاسی و عکاسان با نهادهای اجتماعی (مانند خانواده و دین)، اقتصادی (نقش عکاسی در بازار و تولید و توزیع ثروت) و سیاسی (رابطه عکاسی و نهادهای قدرت). ۱۰) عکاسی به مثابه مسئله اجتماعی: رابطه عکاسی و فرایندهای عمومی اجتماعی مانند جهانی شدن، دموکراسی، مدرنیته، پست مدرنیسم، شهرنشینی، صنعتی شدن، جنبش های اجتماعی مانند فمنیسم، ضدنژادگرایی، محیط زیست گرایی... ۱۱) عکاسی به مثابه اندیشه اجتماعی: مناسبات میان عکاسی نحله های فکری و فلسفی مانند مارکسیسم، نظریه انتقادی، فمنیسم، پسااستعمارگرایی، اسلام... ۱۲) مصرف اجتماعی عکس: موقعیت های اجتماعی عکاسی و تماشای عکس، بینندگان و خریداران عکس، روش ها و ابزارهای مصرف عکس.. ۱۳) عکاسی به مثابه قدرت: مناسبات قدرت در جهان عکاسی، روابط بین عکاسی و گروه ها و ایدئولوزی های سیاسی، مناسبات بین عکاسی و دولت، تعهد سیاسی در عکاسی .... ۱۴) تاریخ اجتماعی عکاسی: توسعه و تحول فنون، کاربردها، مضامین، موقعیت ها و ارزش ها در روند پیدایش و ظهور عکاسی در اوایل قرن نوزدهم تاکنون. فهرست بالا گستردگی حوزه جامعه شناسی عکاسی و عکس را بخوبی نشان می دهد. اگر بخواهیم تمام این موضوعات را به نحو قانع کننده ای بررسی نماییم باید چندین جلد کتاب بنویسیم. با در نظر گرفتن گستردگی کاربرد دوربین و عکاسی در دنیای امروز، مسلما هر یک از محورهای مذکور می تواند دستور کار مناسبی برای تحقیقات منظم و روشمند جامعه شناختی در هر جامعه از جمله جامعه ایران باشد. با در نظر گرفتن این گستردگی یقینا مجال توضیح همه این ابعاد در اینجا و اکنون وجود ندارد. از اینرو برخی نکات را مختصرا توضیح می دهم. ● ماهیت اجتماعی عکاسی ماهیت اجتماعی عکاسی اغلب نادیده گرفته می شود. معمولا عکاسی را به صورت فعالیتی فنی و فناورانه تعریف کرده و می گویند عکاسی به فرایند ثبت تصاویر به وسیلهٔ دریافت و ثبت نور بر روی یک سطح حساس به نور، مانند نگاتیو (فیلم) یا سنسور الکترونیکی، گفته می شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیا بر روی سطح حساس به نور (هالوژن نقره یا سنسور) تاثیر می گذارد و باعث ثبت تصاویر می گردد. عکاسی دارای سه جنبهٔ علمی، صنعتی و هنری است. عکاسی به عنوان یک پدیدهٔ علمی متولد شد و به شکل یک صنعت گسترش یافت و همچنین جنبه های هنری نیز در آن ظهور کرد. آیا به راستی این تعریف و طبقه بندی از عکاسی، می تواند درک درست و همه جانبه ای از عکاسی به ما دهد؟ پرسش های زیادی درباره عکاسی وجود دارد که توضیحات دائره المعارفی مذکور که در ذهن عامه مردم نیز وجود دارد پاسخ گوی آنها نیست. کافی است به ابتدای مقاله نگاهی بیاندازیم و پرسش های مطرح شده را از دیدگاه تعریف دائره المعارفی حاضر بسنجیم. این تلقی فنی در گفتمان عمومی عکاسان نیز رایج است. عباس حاجی پور یکی از عکاسان ایرانی درباره عکاسی می گوید: «عکس و عکاسی با علم شروع شد با صنعت پیشرفت کرد و با هنر تجلی پیدا کرد. به جرأت می توان گفت که عکاسی مانند هنرهای دیگر فقط ذوق و سلیقه و خلاقیت فردی نبود. فرآیند شیمی با حاشیه بندی علم فیزیک شروع شد، تکنیک ها و ابداعات، اختراع شد و این صنعت پیشرفت کرد، سپس متوجه شدند که این شهود که بر صفحه ای سفید نقش می بندد، می تواند دارای پیام و سبک و سیاقی باشد. بنابراین می توان گفت که دو مقوله ی صنعت و هنر از یکدیگر جدا نیستند؛ مخصوصاً در عصری که تکنولوژی عکاسی حضور متغیری دارد. عکاسی آنالوگ به دیجیتال تغییر پیدا کرد، خود عکاسی دیجیتال هر روز در حال تغییر است و سعی می کند که یک سری از دغدغه های عکاسی را در ثبت عکس به کناری بگذارد. شاید آسان کردن و حل کردن مسائل فنی و مسائل تجهیزاتی عکاسی کم شده و عکاس دیگر دغدغه های قبل را مانند فیلم و فرایند چاپ و ظهور را ندارد اما بدون فهم آن هم امکان پذیر نیست. در عکاسی فشار دادن دکمه "شاتر" یا "دکلانشور" یک ابزار و تکنیک هایی را می طلبد تا بتوان عکس را بر صفحه ی حساس ثبت کرد. استدلالی که در اینجا وجود دارد این است که در عکاسی به دلیل وجود دوربین نقش عامل انسانی و نتیجتا جامعه و فرهنگ کم رنگ است. یعنی دوربین به نوعی خودش را تا حدودی بر عکاس تحمیل می کند زیرا به تعبیر مک لوهان «رسانه همان پیام است. ظاهرا دخالت عامل انسانی در عکاسی کمتر از نقاشی است. یعنی نقاشی یک اثر صد در صد مجعول است زیرا در نقاشی ابزارهای فنی کمتری واسطه ی انسان و اندیشه او هستند. ولی عکاسی چون دوربین واسطه ی تفکر است ظاهرا تأثیر ارزش ها و ایدئولوژی ها در تولید عکس را محدود تر می کند. علی رغم این موضوع، جامعه، فرهنگ و محیط نقش اساسی در عکس گرفتن دارد. عکس گرفتن صرفا فلش زدن و کار با دوربین نیست. عکاسی یعنی اندیشیدن با دوربین. آن چیزی که این دو را متمایز می کند تفکری است که دوربین را هدایت می کند. پرسش کلیدی در عکاسی این است که چه چیزی اُبژه عکاسی باشد و اینکه اُبژه مان را از چه زاویه ای ببینیم. برای عکاسی کردن، بایستی تفکری مشخص و آگاهانه ما را هدایت کند، اندیشه ای که در پرتو آن بتوانیم چیزها را ببینیم. پیچیدگی کار عکاسی این است که در باره ی چیزهای عریان بایستی به ابعاد پنهان آن توجه کنیم. درست بر عکس سایر فعالیت های علمی و فکری چیزها که معمولا طی آن درباره ی وجوه پنهان امور می گردیم در عکاسی دنبال وجوه عریان چیزها می گردیم. عکس معروفی هست که بچه آفریقائی از گرسنگی در حال مرگ است. و یک کرکس پشت بچه است. عکاس این عکس، خودکشی می کند. یعنی یک تفکری آنقدر برای او دهشتناک است که موجب خودکشی او می شود. علاوه بر ایده داشتن برای عکاسی، برای «دیدن عکس» هم ما باید «زبان عکاسی» را بدانیم. برای برخی افراد عادی، عکس های هنری بی مفهوم و نامأنوس است، زیرا زبان عکاسی را نمی دانیم. از اینرو هم برای عکس گرفتن و هم برای فهم عکس، باید ادراک مان را توسعه دهیم. عکاسی بر خلاف ظاهرش که هر کسی می تواند آن را ببیند این گونه نیست. دیدن عکس دشوارتر از عکاسی کردن است. زیراهر عکس از دل یک متن تاریخی بر می خیزد و هر عکاسی به یک گفتمان فکری تعلق دارد. برای فهم عکاسی باید، هر دو مقوله عکس گرفتن و عکس را بشناسیم. البته همه هنرها این گونه است هنرها هم همین است؛ چون فریبنده است. یعنی انسان ها می پندارند همین قدر که در معرض یک موسیقی یا فیلم یا گالری عکس قرار گرفتند، توانایی مصرف هنر را دارند. اما در واقع این گونه نیست. درک اثر هنری زمانی امکان پذیر است که ما رویه های تولید رمزگان در هنر را بشناسیم. فلذا به هر مقدار ما با این رویه های تولید آثار هنری آشنا باشیم امکان ارتباط جدی تر ما با اثر هنری امکان پذیرتر می شود. ● همگانی شدن عکاسی یکی از چیزهای که عکاسی و عکس گرفتن را برای جامعه شناس مهم می سازد عمومی بودن یا همگانی شدن آن است. از اینرو بهتر است توجه بیشتری به این موضوع داشته باشیم. امروزه عکاسی مانند موسیقی، «مصرفی همگانی» دارد. امروزه هر فردی علاوه بر ساعت مچی، تلفن همراه و همراه آن، دوربینی برای عکس گرفتن و دیدن عکس ها از طریق بلوتوس در اختیار دارد. انسان قرن هیجدهم با در دست داشتن «ساعت» و «کتاب»، نوزدهم با «روزنامه»، بیستم با دوربین عکاسی تجربه منحصر بفردی نسبت به انسان های پیش از خود به دست آورد. هر چیر هنگام همگانی شدن نه تنها ارزش اخلاقی می یابد بلکه قدرت تاثیرگذاری اجتماعی شگرفی کسب می کند. عکس پاره از زندگی روزمره و عمومی انسان قرن بیست و یکم شده است. از اینرو، علوم اجتماعی ناگزیر است آن را ببیند. اندیشیدن همگانی بصری با عکاسی شروع شد اگرچه نقاشی به مثابه اولین فن و ابزار برای بصری شدن را در هزاران سال پیش ابداع کردیم اما فرآیند عمومی اندیشیدن به کمک تصویر با عکاسی شروع شد. بشر برای هزاران سال با واژه ها می اندیشیده است. در تمام طول تاریخ، متن های مکتوب یا گفت و گوهای محاوره که بر واژه یا کلمه استوار هستند، مهمترین ابزار ارتباط و اندیشه برای بشر بوده است. با ابداع عکاسی ما انسان ها این فرصت را یافتیم که علاوه بر واژه ها و کلمات از تصاویر نیز برای اندیشیدن کمک بگیریم. در دوره های نخستین پیدایش «هنر عکاسی» تقریباً دوربین ها در زمینه های اندکی امکان اندیشیدن را فراهم می کردند. در ابتدا برای دهه های طولانی امکان «تولید انبوه» دوربین عکاسی وجود نداشت. از اینرو، هر دوربین ارزش مادی و قیمت بسیار بالایی داشت و صرفا درباریان و طبقات فرادست امکان تهیه آن را داشتند. همچنین دوربین ها از چنان «پیچیدگی فنی» برخوردار بودند که فقط معدودی از انسان ها می توانستند از آنها استفاده کنند. به تدریج با توسعه و تحولات تکنولوژیکی که به وجود آ مد این امکان فراهم شد که دوربین ها همگانی تر و استفاده ی از آن آسانتر شوند؛ به طوری که امروزه اکثریت انسان ها همواره در تمام لحظه ها می توانند مصرف کننده یاتولید کننده عکس باشند. بخصوص موبایل یا تلفن همراه نقش مهمی در همگانی شدن عکاسی ایفا نمود. امروزه موبایل ها این امکان را فراهم کردند که همه مردم بتوانند تولید کننده ی عکس باشند نه فقط مصرف کننده ی آن. پیش از آنکه اینترنت شکل بگیرد ابتدا روزنامه ها در نیمه دوم قرن نوزدهم و بعد تلویزیون در نیمه قرن بیستم، این امکان را فراهم کردند که در تاریخ فرهنگ بشر انقلابی به نام «بصری شدن» بوجود آید. در این انقلاب به تدریج در حال جایگزینی یک رژیم معرفتی جدید هستیم که طیّ آن به جای واژگان داریم عادت می کنیم با تصویرها بیندیشیم. دوربین های عکاسی توانستند این امکان را برای ما فراهم کنند که دوربین های فیلم برداری به وجود بیاید و از طریق آن هنر سینما و فیلم برداری شکل می گیرد و از طریق همان، تلویزیون ها به وجود می آیند. بدین ترتیب بشر قادر می شود که دنیا را به کمک تصویرها، توصیف کند. بعد از طریق فرآیند توصیف بصری، درباره ی جهان پیرامون خود می اندیشد. از این رو تأثیر عکاسی در زندگی اجتماعی ما به عنوان فرآیندی که از طریق آن می اندیشیم به مراتب بیش از بسیاری از تکنولوژی های دیگر مانند اتومبیل، هواپیما ، پیشرفت های علمی ، پزشکی است. بصری شدن انقلابی عظیم در کل علوم دانشگاهی ایجاد است. اجازه دهید رشته تاریخ را مثال بزنم. امروزه بصری شدن مسیر تاریخ نویسی را از نظر معرفت شناختی دگرگون کرده است زیرا تا امروز مورخان به کمک واژه ها حوادث تاریخی را توصیف و تبیین می کردند. از این رو، مورخ بیشتر «نگاه تک بعدی» و «خطی» به حوادث تاریخی داشت. اما با توسعه استفاده از عکس و تصویر در «بررسی های تاریخی»، اکنون مورخ می تواند به کمک عکس ها، فیلم ها و تصاویر، با «نگاه چند بعدی» و غیر خطی حوادث و وقایع را بازنمابی کند. در «متن های تاریخی مصور» اکنون علاوه بر توضیحات و توصیفات مورخ، هر حادثه ای به کمک تصاویر دارای مکان و زمان است و انسان های مختلفی در این تصاویر هستند. بخاطر دارم در کتاب های درسی تاریخ مدرسه ما، عکسی را می دیدیم که انقلابیون مشروطه خواه در حال ورود به تهران هستند. در اینگونه اسناد تاریخی ما علاوه بر متن، «فرا متن» یا بستر حادثه را نیز مشاهده و لمس می کنیم. امروزه تاریخ فقط در کتابها و متون مکتوب، محدود نمیشوند. فیلم ها، تصاویر و عکس های تاریخی امروزه اهمیتی اگر بیشتر از متن های تاریخی نداشته باشند، ارزش کمتری ندارند. اگر کتاب های تاریخی امروز را با دو قرن پیش مقایسه کنیم، می فهمیم که این متون انباشته از عکس های تاریخی هستند. کتاب «مروج و الذهب» اثر ابوالحسن مسعودی در قرن چهارم، تاریخ بیهقی، تاریخ بلعمی، طبری یا آثار تاریخ نگاران غربی قدیم، هیچ کدام مصور نیستند. تا یک قرن پیش روال متون تاریخی همین گونه بود.

غروب آفتاب در طبیعت ننه کران =از کانال تلگرامی ننه کران

طبیعت   پاییزی ننه کران=از کانال تلگرامی ننه کران

تیم فوتبال ننه کران در دهه شصت=از کانا تلگرامی ننه کران

photo_2021-06-24_12-26-42_bcdc.jpg

photo_2021-06-24_12-26-03_(2)_e6r6.jpg

کشک و سیب زمینی خوشمزه کرمانی را با این روش درست کنید=از فرارو

کشک و سیب زمینی خوشمزه کرمانی را با این روش درست کنید

کشک سیب یکی از غذاهای خوشمزه و محلی کرمانی است که از ترکیب سیب زمینی با کشک و پیاز داغ و گردو تهیه می‌شود و بسیار خوشمزه و مقوی است.

فراروـ غذا‌های محلی خیلی خوشمزه و متنوع هستند و به هر کجای ایران که سفر کنید، مجموعه متنوعی از غذا‌های خوشمزه محلی را می‌بینید که هرکدام طعم مخصوص به خود را دارند و با مواد غذایی سالم و مقوی تهیه می‌شوند. کشک سیب یکی از غذا‌های محلی بسیار خوشمزه و مشهور کرمانی است. شهر کرمان دارای غذا‌های سنتی لذیذ و پر طرفداری است که کشک سیب یکی از غذا‌های محبوب و سنتی این شهر محسوب می‌شود. این غذا به دلیل داشتن کشک، سیب زمینی و گردو سرشار از پروتئین و مواد مغذی است. به طور کلی کشک در میان اهالی کرمان محبوبیت زیادی دارد و پایه ثابت بسیاری از غذا‌های سنتی شهر کرمان مانند بز قرمه، آبگوشت بادمجان و کشک، آش رشته کرمانی، کشک کله جوش، کشک کدو و... است. کشک سیب از ترکیب سیب زمینی پخته با کشک و پیاز داغ و گردو تهیه می‌شود و یک غذای بسیار مقوی و خوشمزه است که می‌توانید آن را در منزل تهیه کنید و از خوردن یک غذای جدید لذت ببرید. در ادامه این مطلب با طرز تهیه کشک سیب خوشمزه همراه ما باشید.

بخوانید...

این غذای خوشمزه را بخورید و اسمش را نپرسید!

طرز تهیه بزقورمه؛ غذای سنتی کرمان

طرز تهیه کشک و اسفناج، غذای محبوب کرمانی

مواد لازم

سیب زمینی درشت: ۲ عدد
کشک: یک و نیم لیوان
پیاز بزرگ: ۱ عدد
سیر: ۵ حبه
گردوی خرد شده: ۵۰ گرم
نعناع داغ: به میزان لازم
پیاز داغ: به میزان لازم
روغن: ۱ قاشق سرپر
نمک، فلفل و زردچوبه: به میزان لازم
آب: نصف لیوان

طرز تهیه

کشک سیب

برای درست کردن این کشک سیب زمینی خوشمزه اول سیب زمینی‌ها را پوست و چهار قاچ کنید و بعد سیب زمینی‌ها را همراه با نصف لیوان آب و کمی نمک، فلفل و زردچوبه داخل یک قابلمه بریزید و روی حرارت اجاق گاز بگذارید تا کاملا بپزد و له شود. در این فاصله پیاز را پوست و به صورت خلالی خرد کنید. پیاز را همراه با روغن داخل یک ماهی تابه بریزید تا سرخ شود، سپس حبه‌های سیر را رنده کنید و به پیاز سرخ شده اضافه کنید و کمی زردچوبه بریزید. اجازه بدهید سیر ۱ دقیقه تفت بخورد، سپس گردوی خرد شده را همراه با کشک به ترکیب سیر و پیاز اضافه کنید.

اگر کشک خیلی سفت است، با چند قاشق آب جوش آن را رقیق کنید. درب ماهی تابه را ببندید و حرارت را کم کنید تا کشک با پیاز بیست دقیقه بجوشد. در مرحله آخر سیب زمینی‌های پخته را با گوشتکوب یا پوره‌کن له کنید و به ترکیب کشک و پیاز داغ اضافه کنید و خوب هم بزنید تا سیب زمینی کاملا با مواد مخلوط شود. دوباره درب ماهی تابه را ببندید و بیست دقیقه دیگر زمان بدهید تا غذا بجوشد و جا بیفتد. وقتی کشک و سیب زمینی آماده شد، آن را داخل ظرف مخصوص سرو بکشید و روی آن را با نعناع داغ، کشک و پیاز داغ تزیین کنید، نوش جان.

نکات مهم
۱ ـ پیاز داغ عطر و طعم بسیار خوبی به غذا می‌دهد؛ اما نکته مهم این است که پیاز داغ باید کاملاً ریز و خشک باشد. برای داشتن یک پیاز داغ پودری و خشک پیاز را به صورت نازک برش بزنید؛ سپس در روغن فراوان که از قبل داغ شده است، سرخ کنید. به این نکته توجه داشته باشید که پیاز باید در روغن شناور باشد؛ بنابراین نباید حجم زیادی از پیاز را در یک مرحله اضافه کنید. بعد از اینکه پیاز سرخ شد، آن را روی توری قرار دهید تا روغن اضافی آن کاملاً گرفته شود. سپس روی سینی پهن کنید. وقتی دوباره این کار را انجام دادید، پیاز‌های جدیدی را که سرخ کرده‌اید، روی پیاز داغ‌های قبلی نریزید؛ چون باعث روغنی شدن قبلی‌ها می‌شود. علاوه‌بر این باعث می‌شود که پیاز داغ حالت خمیری پیدا کند.

۲ ـ کشک کالری بالایی دارد. اگر اضافه وزن دارید، در مصرف آن احتیاط کنید. از طرف دیگر کشک‌ها درصدی نمک دارند؛ بنابراین در غذا‌هایی که از کشک استفاده می‌کنید، حتماً نمک را بعد از اضافه کردن کشک و چشیدن غذا اضافه کنید. به این نکته توجه داشته باشید که کشک خیلی زود فاسد می‌شود و مسمومیت ناشی از آن هم بسیار شدید است. حتماً از کشک‌های بسته‌بندی شده و پاستوریزه استفاده کنید. البته کشک‌های محلی بسیار خوشمزه‌تر هستند. اگر می‌خواهید از کشک محلی استفاده کنید، حتماً از جای مطمئن تهیه کنید. کشک با اینکه بسیار مغذی است؛ اما نفاخ و دیرهضم است. اگر جزء افرادی هستید که مشکلات گوارشی دارید، در مصرف آن احتیاط کنید. استفاده از نعناع خشک به همراه کشک به هضم آن کمک می‌کند.

۳ ـ کرمانی‌های عزیز برای درست کردن این غذای خوشمزه از روغن یا کره محلی استفاده می‌کنند که در صورت تمایل می‌توانید شما هم از آن استفاده کنید.

چیز کیک لیوانی، یک دسر خوشمزه و آسان برای شب یلدا

چیز کیک لیوانی یکی از انواع دسرهای خوشمزه و مجلسی است که پایه بیسکوییت دارد و برای پذیرایی در شب یلدا بسیار مناسب است.

فراروـ چیز کیک یکی از انواع شیرینی‌های مدرن است که مواد میانی آن از پنیر خامه‌ای تشکیل شده است و پایه بیسکوییت یا کیک دارد. چیز کیک‌ها شیرینی‌های بسیار لذیذ و پر طرفداری هستند و در انواع میوه‌ای، شکلاتی، وانیلی و... تهیه می‌شوند. چیز کیک لیوانی یکی از انواع چیز کیک‌های تک نفره است که از ترکیب لایه خامه و پنیر با بیسکوییت، ژله و دانه‌های انار تهیه می‌شود و گزینه زیبا و مناسبی برای پذیرایی در شب یلداست. چیز کیک به صورت تک نفره سرو راحت‌تری دارد و همچنین جلوه زیبایی به میز پذیرایی شما می‌بخشد. اگر دوست دارید این چیز کیک لیوانی شیک و مجلسی را با روشی راحت در منزل برای پذیرایی در شب یلدا تهیه کنید، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.

بخوانید...

تارت انار و شکلات، یک دسر شیک و مجلسی برای شب یلدا

طرز تهیه چیز کیک انار شب یلدا بدون فر

طرز تهیه چیزکیک مدرن هندوانه؛ چیزکیک خوشمزه شب یلدا

این شیرینی تر‌های یلدایی را بدون فر و خامه قنادی درست کنید

برای مهمانی این کاپ کیک انار درست کنید! به همین سادگی!

مواد لازم

بیسکوییت پتی‌پور: ۱ بسته
کره: ۶۰ گرم
خامه صبحانه: ۲۰۰ گرم
پودر قند: سه چهارم پیمانه
پنیر خامه‌ای: ۳۰۰ گرم
پودر ژلاتین: دو و نیم قاشق چای‌خوری
شیر: نصف پیمانه
پودر ژله انار: ۱ بسته
دانه انار برای تزیین: به میزان لازم

طرز تهیه

چیز کیک لیوانی

برای درست کردن این دسر خوشمزه ابتدا بیسکوییت پتی‌پور را با گوشتکوب یا دستگاه مخلوط کن کاملا پوره کنید. کره را آب کنید و روی بیسکوییت‌ها بریزید و خوب هم بزنید تا کره کاملا با پوره بیسکوییت مخلوط شود. پودر ژلاتین را با شیر سرد مخلوط کنید و روی بخار کتری یا سماور درحال جوش بگذارید تا با روش بن ماری کاملا حل شود. خامه صبحانه را همراه با پودر قند و پنیر خامه‌ای داخل یک کاسه بریزید و با همزن برقی یا دستی یک دقیقه هم بزنید تا مواد به صورت یکدست با هم مخلوط شوند. بعد مخلوط شیر و پودر ژلاتین حل شده را به ظرف خامه اضافه کنید و خوب هم بزنید. حالا لیوان‌های تک نفره دسر را آماده کنید. کف لیوان‌ها مقداری بیسکوییت بریزید و روی آن را با مواد خامه و پنیری بپوشانید و به اندازه یک بند انگشت از سر لیوان‌ها را خالی بگذارید.

لیوان‌های دسر را داخل یخچال بگذارید تا لایه خامه‌ای کاملا ببندد و سفت شود. در این فاصله پودر ژله انار را داخل یک کاسه بریزید و یک لیوان آب جوش به آن اضافه کنید و هم بزنید. کاسه را روی بخار کتری یا سماور درحال جوش بگذارید تا ژله کاملا شفاف شود. اجازه بدهید ژله باز شده کمی از حرارت بیفتد و ولرم شود؛ سپس با آن را با یک ملاقه کوچک روی لایه خامه و پنیر بریزید و دوباره لیوان‌ها را داخل یخچال بگذارید تا ژله کاملا ببندد و سفت شود. در آخر روی دسر را با دانه‌های انار تزیین کنید. چیز کیک لیوانی خوشمزه و شیک شما در این مرحله آماده سرو است، نوش جان.

نکات مهم
۱ ـ ژلاتین ماده‌ای بدون رنگ و مزه است و از کلاژن گرفته می‌شود که در بخش‌هایی از بدن حیوانات وجود دارد. برای حل کردن پودر ژلاتین همیشه از روش بن‌ماری استفاده کنید. به این صورت که ظرف حاوی پودر ژلاتین و آب را روی بخار آب جوش بگذارید. توجه داشته باشید که اگرژلاتین را در دمای خیلی بالا آب کنید، بوی بدی از آن متساعد خواهد شد. همچنین یک قاشق غذاخوری پودر ژلاتین معادل ۴ ورق ژلاتین است. پودر ژلاتین را باید در یک ظرف در بسته و حتماً در مکان خشک و خنک نگه‌داری کنید. پس از اینکه بسته حاوی پودر ژلاتین را باز کردید، تا ۶ ماه فرصت استفاده از آن را دارید و بعد از این مدت خاصیت خود را از دست خواهد داد.

۲ ـ پنیر ماسکارپونه پنیر مخصوصی است که برای تهیه چیز کیک و دسر‌های پنیری از آن استفاده می‌شود که نمک ندارد و بافت آن برای تهیه کیک و دسر مناسب است. از آنجا که پنیر ماسکارپونه در همه فروشگاه‌های مواد غذایی در دسترس نیست، می‌توانید به جای آن از پنیر‌های خامه‌ای معمولی استفاده کنید که کم نمک باشند و همچنین چربی کم‌تری داشته باشند. در صورتی که برای تهیه چیز کیک از پنیر‌های خامه‌ای معمولی استفاده می‌کنید، حتما میزان شکر دستور را بیش‌تر کنید و یا سعی کنید پنیر خامه‌ای کم نمک را برای تهیه چیز کیک انتخاب کنید.

۳ ـ برای درست کردن چیز کیک لیوانی می‌توانید از هر نوع بیسکوییت وانیلی و یا بیسکوییت ساقه طلایی به جای پتی‌پور استفاده کنید.

با کدو حلوایی یک دسر شیک و خوشمزه برای شب یلدا درست کنید

دسر کدو حلوایی دسری خوشمزه و بسیار آسان است که از ترکیب بیسکوییت با خامه و پوره کدو حلوایی تهیه می‌شود و برای پذیرایی در شب یلدا بسیار مناسب است.

فراروـ با نزدیک شدن به شب یلدا خانم‌های کدبانو و باسلیقه دوست دارند دسر‌های زیبا و رنگی و مجلسی را برای پذیرایی در این شب درست کنند. دسر‌ها یکی از محبوب‌ترین و متنوع‌ترین خوراکی‌ها در سراسر جهان هستند. کدو حلوایی یکی از نماد‌های شب یلدا است که معمولا در این شب به صورت پخته و یا به عنوان دسر سرو می‌شود و بسیار مقوی و پر خاصیت است. شما می‌توانید با ترکیب کدو حلوایی، بیسکوییت و خامه یک دسر خوشمزه و بسیار شیک و مجلسی را برای شب یلدا در منزل تهیه کنید. بهتر است دست به کار شوید و در ادامه این مطلب همراه ما باشید تا با هم این دسر جذاب و بسیار آسان را با هم درست کنیم.

بخوانید...

خوراکی‌های جدید برای یک یلدای دوست‌داشتنی

این دسر شیک و خوشمزه را به راحتی برای شب یلدا درست کنید

یک دسر یلدایی آسان و فوری برای شما که فرصت کافی ندارید

روکر انار؛ یک دسر جذاب و خوشمزه برای شب یلدا

طرز تهیه پاناکوتا انار، دسر خوشرنگ و خوشمزه یلدایی

مواد لازم

کدو حلوایی: نصف یک کدوی متوسط
بیسکوییت پتی‌پور ساده: ۱ بسته
پنیر خامه‌ای: ۱۰۰ گرم
خامه قنادی: ۳۰۰ گرم
چوب دارچین: ۲ عدد

طرز تهیه

دسر کدو

برای درست کردن این دسر شیک و خوشمزه ابتدا کدو حلوایی را پوست و خرد کنید و داخل یک قابلمه مناسب بریزید. نصف لیوان آب را همراه با چوب دارچین به آن اضافه کنید و قابلمه را روی حرارت اجاق گاز بگذارید تا کدو‌ها کم کم بپزند و له شوند. بعد از اینکه کدو خوب پخت، چوب دارچین‌ها را از داخل قابلمه بیرون بیاورید و کدوی پخته را با گوشتکوب برقی یا دستی خوب له کنید.

خامه قنادی را با روشی که در انتهای مطلب توضیح می‌دهیم، فرم بدهید و در آخر پنیر خامه‌ای را به آن اضافه کنید و در حد مخلوط شدن خامه را هم بزنید. بعد ترکیب خامه فرم گرفته و پنیر را داخل قیف بریزید. بیسکوییت‌ها را با گوشتکوب یا دستگاه میکسر پودر کنید. لیوان‌های مخصوص دسر را آماده کنید و ته لیوان دو تا سه قاشق از پودر بیسکوییت بریزید. حالا دو تا سه قاشق از پوره کدو را روی بیسکوییت‌ها بریزید و در لایه بعد با قیف خامه را روی مواد بریزید. دوباره بیسکوییت داخل لیوان بریزید و پوره کدو و برای لایه رویی نیز دوباره با قیف خامه بریزید و روی لیوان را با پودر پسته یا کمی شکلات رنده شده تزیین کنید. دسر کدو حلوایی خوشمزه شما در این مرحله آماده سرو است، نوش جان.

نکات مهم
۱ ـ معمولاً برای فرم دادن خامه قنادی گفته می‌شود که آن را به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه با همزن برقی هم بزنید؛ اما همان‌طور که می‌دانید، در قنادی خیلی نباید روی این زمان‌بندی‌ها تمرکز کنید و مهم‌تر از زمان‌بندی این است که شما ابزاری را که در اختیار دارید، بشناسید.

به عنوان مثال ممکن است که همزن شما یک همزن قوی یا متوسط باشد. مسلماً نتیجه‌ای که در ۱۵ دقیقه با این دو همزن حاصل می‌شود، متفاوت است. ممکن است با همزن متوسط در ۱۵ دقیقه خامه آماده شود؛ اما همان نتیجه با یک همزن قوی در ۸ دقیقه به دست بیاید. حالا اگر شما قدرت همزن‌تان را ندانید و با همزن قوی ۱۵ دقیقه خامه را هم بزنید، نهایتاً چیزی که به دست می‌آید، خامه فرم گرفته نیست. به زمان‌بندی‌ها توجه کنید؛ اما معیار اصلی باید آشنایی و شناخت ابزار کارتان باشد. در این قسمت طریقه صحیح فرم دادن خامه قنادی را بیان می‌کنیم.
همیشه وقتی خامه را از لوازم قنادی‌ها تهیه می‌کنید، بسته به نیازتان آن را در بسته‌های نیم کیلویی یا یک کیلویی یا کم‌تر بسته‌بندی کنید تا وقتی که خواستید از آن استفاده کنید، فقط بسته مورد نیاز را از فریزر خارج کنید. برای شروع کار باید خامه یخ زده را از فریزر خارج کنید و در دمای محیط قرار بدهید تا یخ‌زدایی شود و حالت بستنی پیدا کند. بعد خامه را در کاسه بریزید و همزن را روی دور متوسط قرار بدهید. وقتی یک‌دست شد، آن را روی دور تند قرار بدهید. خامه وقتی زده شده نیست، براق است؛ اما وقتی شروع به آماده شدن می‌کند، کم‌کم رنگ آن مات می‌شود. وسط کار یک بار همزن را خاموش کنید و با لیسک آرام به صورت دورانی هم بزنید. خامه را زیر و رو کنید تا خامه‌های زیر ظرف هم زده شود. برای بهتر فرم گرفتن خامه کاسه حاوی خامه را در ظرف حاوی یخ قرار بدهید و بعد با همزن هم بزنید.

علاوه‌بر مات شدن خامه یکی دیگر از نشانه‌های خامه فرم گرفته این است که رد پره‌های همزن روی آن می‌افتد. وقتی سر همزن را از داخل ظرف خامه بیرون می‌آورید، باید خامه داخل آن گیر کرده باشد. وقتی خامه آماده شود، اگر ظرف را برعکس کنید، بیرون نمی‌ریزد. وقتی خامه آماده شد، آن را زیاد هم نزنید. خامه را هربار به اندازه نیازتان فرم دهید، چون بعد از یک بار فرم‌دهی دیگر نمی‌توانید برای تزیین کیک یا دسر‌ها از آن استفاده کنید.

۲ ـ پنیر ماسکارپونه پنیر خامه‌ای مخصوصی است که برای تهیه چیز کیک و دسر‌های پنیری از آن استفاده می‌شود که نمک ندارد و بافت آن برای تهیه کیک و دسر مناسب است. از آنجا که پنیر ماسکارپونه در همه فروشگاه‌های مواد غذایی در دسترس نیست، می‌توانید به جای آن از پنیر‌های خامه‌ای معمولی استفاده کنید که کم نمک باشند و همچنین چربی کم‌تری داشته باشند. پنیر لبنه هم برای تهیه این دسر مناسب است، چون نمکش کم است.

۳ ـ برای درست کردن این دسر خوشمزه می‌توانید از هر نوع بیسکوییت ساده وانیلی که دوست دارید، استفاده کنید.

ادامه نوشته