آپلود عکس
دریاچه نئور منطقه ویلکیج - شهرستان نمین -استان اردبیل
ننه کران(  نونه کرانیم ) | جغرافیا و تاریخ و فرهنگ

مهم‌ترین خدایان مصر باستان؛ از «اسب آبی» تا «آمون»=از فرادید

مهم‌ترین خدایان مصر باستان؛ از «اسب آبی» تا «آمون»

مهم‌ترین خدایان مصر باستان؛ از «اسب آبی» تا «آمون»

در اینجا، توضیحاتی مختصر را دربارۀ مهم‌ترین خدایان از میان بیش از ۲۰۰۰ ایزد مصر باستان می‌خوانید؛ از خدایان خورشید و جهان زیرین گرفته تا کروکودیل‌ها و خرد.

کد خبر :۲۷۰۳۴۹۲۱ آبان ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۰

فرادید| مصر باستان دارای بیش از ۲,۰۰۰ خدای مختلف بود که هر یک نماد جنبه‌ای از زندگی، طبیعت یا جهان زیرین بودند. خدایانی چون رع، حوروس، ایزیس و اوزیریس نقش حیاتی در دین، حکومت و باورهای مردم داشتند. این خدایان نه تنها حفاظت و باروری را تضمین می‌کردند، بلکه مرگ، جادو و عدالت را نیز در سلطه خود داشتند.

به گزارش فرادید، هر منطقه خدایان ویژه‌ی خودش را داشت، برخی از آن‌ها با رشد سیاسی شهرهایی که در آن‌ها پرستش می‌شدند به شهرت رسیدند و برخی حتی فراتر از مصر هم پرستش می‌شدند. در ادامه، با ۱۶ مورد از مهم‌ترین خدایان مصر باستان آشنا می‌شوید که به شکل گسترده پرستش می‌شدند و نحوه درک مردم مصر از جهانشان را شکل می‌دادند.

16. تاورِت، الهه اسب آبی باروری

16

مجسمه تاورِت

بسیاری از خدایان مصر باستان با حیوانات محلی مرتبط بودند و به شکل آن حیوان یا بدن انسان با سر حیوان نمایش داده می‌شدند. تاورِت یکی از این الهه‌ها بود که به شکل اسب آبی نمایش داده می‌شد و با باروری، زایمان و حفاظت از کودکان مرتبط بود. او الهام‌بخش پرستش شخصی بود و در بسیاری از وسایل زینتی خانه مانند بشقاب‌ها، کاسه‌ها و یادگاری‌های خانوادگی دیده می‌شد. همسر او، خدای بِس، خدای دیگری مرتبط با باروری، شوخ‌طبعی و جنسیت بود.

15. باستِت، الهه محافظ گربه

15

گربه گایر-اَندِرسون از معبد باستِت، حدود ۶۶۴ – ۳۳۲ قبل از میلاد

گربه‌ها در مصر باستان مقدس بودند و تعداد زیادی گربه مومیایی‌شده هم از آن دوران به‌جا مانده است. «باستِت» الهه گربه و الهه محافظی بود که می‌توانست شر و بدبختی را دفع کند. طبیعتِ ترکیبیِ دین مصری موجب شد برخی خدایان با هم همپوشانی داشته باشند و «باستِت» اغلب با الهه «سخمت» به شکل زنی با سر شیر و الهه «حاتحور»، خدای عشق، زیبایی، مادری و لذت یکی دانسته می‌شد. اینها همه دختران خدای خورشید رع بودند و گاهی نقش مجریان اوامر او را داشتند.

14. سوبِک، نگهبان تمساح نیل

14

نقش‌برجسته خدای سوبِک از معبد کُم اُمبو، حدود قرن ۴ قبل از میلاد

«سوبِک» با تمساح ترسناک نیل مرتبط بود، اما به عنوان خدای محافظ و نگهبان رود حیات‌بخش هم شناخته می‌شد. برخی نوشته‌ها می‌گویند رود بزرگ از نظر مصریان به عنوان عرق سوبِک جریان داشت. او همچنین در زمینه‌های پزشکی، جراحی و مرگ ناگهانی نفوذ داشت. در دوره پادشاهی میانه، سوبِک با حوروس ترکیب شد تا محافظ فراعنه باشد. معابد او دارای تمساح‌های زنده‌ای بودند که پس از مرگ مومیایی می‌شدند.

13. حاتحور، الهه مادر گاو

13

سردر گرانیتی با سر الهه حاتحور از بوباستیس، حدود ۸۷۴-۷۱۲ قبل از میلاد

در دوران اولیه، حاتحور یکی از مهم‌ترین الهه‌های زن بود که با گاو مرتبط بود و الهه مادر محسوب می‌شد. او دختر خدای خورشید «رع» و همسر فرمانروا «حوروس»، بانوی آسمان و محافظ فراعنه بود. همچنین حامی شادی، جشن و عشق بود. حاتحور از «سیستروم» (یک ساز موسیقی کوبه‌ای) برای دور کردن شر از سرزمین و الهام‌بخشی به نیکی استفاده می‌کرد. او در گذر مردم به جهان پس از مرگ نقش مهمی داشت و در تلاش شبانه رع همراهی می‌کرد تا کشتی خورشیدش را از جهان زیرین عبور دهد. بعدها حاتحور جای خود را به ایزیس داد.

12. آنوبیس، خدای شغال مومیایی

12

مجسمه آنوبیس، مصر بطلمیوسی، حدود ۳۳۲-۳۰ قبل از میلاد

«آنوبیس» در مصر اولیه خدای جهان زیرین بود و به شکل شغال نمایش داده می‌شد، زیرا این حیوانات اغلب در قبرستان‌ها دیده می‌شدند. بعدها توسط «اوزیریس» جایگزین شد و بیشتر با مومیایی کردن مرتبط شد و به ایزیس در توسعه هنر احیای اوزیریس کمک کرد. آنوبیس همچنین در «مراسم وزن کردن قلب» نقش کلیدی داشت که تعیین می‌کرد آیا مردگان می‌توانند وارد جهان پس از مرگ شوند.

11. تحوت، خدای حقیقت و خرد

11

تصویر خدای تحوت از آرامگاه رامسس پنجم و ششم، دره پادشاهان، الاقصر، حدود قرن ۱۲ قبل از میلاد

«تحوت» خدای صداقت، حقیقت، نوشتار، خرد، جادو و ماه بود که با ایبیس و بوزینه مرتبط بود. او هیروگلیف‌ها را اختراع کرد و به عنوان ثبت‌کننده امور خدایان عمل می‌کرد. در اسطوره‌های مختلف شرکت داشت، اما همواره با «ماعت» به عنوان همسر و «سشات» به عنوان پدر مرتبط بود. فرعون دودمان هجدهم، «حورمحب»، توت را خدای شخصی خود می‌دانست زیرا پیش از فرعون شدن، نویسنده و مدیر بود.

10. سخمت، ماده‌شیر انتقام‌جو

10

طلسم سخمت، حدود ۶۶۴-۶۵۳ قبل از میلاد

الهه جنگجو «سخمت» ماده‌شیری با رنگ خونین بود. او الهه نابودی و بیماری بود و توسط پدرش «رع» برای مجازات انسان‌ها فرستاده می‌شد. با رعایت موضوع تعادل مصری (ماعت)، سخمت همچنین می‌توانست طاعون را درمان کرده و بادهای خطرناک بیابان را متوقف کند. او از فراعنه محافظت می‌کرد و همراهشان به جهان پس از مرگ می‌رفت. فرعون رامسس دوم او را حامی خود می‌دانست.

9. پتاح، سازنده خلاق

9

سر مجسمه پتاح، اواخر قرن ۸ تا میانه ۷ قبل از میلاد

«پتاح» به عنوان خدای ساخت‌وساز، سازندگان و صنعتگران مصر پرستش می‌شد. او خدای ممفیس بود و هنگامی که آنجا شهر سیاسی مهمی شد، اهمیت یافت. پتاح همسر سخمت و پدر نفرتوم بود و «سه‌گانه ممفیس» را تشکیل می‌داد. پتاح در تاریخ‌ها در جنبه‌های مختلف ظاهر می‌شد و با خدای باروری «بِس» و خدای خالق «آمون» مرتبط بود.

8. آمون، موت و خنسو: سه‌گانه طیبه

8

رامسس‌نخت با سه‌گانه طیبه

شهر مهم «طیبه» نیز دارای سه‌گانه مهمی از خدایان بود که شامل «آمون»، همسرش «موت» و پسرشان «خنسو»، خدای ماه می‌شد. این سه‌گانه در زندگی روزمره شهر تب نقش مرکزی داشتند و محور جشن اوپِت بودند که طی آن از معبد خود در کارناک به معبد الاقصر منتقل می‌شدند و در آنجا به مدت ۲۴ روز جشن برگزار می‌شد. سپس آمون به عنوان خدای متحد ملی شناخته شد و با رع ترکیب شد تا به «آمون-رع» تبدیل شود.

7. ماعت، الهه هماهنگی

7

نقش‌برجسته الهه ماعت از آرامگاه ملکه نفرتاری: طیبه، مصر، دودمان ۱۹

«ماعت» الهه هماهنگی، تعادل، عدالت و حقیقت بود. او فراعنه مصر را راهنمایی می‌کرد تا عاقلانه حکومت کنند و مردم را به زندگی برپایه قوانین تعادل و هماهنگی هدایت می‌کرد. اغلب به شکل زنی تاج‌دار با پر شترمرغ در موهایش نمایش داده می‌شد. ماعت فصل‌ها را تنظیم می‌کرد، مسئول ستارگان و ماه بود و از دل آشوب، نظم می‌آفرید. هنگام مرگ مصری‌ها، آن‌ها به تالار حقیقت هدایت می‌شدند و قلبشان در برابر پر ماعت وزن می‌شد.

6. شیث، خدای هرج‌ومرج

6

شیث توسط کارگری به نام آپهتی پرستش می‌شود، دودمان ۱۹، حدود ۱۲۹۲-۱۱۸۹ قبل از میلاد

«شیث» خدای هرج‌ومرج، نابودی، طوفان و حیله بود و با بیابان‌های خطرناک و متروک اطراف دره نیل مرتبط بود. مشهورترین نقش او در اسطوره‌ها دشمنی با اوزیریس و حوروس بود. او طبق اسطوره‌ها ابتدا برادرش اوزیریس را کشت تا رهبری را به دست گیرد و سپس با حوروس برای حکومت جهان مبارزه کرد. با وجود نقش منفی، شیث به‌عنوان خدای ضروری برای حفظ تعادل و خدای مهمی که شایسته پرستش بود، دیده می‌شد.

5. نفتیس، الهه سایه

5

مجسمه الهه نفتیس، دوره متأخر (حدود ۶۶۴-۳۰ قبل از میلاد)

«نفتیس» مسئولیت‌های بسیاری داشت، از جمله الهه شب، عزاداری، زایمان، رودخانه‌ها و خانه. او جنبه تاریک برای تعادل با خواهر دوقلوی خود «ایزیس» بود. نفتیس همسر «ست» و مادر «آنوبیس» بود. او نقشی حیاتی در داستان اوزیریس داشت، به ایزیس در احیای همسرش کمک کرد و سپس کنار خواهرش برای او عزاداری کرد. او همچنین حوروس را پرورش داد و به محافظت از فرعون که به عنوان حوروس زمینی دیده می‌شد، پرداخت.

4. اوزیریس، خدای جهان زیرین

4

مجسمه چوبی رنگ‌شده اوزیریس، مصر، حدود قرن ۱۰ قبل از میلاد

«اوزیریس» فرمانروای جهان زیرین بود. او ابتدا فرمانروای جهان بود اما توسط برادر حسودش «ست» کشته شد. همسرش «ایزیس» با جادوی خود او را احیا کرد و خود را با تخمک او باردار کرد تا فرزندشان «حوروس» را به دنیا آورد. اما اوزیریس احیاشده تنها به نوعی «نیمه زندگی» بازگردانده شد و نتوانست به جهان بازگردد. در عوض، ایزیس جهان زیرین را برای او ایجاد کرد که به زندگی پس از مرگ برای همه انسان‌ها منجر شد. اوزیریس همچنین خدای باروری، کشاورزی و نماینده چرخه مهم کشاورزی بود.

3. ایزیس، الهه جادو

3

ایزیس در حال شیردهی به حوروس، هنرمند مصری ناشناس، ۱۰۷۰-۳۴۳ قبل از میلاد

«ایزیس» مهم‌ترین الهه‌ای که قادر به انجام جادوی قدرتمند بود، شناخته میشد. ایزیس، اوزیریس را احیا و جهان زیرین را ایجاد کرد. او همچنین با پادشاهی مرتبط بود، هم به عنوان همسر و هم مادر. در دوران پادشاهی میانه، ایزیس قدرت‌ها و مسئولیت‌های الهه‌های دیگر مانند حاتحور را به خود جذب کرد. ایزیس به‌قدری قدرتمند و محبوب شد که حتی فراتر از مصر هم پرستش شد، از جمله در روم باستان و بریتانیای تحت اشغال روم.

2. حوروس، فرعون الهی

2

مجسمه حوروس در حال محافظت از فرعون نکتانبوی دوم، دوره متأخر مصر، حدود ۳۶۰-۳۴۳ قبل از میلاد

دو نسخه از حوروس وجود داشت، با وجود اینکه هر دو به یک شکل نمایش داده می‌شدند. «حوروس بزرگ‌تر» خدای پادشاهان و آسمان و برادر اوزیریس، ایزیس، ست و نفتیس بود. او یکی از مهم‌ترین خدایان مصر اولیه بود. «حوروس کوچک» پسر اوزیریس و ایزیس بود که انتقام پدرش را از ست گرفت و به فرمانروای جهان تبدیل شد. فرعون به‌عنوان حوروس زمینی دیده می‌شد. حوروس یکی از شناخته‌شده‌ترین خدایان مصر بود و به شکل شاهین یا مردی با سر شاهین نمایش داده می‌شد.

1. آمون-رع، قدرتمندترین خدای مصر

1

آمون-رع

«رع» خدای باستانی هلیوپولیس و نماینده خورشید و نور بود. آمون نیز خدایی بود که جهان را آفرید و عمدتاً در طیبه پرستش می‌شد. با رقابت این خدایان بر سر برتری، آن‌ها به هم نزدیک شدند و در دوران پادشاهی نوین با هم ترکیب شده و آمون-رع را شکل دادند. او بزرگ‌ترین خدای مصر بود که روزانه خورشید، نور و آفرینش را به جهان هدیه می‌داد.

مترجم: زهرا ذوالقدر

===========================================================================

نقاشی‌های شگفت‌انگیز مقبرۀ «نفرتاری»؛ ملکۀ مصر باستان که «خورشید برایش می‌تابید»

نقاشی‌های شگفت‌انگیز مقبرۀ «نفرتاری»؛ ملکۀ مصر باستان که «خورشید برایش می‌تابید»

«نفرتاری»، همسر محبوب «رامسس دوم» بود و آرامگاه مجلل او گواه روشن جایگاه اوست. نقاشی‌های مرمت‌شده‌ی این آرامگاه، داستان جالب صعود او از قلمروی مرگ به‌سوی روشنایی را بازگو می‌کنند.

کد خبر :۲۵۱۰۵۳۲۴ تیر ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴

فرادید| ملکه نفرتاری در دوران دودمان نوزدهم پادشاهی مصر باستان (قرن سیزدهم پیش از میلاد) می‌زیست و یکی از همسران اصلی فرعون رامسس دوم بود. او به‌احتمال زیاد، محبوب‌ترین و قدرتمندترین همسر رامسس دوم بود. نفرتاری عناوین افتخاری متعددی داشت، از جمله: همسر بزرگ سلطنتی، همسر خدا، مادر فرعون، بانوی اشرافی موروثی و بانوی مصر علیا و سفلی. با این حال، یکی از عناوین او به‌روشنی بیانگر عشق ویژه رامسس به اوست: «او که خورشید برایش می‌تابد».

به گزارش فرادید، رامسس دوم برای او آرامگاهی باشکوه در گورستان «دره ملکه‌ها» ساخت؛ جایی که مصریان باستان آن را «جایگاه زیبایان» می‌نامیدند. این مکان در جنوب «دره پادشاهان» قرار دارد و طراحی آن ویژگی‌های معمول آرامگاه‌های دوران پادشاهی نوین را دارد. آرامگاه از دل کوه‌های سنگی کنده شده و راهروها و تالارهایی دارد که به‌شکل پله‌پله به پایین می‌روند تا به عمیق‌ترین اتاق یعنی محل قرار گرفتن تابوت نفرتاری برسند.

14

نزول و صعود: نمای عرضی آرامگاه نفرتاری شیب نزولی آن را نشان می‌دهد. مصریان باستان باور داشتند پس از دفن بدن در پایین‌ترین بخش آرامگاه، روح او بازگشته و به‌سوی نور رع صعود می‌کند.

تزئینات باشکوه

آرامگاه نفرتاری در دوران باستان غارت شد، اما اندک اشیاء باقی‌مانده نشان می‌دهد جهیزیه او تا چه اندازه مجلل و گران‌بها بوده است. تکه‌های پارچه، صندل‌ها، جواهرات، قطعاتی از تندیس‌ها و جعبه‌ها، همه از بالاترین کیفیت برخوردارند. با این حال، گنجینه‌ی واقعی آرامگاه، نقاشی‌های دیواری بسیار زیبا و سالم‌مانده‌ی آن است.

حدود ۴۸۰ متر مربع از سطوح نقاشی‌شده، پس از گذشت نزدیک به ۳۳۰۰ سال، هنوز در وضعیت خوبی باقی مانده‌اند. اِرنِستو اسکیپارِلی، مصرشناس ایتالیایی که سال ۱۹۰۴ این آرامگاه را کشف کرد، بی‌درنگ به ارزش بالای نقاشی‌های دیواری پی برد. او در گزارش حفاری خود نوشت:

«شکوه و عظمت سبک این نقاشی‌ها یادآور زیباترین آثار هنری مصر در نخستین دوره‌ی دودمان نوزدهم است. این ویژگی‌ها آرامگاه را به یکی از شاخص‌ترین بناهای گورستان تبس تبدیل کرده که حتی اگر از دید اندازه هم برتر نباشد، بی‌تردید از دید هماهنگی اجزا و ظرافت هنری، با زیباترین آرامگاه‌های دره پادشاهان برابری می‌کند.»

تحلیل نقاشی‌های درون آرامگاه نشان می‌دهد دو گروه هنرمند سرپرست اجرای آن‌ها بوده‌اند. ماهرترین گروه روی بخش چپ آرامگاه کار کرده و گروه دیگر روی بخش راست. ابتدا دیوارهای سنگی با گچ پوشانده شدند و روی این سطح، خطوط اولیه پیکره‌ها با رنگ قرمز و سپس با رنگ مشکی اصلاح شدند. در مرحله بعد، صنعتگران با دنبال‌کردن خطوط رنگ‌شده، نقش‌ها را به شکل برجسته در گچ کندند. در نهایت، نقاشان با استفاده از رنگ، دیوارها و سقف‌ها را جان بخشیدند.

به مرور زمان، برخی از لایه‌های گچ که بیش از حد ضخیم بودند، به دلیل وزن خود شروع به ترک‌خوردن و جدا شدن کردند. با این حال، آسیب‌ها کم و بیش اندک بودند و اکنون که نقاشی‌ها بازسازی شده‌اند، بینشی هنری و بی‌همتا از چگونگی درک مصریان باستان از مرگ و زندگی پس از مرگ در اختیار ما قرار می‌دهند.

سفر نفرتاری به جهان پس از مرگ

هنجارهای هنری رایج آن دوران در شیوه نقاشی‌آرامگاه نفرتاری نمایان هستند. در باور مصریان باستان، آرامگاه‌های سلطنتی همچون یک جهان کوچک طراحی می‌شدند؛ جهانی مستقل در درون خود. سقف‌ها نماد آسمان بودند و کف، نماد زمین که متوفی قرار بود جزئی از آن شود. اتاق تدفین، جایی که تابوت پادشاه یا ملکه در آن قرار می‌گرفت، نمایانگر قلمروی اوزیریس بود؛ خدای دنیای مردگان. این باور وجود داشت که اوزیریس ریاست بر دادگاهی را بر عهده دارد که روح را داوری می‌کند تا بسنجد آیا فرد زندگی شایسته‌ای داشته و سزاوار جاودانگی‌ست یا خیر.

اگر داوری به نفع متوفی انجام میشد، او سفر صعود خود به‌سوی تولد دوباره را با رع (خدای خورشید) آغاز می‌کرد. این گذار سفری دشوار را دربرمی‌گرفت که طی آن روح وظیفه داشت دانش خاصی را اثبات کرده و به ایزدان، نذورات و هدایا تقدیم کند. مراحل این سفر در «کتاب مردگان» شرح داده شده است. آرامگاه نفرتاری نیز درست برای همین منظور تزئین و طراحی شده بود تا به او در این سفر یاری رساند و راهنمای او در مسیر زندگی کامل و شادمان پس از مرگ باشد.

13

کاهنی که پوست پلنگ بر تن دارد و گیسویی به پهلو بافته که نماد جوانی اوست، ملکه را پذیرا شده و سرپرست اجرای مراسم تدفین بود.

جهان زیرزمینی اوزیریس

آیین خاک‌سپاری نفرتاری با انتقال مومیایی او به اتاق تدفین پایان می‌یابد. این مکان به‌شکل نمادین قلمروی اوزیریس است؛ خدایی که نه‌تنها در قالب جسمانی پادشاهان متوفی حلول می‌کند، بلکه داور آن‌ها نیز هست تا روشن کند آیا شایسته زندگی جاودان هستند یا خیر.

تصاویر اوزیریس، چهار ستون نگهدارنده‌ی سقف اتاق را مزین کرده‌اند: روی هر ستون، او هم به‌شکل انسانی و هم به‌شکل نمادین در قالب نماد «جد» (djed) دیده می‌شود. مومیایی نفرتاری درون تابوت بزرگی از گرانیت صورتی قرار داده شده، درِ این تابوت شکسته اما حفظ شده است. این تابوت در بخش پایین‌تر اتاق قرار دارد؛ جایی که نماد «زمین نخستین» یا سرآغاز آفرینش و همه چیز در جهان است.

12

اتاق تدفین: اتاق‌های مجاور اتاق اصلی تدفین، شاید محل نگهداری گورنهاده‌های نفرتاری بوده‌اند. از جمله چیزهایی که غارتگران موفق به دزدیدن آن‌ها نشدند، پیکره‌های کوچک «اوشابتی» بودند؛ مجسمه‌هایی که باور داشتند در جهان پس از مرگ زنده می‌شوند و به‌جای متوفی در مزارع آن جهان کار می‌کنند.

11

نگهبانان: خدمتکاران مسلح به چاقو از دروازه‌های قلمروی اوزیریس محافظت می‌کنند. در مرکز تصویر، نگهبانی با سر شیر ماده دیده می‌شود که نامش «قد-هر» (Qed-Her) است.

برای انجام سفری که به تولد دوباره و زندگی جاودان منتهی می‌شد، نفرتاری به محافظت الهه‌ها و خدایانی نیاز داشت که در نگاره‌های ستون‌های اتاق نیز دیده می‌شوند: از جمله خدای شغال‌سر «آنوبیس» و الهه‌های محافظ همچون «ایزیس» که نماد آنخ (کلید زندگی) را به او هدیه می‌دهد.

تصاویر مراحل آغازین سفر نفرتاری به جهان دیگر روی دیوارهای جانبی اتاق تدفین نقش بسته‌اند. این نقاشی‌ها دروازه‌ها و غارهایی را نشان می‌دهند که ملکه باید از آن‌ها عبور کند. برای عبور از هر یک، باید نام نگهبان آن دروازه را بدانند. این نام‌ها روی دیوار نوشته شده‌اند تا به او کمک کنند.

10

نفرتاری در برابر خدایان: درون اتاق تدفین، سقف آبی‌رنگ با ستارگان آراسته شده و چهار ستون قطور و مربعی شکل پشتیبان آن هستند. نفرتاری با تاجی شبیه لاشخور بر سر کنار الهه ایزیس (بر ستون جلویی) به تصویر کشیده شده است. در ستون پشتی، اوزیریس، خدای جهان زیرزمینی نمایان است.

سفر به‌سوی روشنایی

نفرتاری پس از تکمیل سفر خود در جهان زیرین، از راه یک پلکان به سطح بالاتر صعود می‌کند. این پلکان دوگانه است: یک مسیر برای نزول و مسیر دیگر برای صعود روح ملکه متوفی. او در اتاق‌هایی که به ورودی آرامگاه نزدیک‌تر هستند، وارد مراحل پایانی باززایی (تولد دوباره) می‌شود. نقوش دیواری در مسیر پلکان، نماد این سفر از جهان مردگان به سوی روشنایی هستند.

9

پس از پایان سفر در دنیای مردگان، نفرتاری از راه یک پلکان به سطح بالاتر صعود کرد.

در پایین‌ترین بخش پلکان، خواهرِ اوزیریس (الهه نفتیس) در حالی به تصویر کشیده شده که روی نشان هیروگلیفی «طلا» زانو زده؛ این نماد به فلز تغییرناپذیری که گوشت الهی (که اکنون شامل کالبد ملکه متوفی نیز می‌شود) از آن ساخته شده، اشاره دارد. بالاتر، خدای شغال‌سر (انوبیس) دیده می‌شود که از آرامگاه محافظت می‌کند. بالای تصویر انوبیس، کارتوشِ حاوی نام ملکه قرار دارد. یک کبرای بالدار از این کارتوش محافظت می‌کند و سمت راست آن، الهه مآت نیز با بال‌های گشوده از آن پاسداری می‌کند. سپس، الهه نفتیس و ایزیس روی تخت‌هایشان نشسته‌اند. در برابر آنان، تصویر نفرتاری دیده می‌شود که در حال تقدیم نذورات به نفتیس، ایزیس و مآت است و از آن‌ها برای ادامه سفر معنوی خود یاری می‌طلبد.

7

راستی و توازن: پشت سر الهه‌های نشسته، نفتیس و ایزیس، الهه بال‌دار مآت قرار دارد که کارتوشِ حاوی نام ملکه را در پناه خود گرفته است. مآت یکی از الهه‌های بسیار مهم در مصر باستان بود؛ تجسم نظم، راستی و عدالت؛ عناصری اساسی که برای کارکرد درست زمین و کیهان ضروری انگاشته می‌شدند.

0

ادای احترام: در طول سفر، نفرتاری ظروفی از شراب به الهه‌ها پیشکش می‌کند؛ یک نوشیدنی که با سیلاب سالانه رود نیل پیوند داشت (به‌دلیل رسوبات قرمز رنگی که با خود می‌آورد) و نماد نوزایی و زایش دوباره بود. روی میز بزرگ نذورات، خوراکی‌ها و نوشیدنی‌هایی دیده می‌شود که متوفی و خدایان برای ادامه حیات در دنیای پس از مرگ به آن‌ها نیاز داشتند.

پیروزی بر مرگ

پلکان به یک دالان منتهی می‌شود که نفرتاری از آن عبور می‌کند تا به اتاق مجاور در پشت دیوار غربی برسد. برای ورود به این اتاق، او باید از درگاهی بگذرد که الهه لاشخور «نخبت» از آن محافظت می‌کند؛ الهه‌ای که حامی مصر علیا (در جنوب) بود و ارتباط نزدیکی با ملکه داشت. این الهه همچنین در تاج محافظ نفرتاری که در تمام صحنه‌های آرامگاه بر سر دارد، دیده می‌شود. در همین دالان، سفر شبانه به سفر روزانه تغییر می‌کند. نفرتاری از مقابل الهه‌ها «سلکت» و «نیث» عبور می‌کند که بر دیوارهای جانبی نقش بسته‌اند. سپس در همراهی با الهه «ایزیس» به سوی خدای «خپری» با سر سوسک می‌رود؛ تجسمی از خورشید در لحظه تولد روزانه‌اش در بامداد که نماد زایش دوباره و ارتباط مستقیم با سفر باززایی نفرتاری است. سمت راست درگاه، الهه «هاتور» دیده می‌شود که در نقش بانوی غرب یا الهه سرزمین مردگان نمایان شده؛ منطقه‌ای که مقبره‌های سلطنتی در ساحل غربی نیل در آن قرار داشتند. کنار او، خدای خورشید بامدادی «رع-هورآختی» با سر شاهین حضور دارد.

6

کبراها: تمام فضای اتاق با نواری تزئین‌شده از کبراها و پرهای شترمرغ (نماد مآت) محافظت می‌شود. جن بی‌نامی که روی نخستین قاب دروازه زانو زده، از ورود شرّ جلوگیری می‌کند و دو حلقه در دست دارد که در آن‌ها نماد اودجات (چشم) حورس، پسر اوزیریس، جای گرفته؛ این نماد محافظتی است و اعتقاد بر اینست که سلامتی و تندرستی به همراه می‌آورد.

لاشخور: روی سنگ سردر دیگر، تصویر لاشخوری با بال‌های گسترده دیده می‌شود که تجسم الهه نخبت است. این پرنده در چنگال‌های خود، دو حلقه «شِن» را نگه داشته؛ حلقه‌هایی گره‌خورده و بدون آغاز و پایان که تعویذی قدرتمند برای حفاظت جاودانه تلقی می‌شدند.

آب و آسمان: نوار سیاه‌رنگی که در پایه دیوارها، نماد زمین سیاه مصر است، زمینی حاصلخیز که از دل آب‌های نخستین پدید آمد. این نوار سیاه در تضاد کامل با ستارگان در زمینه آبی است که سقف آرامگاه نفرتاری را پوشانده و به گنبد آسمان شباهت دارد.

اوزیریس به رع، خدای خورشید می‌پیوندد

از دالان، ملکه وارد اتاق مجاور می‌شود، این‌بار بدون همراهی هیچ خدایی. مهم‌ترین مراحل فرآیند باززایی در همین فضا رخ می‌دهد و پس از کامل شدن این مرحله، نفرتاری از همان در وارد اتاق ورودی می‌شود. این بخش از آرامگاه هم به دو ناحیه تقسیم شده: نیمه شمال‌غربی که قلمرو اوزیریس است و نیمه جنوب‌شرقی که به خورشید تعلق دارد.

5

خدای تحوت: نفرتاری در برابر خدای نوشتار و خرد، تحوت ایستاده است. او با سر ایبیس (مرغ ماهی‌خوار) و بر تخت نشسته به تصویر کشیده شده است. در دست راست، عصای مقدس «وس» را نگه داشته؛ عصایی با پایه دوشاخه و سری به شکل حیوانی اسطوره‌ای. در دست چپش نماد «عنخ» (حیات) دیده می‌شود. در برابر او پایه‌ای است که روی آن پالت کاتب و یک قورباغه جای گرفته‌اند.

این تقسیم‌بندی از راه دو تصویر پشت‌به‌پشت انجام شده: یکی اوزیریس با پوست سبز و دیگری آتوم، خدای خورشید غروب. در این فضا، ملکه به خدایان مختلف پیشکش تقدیم می‌کند: به پتاح پارچه اهدا می‌کند تا لباس‌های لازم برای زندگی پس از مرگش فراهم شود؛ به تحوت برای دریافت دانش سخن و نوشتار و به آتوم. شاید مهم‌ترین نگاره‌ی این بخش، تصویر خدای-قوچ‌سر با پوست سبز باشد که در قالب یک مومیایی ترسیم شده است. این تصویر، تلفیقی از دو ایزد اصلی در باززایی نفرتاری است: اوزیریس (با پوست سبز) و رع (با دیسک خورشید بر سر). متن هیروگلیفی این ترکیب را تأیید می‌کند: «اوزیریس در رع آرام گرفته» و «این رع است که در اوزیریس آرام می‌گیرد.»

3

اوزیریس و آتوم: نفرتاری، در حالی که عصای «سخم» را در دست دارد، پیشکش‌هایی به خدای اوزیریس (سمت چپ) و آتوم، خورشید غروب (سمت راست) تقدیم می‌کند.

4

گاوها و پاروها: یکی از طلسم‌های کتاب مردگان در قالب تصویری نمایان شده که شامل هفت گاو الهی و یک گاو نر می‌شود. گفته می‌شد نفرتاری پس از تولد دوباره از آن‌ها تغذیه خواهد کرد. در نوار پایینی تصویر، پاروهایی دیده می‌شود که به سوی شرق اشاره دارند و هر یک به یکی از جهات چهارگانه نام‌گذاری شده‌اند.

بازگشت نفرتاری به زندگی

در پایان مسیر صعود، نفرتاری کم و بیش آماده است تا با رع یکی شود. او به اتاق ورودی بازمی‌گردد و آماده می‌شود تا «در روز بیرون آید». اهمیت این لحظه در طلسم شماره ۱۷ از کتاب مردگان شرح داده شده که در همین اتاق نگاشته شده است. در این متن آمده:

«آغاز ستایش‌ها و نیایش‌ها برای بیرون آمدن از گورستان باشکوه و داخل شدن به آن و در مغرب زیبا، بیرون رفتن به سوی نور روز.»

نگاره‌ها نشان می‌دهند ملکه از نو زاده شده؛ او در حال بازی «سِنِت» (بازی تخته‌ای مرتبط با مرگ) است و به شکل «با» یکی از اجزای غیرمادی روح تجلی یافته است. «با» در قالب پرنده‌ای با سر انسان ترسیم می‌شود که می‌تواند روزها از آرامگاه پرواز کند و شبها به درون بازگردد تا در آن بیاساید و تغذیه کند.

در بخش بالایی دیوار، تصویر مومیایی نفرتاری دیده می‌شود که روی تختی با پنجه‌های شیر آرمیده است. چهره‌اش شبیه اوزیریس، خدای دنیای مردگان است. نفرتاری در این صحنه توسط دو الهه نیرومند، ایزیس (سمت راست)، همسر اوزیریس و نِفتیس (در سمت چپ)، خواهر او محافظت می‌شود. هر دو به شکل «کایت» یا پرندگانی شکاری (مرتبط با رستاخیز) به تصویر کشیده شده‌اند. نفرتاری همچنین پرنده «بِنو»، نماد خورشیدی مرگ و تولد دوباره را نیایش می‌کند. نفرتاری با پایان یافتن مراحل سفر شبانه‌اش، از درِ آرامگاه خارج می‌شود تا همچون پدرش، رع، پدیدار شود.

2

بازی محبوب در زندگی پس از مرگ: نفرتاری در حالی بازی «سِنِت» را انجام می‌دهد که داخل آلاچیقی از نی نشسته است. همانند بسیاری از نقاشی‌های تدفینی، حریفی برای او به تصویر کشیده نشده است. مقابل آلاچیق، «با»ی نفرتاری؛ پرنده‌ای با بدن پرنده و چهره ملکه ایستاده است. پس‌زمینه آلاچیق و کارتوش زرد رنگ است؛ رنگی که نماد جاودانگی و دیسک خورشید است.

1

مومیایی ملکه: در بخش بالایی دیوار، مومیایی نفرتاری به تصویر کشیده شده که روی تختی با پنجه‌های شیر قرار دارد. صورت او، چهره اوزیریس، خدای دنیای مردگان را دارد. ایزیس در پای تخت و نفتیس در بالای سر او دیده می‌شوند؛ هر دو به شکل «کایت» هایی نمایان شده‌اند که با رستاخیز مرتبط هستند.

مترجم: زهرا ذوالقدر

ادامه نوشته

باستان‌شناسان تله رومیان باستان برای اسپارتاکوس را کشف کردند=از فرادید

باستان‌شناسان تله رومیان باستان برای اسپارتاکوس را کشف کردند

(عکس) باستان‌شناسان تله رومیان باستان برای اسپارتاکوس را کشف کردند

گروهی از باستان‌شناسان به سرپرستی پائولو ویسونا از دانشگاه کنتاکی، یک دیوار دفاعی رومی را کشف کردند که برای به دام انداختن اسپارتاکوس در کالابریا، واقع در جنوب ایتالیا ساخته شده بود.

کد خبر :۱۹۸۷۰۹۰۴ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۲۳

گروه کاوشگر در حفاری اخیرشان در جنگل دوسن دلا ملیا در جنوب مرکزی کالابریا، یک دیوار سنگی پوشیده از خز به طول ۲.۷ کیلومتر را کشف کرده‌اند. علاوه بر این، آثاری از یک خندق دفاعی (Roman fossa) و یک خاکریز دوگانه (Agger) نیز شناسایی شده است.

در بیانیه موسسه باستان‌شناسی آمریکا آمده است: اکنون با کشف اخیر به اطمینان رسیده‌ایم که ژنرال رومی مارکوس لیسینیوس کراسوس برای مهار رهبر شورش بردگان، اسپارتاکوس، و نیروهایش چنین دیوار دفاعی را بنا کرده است.

پائولو ویسونا، باستان‌شناس دانشگاه کنتاکی، در این باره گفت: یک گروه محلی از محیط‌بانان از وجود دیوار مطلع بوده اما درباره کارکرد و علت ساخت دیوار در چنان محیطی سردرگم بودند. درنهایت آنها باعث کشف این اثر شدند. تیم حفاری، دیوار و خندق را با استفاده از رادار زمین‌نفوذ، لیدار (Lidar)، مغناطیس سنجی و گمانه‌زنی از خاک به طور کامل پیدا کرد.

96

بیشتر روایت‌های تاریخی زندگی اسپارتاکوس در آثار پلوتارک (۴۶ - ۱۱۹ پس از میلاد) و آپیان (۹۵-۱۶۵ پس از میلاد) مکتوب شده است. طبق متون آنها، اسپارتاکوس یک برده فراری و گلادیاتور بود که قیام بزرگ بردگان را علیه جمهوری روم رهبری کرد.

قیام اسپارتاکوس در سال ۷۳ پیش از میلاد آغاز شد. اسپارتاکوس از اهالی شمال دریای اژه و از مردم تراکی بود. وی در جنگی اسیر ارتش روم شد و سپس به جمع گلادیاتورها پیوست. در رم در مرکز آموزشی گلادیاتورها (که در آن بردگان را برای مبارزه با یکدیگر آماده می‌کردند) کار می‌کرد. در پی ظلم و ستمی که بر بردگان در روم باستان وارد می‌شد، اسپارتاکوس دست به قیام گسترده‌ای زد. او به همراه گروهی از گلادیاتورها از مدرسه گلادیاتوری (لودوس) در نزدیکی کاپوآ در منطقه کامپانیا فرار کردند. آنها در حومه مرکز آموزشی پرسه می‌زدند و بردگان را آزاد می کردند تا صفوف خود را تقویت کنند و درنهایت ارتشی متشکل از ۷۰ هزار نفر را جمع آوری کردند. اسپارتاکوس در راه آزادی به همراه بردگانی که به او پیوسته بودند، به پیروزی‌های بزرگی نیز دست یافت، و حتی توانست گایوس کلودیوس گلابر را به همراه تعداد زیادی از سپاهیانش شکست دهد.

این شورش چالش بزرگی برای اقتدار روم ایجاد کرده و سنا را مجبور کرد تا نیرویی متشکل از هشت لژیون به رهبری مارکوس لیسینیوس کراسوس را برای سرکوب انقلاب راهی مبارزه با اسپارتاکوس کنند. نیروهای اسپارتاکوس در سال ۷۱ قبل از میلاد در منطقه سنرکیا، که در آن زمان بخشی از لوکانیا بود، شکست خوردند.

پلوتارک و آپیان هر دو نوشته‌اند که اسپارتاکوس در نبرد کشته شده است، با این حال، آپیان اضافه می‌کند که جسد او هرگز پیدا نشد. پس از این شورش، بیش از شش هزار نفر به صلیب کشیده شده و قیام اسپارتاکوس پایان یافت. این اقدام توانست از هر نوع شورشی که ممکن بود در آینده رخ دهد پیشگیری کند.

در طی حفاری‌ها همچنین سلاح‌های شکسته آهنی، دسته‌های شمشیر، تیغه‌های خمیده بزرگ، نیزه، سر نیزه و سایر بقایای فلزی کشف شدند که نشان‌ می‌دهد نبرد شدیدی در این محل میان رومی‌ها و نیروهای اسپارتاکوس برای رهایی از دیوار دفاعی که نوعی تله بوده، رخ داده است.

منبع: میراث آریا

ادامه نوشته

بهار در سراسر جهان در حال شکوفایی است=از فرارو

بهار در سراسر جهان در حال شکوفایی است(تصاویر)

(تصاویر) بهار در سراسر جهان در حال شکوفایی است

تصاویری از آغاز فصل بهار در سراسر جهان و شکوفا شدن درختان گیلاس را مشاهده می‌کنید.

تاریخ انتشار: ۱۴:۲۵ - ۰۳ فروردين ۱۴۰۳

ادامه نوشته

نو اوستی آیین مخصوص اردبیلی ها

نو اوستی یکی از آیین های مردم اردبیل در عید نوروز است که در آخرین چهارشنبه سال در رودخانه بالیقلی چای برگزار می شود. در این روز دختران و زنان با کوز، قیچی و جارو در ساحل رودخانه حاضر شده و رسم نو اوستی را اجرا می کنند.

نو اوستی اردبیل آیینی برای برآوردن حاجت ها و دور کردن پلیدی ها

جارو زدن آب، قیچی کردن آب، رها کردن کفش های کهنه در آب و سه بار از عرض رودخانه رد شدن از جمله کارهایی است که در مراسم نو اوستی اردبیل انجام می شود.

نواوستی

به گزارش دیدشهر، مراسم سنتی “نو اوستی” یا همان “سو اوستی” به معنای پریدن از آب است که همه ساله با حضور پرشور مردم در محل پل هفت چشمه بر روی رود بالیقلی چای اردبیل برگزار می شود.

آیین نو اوستی از روزگاران قدیم هر سال در صبح آخرین چهارشنبه سال با حضور خانواده‌ها، به ویژه بانوان و دختران جوان در اردبیل برگزار می‌شود.

نو اوستی رسمی در کنار رودخانه

بر اساس این باور کهن که با تجدید سال آب‌های روان نیز تازه شده و تجدید می‌شوند، در آیین نواوستی اردبیلی‌ها به سراغ آب‌های روان رفته و در کنار آن رسوم خود را به جای می‌آورند.

نواوستی

بسیاری از شرکت‌کنندگان با این باور که در این روز حاجت‌ها و نیت‌ها برآورده می‌شود با در دست داشتن قیچی، جارو و کوزه سفالی در محل پل تاریخی یئدی گوز (هفت چشمه) اردبیل حاضر شده و دعاگویان، سه مرتبه عرض رودخانه بالیقلو (بالیخلی چای) را طی و سپس آب را جارو یا قیچی می‌کنند.

نو شدن عید نوروز با شکستن کوزه

دختران جوان نیز در پایان این آئین، کوزه‌های سفالینی را که در آیین سال گذشته پر از آب کرده بودند می‌شکنند و با نیت حاکم شدن زلالی و روشنی،کوزه‌های جدید خود را از آب پر کرده و به خانه‌هایشان می‌برند.

نواوستی

بانوان اردبیلی آب کوزه‌ها را به نشان پاکی در چهارگوشه خانه می‌ریزند یا غذای آخرین چهارشنبه سال را با این آب تهیه می‌کنند.

در بخشی از این مراسم زنان تکه سنگ هایی را جمع آوری و به آب پرتاب می کنند. این حرکت نیز از دوری و ترک دردهای زندگی است. علاوه بر این هفت سنگ به نماد تقدس عدد هفت به همراه آرزوی فرد به آب انداخته می شود.

نواوستی

از دیگر مراسمات نو اوستی اردبیل

قیچی کردن آب با نیت قیچی کردن مشکلات و زبان دشمنان، جارو کردن آب با نیت جارو کردن مشکلات و سپردن تمامی مشکلات امسال به آب‌های روان، دوختن آب با نیت دوختن زخم‌زبان دشمن و بدخواه، خواندن قرآن و خواندن ادعیه و طلب گره‌گشایی از خالق آب، انداختن کفش‌های کهنه سال به نشانه دور ریختن تنگی و سختی‌های زندگی در سالی که سپری شده است، عبور از عرض رودخانه و مهم‌تر از همه پر کردن کوزه‌های سفالی از آبی که به تازگی متولد شده است، بخش‌هایی از این آیین کهن است که همگی در بستر رودخانه و آب شکل می گیرد.

نواوستی

آب وجه مقدس مراسم نو اوستی

در واقع آب از دیرباز به دلیل اینکه پاک و مطهر شناخته می شود، وجه مقدسی داشته و برای تطهیر خانه‌ها در چهارگوشه آن ریخته می‌شود.

برخی معتقدند حتی می‌توان فردی که ترسیده است با ریختن آب در شانه‌های وی از ترس دور کرد.

به دلیل ضعف مطالعات به درستی مشخص نیست آیین نواوستی یا «سو چرشنبه سی» یعنی چهارشنبه آب از چه زمانی پدید آمده است و بااین‌وجود تمامی کتب تاریخی به این آیین اشاره دارند.

نواوستی

هر چند برخی معتقدند نشانه‌های فاقد اصالت به این رسم کهن اضافه شده است و در برخی مناطق شکلی خرافاتی به خود گرفته است، اما مطالعه ژرف و عمیق آن نشان می‌دهد مردمان ساکن در منطقه آذربایجان در طول قرن‌ها رسومی را خلق کرده‌اند که پیام اصلی آن پیوند با طبیعت و زیستن پاک و مطهر همچون چرخه طبیعت است.

نواوستی

مهم‌ترین و اصلی‌ترین فلسفه آیین نو اوستی در اردبیل تحکیم دوستی، مودت، دیدار دوستان و آشنایان و هم‌صحبتی با آنها در این جشن بزرگ بوده که خوشبختانه در چند سال اخیر با همت شهرداری اردبیل روحی تازه به کالبد این سنت قدیمی در کهن شهر اردبیل دمیده شده است؛ چنان‌که امسال نیز با تکم‌گردانی و اجرای موسیقی و برنامه‌های متنوع در افزایش شور، شادی و نشاط اجتماعی نقش موثری ایفا کرد.

نواوستی

گردآوردنده: مریم محرمی

مراسم سنتی نو اوستی-اردبیل

عکاس:محسن زارع


به گزارش جهان نيوز به نقل از تسنیم، همه ساله بانوان اردبیلی با نیت برآورده شدن آرزوها ی خود پس از چهارشنبه آخر سال با در دست داشتن قیچی و جارو و کوزه سفالی در محل هفت چشمه حاضر می شوند.این آیین با نیت از بین بردن دلتنگی ها از زندگی انجام میشود.

ادامه نوشته

ایین و مراسم نواوستی اردبیل-نیر=

آئین بومی و سنتی نواوستی اردبیل برگزار و مستندسازی شد

مراسم آیینی نو اوستی در اردبیل برگزار شد

آیین چشمه باشی در نیر اردبیل برگزار می‌شود

آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

آئین «نو اوستی» از روزگاران قدیم هر سال در صبح آخرین چهارشنبه سال با حضور خانواده‌ها، به ویژه بانوان و دختران جوان برگزار می‌شود.

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

  • آیین سنتی نو اوستی در شهرستان نیر

مراسم سنتی «نو اوستی» در بالیقلو چای اردبیل=از مهر نیوز، تابناک،

مراسم سنتی «نو اوستی» در بالیقلو چای اردبیل

آئین کهن «نو اوستی» در اردبیل + عکس

برنامه های آئینی و فرهنگی بسیاری از جمله تکم گردانی، موسیقی عاشقلار و نمایش فولکلوریک اقوام ایرانی گروه هنری شالاکو با هدف زنده نگه داشتن سنت‌ های بومی آخرین چهارشنبه سال و آشنایی هرچه بیشتر نسل جدید با سنت‌ های دیرین منطقه برگزار شد.جارو کردن آب به نیت جارو کردن مشکلات از زندگی و سپردن آن به آب، دوختن آب به صورت نمادین به نیت دوختن مشکلات به آب و دوختن زبان بدگو و غیبت گوی و خواستن حاجت ها، انداختن هفت سنگریزه به آب روان به نیت هفت تن آل عبا و خواستن حاجت، انداختن لنگه کفش کهنه به نیت دور انداختن تنگی و مشکل و قیچی کردن آب به نیت قیچی کردن مشکلات و گشایش و خوشبختی دختران دم بخت و عبور هفت بار از عرض آب و به زبان آوردن حاجت ها در طی مسیر بخش هایی از این مراسم است که در پایان هر فردی با پرکردن کوزه ای سفالی از آب روان، به نیت تبرک، پاکی، خلوص و طهارت در چهارگوشه منزل خود می پاشد.

مراسم سنتی «نو اوستی» یا «سو اوستی» به معنای پریدن از آب است که همه ساله با حضور مردم در محل پل هفت چشمه بر روی رود بالیقلی چای اردبیل برگزار می‌شود. اردبیل سرشار از آئین‌های نوروزی بوده که بسیاری از این آداب و رسوم در حال فراموشی است، یکی از آئین‌ها "نو اوستی" یا سرچشمه رفتن است که در صبح آخرین چهارشنبه سال با حضور زنان و دختران در کنار رودخانه‌ها و چشمه‌ها برگزار می‌شود. در این مراسم بانوان با در دست گرفتن جارو، قیچی و کوزه در کنار آب‌های روان و اغلب رودهای جاری حاضر شده و آرزوهای خود را در قالب مراسم‌های متنوعی به آب روان می‌سپارند./محمد دشتی

آیین نو اوستی در استان اردبیل برگزار شد

تصاویر| جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

مراسم سنتی نواوستی در اردبیل

جارو زدن آب، قیچی کردن آب، رها کردن کفش‌های کهنه در آب و سه بار از عرض رودخانه رد شدن از جمله کار‌هایی است که در مراسم " نو اوستی " اردبیل انجام می‌شود.

تصاویر| مراسم سنتی نواوستی در اردبیل

آفتاب‌‌نیوز :

مراسم سنتی نو اوستی به معنای پریدن از آب است که همه ساله با حضور مردم در محل پل هفت چشمه بر روی رود بالیقلی چای اردبیل برگزار می‌شود.

ادامه نوشته

 آیین سنتی نواوستی در اردبیل=از انتخاب، مهر، فرارو، تسنیم،شیوا بیان

آیین سنتی نواوستی در اردبیل

آیین «نو اوستی» همزمان با چهارشنبه آخر سال در نیر برگزار می‌شود

مراسم آیینی «نو اوستی» در اردبیل برگزار می‌شود

(تصاویر) آیین سنتی نواوستی در اردبیل

=================================================================================

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

جارو زدن آب، قیچی کردن آب، رها کردن کفش‌های کهنه در آب و سه بار از عرض رودخانه رد شدن از جمله کار‌هایی است که در مراسم «نو اوستی» اردبیل انجام می‌شود. مراسم سنتی «نو اوستی» یا همان «سو اوستی» به معنای پریدن از آب است که همه ساله با حضور پرشور مردم در محل پل هفت چشمه بر روی رود بالیقلی چای اردبیل برگزار می‌شود. آئین «نو اوستی» از روزگاران قدیم هر سال در صبح آخرین چهارشنبه سال با حضور خانواده‌ها، به ویژه بانوان و دختران جوان در اردبیل برگزار می‌شود. بسیاری از شرکت‌کنندگان با این باور که در این روز حاجت‌ها و نیت‌ها برآورده می‌شود با در دست داشتن قیچی، جارو و کوزه سفالی در محل پل تاریخی یئدی‌گوز (هفت چشمه) اردبیل حاضر شده و دعاگویان، سه مرتبه عرض رودخانه بالیقلو (بالیخلی چای) را طی و سپس آب را جارو یا قیچی می‌کنند. دختران جوان نیز در پایان این آئین، کوزه‌های سفالینی را که در آئین سال گذشته پر از آب کرده بودند می‌شکنند و با نیت حاکم شدن زلالی و روشنی، کوزه‌های جدید خود را از آب پر کرده و به خانه‌هایشان می‌برند.

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

تصاویر: جشن سنتی «نو اوستی» در اردبیل

آیین سنتی نو‌ اوستی در اردبیل مثله هر سال برگزار شد. جارو زدن آب، قیچی کردن آب، رها کردن کفش‌های کهنه در آب و سه بار از عرض رودخانه رد شدن از جمله کارهایی است که در مراسم «نو اوستی» اردبیل انجام می‌شود.

نو اوستی" رسم دیرین مردم اردبیل=از سایت های انتخاب، ایرنا، ایسنا ، میراث آریا ، مشرق نیوزو...

بسیاری از رسوم کهن با گسترش زندگی شهری و ورود فناوری‌های نوین به خانه‌ها به فراموشی سپرده شده است، اما بعضی رسوم با اندکی تغییر همچنان جایگاه ویژه‌ای در برخی مناطق شهری و روستایی دارند که از جمله آنها مراسم "نو اوستی" در نقاط مختلف استان اردبیل است.

اهالی آذربایجان از زمان‌های قدیم چهار عنصر آب، آتش، باد و خاک را موجب بیداری طبیعت می‌دانستند و چهار چهارشنبه آخر سال را به نام این چهار عنصر اصلی به ترتیب به سو چرشنبه‌سی، اود چرشنبه‌سی، یئل چرشنبه‌سی و توپراق چرشنبه‌سی نام‌گذاری کرده و در هریک مراسمی اجرا می‌کردند.

در باور مردم اردبیل نخستین چیزی که با تحویل سال تازه می‌شد، آب بود و از همین رو مردم در صبح نخستین چهارشنبه اسفند ماه که "سو چرشنبه‌سی" نام داشت، پیش از طلوع آفتاب به سراغ آب‌های روان رفته و از روی آن می‌پریدند، به هم آب می‌پاشیدند و نغمه می‌خواندند.

رفتن به سراغ آب‌های روان در صبح نخستین چهارشنبه از آخرین ماه سال به نوعی تطهیر به واسطه آب بود که به مرور زمان شکل اصلی خود را از دست داد. آیین‌ها و مراسم سه چهارشنبه سو، اود و یئل متروکه شد و در مراسم آخرین چهارشنبه سال که به چهارشنبه‌سوری معروف است، ادغام گردید.

از این رو آداب مربوط به آتش‌بازی در هنگام غروب آخرین سه‌شنبه سال اجرا می‌شود و آداب مربوط به اکرام و اعزاز آب در صبح آخرین چهارشنبه سال طی مراسمی به نام "نو اوستی" اجرا می‌گردد و تولد و تازه شدن دوباره آب‌ها جشن گرفته می‌شود.

مراسم سنتی نو اوستی یا همان سو اوستی به معنای پریدن از آب است که از روزگاران قدیم هر سال با حضور خانواده‌ها به ویژه بانوان و دختران جوان بر سر چشمه‌ها برگزار می‌شود و بر اساس این باور کهن که با تجدید سال آب‌های روان نیز تازه شده و تجدید می‌شوند، در آیین نو اوستی اردبیلی‌ها به سراغ آب‌های روان رفته و در کنار آن رسوم خود را به جا می‌آورند.

طهارت دل و روح با آب‌های جاری

مرحوم بابا صفری در صفحه ۱۰۸ جلد دوم کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ می‌نویسد: "رسم عمومی بر آن بود، همان گونه که شب چهارشنبه‌سوری از روی آتش می‌پریدند، صبح چهارشنبه هم از روی آب جاری بگذرند.

پیش‌تر در شهرها نهرهای متعددی جریان داشت که علاوه بر مشروب ساختن باغچه‌های حیاط‌ها، آسیاب‌ها را نیز به کار می‌انداخت و آرد مورد نیاز مردم را فراهم می‌ساخت؛ این بود که صبح زود بیشتر مردها و به ویژه جوان‌ها برای پریدن از روی آب به کنار نهرها می‌رفتند و چون پریدن از آنها در جایی میسر می‌شد که عرض نهر کمتر باشد.

این موقعیت نیز همواره در کنار آسیب‌ها و جایی که آب وارد ناوها می‌گشت، ممکن می‌شد و آن قسمت از نهر به نو اوستی یعنی روی ناو معروف بود و برهمین اساس اطراف آسیاب‌ها ازدحام و کثرت بی‌سابقه‌ای به وجود می‌آمد. "

یک جامعه‌شناس و استاد دانشگاه‌ در گفت و گو با ایرنا تشریح کرد: بسیاری با این باور که در چنین روزی حاجت‌ها و نیت‌ها برآورده می‌شود، با در دست داشتن قیچی، جارو و کوزه‌های سفالی در محل پل تاریخی یئدی گوز یا هفت چشمه اردبیل حاضر شده، دعاگویان هفت مرتبه عرض رودخانه بالیقلو را طی کرده و سپس با دسته‌های اسپند، آب را جارو می‌کردند.

میرناصر داودزاده افزود: جارو کردن آب نماد جارو کردن کدورت و ناپاکی‌ها از دل‌ها است و به همین خاطر هم زنان صبح زود جارو به دست در کنار آب‌های روان حاضر می‌شوند تا پیش از تحویل سال تمامی کدورت و تلخکامی‌ها را جارو کرده و به دست آب روان بسپارند.

وی بیان کرد: قیچی کردن و دوختن آب، انداختن هفت قطعه سنگ در آب، انداختن کفش‌های کهنه، شکستن کوزه‌های سفالین سال گذشته در کنار آب و پر کردن کوزه نو با آب تازه از دیگر عادات رایج بین مردم اردبیل در مراسم نو اوستی بوده است.

این جامعه‌شناس اضافه کرد: بانوان اردبیلی با هفت بار گذشتن از عرض رودخانه گذر از فراز و نشیب‌های زندگانی روزمره را تمرین می‌کردند، زندگی خود را به برکت و پاکی آب گره می‌زدند و هر از گاهی آرزوی خود رادر تکه کاغذی نوشته شده به سوی آب روانه می‌کردند: "سلام! سلام! آب روان! نه آخیرسان روان روان؟ ور حاجتیمی یا صاحب الزمان".

وی ادامه داد: در واقع آب را با نیت قیچی کردن ریشه کینه‌ها و دشمنی‌ها قیچی می‌کردند و آن را با نیت دوختن زخم‌زبان دشمنان و بدخواهان می‌دوختند، به نشانه دور ریختن مشکلات و تنگناهای زندگانی کفش‌های کهنه را دور می‌انداختند و هفت تکه سنگ را با نیت دور کردن دردها و سختی‌های زندگی به آب می‌سپردند.

داودزاده اظهار کرد: آنگاه کوزه‌های قدیمی سال گذشته را می‌شکستند و کوزه‌های نو و رنگارنگ خود را از آب چشمه پر کرده با قلبی مالامال از عشق و امید به خانه باز می‌گشتند تا با آغاز سال جدید به میمنت آب و به خاطر دعاهایی که در نو اوستی خوانده‌اند، شاهد موفقیت‌ها و کامیابی‌های نوینی باشند.

وی گفت: بانوان اردبیلی مقداری از آب این کوزه‌ها را به نشان پاکی در چهار گوشه خانه می‌ریختند تا حشرات و حیوانات موذی را از خانه دور کنند و مقداری هم در ظرف بلورینی ریخته و بر سر خوانچه چهارشنبه‌سوری و یا سفره هفت سین می‌گذاشتند و مقداری را نیز برای پختن نخستین نان سال نو و یا آخرین چهارشنبه سال به کار می‌بردند.

این استاد دانشگاه افزود: با اینکه هر شهر و آبادی به اقتضای وضعیت خود ارزش‌ها و هنجارهای رایج، روش‌های خاصی برای برگزاری چنین مراسمی داشته اما می‌توان گفت که مشابه این مراسم به طور تقریبی در تمامی شهرها و روستاهای استان اردبیل رایج بوده است.

وی بیان کرد: اصل بر آن بود که مراسم در کنار آب‌های روان و رودهای جاری برگزار شود و به همین خاطر اهالی شهرستان نیر این آیین را با نام چشمه‌باشی یا چرشنبه سویو با خواندن اشعار و پریدن از روی آب آغاز می‌کردند و کوزه‌های کهنه خود را با آب گوارای بولاقلار شسته و به امید روزهای نو و پر خیر و برکت آن را پر می‌کردند.

نو اوستی در نقاط مختلف

اعتقاد به معجزه آب و در پی آن برگزاری مراسم نو اوستی اگر چه در گذر سال‌ها در مرکز استان اردبیل پررنگ‌تر به نمایش درآمده و از سوی رسانه‌ها بازتاب یافته، اما به واقع این مراسم به مرکز استان محدوده نبوده و در نقاط مختلف با شور خاصی به اجرا درآمده است.

یکی از صاحب‌نظران حوزه فرهنگ فولکلور استان اردبیل در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: در مشگین‌شهر و بسیاری نقاط روستایی این شهرستان نیز مردان در روز چهارشنبه پیش از روشن شدن کامل هوا، حیوانات خود را برای سیراب کردن به لب رودخانه نزدیک روستا می‌بردند؛ چرا که به عقیده آنها این کار درد و بلا را از حیوانات دور کرده و برکت به ارمغان می‌آورد.

بیوک جامعی بیان کرد: حضور نوعروسان بر سر چشمه‌های آب و شستن حنای دست‌ها با آب خنک همراه با بریدن کمی از موها سر به نشانه خوش‌یمنی از دیگر آیین‌های ویژه این روز در شهرستان مشگین‌شهر بود.

وی افزود: پریدن از روی آب که در زبان محلی به آن "سو اوستوندن آتیلماق" می‌گویند، همچون دیگر نقاط در صبح روز چهارشنبه برگزار می‌شده و به محض پایان شب و آغاز روز چهارشنبه بچه‌ها، جوانان و بزرگسالان به سوی رودخانه‌ها و جوی‌ها می‌رفتند و از روی آب‌های جاری می‌پریدند و همزمان جمله‌هایی را تکرار می‌کردند که هنگام پریدن از روی آتش می‌گفتند.

میرنبی عزیززاده نیز در این زمینه می‌گوید: مردم در منطقه مغان پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه دسته‌جمعی به کنار رودخانه‌ها می‌رفتند، آتشی می‌افروختند و جوانان در آنجا به سوارکاری می‌پرداختند.

نویسنده کتاب "تاریخ دشت مغان" در این زمینه می‌افزاید: هنگام بازگشت زنان ظرف‌هایشان را از آب رودخانه پر می‌کردند و به خانه می‌آوردند و آن را به چهار گوشه کنار خانه می‌پاشیدند تا سال جدید، سالی سرشار از روشنی، زلالی و پاکی باشد.

استاد دانشگاه‌های اردبیل بیان کرد: در روستاهای منطقه قره‌داغ نیز صبح روز چهارشنبه‌سوری پیش از طلوع آفتاب مردم به طور دسته جمعی به همراه احشام خود به طرف رودخانه‌ها و چشمه‌ها حرکت می‌کردند و پس از اینکه بر سر آب می‌رسیدند، هنگام رد شدن از روی آن این جمله را تکرار می‌کردند: "آغیرلیقیم، بوغورلوغوم بو سو ایلا گئدسین" تا رنج، بیماری و بلا در سال جدید از آنها تطهیر شود.

بیوک جامعی اضافه کرد: در این مراسم مردم محل لباس نو به تن می‌کردند و پیش از پریدن از روی آب از روی سر یکدیگر سبزی خرد کرده و به آب می‌ریختند و معتقد بودند که با ریختن این سبزی‌ها به آب، درد و رنج نیز از آنها دور خواهد شد.

وی اظهار کرد: البته پیش از اینکه همه اهالی کنار آب رفته و مراسم را اجرا کنند، زنان سعی می‌کردند تا اولین نفری باشند که سر آب رفته و آب پاک و گوارای سحری را در داخل سهنگی یا کوزه ریخته و به خانه خود بیاورند؛ زیرا آبی که در اول وقت صبح چهارشنبه از چشمه‌ها و رودخانه‌ها جاری می‌شود، آب پاک و برکت‌بخشی بوده است.

این صاحب‌نظر حوزه فرهنگ ادامه داد: زنان هنگام آوردن آب چهارشنبه‌سوری سه تکه سنگ از کف چشمه یا رودخانه برداشته و در داخل کوزه خود می‌انداختند؛ پس از رسیدن به خانه یکی از آن سنگ‌ها را داخل کیسه آرد، یکی را داخل کیسه نمک می‌انداختند و دیگری را در داخل کوزه باقی می‌گذاردند؛ چرا که این سنگ‌ها را نماد برکت، رزق و روزی می‌دانستند.

بر اساس تحقیقات نویسنده کتاب "آب در آیینه آداب استان اردبیل"، مردم خلخال نیز با طلوع خورشید در صبح چهارشنبه به کنار آب می‌رفتند و اعتقاد داشتند که با این کار هرگونه ناپاکی جسم و روح به وسیله جریان آب پاک می‌شود؛ در این آیین برخی بانوان با ریختن آب پاک با استفاده از جام‌های مخصوص موسوم به چهل کلید بر روی سر دختران دم‌بخت برای این افراد تشکیل زندگی در سال جدید را آرزو می‌کردند.

داود کیانی در این زمینه آورده است: همچنین بانوان با جارو و یا قیچی کردن آب چشمه‌ها مراسم سنتی به یادگار مانده از پیشینیان خود را به جای می‌آوردند؛ اهالی خلخال معتقد بودند که این سنت روح را پر طراوت کرده و آنها را برای آغاز سالی پرخیر، برکت و سرشار از نعمت آماده می‌کند.

وی در کتاب خود تشریح کرده است: چشمه‌های حاجب بولاغی، سیدخانه، بی‌بی بولاغی و قیرخ بولاغ در مجاور شهر خلخال، چشمه معروف ازناو در نزدیکی روستای خوجین در جنوب غربی خلخال و آب‌های روان داخل شهر از جمله محل‌هایی بود که سالانه در روز چهارشنبه آخر سال برای برگزاری مراسم پریدن از روی آب با استقبال اهالی مواجه می‌شد.

این نویسنده یادآور شده است: زنان و دختران نوبخت یا دم‌بخت نیز با دقت و ظرافت خاصی دستان خود را حنا گرفته، گیسوان را شانه کشیده، با پوشیدن لباس‌های نو صبح روز چهارشنبه پیش از طلوع آفتاب کوزه‌های رنگین و نقش‌دار خود را بر دوش گرفته و به سوی چشمه‌ها یا آب‌های روان گسیل می‌شدند.

وقتی به کنار چشمه‌ها می‌رسیدند، نخست دست و صورت خود را در آب چشمه می‌شستند و سپس به برگزاری مراسم نو اوستی می‌پرداختند و بایاتی‌های زیبایی برای آب می‌خواندند: سو گلیر لوله لوله/ توکولور بیزیم گوله/ الینده ایپک دستمال/ یار گلیر گوله گوله؛ سو گلیر گیله گیله/ بولبول‌لر گلیر دیله/ یاریمی باغدا گوردوم/ باتیبدیر قیزیل گوله؛

سوگلر آخار دویماز/ داغ داشی یاخار دویماز/ گوزلریم یارگوزونه/ اولونجه باخار دویماز.

سپس ناخن‌های خود را کوتاه کرده و در حالی که از آب می‌گذشتند، می‌گفتند: دردیم/ بلام/ دیش آغریم/ باش آغریم/ آغیرلیغیم اوغورلوغوم/ آجی‌لیغیم/ کدریم توکولسون سویا؛ و بدین سان تمام درد، بلا و گرفتاری‌های خود را به آب می‌سپاردند.

فال با آب لال

از دیگر رسوم فال‌بینی با آب و این کار مستلزم آوردن "لال سو" از چشمه در روز چهارشنبه‌ آخر سال بوده است؛ برای آوردن لال سو باید آورنده آب هنگام رفت و برگشت به چشمه سکوت اختیار کرده و سختی بر لب نمی‌آورد.

برای حصول اطمینان از بی‌کلام بودن آب، به طور معمول بیش از ۲ نفر برای آوردن آب به چشمه اعزام می‌شد تا هرگاه یکی از دختران در سایه غفلت سکوت خود را شکست، از آب نفر دوم یا نفرات بعدی استفاده شود.

آب بی‌کلام را در محفل دخترانه‌ای که برگزار می‌شد، درون قدح یا کاسه‌ای می‌ریختند و دختران به ترتیب انگشتری خود را با گیسوانشان مالش داده و آن را درون قدح یا کاسه می‌انداختند.

هر برخورد انگشتری به دیوار پیاله در حکم یک سال بود و تعداد برخورد انگشتر به دیواره پیاله، زمان عروسی صاحب انگشتری را تعیین می‌کرد؛ برای اطلاع از سرنوشت دلدادگان نیز بر ته ۲ عدد سوزن مقداری پنبه پیچیده و درون کاسه آب قرار می‌دادند.

نزدیک شدن سوزن‌ها به هم نشانه وصلت و خوشبختی و دور شدن آنها نمایانگر دوری و جدایی بود؛ ته‌نشین شدن سوزن‌ها درون کاسه نیز نمایانگر آن بود که آورنده آب شرایط لازم را برای آوردن آب بی‌کلام مراعات نکرده است.

همچنین "سو فالی" در برخی نقاط استان اردبیل رواج داشت که در قالب آن دخترها، عروس‌ها و زنان هر کدام وسایلی مانند سنجاق، دگمه، منجوق و وسایلی مشابه را در داخل ظرف آب می‌انداختند، سپس یک نفر بایاتی می‌خواند و یک کودک کم‌سن یک به یک وسایل را از داخل ظرف بیرون می‌آورد.

برای وسایل هر کس از بایاتی‌هایی که خوانده می‌شد، تعابیری وجود داشت و خوانندگان بایاتی‌ها سعی می‌کردند حرف‌های زیبا و دلنشین بر زبان خود جاری کنند.

"بولاغ باشی" و چشمه‌های روستاهای مختلف محل میعاد و نظر بازی دلدادگان نیز بوده است و از آنجایی که رسم آوردن آب آشامیدنی خانه بر عهده دختران قرار داشت، بیشتر دیدارهای عاشقانه، دلدادگی‌ها و دلسپردگی‌ها نیز در سرچشمه و یا طول مسیر آن صورت می‌گرفت.

بایاتی معروفی نیز وجود داشته که بر این امر دلالت می‌کرده است: بولاغ باشی توز اولار/ دوره‌سی یارپوز اولار/ اگیل دستمالین گوتور/ من گوتورسم سوز اولار؛ داغدا مارال ایکی دی/ ایکی مارال تک‌ایدی/ کاشکی من سو اولایدیم/ سو قیزلارین یوکودی.

مردم در نقاطی که چشمه و رودخانه‌ای وجود نداشت، مراسم را از طرق حفره‌ای انجام می‌دادند که مدت‌ها قبل از آن بدین منظور آماده کرده بودند و افراد در ماغه کوه نزدیک به روستای خود حفره تونل‌مانندی را ایجاد کرده و در صبح چهارشنبه‌سوری از درون آن عبور می‌کردند.

آنها معتقد بودند که با عبور از درون این حفره تمامی درد و بلای آنها و احشامشان درون آن حفره و در زیر خاک دفن می‌شود و در اینجا به جای آب، خاک نقش تطهیرکنندگی را برعهده داشت.

=============================================================================

نو اوستی، آیین کهن مردم اردبیل برای رقم زدن روزهای نو

نو اوستی، آیین کهن مردم اردبیل برای رقم زدن روزهای نو

نو اوستی یکی از رسم‌های دیرین مردم اردبیل است که صبح روز چهارشنبه آخر سال با حضور در کنار آب‌های روان و اجرای مراسم‌هایی مانند جارو کردن آب و گذشتن از روی آب برگزار می‌شود.

میراث آریا: به اجرای یک نمایش می‌ماند، نمایشی که ارتباط عمیقی با اعتقادات و باورهای مردم دارد و فهم و فلسفه‌ای در پشت آن پنهان شده است. آکسسوار صحنه در این نمایشِ زندگی جارو، قیچی و کوزه است و محل وقوع آن رودخانه یا چشمه، جایی که در آن آب، مایه حیات جاری باشد. بیشترین استقبال از اجرای این آیین به زنان تعلق دارد و با نزدیک شدن به محل اجرای آن با گروه‌های چند نفره بانوان به ویژه دختران جوان مواجه می‌شویم که در مسیر رودخانه هستند. کاسب‌های محل فرصت را غنیمت می‌دانند و بساط فروش وسایل لازم برای اجرای این رسم کهن را در نزدیکی رودخانه پهن می‌کنند. چرخ دستی پر از جارو و بساط فروش کوزه نشان می‌دهد که بازار این اقلام داغ‌تر است.

زمان اجرای آیین تنها چند روز مانده به پایان سال و در آخرین روز چهارشنبه است. انگار که نو شدن سال و تغییر فصل فرصت ویژه‌ای برای انسان‌ها باشد. انگار که همه به تغییری همراه با طبیعت ایمان داشته باشند و بخواهند با فراموشی بدی‌ها و تلخی‌های سالی که گذشت، آرزوی خوبی برای روزهای آینده داشته باشند. همین امر باعث شده است که در طول تاریخ انسان‌ها در مناطق مختلف به ویژه در کشور ما سنت‌های بسیاری را برای پایان سال و لحظه شروع سال نو پایه‌گذاری کنند.

نو اوستی، آیین کهن مردم اردبیل برای رقم زدن روزهای نو

نو اوستی، چشمه‌باشی یا چرشنبه سویی

سخن از آیینی به نام نو اوستی است، چهارشنبه آخر سال در میان ایرانیان به ویژه در منطقه آذربایجان جایگاه خاصی دارد و مراسمات مختلفی در این روز و شب قبل از آن برگزار می‌شود. حتی در میان مردم آذربایجان از دیرباز چهار چهارشنبه آخر سال هرکدام با یک عنوان که به چهار عنصر اصلی حیات مربوط است گرامی داشته می‌شد. سو چرشنبه‌سی، اود چرشنبه‌سی، یئل چرشنبه‌سی و توپراق چرشنبه‌سی به ترتیب به معنی چهارشنبه‌های آب، آتش، باد و خاک روزهای مهمی در پایان سال بودند که جشن گرفته می‌شدند و به مرور زمان بسیاری از مراسمات مربوط به این روزها به آخرین چهارشنبه سال موکول شد.

رسم چهارشنبه سوری از عصر سه شنبه آخر سال و با برگزاری آیینی که با آتش پیوند خورده‌اند آغاز می‌شود اما این مراسم به ویژه در استان اردبیل در همان شب به پایان نمی‌رسد. صبح چهارشنبه زمان برگزاری مراسم نو اوستی است، نو اوستی به معنای سر چشمه، سر آب یا سر جویبار است، در این روز خانواده‌ها به ویژه دختران جوان و زنان کنار آب‌های جاری مانند رودخانه‌ها و چشمه‌ها می‌روند و رسم‌های ویژه این آیین را برگزار می‌کنند. رسم‌هایی که با اعتقاد به پشت سر گذاشتن تلخی‌ها و نحسی‌ها و با آرزوی روزهای خوب و برآورده شدن حاجات برگزار می‌شود.

هفت بار عبور از روی آب، جارو کردن آب، قیچی کردن آب و شکستن کوزه‌های کهنه در حالی که کوزه‌های نو را آب می‌کنند از جمله رسم‌هایی است که در آیین نو اوستی انجام می‌شود. این رسم امروزه و بعد از احیای دوباره آن هرساله در مناطق مختلف استان به ویژه در شهر اردبیل و بر روی رودخانه بالیخلو در کنار پل هفت چشمه و همچنین در منطقه بولاغلار شهرستان نیر برگزار می‌شود.

داوودزاده که یک جامعه شناس اردبیلی است می‌گوید: عبور از روی آب عبور از بالا و پایین‌های زندگی و پیوند زدن آن با پاکی و برکت آب است، گاهی آرزوهایی هم در کاغذهایی نوشته شده و به آب سپرده می‌شود. «سلام! سلام! آب روان! نه آخیرسان روان روان؟ ور حاجتیمی یا صاحب الزمان»

نو اوستی، آیین کهن مردم اردبیل برای رقم زدن روزهای نو

دعا و خواستن حاجت از بخش‌های جدایی ناپذیر این آیین است، جارو کردن آب نماد جارو کردن کدورت‌ها، ناپاکی‌ها و همه بدی‌های گذشته است، پیش از آنکه سال تمام شود زنان در صبح چهارشنبه آخر سال با جارو کردن آب همه بدی‌ها را به آب روان می‌سپارند تا از زندگی‌شان دور شود.

این جامعه‌شناس همچنین ادامه می‌دهد: آنها آب را قیچی می‌کنند با این اعتقاد که ریشه کینه‌ها و دشمنی‌ها را قیچی کرده باشند و با سوزن آب را می‌دوزند تا زخم زبان بدخواهان را دوخته باشند.

همچنین در این مراسم کفش‌های کهنه را دور می‌اندازند، هفت سنگ را به آب می‌سپارند و کوزه‌های کهنه را می‌شکنند تا درد و رنج‌ها و زشتی‌ها و پلیدی‌ها را به آب سپرده باشند و کوزه‌های نو و رنگی را با آبی که معتقدند آب تازه‌ای است پر کرده و به خانه می‌برند. از این آب به چهار گوشه خانه می‌ریزند و در پخت اولین نان یا غذای سال از آن استفاده می‌کنند تا برکت در خانه و خانواده جاری باشد.

نو اوستی، آیین کهن مردم اردبیل برای رقم زدن روزهای نو

آیینی که در فهرست ناملموس ملی به ثبت رسیده است

نو اوستی در اکثر نقاط استان اردبیل برگزار می‌شود، این آیین در شهرستان نیر با عنوان «چشمه باشی» معروف است که در منطقه نمونه گردشگری بولاغلار، جایی که چشمه‌های متعددی جاری هستند اجرا می‌شود و قدمتی طولانی دارد. از سال 1390 این آیین در قالب جشنواره از سوی اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اردبیل برگزار می‌شود و در ادامه روند احیای آیین‌های کهن، در سال 1397 مراسم نو اوستی نیر با عنوان چشمه باشی و با شماره ثبت 1800 در فهرست میراث ناملموس ملی ثبت شده است.(گزارش: توحید سیف).

===================================================================================

مراسم "نواوستی" در اردبیل

جارو زدن آب، قیچی کردن آب، رها کردن کفش‌های کهنه در آب و سه بار از عرض رودخانه رد شدن از جمله کارهایی است که در آخرین چهارشنبه سال در مراسم «نو اوستی» اردبیل انجام می‌شود. مراسم سنتی نو اوستی به معنای پریدن از آب است که همه ساله با حضور مردم در پل هفت چشمه بر روی رود «بالیقلی چای» اردبیل برگزار می‌شود.(مشرق نیوز).

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز=از سایت ویکی تابناک

کلیات

نوروز نخستین روز سال خورشیدی ایرانی برابر با یکم فروردین ماه، جشن آغاز سال نوی ایرانی و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران ایران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز هم مردم مناطق گوناگون فلات ایران، نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است که امروزه به آن برابری بهاری گویند.

undefined

سفره هفت‌سین ایرانی

سبزه

نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها یعنی تاجیکستان، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، سوریه، عراق، گرجستان، جمهوری آذربایجان، آلبانی، چین، ترکمنستان، هند، پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است و مردمان آن جشن را برپا می‌کنند.

نوروز به عنوان یک جشن قدیمی و کهن از اقوام متعددی در منطقه به ارث رسیده‌است و با رنگ و انگ ویژه، شناسنامه ایرانی به خود گرفته و از آن به عنوان نماد پیوند دهنده افراد و اقوام ایرانی و ملت ایران یاد می‌شود. ایرانیان نوروز را آغازگر رستاخیز طبیعت، گاه رویش و زایش باغ و بوستان می‌دانند و بر این باور هستند که در نوروز، همزمان با طبیعت، باید روزگار نو و جدیدی را با روان و نگرش نو، در تن‌پوش تازه ای آغاز کنند.

نوروز، با عنوان رسمی «روز بین‌المللی نوروز»، توسط یونسکو به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشر به ثبت جهانی رسیده‌است. این روز همچنین یکی از روزهای مقدس و اعیاد مذهبی زرتشتیان و بهاییان نیز به‌شمار می‌رود.

زمان نوروز

جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ برابری اعتدال بهاری آغاز می‌شود؛ لحظه‌ای که خورشید در سیر ظاهری خود در ابتدای برج حمل، از استوای زمین گذشته و برابری روز و شب رخ می‌دهد. در گاه‌شماری هجری خورشیدی، لحظهٔ تحویل سال، تعیین‌کنندهٔ نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است. چنانچه آغاز سال، قبل از ظهر و در نیمهٔ اول شبانه‌روز تحویل شود، همان‌روز نوروز است و اگر تحویل سال بعد از ظهر باشد، فردای آن روز، نوروز است. نوروز در تقویم میلادی در بیشتر سال‌ها با ۲۱ و گاه ۲۰ و به‌ندرت ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که گاه‌شماری هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال به شمار نمی‌رود.

پیشینه

منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست. برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به سال ۵۳۸ (قبل از میلاد) یعنی زمان حمله کوروش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.

مردم بابل روز اول سال (عموماً در اعتدال بهاری برابر با ۲۱ مارس) را جشن می‌گرفتند. این زمان برابر با بیداری طبیعت است. از لوحه‌ها چنین بر می‌آید که این جشن تقریباً از ۲۳۴۰ سال، پیش از میلاد، شناخته شده بود.

مری بویس معتقد است که ایرانیان از دیرباز، بر اساس آیین میتراییسم، جشن‌های بزرگی چون جشن‌های بهاره و پاییز(مهرگان) را برگزار می‌کرده‌اند ولی شکوه جشن بهاره بابلیان، ممکن است موجب رهنمود ایرانیان به برگزاری جشن سال نو در این ایام شده باشد.

عید آغاز سال در بین‌النهرین (بابل و آشور) و همچنین در عیلام در اصل بازگشت ایزدِ شهیدشونده، دُموزی بود که معتقدان نظر داشتند او هر ساله می‌میرد و بار دیگر به حیات برمی‌گردد. مرگ او مرگ جهان گیاهان و حیات دوبارهٔ او حیات دوبارهٔ جهان گیاهی بود. سپس در پی عزاداری‌هایی که برای ایزدِ شهیدشونده به عنوان مظهر برکت و زندگی و مرگ جهان گیاهی انجام می‌شد، اشک‌های بسیاری ریخته‌می‌شد که این اشک‌های ریخته‌شده نماد باران و نوعی جادوی باران‌آوری و آب بودند. در پی این عزاداری و اشک ریختن‌ها بود که ایزدِ به شهادت رفته بار دیگر در روز نوروز زنده می‌شد و زندگی از سر می‌گرفت.

فینیقی‌ها در آغاز بهار مراسمی داشتند به نام مراسمِ آدونیس بود. آدونیس یک روح گیاهی است که مرگ و بازگشت او به زندگی، معرف خواب طبیعت در زمستان و احیای آن در بهار است. آدونیس از درختی به دنیا آمد و مردم روغن آن درخت را در جشن مربوط به روز سال که اول اعتدال ربیعی بوده به کار می‌بردند. از مشخصات جشن کاشت بذرهای سبز در ظرف‌های گلدان بود. این رسم هنوز در بین مسیحیان قبرسی معمول است. مردم، این ظرف‌های سبز را باغ‌های آدونیس می‌نامیدند. سپس بعد از چند روز سوگواری، این سبزه‌ها را به دریاها یا آب‌های روان می‌انداختند. غرض اصلی از این تشریفات تحریک باروری زمین و رشد نباتات بوده‌است و مقصود از به آب انداختن سبزی‌ها تأمین باران بوده‌است. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌است.

در اسطوره‌ها

سنگ‌نگارهای در تخت جمشید که نمادی از نوروز زرتشتیان را نشان می‌دهد. در اعتدال بهاری در روز نخست نوروز، نیرو و توان شیر و گاو در حال نبرد برابر است. شیر نماد خورشید و گاو نماد زمین است.

در برخی از متن‌های کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث به عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است.

پدیدآوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که: جم(یما) در حال گذشتن از آذربایجان، بر روی تخت جمشید ارگ جمشید در آنجا فرود آمد و با تاجی زرین بر روی تخت نشست با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو و جم را جمشید نامیدند.

مهم‌ترین چهره‌های اسطوره‌ای مانند جمشید، سیاوش و کیخسرو پیوندی نزدیک با نوروز دارند. نوروز روز پیروزی بزرگ جمشید بر دیوان است که نماد پلیدی‌هایی چون سرما، تاریکی، جهالت و خشونت بودند. عروج جمشید و عروج کیخسرو در این روز اتفاق افتاد که تفاسیر گوناگونی را به همراه دارد. در این روز جمشید جهان غیب را در جام جهان‌نما مشاهده کرد. همان جامی که در آن کیخسرو جای بیژن را مشاهده کرد و رستم را به دنبال او فرستاد. اما حکایت دگردیسی و بازآفرینی سیاوش، حکایتی ویژه است که با روایت‌هایی مانند آدونیس، پرسفون، ازیریس یا تمرز قابل مقایسه است.

در زمان سلسله هخامنشیان

در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده‌است. اما بررسی‌ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بودند.

برخی گمان دارند که کوروش بزرگ، نوروز را در سال ۵۳۸ (پیش از میلاد)، جشن ملی اعلام کرد و در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. با این گمان، این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز در بازهٔ زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده. گفته می‌شود که در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز باشکوهانه در تخت جمشید برگزار می‌شده. داریوش اول هخامنشی سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده‌است و گمان می‌رود که به مناسبت نوروز سال ۴۱۶ (قبل از میلاد) بوده باشد.

برخی از پژوهشگران (هرتسفلد، کرفتر، اردمن، گیرشمن و پرادا) مدعی هستند که تخت جمشید برای انجام مراسم نوروز ساخته شده‌است؛ در حالی دیگر پژوهشگران (نیلاندر، کامایر، موسوی) هرگونه مدرکی برای جشن گرفتن نوروز در دوره هخامنشی را انکار می‌کنند.

در زمان اشکانیان و ساسانیان

āmad nōg rōz ud nōg *šādī. āmad nōg rōz, awar-ā nōg *šādīh. āhār winnār ī zīndagān purr šādī

به فارسی نوین:

آمد نوروز و نوشادی/آمد نوروز، بیا نوشادی/خوراک آرای که زندگان پُرشادی

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهم‌ترین آن‌ها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان، چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خرداد روز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد.

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه تمایز نوروز کوچک و نوروز بزرگ را در عدم احتساب کبیسه می‌داند. شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. روز برگزاری مراسم نوروز در هر دوره ۴ ساله، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و در نتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبود و در فصل‌های گوناگون سال جاری بود.

در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آن‌ها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آن‌ها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

اردشیر بابکان، بنیان‌گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آن‌ها را پابرجا نگه می‌داشتند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران، همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.

پس از اسلام

در میان همهٔ جشن‌هایی که پس از اسلام در ایران به دلیل بی‌توجهی فرمانروایان و مخالفت اسلام‌گرایان به فراموشی سپرده شدند، نوروز توانست جایگاه خود را به عنوان جشنی ملی در ایران حفظ کند. دلیل پایدار ماندن نوروز در فرهنگ ایرانی را می‌توان پیوند عمیق آن با آیین‌های ایرانی، تاریخ این کشور، و حافظه فرهنگی ایرانیان دانست.

گفته می‌شود که عرب‌های فاتح ایران، پایتخت شاهنشاهی ساسانی را در روز نوروز تسخیر کردند. پس از آن، آن‌ها مالیات سنگینی بر برگزاری دو جشن نوروز و مهرگان وضع کردند. خلفای دو پادشاهی امویه و عباسی نیز این رویه را ادامه دادند، اگرچه بعدها خود آنها، در جشن نوروز شرکت کردند و آن را گرامی داشتند. از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست. در دوره عباسیان، به گفتهٔ تاریخ طبری، معتضد، مردم بغداد را از برافروختن آتش در روز نوروز و پاشیدن آب بر روی عابران بر حذر داشت ولی پس از نگرانی از احتمال آشوب مردم، فرمان خود را پس گرفت. خلیفه‌های فاطمی نیز چندین‌بار برافروختن آتش و آب‌پاشی در نوروز را ممنوع اعلام کردند. از نوشته‌های باقی‌مانده از سدهٔ چهارم هجری در بغداد، می‌توان پی برد که مردم در روزهای نوروز، لباس نو بر تن می‌کرده‌اند، به هم سیب هدیه می‌دادند، غذاهای ویژه می‌پختند و زنان نیز عطرهای ویژهٔ نوروزی خریداری می‌کردند. مسلمانان در این هنگام در کنار نامسلمانان شیره می‌نوشیدند و بر یکدیگر آب می‌پاشیدند.

عباسیان گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های طاهریان، سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد. در این دوره‌ها، با فرارسیدن نوروز، شاعران دربار در ستایش آن شعر می‌سرودند و به شاه، فرارسیدن نوروز را شادباش می‌گفتند. بیهقی از شکوه مراسم نوروز در دربار غزنویان نوشته‌است و تعدادی از زیباترین آثار شعری از شاعران درباری‌ای چون فرخی، منوچهری، و سعد سلمان در ستایش نوروز سروده شده‌اند.

نگاهی به تاریخ هند نشان می‌دهد که نوروز ریشه طولانی در فرهنگ این منطقه دارد، اما تنها از آغاز سلطنت حاکمان اسلامی در هند (زمان حکومت مغول‌ها) بر این سرزمین، نوروز شکوه جشنی ملی را داشته‌است. ابوالفتح جلال الدین محمد اکبر(۱۶۰۵–۱۵۴۲م) نقش مهمی در اشاعه فرهنگ ایرانی در سرزمین هند داشت. او در سال ۹۹۲ هجری (۱۵۸۴م)، تقویم اسلامی را منسوخ و تقویم خورشیدی ایرانیان را به جای آن رواج داد. اکبر بزرگ که زندگی‌نامه رسمی خود را به فارسی نوشته‌است، چنین توصیف می‌کند که با زنده کردن جشن‌های کهن که به مدت هزار سال از شیوع افتاده بود، شادی به خاطره‌های مکدر و غمگین بازگردانده شد. او در یادداشت‌های خود، دلیل این اقدام را ابتقای مرضیات الهی خوانده‌است. جشن‌های نوروز در سلطنت ۱۸ ساله جهانگیر، پسر اکبر شاه (۱۶۲۷–۱۶۰۵م) که بر هند و پاکستان حکومت می‌کرد، هر سال از ابتدای فروردین تا هجدهم جشن نوروز برپا می‌شد و روز نوزدهم با برگزاری «جشن شرف» پایان می‌یافت. بر اساس اسناد تاریخی موجود، نورجهان، ملکه ایرانی این دربار از منجمین می‌خواسته که رنگ مربوط به سال را به او بگویند تا دیوارها، پرده‌ها، فرش‌ها، لباس کنیزها و … را به همان رنگ تغییر دهد. در دربار پسر جهانگیر، یعنی شاه جهان، (۱۶۵۸–۱۶۲۸) که سازنده تاج محل است هم برگزاری نوروز ادامه یافت، اما نوروز در زمان محی الدین اورنگ زیب (جانشین شاه جهان)، که مسلمانی متعصب و مقتصد بود، متوقف شد.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی، تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشماری که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار (گاهی هر پنج سال یک بار)، تعداد روزهای سال را به‌جای ۳۶۵ روز، ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی، مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.

در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع، به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده‌است و بر گرامی داشتن آن تأکید شده‌است. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است.

نوروز در دوره صفویه

نوروز به‌طور مستمر در همه دوران تاریخی ایران کم و بیش برگزار می‌شده‌است اما در دوره بعد از اسلام در دوران صفویه به‌خصوص در دوران میانی صفویه این جشن نماد و سمبل ملی تر و درباری تری یافت. بعدها با نفوذ فقهای شیعی به دربار از اهمیت نمادهای ملی کاسته شد و فقاهت بر سمبل‌ها و نمادها چیره شد.

در دوران قاجار

دربار قاجار در آستانه عید نوروز تدارک ویژه ای برای برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم عید نوروز می‌دید. مراسم اصلی «سلام نوروزی» بود که در سه بخش برگزار می‌شد. سلام عام تحویل، سلام عام تخت مرمر و سلام خاص سر در. یک روز پیش از عید از طرف رئیس تشریفات دربار علی‌خان ظهیرالدوله داماد شاه برای طبقات مختلف دعوتنامه فرستاده می‌شد و مدعوین بایستی یک ساعت قبل از تحویل حضور به هم رسانند. سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان اجرا می‌شد.

در کتاب سفرنامه پولاک در ایران دربارهٔ مراسم نوروز در دربار آمده‌است که نوروز در زیر آسمان شاد و زیبای ایران جشنی است برای شادی و شادکامی. نویسنده این کتاب در تشریح آئین‌های نوروزی به جشن «سلام نوروزی» در دربار می‌پردازد و می‌نویسد: بیست دقیقه پیش از تحویل سال شاه وارد می‌شود هنگام ورود به تالار یک خواجه و چند پیشخدمت به دنبال شاه هستند. او به طرف شاه نشینی که مخصوص او تهیه شده می‌رود. چهارزانو روی فرش ابریشمین می‌نشیند و راحت و آسوده به پشتی تکیه می‌دهد در هنگامی که تنها چند دقیقه به حلول سال نو باقی است، نظام العلما با محلول طلا بر کاسه‌ای چینی رقم سال نو و زیر آن آرزوی برکت را می‌نویسد، اکنون دیگر منجمین علامت می‌دهند و توپ شلیک می‌شود و منجم‌باشی رسماً به اطلاع شاه می‌رساند که سال نو آغاز شده‌است، بلافاصله روحانیون حاضر و صاحب‌منصبان بانگ مبارک باد برمی‌دارند. از طرف مستوفی‌الممالک کیسه‌های متعدد از سکه‌های جدید الضرب طلا و نقره تقدیم شاه می‌شود. شاه محتوی آن‌ها را روی یک سینی بزرگ نقره می‌ریزد آن‌ها را با هم مخلوط می‌کند و به هر یک از حاضران چندتایی از آن‌ها می‌دهد زیرا گرفتن سکه نو به هنگام تحویل سال میمنت دارد.

در دوران معاصر

تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تنها کشور جهان که نوروز را به عنوان جشن ملی در تقویم خود داشته‌است کشور ایران بود و البته افغانستان نیز به صورت متناوب این جشن را داشته‌است. اما با استقلال کشورهای آسیای میانه، ابتدا جمهوری قرقیزستان و آذربایجان و سپس سایر کشورها نوروز را جشن ملی خود اعلام کردند. نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی و جشن ملی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم ایران قرار داشته و هر ساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت زمانی ممنوع بوده‌است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونهٔ پنهانی یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی، نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اطلاق «جشن لاله» یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بدون مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت. تا پیش از سال ۲۰۰۰ میلادی، نوروز در ترکیه (که توسط کردها برگزار می‌شود) ممنوع و غیرقانونی بود؛ در اغلب مواقع نوروز با بازداشت کردها توسط نیروهای امنیتی ترکیه‌ای همراه بود. در سال ۱۹۹۲ (میلادی)، دست کم ۷۰ کرد در درگیری با نیروهای امنیتی ترکیه کشته شدند. اگرچه امروزه دولت ترکیه نوروز را به عنوان جشن بهار ترکی (به ترکی استانبولی: Nevruz) جشن می‌گیرد، اما همچنان نوروز به مثابهٔ نمادی نیرومند از هویت کردهای ترکیه است. در سال‌های اخیر نوروز، به معنای واقعی کلمه، جهانگیر شده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه‌ای ۲۱ مارس برابر با اول فروردین را روز جهانی نوروز اعلام کرد.

جهانی شدن نوروز

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل روز نوروز، با ریشهٔ ایرانی را در تقویم خود جای داد.

در متن به تصویب رسیده ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) توسط مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، ۲۱ ماه مارس جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز به پیشنهاد ازبکستان توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث معنوی، به ثبت جهانی رسیده‌بود. در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان «روز جهانی نوروز» به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی به‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.

نخستین بار، نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل نیز پیامی بدین مناسبت صادر کرد.

جغرافیای نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوتند. برای نمونه در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می‌اندازند. شباهت و نزدیکی آیین‌های نوروز در جمهوری آذربایجان به آیین‌های نورز ایران بیش از دیگر کشورهاست.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود.

کردها نیز این جشن را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن می‌گیرند. بنظر کردها قیام کاوه آهنگر و پیروزی او بر ضحاک را جشن نوروز نامیده‌اند. در هنگام نوروز، کردها با گردهمایی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار می‌روند. در این گردهمایی‌های نوروزی، زنان کرد لباس‌های رنگین پوشیده و شال‌های پرزرق و برق بر سر می‌نهند؛ مردان جوان کرد نیز پرچم‌های سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه می‌دارند. همچنین نوروز در میان اعراب جنوب عراق رایج است و در روز نوروز آن‌ها به سبزه زارها و مناطق سر سبز می‌روند. به‌خصوص دیدار از ایوان مداین در این روز از جمله برنامه‌های اعراب جنوب و شرق عراق است. در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.

در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰، سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان ملل متحد، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.

نوروز در خارج از جغرافیای نوروز

ایرانیان بیرون از ایران به ویژه در اروپا و آمریکا و کانادا چند دهه است که جشن‌های نوروزی از جمله چهارشنبه‌سوری را به صورت گروهی برگزار می‌کنند.

از دوره بوش رؤسای جمهور آمریکا هر سال پیام نوروزی برای ایرانیان می‌فرستند. در روز چهارشنبه سوری ۱۳۹۳ برای اولین بار میشل اوباما در مراسم سفره نوروزی کاخ سفید سخنرانی کرد. و باراک اوباما در پیام خود گفت:

«با درود، نوروزتان مبارک و پیروز.
هفته پیش همسر من میشل کمک کرد تا در اینجا نوروز را جشن بگیریم.
این جشن بزرگداشتی بود برای فرهنگهای گوناگون، غذا، موسیقی و دوستی جوامع مهاجری که هر روزه خدمات فوق‌العاده‌ای در ایالات متحده ارائه می‌کنند در حالی که دور سفره هفت سین جمع می‌شوید، از تهران تا شیراز تا تبریز، از سواحل دریای کاسپین تا کرانه‌های خلیج فارس، برای برکت‌هایی که دارید شکرگزارید و به آینده می‌نگرید..»

جشن جهانی نوروز

در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.

تعطیلی

در ایران ۴ روز نخست فروردین که مصادف با شروع نوروز است، تعطیل رسمی می‌باشد. این تعطیلات برای مدارس تا سیزده نوروز ادامه دارد.

بخشنامه ۱۳۴۷ خورشیدی

در بخشنامه ۱۰۱۶ مورخ اول آبان ۱۳۴۷ به کلیه وزارتخانه‌ها و موسسات و بنگاه‌ها و شرکت‌های دولتی و وابسته به دولت و بر طبق تصمیم جلسه مورخ ۱۶ اسفند ۱۳۴۶ هیئت وزیران، در فهرست تعطیلات رسمی در ایران؛ روز اول و دوم فروردین تعطیلات رسمی اعلام شده بود.

تعطیلات نوروز اصلی‌ترین و طولانی‌ترین تعطیلات در جمهوری آذربایجان است در این کشور تعطیلات نوروز ۷ روز است و از ۲۰ مارس (۲۹ اسفند) تا ۲۶ مارس (۶ فروردین) ادامه دارد.

آداب نوروز در سفرنامه شرق شناسان

  • انگلبرت کمپفر که در دوره شاه سلیمان صفوی به ایران سفر کرده، در بخشی از سفرنامه خود دربارهٔ نوروز می‌نویسد: «نوروز از آداب و رسوم ایرانیان قدیم به جا مانده‌است و هنوز هم بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین جشن ایرانیان به‌شمار می‌رود. همه در این روز لباس نو می‌پوشند. دوستان و آشنایان به دیدن یکدیگر می‌روند، مهمانی‌ها برپا می‌شود و به تفریح می‌پردازند.

  • خانم کارلا سرنا، علت برگزار نشدن عید و سلام نوروزی را چنین بیان کرده :"

شاه در این مورد نیز خواسته یا ناخواسته نظر «منجم باشی» را خواسته بود و او به علت نزدیکی ستاره‌ها (قران کواکب) یا قمر در عقرب بودن روز دوم نوروز را برای برگزاری مراسم سلام مناسب تشخیص داده بود.

  • جملی کرری می‌نویسد:"در نوروز بزرگان برای عرض تبریک به حضور شاه می‌رسند و نسبت به وسع و امکان خود سکه‌های زرین و هدایایی تقدیم می‌کنند. خان‌هایی که به علت دوری راه نتوانند به حضور شاه برسند، به وسیله چند تن از غلامان و کنیزان خود، که لباس فاخر بر تن می‌کنند، هدیه نوروزی خود را به پیشگاه شاه می‌فرستند. ایرانیان در این روز لباس نو می‌پوشند؛ زیرا معتقدند کسی که سال نو را با لباس کهنه آغاز کند، از خوشی‌های تازه سال جدید بی‌بهره خواهد ماند. از دیگر مراسم عید نوروز، یکی هم آماده کردن انواع غذاهای لذیذ در خانه‌ها و پذیرایی گرم از دوستان و آشنایان است.»

آئین‌ها

نوروز مجموعه‌ای از جشن‌ها و مناسبت‌ها است. جشن‌های سال نو یا جشن‌های نوروزی در ایران برنامه‌های متعددی دارد که ابتدا با چهارشنبه‌سوری شروع می‌شود. بعد از جشن چهارشنبه سوری آخرین پنجشنبه رفتن به مزار و آرامگاه تازه درگذشتگان است. سومین برنامه که بیشتر در خراسان جنوبی رایج است مراسم الفه است. این مراسم نیز در آرامگاه‌ها و قبرستان‌ها یا مساجد برگزار می‌شود و بیشتر برای تکریم و احترام به مردگان است در این مراسم شیرینی و کیک‌های محلی (قطاب- نان شیری - گعک) به همراه سبزه در سفره گذاشته می‌شود.

خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم برخی مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

افروختن آتش

جشن نوروزی روستای پالنگان با چرخاندن مشعل‌ها و حرکت به بالای صخره‌های پشت روستای پالنگان توسط جوانان برگزار می‌شود. در این جشن مردم روستا با حضور بر بام خانه‌ها و با نواختن موسیقی‌های کردی و پوشیدن لباس‌های شاد و رنگارنگ به استقبال نوروز می‌روند.

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در برخی مناطق علاقه‌مند به نوروز متداول شده‌است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. در کردستان در روز نوروز مراسم آتش نوروزی (به کردی ئاگر نه‌وروزی Agir Newrozî) انجام می‌شود. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.

سفره‌های نوروزی

سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند.

سفره نوروزی که امروزه در ایران به آن سفره هفت سین هم می‌گویند دارای دو نوع مواد هستند

  • الف: اجناسی که جنبه نمادین و سمبولیک دارد. مانند سیر و سکه
  • ب: مواد و اشیایی که جنبه خوراکی و پذیرایی دارند. مانند انواع آجیل‌ها و شیرینی‌های سنتی یا جدید

در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت‌سین پهن می‌شود. در این سفره، هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف س آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و… به هفت‌سینی که چیده می‌شود معانی خاصی نسبت داده‌اند؛ مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفته‌اند. سفره نوروز از زمان‌های کهن بوده اما به این صورت بوده‌است که سفره‌ای را پهن می‌کردند و در بشقاب‌های سفالی یا فلزی، انواع آجیل‌های خشک‌شده مانند توت خشک، برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک (پخته شده و خشک شده لبو) و عسل و سرشیر خشک شده، کلوچه، قطاب و نان سرموکی و… می‌گذاشتند؛ تخم مرغ رنگ‌شده از اجزای اصلی این سفره‌ها بود. در این سفره، بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی و نمادین داشت مانند تخم مرغ و آیینه؛ ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بوده‌است و هر زمان که تمام می‌شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را دوباره برای میهمانان جدید پر می‌کرد.

اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد، پدیده جدیدی است و مستندات تاریخی ندارد. البته سفره نوروزی همواره دارای سمبل و نمادها بوده‌است اما به نظر می‌رسد گذاشتن هفت جزء آغاز شونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیده‌ای است که روایت‌های آن بیشتر از اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد و توسط رسانه‌ها فراگیر شده‌است. یکی از ضروریات عید نوروز لباس نو و حمام رفتن بوده‌است، مردان و زنان قبل از فرارسیدن نوروز به حمام‌های زنانه یا مردانه می‌رفتند و شلوغ‌ترین روزهای گرمابه‌ها، همان چند روز سال نو بود. در گرمابه‌های قدیمی که معمولاً با چوب و هیزم در (گرخانه)Gor Khaneh یا (آتش خانه) آب داخل خزانه را که بر روی دیگ‌های بزرگ قرار داشتند گرم می‌کرد، حمامی‌ها لازم بوده که یک ذخیرهٔ ویژه چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره کنند.

  • در قرون گذشته بسیاری از خانواده‌ها سالی فقط یکبار می‌توانستند پلو بخورند و آن هم شب نوروز بود. شب نوروز، همه مردم یا اکثراً پلو یا چلو خورشت می‌خوردند. از این پلو نوروزی برای فقرا، سلمانی (آرایشگر) و حمامی (مسئول آتش حمام) و برای کدخدای و روحانی (معلم سنتی) محل پیشکش می‌بردند؛ و آن‌ها با حجم زیادی از پلو روبرو بودند و ناچار بودند آن‌ها را خشک کرده و در آینده استفاده کنند.

پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از ماهی و تخم مرغ رنگ‌شده یاد کرد.

در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.

علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان، عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز=از سایت قصران گشت

زمان تحویل سال 1403

ساعت 06 و 36 دقیقه بامداد

در روز چهارشنبه 1 فروردین 1403 هجری شمسی

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز

عید نوروز در ایران اولین روز از سال نو و مصادف با یکم فروردین است. جشن نوروز ریشه در ایران باستان دارد و مراسمی است کهن با تاریخچه‌ی غنی که از دوران قدیم به یادگار برایمان باقی مانده است.

منشا پیدایش نوروز کجاست؟

نوروز یک جشن قدیمی و کهن از اقوام متعددی است که به ارث رسیده‌ است اما شناسنامه ایرانی به خود گرفته و از آن به عنوان نماد پیوند دهنده ی افراد و اقوام ایرانی ایران یاد می‌شود. نوروز، با عنوان رسمی «روز بین‌المللی نوروز»، توسط یونسکو به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشر به ثبت جهانی رسیده‌ و این روز یکی از روزهای مقدس و اعیاد مذهبی زرتشتیان و بهاییان نیز به‌ شمار می‌رود.

همچنین در شاهنامه درباره نوروز اینگونه نوشته شده است: جمشید در حال گذشتن از آذربایجان بوده است که دستور می دهد برایش تختی قرار دهند، سپس با تاجی پر زرق و برق روی آن تخت می نشیند و با تابش نور خورشید به آن تاج زرین، روشنایی و نور فراوانی دنیا را فرا میگیرد و به خاطر شادمانی مردم آن روز را نوروز می نامند.

زمان تحویل سال 1403

ساعت 06 و 36 دقیقه بامداد

در روز چهارشنبه 1 فروردین 1403 هجری شمسی

فروردین

ماه فروردین به فروهر ها یا فروشی ها تعلق دارد. جشن نوروز نیز در واقع نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است که به حیات منتهی می شود. فروهر یکی از نیروهای غیر مادی در وجود انسان است و در واقع نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مادی مردمان در جهان مینوی به وجود می آید و بعد از مرگ آدمیان نیز دوباره به جای نخستین خویش باز می گردد.

در تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز نوشته شده است که ایرانیان باستان تنها قهرمان را فروهر می دانستند اما بعدها پرهیزگاران نیز از این نعمت برخوردار شدند. آن ها سالی یک بار برای دیدار بازماندگانشان در خانه های خویش فرود می آیند و اگر خانه را درخشان تمیز ببینند، ورود آن ها موجب خیر و برکت خواهد شد. اگر خانه را در هم و آشفته ببینند، برای آن ها طلب برکت نخواهند کرد.

بنر تورهای ویژه نوروز

عید نوروز چیست؟

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز این روز در ایران و افغانستان نوید‌ دهنده سال جدید است. نوروز در کشورهایی مثل تاجیکستان، روسیه، ترکمنستان، هند، پاکستان، قرقیزستان، سوریه، عراق، گرجستان، جمهوری آذربایجان، آلبانی، چین و ازبکستان تعطیل رسمی است و مردم به جشن و پایکوبی می‌پردازند.

ما این جشن باستانی و کهن را از اقوام مختلفی در منطقه به ارث برده‌ایم. جشنی که با رنگ و بویی ویژه، هویتی ایرانی گرفته و نماد پیوند اقوام و مردمان ایران است. نوروز را شروع رستاخیر طبیعت، موعد رویش و تولد نباتات می‌دانیم و باورمان بر این است که همگام با طبیعت، ما نیز باید روزگار نو و تازه‌ای را با روح و روان تازه و پوشیدن لباس نو آغاز کنیم.

شروع جشن نوروز با اعتدال بهاری همزمان است. موعدی که خورشید در حرکت ظاهری‌اش در ابتدای برج حمل، استوای زمین را قطع می‌کند و ساعات روز و شب با هم برابر می‌شود. در تقویم خورشیدی، لحظه تحویل سال، اولین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین شمرده می‌شود.

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز

ریشه‌یابی واژه نوروز

واژه نوروز از زبان فارسی میانه (nōgrōz) گرفته شده که ریشه در زبان اوستایی دارد. مورخان، معادل اوستایی آن را navaka raocah حدس زده‌اند.

امروزه در فارسی این واژه برای دو معنی استفاده می‌شود:

نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو

نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان «ناوا سرِدا» یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌خواندند.

به عقیده احسان یارشاطر، بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، با توجه به قواعد آواشناسی، نگارش این واژه در الفبای لاتین به صورت Nowruz توصیه می‌شود (وی در این رابطه تلفظ فارسی را مبنا قرار داده است). امروزه در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی این شکل از املا استفاده می‌شود.

بنر تورهای ویژه نوروز

نوروز سمبل پیروزی

در تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز آمده است که نوروز سمبل پیروزی خوبی بر بدی است به این دلیل رسم دعای رپیثون در نوروز انجام می شود. (رپیثون) غلبه ی گرمای نیمروز و ماه های تابستان است با حمله غول زمستان به زمین ریپثون به زیر زمین می رود تا آبهای زیرزمینی را گرم نگه دارد و با اینکار گیاهان و ریشه درختان را از مرگ نجات دهد گرما در بهار نمادی است از پیروزی خوبی بر بدی به همین علت جشن دعای مخصوص در مراسم نوروز به ریپثون تعلق می گیرد.

در دوره سلجوقیان ، به دستور شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان از جمله خیام برای بهبود تقویم ایرانی دعوت شدند، در آن زمان نوروز را اول بهار زمان وارد شدن آفتاب به ماه فروردین و آنرا اول سال نامیدند. این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای تثبیت نوروز در آغاز بهار، این طور وضع شد که هر چهار سال یک‌بار و یا هر پنج سال یک بار تعداد روزهای سال بجای ۳۶۵ روز ۳۶۶ روز در نظر گرفته شود . آغاز این تقویم از سال ۳۹۲ هجری بود.

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز

روز جهانی عید نوروز

مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز را که ریشه ایرانی دارد در تقویم خود ثبت کرده است. در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸، سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)، نوروز را به عنوان میراث جهانی به ثبت رساند.

آداب و رسوم عید نوروز در ایران

مراسم نوروز از مجموعه‌ای از جشن‌ها و مناسب‌ها تشکیل شده است. جشن نوروز ابتدا با آداب و رسوم چهارشبنه سوری شروع می‌شود. سپس نوبت به آخرین پنجشنبه سال و رفتن به مزار درگذشتگان می‌رسد.

سومین برنامه که بیشتر در خراسان برگزار می‌شود مراسم الفه است این مراسم که در آرامگاه‌ها، قبرستان‌ها و مساجد بر پا می‌شود برای تکریم و احترام به گذشتگان است. طی این مراسم، شیرینی و کیک محلی (نان شیری، قطاب، گمک) در کنار سبزه بر سر سفره گذارده می‌شود.

خانه‌تکانی

از دیگر آداب و رسوم عید نوروز در ایران می‌توان به خانه‌تکانی اشاره کرد. اقوام و مردمی که نوروز را جشن می‌گیرند به این مناسبت نیز پایبند هستند.

در تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز نظافت وسایل خانه و اسباب و اثاثیه گردگیری، شستشو و تمیز می‌شود. همچنین مردم کشورهایی مثل افغانستان و تاجیکستان هم پیرو این رسم هستند.

از دوران کهن، در برخی مناطق رسم آتش افروختن نیز متداول بوده است. این رسم در ایران، آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان در قالب روشن کردن آتش در آخرین چهارشنبه سال (همان چهارشنبه سوری) مرسوم بوده است.

تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز

در تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز پهن کردن سفره عید نوروز نیز آورده شده است. عناصر این سفره که در ایران سفره هفت سین نام دارد به دو نوع تقسیم می‌شوند:

عناصری که جنبه نمادین دارند: مثل سیر، سکه، سمنو، سبزه، قرآن و …
عناصری که جنبه خوراکی و پذیرایی از مهمان را دارند: مثل انواع و اقسام آجیل، شیرینی سنتی یا امروزی
در قرن‌های گذشته، اکثر مردم فقط سالی یکبار می‌توانستند پلو بخوردند که آن هم شب نوروز بود. در این شب، همه یا اکثر مردم پلو می‌پختند و از این پلوی نوروزی برای فقرا، سلمانی‌ها، حمامی‌ها، کدخدا و روحانی محل پیشکشی می‌بردند.

انداختن سفره نوروزی که در تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز هم به آن اشاره شده است آداب و رسومی خاصی دارد و روی سفره وسایل دیگری از قبیل آیینه، شمع و آب نیز قرار میدهند. ماهی و تخم‌مرغ رنگی نیز در تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز دیده می‌شوند.

شرح معنای نمادین هفت اقلام سفره‌ی هفت‌سین

سبزه: از کاشت گندم حاصل می‌شود و نماد تولد دوباره‌ی طبیعت است.

سمنو: خوراکی شیرین شبیه پودینگ که جوانه‌های گندم تهیه می‌شود و نماد لحظات شیرین زندگی است.

سیب: سیب سرخ نماد زیبایی است.

سنجد: میوه‌ای شیرین به اندازه توت سفید است و نماد عشق می‌باشد.

سیر: نماد سلامت است.

سماق: ادویه ایرانی که نماد رنگ سپیده‌دم قبل از طلوع خورشید و پیروزی نور بر تاریکی است.

سرکه: نماد صبر و کهن‌سالی است.

“سال نو مبارک”

۳ دلیل برای خواندن «تذکرة الأولیاء»=از فرادید

۳ دلیل برای خواندن «تذکرة الأولیاء»

کتاب تذکرة الأولیاء عطار یکی از روح‌نوازترین آثار ادبیات فارسی است؛ این کتاب زبانی نسبتا روان و پند‌هایی کوتاه و خواندنی دارد که دروازۀ دنیایی متفاوت از دنیایی را که در آن زندگی می‌کنیم برای ما باز می‌کنند.

تأملات هنر و ادبیات

۱۱ آبان ۱۴۰۱ - ۱۳:۵۸

فرادید| ادبیات فارسی گنجینۀ شگفت‌انگیزی است که ارزش‌های هنری و معنوی آن تمام‌نشدنی به نظر می‌رسند. در این بین شاید لطیف‌ترین و عمیق‌ترین بخش از این گنجینه همان چیزی باشد که به آن «ادبیات عرفانی» می‌گوییم. ادبیات عرفانی فارسی شامل پیوند‌هایی ظریف میان زبان عاشقانه و روح معنوی است؛ پیوندی که انگار به عمق جان مخاطب نفوذ می‌کند و او را به انسان بهتر و شریف‌تری مبدل می‌سازد.

به گزارش فرادید؛ در این مجموعۀ ارزشمند، دیوان‌های شعر و کتاب‌های نثر زیادی هستند که می‌شود به دلایل مختلف خواندن آن‌ها را توصیه کرد. در این بین، کتاب «تذکرة الأولیاء» عطار یکی از درخشان‌ترین گوهر‌ها است؛ این کتاب یک استثنای واقعی است که باید گفت اگر کسی زبان فارسی را بلد باشد و آن را نخوانده باشد، حقیقتا موهبت گرانبهایی را از دست داده است!

موضوع این کتاب شرح احوالات و گفتار‌های ۹۷ تن از بزرگان عرفان و تصوف است که پیش از عطار زندگی می‌کرده‌اند. در اینجا چند جهت و دلیل عمده‌ای را مطرح می‌کنیم که خواندن کتاب «تذکره» را به یک ضرورت تبدیل می‌کنند.

۱. نثر درخشان و ساده

ما چطور می‌توانیم زیباتر حرف بزنیم؟ چطور می‌توانیم دایرۀ لغات و اصطلاحات‌مان را گسترش بدهیم تا در سخن گفتن بلاغت و فصاحت بیشتری داشته باشیم؟ قطعا مهم‌ترین راه (و شاید تنها راه) برای دست‌یابی به این هدف مطالعۀ آثار ادبی بزرگی باشد که الگو‌های خوبی برای بیان فراهم می‌کنند.

تذکرة الأولیاء با نثر ساده و در عین حال زیبا و روانی که دارد، یکی از بهترین آثار کلاسیک فارسی است که می‌توانیم برای افزایش بلاغت و فصاحتمان به سراغش برویم. مسلما این کتاب نسبت به بیان امروزی ما سبک متفاوتی دارد، اما در عین حال نسبت به خیلی از آثار قدیمیِ دیگر، قابل‌فهم‌تر و روان‌تر است.

۲. کوتاهی حکایات و پند‌ها

تذکرة الأولیاء در مجموع کتاب نسبتا طولانی و مفصلی است، اما برای بهره‌مند شدن از آن نیازی نیست که از اول شروع کنیم و تا آخر آن را بخوانیم. هر فصل از این کتاب دربارۀ یکی از بزرگان عرفان است و در هر فصل حکایات و نقل‌قول‌های کوتاهی از آن عارف ذکر شده که این ویژگی باعث سهولت استفاده از کتاب می‌شود. حتی اگر به صورت تصادفی صفحه‌ای از کتاب را باز کنید و از همان‌جا شروع به خواندن کنید، باز هم با نکات ارزشمند و جذابی مواجه خواهید شد. گاهی فقط یک جمله از این متن می‌تواند احساساتی لطیف و اندیشه‌هایی عمیق در خواننده ایجاد کند:
«و گفت: اگر دوزخ مرا بخشند، هیچ عاشق را نسوزم از بهر آنکه عشق خود او را صد بار سوخته است».

۳. احساس آرامش و معنویت

در دنیایی که اضطراب‌ها آن را احاطه کرده‌اند و جنونِ بیشتر خواستن و بیشتر داشتن وجود آدم‌ها را فراگرفته، در این دنیایی که سرشار از رقابت‌های هر روزه و دائمی برای دست پیدا کردن به موقعیت‌های مادی بالاتر است، تذکرة الأولیاء ما را به دنیای متفاوتی می‌برد؛ دنیای آدم‌هایی که رقابت‌هایشان بر سر این است که تا چه اندازه توانسته‌اند از قید دنیا آزاد شوند؛ دنیای آدم‌هایی که رنج‌ها و شادی‌هایشان از جنس دیگری است و آرزوهایشان بلندتر و عمیق‌تر از بلندی‌ها و عمق‌های این دنیاست.

اگر تذکرة الأولیاء را با همدلی و نگاهی فارغ از پیشفرض‌ها بخوانیم و بتوانیم به آن فضای معنوی که عطار در آنجا ترسیم کرده است نزدیک شویم، با راه‌های متفاوتی در زندگی و نگاه‌های متفاوتی به زندگی آشنا خواهیم شد که شاید پیش‌تر کاملا از آن‌ها غافل بوده‌ایم؛ راه‌ها و نگاه‌هایی که کمترین اثرشان احساسی از آرامش و سکون و بلندنظری است.

در فصل مربوط به ابوالحسن خرقانی آمده است:

«و گفت: اگر از ترکستان تا شام کسی را خاری در انگشت شود، آن از آنِ من است و همچنین از ترک تا شام اگر کسی را قدم در سنگ آید، زیانِ آن مراست و اگر اندوهی در دلیست آن دل از آن من است».

اسامی حیوانات به زبان ترکی آذربایجانی

آهو: جئیران، مارال، قیزال، کوپکر (نوعی آهو)
آهو بره (بچه): جویور، اه یلیک
آهو ماده: ینک
اردک: اؤردک، بیلی
اردک ماهی: دورنا بالیغی
اردک نر: سونا
اردک وحشی: چؤل اؤرده یی
از انواع اردک ها: آینالی، گوله ین قوش، فیتله ین جوره، جوره
اسب: آت
اسب ابلق: گه ین آت
اسب اصیل: جنیس آت
اسب باری (بارکش): انک، یابی، یوک آتی
اسب به رنگ زرد و روشن: قولا
اسب بور: آل آت
اسب پروار: کوهلن آت
اسب رام نشده: قارا یهر، قولان، داش تولک
اسب آبی: دنیز آیغیری، دنیز آتی
اسب سرخ موی: کهر، کورن آت
اسب گاوی: قوشقو
اسب ماده: قولون لو
اسب مسابقه: جیدیر آتی
اسب نر: آیقیر
اسب یدک: کوتل
کره اسب: دایچا، قولون
الاغ: ائششک، اولاق، اوزون قولاق
باز: توغان (دوغان)، سونقور، شونقار، شاهباز، قیرغی، قیزیل قوش، ال قوشو، اوچوقوش، لاچین، ترلان، باز

شیر: آسلان
ببر: قاپلان
بز: کئچی
بز شش ساله: آزمان
بز کوهی: الیک، گییک، قارپاچا، داغ کئچی سی
بز نر: تکه، سییز، ئرکج
بز یکساله: چپش
بزغاله: کئچی جیک، وْغلاق
بلبل: بولبول
بلدرچین: بیلدیرچین
جغد: بایقوش، یاپلاق، گئجه قوشو، بایقو، یاراسا
گنجشک: سئرچه
جوجه: تویوق بالاسی، یاورو، قوش جوغاز، جوجه
جوجه پر در نیاورده: اتنه، اتجه، اتجه بالا، زیلغا، اتمتن، توکلسه میس قوش بالاسی
جوجه خروس: بئچه، چورپا، چولپا
جوجه مرغ: فره
جوجه تیغی: کیرپی
خروس: خوروز
خروس جنگی: دالاشقان خوروز
خرگوش: دووشان
خرگوش اهلی: آدا دووشانی
بچه خرگوش: دووشان جیق
خرمگس: موزالان، بویه لک، آت میلچه یی، گیگووون
خفاش: یاراسا، پالاز قولاق، گئچه قوشو
خوک: دونوز، دونقوز، پورسوق، قانماز
خوک آبی: سو پیشی
خوک بچه: چوشقا
خوک وحشی: قابان
روباه: تولکو، شله قویروق
راسو: میشووول
شاهین: یتی قانادلی، آلیجی، ییرتیجی، قوش
از انواع شاهین ها: قاراقوش، قارتال، قیرغی، توغان، دوغان، ترلان، سونقور، شونقار، کرکینجک، لاچین
شتر: ده وه
شتر ماده: آروانا، دیشی ده وه، هاچامایا
شتر نر: ائرکک ده وه
شتر نر جوان: بوغور
شترمرغ: ده وه قوشو
طاووس: توووز
عقاب: قارتال، قیزیل قوش، قارا قوش
قوچ: ائرکک قویون
قوچ وحشی: آرغالی، آرخا
قورباغه: قورباغا
قورباغه خشکی‌زی: قورقور باغالاری
بچه‌ی قورباغه: چومچه قویروق
کلاغ: قارغا
کلاغ رنگی: زیبیل لیک تویوقلاری
کلاغ زاغی: دولاش، دولاشا
کلاغ سیاه: زاغ، قارقارغا، قوزغون
کلاغ سیاه و سفید: آلا قارغا
کبک: ککلیک، چیل
کبوتر: گؤیرچین
کبوتر چاهی (صحرایی): آلاباختا
کبوتر حرم: مچید و زییارت خانالاردا یاشایان گویرچین
کرکس: لئش قارتالی، ساققاللی قارتال، توغلو گورتون، چالاغان، قوزغون
گاو میش: جامیش، گامیش، کل
گاومیش دو ساله: آوارا، بالاق
گاومیش نراخته نشده (تخمی): کله، کل
نوزاد گاومیش: پوتوق
گربه: پیشیک، مستان
گربه آبی: سو پیشی یی
گربه پوست پلنگی: تکیر پیشیک
گربه کور: نانکور
گربه ماهی: خول بالیغی، ناققا، ناخا
گربه وحشی: قامیش پیشی یی، دله، واشاق، مییو پیشی یی، یابانی پیشیک
گرگ: جاناوار، قورد، قارا آغیز
گوساله: بوزوو
گوساله گاومیش: پوتوق، آوارا، خوتک / گوساله ماده: دوگه
گوساله نر: جونگه، دانا
گوسفند: قویون
گوسفند پشمی: یونلوک، یون وئرن قویون
گوسفند دنبه دار: دیمیق
گوسفند دو ساله: دویج
گوسفند گوش دراز: کوره قویون
گوسفند نر: قوچ
موش: سیچان
موش آبی: سو سیچانی
موش صحرایی: سیچووول، چول سیچانی، چول کسه نه یی
موش کور: کوسته بک

منبع: وبلاگ روستای طاقچه داش

نام های حیوانات به زبان ترکی آذربایجانی   


1) حشرات
قوُرد قوُش: حشرات موذی
بؤجک: حشره
آری: زنبور
بال آریسی: زنبور عسل
میلچَک:مگس (چیبین برگرفته از ترکی سومری)
میغمیغا: پشه ( هونو / آغجا قاناد)
پیسپیسلی / پیسپیسدا: سوسک سیاه
موزالان: خرمگس

چَگیرتگه :مَلَخ
کَپَنَک: شاپرک ، پروانه
جوجو: ساس
قاریشقا:مورچه
مئیرام قوُردوُ : خرخاکی
سولوُجان : کرم خاکی
تور آتان: عنکبوت
بؤوه : رتیل


2) حیوانات اهلی
آت: اسب
دایچا:کره اسب

ایت: سگ
کؤپَک: سگ نر
ائششَک:اُلاغ
اینَک:گاو
اؤکوز: ورزا، گاو نر
کئچی / گئچی: بُز
چَپیش: بُزغاله
تَکه: بزنر

ائرکَج / اَرکَج :بُز نر
تویوُق:مُرغ
بیزوو : گوساله
کووه ر: بز یکساله
دایلاق: بچه شتر
قیریق / کوروخ: کره الاغ تازه به دنیا آمده
قانجیق / دیشی: ماده
ائرکَک / اَرکَک: نر

3) حیوانات وحشی
قابان: گراز
دونوز: خوک
جئیران: آهو
مارال: مرال
چاققال: شغال
تولکو: روباه
قوُرد : گُرگ (در ترکی باستان: بؤری)
آیی:خرس
کیرپی:خارپشت
سیچان: موش
آخساق سیچانی: موش صحرایی
قاپلان / قافلان: پلنگ
دووشان:خرگوش
آسلان / آرسلان / اسلان : شیر


4) پرندگان
قوُش: پرنده
اؤرده ک: اُردک ، مرغابی
قوُتان: پلیکان
سئرچه: گنجشک
قارغا:کلاغ
بایقوُش: جغد
قَره قوُش / قارتال : عقاب

قوزغون: لاشخور
لاچین: شاهین
گؤیَرچین: کبوتر
قیل قویروق : مرغابی تیز دُم
کَکلیک / کَهلیک : کبک
گئجه قوُشوُ: شب پره ، خفاش (یاراسا ، یاپالاق)
قارانقوش: چلچله ، پرستو


5) خزندگان
ایلان:مار
اوخ ایلانی: تیر مار
کَرتَنکه له: مارمولک
توسباغا: لاک پشت

6) آبزیان
بالیق: ماهی
ناققا: نهنگ

منبع:http://azonace.blogfa.com/

آموزگاران  اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل در ننه کران =از آرشیو جناب آقای محمد رامزی

 

از راست:غلام هوشمند-بلال دولتی-سیف الله سیف اللهی -حجت الله سیف اللهی-مرحوم احمد دولتی ترکپور-مرحوم محمد اسلامی- محمد رامزی-رشید جهانشاهی- مرحوم فیروز دولتی ترکپور

c192755_.jpeg

از  راست: بلال دولتی-سیف الله سیف اللهی- مرحوم فیروز دولتی -مرحوم احمد دولتی-رشید جهانشاهی-محمد رامزی-مرحوم محمد اسلامی-هنگامی-خبیری-غلام هوشمند

a77133_.jpeg

غلام هوشمند-محمد رامزی-مرحوم احمد دولتی ترکپور

بلال دولتی-سیف الله سیف اللهی-مرحوم محمد اسلامی- حجت الله سیف اللهی 

t497993_.jpeg

مطلب نظافتی-محمد رامزی-حجت الله سیف اللهی

h81487_.jpeg

حجت الله سیف اللهی-مطلب نظافتی-محمد رامزی 

c009841_.jpeg

محمد رامزی - مرحوم محمد اسلامی در کلاس درس 

t966963_.jpeg

مرحوم محمد اسلامی -محمد رامزی

j741928_.jpeg

محمد رامزی- مرحوم فیروز دولتی ترکپور

c50400_.jpeg

محمد رامزی-حجت الله سیف اللهی 

q5313_.jpeg

غلام هوشمند- محمد رامزی

g269496_.jpeg

رشید جهانشاهی-محمد رامزی

c606_.jpeg

غلام هوشمند-حجت الله سیف اللهی-محمد رامزی

a931443_.jpeg

نوروز سال 1401

میم‌تیم

طبیعت ننه کران تابستان 1400

nanakaran2014_d8q1.jpeg

 

آذربایجان شرقی شهرستان کلیبر جنگل های قره داغ(قره داغ مئشه لری....کلیبر)

 

photo_2021-06-02_19-25-56_t2yw.jpg

اردبیل شهرستان نمین جنگل های فندقلو 

photo_2021-06-02_19-30-33_wta1.jpg

بازنشر از کانال تلگرامی:یوردوموز ننه کران 

باز سازی ساختمان  تاریخی دبستان دولتی نادر شاه افشار ننه کران

 

 باز سازی ساختمان  تاریخی دبستان دولتی نادر شاه افشار ننه کران

طی جلسه ای دررابطه با  بازسازی  واحیای مدرسه قدیم ننه کران (نادرشاه افشار)  با حضورفرماندار محترم شهرستان وحجت الاسلام حاج سید جعفر موسوی ننه کرانی ودکتر لطفی مدیرکل محترم سازمان نوسازی مدارس استان باهیات همراه برگزار شد.
بالغ برهشتصد میلیون تومان اعتبارجهت احیاوتعمیر این سازه برآورد گردید که مقرر شد سیصد میلیون تومان آن از محل مشارکتهای مردمی جذب وپانصد میلیون تومان هم از محل اعتبارات ملی تامین گردد .
لذا به لحاظ اینکه این بنا نشانگر هویت فرهنگی روستای ننه کران وحتی منطقه می باشد نمای بیرونی وبافت قدیمی این سازه اعم ازدیوارها -سقف وحتی دروپنجره های چوبی وقدیمی آن که درسال ۱۳۳۷هنگام بنای این سازه تعبیه شده بوده به همان سبک وسیاق وبدون هیچ تغییر ودخل وتصرفی درآن بازسازی مرمت وحفظ گردیده وجهت بازدید عموم‌ دراختیاردهیاری قرار داده شود .

photo_2021-06-02_19-16-33_l9w4.jpg
منبع خبر: کانال تلگرامی یوردوموز ننه کران

نوروز روی کاسه قاجاری!= از فرادید

نوروز روی کاسه قاجاری!

روی این قدح سفالیِ بدل چینی نقاشی‌های زیبایی به تصویر کشیده شده که روایتگر رسوم و فرهنگ مردم ایران در دوره قاجار، از جمله نوروز است.

مجله تاریختاریخ ایران

۰۵ فروردين ۱۴۰۰ - ۰۷:۴۸

کاسه قاجاری!

 

کاسه‌ای بازمانده از دوران قاجار که حالا در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود، روایتگر چگونگی برپایی جشن نوروز در یک قرن پیشِ ایران است.

روی این قدح سفالیِ بدل چینی نقاشی‌های زیبایی به تصویر کشیده شده که روایتگر رسوم و فرهنگ مردم ایران در دوره قاجار، از جمله نوروز است.

خواندنی ها

نوروز در تخت‌جمشید

این نقاشی‌ها که به لحاظ استفاده از رنگ‌های قرمز و زرد و نیز نوع گل‌پردازی، شبیه به شیوه کار هنرمندان شیراز در اواخر عهد ناصری با تزئین زیرلعاب است با موضوعات متنوعی از جمله صحنه‌های نوازندگان، گروه رژه، جشن، شکار، بندبازی و ... با گل‌های رنگارنگ و پرندگان در میان شاخ و برگ‌ها همراه است که سطح داخل و خارج آن را در برمی‌گیرد.

نقاشی‌های سطح داخلی موضوع عاشقانه دارد و در کف ظرف نیز یک گلدان با گل‌های رنگارنگ دیده می‌شود.

در سطح خارجی قدح نقاشی‌ها به آیین نوروزی مربوط می‌شود. نماد‌های تحویل سال مثل ساعت، رژه گروه مارش، گروه نوازندگان و چهار توپ چرخ‌دار روی کاسه مشاهده می‌شود. این قدح مربوط به سده ۱۳ هجری قمری و به سبک کاشان است که در موزه باستان‌شناسی و هنر دوران اسلامی موزه ملی نگهداری می‌شود.

 

کاسه قاجاری!

 

آداب نوروزی

 

آیین نوروزی

 

نوروز قاجاری

 

منبع: خبرگزاری ایسنا

ادامه نوشته

سوالاتی که هنگام خواستگاری باید پرسید= از فرادید

سوالاتی که هنگام خواستگاری باید پرسید

چه سوالاتی هنگام خواستگاری باید پرسید؟ لازم است شما قبل از جلسه خواستگاری آرزو‌ها و انتظاراتتان راجع به زندگی زناشویی را مشخص کنید و معیارهایتان را بر اساس معیار‌هایی صحیح انتخاب کنید. در روز خواستگاری باید هر سوالی که به ذهنتان می‌رسد بدون خجالت و رک و مستقیم بپرسید و درباره تمام جزئیات زندگی مشترک با همسرتان صحبت کنید و هیچ پرسشی را بی پاسخ رها نکنید.

مجله زندگیرابطه

۲۸ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۰:۱۸

سوالات خواستگاری

فرادید| شناخت کافی قبل از ازدواج لازمه زندگی مشترک است که این شناخت تا حدودی با تحقیق و طی جلساتی گفتگو صادقانه با فرد مورد نظربه دست می‌آید بنابر این بهتر است برای دست یابی یک زندگی مشترک موفق و شناخت کافی در جلسات خواستگاری و در مراحل اولیه آشنایی سوالاتی را مطرح کنیم، پاسخ طرف مقابل ما به این سوالات می‌تواند ما را با خلق و خو، نظرات و سبک زندگی او آشنا کند.

برای شناخت شریک زندگیتان مراحل اولیه آشنایی فرصت مناسبی است. زمانی که تصمیم به ازدواج می‌گیرید و خواستگاری را به خانه می‌پذیرید، بهتر است واقع بینانه به خود و شرایط موجودتان نگاه کنیدتا از نظر زیبایی، تحصیلات، شرایط مالی، فرهنگ خانواده هم تراز باشید.

خواندنی ها

عروسی‌های دوران کرونا

از روان‌شناسی ترس چه می‌دانید؟


لازم است شما قبل از جلسه خواستگاری آرزو‌ها و انتظاراتتان راجع به زندگی زناشویی را مشخص کنید و معیارهایتان را بر اساس معیار‌هایی صحیح انتخاب کنید. در روز خواستگاری باید هر سوالی که به ذهنتان می‌رسد بدون خجالت و رک و مستقیم بپرسید و درباره تمام جزئیات زندگی مشترک با همسرتان صحبت کنید و هیچ پرسشی را بی پاسخ رها نکنید.

راه رسیدن به ازدواج موفق شناخت شریک زندگی است پس قبل از هر اقدامی شریک زندگی آینده تان را خوب بشناسید و با خلق و خو، نظرات و سبک زندگی او آشنا باشید.

ممکن است در این هنگام از خود بپرسیم برای اینکه ارتباط ما در مراحل اولیه به یک زندگی زناشویی موفق و پایدار منجر شود چه کار‌هایی را باید انجام دهیم. قبل از ازدواج باید در مکالمه صادقانه با طرف مقابل خود داشته باشید و در آن سوالاتی را از همسر آینده تان بپرسید و خودتان هم برای هرکدام پاسخی داشته باشید تا در صورت پرسیدن همین سوالات از شما، شما نیز آمادگی جواب دادن را داشته باشید.

سوالات شخصیت‌شناسی خواستگار

سوالات شخصیت‌شناسی خواستگار

این سوالات به ما کمک می کنند که شخصیت طرف مقابل را بهتر بشناسیم نحوه جواب دادن به این سوال ها اهمیت زیادی دارد که نشان دهنده میزان اعتماد به نفس، شناخت از خود و بلوغ عقلی است.

خواندنی ها

عروسی‌های دوران کرونا

از روان‌شناسی ترس چه می‌دانید؟

  • هدف شما از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک چیست؟
  • چه اهدافی را در زندگی دوست دارید و می‌خواهید به آنها برسید؟
  • اگر بخواهید خودتان را با چند ویژگی معرفی کنید به چه چیزهایی اشاره می کنید؟
  • بودن در جمع های شلوغ را دوست دارید یا تنهایی و سکوت را؟
  • نظرات خانواده و دیگران چقدر برای شما اهمیت دارد؟
  • چه خصوصیات اخلاقی را با ارزش و اهمیت می دانید؟
  • آیا متعصب و غیرتی هستید؟  همسر شما چگونه باید رفتار کند؟
  • به صحبت کردن درباره چه موضوعاتی علاقمند هستید؟
  • آیا انتقاد پذیر هستید؟

سوالات مالی خواستگاری

یکی از مهم‌ترین مسائلی که باعث به وجود آمدن اختلاف میان زوجین می‌شود، مشکلات مالی است. برای شناخت بهتر فرد بهتر است که اطلاعاتی درباره تجربیات مالی که در گذشته داشته، برنامه هایی که برای آینده مالی خود دارد و شیوه زندگی اقتصادی داشته باشیم تا بتوانیم تصمیم درست بگیریم.

  • به نظر خودتان خسیس هستید یا ولخرج؟
  • وظیفه تامین مالی همسر به عهده کیست؟
  • نظر شما درباره پول قرض گرفتن چیست؟
  • آیا به فکر پس انداز کردن بوده‌اید؟
  • آیا همسرتان را در مخارج شریک می‌دانید؟
  • هزینه های زندگی و خانه به عهده کیست؟
  • به نظر شما خانه داری چه ارزشی دارد؟
  • آیا بدهی دارید یا قبلا دچار ورشکستگی شده اید؟
  • چه مسکنی را برای زندگی مشترک مناسب می دانید؟
  • در لحظه زندگی می کنید یا به پس انداز کردن معتقدید؟
  • نظر شما درباره رفتن به سینما، تئاتر و رستوران چیست؟
  • نظر شما درباره کار کردن و درآمد همسر چیست؟

صحبت در خواستگاری

سوالات خانوادگی خواستگاری

رابطه افراد با خانواده خود، میزان وابستگی آنها به خانواده و میزان احترامی که برای نهاد خانواده قائل هستند یکی از فاکتورهای مهم در شناخت شخصیت فرد است.بسیاری از مهارت‌های اجتماعی مانند مهارت حل مسئله و تعارض را از طریق خانواده یاد میگیریم و اگر خانواده این مهارت‌ها را به کودکان خود یاد نداده باشند. احتمال اینکه این مشکلات در زندگی مشترک به وجود بیاید بیشتر است.

  • رابطه شما با اعضای خانواده چطور است؟
  • آیا تا به حال با خانواده خود به اختلاف خورده اید اگر بله آن را چگونه حل کردید؟ موضوع آن چه بود؟
  • نظر شما درباره رفت و آمد با خانواده همسر چیست؟
  • وظیفه و نقش همسر شما در خانه چیست؟
  • در خانواده شما چه کسی تصمیم میگیرد؟
  • در صورتی که به اختلاف بخوریم از چه کسی مشورت خواهید گرفت؟
  • نظر خانواده شما درباره من چیست؟
  • اگر با همسرتان دچار اختلاف شدید این اختلاف را چگونه حل می کنید؟
  • اگر بین همسرتان و خانواده شما اختلافی به وجود آمد حق را به چه کسی می دهید؟
  • میزان رفت و آمد شما با خانواده و اقوام چقدر است؟
  • همسر شما چه وظایفی در قبال خانواده همسر دارد؟
  • آیا به رفت و آمد با خانواده همسر علاقه مند هستید؟
  • در صورتی که همسر شما با رفت و آمد با خانواده مشکل داشته باشد چطور مشکل را حل می کنید؟

 سوالات مذهبی خواستگاری

ممکن است شما خودتان فرد چند مذهبی نباشید و سوالات مذهبی برای شما اهمیتی نداشته باشد اما باید طرف مقابل را هم در نظر بگیرید.
عقاید و باورهایی که فرد تا امروز در زندگی داشته به سادگی قابل تغییر نیستند به خصوص که با بالا رفتن سن این عقاید بخشی از شخصیت ما را تشکیل می‌دهند پس برای اینکه از تعارض های بعدی جلوگیری کنیم باید نسبت به عقاید مذهبی طرف مقابل آشنایی داشته باشیم.

  • میزان اعتقادات شما چقدر است؟
  • نقش دین در زندگی شما چیست؟
  • نظر شما درباره حجاب و آرایش همسر چیست؟
  • نظر شما درباره حضور زن در بیرون از خانه چیست؟
  • انجام سفرهای مذهبی علاقه مند هستید؟
  • آیا مشکلی با جشن های مختلط دارید؟
  • پوشش همسر شما در حضور اقوام باید چگونه باشد؟
  • برخورد همسر شما با نامحرم باید چگونه باشد؟
  • اگر همسر شما به مسائل دینی علاقه مند نباشد چه برخوردی انجام میدهید؟
  • آیا در مراسم های مذهبی شرکت می کنید؟
  • تعریف آزادی را چه می‌دانید؟
  • آیا با روابط دوستی مشکل دارید؟

سوالاتی که هنگام خواستگاری باید پرسید

سوالات بچه دار شدن در خواستگاری

نگاه افراد به مسئله بچه دار شدن و میزان علاقه مندی آنها با یکدیگر برابر نیست و هم چنین ملاک هایی که آنها برای صلاحیت بچه دار شدن در ذهنشان دارند یکی نیست. ما باید قبل از این که زندگی مشترک را شروع کنیم بفهمیم که طرف مقابل چه انتظاراتی از ما دارد و اینکه چه مسئولیت هایی را برعهده خواهد گرفت.

  • آیا شما قصد بچه دار شدن را دارید؟
  • چه زمانی را برای بچه دار شدن مناسب میدانید؟
  • دوست دارید بچه پسر باشد یا دختر؟ چرا؟
  • در صورتی که مشکل عدم بارداری وجود داشته باشد چه راه حلی را پیشنهاد می دهید؟
  • تجربه نگهداری از بچه ها را دارید؟
  • نظر شما درباره قبول سرپرستی یک بچه چیست؟
  • مسئولیت پیشگیری از بارداری به عهده چه کسی است؟
  • در صورت بارداری ناخواسته چه کاری باید انجام دهیم؟
  • نظر شما درباره سقط جنین چیست؟
  • چه روش های تنبیه و تشویقی را برای بچه درست می دانید؟
  • نظر شما درباره کسانی که زندگی خودشان را فقط به خاطر بچه ها ادامه می دهند چیست؟

سوالات درباره دوستان

دوستانی که با آنها معاشرت می کنیم بخش عمده‌ای از شخصیت اجتماعی ما را شکل می دهند. شناخت دوستان طرف مقابل باعث می‌شود که شناخت بهتری از او داشته باشیم. پرسیدن این سوالات باعث می شود که نگاه روشن تری نسبت به طرز نگاه طرف مقابل نسبت به مسائل دوستی و حد و مرزهای آن داشته باشید.

  • چند دوست صمیمی دارید؟ (هر چقدر تعداد دوستان صمیمی بیشتر باشد نشان دهنده برونگرا بودن فرد است)
  • دوست شما چه ویژگی هایی دارد؟ ( بگو با که دوستی تا بگویم کیستی!)
  • دوستان شما برای شما چقدر ارزش دارد؟ ( اگر بیش از حد به دوستانش اهمیت می‌دهد اصطلاحاً رفیق باز است)
  • با دوستان تان چقدر رفت و آمد دارید؟
  • درباره مسائل شخصی و خانوادگی با دوستانتان صحبت می کنید؟
  • دوستان شما اجازه دخالت در زندگی شما را دارند؟
  • با دوستانتان معمولاً چه تفریحاتی انجام میدهید؟
  • پس از ازدواج با دوستانتان رفت و آمد خواهید کرد؟

سوالات جنسی خواستگاری

مسائل جنسی و نیازهای جنسی اهمیت بسیار بالایی در زندگی مشترک دارند ولی با توجه به شرایطی که در جامعه وجود دارد در پرسیدن این سوالات باید نهایت دقت را داشته باشید تا طرف مقابل دچار سوء تفاهم نشود و همچنین حرمت میان شما از بین نرود. بهتر است این سوال ها را برای جلسات پایانی خواستگاری بگذارید و زمانی که همه مسائل را به توافق رسیدید این سوالات را مطرح کنید.

  • گرم مزاج هستید یا سرد مزاج؟
  • چه انتظارات جنسی از همسرتان دارید؟
  • رابطه جنسی برای شما چقدر اهمیت دارد؟
  • مرد و زن در ارتباط جنسی چه وظیفه ای دارند؟
  • از نظر جنسی در سلامت کامل هستید؟
  • روابط جنسی در زندگی زناشویی چه جایگاهی دارند؟
  • چه ویژگی های جسمی را برای همسرتان جذاب می دانید؟
  • با انحرافات جنسی آشنایی دارید؟ نظر شما درباره این ها چیست؟
  • در دوران مجردی نیازهای جنسی خودتان را چگونه رفع می کردید؟

 

منابع: نمناک -شادیما

  روستای ننه کران( روایت از  وبلاگ پالیز بهشتی ویلکیج)

     روستای ننه کران( روایت از  وبلاگ پالیز بهشتی ویلکیج)

روستای ننه کران مرکز  دهستان ویلکیج شمالی یکی از روستاهای سر سبز و آباد منطقه و دارای مردمان با فرهنگ می باشند .

      ویلکیج شمالی به مرکزیت روستای ننه کران شامل روستاهای : جله کران ،خانقاه علیا و سفلی ،دودران،سولی درق، نوده ، آرپاتپه ،درمان درق ،سولا ،کنازق ،کله سر ،کریم کندی مهدی پستی ،اولاغا ،پته خور، جگرکندی ،گللو ،ینگجه میباشد.

      یکی از ویژگیهای روستای ننه کران حفظ نام باستانی خود با جزیی تغییر آوا و دیگر اینکه این روستا بنا به موقعیتی که داشته مهاجر پذیر بوده است.

      در گذشته های دور شاید بر اثر عوامل طبیعی چون سیل وزلزله یا انواع بیماریها مانند وبا و طاعون ،ویا جنگ و گریزها ،مردان و زنان یک روستا  از بین می رفت ویاتعداد جمعیت کاهش می یافت و مردان و زنان طوایف دیگر   جایگزین جمعیت اصلی آن سرزمین یا روستا می شد، اگر این جابه جایی ها در بعد کوچک صورت می گرفت نام منطقه یا روستا حفظ می شد.

      چنانکه در نوشته های قبلی ذکر شده، نیاکان ما در زمانهای قدیم اسامی مکانها را بر اساس باور های دینی و ویژگیهای اقلیمی آن منطقه نامگذاری می کرده اند.

      روستای ننه کران قرنها ست در مسیر راه کاروانیانی که از شمال به اردبیل و شهرهای اطراف رفت وآمد داشته اند،

بوده و کاروانیان بعد از عبور از گردنه های کوههای طالش شب را در کاروانسراهای روستای ننه کران استراحت کرده و مسیر یک روزه ای را به طرف اردبیل می پیمودند. با توجه به مطالب فوق این روستا در گذشته دارای کاروانسراها و مهمانسراهایی بوده است که کاروانسرای " قوجا دیکی "  که آثار و بقایای آن هنوزهم باقی مانده،

می توان نمونه ای از آن باشد.

      نام روستای ننه کران از دو واژه تشکیل شده است :

     _  پیشوند  " ننه  " که  کوچک شده ی  "  نَنا " یا " نَنَ " که واژه ی   اوستایی است  و به معنی جدا ،راه جدا ، جایگاه جدا آمده است.

     _ پسوند  " کران " که در  اوستا به صورت "  کَرنَه   "  به معنی  کنار یا کرانه آمده است.

      نتیجه اینکه معنی نام روستای ننه کران با توجه به موقعیتی که داشته " جایگاه  کناره "که از آن آبادی کنار جاده اراده شده است.(نونه کران/نوونکران/نوئه کران ونانکران و....)

      شاید عده ای از محققین باور نداشته باشند که نام بسیاری از روستاهای ایران تاریخی بس طولانی دارند .

      شهرها و روستاهای دیگری نیز با پسوند  " کران  " در ایران وجود دارند که به چند نمونه اشاره می شود؛

     _ روستای جله کران که از روستاهای دهستان ویلکیج شمالی است.

     _ جم کران در نزدیکی شهر مقدس قم.

     _لنکران که در جمهوری آذربایجا وا قع است.

       -آسخانه کران

     -اوجاکران

     -ترک کران

    شیخ کران

   -صید کران

      -سیه کران

   

ادامه نوشته

مشاغل صد سال پیش در ایران= از تابناک

مشاغل صد سال پیش در ایران

 

عطاری در رشت

عطاری در رشت

عمله طرب

عمله طرب

کالسکه داران ناصرالدین شاه

کالسکه داران ناصرالدین شاه

کوزه فروشی با مشتری خارجی در تهران

کوزه فروشی با مشتری خارجی در تهران

فروشنده دوره گرد (احتمالا دارو)

فروشنده دوره گرد (احتمالا دارو)

طبیب معروف تهران، حکیم محمود

طبیب معروف تهران، حکیم محمود

ساربان

ساربان

شیرگیر

شیرگیر

صراف

صراف

کارگاه کاشی کاری در اصفهان

کارگاه کاشی کاری در اصفهان

مهتر اسب

مهتر اسب

صراف

صراف

تاجر تهرانی

تاجر تهرانی

فروشنده دوره گرد مرغ و خروس

فروشنده دوره گرد مرغ و خروس

مارگیر

مارگیر

قلیانی دوره گرد

قلیانی دوره گرد

قصاب

قصاب

شکارچی

شکارچی

سقای دوره گرد

سقای دوره گرد

نانوائی بربری و سنگک

نانوائی بربری و سنگک

آداب سوگواری در زمانه کرونا!=از فرارو

در گفتگو با یک روانشناس و مشاور مطرح شد؛

آداب سوگواری در زمانه کرونا!

 مفهومِ سوگِ ابراز نشده، برآمده از مفهومی به نام «سوگ و مراحل سوگواری» است. سوگ را پاسخ طبیعی، مؤثر و سالم به یک مصیبت و فقدان می‌نامند. تجربه از دست دادن یک عزیز، آدمی را با یک بحران شدید عاطفی روبه‌رو می‌کند و سوگواری پدیده پیچیده و تدریجی است که می‌تواند به هضمِ تجربه فقدان، در ساختار روانی فرد کمک کند. هر مانعی که باعث شود تجربه سوگواریِ فرد داغدیده طبق روال عادی پیش نرود، می‌تواند سوگ را به بیماری تبدیل کند. در صورت به وجود آمدن چنین شرایطی، فرد عزادار، به صورت غیر معمول و آزار دهنده دچار اندوه شدید و عذاب‌ها و رنج‌های هیجانی بسیار زیاد می‌شود؛ به طوری که حتی با وجود گذشت مدت‌زمان طولانی از فقدان، قادر به بازگشت به زندگی عادی نیست. در حقیقت، سوگِ ابراز نشده فرد را به اختلالات روحیِ عمیق دچار می‌کند.

تاریخ انتشار: ۱۲:۴۹ - ۱۹ فروردين ۱۳۹۹

  پ

فرارو- شیوع ویروس کرونا در کشور موجب شد تا خانواده‌های متعددی داغدار شده و در سوگ بنشینند. اما به دلیل شرایط موجود امکان سوگواری دسته‌جمعی از آنان سلب شده است. همین امر موجب می‌شود تا از نظر روحی و روانی تحت فشار قرار بگیرند. وضعیتی که در آن سوگ‌های ابراز نیافنه انباشته شده و زمینه را برای آسیب روحی روانی جامعه فراهم می‌کنند. از این رو در گفتگویی با مصطفی سلیمانی، روانشناس، نویسنده و مدرس دانشگاه به گفتگو درباره این وضعیت و چگونگی سوگواری خانواده قربانیان کرونا در شرایط کرونایی پرداختیم.


با توجه به شرایط کنونی و غیر ممکن بودن سوگواری جمعی، خانواده قربانیان کرونا چگونه باید سوگواری کنند؟
این روزها، به دلیل خطر گسترش ویروس به خانواده‌های سوگوار، فرصتی برای خاکسپاری و یا برگزاری مراسم عزاداری داده نمی‌شود و تمهیدات خاصی که برای حفظ سلامتی بازماندگان در نظر گرفته شده است، خانواده‌های سوگوار را علاوه بر مصیبت از دست دادن عزیزشان، با وضعیت وخیم دیگری به نامِ خاکسپاری در غربت روبه‌رو می‌کند.


بازماندگانی که نگران ابتلای خود به این بیماری هستند، در عین حال که به شدت محتاج حضور بستگان‌شان برای گذر از این داغ و شوک هستند، باید در یک عزاداری خاموش و سرد، عزیز از دست رفته‌شان را غریبانه راهی سفر ابدی کنند. با این همه، آن‌چه که نباید نادیده گرفته شود این است که سوگواری به هر حال باید صورت بگیرد. در این شرایطِ غیرعادی، بستگان باید تا می‌توانند به صورت تلفنی یا مجازی با خانواده داغدیده در ارتباط باشند. با آن‌ها همدردی کنند. برای تسلی دادن به آن‌ها، مراسم عزاداری مجازی برگزار کنند. در مورد فرد فوت شده با افراد سوگوار حرف بزنند. از احساسات خودشان درباره اتفاق پیش‌آمده بگویند. به خانواده سوگوار توضیح بدهند که بعد از برگشتن شرایط به حالت عادی، مراسمی شایسته برای او برگزار می‌کنند. برای زمان برگزاری مراسم به روز تولد متوفی، یا هر زمان خاطره‌انگیز دیگری اشاره کنند. عکس‌ها، ویدئو‌ها و کلیپ‌های خاطره‌انگیز از فرد از دست رفته درست کنند و با بازماندگان به اشتراک بگذارند. کار خیری از طرف فرد فوت شده انجام بدهند و برای آرامش افراد داغدیده، آن‌ها را نیز از کار‌های انجام شده مطلع کنند. به عبارت دیگر، باید به هر صورت ممکن، برای گرامیداشت فرد متوفی و برای همدردی با خانواده داغدیده تلاش شود.


مفهوم «سوگِ ابراز نشده» که اخیراً از سوی سخنگوی وزیر بهداشت عنوان شد، به چه معناست؟ آیا یک آسیب روحی است؟
مفهومِ سوگِ ابراز نشده، برآمده از مفهومی به نام «سوگ و مراحل سوگواری» است. سوگ را پاسخ طبیعی، مؤثر و سالم به یک مصیبت و فقدان می‌نامند. تجربه از دست دادن یک عزیز، آدمی را با یک بحران شدید عاطفی روبه‌رو می‌کند و سوگواری پدیده پیچیده و تدریجی است که می‌تواند به هضمِ تجربه فقدان، در ساختار روانی فرد کمک کند. هر مانعی که باعث شود تجربه سوگواریِ فرد داغدیده طبق روال عادی پیش نرود، می‌تواند سوگ را به بیماری تبدیل کند. در صورت به وجود آمدن چنین شرایطی، فرد عزادار، به صورت غیر معمول و آزار دهنده دچار اندوه شدید و عذاب‌ها و رنج‌های هیجانی بسیار زیاد می‌شود؛ به طوری که حتی با وجود گذشت مدت‌زمان طولانی از فقدان، قادر به بازگشت به زندگی عادی نیست. در حقیقت، سوگِ ابراز نشده فرد را به اختلالات روحیِ عمیق دچار می‌کند.

 

سوگواری نکردن برای عزیزان چه پیامد‌های روانی در پی دارد؟
سوگواری نکردن یا طی نشدن روال طبیعی سوگ، در فراق از دست دادن عزیزان، تبعات پیچیده‌ای دارد. سوگ ابراز نشده، به صورت انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی در افراد بروز می‌کند. افرادی که به هر دلیلی نتوانسته‌اند سوگ سالمی را در غم از دست دادن عزیزشان تجربه کنند، غالباٌ در تمام طول روز به فرد متوفی فکر می‌کنند. از این رو، پیوسته باری از اندوه و غم را با خود به دوش می‌کشند و در نتیجه، برای پیوستن به فرد از دست رفته یا برای رهایی از این اندوه جانکاه، مدام برای خودشان آرزوی مرگ می‌کنند. گاهی خودشان را سرزنش می‌کنند و به احساساتی مثل خشم، غم و عذاب وجدان دچار می‌شوند.


فردی که در سوگِ ناتمام مانده است، حتی اگر از روی اجبار و ناچاری تصمیم به ادامه زندگی بگیرد، باز هم به دلیل عدم پذیرشی که نسبت به زندگی دارد، دوست ندارد که هیچگونه مسئولیت جدیدی را در زندگی بپذیرد و به عبارت بهتر، نمی‌خواهد هیچ دغدغه تازه‌ای را تجربه کند. مختل شدن ارتباط فرد با هویت خودش، منجر به تجربه احساس سردرگمی به مدت طولانی در این افراد می‌شود. احساس بی‌اعتمادی به دیگران، احساس تنهایی و جدا بودن از دیگران هم از دیگر تبعات سوگ‌های ابراز نشده و یا به عبارتی، سوگ‌های تمام نشده است.


توصیه شما به عنوان یک روانشناس و مشاور، برای بهبود شرایط روحی و روانی این سوگواران چیست؟
به طور قطع، مهم‌ترین توصیه‌ای که من می‌توانم به عنوان یک روانشناس داشته باشم این است که متولیان امر و همچنین وابستگان افراد داغدیده، شرایطی را فراهم کنند که بازماندگان بتوانند هیجانات منفی خودشان را به اشتراک بگذارند. بهتر است که شرایطی فراهم شود که افراد درجه یکِ فرد متوفی در مراسم حضور داشته باشند. از مراسم تدفین، شاملِ نماز، تشییع میت، دعا برای متوفی و آداب دیگر، هر چند به صورت محدود، فیلم تهیه شود.


بهتر است که حتی با وجود برگزار نشدن مراسم ختم، اعلامیه ترحیم متوفی چاپ شود و صرفاً برای اطلاع‌رسانی در محل‌های مربوط نصب شود. به منظور تکریم فرد متوفی و برای تسلای بازماندگان، پس از رفع قرنطینه و عادی شدن شرایط، مراسم ختم و یادبود شایسته‌ای برای فرد مرحوم برگزار شود. برگزاری مراسم ختم به صورت مجازی، توسط دوستان و آشنایان، پیگیری احوال بازماندگان به صورت تلفنی و مجازی و نیز کمک گرفتن از مشاوران و روانشناسان به صورت آنلاین یا تلفنی نیز می‌تواند تا درصد بسیاری در کاهش بار هیجانی بازماندگان مؤثر باشد.


در انتها باید تأکید کنم که بستگان افراد داغدیده باید تلاش کنند که فرصتی (تلفنی یا مجازی) را فراهم کنند که بازماندگان بتوانند بار‌ها و بار‌ها راجع به تجربه اندوهباری که از سر گذرانده‌اند با آن‌ها صحبت کنند. گریه کردن، سیاه پوشیدن، یادآوری خاطرات و مرور عکس‌ها و فیلم‌های فرد از دست رفته نیز می‌تواند تا حدود زیادی در بهبود حال بازماندگان مؤثر باشد.

مراسم نکو داشت دکتر سیف الله سیف اللهی تهران 22 ابان ماه 1398

 

g763613_.jpg

c33340_.jpg

"با حضور  جمعی از اساتیدو دانشجویان دانشگاه های مختلف تهران وبزرگان  علم و دانش  در مورخ 22 آبان ماه 1398 درسالن فردوسی مجتمع خانه اندیشمندان علوم انسانی  در خیابان استان نجات اللهی  به افتخار بر نامه نکوداشت استاد فرهیخته وفرزانه پرفسورسیف الله سیف الهی تجلیل واز کتاب یادگار عمر و تمبر نکو داشت  ایشان رونمایی گردید. 

  دراین گردهمایی که با حضور جمعی از نخبگان  و فرهیختگان وچهره های ماندگار ولایتمان از جمله حضرت آ یت الله سید فخرالدین موسوی ننه کران  نماینده محترم مردم استان اردبیل در مجلس خبرگان رهبری وحجت الاسلام سید جعفر موسوی جناب آقای عاطف ناصری فرماندار محترم شهرستان نمین شهردار محترم نمین جناب شوقی و شهر دارمحترم شهر عنبران ،دکتر طاها نوراللهی ودکتر مقصود سیف‌اللهی واستاد بزرگوارجناب آقای محمد رامزی و دوستداران و خانواده ایشان حضور داشتند  تجلیل به عمل آمد."

بازنشر از : کانال تلگرامی یوردوموز ننه کران

https://t.me/yrdmznunakaran

خانم ها مهسا  صداقت ننه کرانی والناز صفوی و اقای بهمن طاهری مبتکر  =باز نشر از کانال تلگرامی ننه کرا

 

مهسا صداقت ننه کران :
 یکی از مبتکران این دستگاه روز سه‌شنبه به خبرنگار ایرنا گفت: این سیستم قابلیت اعلام خوردگی دندانه‌ تسمه، اعلام پارگی و شلی تسمه در اثر خرابی تسمه سفت‌کن و واترپمپ را دارد و قابل نصب بر روی تمامی خودروهای دیفرانسیل جلو است. 
وی افزود: هدف اصلی تولید این دستگاه ارتقای کیفیت موتور، حمایت از حقوق مصرف‌کننده و جلوگیری از خروج ارز از کشور با لحاظ وارداتی بودن بیشتر قطعات آسیب‌دیده است.
صداقت ادامه‌داد: با توجه به خسارت‌های هنگفت ناشی از پارگی تسمه تایم در خودروها که موجب خرابی قطعات زیادی در موتور خودروها می شود که بسته به نوع خودرو امروزه ۲۵ تا ۸۰ میلیون ریال هزینه تعمیر آن است، این دستگاه می‌تواند طرح بسیار خوبی جهت جلوگیری از این هزینه باشد.
وی تشریح‌کرد: در سال‌های گذشته خودروسازهای خارجی با توجه به عدم دسترسی به این فناوری و با توجه به موضوع حمایت از مصرف‌کننده، سیستم اکثر خودروهای خود را از تسمه‌تایم به زنجیرتایم تغییر داده‌اند که سیستم زنجیرتایم نیز به نوبه خود مشکلات زیادی را متوجه خودروسازان کرده است.
بهمن طاهری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و مهسا صداقت مدرس دانشگاه آزاد اسلامی با همکاری الناز صفوی و علی مصلح دستگاه سیستم هشدار پارگی و خوردگی دندانه‌های تسمه‌تایم با قطع استارت خودرو را اختراع و به ثبت رسانده‌اند.

d39090_.jpg

بازنشر از کانال تلگرامی یوردوموز ننه کران منطقه ویلکیج شهرستان نمین استان اردبیل

یادی از گذشته - روز معلم سال 1373
مدرسه میثم ننه کران 
آموزگاران: مرحوم جبرائیل رسولی-  آقای داداش جوادی- مرحوم صفر قربانی- آقای موسی مرادی

i066895_.jpg

جمعی از دانش آموزان دهه هفتاد روستای یونجالو 
آموزگاران : آقایان  فرض الله جوان  ارپاتپه و  محمدطاهرسولا  و مرحوم اکبر جستان 
b0988_.jpg

نگاهی به اسناد تاریخی پیوستگی آستارا و اردبیل= از تابناک  استان ها =استان اردبیل

نگاهی به اسناد تاریخی پیوستگی آستارا و اردبیل

محمد اصغری کلاسر*

بر اساس آیین نامه تقسیمات کشوری ، آن شهر و یا روستا و بخشی که به مرکز شهرستان و یا استان نزدیک باشد ، می تواند تابع آن بخش و شهر و یا استان باشد و این در حالی است که منطقه حیران به شهرستان نمین و آبی بیگلو نزدیک و شهرستان آستارا هم از لحاظ مسافت به مرکز استان اردبیل نزدیک تر است و در سابق به خاطر مسافت اندک ، جزو توابع اردبیل بوده است و در این رابطه باید طبق قانون تقسیمات کشوری، تجدید نظر و بازنگری انجام گیرد.

در روزهای اخیر بار دیگر بحث هایی پیرامون حوزه استحفاظی اردبیل - گیلان هستیم و فرماندار آستارا و نماینده اردبیل در این رابطه بحث هایی داشته اند.

گرچه قبلاً چندین بار در مورد تابع بودن آستارا و حتی تالش در نشریات و خبرگزاریها و سایت ها مطالب و یادداشت هایی به اطلاع مخاطبین و مردم و مسئولین و حتی به مسئولان گیلان رساندیم. اما متأسفانه مسئولان و نشریات و خبرگزاریهای گیلان و روزنامه نگاران وابسته به محافل روشنفکری رشت با احساسات توام با توهین و اهانت جواب داده اند و در بعضی مواقع جلسه شورای اداری را در تله کابین گردنه حیران برگزار کرده اند، همان گردنه حیران و جنگل ها و مناطق این حوزه توسط مسئولین گیلان به فراموشی سپرده شده بود و آن زمان که راه ها بسته می شد و یا تعریض و آسفالت این جاده توسط راه و ترابری اردبیل انجام می گرفت، خبری از مسئولین گیلان نبود و و به حال خود رها شده بود.

اکنون اما تابلو بخشداری را نزدیک تونل اردبیل نصب می کنند و حالا به یادشان افتاده که حیران و آستارایی وجود دارد و یا در قهوه خانه و دکه ها و پستو خانه ها ، مجوز های فعالیت مشاغل را نصب می کنند

وقتی بر اساس تقسیمات کشوری بحث می شود ، هدف ما تعیین حدود و ثغور و موقعیت جغرافیایی یک منطقه است اما عده ای بدون اطلاع از روند طی شده سرگذشت تقسیمات کشوری ، با انگ ها و بر چسب های تجزیه طلبی ، دنبال بهانه تراشی و دور شدن از واقعیات و فرار از بحث منطقی هستند ، اما ما همان مردمانی هستیم که در برابر تجزیه طبان مبارزه کرده و آن زمان که آذربایجان عزیز را که می خواستند از ایران جدا کنند ، در مقابل آن ها رشادتها و دلاوریها و فداکاریها کردیم و در راه وطن ، شهید دادیم و اجاز ندادیم وجبی از خاک ایران اسلامی به دست تجزیه طلبان بیافتد.

سخن گفتن از تقسیمات کشوری تجزیه طلبی نیست، تجزیه طلبی یعنی یک بخش و منطقه و شهر و حوزه جغرافیایی یک کشور را جدا کردن و در اختیار یک کشور قرار دادن و یا به طور مستقل و خودمختار در آمدن و خود را یک کشور استقلال نامیدن است.

مطابق با تحقیقات نعمتالله محرمی و حسن مهربان، اولین قوانین تقسیمات کشوري دوره رضا شاه از سال 1309 آغاز شد. تا سال 1316 غیر از تابعیت رودسر و رانکوه از تنکابن، هیچ تغییري در تعداد و مرزهاي تقسیمات کشوري به چشم نمی خورد. غیر از یک مورد مذکور تمامی مصوبات این دوره مربوط به تغییر نام شهرها و روستاها است. متن مصوبات مشخص نمی کند که مصوب مجلس آغاز می شوند. البته این « حسب الامر همایونی » هستند یا وزراء؛ اما اکثریت مصوبات با عبارت ، « حسب الامر مطاع مبارك همایونی » عبارت آغازین گاهی مفصلتر هم می شود.

مثلاً « نظر به استدعاي اهالی بلوك » غیر از یک مورد که ؛ « حسب الامر مبارك ملوکانه » یا تغییر کرد. نصرت آباد به زابل، دزدآب به زاهدان، علی آباد (مازندران) به شاهی، خبیص « خبیص » نام به شهداد، ناصري به اهواز، صحرا مطابق با تحقیقات نعمتالله محرمی و حسن مهربان، اولین قوانین تقسیمات کشوري دوره رضا شاه از سال 1309 آغاز شد.

تا سال 1316 غیر از تابعیت رودسر و رانکوه از تنکابن، هیچ تغییري در تعداد و مرزهاي تقسیمات کشوري به چشم نمی خورد. غیر از یک مورد مذکور تمامی مصوبات این دوره مربوط به تغییر نام شهرها و روستاها است. متن مصوبات مشخص نمی کند که مصوب مجلس آغاز می شوند. البته این « حسب الامر همایونی » هستند یا وزراء؛ اما اکثریت مصوبات با عبارت ، « حسب الامر مطاع مبارك همایونی » عبارت آغازین گاهی مفصل تر هم می شود. مثلاً ،« نظر به استدعاي اهالی بلوك » غیر از یک مورد که ؛« حسب الامر مبارك ملوکانه » یا تغییر کرد.

نصرت آباد به زابل، دزدآب به زاهدان، علی آباد (مازندران) به شاهی، خبیص « خبیص » نام به شهداد، ناصري به اهواز، صحرا به علاوه استرآباد به گرگان، ارومیه به رضاییه، سلماس به شاهپور، قمشه به شهرضا، هارون آباد به شاه آباد، بارفروش به بابل، حبیب آباد به ده نو، تون به فردوس، حسین آباد پشتکوه به ایلام، بمپور به ایرانشهر، آق قلعه به پهلوي دژ، صحراي ترکمن به دشت گرگان، خورموسی به بندرشاه، دهکرد به شهرکرد، انزلی به پهلوي، ناحیه نفطخانه به علاوه نفطکاوش به نفطشاه، ترشیز به کاشمر، منصورآباد پشتکوه به مهران، کرمان به علاوهي بلوچستان به علاوهي زابل به مکران ، دهنو به نوشهر، سختسر به رامسر، ساوجبلاغ مکري به مهاباد، مشهدسر به بابلسر شد.

باتوجه به اسناد و مدارک، نجفقلی خان وطندوست آراللو(آلارلو) ملقب به سالارمنصوردر سال 1275هجری شمسی در دوره قاجار ، حاکم اردبیل، مشکین و طالش بوده است.

در مورد تابع بودن آستارا و تالش به اردبیل مطالبی براساس اسناد و مدارک متقن و با دلایل بسیار قوی ومبرهن به اطلاع روزنامه نگاران و مردم و مسئولان استان گیلان رساندیم ، اما متأسفانه بعضی از شهروندان و مسئولان و روزنامه نگاران تالش و گیلان، به جای جواب دادن با مدارک و اسناد به مطالب ما ، دربعضی از سایت ها و نشریات و محافل خصوصی و عمومی اقدام به توهین و فحاشی می کنند، حتی چندین بار به استاندار محبوب و باتدبیر و با کیاست اردبیل توهین و اهانت و جسارت کرده اند.

و درمورد تاریخ و اسناد و مدارک سفسطه می کنند و می نویسند (عصبانیت اردبیلی ها از جلسه شورای اداری گیلان در گردنه حیران)،آقایان ،روزنامه نگاران و مسئولین تالش و آستارا و گیلان این را بدانید ما نه عصبانی هستیم و با ادبیات دیگر هم صحبت نمی کنیم ، وقتی به منابع و کتب تاریخی و اسناد و مدارک و نقشه ها مراجعه می کنیم، نواحی تالش و آستارا از توابع اردبیل و حتی در دوره قاجار، نجفقلی خان وطندوست آراللو، حاکم اردبیل، مشکین و طالش بوده است و بعد از وی هم چندین حاکم از اردبیل بر تالش حاکمیت داشته است و تالش و آستارا از ناحیه و از سوی اردبیل اداره می شده است. ما براساس اسناد و مدارک تاریخی حرف می زنیم نه با عصبانیت و ادبیات دیگر.

به موجب عهد نامه صلح عثمانی ها با صفویان در سال 963 هجری شمسی ، تالش و آستارا از ناحیه اردبیل اداره می شده و جزو قلمرو اردبیل بوده اند و حتی آستارا از موقوفات شیخ صفی الدین اردبیلی است. از آستارا که این نام در صریح الملک بیشتر به شکل های اصطاراب و آستاره دیده می شود و در این باره باید اداره کل امورخیریه و اوقاف اردبیل می تواند، طبق وقف نامه ، درآمدها و هزینه های موقوفة شیخ صفی الدین بر اساس دفاتری که در مورد موقوفات شیخ صفی الدین تحریر شده، وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی موقوفه شیخ صفی الدین را در دوره صفوی و عثمانی نشان می دهند.

در بررسی کنونی سعی شده است با استناد به این دفاتر مواردی همچون شروط موقوفه شیخ صفی الدین اردبیلی، اقلام درآمدی و هزینه های آن (دخل و خرج)، ارزش اقتصادی، پرسنل و مقرری دریافتی آنها و مواد مورد نیاز و مصرفی مجموعه (درگاه، تربت، مسجد و عمارت) مطرح شود.

از این رو متن دفاتر که به خط سیاق نوشته شده است قرائت شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که موقوفه به اعتبار منابع درآمدی دارای اقتصاد نیرومندی بوده است.

شیخ صفی الدین پایه های طریقت خود را بر روی اراضی وقف شده به درگاه، در اردبیل و اطراف آن بنیان نهاد. در این دوره منابع درآمدی درگاه شیخ صفی الدین شامل درآمدهای وقفی، نذورات زائران و اعانه ها و کمک هایی مانند«آقچة چراغ» (Çerağ Akçesi) می شد. در دوره صفوی این موارد، وقف درگاه شده بود : در اردبیل : 200 خانه، 9 حمام، 8 کاروان سرای، یک بازار سنتی (سرپوشیده)، 100 مغازه، درآمدهای ارضی روستاهای کلخوران، تاجی بُیوک، طالحاب (تلخاب) و ابراهیم آباد به همراه مالیات گمرکی مأخوذ از ابریشم ؛ در تبریز : 100 خانه، 100 مغازه، دو روستا و نیز املاکی در گیلان، آستارا و مغان. اولیا چلبی که در اواسط قرن یازدهم هجری از منطقه دیدن کرده است نیز از فراوانی موقوفات سخن می گوید.

رضاشاه در 12 آذرماه 1309 دستور داد تا نام برخی از شهرهای ایران تغییر کند. البته تغییر نام اماکن جغرافیایی پیش از

آن نیز در زمان پهلوی اتفاق افتاد بود و در این تاریخ به صورت سیاست کلی دولت پهلوی ارائه شد. سیاست تغییر نام

اسامی اماکن جغرافیایی تا جایی پیش رفت که به دستور وی در دی ماه 1313 طبق بخشنامۀ رسمی وزارت امور خارجه وقت، نام پارس یا پرشیا نیز رسماً به ایران تغییر یافت. همان طور که به موقوفه شیخ صفی الدین اشاره شد ، حال نکته بسیار مهم اینجاست که در انتخابات مجلس شورای ملی ، بر اساس اعتبار نامه ها و اسناد موجود ، اردبیل ، مشگین ، آستارا ، نمین ویلکیج ، خلخال و اجارود ، یک حوزه انتخابیه بوده است و از سال 1302 ( دوره پنجم شورای ملی) کاندیداهایی از این حوزه اعلام حضور می کردند و نماینده انتخاب می شد .

تفکیک دو ایالت شرقی و غربی از هم چندان نپایید و دراولین قانون منسجم تقسیمات کشوری این دو باهم استانی به نام استان شمال غرب را تشکیل دادند.دراین قانون ، که درتاریخ 16/8/1316 به تصویب رسید؛ استان شمال غرب از شش شهرستان اردبیل ، تبریز ، خوی ، رضائیه ، مراغه و مهاباد تشکیل شد و هرکدام ازاین شهرستان ها مشتمل برچندین بخش به شرح زیر بودند؛

اردبیل: 1- توابع اردبیل ؛- اوجارود ، مغان ؛ 3- مشکین ، ارشق ؛ 4- نمین ، ویلگیج(ویلکیج) ، آستارا؛ 5- خلخال و توابع.

درفهرست ارسالی استانداری ها و فرمانداری ها به وزارت کل کشور درسال1318 ، آذربایجان شرقی ، باعنوان استان سوم معرفی شده که شامل دو شهرستان تبریز و اردبیل است.شهرستان تبریز متشکل از هفت بخش تبریز ، بستان آباد ، مرند ،شبستر ، اهر و خدا آفرین و درمجموع 37 دهستان و 1575 ده و شهرستان اردبیل نیز متشکل از شش بخش اردبیل، آستارا ، سراب ، گرمی ، مشگین شهر و هرو آباد(خلخال) است. براساس تصویب نامه ی شماره ی 7/794 در تاریخ 9/8/1329 بخش آستارا از اردبیل مجزا شد و به شهرستان خمسه ی طالش دراستان یکم پیوست. اما چندی بعد طی تصویب نامه ی شماره 7/1148 درتاریخ 23/9/1329 انتزاع بخش آستارا از اردبیل و الحاق آن به خمسه طالش که در تاریخ 9/8/1329 به تصویب هئیت دولت رسیده بود ملغی شد و این بخش چون گذشته درشهرستان اردبیل باقی ماند.

•درسرشماری 1335 کشوری که درآن جمعیت مبنای تقسیم بندی بود شهرستان ها ، بخش ها و دهستان های کشور به دو دسته کمتر و بیشتر از 5هزار نفرجمعیت تقسیم شده بود.دراین سرشماری استان آذربایجان غربی و شرقی از هم جداست و این امر نشان دهنده ی عدم تطابق کامل حوزه های سرشماری با ساختار تقسیمات کشوری است. در استان آذربایجان شرقی؛ آستارا ، اردبیل ، ارسباران (اهر) ، تبریز، آذرشهر ، اسکو ، ممقان ، شبستر ، خسروشاه ، خلخال ، سراب ، هریس ، مراغه ، بناب ، ملک کندی (ملکان) ، مرند ، مشگین شهر، میانه ، هشترود ، شاهین دژ بالای 5هزار جمعیت دارند. اسامی آبادی های زیر5هزار نفر بدون ذکر سلسله تابعیت آنها در سطح دهستان و بخش ، تنها به صورت الفبایی در زیرمجموعه شهرستان ها آمده است.

مصوبه تقسیمات کشوری سال 1316 و 1317 و 1329و سال 1337را بازنگری کرده تا حقیقت روشن شود و شهر آستارا و تالش که از توابع اردبیل بوده اند مجدداً به آغوش اردبیل بازگردد و مصوبه هئیت وزیران سال 1339 را ملغی نمایند،همان طوری که چندین بار در دوران رژیم سابق مصوبات در مورد الحاق آستارا به اردبیل و گیلان ملغی شده است و این خواست مردم آستارا و اردبیل می باشد.

زمانی که عثمانیان اردبیل را متصرف شدند، موقوفات بقعة شیخ صفی الدین را که از زمان شاه اسماعیل اول تا آن زمان تداوم یافته بود، مقرر ساختند و محافظت کردند. چنان که از عبارتی در آغاز اسناد اوقاف نیز بر می آید «اوقاف مزبور اسلوب اوقاف ماضیه اوزره مفروز القلم ...»؛ شکل و صورت اوقاف بسان گذشته (یعنی دوره صفوی) حفظ شده است.

و همچنین بر اساس صدور فرمان مشروطیت درسال 1285هجری شمسی و طبق مصوبه تقسیمات کشوری ، نوزدهم دی ماه سال1316 و آذرماه سال 1329 و مصوبه سال 1337آستارا و همچنین تا سال 1317 شفارود هم از توابع اردبیل است. همچنین درتاریخ 21/6/ 1317 طبق تصویب نامه شماره ی 4301/48791 هئیت دولت ، بخش شفا رود از شهرستان اردبیل دراستان سوم منتزع و به شهرستان رشت در استان یکم ملحق شد.

* پژوهشگر تاریخ معاصر اردبیل

نگاهی به اسناد تاریخی پیوستگی آستارا و اردبیل

نگاهی به اسناد تاریخی پیوستگی آستارا و اردبیل

نگاهی به اسناد تاریخی پیوستگی آستارا و اردبیل

نگاهی به اسناد تاریخی پیوستگی آستارا و اردبیل

منبع: تابناک

برگی از کتب قدیمی  با برخی از کتب درسی قدیمی آشنا شویم  = از سایت موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلام

برگی از کتب قدیمی

با برخی از کتب درسی قدیمی آشنا شویم  

گردآورنده محمود نظری فهرست‌نویس و مصحح نسخ خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی

 

گزارش تصویری از کتاب‌های درسی قدیمی در موضوعات مختلف موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باز نشر از سایت کتابخانه موزه اسناد مجلس شورای اسلامی 

https://www.ical.ir/ical/fa/Content/_/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-1397121585745

      پاییز زیبای ننه کران و منطقه ویلکیج  در قاب عکاسان آماتور

      r842892_.jpg

      p6215_.jpg

      d167579_.jpg

      آیین نکو داشت استاد فرزانه  پروفسور سیف اللهی ننه کران

      آیین نکو داشت استاد فرزانه 
      پروفسور سیف اللهی ننه کران

      منبع: کانال یوردوموز ننه کران