آپلود عکس
دریاچه نئور منطقه ویلکیج - شهرستان نمین -استان اردبیل
ننه کران(  نونه کرانیم ) | ایام محرم و سوگواری اباعبدالله الحسین (ع)

عزاداری محرم ۲ قرن پیش چگونه بود؟=از فرارو

عزاداری محرم ۲ قرن پیش چگونه بود؟

عزاداری در محرم یکی از آئین‌های مورد توجه شاهان قاجار به شمار می‌رفت و آن‌ها از این فرصت برای نشان داد پایبندی خود به شرع و ارادتشان به اهل بیت (ع) استفاده می‌کردند.

مجله تاریخ تاریخ ایران

۱۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۴:۰۴

مجموعه عکس‎‌های «آنتوان سوروگین» عکاس گرجستانی زمان ناصرالدین شاه قاجار، از مردم، مشاغل، مکان‌ها و آداب و رسوم آن دوران به لحاظ تاریخی، دارای اهمیت و اعتبار ویژه‌ای است. عکس‌های وی از ایام محرم در کنار مولفه‌های زیبایی‌شناسانه بستر مطالعاتی بسیاری از پژوهشگران قرار دارد.

عکس‌های آنتوان سوروگین از مراسم عزاداری محرم مورد توجه پژوهشگران و تاریخ‌نگاران قرار دارد. عکس‌هایی که جدا از ارزش زیبایی شناختی هر یک سندی تاریخی از زندگی ایرانیان در نزدیک به ۲ قرن پیش است.

خواندنی ها

شهر، سیاهپوشِ عزایِ حسین(ع)

ربط قیمه محرم به رضاخان!

عزاداری در محرم یکی از آئین‌های مورد توجه شاهان قاجار به شمار می‌رفت و آن‌ها از این فرصت برای نشان داد پایبندی خود به شرع و ارادتشان به اهل بیت (ع) استفاده می‌کردند.

در عصر قاجار با شروع ماه محرم خیابان‌ها و کوچه و شهر به پرچم‌های سیاه مزین می‌شد و در تهران در نزدیک به دویست هیأت مراسم عزاداری برقرار بود؛ در این میان شاهان نیز همراه با مردمی که رسوم و آداب عزاداری محرم را به جا می‌آوردند مراسم سوگواری برگزار می‌کردند.مراسم عزاداری

مراسم عزاداری ظهر عاشورا

ناصرالدین شاه قاجار که سخت خود را شیفته معصومین و بویژه امام حسین (ع) نشان می‌داد شاید بیش از دیگر شاهان قاجار خود را پایبند به عزاداری عاشورا می‌دانست. او در طول دوران سلطنت خود با ساخت تکیه دولت که گفته می‌شود بر اساس ساختمان رویال البرت هال در لندن طراحی شده بود هر شب مراسم روضه‌خوانی و سوگواری برگزار می‌کرد. در این میان مورخان علاقه زیاد شاه به اجرای نمایش تعزیه را دلیلی بر بنای تکیه دولت در دوره او می‌دانند.

تعزیه

نمایش تعزیه در ایام محرم

سوروگین در این زمان از عکاسان نزدیک به ناصر الدین شاه محسوب می‌شد و گفته می‌شود که شاه قاجار علاقه‌ی زیادی به عکس‌های دربار و پرتره وی داشت.

بیشتر عکس‌های گرفته‌شده آنتوان خان متعلق به سال‌های ۱۲۴۹ تا ۱۳۰۹ خورشیدی است و او به علت این‌که توانایی صحبت کردن به زبان فارسی را مانند زبان مادری داشت، به خوبی توانست با اقشار فرهنگی مختلف مردم ایران ارتباط برقرار کند. عکس‌های او از دربار سلطنتی، حرمسراها، مساجد و بنا‌های یادبود دیگر ادیان بسیار شاخص بود و او را متمایز با دیگر عکاسان مشهور اروپایی در ایران می‌کند.

عزاداری ظهر عاشورا

عزاداری ظهر عاشورا

آنتوان که فرزند پدر و مادر گرجی تبار مقیم ایران بود در سفارت روسیه در تهران به دنیا آمد و از سنین جوانی همراه با برادرانش امانوئل و کولیا نزد عکاس معروف روسی دیمتری ایوانویچ ژرماکوف در تفلیس عکاسی را آموخت.

او در سال ۱۸۷۰ میلادی بار دیگر به ایران بازگشت و در تبریز ساکن و سپس به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت و از او لقب «خانی» گرفت؛ وی بعد از آن به تهران آمد و در خیابان علاءالدوله (فردوسی) کنار در شرقی میدان مشق یک عکاسخانه دایر کرد.

قمه زنی
قمه زنی از سنت‌های غلط دوران قاجار

عکس‌های سوروگین چشم اندازی منحصر به فرد از ایران را ارائه می‌دهد. او همچنین سنت‌های عکاسی غربی را پذیرفت، اما از آن فاصله گرفت. استفاده‌های نوآورانه او از نور، سایه و پرسپکتیو که او را از معاصرانش متمایز می‌کرد، از ویژگی‌های عکس‌های این عکاس است.

قمه زنی

گفته می‌شود که در دوران مشروطه، آنتوان خان به جمع مشروطه خواهان پیوست و به همین خاطر محمدعلی شاه قاجار دستور داد بمبی را در خانه کنار عکاسخانه‌ی وی منفجر کنند؛ بر اثر این حادثه یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های عکاسی دوران قاجار از بین رفت.

شبه تعزیه حوان

مراسم روضه خوانی در ایام محرم

همچنین در دوران رضا شاه پهلوی دو هزار نگاتیو شیشه‌ای پرارزش سوروگین توقیف شد که تا سال‌ها بعد در دست خاندان پهلوی بود.

سوروگین

پرتره آنتوان سوروگین عکاس گرجستانی

سوروگین عکاس مشهور در ایران قاجار (۱۷۸۹–۱۹۲۵) بود که بسیاری از جنبه‌های کار و هویت او همچنان یک راز باقی مانده است.

عکس‌های این عکاس ایرانی اکنون در «گالری هنر فریر» در واشنگتن، موزه‌ی ملی نژادشناسی شهر لیدن و موزه عکس آمستردام هلند نگهداری می‌شود.

منبع: خبرگزاری ایرنا

 

بنام خداوند بخشنده و مهربان 

طبق  روال سالهای گذشته  در اخرین  پنجشنبه  سال  (26 اسفند ماه 1400 )جهت هم دلی

وهم بستگی و همدردی با  خانواده  های محترم معزا با قید  اسامی  همه متوفا را اعلام می نماییم

میرود قافله عمر  چه ها می ماند؟
هرکه غفلت  کند  از  قافله جا میماند 
 شیشه  عمر چه زیباست  ولی حساس است

که به رویش  اثرلکه(( ها)) میماند

باید از  شیشه  خود لکه زدایی بکنی
خوب وبد  در  پس این شیشه  بجا میماند
 هر که  نیکی  کند  ودست کسی راگیرد 
دست او یکسره در دست   خدا میماند 
هرکه یک ذره  دراین حادثه ظالم باشد 
 اخر قصه گرفتار بلا میماند

روحشان شاد یادشان ماندگار  

اسامی متوفای مرحومین آقایان

۱ 🖤 مرحوم محمد آهنگری  فرزند مرحوم مشهد علی آهنگری 

۲ 🖤مرحوم بهروز  طریقی فرزند مرحوم مختار

۳🖤مرحوم پهلوان میثم  پورعلی فرزند مرحوم امن الله پورعلی 

۴🖤مرحوم کربلایی عزیز جوان   دایی برادران  عینی

۵🖤 مرحوم حاج عادل خییر فرزند   حاج مختار
۶مرحوم مظفر صحرا نورد  فر  زند مرحوم سرخای 

۷🖤مرحوم غلام  رضایی داماد  برادران صداقت
۸مرحوم کریم محمد حسن پور  فرزند حسن

۹🖤مرحوم یوسف نظیری فرزند مرحوم  عبدالله 
۱۰🖤مرحوم اورنگ  نظیری فرزند مرحوم مرحوم اباذر 
۱۱🖤مرحوم یحیی نجاتی  فرزند مرحوم الحاج عباس 
۱۲🖤مرحوم امامعلی حضوری فرزند مرحوم  عموکشی 

۱۳ 🖤مرحوم   هالک شیر علی زاده  فرزند مرحوم صفر علی 
۱۴🖤مرحوم عسگر حضوری فرزند مرحوم عموکشی 

۱۵🖤مرحوم الحاج یاور داداشزاده فرزند مرحوم ایمان

۱۶🖤مرحوم عوض غفاری  فرزند وهاب  داماد برادران نوراللهی 
۱۷🖤مرحوم آیت الله  الحاج سید فخرالدین  موسوی ننه کران فرزند  مرحوم  الحاج  میر محمد

۱۸🖤مرحوم غلامرضا  ادی گوزل  داماد شهروز حبیب  زاده
۱۹🖤مرحوم  خوشرو ز جاهدی  فرزند مرحوم یعقوب جاهدی 
۲۰🖤مرحوم نبی گلزار فرزند مرحوم حبیب 
۲۱🖤مرحوم حسین عظیمی  فرزند مسیب 
۲۲ 🖤مرحوم جمشید  نظامی  فرزند مرحوم  مشهد حسن

۲۳🖤مرحوم  آصف  جعفری   نوه مرحوم  ایمان
۲۴ 🖤مرحوم غفور  هدایت  فرزند مرحوم  سهراب

۲۵🖤مرحوم عادل احمدی  فرزنداسد الله

۲۶🖤مرحوم معرفت حبیب زاده    فرزند مرحوم گل قاسم
۲۷🖤مرحوم جوان ناکام  رضا  عزیزی  فرزند مرحوم محرم 

۲۸🖤مرحوم امن الله پور علی فرزند مرحوم  ابراهیم 

۲۹🖤مرحوم  الحاج رشید جهانشاهی فرزند مرحوم منصور 

۳۰🖤مرحوم میر یوسف موسوی نژاد ننه  فرزند  میر حمید 

۳۱ 🖤مرحوم  برات پاکزاد  فرزند   مرحوم علی بابا

۳۲ 🖤مرحوم بهبود بابا زاده  فرزند مرحوم اقابابا
۳۳🖤مرحوم غلام  افاقی  فرزند مرحوم نادر

اسامی متوفای مرحومین بانوان 

۱🖤مرحومه ومغفوره  ایضا  گل زراعتی فرزند مرحوم  یوسف

۲🖤مرحومه شکوفه نظیری فرزند مرحوم جعفر نظیری

۳🖤مرحومه مهدیه واقفی  فرزند  مرحوم تیمور

  ۴🖤 محومه منصوره محمد نژاد فرزند مرحوم بیوگ آقا
۵🖤مرحومه رقیبه  نیکپور فرزند مرحوم ایمانقلی 
۶🖤مرحومه منیره جهانشاهی  فرزند مرحوم منصور

۷🖤مرحومه فرنگیز بیگ زاده  فرزند  مرحوم غلامحسین بیگ زاده

۸🖤مرحومه منصوره حمیدی  فرزند مرحوم الحاج حیدر

۹🖤مرحومه   ربا شکاری  همسر مرحوم نصرالله  رسولی

۱۰🖤مرحومه حورا موسوی فرزند مرحوم سید غنی  موسوی

۱۱🖤مرحومه فمیله صباحی  فرزند مرحوم جلال صباحی همسر یوسف قربان زاده 

۱۲ 🖤مرحومه قز خانم بحری همسر تاریوردی  هاشم زاده
۱۳ 🖤مرحومه  کبری محمد  زاده ننه کران فرزند الله وردی
۱۴🖤مرحومه ویدا جوانبخت   فرزند مرحوم بلال
۱۵🖤مرحومه حمیده سلیمانی  فرزند مرحوم حبیب
۱۶🖤مرحومه رفیقه عزیز زاده   همسر محب الله  ننه کرانی
۱۷🖤مرحومه منصوره شکیب  فرزند مرحوم  داداش 
۱۸🖤مرحومه پریزاد ولی پور فرزند مرحوم حاج اقا 
۱۹🖤مرحومه هاجر اخلاقی همسر عادل عزیز زاده 
۲۰🖤 مرحومه  عزیزه  عظیمی  فرزند مرحوم محمود 
۲۱🖤مرحومه مرضیه  دلیر فرزند مرحوم صمد

۲۲🖤مرحومه دکتر برلیانت  بزرگمهر  فرزند مرحوم تیمساربزرگمهر
  ۲۳🖤مرحومه عاصفه  احد زاده فرزند مرحوم قرش 
۲۴🖤مرحومه فرخنده  محمد حسن پور فرز ند  مرحوم رحیم
۲۵🖤مرحومه قدسیه کریم نژاد فرزند مرحوم رسول
۰۲۶🖤مرحومه توران یونسی فرزند مرحوم  حاجی یونسی
۲۷🖤مرحومه  طاهره دولتی  فرزند مرحوم علی دولتی  
۲۸🖤مرحومه شوکت ایمانیان فرزند مرحوم جبار

 

 

فرارسیدن مام محرم ایام سوگواری سرور آزادگان جهان امام حسین (ع) را تسلیت می گوییم

فرارسیدن مام محرم ایام سوگواری سرور آزادگان جهان امام حسین (ع) را تسلیت می گوییم

فرارسیدن ماه محرم ایام سوگواری سرورشهیدان تسلیت باد

 

نتیجه تصویری برای ایام سوگواری

فرارسیدن مام محرم ایام سوگواری سرور آزادگان جهان امام حسین (ع) را تسلیت می گوییم محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی، ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی و ماه ظلم ستیزی...

 

فرارسیدن مام محرم ایام سوگواری سرور آزادگان جهان امام حسین (ع) را تسلیت می گوییم

 محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی، ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی و ماه ظلم ستیزی و مبارزه با ذلت است.

 محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است. ای ماه خون، دوباره می آیی و سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بغض ناله را از حنجره ها آزاد می سازی.بانگ کاروانت به گوش می آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می خوانی. سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش که مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداکاری بودند، چه آن هایی که در رکابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن هایی که پیش از عاشورا شهید شدند.   مصائب امام حسین(علیه السلام) و اهل بیتش در این راه آنقدر عظیم و جانسوز است که اگر همه ایام محرم هم از آن گفته شود باز هم نمی توان حق مطلب را به درستی ادا کرد.

 با توجه به ورود امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز دوم محرم به کربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذکر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه ای می پردازند و در بزرگداشت شهدای کربلا هر روز از این دهه را مختص به یکی از حماسه سازان این نهضت جاویدان قرار داده اند:

  روز اول: مسلم بن عقیل (علیه السلام)
  روز دوم: ورود کاروان به کربلا 
  روز سوم: حضرت رقیه (علیه السلام) 
  روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه السلام) 
  روز پنجم: حضرت عبدالله بن الحسن و اصحاب 
  روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) 
  روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه السلام) و روضه عطش 
  روز هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام) 
  روز نهم: حضرت عباس(علیه السلام) 
  روز دهم: حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و شام غریبان 
  روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا 
  روز دوازدهم: ورود کاروان به کوفه 
  روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در کوفه و شام 

 

تعزیه در روستای آرپاتپه -دهستان ویلکیج شمالی- شهرستان نمین استان اردبیل =فرهنگ نمین

تعزیه در روستای آرپاتپه نمین

مراسم شام غریبان در تهران (عکس)=از عصر ایران

با غروب آفتاب روز عاشورا، مراسم «شام غریبان» در تهران و دیگر شهرهای کشور برگزار شد.
 
 

مراسم ظهر عاشورا در تهران (عکس)=باز نشر از عصر ایران

همزمان با دهمین روز از ماه محرم و روز عاشورا مردم عزادار تهران از صبح امروز با حضور در مساجد، تکایا و حسینیه‌ها و امامزاده‌ها ضمن گرامیداشت شهادت امام حسین (ع) و یارانش عزاداری کردند.
 
 

خیمه سوزان ظهر عاشورا در تهران (عکس)=باز نشر از عصر ایران

 

مراسم عزاداری و گل مالی در کردستان (عکس)=بازنشر از عصر ایران

همزمان با روز عاشورای حسینی آیین عزاداری و گل مالی در شهر بیجار برگزار شد.
 
 

عزاداری تاسوعای حسینی در سراسر کشور (عکس)=باز نشر از عصر ایران

عزاداری تاسوعای حسینی امروز چهارشنبه در سراسر کشور برگزار شد.
 
زنجان
 
 
 
قم
 
 
 
مشهد
 
 
 
اردبیل
 
 
 
خرم آباد
 
 
 
بروجرد
 
 
 
اهواز
 
 
 
تهران
 
 
 
اصفهان
 
 
 
بوشهر
 
 
 
تبریز
 
 
 
مازندران
 

زندگی حسین(ع)=از عصر ایران

بازنشر
"عزت" ، قله ای است که راه های متعددی برای رسیدن به آن وجود دارد، گاهی باید مذاکره کرد، گاه حتی با معاویه نیز باید که صلح کرد ... و گاه در اوج غربت، تن به شمشیر سپرد.
 
عصر ایران؛ جعفر محمدی - بزرگ ترین جفایی که می توان در حق امام حسین (ع) روا داشت این است که تمام زندگی اش را به کنجی گذاریم و حسین(ع) را مردی بدانیم که در صبح عاشورا طلوع کرد و در ظهر آن روز غم انگیز، در گودال قتلگاه به خون خود غلتید.

این تصویری است که اغلب ما شیعیان از حسین(ع) ترسیم می کنیم و با دیروز کربلا و دیروزهای عاشورا، کاری نداریم. گو این که تنها چیزی که لازم است درباره حسین(ع) بدانیم، قدرت جنگندگی و شجاعتش ، شدت مظلومیت و تشنگی اش و نحوه شهادتش است و دیگر هیچ!

حسین (ع) ، اما نه نیم‌روز که 57 سال در این دنیا زیست و به روایت تاریخ، در تمام این سال ها، حفظ نفع عمومی جامعه اسلامی، مهم ترین دغدغه اش بوده است و در این مسیر ، صلح را همواره بر جنگ مقدم می داشته و البته آنقدر شجاعت داشته است که هر گاه چاره ای جز جنگ نبود، دست به شمشیر ببرد و جهاد کند:

حفاظت از خلیفه سوم

امام حسین(ع)، برای جلوگیری از جنگ و اختلاف در میان امت اسلام ، زمانی که معارضان، خانه خلیفه سوم را محاصره کرده بودند و قصد جان او را داشتند، به دستور امام علی(ع) به همراه برادرش امام حسن(ع) راهی خانه او شد تا حفاظتش کند و جلوی خلیفه کشی را بگیرد. این در حالی است که بر اساس اعتقادات شیعه، خلافت، حق پدرش حضرت علی(ع) بود. با این حال حسین (ع) ، صلح میان امت اسلام را ارحج بر سایر مسائل می دانست و تا آخر برای حفظ جان خلیفه سوم کوشید.

همراهی با برادر در صلح


وقتی امام حسن محتبی(ع) با معاویه صلح کرد، گروهی از شیعیان به نزد امام حسین(ع) آمدند و خواستار مخالفت ایشان با این مصالحه و تقابل با معاویه شدند ولی ایشان از صلح برادرش با معاویه حمایت کرد و به همراه برادر در مدینه ساکن شد.

ماجرای دفن برادر

وقتی امام حسن مجتبی(ع) به شهادت رسید، طبق وصیت اش خواستند ایشان را در جوار مزار پیامبر اسلام(ص) دفن کنند. با این حال، امویان و دشمنان اهل بیت مانع این کار شدند و حتی کار به تیرباران پیکر مطهر امام حسن(ع) کشید به حدی که کفن خونین شد.
امام حسین(ع) برای جلوگیری از خونریزی بین مسلمانان، از اجرای وصیت برادر منصرف شدند و ایشان را در بقیع دفن کردند.

وفا به صلحنامه پس از شهادت امام حسن(ع)

بعد از شهادت امام حسن مجتبی(ع)، معاویه - طرف قرارداد صلح - همچنان در قید حیات بود. بین شهادت امام حسن(ع) و مرگ معاویه ، بیش از 10 سال فاصله بود و امام حسین(ع) در تمام در این سال های طولانی، برغم آن که حق خلافت داشت و حتی کوفیان نامه ای به او نوشتند که برای قیام علیه معاویه آماده اند، به احترام صلحی که شده بود، علیه معاویه قیام نکرد.

خروج از مکه برای جلوگیری از خونریزی و هتک حرمت حریم امن الهی

بعد از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، چون فشار بر امام حسین(ع) برای بیعت تشدید شد و بیم آن می رفت که مزدوران یزید با نقض حریم امن الهی در مکه خون به پا کنند، امام حسین(ع) قبل از اتمام موسم حج مکه را ترک کرد و راهی کوفه شد.

در کربلا تا قبل از عاشورا

 در بحار الانوار ذکر شده که امام حسین(ع) در روز هشتم محرم سال 61 مردی از یاران خود بنام عمرو بن قرظه را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.

شب هنگام امام حسین(ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین(ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود عباس و فرزندش علي‏ اكبر را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش حفص و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.

در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سئوال امام حسین(ع) كه فرمود: آیا مي ‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: مي ‏ترسم خانه ‏ام را خراب كنند! امام حسین(ع) فرمود: من خانه ‏ات را مي ‏سازم. ابن سعد گفت: مي‏ ترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانواده ‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و مي ‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.

حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمي ‏گردد، از جای برخاست در حالی كه مي‏ فرمود: تو را چه مي‏‌شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد.

در کتاب ارشاد شیخ مفید بیان شده است که، پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه ‏ای به عبیداللّه‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین(ع) را رها كنند چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برمي ‏گردم یا به مملكت دیگری مي ‏روم. 
عبیداللّه‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، شمر بن ذی الجوشن سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت كند. (منبع:مهر؛وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)

به راستی اگر شمر خباثت نمی کرد و امام و اصحاب و خانواده اش از کربلا بر می گشتند، عزت نداشتند؟ قطعاً که داشتند چرا که حسین(ع)، تمام 57 سال زندگی اش را عزتمندانه زیسته بود و عزت حسینی، فقط محصول کربلا و عاشورا نبوده است.

امام حسین (ع) همان گونه که سال ها برای حفظ صلح و منافع عمومی امت اسلام صلح و سکوت و گفت و گو را برگزید اما آنقدر شجاعت داشت که اگر روزگاری پیمان صلح نقض شد و گفت و گوها فایده ای نداشت، سکوت نکند و جان خود عزیزترین هایش را فدا کند.

حادثه کربلا ، زمانی به وقوع پیوست که تمام راه های مسالمت آمیز با عناد و لجاح بدنامانی مانند شمر و عبیدالله بسته شدند و تنها دو راه باقی ماند، یا تأیید حکومت یزید یا جهاد و شهادت ؛ و حسین (ع) این دومی را برگزید.

مروری بر زندگی 57 ساله امام حسین(ع) که در سراسر آن تدبیر، انسان دوستی، وفای به عهد، صلح خواهی و البته شجاعت و جهاد و نهایتاً شهادت بود، می تواند نگاه ما به آن نیم‌روز آخر را بسیار پرمعناتر و پرمفهوم تر سازد. 

این گونه است که درخواهیم یافت که "عزت" ، قله ای است که راه های متعددی برای رسیدن به آن وجود دارد، گاهی باید مذاکره کرد، گاه حتی با معاویه نیز باید که صلح کرد، گاهی درخواست قیام مسلمانان را رد کرد و گاه در اوج غربت، تن به شمشیر سپرد. دیدن این آخری و ندیدن آنچه گذشت، تحلیل نادرست از مفهوم "عزت" است و جفای مستمر به حسینی(ع) که 57 سال زندگی کرد ، نه نیم روز.

عزاداري در عصر صفويه=از


عزاداري در عصر صفويه

با روي كار آمدن دولت صفويه و رسمي گرديدن مذهب تشيع توسط حكمرانان اين سلسله، برگزاري هرچه باشكوه تر مراسم عزاداري در اشكال روضه خواني، نوحه خواني، واقعه خواني، مرثيه سرايي و سينه زني در قالب اجتماعات وسيع شكل فراگيري به خود گرفت. اروپاييان كه در قالب فرستادگان سياسي، نظامي، بازرگان، مبلغ مذهبي، در اين دوران به دربار ايران آمده اند، در سفرنامه ها و گزارشهاي خود به چنين اجتماعاتي اشاره دارند. اما گرچه در پاره اي از اين يادداشت ها به صحنه هاي نمايش گونه سوگواري ها توجه شده و از اشخاصي سخن گفته اند كه با لباس هاي رنگارنگ مشغول عزاداري بوده اند و نبردهاي ساختگي توسط صدها تن عزادار صورت مي گرفته است، ولي با كاوشي در اين منابع، ردپايي از مراسم تعزيه خواني، به شكل تكامل يافته در اعصار بعد، در زمان صفويه مشاهده نمي شود. آنتونيودي گووآر )Antoniode Gourea( كشيش اسپانيايي كه از طرف فيليپ پادشاه اسپانيا در عهد حكومت شاه عباس اول، چندين بار به دربار ايران مسافرت نموده، در سال 1011 هجري از مشاهدات خود در شيراز چنين گزارش ارائه داده است:

... در پيشاپيش دسته هاي عزادار شتراني ديده مي شد كه بر پشت هر يك پارچه اي سبزرنگ افكنده، زنان و كودكان را بر آنها سوار كرده بودند، سر و روي زنان و كودكان گويي توسط نيزه زخمي شده بود و تظاهر به گريه مي كردند ... [1] .

پيتر دلاواله مبلغ مسيحي و سياح ايتاليايي در محرم سال 1026 هجري از طريق قصرشيرين به اصفهان آمد و با مشاهده عزاداري در اين شهر به نگارش آنچه ديده بود پرداخت و نوشت:

... از تمام اطراف و محلات اصفهان دسته هاي بزرگي به راه افتادند. بر روي اسبان آنان سلاح هاي مختلف و عمامه هاي متعدد قرار دارد و به علاوه چندين شتر نيز همراه دسته ها هستند كه بر روي آنها جعبه هايي حمل مي شود كه درون هريك سه چهار بچه به علامت بچه هاي اسير حسين شهيدعليه السلام قرار دارند ... [2] .

توماس هربرت سياح انگليسي كه در عصر شاه عباس اول به ايران آمد، با وجود آنكه مطالب دقيقي را در سفرنامه اش مطرح كرده، صحنه هاي عزاداري را از روي سرگرمي مشاهده نموده و نتوانسته است تصوير درستي از اين مراسم بر روي كاغذ بياورد.

آدام اولئاريوس )Adam Olearius( كه در ايام محرم سال 1047 هجري در عصر شاه صفي در اردبيل به سر مي برده است، نسبت به ديگر سياحان اروپايي اين دوره، گزارش نسبتاً دقيقي از مراسم سوگواري در ايام عاشوراي شهر اردبيل دارد:

... روي بعضي از شترها و اسب ها كودكان و پسربچه ها را به عنوان بازماندگان شهيدان كربلا نشانده بودند و به زين و روپوش نيلگون اين اسب ها و شترها تيرهايي فرو رفته بود كه به منزله تيرهايي بود كه كفار و دشمنان حسين عليه السلام به طرف آنها پرتاب كرده بودند. روي بعضي از اسب ها و شترها هم تير و كمان و شمشير و كلاه خود و زره و ساير سلاح هاي قديمي را به عنوان سلاح باقي مانده از شهدا حمل مي كردند. [3] .

سر ژان شاردن كه در اين عصر به ايران مسافرت كرده و گزارش سفرنامه اش به فارسي ترجمه شده، در جلد چهارم اين مجموعه اشاراتي به عزاداري عصر صفوي دارد:

... در جلو هر دسته بيست علم، بيرق، هلالي، پنجه هاي فلزي مزين به نقوش رمزي كنده كاري شده از [حضرت] محمّد[ص] و [حضرت ]علي[ع ]سوار بر دسته هاي نيزه مانند حركت مي كردند. اين وسايل براي مسلمانان نمادي مقدس بود از غزوات صدر اسلام ...

پتروس ديك، سياح اروپايي كه در عهد شاه صفي به ايران آمده، به اجراي تعزيه اي با عنوان آب فرات اشاره مي كند، ولي گزارشي از چگونگي اجراي اين نمايش نياورده است به نظر مي رسد او شاهد برگزاري مراسم واقعه خواني و گفتگوهاي حزن انگيز مرثيه سرايان بوده و اين حالت را به عنوان يك نمايش تعزيه تلقي كرده است. چون سياحان ديگر از تعزيه خواني در هنگام حكومت شاه صفي گزارش ارائه نداده اند.

ژان باتيست تاورنيه، جهانگرد فرانسوي كه بين سال هاي 1049 تا 1101 هجري به مدت 6 بار به ايران مسافرت نموده، در بخش هفتم از كتاب چهارم خود به برخي سوگواري هاي نمايش گونه و عمليات شبيه سازي اشاره مي كند:

... هر دسته [عزادار] يك عماري داشت، در بعضي از آن عماري ها طفلي شبيه نعش خوابيده بود و آنهايي كه دور عماري را احاطه كرده بودند گريه و زاري مي كردند. آنها كه به عدد كثيري براي تماشا در ميدان ايستاده بودند، از ديدن اين اطفال يك مرتبه به اجماع فريادكنان گريه مي كردند و عقيده ايشان اين است كه به واسطه اين گريه ها همه گناهانشان آمرزيده مي شود ... [4] .

آخرين گزارش مهم از مراسم عزاداري در عهد صفوي به قلم جهانگردي است به نام كورني يل لابرون كه در سال 1704م گواه شكوه رو به افزايش اين مراسم در عصر صفوي است. وي از عزاداراني سخن مي گويد كه از طريق حركات نمايش صامت صحنه هاي حزن انگيز كربلا را به تصوير مي كشيده اند و برخي از آنان براي نشان دادن چگونگي و شدت ضربات و جراحات وارده پيكرهاي خود را به رنگ سرخ و سياه مي كردند. [5] .

با بررسي گزارشهاي نگارش يافته توسط سياحاني كه در دوران صفويه به ايران آمده اند، ما شاهد رشد تقريبي سالانه و شكوه و جلال مراسم عزاداري براي شهيدان كربلا در اين دوران مي باشيم. همچنين اين نوشته ها بيانگر آن هستند كه دسته هاي عزادار در سير تقويمي دوران اقتدار صفويان متنوع تر شده و با اشكال نمايشي مي كوشيده اند وقايع عاشورا را در اذهان زنده نگاه دارند. گرچه تمامي اين مراسم سير تكامل سوگواري را در شكل و محتوا مورد تأييد قرار مي دهند، ولي توان از اين آداب و رسوم به عنوان نمايش تعزيه سخن گفت و تنها بايد خاطرنشان ساخت كه زمينه هاي اجراي تعزيه از طريق صحنه هاي نمايش مورد اشاره فراهم گرديده است. در اين عزاداري ها به قول (لابرون) جاي متن و اشعار سوزناك كاملاً خالي بوده است؛ همان كه در تعزيه ركن اصلي و اساسي را به وجود مي آورد.

 

پاورقي

 

[1] تعزيه هنر بومي ايران، گردآورنده پيتر چلکووسکي، ترجمه داود حاتمي، ص 151 - 150. 

[2] سفرنامه پيتر دلاواله، ترجمه شجاع الدين شفا، ص 123. 

[3] سفرنامه آدام اولئاريوس، ترجمه مهندس حسين کردبچه، ج 2، ص 488. 

[4] سفرنامه تاورينه، ترجمه ابوتراب حيدري، ص 414. 

[5] تعزيه، هنر بومي پيشرو ايران، ص 368. 

آیین عَلَم جوش در آستارا=مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری

آیین عَلَم جوش در آستارا

 

 

چکیده: ایرانیان از گذشته‌های دور با آیین‌ها، سنت‌ها، آداب و رسوم خاص خود به پیشواز مناسبت‌های گوناگون ملی و مذهبی چون جشن‌ها و سوگواری‌ها می‌روند. از جمله روزهایی که بزرگداشت آن، همیشه همراه با مراسم ویژه‌ای در ایران است، ایام محرم ‌است. محرم که می‌آید تالشان آستارا نیز همچون دیگر ایرانیان آداب و رسوم ویژه خود را با شکوه وصف‌ناپذیری آغاز می‌نمایند. یکی از سنت‌های کهن که با حفظ تمام بار مذهبی، حماسی و عاطفی خویش تاکنون در آستارا و مناطق تابعه‌‌اش به حیات خود ادامه داده است و مهم‌ترین نماد ایام سوگواری شهادت امام حسین(ع) در این شهرستان محسوب می‌شود، آیین «عَلَم جوش» ‌است. عَلَم شامل چوبی بلند و اصولاً از جنس درخت شمشاد است که آن را با پارچه‌های حریرِ رنگارنگ می‌پوشانند و در قسمت بالای آن، فلزی به صورت یکی از اشکال پنجه دست، استوانه و... نصب می‌نمایند که هر یک نمادِ مفهومی ژرف و پرمعنا است. این علم چوبی در روزهای تاسوعا و عاشورا در دست افراد خاصی که عَلَمدار نامیده می‌شوند به شکل خارق‌العاده‌ای به جوش می‌آید و صحنه‌های دیدنی و مهیجی می‌آفریند. مراسم آیینی عَلَم جوش که از دوران پیش از اسلام باقی مانده است، فقط در شهرستان مرزی آستارا و حومه آن برگزار می‌گردد. در این پژوهش که با بهره از روش گردآوری اطلاعات تاریخ شفاهی و انجام گفت‌وگو با هفت تن از اهالی سالمند منطقه و برخی منابع مکتوب صورت گرفته ساختار، نمادشناسی، علل تقدس، تاریخچه عَلَم و آیین عَلَم جوش، آداب و تشریفات به جوش آمدن و نیز باورهای بومیان نسبت به علم بررسی شده است.

کلید واژگان: عَلَم جوش، ایام محرم، تالشان، آستارا، گیلان.

 

مقدمه:

 کشور ایران در دوران باستان و بعد از آن، همیشه به عنوان یکی از گذرگاه‌های مهم اقوام مختلف و نیز مهد تمدن بشری مطرح بوده است که قومیت‌های گوناگون برای فرار از فشارهای اقوامِ پشتِ سریِ خویش، بهبود وضع معیشت، یافتن چراگاه‌های فراوان، نزدیکی به جاده ابریشم و علل دیگر تصمیم به کوچ اجباری و اختیاری به این خطه و سکونت در آن گرفته‌اند. این تنوع قومی در کنار تنوع جغرافیای طبیعی، آب و هوایی و ادیان و مذاهب میراث امروز ماست. هر یک از این اقوام با توجه به شرایط محیطی و تاریخ گذشته قومی خویش باورها و آداب و رسوم خاصی دارند که هنوز که هنوز است بسیاری از آنها به شکل جدی مورد تحقیق قرار نگرفته‌اند. یکی از اقوام ساکن در شمال ایران و جنوب غربی دریای خزر (کاسپین/قزوین) قوم تالش است.کوه‌های تالش که ادامه رشته کوه‌های البرز ‌است، چون دیواری محافظ، باعث حیات و جلوگیری از نابودی بسیاری از آداب و رسوم کهن نزد تالشان شده است. از میان آداب و رسوم کهنی که در نزد تالشان شهرستان آستارا و حومه‌ آن از گذشته‌های دور، از نیاکانشان به ودیعه گذاشته شده، مراسم بومی- آیینی «عَلَم جوش» ‌است. باورهای عرفانی و متافیزیکی، همچنین تجربه صدها ساله ساخت عَلَم و اجرای این مراسم در سینه کهنسالانی نهفته است که در مناطق ناشناخته و کوهپایه‌های دوردستِ شهرستان آستارا به سر می‌برند و عقاید و فنونشان با گذشت زمان در سراشیبی فراموشی قرار گرفته‌اند. لذا شناسایی باور‌ها و شیوه‌های اجرای این آیین باستانی که دارای بار معنوی، حماسی و عاطفی است و نیز معرفی و تحلیل این سنتِ بومی بیانگر ضرورت این تحقیق و قدمی در جهت ثبت فرهنگ، هنر و میراث معنوی مردم این دیار است. تاکنون هیچ تحقیق علمی در این موضوع صورت نگرفته و بسیاری از افراد نسل جدید بومی با وجود تحصیلات عالیه، فارغ از اندیشه‌های اساطیری و باورهای عامیانه قدیمی نیاکانشان زندگی می‌کنند و اطلاعی از شیوه ساخت، عِلل اجرا و نیز مفهوم نمادها و پیام‌های این آیین ندارند. این پژوهش به بررسی این آیین از دیدگاه‌های تاریخی و مردم‌شناسانه پرداخته و تلاش کرده سؤال‌های بی‌جواب گذشته را پاسخ دهد.

 

تاریخچه عَلَم و آیین عَلَم جوش

 از گذشته‌های دور در کشورهای متمدن و کهن عَلَم یا پرچم به اشکال مختلف وجود داشته است که به عنوان نماد یک کشور یا حکومت مسلط بر آن مملکت محسوب می‌شد که درفش کاویانی ایرانیان را به عنوان نمونه از آن میان می‌توان نام برد. اسکارمن با تحقیق در یک تابلو موزائیک مکشوف در شهر پومپی درباره جنگ اسکندر و داریوش هخامنشی (که اکنون در موزه ناپل محفوظ است) و سکه‌هایی که از سلسله فراتاکارا (آتش پرستان) پارس از معاصرین سلوکی‌ها بر جای مانده است و با مطالعه و تحقیق در اقوال فردوسی راجع به درفش کاویان به این نتیجه رسیده است که درفش مذکور، «چرم‌پاره‌ای مربع‌شکل بوده که بر نیزه‌ای نصب شده و نوک نیزه در پشت آن از بالا پیدا بوده است و بر روی چرم به حریر و گوهر زینت یافته بود...» (صفا، 1384 : 572) همچنین طبق شواهد موجود تاریخی «بیرق کوروش هخامنشی عبارت بود از هیکل عقاب زرین با بال‌های گشاده که به نیزه‌ بلندی نصب کرده بودند.» (پیرنیا، 1389: 1 /341) از طرف دیگر می‌دانیم در سرزمین‌های ایران باستان، اقوام متعددی می‌زیسته‌اند که هر یک باورها و آداب و رسوم خاص خود را داشته‌اند. حال سؤال اینجاست که چرا این نحوه‌ عَلَم ساختن و اجرای مراسمی با این تشریفات ویژه فقط در یک منطقه کوچک و خاص تمرکز یافته است. البته گفتنی است این مراسم در دو نقطه دیگر کشور نیز گزارش شده که البته هر دو با آستارا در ارتباط هستند: نخست در یکی از محلات شهرستان خوی که به وسیله تالشان مهاجر در آنجا اجرا می‌شود. این عده مدعی‌اند از تالشان آستارا هستند که در جنگ چالدران برای یاری سپاه صفوی به آن سو رفته و اکثریت آنها در جنگ با عثمانی‌ها کشته شده و قلیلی که زنده مانده‌اند آنجا ساکن شده و آداب و رسوم کهن خود را حفظ نموده‌اند. و دوم در محله حسینیه اردبیل که آستاراییان مقیم آنجا با اینکه از نظر زبانی تحلیل رفته‌اند، آیین عَلَم جوش را که یادگاری از اجداد و مردم شهرشان بوده حفظ نموده و در چند سال اخیر سعی در ترویج آن کرده‌اند.

 در تحقیقی که از کهنسالان آستارا و توابع آن* در مورد تاریخچه عَلَم و عَلَم جوش به عمل آمد، همگی با اندک تفاوتی در جزئیات متذکر این مسئله بودند که از زمانی که چشم باز کرده‌اند و به اطراف خود نگریسته‌اند، مراسم عَلَم جوش را بین تالشان آستارا دیده‌اند و به صورت دقیق نمی‌دانند این رسم از چه زمانی به وجود آمده است، اما از اجداد خود شنیده‌اند که این رسم از زمان صفویان رونق دو چندان گرفته و به دست آنها رسیده است. این کهنسالان چنین نقل می‌کنند که در عصر صفویه جنس عَلَم‌ها از طلا و نقره بوده است ولی بعدها با بالا رفتن ارزش مادی جواهرات، جنس سَرِ بیرق‌ها به آلیاژهای فلزی و آهنی مبدل شد. جنس عَلَم‌ها از چوب درخت شمشاد بود. به جای روسری‌های زنانه امروزی نیز در گذشته‌ها، معمولاً تالشان پارچه‌های گرانقیمت از جنس حریر و ابریشم به عَلَم‌ها می‌بستند که بعدها این رسم نیز برچیده شد و این عده بارها با چشمان خویش دیده‌اند که عَلَم فرد عَلَمدار را از روی چَپَر‌ها و دیوارهای یک و نیم متری پرانیده است. گفتنی است چند سال قبل در روستای «خانه‌های آسیاب» شهرستان آستارا که از روستاهای کوهپایه‌ای است و 100 درصد اهالی آنجا تالش زبان و شیعه مذهب‌اند، سَرِ عَلَمی به شکل پنجه دست در زیر خاک نمایان شده بود که به وسیله بومیان از زیر لایه‌های سطحی خاک به بیرون کشیده شد و گویا از جنس طلای سفید بوده است. سرنوشت آن شئ با ارزش چه شد و کجا رفت بر ما پوشیده است. اما اینکه چرا در آن روستا پیدا شده به این خاطر است که آنجا از مراکز مهم سکونتی و حکومتی منطقه در گذشته بوده است. در تاریخ جامع آستارا و حکام نمین آمده است: «آستارا در زمان سلاجقه و در قرن هفتم هجری قمری به مرکزیت خانه‌های آسیاب دارالحکومه مشایخ و دارای شاه(حاکم) بوده است.» (نعمت اللهی، 1380: 165)

 در مجموع رواج عَلَم‌هایی با نماد پنجه دست و آیین‌های مرتبط با آن در میان تالشان آستارا نمی‌تواند بی‌ارتباط با صفویان و بالعکس باشد. چرا که از یک طرف می‌دانیم «شاه اسماعیل، مؤسس سلسله‌ دیرپا و نیرومند صفوی به سال 905 در سن 14 سالگی به پایمردی هفت صوفی پاک اعتقاد، قیام مردانه و تاریخی خود را از گیلان آغاز کرد» (شکری، 1363 : 18) که بسیاری از سران اولیه سپاه وی از جمله میرزا محمد آستارایی، خادم بیگ تالش، دده بیگ تالش، رستم کلا چرمینه، فرهاد ورزو و... از تالشان آستارا و مناطق تابع آن بودند و این ارادت دوطرفه تا جایی بوده است که «تا روزی که شاه اسماعیل زنده بود... هر ساله برای رؤسای سکنه تالش هدایا می‌فرستاد.» (کانلی، 1389 : 14) پس تالشان می‌توانستند تأثیر مستقیم در آراء و عقاید شاه اسماعیل صفوی داشته باشند و از طرف دیگر می‌بینیم: «پنجه دستی در مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی موجود است که آرم پرچم شاه اسماعیل صفوی بوده است.» (ناصری فرد، 1388 : 184) یا این مسئله که: «ذوالفقار قره‌گل از سرداران شاه اسماعیل عَلَمی داشت. عَلَم مذبور شکل کُتَل را داشت و استوانه‌ای بود قرمزرنگ که دارای پنجه‌ای بالای آن بود و رنگ قرمز عَلَم نشان می‌داد که ذوالفقار قزلباش ‌است» (داون، 1380: 77) و در نتیجه پیوستگی‌هایی میان تالشان آستارا و صفویان مشاهده می‌شود که بسیار عمیق و مستمر بوده است. این موضوع در انتصاب حاکمان آستارا به وسیله صفویان نیز دیده می‌شود. به شکلی که: «بایندرخان تالش فرزند امیرحمزه خان حاکم آستارا مورد عنایت شاه عباس قرار گرفته و حکومت آستارا به او تفویض شد و عَلَم و نقاره و خَلعَت برای وی فرستاده شد.» (سرتیپ پور، 1371 :77 ) از آنجا که آستارا در دوران صفویه از مراکز مهم صفویان و تختگاه تالشان محسوب می‌شد، احتمال دارد که این عَلَم‌ها هر یک بازمانده از عَلَم‌هایی باشد که پادشاهان صفوی به حاکمان آستارا داده‌اند. در دوران قاجار نیز آستاراییان با شکوه تمام مراسم آیینی عَلَم را برگزار می‌نموده‌اند، از جمله در کتاب اخبارنامه در این باره آمده: «در روز تاسوعا و عاشورا ساکنان روستاهای اطراف، با عَلَم ویژه خویش به دارالحکومه نزد میرحسن خان تالش (حاکم آستارا) می‌آمدند و به عزاداری می‌پرداختند.» (میرزا احمد لنکرانی، 1380 : 176) این موارد نشانگر بومی بودن این آیین نزد تالشان آستارا و نیز اهمیت فوق‌العاده‌اش برای ساکنان منطقه ‌است.

 

ساختار عَلَم

 عَلَم یا بِیرَق که به آن پرچم و درفش نیز می‌گویند، شامل چوب بلندی است که در گذشته‌های دور فقط از چوب درخت شمشاد ساخته می‌شد اما بعد‌ها موارد معدودی از جنس درختان گردو و توت نیز ساخته شده است که دور آن را با پارچه‌های حریرِ رنگارنگ به ویژه سبزرنگ می‌پوشانند. در قسمت بالای عَلَم، آلتی فلزی را که به اشکال گوناگون از جمله: پنجه دست، دست بر روی استوانه، سرنیزه (پیکان)، سه شاخه، آدم نما، شمشیر کوچک، میوه انار و... است نصب می‌نمایند. بخش فلزی، از بخش زیرین عَلَم که چوبی است قابل جدا شدن است و به وسیله‌ پارچه به همدیگر وصل گردیده‌اند. این آلات فلزی به رنگ طلایی روشن و در بیشتر مواقع طلایی تیره مایل به سرخ هستند. عَلَم‌ها در گذشته به دست تالشان بومی ساخته شده‌اند. این گونه عَلَم‌های چوبی در سراسر شمال ایران به ویژه گیلان دیده می‌شود که در هر ناحیه منطبق با آداب و رسوم و باورهای ساکنان آنجا شکل گرفته‌اند و به حیات خود ادامه داده‌اند که آیین‌های عَلَم جوش در نزد تالشان آستارا، عَلَم بَندی در میان تالشان ماسوله و عَلَم واچینی در بین تالشان شاه شهیدان رودبار و گالشان اِشکورات رودسر از آن جمله‌اند. عَلَم‌های آهنی عظیم‌الجثه که در اصطلاح طوق خوانده می‌شوند و دارای اندازه‌های مختلف و بسیار سنگین هستند، چند سالی است که به گیلان آورده شده‌اند و بومی این دیار نیستند.

 

نمادشناسی عَلَم

 «اصطلاح سمبول که در فارسی دری به نماد ترجمه شده است، ریشه مصدر یونانی، سَمبالین به معنای "به هم پیوستن" و "به هم انداختن" و اسم مشتق یعنی سیمبُلُن از آن ناشی گردیده است. سیمبُلُن در زبان یونانی باستان به معنای نشان، مظهر، نمود و علامت به کار رفته است.» (ناظرزاده، 1367 : 34) نمادآفرینی در تاریخ بشر پیشینه‌ دیرین دارد. بدین معنی که انسان هزاران سال قبل، برای نشان دادن پدیده‌های طبیعی و بیان احساسات و عواطفش از نمادها استفاده می‌کرده است. هرگاه ما به مطالعه زندگی، باورهای دینی و اساطیر انسان‌های نخستین بپردازیم، به انبوهی از نمادهایی که هر کدام معرف بخشی از عقاید آنان در مورد طبیعت، زندگی و مرگ بوده است، بر می‌خوریم. آثار بازمانده از انسان‌های بدوی گواه آن است که دنیای آنها جهانی بوده است پر از نمادها، که آنها به وسیله‌ همین نمادها (زبان تصویری) به توجیه و تبیین جهان و پدیده‌های آن می‌پرداخته‌اند، یا همین حوادث طبیعی توجیهی برای باورهای آنها بوده‌اند. به گفته یونگ «از آنجایی که چیزهای بی‌شماری فراسوی حد ادراکات ما وجود دارند، پیوسته ناگزیر می‌شویم به یاری اصطلاحات نمادین برداشت‌هایی از آنها ارائه بدهیم که نه می‌توانیم تعریفشان کنیم و نه به درستی آنها را بفهمیم و درست به همین سبب است که دین‌ها از زبانی نمادین بهره می‌گیرند و خود را با نمایه‌ها معرفی می‌کنند.» (یونگ، 1373 : 34) و بدین گونه است که نمادها آگاهانه آفریده می‌شوند. نمادهای دیگری نیز هستند که ناآگاهانه و خود انگیخته به وجود می‌آیند، آنها بیشتر در رؤیاها و حالات کشف و شهود ایجاد می‌شوند که ریشه در کهن‌ترین باورهای انسان‌ها دارند و بیانگر حالات روحی و چگونگی ارتباط خودآگاه یا ناخودآگاه نیز هستند. از طریق تحلیل و ارزیابی این نمادهاست که می‌شود در اعماق ناشناخته و مرموز انسان سفر کرد و بر تاریک‌ترین زوایای روح بشر روشنی افکند. خوشبختانه در دنیا علاقه‌ شدیدی برای درک و خوانش نمادها ایجاد شده تا از طریق درک پیام‌های مستترشان بتوانند پی به اسرار نهفته در آنها ببرند و بر اساس همین یافته‌ها بتوانند دیگر کارکردهای اجتماعی انسان‌های ادوار کهن را رصد کنند. در میان عَلَم‌های شهرستان آستارا، نماد پنجه دست بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده است که در واکاوی معانی آیینی و اساطیری این نماد قبل از هر چیز باید دانست از گذشته‌های دور، از زمانی که انسان به فکر یافتن و ابداع روش‌هایی برای برقراری ارتباط با همنوعان خویش بود نمادها در انواع، اشکال و اندازه‌های گوناگون خود، در مکان‌ها و زمان‌های متفاوت به صورت مستمر کاربرد داشته‌اند. از درون غارهای پیش از تاریخ در اقصی نقاط جهان گرفته تا عَلَم‌های چوبی و دست ساز تالشان آستارا همه در پی رساندن پیام و مفهومی ارزشمند به دیگران بوده‌اند. نماد پنجه دست در سرتاسر جهان، میان انسان‌های نخستین بیشترین کاربرد را داشته است. «آثار پنجه دست یک نماد جهانی و بسیار کهن است که ما آنها را در قالب‌های رنگی (Pictograph) و حکاکی (Petroglyph) در درون غارها و بیرون از غارها در بیشتر نقاط جهان شاهد هستیم. جالب اینکه پنجه‌های دست یکی از کهن‌ترین آثار بشری است که در دنیا از یک مفهوم و مضمون یکسان برخوردار است و به معنای نماز (نیایش) و تأیید است.» (ناصری فرد، 1388 : 96) وجود نماد انار بر سَرِ آلتِ فلزی عَلَمی قدیمی در مسجد جامع کهن روستای باغچه سرای آستارا - که بیشترین و متنوع‌ترین نمادهای عَلَم را در شهرستان داراست- و همانندی بسیار زیاد آن با انار مفرغی متعلق به هزاره‌ قبل از میلاد مکشوفه از حوزه تمدنی مارلیک رودبار، بر ارتباط عَلَم‌ها با تمدن‌های پیش از اسلام منطقه صحه می‌گذارد. در ضمن در کناره‌های دو طرفِ چند مورد از آلات فلزی عَلَم‌ها نقش درخت زندگی که در جام مارلیک رودبار به تصویر کشیده شده است نیز با شباهت خیره‌کننده‌ای مشاهده می‌شود که همه نشانگر دیرین بودن این نمادهاست. درخت زندگی یک نماد کیهانی است که در زمان‌های بسیار دور نماد اتحاد زمین و آسمان، غذای روحانی و حتی روشنگری بوده است. بنابراین چنین نمادهایی پیش از اسلام در گستره جغرافیایی کره زمین پراکنده بوده و وجود داشته‌اند. وجود نمادهای پنجه دست در سنگ‌نگاره‌های پشتکوه خوانسار، تیمره و تیران اصفهان و نیز غار کَرَفتو‌ی کردستان از شاهد این مدعا هستند که ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. به این شکل امروزه پنجه دست در فرهنگ ایرانی- اسلامی، رنگ و بویِ جدیدی یافته و تبدیل به نمادی از خونخواهی، شهادت‌طلبی، بیعت کردن، پیمان بستن و سپس یادآوری دستان بریده علمدار کربلا حضرت عباس(ع) گردیده است. این نماد همچنین بر سرِ فلزی عَلَم‌ها در عزاداری‌های حسینی(ع) و سقاخانه‌ها دیده می‌شود و هنوز که هنوز است، بعد از گذشت قرن‌ها، نماد پنجه دست و ... در فرهنگ تالشان آستارا از یک بن‌مایه مقدس و آیینی برخوردار است.

 

علل تقدس عَلَم

 در گذشته عَلَم‌ها به خاطر چوب عَلَم که از جنس درخت شمشاد بوده برای تالشان آستارا مقدس محسوب می‌شده‌ است، چرا که در فرهنگ عامه تالشان، درخت شمشاد به خاطر همیشه سبز بودن و بر اساس افسانه‌های عامیانه قدیمی از قداست برخوردار است. منابع مکتوب نشان می‌دهند که پیش از آیین زرتشت، آریایی‌ها به پرستش توتم و عناصر طبیعت می‌پرداخته‌اند. سابقه‌ نیایش درخت تا به امروز در نقاط مختلف گیلان از جمله درخت بقعه چهار پادشاه لاهیجان،درخت بقعه نرگیز(نرجس) خاتون چوبر تالش، باده تربه پونل رضوانشهر و .. ادامه یافته و از این درختان مقدس با عنوان آقادار یاد می‌شود و به شدت مورد احترام و زیارتگاه بومیان هستند و دقیقاً همان گونه که در عَلَم‌ها شاهد بسته شدن روسری‌ها و پارچه‌های گوناگون به نیت برآورده شدن حاجات هستیم، به همان شکل شاهد بستن روسری‌ها و پارچه‌های به خصوص سبز رنگ به درختان مقدس یا همان آقادار‌ها هستیم. برای نمونه «در وسط قبرستان قدیمی حیاط بقعه پیر قطب‌الدین صفوی در روستای باغچه‌سرای آستارا، درخت کهنسالی است که در قسمت پایین درخت، ریشه‌ها به صورت پل یا دالانی در زمین فرو رفته‌اند. مردم محل را عقیده بر این است که هر کس از لحاظ سنگینی و سبکی گناه خویش هنگام عبور از این پل یا دالان اندازه‌ گناهانش معلوم می‌شود. بدین معنا که اگر کسی که از آنجا می‌گذرد بار گناهانش سنگین باشد محققاً شخص هنگام عبور در وسط ریشه گیر می‌کند و توسط ریشه‌ها مورد فشار قرار می‌گیرد و دیگر قادر به عبور از آن نخواهد بود اما در صورتی که گناه وی کمتر باشد به سهولت و راحتی از وسط ریشه عبور خواهد کرد.» (عباداله زاده ملکی، 1389 : 64) همچنین از دیگر نمونه‌های تقدسِ توتمِ درخت در آستارا می‌توان به درختان مقدس شمشاد در محوطه بقعه شیخ محمود خیوی در آستارا اشاره نمود. این درختان شمشاد که تعدادشان 12 اصله است دور تا دور بقعه شیخ محمود خیوی را به شکل دایره احاطه کرده‌اند که در میان آنها یک درخت کهن سال قرار دارد که «به عقیده مردم آن هم مقدس بوده و عده‌ای از اهالی بخصوص روسری‌های ابریشمی رنگارنگ و پارچه‌های قیمتی را به شاخه‌های گسترده آن درخت به عنوان نذری می‌بندند.» (حریری، 1385 : 10) بنابراین مقدس بودن عَلَم در نزد تالشان آستارا به خاطر جنس عَلَم است که از درخت مقدس آنها که شمشاد باشد ساخته شده است. شمشاد با سرسبزی دائمی در طول سال نماد خرمی، شادابی و جنب و جوش و زندگی برای تالشان است که با جنب و جوش عَلَم‌ها قابل تطبیق و توجیه ‌است.

 

تشریفات برگزاری آیین عَلَم جوش

الف- زمان برگزاری آیین: در گذشته اختصاص به روزهای تاسوعا و عاشورا داشت ولیکن چند سالی است که از روز هفتم محرم به اجرا در می‌آید و با استقبال عمومی روبه‌رو شده است.

ب- مکان برگزاری آیین: این مراسم بومی– آیینی معمولاً در حیاط مساجد و زیارتگاه‌ها اعم از بقاع متبرکه اهل تشیع و اهل سنت برگزار می‌شود.

ج – مشارکت شیعه و سُنی: از عجایب برگزاری این رسم در آستارا این است که هم تالشان شیعه مذهب و هم تالشان سُنی مذهب از این عَلَم‌ها دارند و هر دو قشر به برگزاری باشکوه این مراسم آیینی در حیات مساجد و بقاع متبرکه خویش در ایام محرم به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا می‌پردازند. قابل ذکر است سال‌ها پیش تالشان سنی و شیعه همه باهم عَلَم‌هایشان را به نزدیک‌ترین بقعه متبرکه می‌بردند و در روز عاشورا به صورت مشترک این آیین را اجرا می‌کردند و در حال حاضر این مراسم مستقلاً در بقاع متبرکه منسوب به تشیع و اهل سنت به وسیله پیروان هر یک از مذاهب یادشده به اجرا در می‌آید.

د- نگهبان عَلَم: همیشه شخصی به عنوان نگهبان عَلَم مواظب است تا هنگام اجرای مراسم، به عَلَم و عَلَمدار آسیبی نرسد. عَلَم در دست خود شخص نگهبان هیچ وقت به جوش نمی‌آید و نگهبان عَلَم بودن نیز خود موهبت بزرگی محسوب می‌شود. او دائماً به دنبال عَلَمِ در حال جوشش می‌دود و اگر شدت جوشیدن عَلَم در دستِ عَلمدار بالا رود، عَلَم را از او جدا می‌کند.

ه- عَلَمدار‌ها: از «55 سال پیش که مردم آستارا فقط به تالشی تکلم می‌کردند» (اسدی دارستانی، 1388: 56) تا امروز که در مرکز شهر تالشان به خاطر تغییر زبان از نظر زبانی (نه قومی) در اقلیت هستند، عَلَمدارها یعنی کسانی که عَلَم در دست آنها به جوش می‌آید تالشان هستند و اجازه نمی‌دهند که کسی از مهاجران و بیگانگان آن را اجرا کند. در کنار این معمولاً افراد نیرومند و تنومندی که اخلاق پهلوانی و مردانگی در آنها به چشم می‌خورد عَلَم‌ها را بر می‌دارند که این موضوع یادآور بلندکردن عَلَم‌ها به دست عَلَمداران در گذشته‌های دور است که از پهلوانان و دلیرمردان ایل  بوده‌اند.

و- موروثی بودن عَلَمداری: عَلَمداری بین تالشان موروثی است. برای مثال شخصی که خود عَلَمدار بوده است و چند فرزند ذکور دارد، عَلَم در دست یکی از آنها به جوش می‌آید و مابقی از این موهبت معنوی که در آستارا مقدس به شمار می‌رود، محروم هستند.

ز- نحوه‌ به جوش آمدن عَلَم‌ها: هر کس بخواهد عَلَم را بردارد در ابتدا نگهبان عَلَم از اصل و نسب او می‌پرسد. اگر نشناسد عَلَم را به او نمی‌دهد ولی اگر پدران شخص متقاضی آستارایی اصیل (تالش‌نژاد) باشد و او را بشناسد، این اجازه به او داده می‌شود که شانس خود را انتخاب کند و ببیند که آیا عَلَم در دست او به جوش می‌آید یا نه. بعد از اینکه شخص متقاضی این اجازه را یافت، وسیله نعلی شکل مخصوصی را که از جنس چوب است و رویِ آن با پارچه‌های سیاه رنگ پوشیده شده، و قبل از به جوش آمدن عَلَم بر گردن عَلَم‌گردان انداخته می‌شود، بر گردن او می‌اندازد. در وسط چوب آن وسیله، سوراخی وجود دارد که تهِ نوک تیز عَلَم در آن فرو می‌رود و کیپ و چِفت می‌شود تا عَلَمدار بتواند راحت‌تر عَلَم را حمل کند. بعد از این حرکت اگر عَلَم حرکتی نکرد و به جوش نیامد، وسیله مخصوص را از گردن آن شخص در می‌آورند و در گردن شخص دیگری می‌اندازند؛ فردی که استعداد روحی و معنوی این کار را دارد. با در دست گرفتن عَلَم به اذن خداوند آن حالت معنوی خاص از قوه به فعل می‌آید و به شکل کشیده شدن فرد به وسیله عَلَم، نمود خارجی می‌یابد. گاهی عَلَمدار چشمان خود را می‌بندد و سر خود را بر روی عَلَم می‌گذارد و عَلَم چنان با سرعت به جوش می‌آید که گویی عَلَم مَرکَبِ اوست و عَلَمدار سوار او شده است اما نکته اینجاست که با فاصله چند سانتیمتری از کنار افراد عبور می‌کند و به کسی آسیبی وارد نمی‌کند. نوای نی و طبل به تمام مخاطبان و حاضران در مراسم حس آرامش، سَبُکی و راحتی ویژه‌ای می‌بخشد. از جمله حرکات دیگر عَلَم در حین به جوش آمدن می‌توان به مواردی چون: نوازش نوزادان درون کالسکه، نوازش مداح و عزاداران حسینی(ع)، جابه جا کردن جایگاه گروه موسیقی و طبل‌زنان مسجد، لمس آب درون طشت محرم و چکاندن آب آن بر سر و روی عزاداران، جابه‌جا نمودن جایگاه خیمه‌گاه‌های مراسم شبیه‌خوانی ، نوشتن اسماء حسنی خداوند تعالی در خاک حیاط مسجد، لمس کاشی‌های حاوی اسامی ائمه اطهار (ع) و... اشاره نمود.

ح - عَلَم و آلات موسیقی: هر وقت گروه موسیقیِ مذهبی مسجد به نِی‌نوازی و نواختن آواهای غمگین و سوزناک می‌پردازند، عَلَم نیز حرکات موزون، آرام و زیبا اجرا می‌نماید. اما هر زمان که طبل‌زنان نوایی تند و حماسی و به اصطلاح محلی جنگی می‌نوازند، حرکت عَلَم به گونه‌ای است که بسیاری از نوجوانان و جوانان را وا می‌دارد وضو بگیرند و درون مسجد نماز گذارند. در بعضی از مواقع به ویژه عصر تاسوعا و ظهر عاشورا حرکات عَلَم به قدری تند است که نگهبان به همراه چندین تن نیز نمی‌توانند عَلَم را از عَلَم گردان جدا کنند.

 

دیگر آداب آیین عَلَم جوش

- هنگام حرکت دسته‌های عزاداری، عَلَم در دست عَلَمدار است و جلوتر از همه حرکت می‌کند.

- مردمی که در مسیر دسته‌های عزاداری عَلَم را می‌بینند به زیارت او می‌شتابند و معمولاً مقداری پول به عنوان نذری به پارچه‌های آن می‌بندند.

- هر وقت دسته‌ای از مسجد یا روستای دیگری به محوطه‌ مسجدی وارد می‌شود، عَلَم میزبان را به پیشواز او در می‌آورند و تا عزاداری آن دسته به پایان نرسیده است، عَلَم میزبان در حیاط مسجد به احترام عَلَم میهمان سرپا نگه داشته می‌شود.

- هر وقت عَلَم‌ها به هم رسیدند به همدیگر سلام می‌کنند، این موضوع در برابر مساجد سر راه نیز صادق است.

- بسیار دیده می‌شود که مردم با مالیدن مواد خوراکی مانند قند، چای و نیز وسایلی مثل زنجیر عزاداری و جا نماز و... آنها را متبرک می‌کنند.

- تا چند سال پیش روز تاسوعا عَلَم مسجد صاحب‌الزمان(عج) آستارا که بزرگ‌ترین وسعت و بیشترین احترام را نزد بومیان آستارایی دارد به بازار برده می‌شد. کسبه با دیدن عَلَم مسجد صاحب‌الزمان(عج) و جوشش آن، مغازه‌ها‌ی خود را به احترام عَلَم و حضرت سیدالشهدا(ع) می‌بستند و به دسته‌ عزاداران حسینی(ع) می‌پیوستند.

- یکی دیگر از رسوم عَلَم جوش در آستارا، به جوش آوردن عَلَم مسجد صاحب الزمان(عج) آستارا با چشم بسته است. این کار که برای اثبات حقانیت این آیین بومی– مذهبی کهن به مخالفان اجرا می‌شود با عجایب بسیاری همراه است که هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند. چشم عَلَم گردان را با پارچه‌های چند لایه و عریض، محکم می‌بندند و عَلَم را به دست او می‌دهند که در حیاط مسجد یا خیابان اصلی آستارا - در حالی که معمولاً ترافیک شدیدی هم حاکم است- بدون کوچک‌ترین برخوردی با کسی یا چیزی به شدیدترین و هول‌انگیزترین حالت ممکن عَلَم در دست او به جوشش می‌آید. این آیین منقلب شدن احوالات بومیان و توبه نمودن بسیاری از اهالی از انجام اشتباهات سابق و نیز بستن نذری به عَلَم را موجب می‌شود.

 

برخی باورهای عامیانه درباره عَلَم و عَلَم جوش

- هر کس که عَلَم در دست او به جوش می‌آید، دارای قدرتی معنوی و خارق‌العاده است.

- عَلَمدار‌ها همه متفق‌القول می‌گویند: هنگام جوشیدن عَلَم، فقط سَرِ فلزی عَلَم را که به شکل پنجه دست است می‌بینند و اوست که آنها را به این سو و آن سو می‌کِشَد و غیر از آن چیزی نمی‌بینند و اختیاری از خود ندارند و در حین جوشش عَلَم در حالتِ بی‌خودی از خویشتن به سر می‌برند و اطلاعی از رفتار عَلَم ندارند.

- عَلَم و جوشش آن از اسرار خداوند تعالی است که مصلحت دانسته است تنها بخشی از مردم آن را درک و اجرا نمایند.

- کسی که به دروغ عَلَم را به این‌سو و آن‌سو تکان دهد و به نیت خودنمایی و فریب مردم، طوری وانمود کند که عَلَم دست او نیز جوش می‌آید، به زودی نتیجه تلخ کارش را خواهد دید و به نفرین عَلَم دچار خواهد شد.

- عَلَم‌های در حال جوش که هم زمان در حال جوشیدن هستند، زبان همدیگر را می‌فهمند و با هم حرف می‌زنند.

- اگر کسی استعدادش را داشته باشد، همین که دستش به عَلَم خورد، عَلَم او را جذب می‌کند و به جوش می‌آید.

- عَلَم‌های جوش نزد آستاراییان اصیل (بومی) جایگاه فوق‌العاده ویژه‌ای دارند به ویژه عَلَم مسجد روستای کانرود آستارا و عَلَم مسجد صاحب الزمان(عج) شهر آستارا. چنانچه کسی از آزارها یا رفتار ناصواب کسی به ناتوانی اُفتاده باشد و بخواهد آن ظالم را نفرین کند، می‌گوید: «تو را به عَلَم کانرود سپردم.» یا اینکه می‌گویند: «عَلَم صاحب الزمان(عج) از پشتت بزند.»

- اگر کسی در دل خویش به صحت جوشش عَلَم در دست عَلَمدارها شک داشته باشد، نیت می‌کند که عَلَم به دوش او بیاید، که با آمدن عَلَم به دوش او این شک‌ها برطرف می‌گردند.

- عَلَم در حال جوشیدن را کسی نمی‌تواند از عَلَمدار بگیرد مگر نگهبان عَلَم که عَلَم با او اُنس و اُلفت گرفته است.

- رسم است که در آستارا هر کسی وارد مسجدی می‌شود – حتی در روزهای عادی – اول عَلَم آن مسجد را می‌بوسد و بعد به عبادت یا نشستن در مسجد می‌پردازد. بانوان و بزرگسالان بیش از دیگران این کار را انجام می‌دهند.

- در باورهای عامیانه کهنسالان حتی صحبت کردن و پرسیدن از مفهوم و اصالت عَلَم خشم آنها را در پی دارد و می‌گویند در اسرار خدا جست‌وجو نکن و این عَلَم را اجدادمان نمادی از معنویت و جوشش آن را نمادی از خواسته‌ها و آمال مردم رنج کشیده می‌دانند که خداوند در گذشته به اجدادشان به خاطر وفاداریشان به راستی و درست کاری به آنها خَلعَت داد.

 

نتیجه

 عَلَم جوش یکی از آیین‌های بومی – مذهبی تالشان آستارا است که از گذشته‌های دور تا زمان معاصر با شور و حرارت خاصی همه ساله در روزهای تاسوعا و عاشورا با شکوه هرچه تمام‌تر برگزار می‌گردد. این رسم آیینی که به بهترین و مهم‌ترین نماد ایام محرم و عزاداری حضرت امام حسین(ع) تبدیل شده است، همچنان با اقبال عمومی روبه‌رو بوده و آستارائیان در اجرای این آیین کهن و سنتی اصرار و تعصب ویژه‌ای دارند. این آیین تنها رسمی هست که هنوز هر دو گروه تالشان، یعنی اهل تشیع و اهل تسنن در اجرای گسترده و به نحو احسنت آن کوشا بوده و آن را رسمی بازمانده از دوران پیش از اسلام می‌دانند که به وسیله نیاکانشان بعد از اسلام نیز حفظ شده و احتمالاً بعد از تغییراتی جزیی در زمان صفویه رونق گرفته و به عنوان پرچم صفویان شناخته شده است. هر عَلَم در قسمت فوقانی سری فلزی به اشکال مختلف دارد که هر یک از آن شکل‌ها نمادی خاص و پر معنا از مفهوم و اندیشه‌ای عمیق هستند. بیشترین نماد به کار رفته در عَلَم‌ها شکل پنجه دست است که از هزاران سال پیش تاکنون نماد تقدس، نیایش و دیگر نشانه‌های معنوی ‌است. عَلَم‌ها را عَلَمدار‌ها بر می‌دارند که به اصطلاح بومیان در دست آنها به جوش می‌آید و مردم محلی نیز در کنار زیارت و احترام به عَلَم، نذر و نیاز خود را اگر به صورت پول باشد به پارچه‌های عَلَم می‌بندند و اگر قند و چای خشک و ... باشد نیز به عَلَم می‌مالند تا متبرک شوند و برکت یابند.

 

منابع:

اسدی دارستانی، اسماعیل، (1388)، سرگذشت تالشان، رشت، انتشارات بلور.

پیرنیا، حسن، (1389)، تاریخ ایران باستان، جلد1، تهران، انتشارات دنیای کتاب.

تاریخ عالم آرای صفوی، (1363)، تهران، به کوشش: یدالله شکری، انتشارات اطلاعات.

داون، جیمز، (1380)، عارف دیهیم دار، جلد 1، ترجمه: ذبیح‌الله منصوری، تهران، نشر جهان.

حریری، اشرف آقا، (1385)، آستارا در گذرگاه تاریخ، رشت، انتشارات دهسرا.

سرتیپ‌پور، جهانگیر، (1371)، نام‌ها و نامداران گیلان، رشت، نشر گیلکان.

صفا، ذبیح‌الله، (1384)، حماسه سرایی در ایران، تهران، انتشارات امیر کبیر.

عباداله زاده ملکی، جمشید، (1389)، آستارا دروازه‌ تمدن، آستارا، نشر مکتوب آستارا.

کانلی، رالف، (1389)، شاه طهماسب قهرمان عشق و جنگ، ترجمه: فروردین صبا، تهران، نشر سمیر.

میرزا احمد لنکرانی، میرزا خداوردی،(1380)، اخبارنامه، ترجمه: علی عبدلی، تهران، نشر وزارت امور خارجه.

ناصری فرد، محمد، (1388)، سنگ نگاره‌های ایران، خمین، نشر مؤلف.

ناظرزاده، فرهاد، (1367)، نمادگرایی در ادبیات نمایشی، تهران، انتشارات برگ.

نعمت‌اللهی، بهروز، (1380)، تاریخ جامع آستارا و حکام نمین، اردبیل، نشر شیخ صفی الدین.

یونگ، کارل گوستاو، (1373)، روانشناسی و کیمیاگری، ترجمه : پروین فرامرزی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.

 

* بومیانی که در این تحقیق مورد سؤال قرار گرفتند:

  1. حاجی سرخوش مجیدی، 75 ساله، اهل روستای باغچه‌سرا، اهل تشیع
  2. مشهدی اژدر تخته فروش( برخوردار جدید)، 95 ساله، اهل روستای قلعه برون، اهل تشیع
  3. مشهدی فضه قنبرپور، 93 ساله، اهل شهر آستارا، اهل تشیع
  4. مشهدی میکائیل هزاری، 70 ساله، اهل شهر آستارا، اهل تشیع
  5. مشهدی قربان اندرونی، 90 ساله، اهل روستای بی‌بی‌یانلو، اهل تشیع
  6. مرحوم حاجی رحمان خوش ریحان،88 ساله، اهل روستای شیخ محله ، اهل سنت
  7. آقای شینه خان صوفی‌زاد، 91 ساله، اهل روستای سیه ژیه، اهل سنت

 

آرمین حیدریان

29 مهر 1394

 

اسرای روس قوای یزید شدند /تصاویر/=از فرادید

خاطرات سفیر آلمان در دوره ناصرالدین شاه از مراسم تعزیه‌خوانی محرم

تصاویر/ اسرای روس قوای یزید شدند

27765

تاریخ انتشار: 24 مهر 1395 - 18:05
 
 
اسرای روس قوای یزید شدند
فرادید|در عصر قاجار علاوه بر ترویج عزاداری محرم، شیوه‌های نوینی در برپایی مراسم سوگواری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) پدید آمد که در دوره صفویه هم سابقه نداشت. عزاداری‌ها در دوره ناصرالدین شاه با ساخت تکیه دولت به اوج خود رسید. در ماه‌های محرم و صفر، تهران عزاخانه حقیقی بود. از هیچ نقطه‌ای صدای ساز و آواز برنمی‌خاست و مجلس سرور برپا نمی‌شد. دست‌ کم ۲۰۰ مجلس سوگواری در نقاط مختلف شهر تشکیل می‌شد و دسته‌های سینه‌زن روز و شب در حرکت بودند. از این مجالس سوگواری یکی، تعزیه‌خوانی بود که از دوره صفویه مسیر تکاملی خود را پیمود و در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید.
  «تعزیه‌خوانی حتی مورد توجه مسافران و جهانگردان اروپایی نیز قرار گرفت و شرحی از آن را در خاطرات و سفرنامه‌های خود نوشتند. دکتر هینریش بروگش، ایلچی یا سفیر پروس (آلمان) در ایران در کتابش «سفری به دربار سلطان صاحبقران» مشاهدات خود را آیین تعزیه‌خوانی دهه اول محرم در دوره ناصرالدین شاه روایت کرده است:   در روز ۲۰ ژوئیه، مصادف با اول محرم، ساعت شش بعدازظهر ناگهان صدای شیپور در رستم‌آباد بلند شد. این شیپور تعزیه‌خوانان بود که شروع تعزیه را به اطلاع مردم می‌رساندند و از همه دعوت می‌کردند که در این مراسم شرکت کنند. بعد از چند بار شیپور کشیدن بچه‌ها نیز با کوبیدن دو قطعه چوب به یکدیگر شروع تعزیه را بار دیگر اطلاع دادند. اهالی ده قبلاً از سفیر و اعضای سفارت دعوت کرده بودند تا به تکیه برویم و تعزیه را تماشا کنیم. به همین جهت همه اعضا به اتفاق نوکران و مستخدمین به تکیه رفتیم. در آنجا غرفه‌ای را که مرتفع‌تر از قسمت‌های دیگر بود، مخصوص ما فرش کرده، صندلی گذاشته بودند و می‌توانستیم به‌ راحتی در آن بنشینیم و همه چیز را ببینیم.   صحن مسجد و تکیه مملو از جمعیت بود. مردها با کلاه‌های پوستی، یا شب‌کلاه و یا عمامه‌های سبز و سفید در کنار هم روی فرش نشسته بودند و زنان نیز که خود را در چادرهای سورمه‌ای رنگی پیچیده بودند، قسمت دیگر تکیه را اشغال کرده بودند و با هم با صدای بلند حرف می‌زدند. مردی چماق به‌ دست، انتظامات تکیه را به عهده داشت و به همه اشاره می‌کرد که در جای خود بنشینند. مرد دیگری خیکی از آب را بر دوش داشت و از آن خیک آب را در جامی فلزی می‌ریخت و به تشنه‌ها می‌داد. روحانی و پیش‌نماز مسجد رستم‌آباد پس از دقایقی چند وارد شد و بالای منبری که در صدر تکیه قرار داشت رفت و شروع به صحبت کرد. صدای گریه و شیون و زاری از زنان بلند شد. مردها هم که بعضی از آنها مشغول کشیدن قلیان بودند، گاهی قطره اشکی از چشمانشان سرازیر می‌شد. نوکرها که عقب سر ما ایستاده بودند، اطلاع دادند که تعزیه از روضه شروع خواهد شد. برای تعزیه‌خوانان سکوی بزرگی در وسط تکیه آماده شده بود و کنار سکو چند گونی کاه دیده می‌شد که نوکرها می‌گفتند مردم آن را در سوگ شهادت امام مانند خاک بر سر خواهند ریخت.   روضه‌خوانی تمام شد و برای ما شربت، چایی و قلیان آوردند. مدتی به انتظار گذشت ولی تعزیه‌خوان‌ها هنوز نیامده‌اند. آنها در نیاوران بودند و در آنجا برای قبله عالم و مادر شاه تعزیه می‌خواندند و قرار بود از آنجا حرکت کنند و به رستم‌آباد بیایند و تعزیه بخوانند. ساعتی دیگر به انتظار گذشت و سپس سر و صدایی بلند شد و به دنبال آن شیپورها به صدا درآمدند و معلوم شد که تعزیه‌خوان‌ها از راه رسیده‌اند. دستهٔ تعزیه‌خوان‌ها تشکیل می‌شد از یک تعزیه‌گردان (معین‌البکا) و دوازده نفر مرد و زن که عموماً صدای رسا و خوشی داشتند. دسته تعزیه‌خوان‌ها معمولاً پس از اجرای یک تعزیه بار و بساط خود را می‌بندند و به تکیه دیگری می‌روند تا در آنجا تعزیه بخوانند و معمولاً در هر شبانه‌روز چهار تا پنج نوبت مراسم تعزیه را اجرا می‌کنند. در هر دسته هر نفر نقش‌های خاصی را به عهده دارند؛ نقش زنان را هم مردان انجام می‌دهند و کسانی که در نقش مقدسین ظاهر می‌شوند، پارچه سبزی را روی صورت خود می‌کشند و چهره‌شان را پشت آن پارچه پنهان می‌کنند. با آن که من از حرف‌های تعزیه‌خوانان و اشعاری که می‌خواندند، چیزی نمی‌فهمیدم مع‌هذا سخت تحت تأثیر صدای سوزناک و حرکات و ژست‌های آنها و جوی که بر تکیه حکمفرما بود، واقع شده بودم. تماشاچیان مرد با کوبیدن بر سر و سینه خود فریاد و شیون می‌کردند و اشک می‌ریختند؛ حتی کسانی را در میان آنها می‌دیدم که سنگی را از زمین برداشته بودند و با آن بر سینه خود می‌زدند و ناله می‌کردند و فریاد «یا حسین، یا حسین» می‌کشیدند. وقتی داستان به آنجا رسید که عده‌ای فرنگی که نماینده پادشاه فرنگستان بودند، به خدمت امام رسیدند و تقاضا کردند که در رکاب حضرت با کفار بجنگند، نظر همه تماشاچیان متوجه غرفه ما شده بودند و مردم ما را نگاه و برانداز می‌کردند ولی امام پیشنهاد کمک همه را رد کرد و با یاران خود آماده جنگ با کفار و شهادت شد.   هنگامی که در جنگ، کفار به طرف بدن حضرت امام تیر رها کردند و از محل اصابت تیرها خون جاری شد، مردم سخت به هیجان آمدند و عده‌ای از جای خود برخاسته به طرف صحنه تعزیه رفتند و من نگران بودم که هیجان مردم حوادث ناگواری را پیش نیاورند. در این موارد غالباً کسانی که در نقش شمر، یزید و سایر کفار ظاهر می‌شوند زود از صحنه خارج می‌شوند که مبادا مورد حمله قرار گیرند. در ماه محرم بسیار اتفاق می‌افتد که بر اثر تهییج احساسات مردم، تعزیه‌خوان‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند و آن قدر کتک می‌خورند که تلف می‌شوند. در تعزیه‌هایی که در دماوند خوانده می‌شد، سالی نیست که یک یا دو نزاع از این قبیل واقع نشود و تلفاتی به بار نیاید. در تمام شهرهای ایران و قصبات و دهات در دهه اول محرم، با برداشتن چادرهایی در میدان‌ها و مساجد و با سیاه‌پوش کردن در و دیوار آنها تکیه برپا می‌کنند. مخارج این تکایا در پاره‌ای از موارد با مساجد و روحانیون محل است و گاهی هم افراد متدین و سرشناس هزینه تکایا را متحمل می‌شوند و نذر می‌کنند که در مجالس عزاداری به مردم چای و قلیان و شربت و حتی غذا بدهند و بسیاری از آنها این کار را می‌کنند تا به مردم نشان دهند افرادی مؤمن و صحیح‌العمل هستند. پولداران و اشراف محلات گاهی در خانه‌های خود چادر می‌زنند و خانه را به‌ صورت تکیه درمی‌آوردند و در آن روضه و تعزیه می‌خوانند. از جمله محمدخان که در همسایگی ما باغ بزرگی داشت و از رجال ایران به شمار می‌رفت، روی خانه خود چادر زده بود و هر شب در آنجا روضه‌خوانی و ذکر مصیبت برپا بود.   شب هشتم محرم وزیر اعظم ناصرالدین شاه از کلیه اعضای سفارتخانه‌های خارجی مقیم تهران دعوت کرده بود که به منزل او بروند و مراسم عزاداری و تعزیه‌خوانی را مشاهده کنند. در وقت مقرر وقتی که وارد منزل وزیر اعظم شدیم، مشاهده کردیم همه اشخاصی که ظاهری بسیار ساده داشتند و حتی افراد مهم هم کمربندهای جواهرنشان معمولی خود را نبسته بودند. وزیر اعظم در صدر مجلس نشسته بود و با یکی از روحانیون عالی مقام آهسته نشستیم. پنجره‌ها و درهای تالار را به طرف حیاط مجاور که در آنجا مراسم عزاداری انجام می‌شد، باز کردند. سقف حیاط را چادر زده بودند و فانوس‌های متعدد زیادی فضای حیاط را روشن می‌کردند. واعظی بالای منبر مشغول صحبت بود. او در آغاز به طوری که مترجم ما می‌گفت در اطراف وقایع صحرای کربلا به طور کلی صحبت می‌کرد ولی بعد کتابی را باز کرد و سطور این کتاب اثر غریبی در حضار گذاشت و هنوز صحنه‌ای از آن را تمام نکرده بود که وزیر اعظم سر خود را تکان داد و در حالی که اشک از چشمانشان سرازیر بود، مرتب می‌گفت: «وای وای.» دیگران نیز که در تالار نشسته بودند، متأثر شده بودند و اشک از چشمان آنها هم سرازیر بود.   روضه‌خوانی در حدود یک ساعت به طول انجامید و در میان قسمتی از سخنان او حضار بلند شدند و من دیدم که وزیر اعظم هم بلند شد و دست‌هایش را رو به آسمان گرفت و به دعا مشغول شد. روضه تمام شد و آن روحانی از منبر پایین آمد و رفت و چند نفر تعزیه‌خوان و از جمله چند پسر بچه و چند مرد که لباس زنانه پوشیده بودند، آمدند و روی سکوی مخصوص خود رفتند. آنها طومارهایی در دست داشتند و از روی آن‌ طومارها اشعاری را با صدای حزن‌انگیز می‌خواندند. در موقع خواندن این اشعار تمام حضار به گریه درآمدند و من که در نزدیکی وزیر اعظم نشسته بودم، شاهد آن بودم که چگونه به‌ شدت می‌گریست و اشک مانند سیل از چشمانش جاری بود. در این مجالس معمول است که یک نفر روحانی قطعه پنبه‌ای را دست می‌گیرد و آن را نزد یک‌یک افرادی که در مصیبت کربلا می‌گریند می‌برد و اشک چشمان آنها را پاک می‌کنند و این پنبه را که کاملاً مرطوب شده است، بعداً با دست در شیشه‌ای فشار می‌دهد و از قطرات آن به عنوان تبرک و شفا استفاده می‌کنند. آن شب سه ساعت در منزل وزیر اعظم بودیم و بعد برخاستیم و با او خداحافظی کردیم.   روز عاشورا ناصرالدین شاه از سفیر و اعضای سفارت دعوت کرد تا در مراسم تعزیه که در کاخ نیاوران (صاحبقرانیه) برپا می‌شد، شرکت کنیم. آن روز صبح پس از صرف صبحانه با اسب از رستم‌آباد به طرف نیاوران حرکت کردیم. ما را به چادری هدایت کردند که در وسط باغ و نزدیک اطاقی که شاه برای تماشای تعزیه در آن می‌نشست، برپا شده بود. از داخل چادر میدان بزرگی را جلوی ساختمان قصر می‌توانستیم نظاره کنیم. جلوی ساختمان یک دسته از افراد ایل قاجار که از اقوام و خویشان شاه بودند، پای برهنه ایستاده بودند و سینه می‌زدند. ریش سفیدی از قاجار که در وسط ایستاده بود برای آنها نوحه می‌خواندند و دیگران گفته‌های او را به طور دسته‌جمعی تکرار می‌کردند و به سینه خود می‌کوبیدند. سینه‌زنی اصولا یکی از معمول‌ترین مراسم عزاداری در ایران است و بیشتر دستجات آن قدر با دو دست بر سینه می‌زنند که پوست آن کنده می‌شد. ناصرالدین شاه برای آن که اهمیت عزاداری ماه محرم و اعتقاد خود را به این مراسم نشان دهد، دستور داده بود که عده‌ای از اعضای ایل قاجار که از خویشان نزدیک او بودند و مقامات مهمی را در دولت ایران داشتند، پای برهنه روی زمین راه می‌رفتند و چای و قلیان می‌بردند یا آن که چماقی را به دست گرفته بودند و مانند فراشان انتظامات را به عهده داشتند. در وسط میدان قسمتی را به وسیله نرده از دیگر قسمت‌ها مجزا کرده بودند و آنجا را به‌ صورت صحرای کربلا در نظر تماشاچیان مجسم می‌کردند و در وسط این قسمت دو خیمه سبز رنگ به عنوان حضرت سیدالشهدا و خاندان او برپا کرده بودند و همین قسمت سکوی وسیع و مرتفعی قرار داشت که تعزیه‌خوان‌ها از روی آن تعزیه می‌خواندند.   کمی بعد از آن که در چادرهای خودمان نشستیم، شاه برای تماشای تعزیه به اطاق مخصوص خود آمد. ما در مکانی نشسته بودیم که نمی‌توانستیم شاه را در آن اطاق ببینیم ولی از بلند شدن کلیه حضار و تعظیم کردن تمام کارکنان دولت و دربار این موضوع را فهمیدیم. بعد از ورود شاه مراسم تعزیه به این ترتیب شروع شد: قبل از همه مردی قوی‌هیکل وارد میدان شد که علامت بزرگ و مرتفعی را بلند کرده و آن را روی کمربند خود تکیه داده بود و سنگینی فوق‌العاده‌اش را تحمل می‌کرد. بعد از او مرد چهارشانه و بلند قدی وارد شد که او هم علامتی کمی کوچک‌تر در دست داشت و درویشی روی شانه او نشسته بود و اشعاری را در مدح پادشاه می‌خواند. به دنبال این دو نفر مرد دیگری به میدان آمد که خیک بزرگ آبی را بر دوش داشت و چهار پسر بچه را روی خیک بسته بود و بر شانه حمل می‌کرد و برای ما توضیح دادند که آنها به این ترتیب خواسته‌اند بفهمانند که چگونه کودکان صحرای کربلا را در کنار آب از تشنگی هلاک کرده‌اند.   بعد از این عده هشت نفر وارد میدان شدند که یک چهارچوبی را بر دوش حمل می‌کردند و روی این چهارچوب چیزی را شبیه قبر درست کرده بودند و به ما توضیح دادند که آن، سمبل قبر پیامبر اکرم اسلام است. روی قبر چندین طاق شال کشمیر کشیده بودند و چند شمع کافوری نیز روی آن روی در یک شمعدانی می‌سوخت. در دو طرف این قبر نیز دو نفر دیگر با علم و کتل حرکت می‌کردند. پس از این گروه در حدود چهل اسب که آنها را سیاه‌پوش کرده بودند و زین و برگ مرصع زیبای داشتند وارد میدان کردند. کسانی که به این ترتیب وارد میدان شدند در گوشه‌ای در طرف راست اطاق شاه در دو صف ایستادند.   طولی نکشید که عده‌ای از مردان با سر و روی مجروح و خون‌آلوده که فقط پارچه سفیدی روی شانه خود انداخته بودند، وارد شدند. این عده که در حدود هفتاد و دو تن می‌شوند، یاران حضرت محسوب می‌شدند که به شهادت رسیدند. پشت سر آنها اسب سفیدی وارد میدان شد که تیرهایی بر بدن و زین آن زده بودند و خون از محل تیرها جاری بود. این اسب، به نام ذوالجناح، همان اسبی بود که امام سوار بر آن در صحرای کربلا به شهادت رسیده بود. بعد از آن در حدود ۵۰ تن که لباس عربی بر تن و چوب‌هایی مانند نیزه در دست داشتند به میدان آمدند که آنها گروهی از سربازان عمر سعد به شمار می‌رفتند.   در این موقع بدل امام، که لباس سفید بلندی بر تن داشت و پارچه سبز رنگی روی صورت انداخته بود، به اتفاق اهل بیت به میدان آمد. در وسط میدان که ما از آن دور بودیم و درست نمی‌توانستیم صحنه‌هایش را تماشا کنیم، صحبت‌ها و گفت‌وگوهایی رد و بدل شد و سپس امام با حمله عده‌ای از قوای یزید و توسط شمر به شهادت رسیدند. بلافاصله صدای شیون و گریه حضار بلند شد و به‌ راستی از چشمان همه اشک جاری بود. طولی نکشید که تماشاچیانی که در پایین قصر ایستاده بودند از روی خشم و غضب به سوی شمر و قوای یزید سنگ پرتاب کردند. بالاخره فراش‌های حکومتی خود را به میدان رساندند و مانع از عکس‌العمل تماشاچیان شدند. این عکس‌العمل‌ها تقریباً در بیشتر تعزیه‌ها دیده می‌شود و به همین جهت افراد اندکی حاضر به ایفای نقش قوای کفار و یزید هستند. یک سال در زمان فتحعلی‌شاه که کسی حاضر نبود چنین نقشی را به عهده بگیرد با آوردن عده‌ای از اسرای روس آنها را وادار به این کار کردند که در پایان کار البته با سنگباران مردم مواجه شدند و همه پا به فرار گذاشتند.   تعزیه روز عاشورا در حضور ناصرالدین شاه با آتش زدن خیمه‌هایی که در وسط میدان برپا شده بود و دشت کربلا را تصویر می‌کرد، به پایان رسید. هنگامی که خیمه‌ها را آتش زدند و قوای یزید به طرف آنها حمله‌ور شدند، بار دیگر صدای گریه و شیون از تمام حضار بلند شد. هنرنمایی بزرگ تعزیه‌خوان‌ها در این موقع مجسم کردن سرهای بریده و بدن‌های بدون سر یاران امام بود. عده‌ای از تعزیه‌خوان‌ها بدن‌های خود را به این منظور زیر خاک کرده بودند و فقط سرشان بیرون بود و عده‌ای سر خود را مخفی کرده بودند و بدن‌هایشان در معرض دید قرار داشت، این‌چنین سرهای بدون بدن و بدن‌های بدون سر را نشان مردم می‌دادند و البته این کار در گرمای شدید تابستان کار دشواری به شمار می‌رفت. در پایان یک نفر که صدای قوی و بسیار بلندی داشت خطبه‌ای را قرائت کرد.»
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
اسرای روس قوای یزید شدند
منبع: تاریخ ایرانی

فلسفه تشت گذاری=از ویکی پدیا فارسی


فلسفه تشت گذاری

درباره فلسفه مراسم تشت‌گذاری چنین می‌گویند: روزی که «حر بن ریاحی» با دو هزار نفر از سپاهیان خویش راه را بر امام حسین (ع) بست و به امام گفت که باید با یزید بیعت کند و امام امتناع کرد.

ابا عبدالله الحسین (ع) وقتی خستگی و تشنگی را در چهره سپاهیان حر مشاهده کرد، دستور دادند که آنها را سیراب کنند. حتی دستور دادند به چهارپایان سپاه حر نیز آب دهند، چون این اتفاق در ۲۷ ذی‌الحجه روی داد، لذا مردم اردبیل در این روز مراسم تشت گذاری را انجام می‌دهند.

مراسم تشت گذاری به این صورت است که یکی دو نفر از عزاداران حسینی کوزه‌ای بر دوش می‌گیرند و دور مسجد را می‌گردند و بقیه نیز از پشت سر آنان حرکت می‌کنند و نوحه و رجز می‌خوانند. این رجزها بیشتر در بیان بزرگواری‌های سقای بزرگ کربلا و سپهسالار راه حق حضرت عباس است.

هدف تشت‌گذاری این است که جوانمردی‌ها و فداکاری‌های حضرت ابوالفضل (ع) را نشان دهد که همواره خود را به آب و آتش می‌زد تا با جرعه‌ای آب گلوی خشکیده کودکان خیمه‌های امام حسین (ع) را تر کند.[۴]

Amir Makan noor, [04.10.16 21:36]
آیین تشت گذاری در اردبیل

رسم «تشت گذاری» یا «تشت گردانی» از جمله مراسمی است که منسوب به شهر اردبیل، به طور خاص و مردم آذربایجان، به طور عام است؛ در این آیین، «تشت» نماد مشک سقای کربلا و آب، نماد رود فرات است که به روی حسین و یارانش بسته شد.

مراسم تشت گذاری در اردبیل از ۲۷ذیحجه شروع می‌شود و در ۳۰ ذیحجه به پایان می‌رسد. براساس یک رسم قدیمی، شهر اردبیل به شش محله بزرگ تقسیم می‌شود و هر یک از محلات کوچک نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی، تابع یکی از این محلات ششگانه می‌شود.

شروع تشت گذاری در سه روز مانده به محرم طوری برنامه ریزی شده‌است که هر روز در دو محله بزرگ این مراسم برگزار شود.

تشتهایی که در این مراسم مورد استفاده قرار می‌گیرند، گرد و از جنس برنز یا مس است، بعد از عزاداری، ریش سفیدان در هر محله، تشتها را بر دوش حمل کرده و وارد مساجد می‌شوند. حاضران در مسجد به احترام به پا خواسته و در جلو آنها دسته سینه زنی با شعار «الدخیل یا ابوالفضل» سینه می‌زنند.

پس از آن، ریش سفیدان با دور زدن مسجد، تشتها را در جای مخصوص خود قرار می‌دهند، آنگاه تشتها را از آبی که در کوزه‌ها بر دوششان حمل کرده‌اند، پر می‌کنند.

برخی از مورخان بر این باورند که احداث جایگاه تشت در مساجد اردبیل بعد از روی کار آمدن حکومت صفویه انجام شده‌است، یکی از ویژگیهای معماری مساجد اردبیل این است در مساجد شهر جایگاه و سکوهایی خاص وجود دارد که برای این منظور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

عزاداری در اصفهان، 120 سال قبل(تصاویر)=از فرادید

پنج فریم از سوگواری محرم در عصر ظل السلطان

"ارنست هولتزر" یکی از پیشگامان عکاسی در ایران به شمار می‌رود که در طول بیش از سه دهه اقامت در ایران مجموعه‌ای با ارزش از ابعاد مختلف زندگی در عصر ناصرالدین شاه قاجار عکاسی کرد.

 به گزارش مجله تاریخ فرادید، ارنست هولتزر یکی از نمونه‌های نادر تاریخ عکاسی ایران به شمار می‌رود. او عکاس و مهندس آلمانی بود که به ایران آمد و از شدت علاقه به کشورمان تصمیم گرفت به کشور خود بازنگردد و برای همیشه در اینجا بماند. هولتزر که کارشناس اداره تلگراف بریتانیا بود در سال 1871 میلادی از سوی کمپانی هند شرقی مامور شد تا عازم ایران شود و تلگرافخانه اصفهان را اداره کند؛ در آن زمان خط تلگراف ایران در میان خط ارتباطی انگلستان به هندوستان قرار داشت و برای لندن بسیار حائز اهمیت بود.
 
این ماموریت در زمان حکومت ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه و حاکم خونریز اصفهان گرچه قرار نبود چندان به درازا بکشد به دلیل علاقه‌ای هولتزر به فرهنگ و زندگی ایرانی تا پایان عمر او یعنی سال 1911 به طول انجامید. او که در کنار شغل خود عکاسی را نیز دنبال می کرد در سال های اقامتش در جلفای اصفهان یکی از ارزشمندترین مجموعه ها از ایران عصر قاجار عکاسی کرد که اکنون منبع مهمی برای بررسی زندگی و زمانه مردم آن زمان به شمار می‌رود.
 
عکس های او که به شمار هزار می رسد بیشتر مربوط به اصفهان و تعدادی نیز از قم و کاشان و تهران را در بر می گیرد. تعدادی از عکس‌های هولتزر در دو کتاب"هزار جلوه زندگی" و "ارنست هولتسر، ايران در يكصد و سيزده سال پيش" منتشر شده است که عکس‌هایی از بناها، فضای شهری، زندگی مردم و پرتره های شخصیت‌ها و مقامات را در برمی‌گیرد. چند عکسی که در زیر می‌بینید مربوط به ماه محرم و عکاسی او از مکانی نامعلوم در اصفهان است که مراسم تعزیه و عزاداری امام حسین(ع) در آن برقرار بوده است. 
 
(تصاویر) محرم در عصر ناصرالدین شاه
 
(تصاویر) محرم در عصر ناصرالدین شاه
 
(تصاویر) محرم در عصر ناصرالدین شاه
 
(تصاویر) محرم در عصر ناصرالدین شاه
 
(تصاویر) محرم در عصر ناصرالدین شاه

 حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل(تصاویر)=از فرادید

قدیمی ترین عکس‌ها از کربلا

فرادید| "ارنست هرتسفلد" باستان شناس و شرق شناس شهیر آلمانی که برای ما ایرانیان بیشتر به خاطر کاوش‌هایش در تخت جمشید شناخته شده است در جریان سفرهای تحقیقاتی خود به بین النهرین و عراق در کنار عکاسی از آثار برجا مانده تاریخی و باستانی از حرم مطهر امام حسین(ع) نیز عکاسی کرده است.

 
به گزارش مجله تاریخ فرادید، پروفسور ارنست هرتسفلد شرق شناس نامدار آلمانی که سفرهای تحقیقاتی خود به ایران و عراق را از سال 1903 آغاز کرده بود در آن سال‌ها ضمن سفر به نقاط تاریخی و باستانی مختلف از آثار و بناهای برجامانده عکس و نقشه تهیه می‌کرد؛ بسیاری از مستندات هرتسفلد اکنون از منابع مهم تاریخ شرق کهن به شمار می رود. 
 
شهرت هرتسفلد اما زمانی آغاز شد که وی بین سال‌های 1911 تا 1913 همراه با تیم تحقیقاتی از دانشگاه شیکاگو، کاوش هایی در سامرا آغاز کرد و موفق شد مجموعه‌ای با ارزش از کتیبه‌های هخامنشی را شناسایی کند. در همین زمان او به کاوش و تحقیق در نقاط دیگری از عراق همچون نجف، کاظمین و کربلا نیز مشغول بود. عکس‌هایی که او از حرم امام حسین(ع) برداشته است احتمالا مربوط به همین دوره است. 
 
هرتسفلد در آن تاریخ با سفر به کربلا ضمن عکاسی از حرم مطهر سیدالشهدا از بقعه متبرکه‌ای در همان نزدیکی نیز عکاسی کرده است. حاصل کار هفت عکس سیاه و سفید و دو کارت پستال با تصویر حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) است. این عکس‌ها که بیش از یکصد سال از عمر آنها می‌گذرد در نوع خود از قدیمترین‌ها به شمار می‌رود.
 
این باستان شناس چندی بعد و در سال 1923 از سوی رضاپهلوی به ایران دعوت شد تا کاوش‌هایی در پاسارگاد تخت جمشید انجام دهد که اولین حفاری‌ در این منطقه باستانی به شمار می‌رود. آنچه در زیر می‌بینید عکس‌هایی است که او و تیم تحقیقاتی دانشگاه شیکاگو از حرم مطهر امام حسین(ع) برداشته است؛ این عکس‌ها برای نخستین بار است که منتشر می‌شود.
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل
 
(تصاویر) حرم امام حسین(ع) یکصدسال قبل

«طشت‌گذاری» آیین ویژه روستا‌های اردبیل +عکس

«طشت‌گذاری» آیین ویژه روستا‌های اردبیل +عکس

حر با دو هزار نفر راه را بر امام بست. وقتی امام سپاهیان حر را تشنه دید دستور داد که آنها را سیراب کنند، به همین دلیل مردم روستای شام‌اسبی اردبیل مراسم «طشت گذاری» را برگزار می‌کنند که مراسمی نمادین است.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛ اهالی روستای شام اسبی استان اردبیل دهه اول ماه محرم به احترام ائمه (ع) لباس سیاه می‌پوشند و هر شب در مسجد روستا گرد هم می‌آیند و از مصایبی که بر خاندان نبوت و طهارت رفته، عزاداری می‌کنند. از رسم‌های دینی مردم شام اسبی که کما بیش در اغلب دهکده‌های اطراف شهر اردبیل نیز صورت می گیرد، مراسم «طشت گذاری» است.

 * «طشت گذاری»

درباره فلسفه مراسم طشت‌گذاری چنین می‌گویند: روزی که «حر بن ریاحی» با دو هزار نفر از سپاهیان خویش راه را بر امام حسین(ع) بست و به امام گفت که باید با یزید بیعت کند و امام امتناع کرد.

ابا عبدالله ‌الحسین(ع) وقتی خستگی و تشنگی را در چهره سپاهیان حر مشاهده کرد، دستور دادند که آنها را سیراب کنند. حتی دستور دادند به چهارپایان سپاه حر  نیز آب دهند، چون این اتفاق در 27 ذی‌الحجه روی داد، لذا مردم اردبیل در این روز مراسم طشت گذاری را انجام می‌دهند.


مراسم طشت گذاری به این صورت است که یکی دو نفر از عزاداران حسینی کوزه‌ای بر دوش می‌گیرند و دور مسجد را می‌گردند و بقیه نیز از پشت سر آنان حرکت می‌کنند و نوحه و رجز می‌خوانند. این رجزها بیشتر در بیان بزرگواری‌های سقای بزرگ کربلا و سپهسالار راه حق حضرت عباس است.

هدف طشت‌گذاری این است که جوانمردی‌ها و فداکاری‌های حضرت ابوالفضل (ع) را نشان دهد که همواره خود را به آب و آتش می‌زد تا با جرعه‌ای آب گلوی خشکیده کودکان خیمه‌های امام حسین (ع) را تر کند.

اهالی شام اسبی بعد از اینکه مدتی گرد مسجد می‌گردند، آب کوزه‌ها را در طشت‌های بزرگی می‌ریزند و سپس در برابر این طشت‌ها که تمثال‌هایی از چهارده معصوم بر بالای آن‌ها نصب شده، جمع می‌شوند و به گریه و زاری می‌پردازند.

عزاداران علاوه بر آنکه برای رفع تشنگی در طول 10 روز عزاداری از آب طشت‌ها می‌نوشند، به شفابخش بودن این آب نیز عقیده دارند و آن را به عنوان تبرک به خانه‌ها می‌برند تا بیماران‌ هم به نیت شفا از این آب بنوشند.

 غالباً در ماه محرم اهالی روستای شام‌اسبی مرثیه‌خوانی نیز از شهر می‌آورند. آنان برای بهبود زندگی خود نذر می‌کنند و به علم‌های سیاه دخیل می‌بندند عصر روز تاسوعا دسته جمعی به شهر اردبیل می‌روند در 41مسجد به یاد 41 منزل که کاروان امام حسین (ع) در آنجا توقف کرده بود شمع روشن می‌کنند.

شبیه‌خوانی نیز از آداب و رسوم دینی آنان به شمار می‌رود. بعد از ظهر آن روز پای روضه‌خوانی و سخنان مبلغی می‌نشینند که به روستا آمده است.

فردای روز عاشورا، مراسم «سحر مزاری» صرف صبحانه و خواندن زیارت عاشورا برگزار می‌کنند و حلوا و نان محلی (فتیر) تهیه می‌کنند.

روز سوم امام حسین (ع) نذری‌ها و قربانی‌ها که در ایام محرم و روز تاسوعا جمع‌آوری شده است، به صورت آب‌گوشت میان مردم روستا و مهمانانی که از روستاها و شهر اردبیل آمده‌اند، توزیع می‌شود.

 در آخر مراسم نوای دلنشین حسینیم وای حسینیم وای (وای حسینم) توسط پیرغلام ابا عبد الله الحسین(ع) حاج غلام‌حسین مجیدی شام اسبی خوانده می‌شود. این نوحه معروفترین نوحه آذری‌زبانان در مصیبت امام حسین (ع) است.

این نوحه برخاسته از لحظاتی است که حضرت فاطمه زهرا (س) بر بالین امام حسین علیه‌السلام حاضر شدند و فریاد حسینم وای سر دادند.

ایام محرم و شهادت سالارشهیدان و یارانش بر همشهریان گرامی تسلیت باد التماس دعا

مداحی ترکی

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

 

طشت گذاری اردبیل

طشت‌گذاری، سنت قدیم الایام عزاداران اردبیلی در عزای عظیم سیدسالار شهیدان + تصاویر

تسنیم گزارش می‌دهد

طشت‌گذاری، سنت قدیم الایام عزاداران اردبیلی در عزای عظیم سیدسالار شهیدان + تصاویر

 
طشت گذاری اردبیل

خبرگزاری تسنیم: ماه محرم حال و هوایی خاص در دارالارشاد اردبیل دارد به طوری که مردم این دیار سال‌های متمادی است که عشق و ارادتشان را به ساحت سیدالشهدا(ع) در ماه عزا و ماتم محرم با طشت گذاری انجام می‌دهند که رسمی دیرین وقدیمی سنت عزاداران اردبیلی است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل، دارالارشاد و دارالعرفان، پایتخت حسینیت و استان چشمه‌های بهشتی، اردبیل از دیرباز به عناوین مختلف فرهنگ هنری بیش از همه با خاصیت عرفانی و با دارا بودن اماکن معنوی و داشتن عرفا، دانشمندان و شاعران فاخر عاشورایی تقدس خاصی داشته و در دوره‌های مختلف تاریخی عناوینی چون دارالامان، دارالارشاد و دارالعرفان گرفته است.

وجود بزرگان و عرفایی چون مقدس اردبیلی،شیخ صفی‌الدین اردبیلی، شاه اسماعیل ختایی، حکیم عبدالله بحر العلومی ثمرینی، شیخ یونس اردبیلی و آیت‌الله مشگینی، آیت‌الله بیوک مروج، آیت الله اسحاق فخیم و آیت الله سید حسن عاملی و بسیاری از بزرگان که نام و آوازه‌شان در گذشته و اکنون از مرزهای جغرافیایی بیرون رفته و وجود جاذبه‌های طبیعی چون کوه ساوالان که زادگاه و محل زندگی چند پیامبر از جمله زرتشت مقدس بوده، شهر اردبیل را هویت خاصی بخشیده و در نهایت اعلام مذهب شیعه به صورت رسمی به دستور شاهان صفوی در کشور در این شهر صورت پذیرفته است.

مردم اردبیل با داشتن خصوصیات بارز فرهنگی به ویژه در حوزه تعزیه و عاشورا تفاوت‌های عمده‌ای با دیگر مردمان داشته و شهر اردبیل به لحاظ مراسمات ویژه محرم از دیر باز مهد تشیع بوده و امروزه به مرکز تخصصی در حوزه عاشورا شناسی و عاشورا پژوهی تبدیل شده و با وجود این مراسمات، شهر اردبیل در کشور تنها شهر حسینی است که با اجرای مراسمات خاص در جهان تشیع جایگاهی نام آشنا داشته و هر جا از هنر تعزیه بحث می‌شود نام اردبیل و بزرگانش به زبان می‌آید.

رسم «طشت گذاری» یا «طشت گردانی» از جمله مراسمی است که منسوب به شهر اردبیل؛ به طور خاص و مردم آذربایجان، به طور عام است؛ در این آیین، «طشت» نماد مشک سقای کربلا و آب، نماد رود فرات است که به روی امام حسین(ع) و یارانش بسته شد.

مراسم طشت گذاری، مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا و عمدتاً در شهرستان اردبیل برگزار می‌شود و طشت‌های آب را که رمزی از فرات می‌باشد در مساجد و حسینیه‌ها می‌آورند و این سنت به پیروی از اقدام امام حسین و یادآور رفتار جوانمردانه او در مقابل سپاه حرّ می‌باشد که به روایتی آن حضرت، در روز 27 ذیحجه، آب مشک‌ها را در طشت‌ها ریخته و تمام لشکر حرّ و اسبان آنها را سیراب کردند.

در ارتباط با علل برگزاری مراسم طشت گذاری نظرات و احتمالات مختلفی وجود دارد، اعتقاد بر این است که با انجام این مراسم، اهمیت آب و جایگاه آن در حادثه کربلا مورد توجه قرار می‌گیرد.

براساس روایت‌های تاریخی، در مسیر راه کاروان کربلا قبل از رسیدن به دشت نینوا، سربازان حرّ بن یزید ریاحی در منطقه‌ای به نام «زباله» راه بر کاروان بسته و حرکت آن را متوقف ساخته‌اند.

در این محل، امام حسین(ع) علیرغم کمبود آب دستور می‌دهند طشت‌ها توسط آب‌های موجود در مشک‌ها پر شود که هم یاران حسین (ع) و هم سربازان حرّ از آن استفاده کنند و نیز احشام موجود در هر دو کاروان نیز سیراب شوند.

هرچند که مراسم طشت گذاری از دوران صفویه در اردبیل برگزار شده و قدمتی چندین ساله دارد اما در دو سه دهه اخیر برگزاری این مراسم در سایر شهرهای استان و برخی استان‌های همجوار همچون آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، آستارا، تالش و... نیز مورد توجه قرار گرفته است.

در فضای داخلی مساجد شهر اردبیل سکوهایی وجود دارد که روی آنها طشت های بزرگ مسی و برنزی گذاشته می شود که این طشت ها نزد عزاداران حسینی از حرمت خاصی برخوردار است.

در طول سال روی جایگاه ویژه ای این طشت ها قرار دارد اما تا 3 روز مانده به آغاز محرم در آیینی که خاص عزادارن شهر اردبیل بوده و به آن طشت گذاری گفته می‌شود، مورد استفاده قرار می گیرد.

این آیین که حال و هوای خاص و اوج عشق به ساحت سیدالشهدا(ع) و تشنه لبان کربلا را گویاست در مدت 3 روز و در تمام شهرها و روستاها به انجام می رسد تا از ابتدای محرم مردم به شکل رسمی عزاداری خود را در مساجد، تکایا و حسینیه ها انجام دهند.

شهر اردبیل از دوران قدیم تا چندی پیش صاحب 6 محله اصلی بوده که اهالی شهر با تعبیر محلات 6 گانه از آن یاد می‌کنند به طوری که هر محله اصلی یا بزرگ نیز شامل کوچه ها و مساجد کوچکتری است که در زبان محلی خولا(شاخه) گفته می شود.

عزاداری ماه محرم در اردبیل از دیرباز توسط محلات 6 گانه و شاخه های آن انجام می شود و اکنون نیز به همان ترتیب کهن توسط محلات 6 گانه و محلات تابعه آنها این حرکت سامان می یابد.

پژوهشگر تاریخ اردبیل و عضو هیئت امنای محلات  6 گانه با اشاره به این نکته که آیین طشت گذاری به مناسبت آغاز روزهای عزاداری شهدای کربلا تنها در شهر اردبیل سابقه تاریخی دارد، گفت: مراسم طشت گذاری از روز 27 ذی حجه تا ابتدای ماه محرم در فاصله 3 روز در نزدیک به 200 مسجد اردبیل برگزار می شود.

بیوک جامعی افزود: نخستین طشت گذاری رسمی شهر روز 27 ذی حجه پس از نماز مغرب در مسجد جامع این شهر انجام می شود و سپس در روزهای باقیمانده تا آغاز ماه محرم سایر محلات نیز اقدام به برگزاری این آیین می کنند.

وی با تشریح نحوه طشت گذاری مساجد جامع اردبیل بیان کرد: طشت گذاری مسجد جامع شهر توسط عزادارن حسینی محله طوی مدیریت می شود و چند روز مانده به این آیین تعدادی از زنان محله طوی اقدام به نظافت مسجد جامع و شست و شوی فرش ها می‌کنند و سپس طشت ها را در گوشه ای از مسجد قرار می‌دهند.

پژوهشگر تاریخ اردبیل تصریح کرد: در مسجد جامع اردبیل به نشان 6 محله اصلی شهر 6 طشت آب موجود است که در روز طشت گذاری مسجد جامع علاوه بر عزاداران محله طوی و توابع آن ریش سفیدان یا روسای هیئت امنای 5 محله دیگر نیز حضور می یابند.

جامعی اظهار کرد: بعد از عزاداری محله طوی و محله های تابع آن، طشت هر محله توسط نماینده همان محله با کمک جوانان و در میان غلغله و ازدحام جمعیت به دوش گرفته می شود و روی سکویی که برای طشت ها در مسجد ساخته شده قرار می گیرد.

وی گفت: بعد از قرار گرفتن آخرین طشت روی سکوی مورد نظر، عزاداران حسینی کوزه های آب را بر دوش می گیرند و از میان ازدحام عزاداران آنها را در درون طشت ها خالی می‌کنند.

جامعی افزود: عزاداران اردبیلی علاوه بر آن که برای رفع تشنگی در طول 10 روز عزاداری از آب طشت ها می نوشند، به شفابخش بودن این آب نیز اعتقاد دارند و آن را به عنوان تبرک به خانه ها می برند تا بیمارانشان هم از آن بنشوند و شفا یابند.

عضو هیئت امنای محله طوی اردبیل بیان کرد: البته با کم شدن آب باز هم آب تازه در طشت ها ریخته می شود که دیگر برای ریختن آب تازه شرایط خاصی وجود ندارد.

وی روشن کردن شمع و خواندن دعای فاتحه را نیز که دعای خاص آیین طشت گذاری است را از دیگر برنامه های سنت عزاداری حسینیان اردبیل یاد کرد.

جامعی تصریح کرد: طشت گذاری در عصر قاجاریه تنها در مسجد جامع اردبیل برگزار می شد و سپس سایر محلات اصلی شهر نیز نسبت به انجام این مراسم اقدام می کردند.

نویسنده کتاب آثار و ابنیه های تاریخی اردبیل با اشاره به رونق این مراسم در سایر شهرها و مناطق آذربایجان گفت: حتی اردبیلی های مقیم تهران نیز در آستانه ماه محرم اقدام به برپایی آیین طشت گذاری می کنند.

وی در مورد طشت گذاری و علل انجام این کار چند احتمال را مطرح کرد و افزود: طشت گذاری از یک طرف اهمیت مسئله آب را نشان می دهد که همواره برای ساکنان منطقه ما دارای اهمیت و اجر و قرب بوده است.

جامعی اظهار کرد: از طرف دیگر آب در حادثه کربلا جایگاه ویژه ای دارد و براساس مدارک تاریخی احتمال می رود حسین بن علی(ع) امام سوم شیعیان در شهریور ماه که به خرماپزان معروف است، مکه را به قصد عراق ترک کرده و براساس روایت های تاریخی پیش از رسیدن امام حسین(ع) و یارانش به کربلا حر برای بار نخست در منطقه ای به نام زباله راه را بر امام سوم شیعیان بست و حرکت کاروان امام را متوقف کرد.

پژوهشگر تاریخ اردبیل افزود: حسین بن علی(ع) همان جا با وجود کمبود آب دستور می دهد طشت ها را که همراه کاروان بوده روی زمین بگذارند و آب مشک ها را درون آن خالی کنند تا هم یاران خودش و هم سربازان حر از آن بنوشند و حتی تا پایان نیز از آن سیراب شوند.

وی نیاز عزاداران حسین(ع) به نوشیدن آب را نیز دیگر مبحث در این زمینه برشمرد و گفت: چنان که در قدیم آب آشامیدنی را از چاه های سنگی مجاور شهر اردبیل کشیده و با گاری به شهر می آوردند و آب موجود در طشت ها که مدام نیز پر می شد نمی توانست نیاز عزاداران به آب آشامیدنی را تامین کند.

این مدرس دانشگاه در نهایت بزرگداشت آب به یاد حرکت عاشورا را یکی از مهمترین دلایل ایجاد آیین طشت گذاری دانست و از آن به عنوان رسمی ترین استقبال اردبیل از روزهای عزاداری امام سوم شیعیان یاد کرد.

جامعی با اشاره به جایگاه اردبیل در عصر صفویه تصریح کرد: به سبب وجود مرقد شیخ صفی الدین اردبیلی، جد ششم شاه اسماعیل در این شهر اردبیل را بعد از قم و مشهد به عنوان سومین شهر زیارتی ایران در عصر صفویه معرفی می کردند که تشکیل حکومت صفویه را باید اوج فرهنگ تشیع در اردبیل دانست که اردبیل شاهد سابقه ای عمیق در مقوله عزاداری برای شهدای کربلا بوده است.

محمدعلی محراب‌بیگی در مقاله خود تحت عنوان «کربلا، فرهنگ مردم، آب» که در نخستین همایش محرم و فرهنگ مردم در سال 1379 ارائه نموده‌اند، با تاکید بر تاثیر واقعه کربلا بر فرهنگ عامه مردم ایران و از جمله ادبیات شفاهی و باورداشت‌های عامیانه می‌نویسد: «مردم ما معتقد به فراگیر و جهان شمول‌بودن قداست و اهمیت آب در واقعه کربلا می‌باشند که حتی تمام آب‌های جهان، شوری و شیرینی خود را به خاطر حب و علاقه به سیدالشهدا دارند، به این شکل که دوستی حسین(ع) را بر همه آب‌های عالم عرضه کردند، هر آب که قبول کرد، شیرین شد و هر آب که قبول نکرد شور شد و معتقدند حتی دریاها نیز به صدای شیون و ندبه مادر سیدالشهدا، خروشان و مواج می‌شوند چنان که اگر فرشتگان و ملائکه از طغیان آن جلوگیری ننمایند، عالم غرق می‌شود.

و در فرهنگ عاشورا در توضیح بیشتر این سنت آمده: «مراسم طشت‌گذاری مراسمی است سنتی از 3 روزمانده به محرم در مسجد جامع، مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگر اجرا می‏‌شود. طشت‌های آب را بالای سرها می‏‌گیرند و مسجد را دور می‏‌زنند. مردم آب طشت‌ها را در شیشه‏‌هایی برای شفا و تبرک برمی‏‌دارند».

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل نیز گفت: آئین طشت گذاری که نماد شروع رسم عزاداری ها در اردبیل است به عنوان کهن آیین ایرانیان و تشیع دارای اهمیت است به طوری که در این آیین هزاران میهمان داخلی و خارجی در اردبیل حضور پیدا کرده و حتی سی دی های این مراسم در مناطق مختلف مورد استفاده در ایام عزاداران حسینی قرار می گیرد.

حجت الاسلام مهدی ستوده مراعات دو صورت شکلی و ظاهری ومحتوایی را در عزاداری ها ضروری خواند و افزود: در هر کجا شان و شوکت و عظمت اهل بیت و شکل و ادب عزاداری مراعات شود و حس مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش بیان شود به طور قطع مورد استقبال و توجه بیشتر قرار می گیرد که نمونه آن، آیین طشت گذاری در آغاز عزاداری ماه محرم است که با یک ظرفیت خاص انجام می شود.

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل افزود: این آئین که خاص استان اردبیل بوده هر ساله با شکوه‌ و گستردگی ویژه‌ای و با حضور گسترده مردم متدین و عاشق ولایت استان در نقاط مختلف اردبیل برگزار می‌شود که جایگاه بسیار بالایی در نزد مردم استان داشته و از ارزش خاصی برخوردار است.

وی با اشاره به تاثیرگذاری این آئین مردم استان اردبیل در سطح ملی بیان کرد: در چند سال اخیر این آئین ارزشی با استقبال فراگیری از نقاط مختلف کشور مواجه شده و با توجه به اهمیتی که آئین طشت‌گذاری در کشور داشته در حال تبدیل به یک کنگره بزرگ ملی در عزاداری‌های ماه محرم است.

ستوده با بیان اینکه میزبان اصلی این آئین از ابتدا مسجد جامع اردبیل بوده است، گفت: مسجد جامع هر ساله به محلی برای خیل عظیم عزاردان حسینی تبدیل شده و با برگزاری آئین طشت‌گذاری در این مسجد تاریخی عاشقان ابا‌عبدالله الحسین(ع) در این مکان مذهبی و روحانی به عزاداری می‌پردازند.

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل تصریح کرد: در روز طشت‌گذاری محلات شش‌گانه نیز در محل مسجد جمعه اردبیل حاضر شده و به عزاداری و استقبال از ماه محرم می‌پردازند که باید تلاش و جدیت دستگاه‌های متولی و مرتبط در این حوزه برقراری امنیت در این آئین مذهبی بوده و مورد توجه ویژه قرار بگیرد.

وی اظهار کرد: علاوه بر مسجد جامع آئین طشت‌گذاری در تمامی مساجد شهری و روستایی در سطح استان برگزار می‌شود که انتظار می‌رود به منظور حفظ شان و منزلت عزاداری‌ها و سوگواران این آئین به شکل منسجم و منظم در تمامی مساجد و به ویژه در مسجد جامع اردبیل برگزار شود.

ستوده افزود: در گذشته آئین طشت‌گذاری ابعاد کوچکی داشته اما امروز با توجه به گستردگی آن تمامی دستگاه‌های اجرایی در این امر دخیل بوده که باید برای برگزاری هر چه شایسته‌تر این مراسم نظم‌بخشی به محلات اردبیل مورد توجه قرار گرفته و در کنار آن ساماندهی عزاداران و محتوای شعرها و مداحی‌ها در این آئین نیز مد نظر باشد.

انتهای پیام/

ادامه نوشته

 آیین‌های عزاداری محرم در عصر قاجار(تصاویر)=از فرادید

 
فرادید| مراسم‌های عزاداری در محرم یکی از سنت‌های مورد توجه شاهان قاجار به شمار می رفت و آنها از این فرصت برای نشان داد پایبندی خود به شرع و ارادتشان به اهل بیت(ع) استفاده می کردند.
 
به گزارش مجله تاریخ فرادید، در عصر قاجار با شروع ماه محرم خیابان ها و کوچه و شهر به پرچم های سیاه مزین می شد و در تهران نزدیک به دویست هیات مراسم عزاداری برقرار بود؛ در این میان شاهان نیز همراه با مردمی که رسوم و آداب عزاداری محرم را به جا می آوردند مراسم سوگواری برگزار می کردند.
 
ناصرالدین شاه که سخت خود را شیفته معصومین و بویژه امام حسین(ع) نشان می داد شاید بیش از دیگر شاهان قاجار خود را پایبند به عزاداری عاشورا می دانست. او در طول دوران سلطنت خود با ساخت تکیه دولت که گفته می شود بر اساس ساختمان "رویال البرت هال" در لندن طراحی شده بود هر شب مراسم روضه خوانی و سوگواری برگزار می کرد. در این میان مورخان علاقه زیاد شاه به اجرای نمایش تعزیه را دلیلی بر بنای تکیه دولت در دوره او می دانند.  
 
گفته می شود مراسم ویژه عزاداری در تکیه دولت از روز اول محرم و با حضور ده‌ها روضه‌خوان که برای گرم کردن مجلس یکی پس از دیگری به منبر می‌رفتند آغاز می شد و آنان اشعاری در رثای سیدالشهدا(ع) با صدایی خوش قرائت می کردند و در ادامه با حضور ناصرالدین شاه مراسم تعزیه خوانی آغاز می شد و تعزیه خوان ها در سکوی مرکزی تکیه به نقل و اجرای مصیبت عاشورا می‌پرداختند.
 
در کنار مراسم رسمی ای که شاه هر ساله برگزار می کرد آئین ها و سنت های ویژه دیگری نیز وجود داشت که مردم پایبند به انجام آن بودند که نذر کردن از مهمترین آنها بود. نقل است در آن روزها کسانی که توانایی اطعام نداشتند هم با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا تکه گوشتی در خورش، در نذر شریک می‌شدند. حتی پخش لباس سیاه بین فقرایی که توانایی تهیه لباس عزا را نداشتند نیز یکی دیگر نذرهای رایج در تهران قدیم بود.
 
از رسوم دیگر عزاداری محرم مراسم قمه زنی بود که در روز عاشورا انجام می گرفت و عزاداران کفن پوش در دسته جات چند نفره اقدام به قمه زنی می کردند؛ در این میان رسومی مانند زخم زنی، سنگ زنی قفل آجین و شمع آجین کردن بدن وجود داشت که اکنون منسوخ شده است و سال‌های جز نامی از آن برجای نمانده است. عزادارن برای قفل آجین کردن، بدن خود را سوراخ کرده و به آن قفل می زدند که عملی بسیار دردناک بوده و گاه به عفونت و بیماری فرد منجر می شد.
 
در آن روزها عکاسان دربار و غیر دربار نیز بی کار نبوده و مراسم عزاداری و آئین های عزاداری را به ثبت تصویر می رساندند. عکس هایی که کسانی چون محمد حسن میرزا، آنتوان سوریوگین، عبدالله قاجار و تنی چند از دیگر عکاسان قاجار از آئین ها عزاداری گرفته‌اند امروز خود یکی از منابع مستند شناخت فرهنگ عزاداری محرم در یکصد سال گذشته است.
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
تنی چند از مقامات و درباریان در مراسم عزاداری در تکیه دولت 
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
نمایی از تکیه دولت محل برگزاری مراسم ویژه عزاداری با حضور شاه
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم عزاداری و اجرای تعزیه در تکیه دولت
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
دسته‌جات قمه زنی در روز عاشورا
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم قمه زنی در ظهر عاشورا در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم  قمه زنی روز عاشورا در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
دسته‌جات و هیات‌های عزاداری در روز عاشورا در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
روضه خوانی در ماه محرم
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم تعزیه خوانی در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
قفل آجین کردن عزاداران
 
(تصاویر) آیین‌های عزاداری محرم در عصر قاجار
 
عکس رنگی شده از قفل آجین کردن بدن در روز عاشورا
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
بازیگران نمایش تعزیه
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
یکی از بازیگران نمایش تعزیه
 
(تصاویر) آیین‌های عزاداری محرم در عصر قاجار
 
مراسم تعذیه خوانی در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
بازیگران نمایش تعزیه
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
نمایش تعزیه در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
اجرای نمایش تعزیه در تکیه نایب السطنه
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم عزاداری روز عاشورا در میدان توپخانه
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم قمه زنی در روز عاشورا
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم قمه زنی در روز عاشورا
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم روضه خوانی
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
مراسم عزاداری در مسجد جامع تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
دسته جات عزاداری عاشورا در تهران
 
(تصاویر) عزاداری محرم
 
دسته جات عزاداری عاشورا در خیابان های تهران

فرجام قاتلان امام حسین(ع) ویارانش- از سایت وبگردی

افراد بسیاری در واقعه عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. گروهی عاشقانه از حریم ولایت دفاع کردند و دسته دیگر، سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، دهم محرم سال 61 هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند. 

با استناد به دانشنامه 14 جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان کاروان حسینی(ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می‌شود:

 

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد 
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)  مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)  ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد 
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت  
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد  مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
برچسب ها: قاتلان امام حسین(ع)
منبع: وبگردی2030:http://webgardi.yjc.ir/

عکس یادگاری زائران امام رضا(ع) - مشهد (عکس) -از عصر ایران باز خوانی از ایسنا

عکس یادگاری زائران امام رضا(ع) - مشهد (عکس)

 
 
 
 
 
 
 
 
 

زائران پیاده امام رضا(ع) -از سایت فرارو

زائران پیاده امام رضا(ع)


همزمان با اربعین حسنی جمعی از زائران بارگاه امام هشتم(ع) سفر با پای پیاده عازم حرم امام رضا(ع) شدند.


به گزارش منابع خبری، همزمان با اربعین حسینی، 40 هزار زائر پیاده امام رضا(ع) سفر معنوی خود را به سمت مشهد الرضا(ع) آغاز کردند.
  
زائران پیاده امام رضا (ع) در ایام پایانی ماه صفر و روز شهادت امام رضا (ع) به مشهد وارد می شوند و بر اساس برآوردها حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار زائر پیاده طی این ایام به این شهر وارد خواهند شد.
 
همچنین طی شب گذشته ۱۴۵۰ زائر پیاده از مقاصد درون استان به مشهد وارد شده اند ضمن آنکه طی فردا هم جمعیتی از روستاها و شهرهای اطراف پیاده عازم مشهد می شوند.
 
 کاروان های دیگری چون کاروان ۱۲۰ نفره از قم، ۳۰ نفره از تهران، ۳۰ نفره از بردسکن، ۱۰۰ نفره از فریمان، قوچان و ۸۵ نفر هم از سرخس در طول مسیر رسیدن به مشهد هستند.
 
عکس های احسان کمالی عکاس تسنیم، مریم داورنیا عکاس فارس و محمدرضا جمشیدی عکاس ایرنا از زائران پیاده امام رضا(ع) را در زیر می بینید.





















ویژگی‌های عدد چهل از نگاه آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی

ویژگی‌های عدد چهل از نگاه آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی

همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است.  

 



حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در نوشتاری اهتمام به زیارت اربعین، ویژگی عدد چهل درباره امام حسین (علیه السلام)، زیارت مأثور در اربعین و گریه بر امام حسین (علیه السلام) از را تشریح کرده‌اند.



*اهتمام به زیارت اربعین


امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم في الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم»[6]؛ «نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامهٴ نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم»[1]

مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافهٴ نمازهای نافله است که جبران کنندهٴ نقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامهٴ نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان را به معراج می برد.

موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجدهٴ بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.

مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مؤمن نیست؛ زیرا این مسأله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمهٴ «الاربعین»، نشان می دهد که مقصود امام عسکری (علیه السلام) اربعین معروف و معهود نزد مردم است.

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایهٴ این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثهٴ کربلا نیز ستون ولایت است.

به دیگر سخن، براساس فرمودهٴ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): عصارهٴ رسالت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن و عترت است؛ «إني تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتي أهل بیتي»[7]. عصارهٴ کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصارهٴ عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری (علیه السلام) در کنار هم ذکر شده است؛ امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کنند.

دربارهٴ نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی را ذکر کرده است. مثلا ً فرموده: انسان، فطرتاً موحّد است، ولی طبیعت او به هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین از خیر جلوگیری می کند، مگر انسان های نمازگزار که آنان می توانند این خوی سرکش طبیعت را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمت های خاص الهی باشند؛ ﴿إنّ الإنسان خلق هلوعاً ٭ إذا مسّه الشرّ جزوعاً ٭ و إذا مسّه الخیر منوعاً ٭ إلّا المصلّین﴾[8]

زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می دارد و گفته شد که هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیهٴ مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این راه ها از ویژگی های ممتاز آن حضرت (علیه السلام) است.

خلاصه آن که رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیهٴ نفوس مردم از سوی دیگر بود تا هم جاهلان را عالم نماید و هم گمراهان را هدایت کند و در نتیجه، جهل علمی و جهالت عملی را از جامعه جدا سازد. همین دو هدف در متن زیارت اربعین سالار شهیدان (علیه السلام) تعبیه شد؛ چنان که منشأ ددمنشی منکران رسالت و دشمنان نبوّت، حبّ دنیا و شیدایی زرق و برق آن بود و عامل مهمّ توحّش منکران ولایت و دشمنان امامت نیز همان غَطْرَسهٴ دنیا و دلباختگی به آن بود، که در بخشی از زیارت اربعین به آن اشارت رفته است: «و تَغطْرَس و تَرَدّی في هواه»

*ویژگی عدد چهل دربارهٴ امام حسین (علیه السلام)

اربعین و عدد چهل خصوصیتی دارد که دیگر ارقام آن را ندارد. غالب انبیای الهی در سنّ چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند و ملاقات خصوصی حضرت موسی (علیه السلام) و ذات اقدس الهی چهل شب بود و در نماز شب سفارش شده است که چهل مؤمن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید. این ها نشان می دهد که عدد چهل از برجستگی خاص برخوردار است.

در روایات اسلامی چنین آمده است: زمینی که روی آن انبیا و اولیای الهی و بندگان مؤمن، خدا را عبادت کرده اند، چهل روز در مرگ آنان می گرید، ولی در شهادت امام حسین(علیه السلام) آسمان و زمین، چهل روز خون گریه کردند. البته اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد؛ چنان که نباید آن را انکار کرد.

توضیح آن که در سیارات آسمانی بارها انفجارهایی رخ می دهد که با چشم عادی هرگز دیده نمی شود؛ ولی متخصصان با استمداد از علم نجوم و از رصدخانه به تماشای این انفجارها می نشینند. همان گونه که مردم عادی نباید خبر وقوع این انفجار را به صِرف ندیدن آن با چشم ظاهری انکار کنند، خونْ گریه کردن آسمان و زمین را نیز نباید انکار کنند؛ زیرا این موارد نیز جزو علومی نیست که بشر عادی آن را نظاره کند، حتی از رصدخانه نیز دیده نمی شود.

اساساً امر ملکوتی را هرگز نمی توان با ابزار مُلکی ادراک کرد. مثلا ً با دقیق ترین و پیشرفته ترین فنّ رصد سپهر نمی توان مشهودات رؤیای صادق انسان نائم را رصد نمود. اگر یوسف عصر در ساحت رؤیا مشاهده کند که یازده ستاره به همراهی ماه و آفتاب برای وی سجده کردند، هرگز چنین صحنه ای را نمی شود با هیچ رصدخانه ای تصدیق یا تکذیب نمود. غرض آن که معنای اشک ریزی یا خون باری ملکوتی نه مورد تصدیق فنّ تجربی است و نه در قلمرو تکذیب آن قرار می گیرد و هیچ گاه استبعاد به جای استحاله نمی نشیند. کسی که صاحب بَصَر نیست تا ببیند، لا اقل باید صاحب نظر باشد که گوش شنوا به ندای صاحبْ بصران داشته باشد.

برای تحقیق این موارد، علم مخصوص لازم است که اصطلاح و متخصصان ویژهٴ خود را دارد که اهل ولایت و علمای بزرگ دینی اند. آنان این گونه از احادیث را با جان پذیرفتند و فهمیدند که آسمان و زمین خونْ گریه می کنند. از امام زمان (علیه السلام) نیز نقل شده است که به امام حسین (علیه السلام) عرض می کنند: اگر اشک چشم تمام شود، برایت خون می گریم؛ «و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً»[9]

گفتنی است: گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همهٴ ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل می کنند. در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم (علیهم السلام) در نخستین اربعین آنان مراسم گرامیداشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین (علیه السلام) این ویژگی را دارد که روز اربعین حسینی هر ساله تا قیامت ادامه خواهد داشت.

*زیارت مأثور در اربعین:

در روایات شیعه برای روز اربعین حسینی دستورهایی وجود دارد؛ مانند خواندن زیارت مخصوص آن روز در پیش از ظهر که پس از آن دو رکعت نماز نیز خوانده می شود و دعا در آن وقت مستجاب است.

در زیارت اربعین، هدف قیام امام حسین (علیه السلام) همان هدف رسالت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته شده است. براساس قرآن و نهج البلاغه، هدف رسالت انبیای الهی، دو چیز است: یکی عالم کردن مردم و دیگری عاقل نمودن آن ها با تهذیب نفس.

کسانی که علم ندارند، دستور خدا را نمی دانند و توان تربیت خود یا دیگران را ندارند. برخی نیز عالمند، ولی در اثر نداشتن عقل به دانش خود عمل نمی کنند. از این رو، انبیا (علیهم السلام) برای تعلیم و نیز تزکیهٴ مردم مبعوث شده اند که به مردم خوبی ها را بشناسانند و راه خوب را به آنان بنمایانند تا مردم خوب بفهمند و به خوبی ها عمل کنند. چنین جامعه ای مهد پرورش اولیای الهی است.

در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرض کرد: پیامبری مبعوث فرما که مردم را عالِم و مهذّب کند؛ ﴿ربّنا و ابعث فیهم رسولا ً منهم یتلوا علیهم ایاتک و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکّیهم﴾[10]. خداوند دعای آن حضرت را اجابت کرد و در سورهٴ «جمعه» فرمود: ﴿هو الذی بعث فی الأُمّیین رسولا ً منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین﴾[11]

براساس این آیه، مردم حجاز، پیش از بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گرفتار دو مُعْضِل علمی و عملی بودند: یکی نادانی و دیگری گمراهی. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با تعلیم کتاب و حکمت آن ها را از جهل رهانید و عالم کرد و نیز با تزکیهٴ نفس، آنان را از بیراهه به راه آورد و عادل کرد.

امیرمؤمنان (علیه السلام) در تشریح بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فهدیهم به من الضلالة و أنقذهم بمکانه من الجهالة»[12]؛ یعنی خداوند به دست پیامبرش مردم را عالِم و عادل کرد.

امام حسین (علیه السلام) نیز که به حساب ملکوت و اتصال نور وجودی، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و صاحب ولایت؛ «حسین منّي و أنا من حسین»[13]، باید مردم را عالم و عادل کند؛ یعنی احکام و دستورها و معارف دین را به آنان بیآموزاند و آنان را اهل عمل کند.

همهٴ اهل بیت (علیهم السلام) این وظیفه را به عهده داشتند و با تدریس، ارشاد، سخنرانی و نوشتن نامه به وظیفهٴ خود عمل می کردند؛ ولی سیدالشهدا (علیه السلام) افزون بر کارهای یاد شده، به سبب یأس از تأثیر اساسی این ابزار در شرایطی قرار گرفت که خون جگر خود را نیز برای نیل به هدف اعطا کرد. تنها آن حضرت (علیه السلام) بود که هم مبارزهٴ فرهنگی و سیاسی و اجتهادی داشت، هم نبرد جهادی.

چنان که در زیارت اربعین آن حضرت می خوانیم: «فأعذر في الدعا و منح النصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة»[14]؛ یعنی آن حضرت (علیه السلام) با اتمام حجت بر خلق، هر عذری را از امت رفع کرد و اندرز و نصیحت آنان را با مهربانی انجام داد و خون پاکش را در راه تو ای خدا نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت و گمراهی نجات دهد.

*گریه بر امام حسین (علیه السلام)


براساس نقلی معروف از حضرت سکینه (علیه السلام) بالای بدن مطهّر امام حسین (علیه السلام)، ایشان به این اصل کلی سفارش کردند که هر حادثهٴ تلخی پیش آمد کرد، آن را بهانه کنید و برای من اشک بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبوني»[15]؛ «هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه کنید»؛ زیرا اگر امام حسین (علیه السلام) به خلافت می رسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود نداشت.

بنابراین، اصل کلی این است که هر حادثهٴ تلخ و ناگواری را باید بهانه کرد و برای سالار شهیدان اشک ریخت؛ نه آن که افراد داغدیده برای تسکین عواطف و احساسات خود آن حضرت (علیه السلام) را بهانه کنند و برای التیام زخم خویش اشک بریزند و ندبه نمایند و بین این دو گونه عزا داری فرق وافر است؛ زیرا محصول یکی تعزیت برای حضرت امام حسین (علیه السلام) است و نتیجهٴ دیگری تسلیت برای خود؛ هر چند ممکن است بهانه قرار دادن واقعهٴ جانسوز کربلا هم بی اثر نباشد.

وجود مبارک سیدالشهداء (علیه السلام) فرمودند: «أنا قتیل العبرة»[16]؛ یعنی من که به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل کشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری که چشمان علاقه مندان به سالار شهیدان پر از اشک شود و آن اشکْ فراوان از شبکهٴ چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود.

این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این که محبت اهل بیت (علیهم السلام) در قلب شیعیان حضور پیدا می کند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (علیهم السلام) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمی کند؛ زیرا رهبری جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده می گیرد و دلِ دوستان حسین بن علی (علیه السلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقیم رهنمود می شود.

منابع:

[1] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ، خلاصه صفحات 227-234
[2] اعیان الشیعه، ج1، ص616
[3] ـ مقتل لهوف، حوادث پس از شهادت.
[4] ـ سورهٴ نحل، آیهٴ 96.
[5] ـ سورهٴ قصص، آیهٴ 88.
[6] ـ تهذیب، ج 6، ص 52.
[7] ـ بحارالأنوار، ج 89، ص 13.
[8] ـ سورهٴ معارج، آیات 19 ـ 22.
[9] ـ بحارالأنوار، ج 98، ص 238.
[10] ـ سورهٴ بقره، آیهٴ 129.
[11] ـ سورهٴ جمعه، آیهٴ 2.
[12] ـ نهج البلاغه، خ 1.
[13] ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 261.
[14] ـ التهذیب ، ج6، ص 113؛ بحار الانوار ج 98، ص 331، باب25
[15] ـ مستدرک الوسائل، ج 17، ص 26.
[16] ـ بحارالأنوار، ج 44، ص 280.

منبع:یایت موعودhttp://mouood.org/culturalstudies/item/16431


پرسش :  ويژگيهاي عدد چهل چه مي‌باشد كه در روايات متعددي از آن استفاده شده است؟

پرسش :

ويژگي هاي عدد چهل چه مي‌باشد

كه در روايات متعددي از آن استفاده شده است؟


پاسخ :
در پاسخ به پرسش مي‎توان ويژگي‎هاي عدد چهل را بررسي كرد كه اين مطلب در علوم غريبه يافت مي‎شود و در علمي به نام علم عدد مورد بحث قرار مي‎گيرد. و بايد از اصحاب چنين علومي سؤال شود. البته نگارنده از آن بي‎اطلاع است.
از منظر ديگري پاسخ را جستجو مي‎كنيم و آن بررسي اجمالي آيات و رواياتي است كه در آن عدد چهل ذكر شده است.
در قرآن كريم كلمه اربعين در چهار آيه ذكر شده است كه دو مورد آن يعني آيه 51 سوره بقره و 142 سوره اعراف مربوط به اقامت 40 روزه حضرت موسي ع در كوه مي‎باشد. آيه 26 سوره مائده، سرگرداني چهل ساله بني اسرائيل در بيابان‎ها را بيان مي‎كند و در آيه 15 سوره احقاف نيز به نكته‎اي تكويني در خلقت انسان اشاره رفته است و آن كمال جسمي و عقلي انسان در چهل سالگي است.
روايات را نيز مي‎توان به چند دسته تقسيم كرد. يعني برخي اشاره به امور تكويني در خلقت دارند و برخي متضمن توصيه‎هايي عملي است و آثار برخي از اعمال را در چهل روز بيان مي‎كند. دسته‎اي ديگر از روايات به بيان برخي از اتفاقات تاريخي مي‎پردازند كه محور آنها عدد چهل مي‎باشد.
به طور مثال در روايات زمان تخمير طينت آدم چهل روز بيان شده است[1] و يا مراحل خلقت انسان و تبديل نطفه به علقه و علقه به مضغه هر يك چهل روز طول مي‎كشد.[2]
از موارد تاريخي نيز كه در روايات آمده مي‎توان به موارد ذيل اشاره كرد: بين دو جملة فرعون كه گفت: انا ربكم الاعلي و جمله «ما علمت لكم من الله غيري» يعني من براي شما خدايي غير از خودم نمي‎شناسم چهل سال طول كشيد و خداوند براساس سنّت املاء خود به او اين فرصت را داد.[3] فاصله نفرين موسي تا اجابت آن نفرين نيز همين مقدار است.[4] حضرت آدم چهل روز گريست تا توبه‎اش قبول شد.[5] و نيز بر مرگ هابيل چهل روز گريست تا خداوند فرزند ديگري به او عنايت كرد.[6] باران و طوفان در عذاب قوم نوح چهل روز طول كشيده است.[7] بني اسرائيل چهل روز گريستند تا خداي تعالي وحي فرستاد كه آنان را از شر فرعون نجات خواهد داد.[8] و يا در داستان تولد حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نقل شده، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چهل روز از حضرت خديجه ـ سلام الله عليها ـ دوري كرد و مشغول عبادت شد و سپس نطفة حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ منعقد شد.[9] و موارد فراوان ديگر.
در بخش دوم از روايات نيز مي‎توان به احاديث ذيل اشاره كرد. امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمودند كسي كه شراب بخورد تا چهل روز نمازش مقبول نيست و اگر در اين مدت نماز را ترك كند عذابش مضاعف خواهد بود.[10] پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند هر كس از امت من چهل حديث از مسائل ديني كه به آن احتياج دارد حفظ كند، خداوند او را در قيامت به عنوان فقيه و عالم مبعوث مي‎كند[11]. از علي ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه حريم مسجد چهل زراع است و از هر طرف تا چهل خانه همسايه محسوب مي‎شوند،[12] و نيز حديث معروف پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه فرمودند اگر كسي چهل روز خود را براي خدا خالص كند، چشمه‎هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري خواهد شد.[13] و احاديث ديگري كه در اين باره وارد شده‎اند.
عرفاي بزرگ در مورد حديث اخير بحث كرده و مطالب گوناگوني درباره هر يك از اركان آن بيان نموده‎اند. مهم‎ترين نكته كه در اين كتب درباره چهل روز حاصل مي‎شود اين است كه عدد چهل باعث ظهور استعدادات مي‎باشد.
چنان كه مرحوم صدرالمتاللين در تفسير آيه 51 سوره بقره درباره اين كه چرا خداوند با حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ چهل روز وعده كرد. ابتدا علم به علت اين كار را در اختيار انبياء واولياء الهي مي‎داند ولي اين نكته را مي‎افزايد كه برخي از عرفا مطلبي لطيف در بيان آن گفته‎اند كه چون تخمير طينت آدم چهل روز طول كشيده است و در اين چهل روز هر روز حجابي بر حجاب‎هاي او افزوده‎اند تا امكان ورود به دنيا را بيابد و آن را آباد كند. و لذا هر كسي كه چهل روز اخلاص بورزد هر روز حجابي از حجاب‎هاي او برطرف مي‎شود تا به نقطه‎اي مي‎رسد كه علوم لدنّي و معارف الهي از خداوند به قلب او افاضه مي‎شود و حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ نيز در طول اين چهل روز استعداد مكالمه با خدا را پيدا كرد.[14]
در رساله سيروسلوكي نيز كه منسوب به علامه بحرالعلوم مي‎باشد بحثي مبسوط در اين زمينه آمده و به توضيح ارتباط عدد چهل يا ظهور استعدادات پرداخته است. ايشان نيز به تخمير چهل روزة طينت آدم اشاره كرده و نيز به اين روايت كه چهل سال بدن او ميان كعبه و مدينه افتاد بود و باران رحمت الهي بر او مي‎باريد تا بدن او قابل تعلق روح قدسي شود. و يا اينكه حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ در چهل سالگي خلعت نبوت پوشيدند و اين كه نهايت تكميلي قواي بشري در انسان چهل سال است و نيز در تأويل اين كه چرا همساية هر خانه‎اي را چهل خانه فرموده‎اند، مي‎گويد كه انسان چهار قوه عقليه و وهميه و شهويه و غضبيه دارد و هر يك از اين‎ها چهل مرحله دارد و پس از مرحلة چهلم است كه انسان مي‎تواند بگويد از عالم آن قوه خارج شده است.[15]
به نظر مي‎رسد نكته اصلي همين باشد و بسياري از رواياتي كه ذكر شد نيز بر همين اساس قابل تفسير مي‎باشند چرا كه همه چيز استعداد خاص خود را مي‎طلبد چه عنايات خاصه الهي و چه هلاك و غضب خداوندي، لذا فرعون نيز چهل سال مهلت مي‎يابد تا هلاك الهي او را در بگيرد و قوم موسي چهل سال سرگردان مي‎شوند تا از سنگيني گناهان خود خلاص شوند و نسل آنها وارد سرزمين مقدس شوند. و يا چهل روز دعا مي‎كنند تا از شر فرعون رهايي يابند.
البته ادعاي ما اين نيست كه مي‎توان تمام احاديثي را كه در آن عدد چهل ذكر شده است به اين شيوه تبيين كرد، آن چه به نظر ما رسيده است همين است كه هر جا بحث درباره آمادگي براي پذيرش او مي‎باشد چه خير و چه شرّ عدد چهل براي بروز و ظهور استعداد خاص آن امر مي‎باشد.


[1] . طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، قم 1379، چ 12، ج 8، ص 423.
[2] . همان، ج 15، ص 30.
[3] . صدوق، محمدبن علي بن حسين، كتاب الحضال، دفتر انتشارات اسلامي، قم 1362، ج 1و 2، ص 540.
[4] . طباطبائي، همان، ج 10، ص 172.
[5] . همان،‌ج 1، ص 211.
[6] . همان، ج 5، ص 521.
[7] . همان، ج 10، ص 379.
[8] . همان، ج 10، ص 494.
[9] . ر.ك: كمپاني، فضل الله، حضرت زهرا ـ عليها السّلام ـ ، انتشارات مفيد، تهران 1369، ص 13 ـ 14.
[10] . صدوق، ‌همان، ص 534.
[11] . همان، ص 541.
[12] . همان، ص 544.
[13] . مجلسي،‌محمد باقر، بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، بيروت لبنان، 1983، چاپ سوم، ج 67، ص 242.
[14] . ر.ك: صدر المتاللين، محمد بن ابراهيم، ‌تفسير القرآن الكريم، انتشارات بيدار، قم 1366، ج 3، ص 370 ـ 371.

[15] . ر.ك: طباطبايي نجفي، سيدمهدي بن سعيد مرتضي، رساله سير و سلوك، انتشارات حكمت، 1370، تهران، چاپ دوم، ص 27ـ42.

منبع :اندیشه قم

http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=387&urlId=399

اعجاز عدد 19 در قرآن

اعجاز عدد 19 در قرآن

"معجزه" در لغت از كلمه "عجز" گرفته شده، كه به معناي ضعف و ناتواني است1 و در اصطلاح عبارتست از گفتـار شگفت انگيز و جالب توجه و يا امـر خارق عادتي كه به وسيله مدعي مقام نبوت، برخلاف قوانين عادي و جاري طبيعت و به منظور اثبات ادعاي رسالت همراه با تحدي انجام مي گيرد.2


 پيشينه پژوهش اعجاز عددي قرآن

 مباحث اعجاز عددي قرآن همزمان با مباحث تفسير قرآن مطرح بوده كه بعضي از مفسران به بيان اعجاز عددي در قرآن اشاره نموده اند؛ از جمله آنها مي توان "قرطبي" را نام برد كه در تفسير خود در تبيين آيه:

 «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»

 به اعجاز عددي قرآن پرداخته است، ايشان مي گويد:

 آيه «بسْم اللَّه الرّحمن الرَّحيم» از 19حرف تشكيل شده است كه به تعداد ملائك جهنم مي باشد:

 «عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ»3

 «نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده‏اند! »4

  اهميت اعجاز عددي قرآن در جهان امروز

 اعجاز عددي قرآن در عصر ما از اهميت بسيار زيادي بر خور دار مي باشد؛ زيرا در عصر علم محوري جهان كنوني، اگر اعجاز عددي قرآن براي جهانيان با معيار هاي علمي بيان گردد از اين طريق بسياري از حقايق نهفته در قرآن براي انديشمندان جهان كه در صدد يافتن حقايق جهان هستي مي باشند ثابت مي گردد و به واسطه آن حقانيت قرآن و اسلام براي جهانيان آشكار مي شود. 

 از جمله اعجاز عددي قرآن رمز موجود در عدد 19 مي باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب 19 در 142 بدست مي آيد. كلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است.

 نمونه اي از اعجاز عددي قرآن

 "عبدالرزاق نوفل" در كتابي كه از ايشان به فارسي  تحت عنوان " اعجاز عددي در قرآن كريم" ترجمه شده است، همت گماشته تا اثبات كند كه در مفاهيم قرآن به لحاظ عددي تناسب هاي دقيق رياضي را مي توان كشف كرد.

 ميان مفاهيم قرآني كه با هم تقابل معنوي دارند مانند دنيا و آخرت، و مفاهيمي كه با هم تناسب نزديك معنوي دارند، چون عقل و نور، به لحاظ عددي با هم مساويند و در بعضي موارد، افزايش تعداد يك مفهوم نسبت به مفهوم ديگر به نسبت صحيح رياضي قابل بيان است، به عبارت ديگر، به قول مولف؛

 «از جمله تناسب ها و هماهنگي هاي عددي كه در قرآن كريم مي يابيم موضوع چند برابري هاست»

 در قرآن واژه هايي وجود دارند كه دو برابر يك ديگر و بالاخره چند برابر يكديگر بكار رفته اند و تمام آن ها از روي ترتيب و قصد و عمد بوده است مانند؛ كلمه "دنيا" و "آخرت" هر كدام 15 بار در قرآن آمده اند (تساوي)، واژة "نفع" و "فساد" هر كدام با تمام مشتقاتشان پنجاه بار ذكر شده اند. "عقل" با تمام مشتقاتش چهل و نه بار و "نور" نيز با تمام مشتقاتش به همين تعداد آمده است، "لسان" و "موعظه" هر كدام بيست و پنج بار، "زكات" و "بركات" هر كدام سي و دو بار، "كافرين" و "نار" هر كدام 153 بار، آمده اند. "رحيم" كه از اسماء حُسني مي باشد (بجز در يك مورد كه صفت رسول اكرم قرار گرفته است) 114 بار، (به تعداد سوره هاي قرآن) و "رحمان" كه او نيز از اسماء حُسني است 57 بار آمده اند، فجار 3 بار، ابرار 6 بار، جزاء (كيفر) 117 بار، مغفرت 234 بار آمده اند. يوم (به صورت مفرد) 365 بار (به تعداد روزهاي سال) بصورت مثني و جمع سي بار، و كلمه شهر (ماه) 12 بار5 آمده اند.6

 اعجاز عددي بر معيار رمز عدد 19

 از جمله اعجاز عددي قرآن رمز موجود در عدد 19 مي باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب 19 در 142 بدست مي آيد. كلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ا، ل، م» در سوره بقره كه با «الم» اغاز مي گردد 9899 حرف است كه از ضريب 521 در عدد 19 بدست آمده است. در سوره آل عمران تعداد حروف «ا، ل، م» 5662 حرف است كه از ضريب 298 در عدد 19 بدست ميآيد. تعداد حروف «ن» در سوره القلم كه با حرف «ن» آغاز شده 133 حرف مي باشد كه از ضريب 7 در عدد 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ق» در سوره قاف 57 حرف است كه از ضريب 3 در عدد 19 بدست آمده و همين طور در سوره شوري نيز تعداد حروف «ق» 57 مرتبه ذكر شده كه از ضريب 3 در عدد 19 بدست آمده؛ در مجموع دو سوره حرف «ق»114 بار تكرار شده كه از ضريب 6 در 19 بدست مي آيد.7

 همه آنچه گفته شد به معناي تاييد صد در صد اين نوع از اعجاز قرآن نيست و به نظر مي رسد اين وجه اعجاز هنوز نياز به مطالعه بيشتري دارد.

اقتباس از http://shahedathar19.ir/weblog/Pages.aspx?id=396

منبع:http://hedieasmani.blogfa.com/post-15.aspxع:
هدیه اسمانی

اسرار عدد 40

اسرار عدد 40

پاره ای از اعداد، در عالم طبیعت، فرهنگ اقوام و ادیان مختلف و نیز متون دینی اسلامی و غیراسلامی از اهمیت خاصی برخوردارند به گونه ای كه بعضی عقاید، سنن و آداب بر محور آنها چرخیده و همواره مورد توجه بوده اند. این اعداد كه عمدتاً راز و فلسفه اهمیت آن ها در پرده ابهام است را می توان اعداد اسرارآمیز نامید كه مفسران، مورخان و ادیبان هر یك به ذوق خود تفسیری ازآن ها ارائه داده اند كه به یقین هیچ كدام از این نظرات رانمی توان علت قطعی كاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله این اعداد كه در قرآن ومتون دینی به وفور یافت می شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است كه هر یك پژوهشی جداگانه را می طلبند و ما اكنون به بررسی كاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحدیث می پردازیم...

در قرآن كریم واژه «اربعین» به معنای «چهل» در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود. در سوره احقاف از كمال رشد انسان وچهل سالگی وی یاد می كند كه مفسران راز تأكید بر این سن را ویژگی خاص این دوره سنی می دانند واین دوره ازعمل آدمی را دوران كمال عقلانی، پختگی شخصیتی انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوی شدن صفات اخلاقی در درون وی می دانند. كه این ویژه گی ها از روایات متعددی كه از معصومین(ع) رسیده نیز به دست می آید به عنوان مثال در حدیثی آمده است: كسانی كه به چهل سالگی می رسند وتوبه نمی كنند شیطان دستی به صورت آنها كشیده می گوید: پدرم فدای رویی كه رستگار نمی شود.در روایتی دیگر می خوانیم: هنگامی كه بنده به سن 40سالگی می رسد خداوند به دوفرشته مراقب او می گوید: از این پس بر اوسخت بگیرید و همه كارهای كوچك و بزرگ و زیاد وكم او را ثبت كنید.روایات فوق و دیگر روایات مشابه همه حكایتگر اهمیت خاص چهل سالگی و نقش این دوره از عمر انسان در تكمیل شخصیت وی دارد به گونه ای كه پس از آن امكان تحول درونی او بسیار سخت می گردد.در كاربردهای دیگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعیت ورود بنی اسرائیل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آنان در بیابان و نیز میقات چهل شبه حضرت موسی(ع) سخن به میان آمده است.به عقیده مفسران چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل زمان لازمی برای انقطاع نسل نافرمانی بنی اسرائیل بود كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمی بود كه بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با حضرت موسی(ع) دست بردارند.راز میقات چهل شبه موسی(ع) نیز هر چند روشن نیست اما وجود این روایت از رسول خدا(ص) كه فرمود: «هركس چهل روز اعمال خود را برای خدا خالص گرداند چشمه های حكمت از قلبش بر زبانش جاری می شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ویژه آنانكه دارای مشرب عرفانی هستند به عدد 40 در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند، وبرای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان وكامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهین شیرازی فقط پیامبران واولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند.
مركز فرهنگ و معارف قرآن

اسرار عدد چهل در قران وروایات بیان شده که به عدد چهل زیاد پردازش شده که با بکار بستن آن , امور به نتیجه می رسند .

امام صادق فرمودند: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ خداوند در فردای قیامت عالم فقیه مبعوث می کند و او را عذاب نمی کند.

حضرت رسول خدا (ص) فرمود : هر بنده ای که چهل صباحبا خلوص نیت وعمل بدرگاه خداوند برود،چشمه های حکمت (وعقل وفهم ومعرفت واحکام دین ) از قلب او بزبانش جاری شود .

حضرت باقر (ع) هیچ بنده ای چهل روز ایمان خود را برای خدا خالص ننمود مگر اینکه خدا او را به مقام زهد رسانید ودر دنیا ودرد ودرمانش را به او نشان داد وحکمت را در قلبش ثابت وبه زبانش جاری ساخت .

اسلام را عقیده بر این است که عمل مخلصانه جان را حیاتی روحانی می بخشد ونور عرفان وصفا را در اعماق جان می درخشاند وهر گاه که انسان خویش را چهل روز برای خدا خالص گردانده چشمه های بر وبرکت نور وحکمت از عمق جان او می جوشد واز آبشار زبان بردامن دشت دلها می ریزد .

رسول خدا فرمود کسی که چهل سال عمر کند از سه نوع بلا سالم می شود:دیوانگی خوره پیسی سخت گیری فرشتگان برچهل سالگان امام صادق (ع) فرمود : به راستی بنده ی خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسید خداوند به دو فرشته وی وحی کند که من به بنده خود عمر بیش دادم براوسختی وشدت کنید واو را خوب بپائید وکم وبیش وکوچک وبزرگ کارهایش را بنویسید .

ارتکاب چهل گناه کبیره

حدیث از امام صادق که امیر المومنین (ع) فرمود : هیچ بنده ای نیست مگر اینکه چهل لطف وتوفیق از ناحیه ی خداوند دارد تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود زمانیکه چهل گناه کبیره کرد

پرده ها و الطاف خدا برداشته شود خدا به ملائکه وحی فرماید با بال وپر خود بنده مرا بپوشانید (واورا حفظ کنید ) پس ملائکه او را با پرهای خود می پوشانند ، پس بنده تمام گناهان را انجام می دهد تا اینکه مردم او را با اعمال قبیح او تعریف وگفتگو نمایند ملائکه گویند خدایا این بنده تو تمام گناهان را عمل کرد وما از اعمال او حیا می کنیم پس خداوند به آنها وحی نماید بالهای خود را بردارید واز او کنار روید.

سرار عدد چهل در قران وروایات بیان شده که به عدد چهل زیاد پردازش شده که با بکار بستن آن , امور به نتیجه می رسند .

امام صادق فرمودند: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ خداوند در فردای قیامت عالم فقیه مبعوث می کند و او را عذاب نمی کند.

حضرت رسول خدا (ص) فرمود : هر بنده ای که چهل صباحبا خلوص نیت وعمل بدرگاه خداوند برود،چشمه های حکمت (وعقل وفهم ومعرفت واحکام دین ) از قلب او بزبانش جاری شود .

حضرت باقر (ع) هیچ بنده ای چهل روز ایمان خود را برای خدا خالص ننمود مگر اینکه خدا او را به مقام زهد رسانید ودر دنیا ودرد ودرمانش را به او نشان داد وحکمت را در قلبش ثابت وبه زبانش جاری ساخت .

اسلام را عقیده بر این است که عمل مخلصانه جان را حیاتی روحانی می بخشد ونور عرفان وصفا را در اعماق جان می درخشاند وهر گاه که انسان خویش را چهل روز برای خدا خالص گردانده چشمه های بر وبرکت نور وحکمت از عمق جان او می جوشد واز آبشار زبان بردامن دشت دلها می ریزد .

رسول خدا فرمود کسی که چهل سال عمر کند از سه نوع بلا سالم می شود:دیوانگی خوره پیسی سخت گیری فرشتگان برچهل سالگان امام صادق (ع) فرمود : به راستی بنده ی خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسید خداوند به دو فرشته وی وحی کند که من به بنده خود عمر بیش دادم براوسختی وشدت کنید واو را خوب بپائید وکم وبیش وکوچک وبزرگ کارهایش را بنویسید .

ارتکاب چهل گناه کبیره

حدیث از امام صادق که امیر المومنین (ع) فرمود : هیچ بنده ای نیست مگر اینکه چهل لطف وتوفیق از ناحیه ی خداوند دارد تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود زمانیکه چهل گناه کبیره کرد پرده ها و الطاف خدا برداشته شود خدا به ملائکه وحی فرماید با بال وپر خود بنده مرا بپوشانید (واورا حفظ کنید ) پس ملائکه او را با پرهای خود می پوشانند ، پس بنده تمام گناهان را انجام می دهد تا اینکه مردم او را با اعمال قبیح او تعریف وگفتگو نمایند ملائکه گویند خدایا این بنده تو تمام گناهان را عمل کرد وما از اعمال او حیا می کنیم پس خداوند به آنها وحی نماید بالهای خود را بردارید واز او کنار روید. 

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود : هر کس نابینایی را که راه می رود در راه هموار وصاف چهل قدم راه ببرد ،اگر تمامی کوههای روی زمین طلا شود به ثواب یک جای سوزن راه بردن آن نابینا کفایت نمی کند ،واگر آن نابینا را در زمین ناهموار وخطرناک راه ببرد واو را از مهلکه وجای خطرناک بگذارند ،وسعت میزان ثوابهای خود را در روز قیامت می بیند که از صد هزار مرتبه از دنیا زیادتر است ،ومقدار ووزن ثوابهای او از وزن گناههای او بیشتر آید وگناهانش را محو می کند ،وخداوند متعال او را در بالاترین درجات بهشت جادهد.

ایرانیان باستان گاه‌شماری خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسیم کردند.در فرهنگ ایرانیان و نیاکان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصی دارد. (برعكس سیزده كه نحس است)

واژه‌های «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژه‌های «پیرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است.

آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسیم کردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتی این روزها به سی روز تغییر پیدا کرد و ماه سی روزه شد.

هر کسی سوره ی حمد را 40 مرتبه قرائت کند و به اب بدمد سپس ان را به روی شخصی که تب دارد بریزد خداوند او را شفا می دهد. 

هرکس شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نمی شود سرانجام شارب الخمر پیامبربه امام علی(ع) فرمودند:نمازشارب خمر تاچهل روز قبول نیست واگر در داخل چهل روز بمیرد کافر مرده است در روایات دیگری امده است که اگربمیرد ،ازنوع مردن جاهلیت است.

از امام باقر روایت شده هرکسی بعداز وضو آیه الکرسی بخواند خداوند عطا می کند به او ثواب چهل سال عبادت واو رادربهشت در درجه ی چهلم جا می دهد وباچهل حوریه اورا ترویج می کند

درعظمت آیۀ الکرسی همین بس که پیامبر فرمود:آیه الکرسی ،آیتی از گنج عرش فرود آمده است وفرمودند هر کسی آیۀالکرسی را در هر سرایی بخواند تا چهل شبانه روز هیچ جادویی در آن راه نیابد وامام محمد باقر (ع) فرمودند :هر که آیۀ الکرسی را بخواند خداوند متعال هزار مکروه از مکاره دنیا وهزار مکروه از مکاره آخرت از او بگرداند که خوارترین مکاره دنیا فقر وخوارترین مکاره آخرت عذاب قبر باشد .

از امام صادق (ع)نقل شده است که هر کس چهل صباح دعای عهد را بخواند ا یاوران قائم ما باشد واگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند متعال او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد وخداوند به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید وهزار گناه از او محو کند .

امام صادق (ع)فرمودند:زمانی که مومن آیۀ الکرسی را بخواندوثوابش را برای اهل قبور قرار دهد خداوند از هر حرفی ملکی گرداند که خدا را بر او تسبیح کند تا روز قیامت وبه او مزد 60 پیامبر دهد وخدا در هر قبری از مشرق تا مغرب چهل شمع از نور داخل کند وقبرهای آنها را وسعت دهد .

رسول خدا فرمودند:کسی که برود به منزل اقوام و خویشان و تحفهای ببرد تا صله رحم نماید خداوند به او اجر صد شهید عطا می فرماید و به هر قدم که برداشته چهل هزار حسنه می نویسد وچهل هزار سیئه محو نماید و چهل هزار درجات اورا بلند نماید ومثل این است که صد سال خداوند را عبادت نموده وبا اعتقاد وخلوص وامید صبر نموده است.

پیامبر فرمودند:چون مرا به آسمان دنیا بردند قصری از یک پارچه گوهر سرخ دیدم وآن قصر چهل در داشت بالای هر دری جای بلندی بود که چهل فرش سندس واستبرق آنجاافکنده شده بودند وبالای هر فرشی حور العینی نشسته ،از جبرئیل سوال نمودم این قصر از کیست ؟

گفت : از کسی که بعد از نمازصبح چهل باربگوید یا باسط الیدین بالرحمۀ ...

وچون به آسمان چهارم رسیدم قصری که دیوارهای آن را زمرد وزبرجد بود گذر کردم که آن قصر 1400 در داشت بر هر دری هزار علم نصب بود ودر زیر هر علمی هزار حوریه نشسته که مانند ماه تابان بود از جبرئیل سوال نمودم این قصر از کیست ؟ گفت : از آن کسی که بعداز نماز مغرب چهل بار بگوید : یا کریم العفو انشر علی رحمتک یا ارحم الراحمین.

رمز و رازهای عدد چهل از منظرقرآن و روایات

    عدد چهل در فرهنگ دینی و اسلامی در میان سایر اعداد از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

    به راستی راز و رمز آن چیست. آیا صرفاً یك اعتبار و قرارداد است كه برای هر عددی می توانست درنظر گرفته شود و یا اینكه از یك پشتوانه تكوینی و تكاملی روند حركت انسان در ابعاد مادی و معنوی برخوردار است. دراین رابطه بهترین منابعی كه حق مطلب را در تبیین رموز عدد چهل ادا می كند آیات شریفه قرآن و روایات معصومین(ع) است كه مركز فرهنگ و معارف قرآن در مقاله حاضر در مقام بیان این مطلب برآمده كه با هم آن را از نظر می گذرانیم.

    شكل گیری شخصیت انسان

    اهمیت چهل سالگی انسان قابل انكار نیست، چنانكه در روایات متعددی از پیامبر «ص» و معصومان آمده است: هنگامی كه بنده به چهل سالگی می رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می گوید: ا زاین پس بر او سخت بگیرید و همه كارهای كوچك و بزرگ و زیاد و كم را ثبت كنید. این روایات همه از این حقیقت خبر می دهند كه شخصیت انسان تا چهل سالگی شكل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت تر می شود.

    مشرب عرفا

    دانشمندان مسلمان بویژه آنان كه مشرب عرفانی دارند، به عدد چهل در زمینه خودسازی به دیده اهمیت می نگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و كامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تاثیری ویژه قائل هستند.

    منظرقرآن

    عدد چهل یا اربعین، از موضوعاتی است كه در قرآن و روایات از جایگاه ویژه ای برخوردار است و تاكنون كتاب های فراوانی درباره آن نوشته شده است. در قرآن كریم این واژه در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود:

    1- در آیه 15 سوره احقاف از چهل سالگی انسان یاد شده و این كه خداوند به همه انسان ها درباره نیكی به پدر و مادر سفارش كرده است؛ اما فقط نیكوكاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیكی می كنند و این نیكی را تا رسیدن به رشد كامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می دهند؛ آن گاه در چهل سالگی دعا می كنند و از خداوند توفیق می طلبند تا در برابر نعمت هایی كه خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده اند، شكرگزار او باشند:«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشكر نعمتك التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیك و انی من المسلمین».

    2- در آیه 26 مائده از چهل سال ممنوعیت ورود بنی اسراییل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آن ها در قطعه ای از زمین خبر داده است:«قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلا تاس علی القوم الفاسقین». این ممنوعیت پس از آن بود كه موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسراییل به این دلیل كه در آنجا مردمی جبارند، ازاطاعت موسی سر باز زدند وگفتند: تا آنان از آن جا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی شویم. در تورات نیز داستان سرگردانی بنی اسراییل ذكر شده است.

    3- آیه 51 بقره نیز از میقات چهل شبه موسی خبر می دهد:«و اذ واعدنا موسی اربعین لیله » كه در آیه 142 اعراف به این صورت تفصیل داده شده است:«و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله ». مفسران برآنند كه آن چهل شب در سی شب ذی القعده و دهه اول ذی الحجه بوده است؛ چنان كه در روایاتی از امام صادق (ع) نیز بر این تعیین دلالت دارد؛ اما آلوسی بدون استناد به دلیلی، این احتمال را كه میقات در سی روز ذی الحجه و دهه اول محرم بوده نیز نقل كرده است. میقات چهل روز و چهل شبه موسی در تورات آمده است.

    راز عدد چهل: مفسران در ذیل هر یك از آیات پیشین درصدد بر آمده اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد چهل بیان كنند. در آیه 15 احقاف از كمال رشد انسان و چهل سالگی وی یاد شده است. بیش تر مفسران، كمال رشد را در 33 سالگی می دانند؛  ولی برخی آن را در همان چهل سالگی دانسته اند. بنابه روایتی از امام صادق (ع) انسان در 33 سالگی به رشد كامل جسمانی خود می رسد و این رشد تا چهل سالگی ثابت است و از آن پس، بدن رو به كاستی می رود. در هر صورت برخی، سر تأكید آیه بر چهل سالگی را این دانسته اند كه از یك سو معمولاً عقل انسان در این سن كامل می شود و در همین زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانی از وی فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نیكی به پدر و مادر می شناسد و از سوی دیگر در چهل سالگی صفات اخلاقی در وی قوی شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی شود.

    منظرروایات

    آن چه قابل انكار نیست، اهمیت این مرحله از عمر انسان است؛ چنان كه در روایات متعددی از پیامبر(ص) و معصومان آمده است هنگامی كه عمربنده به چهل سالگی می رسد، خداوند به دو فرشته مراقب او می گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه كارهای كوچك و بزرگ و زیاد و كم او را ثبت كنید. در حدیث آمده است: كسانی كه به چهل سالگی می رسند و توبه نمی كنند، شیطان دستی به صورت آنها كشیده، می گوید: پدرم فدای رویی كه رستگار نمی شود. این روایات همه از این حقیقت خبر می دهد كه شخصیت انسان تا چهل سالگی شكل گرفته، و از آن پس، تحولات درونی در او سخت تر می شود؛ البته در حدیثی از امام صادق(ع) نیز آمده كه خداوند افراد چهل ساله را گرامی می دارد. این روایت شاید دستوری اخلاقی برای رعایت احترام اشخاصی باشد كه دارای عمری چهل سال و بیش تر از آن هستند.

    آلوسی درباره سر چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل می گوید: چهل سال، زمان لازمی بود كه بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با موسی(ع) دست بردارند. برخی دیگر نیز چهل سال را زمان لازم برای انقضای نسل نافرمان بنی اسرائیل - كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند - و نیز ظهور نسل جدید از آنان دانسته و برآنند كه پس از آن زمان، نسل جدید بنی اسرائیل وارد سرزمین مقدس شد.

    راز میقات چهل شبه موسی نیز روشن نیست؛ اما وجود این روایت از رسول خدا كه فرمود: هر كس چهل روز اخلاص ورزد و اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه های حكمت از قلبش بر زبانش جاری می شود: « من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحكمه من قلبه علی لسانه» در كنار دو آیه میقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان، به ویژه آنان كه مشرب عرفانی دارند؛ به عدد چهل در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و كامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند. صدرالمتألهین شیرازی بر آن است كه فقط پیامبران و اولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نكته ای لطیف از سهروردی، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن می پردازد كه خدای سبحان، گل آدم را در چهل روز سرشت؛ چنان كه در حدیث آمده: «خمرت طینه آدم بیدی اربعین صباحا» و او را به گونه ای متناسب با عالم شهادت و غیب آفرید و در هر صباح كه مرتبه ای از قوا و طبقه ای از اعضا را برای آبادانی جنبه شهادت (دنیایی) وی در او به ودیعه نهاد بین او و عوالم غیبی حجابی پدید آورد و او را به نوعی از ساحت قدس الهی دور كرد؛ بنابراین برای بیرون آمدن وی از این حجاب ها و نزدیك شدن به آن ساحت یك اربعین اخلاص در عمل لازم است. وی در ادامه، همین نكته را منشأ تعیین عدد چهل (چله نشینی ها) برای خلوت ها و ریاضت های عارفان دانسته است.  هم چنان كه روایت پیشین، توجه عارفان را به خود جلب كرد، نقل حدیث دیگری از رسول خدا(ص) كه فرمود: هركس از امت من چهل حدیث مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ كند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانشمند برمی انگیزد.

منبع:


سامانه صدای مشاوره تحصیلی | تلفنی | دکتری| کارشناسی ارشد | پیام نور

ادامه نوشته

جايگاه عدد چهل در اديان به ويژه اسلام-


بسمه تعالي

جايگاه عدد چهل در اديان به ويژه اسلام

اربعين از اصطلاحات رايجي است كه در متون اسلامي كاربرد زيادي دارد.مثلاً در برخي از روايات به عنوان نماد كمال،حدّي براي تصفيه باطن و...قلمداد شده است.در اين نوشتار برخي از موارد كاربرد اين واژه ارزشمند كه در فرهنگ اسلامي و ساير اديان به مناسبتهاي گوناگون از آن ياد شده و گاهي پيامهاي اخلاقي و دستورهاي الهي با آن همراه شده است تقديم خواهد شد.

واژه (اربعين) در متون ديني و مجموعه هاي حديثي از ارزش والايي برخوردار است.آثار حفظ چهل حديث،اخلاص در عمل در چهل روز و دعاي عهد در چهل صبح كمال عقل در چهل سالگي،دعا براي چهل مؤمن،شهادت چهل مؤمن براي ميّت،برگزاري عبادت در چهل شب چهارشنبه براي ديدار حضرت ولي عصر(عج)و بعثت غالب انبياء در چهل سالگي از جمله مواردي است كه ارزش و جايگاه اين اصطلاح اسلامي و عرفاني را مشخص مي كند.

1-شهادت چهل مؤمن:

امام صادق(ع)فرموده (اذامات المومن فحضر جنازته اربعون رجلاً من المؤمنين و قالوا:الهم انا لا نعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا،قال الله تبارك و تعالي:قد اجزت شهاداتكم و غفرت له ما علمت مما لا تعلمون)هر گاه يكي از اهل ايمان بميرد و بر جنازه او چهل نفر از مؤمنين حضور يابند و گواهي دهند كه پروردگارا ما به جز خوبي و نيكي از اين شخص نديده ايم و تو از ما داناتر هستي،خداوند متعال مي فرمايد:من نيز شهادت شما را پذيرفتم و آنچه از او مي دانستم كه شما بي اطلاع بوديد همه را بخشيدم.

2-دعا براي چهل مؤمن

امام صادق(ع)يكي از مهمترين عوامل استجابت دعا را تقديم ديگر مؤمنين در هنگام دعا مي داند آن حضرت مي فرمايد : (من قدم اربعين من المؤمنين ثم دعا استجيب له)هر كسي چهل نفر از مؤمنين را در دعا كردن بر خود مقدم بدارد سپس حاجات خود را بطلبد دعاي او،اجابت خواهد رسيد.آن حضرت تأكيد مي فرمايد:كه اگر اينگونه دعا كرد.در نماز شب و بعد از آن باشد تأثيري بيشتر خواهد داشت.همچنين دعا كردن چهل مؤمن در قنوت نماز و وتر در دل شبهاي تار اجابت دعا را نزديكتر و سريع تر مي نمايد.

3-دعاي چهل نفره

دعا كردن هميشه خوب و يكي از سلاحهاي مؤمن و وسيله ارتباط با پروردگار عالميان است هنگاميكه انسان خود را از هر جهت درمانده و عاجز مي بيند با جان و دل زمزمه مي كند كه:

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي                                                                             دل ز تنهايي به جان آمد خدايا همدمي

در آن لحظات حساس،دعا همچون نور اميدي در دل انسانها مي تابد و دعا كننده علاوه بر آرامش درون،اعتماد به نفس،تلطيف روح،عشق و معرفت خويش را نيز به نمايش مي گذارد.

امام صادق(ع): در يكي از رهنمودهاي حكيمانه خويش ما را به دعاي دسته جمعي فرا مي خواند و مي فرمايد: اگر گروهي چهل نفره جمع شوند و خداي خويش را بخوانند مطمئناً دعاي آنان مستجاب خواهد شد و اگر چهل نفر نبودند گروه چهار نفره ده بار خدا را بخوانند كه همين اثر را دارد و اگر بيش از يك نفر نباشد و چهل بار خدا را صدا بزند خداي عزيز و جبّار خواسته او را برآورده خواهد كرد.

4-آمرزش چهل گناه

حضرت باقر(ع):يكي از حقوق واجب مسلمانان بر عهده همديگر را حضور در تشييع جنازه انان مي شمارد و با توجه به اهميت آن تأثير معنوي اين حضور را نيز بيان مي كند(من حمل جنازة من اربع جوانبها غفر الله له اربعين كبيرة)كسي كه جنازه اي را از چهار طرف حمل كنند خداوند متعال چهل گناه كبيره او را خواهد بخشيد.

 

5-كمال در چهل سالگي:

از مهم ترين نكاتي كه در زندگي انسان وجود دارد و در مرحله تكامل معنوي و شخصيت وي مؤثر است رسيدن به مراتبي از سن و سال است كه انسان كاملتر و پخته تر مي شود و خداوند متعال در اين زمينه چهل سالگي را اوج كمال انساني مي داند و مي فرمايد:

(حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنة قال رب اوز غني ان اشكر نعمتك الّتي انعمت علي و علي و الّذي و ان اعمل صالحاً ترضيه و اصلح لي في ذريتي اني تبت اليك و انّي من المسلمين)تا زماني كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگي بالغ گردد مي گويد:پروردگارا مرا توفيق ده تا شكر نعمتي را كه بمن و پدر و مادرم دادي به جا آوردم و كار شايسته اي انجام دهم كه از آن خشنود باشي و فرزندان مرا صالح گردان من به سوي تو باز مي گردم و توبه مي كنم و از مسلمانان مي باشم.

6-آثار چهل روز اخلاص:

امام رضا(ع)از پيامبر گرامي اسلام(ص)چنين نقل فرمود: (ما اخلص عبدالله عزوجل اربعين صباحاً الدجرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه،هيچ بنده اي چهل روز اعمال خود را خالصانه به درگاه حضرت حق انجام نمي دهد مگر اينكه خداوند متعال چشمه سارهاي حكمت را از قلب او به زبانش جاري مي سازد حافظ با اشاره به اين حديث مي گويد:

سحرگه رهروي در سرزميني                                                                                                           همي گفت اين معما باقريني

كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف                                                                                                كه در شيشه بماند اربعيني

7-ياران حضرت مهدي(عج)

هنگامي كه حضرت مهدي(عج)ظهور مي كند هر يك از ياران و شيعيان آن حضرت معادل نيروي چهل مرد قدرت روحي و بدني خواهد داشت.

امام سجاد(ع)فرمود: (اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شيعتنا العامة و جهل قلوبهم كزبر الحديد و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعين رَجُلا)

هر گاه قائم ما قيام كند خداوند متعال از شيعيان ما آفت بلا و سستي را دور خواهد كرد و دلهاي آنان را همانند پاره هاي آهن قوي و محكم مي نمايد و نيروي هر يك از آنان را معادل نيروي چهل مرد قرار خواهد داد.

رمز عدد چهل چيست كه در اسلام خيلي تكرار شده است؟

قرآن و فرهنگ اسلامي به برخي از عددها،از جمله اعداد 7، 40 ،70 و... عنايت و توجه خاصي شده است.معمولاً عدد 7 و 70 در مورد كثرت به كار مي رود.مانند عدد هزار در فارسي كه مي گوييم هزار بار به او گفتم ولي به حرف من توجهي نكرد.

مانند آيه«öbÎ) öÏÿøótGó¡n@ öNçlm; tûüÏèö7y™ Zo§sD `n=sù tÏÿøótƒ ª!$# öNçlm; 4 (توبه،آيه80)

در مورد عدد چهل نيز مطالبي جالب وجود دارد كه حاكي از رموز و اسراري در آن است؛چنان كه مي بينيم عدد چهل،چهار بار در قران به كارر فته است.دو مورد آن،دربارة ميقات حضرت موسي(علي نبينا و آله و عليه السلام)(بقره،51 ،اعراف،142) و يك مورد درباره ي سرگرداني قوم يهود است كه چهل سال طول كشيد(مائده،26) مورد ديگر آن سن رشد و كمال آدمي است.با توجه به مورد اخير مي توان گفت كه يكي از حكمت هاي تأكيد بر عدد چهل،آن است كه رسيدن به چهل سالگي،به طور معمول با كمال عقل همراه است.

در روايات نيز سن كمال خرد،چهل سالگي مشخص شده است.اين مقياس،درباره چهل روز نيز صادق است.امام باقر(ع)فرمود:هركه چهل روز ايمانش را براي خدا خالص گرداند خداوند محبت دنيا را از دل او بيرون مي كند و بينشي به وي عطا مي كند كه درد و درمان خويش را بداند و حكمت را در دل او جاي دهد».

چهل روز از نظر تكوين و آفرينش ويژگي خاصّي دارد.يكي از بزرگان در شرح حديث فوق مي نويسد:ممكن است به عدد چهل از اين جهت در روايت فوق امد كه خداوند متعال،انتقال انسان در اصل آفرينش را از حالي به حال ديگر در چهل روز قرار داده است.نطفه،پس از چهل روز به علقه و علقه پس از چهل روز به مفنعه و...تبديل مي شود.

از آنجا كه حضرت موسي(علي نبينا و عليه السلام)براي گرفتن «الواح تورات»به كوه طور رفته بود تا از طرف پروردگار عالم،كتاب آسماني را دريافت نمايد.نتيجه مي گيريم كه موسي (علي نبينا و آله و عليه السلام)براي ايجاد يك ارتباط معنوي و نفساني به ميعادگاه رفته بود زيرا رابطه انبيا با خداوند عالم،رابطه اي مادّي نيست بلكه رابطه اي معنوي بوده كه از راه صفاي باطن و پاكي دروني براي آنها حاصل شده است،گر چه موسي(ع)هر چهل شب و روز در كوه طور مشغول آماده سازي روحي خود بود تا برايش زمينه تلقّي تورات و گرفتن الواح آن ميسر شود ولي خداوند براي بيان اين مدت از عنوان «ليل»استفاده مي كند.اين بدان جهت است كه نشئه « شب» از نظر قرن كريم براي كسب«پايگاه محكم»و «سخن مستحكم»مناسب تر است.(انّ ناسئةَ الّيلِ هِيَ اسدُّ وطاً و أقومُ قيلاً(مزمل 6)به طور مسلّم نماز و عبادت شبانه،پابرجا تر و با استقامت تر است».

و«روز»نزد قرآن بيشتر براي رتق و فتق امور بيروني و اجتماعي است:«انّ لَكَ فِي النَّهار سَبحاً طَويلاً(مزمل ،7)و تو در روز تلاش مستمر و طولاني خواهي داشت.در همين آيات (سوره مزمل)خداوند براي آن كه پيامبر(صلي الله عليه و آله)آمادگي تلقّي سخن سنگيني را از جانب خداوند پيدا كند،به ايشان دستور شب زنده داري مي دهد.به همين جهت بين خلوت شبانه و ايجاد زمينه هاي معنوي در انسان،ارتباط وجود دارد:پس اينكه خداوند از اين مدت به چهل شب تعبير مي فرمايد،به خاطر نقش زيادي است كه شب،در ارتباط با خداوند دارد،و شايد هم به اين خاطر باشد كه مناجات موسي و علي نبينا و آله و عليه السلام)و گفتگوهاي ايشان با پروردگار عالم،بيشتر در شب انجام مي شده است،چنانكه برخي تفاسير اين احتمال را بيان كرده اند.

عدد مقدس 40

1-حضرت صادق(ع)فرمودند هر كس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند خداوند در فرداي قيامت او را فقيه مبعوث مي كند و او را عذاب نمي كند.

2-پيامبر اكرم(ص)فرمودند:هر بنده اي كه چهل صبح با خلوص نيّت و عمل به درگاه خداوند برود چشمه هاي حكمت و عقل و فهم و معرفت و احكام دين از قلب او به زبانش جاري شود.

3-حضرت باقر(ع)فرمود: هيچ بنده اي چهل روز ايمان خود را براي خدا خالص ننمود مگر اينكه خدا او را به مقام زهد رسانيد و در دنيا درد و درمانش را به او نشان داد و حكمت را در قلبش ثابت و به زبانش جاري ساخت.

4-رسول خدا فرمود: كسي كه چهل سال عمر كند از سه نوع بلا سالم مي شود: (ديوانگي،خوره ،پيسي و سخت گيري فرشتگان).

5-امام صادق(ع)فرمود:به راستي بنده ي خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسيد خداوند به دو فرشته وي وحي كند كه من به بنده خود عمر پيش دادم بر او سختي و شدت كنيد و او را خوب بپاييد و كم و بيش و كوچك و بزرگ كارهايش را بنويسيد.

6-ايرانيان باستان گاه شماري خود را بر اساس چهل روز تقسيم مي كردند.

در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد.بر عكس عدد سيزده كه نحس است واژه هاي(چله نشستن) (چل چلي) و در طبرستان واژه هاي(پيراچله،گرماچله)نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است.

7-هر كس سوره ي حمد را 40 مرتبه قرائت كند و به آب بدمد سپس آن را به روي شخصي كه تب دارد بريزد خداوند او را شفا مي دهد.

8-هر كس شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نمي شود. سرانجام شارب الخمر پيامبر به حضرت علي(ع)فرمودند:نماز شارب خمر تا چهل روز قبول نيست و اگر در داخل چهل روز بميرد كافر مرده است در روايات ديگري آمده است كه اگر بميرد از نوع مردن جاهليت است.

9-از امام باقر(ع)روايت شده هر كس بعد از وضو آية الكرسي بخواند خداوند عطا مي كند به او ثواب چهل سال عبادت او را در بهشت در درجه ي چهلم جا مي دهد و با چهل حوريه او را تزويج مي كند.

10-از امام صادق(ع) نقل شده است كه هر كس چهل صباح دعاي عهد را بخواند ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداوند متعال او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و خداوند به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند.

11-نطفه انسان پس از 40 روز علقه مي شود.

12-حضرت آدم 40 شبانه روز در كوه صفا راز و نياز كرد و در سجده بود.

13-ميان خداوند و حضرت موسي(ع)40 شبانه روز وعده داده بود تا ديدار صورت گيرد و تورات نازل شود.

14-براي ديدن حضرت خضر (ع) بايد 40 صبح خانه را آب و جارو كرد تا حضرتش رخ بنمايد.

15-بني اسرائيل 40 سال از ورود به سرزمين موعود ممنوع شد.

16-حضرت محمد(ص)40 شبانه روز در غار حرا عبادت كرد.

17-حضرت محمد(ص)در 40 سالگي به نبوت رسيد.

18-از حضرت محمد(ص)نقل است كه هر كه 40 روز اعمال خود را براي خداوند متعال خالص كند چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.

19-رسول اكرم(ص)مي فرمايد:اگر كسي 40 سالش شد و خيرش بر شرّش غلبه نكرد آماده رفتن به جهنم مي شود.

20-پيامبر(ص)فرمود:مردمان طالب دنيايند تا 40 سالشان شود.

21-پيامبر(ص) فرمود:كسي كه 40 روز طعام حلال بخورد قلبش نوراني مي شود.

22-پيامبر (ص)فرمودند:كسي كه لقمه حرام بخورد تا 40 روز دعايش مستجاب نمي شود.

23-زمستان در دوران ايران باستان به دو بخش چله بزرگ و چله كوچك تقسيم مي شود.

24-واژه اربعين به معناي 40 در چهار آيه قرآن كريم امده است.

25-عدد 40 در سوره احقاف اشاره به كمال رشد انسان دارد.

26-برخي مردم ايران از جمله كرماني ها بر اين باورند كه اگر در شام غريبان شهداي عاشورا در 40 تكيه و منبر 40 شمع افروخته مي شود.

27-سرگرداني قوم يهود كه چهل سال طول كشيد .

منابع:

1-الميزان،علامه طباطبائي

2-سفينه البحار:شيخ عباس قمي

3-اسرار عدد چهل:محسن آشتياني

4-تفسير نمونه:آيت الله مكارم شيرازي

منبع:فروشکاه اینترنتی ستاره

http://forooshgahfarhangi.blogfa.com/post/601

اليگودرز-ابراهيم حسيني كارشناس الهيات و معارف اسلامي