مهمترین خدایان مصر باستان؛ از «اسب آبی» تا «آمون»=از فرادید
مهمترین خدایان مصر باستان؛ از «اسب آبی» تا «آمون»
![]()
در اینجا، توضیحاتی مختصر را دربارۀ مهمترین خدایان از میان بیش از ۲۰۰۰ ایزد مصر باستان میخوانید؛ از خدایان خورشید و جهان زیرین گرفته تا کروکودیلها و خرد.
کد خبر :۲۷۰۳۴۹۲۱ آبان ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۰
فرادید| مصر باستان دارای بیش از ۲,۰۰۰ خدای مختلف بود که هر یک نماد جنبهای از زندگی، طبیعت یا جهان زیرین بودند. خدایانی چون رع، حوروس، ایزیس و اوزیریس نقش حیاتی در دین، حکومت و باورهای مردم داشتند. این خدایان نه تنها حفاظت و باروری را تضمین میکردند، بلکه مرگ، جادو و عدالت را نیز در سلطه خود داشتند.
به گزارش فرادید، هر منطقه خدایان ویژهی خودش را داشت، برخی از آنها با رشد سیاسی شهرهایی که در آنها پرستش میشدند به شهرت رسیدند و برخی حتی فراتر از مصر هم پرستش میشدند. در ادامه، با ۱۶ مورد از مهمترین خدایان مصر باستان آشنا میشوید که به شکل گسترده پرستش میشدند و نحوه درک مردم مصر از جهانشان را شکل میدادند.
16. تاورِت، الهه اسب آبی باروری

مجسمه تاورِت
بسیاری از خدایان مصر باستان با حیوانات محلی مرتبط بودند و به شکل آن حیوان یا بدن انسان با سر حیوان نمایش داده میشدند. تاورِت یکی از این الههها بود که به شکل اسب آبی نمایش داده میشد و با باروری، زایمان و حفاظت از کودکان مرتبط بود. او الهامبخش پرستش شخصی بود و در بسیاری از وسایل زینتی خانه مانند بشقابها، کاسهها و یادگاریهای خانوادگی دیده میشد. همسر او، خدای بِس، خدای دیگری مرتبط با باروری، شوخطبعی و جنسیت بود.
15. باستِت، الهه محافظ گربه

گربه گایر-اَندِرسون از معبد باستِت، حدود ۶۶۴ – ۳۳۲ قبل از میلاد
گربهها در مصر باستان مقدس بودند و تعداد زیادی گربه مومیاییشده هم از آن دوران بهجا مانده است. «باستِت» الهه گربه و الهه محافظی بود که میتوانست شر و بدبختی را دفع کند. طبیعتِ ترکیبیِ دین مصری موجب شد برخی خدایان با هم همپوشانی داشته باشند و «باستِت» اغلب با الهه «سخمت» به شکل زنی با سر شیر و الهه «حاتحور»، خدای عشق، زیبایی، مادری و لذت یکی دانسته میشد. اینها همه دختران خدای خورشید رع بودند و گاهی نقش مجریان اوامر او را داشتند.
14. سوبِک، نگهبان تمساح نیل

نقشبرجسته خدای سوبِک از معبد کُم اُمبو، حدود قرن ۴ قبل از میلاد
«سوبِک» با تمساح ترسناک نیل مرتبط بود، اما به عنوان خدای محافظ و نگهبان رود حیاتبخش هم شناخته میشد. برخی نوشتهها میگویند رود بزرگ از نظر مصریان به عنوان عرق سوبِک جریان داشت. او همچنین در زمینههای پزشکی، جراحی و مرگ ناگهانی نفوذ داشت. در دوره پادشاهی میانه، سوبِک با حوروس ترکیب شد تا محافظ فراعنه باشد. معابد او دارای تمساحهای زندهای بودند که پس از مرگ مومیایی میشدند.
13. حاتحور، الهه مادر گاو

سردر گرانیتی با سر الهه حاتحور از بوباستیس، حدود ۸۷۴-۷۱۲ قبل از میلاد
در دوران اولیه، حاتحور یکی از مهمترین الهههای زن بود که با گاو مرتبط بود و الهه مادر محسوب میشد. او دختر خدای خورشید «رع» و همسر فرمانروا «حوروس»، بانوی آسمان و محافظ فراعنه بود. همچنین حامی شادی، جشن و عشق بود. حاتحور از «سیستروم» (یک ساز موسیقی کوبهای) برای دور کردن شر از سرزمین و الهامبخشی به نیکی استفاده میکرد. او در گذر مردم به جهان پس از مرگ نقش مهمی داشت و در تلاش شبانه رع همراهی میکرد تا کشتی خورشیدش را از جهان زیرین عبور دهد. بعدها حاتحور جای خود را به ایزیس داد.
12. آنوبیس، خدای شغال مومیایی

مجسمه آنوبیس، مصر بطلمیوسی، حدود ۳۳۲-۳۰ قبل از میلاد
«آنوبیس» در مصر اولیه خدای جهان زیرین بود و به شکل شغال نمایش داده میشد، زیرا این حیوانات اغلب در قبرستانها دیده میشدند. بعدها توسط «اوزیریس» جایگزین شد و بیشتر با مومیایی کردن مرتبط شد و به ایزیس در توسعه هنر احیای اوزیریس کمک کرد. آنوبیس همچنین در «مراسم وزن کردن قلب» نقش کلیدی داشت که تعیین میکرد آیا مردگان میتوانند وارد جهان پس از مرگ شوند.
11. تحوت، خدای حقیقت و خرد

تصویر خدای تحوت از آرامگاه رامسس پنجم و ششم، دره پادشاهان، الاقصر، حدود قرن ۱۲ قبل از میلاد
«تحوت» خدای صداقت، حقیقت، نوشتار، خرد، جادو و ماه بود که با ایبیس و بوزینه مرتبط بود. او هیروگلیفها را اختراع کرد و به عنوان ثبتکننده امور خدایان عمل میکرد. در اسطورههای مختلف شرکت داشت، اما همواره با «ماعت» به عنوان همسر و «سشات» به عنوان پدر مرتبط بود. فرعون دودمان هجدهم، «حورمحب»، توت را خدای شخصی خود میدانست زیرا پیش از فرعون شدن، نویسنده و مدیر بود.
10. سخمت، مادهشیر انتقامجو

طلسم سخمت، حدود ۶۶۴-۶۵۳ قبل از میلاد
الهه جنگجو «سخمت» مادهشیری با رنگ خونین بود. او الهه نابودی و بیماری بود و توسط پدرش «رع» برای مجازات انسانها فرستاده میشد. با رعایت موضوع تعادل مصری (ماعت)، سخمت همچنین میتوانست طاعون را درمان کرده و بادهای خطرناک بیابان را متوقف کند. او از فراعنه محافظت میکرد و همراهشان به جهان پس از مرگ میرفت. فرعون رامسس دوم او را حامی خود میدانست.
9. پتاح، سازنده خلاق

سر مجسمه پتاح، اواخر قرن ۸ تا میانه ۷ قبل از میلاد
«پتاح» به عنوان خدای ساختوساز، سازندگان و صنعتگران مصر پرستش میشد. او خدای ممفیس بود و هنگامی که آنجا شهر سیاسی مهمی شد، اهمیت یافت. پتاح همسر سخمت و پدر نفرتوم بود و «سهگانه ممفیس» را تشکیل میداد. پتاح در تاریخها در جنبههای مختلف ظاهر میشد و با خدای باروری «بِس» و خدای خالق «آمون» مرتبط بود.
8. آمون، موت و خنسو: سهگانه طیبه

رامسسنخت با سهگانه طیبه
شهر مهم «طیبه» نیز دارای سهگانه مهمی از خدایان بود که شامل «آمون»، همسرش «موت» و پسرشان «خنسو»، خدای ماه میشد. این سهگانه در زندگی روزمره شهر تب نقش مرکزی داشتند و محور جشن اوپِت بودند که طی آن از معبد خود در کارناک به معبد الاقصر منتقل میشدند و در آنجا به مدت ۲۴ روز جشن برگزار میشد. سپس آمون به عنوان خدای متحد ملی شناخته شد و با رع ترکیب شد تا به «آمون-رع» تبدیل شود.
7. ماعت، الهه هماهنگی

نقشبرجسته الهه ماعت از آرامگاه ملکه نفرتاری: طیبه، مصر، دودمان ۱۹
«ماعت» الهه هماهنگی، تعادل، عدالت و حقیقت بود. او فراعنه مصر را راهنمایی میکرد تا عاقلانه حکومت کنند و مردم را به زندگی برپایه قوانین تعادل و هماهنگی هدایت میکرد. اغلب به شکل زنی تاجدار با پر شترمرغ در موهایش نمایش داده میشد. ماعت فصلها را تنظیم میکرد، مسئول ستارگان و ماه بود و از دل آشوب، نظم میآفرید. هنگام مرگ مصریها، آنها به تالار حقیقت هدایت میشدند و قلبشان در برابر پر ماعت وزن میشد.
6. شیث، خدای هرجومرج

شیث توسط کارگری به نام آپهتی پرستش میشود، دودمان ۱۹، حدود ۱۲۹۲-۱۱۸۹ قبل از میلاد
«شیث» خدای هرجومرج، نابودی، طوفان و حیله بود و با بیابانهای خطرناک و متروک اطراف دره نیل مرتبط بود. مشهورترین نقش او در اسطورهها دشمنی با اوزیریس و حوروس بود. او طبق اسطورهها ابتدا برادرش اوزیریس را کشت تا رهبری را به دست گیرد و سپس با حوروس برای حکومت جهان مبارزه کرد. با وجود نقش منفی، شیث بهعنوان خدای ضروری برای حفظ تعادل و خدای مهمی که شایسته پرستش بود، دیده میشد.
5. نفتیس، الهه سایه

مجسمه الهه نفتیس، دوره متأخر (حدود ۶۶۴-۳۰ قبل از میلاد)
«نفتیس» مسئولیتهای بسیاری داشت، از جمله الهه شب، عزاداری، زایمان، رودخانهها و خانه. او جنبه تاریک برای تعادل با خواهر دوقلوی خود «ایزیس» بود. نفتیس همسر «ست» و مادر «آنوبیس» بود. او نقشی حیاتی در داستان اوزیریس داشت، به ایزیس در احیای همسرش کمک کرد و سپس کنار خواهرش برای او عزاداری کرد. او همچنین حوروس را پرورش داد و به محافظت از فرعون که به عنوان حوروس زمینی دیده میشد، پرداخت.
4. اوزیریس، خدای جهان زیرین

مجسمه چوبی رنگشده اوزیریس، مصر، حدود قرن ۱۰ قبل از میلاد
«اوزیریس» فرمانروای جهان زیرین بود. او ابتدا فرمانروای جهان بود اما توسط برادر حسودش «ست» کشته شد. همسرش «ایزیس» با جادوی خود او را احیا کرد و خود را با تخمک او باردار کرد تا فرزندشان «حوروس» را به دنیا آورد. اما اوزیریس احیاشده تنها به نوعی «نیمه زندگی» بازگردانده شد و نتوانست به جهان بازگردد. در عوض، ایزیس جهان زیرین را برای او ایجاد کرد که به زندگی پس از مرگ برای همه انسانها منجر شد. اوزیریس همچنین خدای باروری، کشاورزی و نماینده چرخه مهم کشاورزی بود.
3. ایزیس، الهه جادو

ایزیس در حال شیردهی به حوروس، هنرمند مصری ناشناس، ۱۰۷۰-۳۴۳ قبل از میلاد
«ایزیس» مهمترین الههای که قادر به انجام جادوی قدرتمند بود، شناخته میشد. ایزیس، اوزیریس را احیا و جهان زیرین را ایجاد کرد. او همچنین با پادشاهی مرتبط بود، هم به عنوان همسر و هم مادر. در دوران پادشاهی میانه، ایزیس قدرتها و مسئولیتهای الهههای دیگر مانند حاتحور را به خود جذب کرد. ایزیس بهقدری قدرتمند و محبوب شد که حتی فراتر از مصر هم پرستش شد، از جمله در روم باستان و بریتانیای تحت اشغال روم.
2. حوروس، فرعون الهی

مجسمه حوروس در حال محافظت از فرعون نکتانبوی دوم، دوره متأخر مصر، حدود ۳۶۰-۳۴۳ قبل از میلاد
دو نسخه از حوروس وجود داشت، با وجود اینکه هر دو به یک شکل نمایش داده میشدند. «حوروس بزرگتر» خدای پادشاهان و آسمان و برادر اوزیریس، ایزیس، ست و نفتیس بود. او یکی از مهمترین خدایان مصر اولیه بود. «حوروس کوچک» پسر اوزیریس و ایزیس بود که انتقام پدرش را از ست گرفت و به فرمانروای جهان تبدیل شد. فرعون بهعنوان حوروس زمینی دیده میشد. حوروس یکی از شناختهشدهترین خدایان مصر بود و به شکل شاهین یا مردی با سر شاهین نمایش داده میشد.
1. آمون-رع، قدرتمندترین خدای مصر

آمون-رع
«رع» خدای باستانی هلیوپولیس و نماینده خورشید و نور بود. آمون نیز خدایی بود که جهان را آفرید و عمدتاً در طیبه پرستش میشد. با رقابت این خدایان بر سر برتری، آنها به هم نزدیک شدند و در دوران پادشاهی نوین با هم ترکیب شده و آمون-رع را شکل دادند. او بزرگترین خدای مصر بود که روزانه خورشید، نور و آفرینش را به جهان هدیه میداد.
مترجم: زهرا ذوالقدر
===========================================================================
نقاشیهای شگفتانگیز مقبرۀ «نفرتاری»؛ ملکۀ مصر باستان که «خورشید برایش میتابید»
![]()
«نفرتاری»، همسر محبوب «رامسس دوم» بود و آرامگاه مجلل او گواه روشن جایگاه اوست. نقاشیهای مرمتشدهی این آرامگاه، داستان جالب صعود او از قلمروی مرگ بهسوی روشنایی را بازگو میکنند.
کد خبر :۲۵۱۰۵۳۲۴ تیر ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۴
فرادید| ملکه نفرتاری در دوران دودمان نوزدهم پادشاهی مصر باستان (قرن سیزدهم پیش از میلاد) میزیست و یکی از همسران اصلی فرعون رامسس دوم بود. او بهاحتمال زیاد، محبوبترین و قدرتمندترین همسر رامسس دوم بود. نفرتاری عناوین افتخاری متعددی داشت، از جمله: همسر بزرگ سلطنتی، همسر خدا، مادر فرعون، بانوی اشرافی موروثی و بانوی مصر علیا و سفلی. با این حال، یکی از عناوین او بهروشنی بیانگر عشق ویژه رامسس به اوست: «او که خورشید برایش میتابد».
به گزارش فرادید، رامسس دوم برای او آرامگاهی باشکوه در گورستان «دره ملکهها» ساخت؛ جایی که مصریان باستان آن را «جایگاه زیبایان» مینامیدند. این مکان در جنوب «دره پادشاهان» قرار دارد و طراحی آن ویژگیهای معمول آرامگاههای دوران پادشاهی نوین را دارد. آرامگاه از دل کوههای سنگی کنده شده و راهروها و تالارهایی دارد که بهشکل پلهپله به پایین میروند تا به عمیقترین اتاق یعنی محل قرار گرفتن تابوت نفرتاری برسند.

نزول و صعود: نمای عرضی آرامگاه نفرتاری شیب نزولی آن را نشان میدهد. مصریان باستان باور داشتند پس از دفن بدن در پایینترین بخش آرامگاه، روح او بازگشته و بهسوی نور رع صعود میکند.
تزئینات باشکوه
آرامگاه نفرتاری در دوران باستان غارت شد، اما اندک اشیاء باقیمانده نشان میدهد جهیزیه او تا چه اندازه مجلل و گرانبها بوده است. تکههای پارچه، صندلها، جواهرات، قطعاتی از تندیسها و جعبهها، همه از بالاترین کیفیت برخوردارند. با این حال، گنجینهی واقعی آرامگاه، نقاشیهای دیواری بسیار زیبا و سالمماندهی آن است.
حدود ۴۸۰ متر مربع از سطوح نقاشیشده، پس از گذشت نزدیک به ۳۳۰۰ سال، هنوز در وضعیت خوبی باقی ماندهاند. اِرنِستو اسکیپارِلی، مصرشناس ایتالیایی که سال ۱۹۰۴ این آرامگاه را کشف کرد، بیدرنگ به ارزش بالای نقاشیهای دیواری پی برد. او در گزارش حفاری خود نوشت:
«شکوه و عظمت سبک این نقاشیها یادآور زیباترین آثار هنری مصر در نخستین دورهی دودمان نوزدهم است. این ویژگیها آرامگاه را به یکی از شاخصترین بناهای گورستان تبس تبدیل کرده که حتی اگر از دید اندازه هم برتر نباشد، بیتردید از دید هماهنگی اجزا و ظرافت هنری، با زیباترین آرامگاههای دره پادشاهان برابری میکند.»
تحلیل نقاشیهای درون آرامگاه نشان میدهد دو گروه هنرمند سرپرست اجرای آنها بودهاند. ماهرترین گروه روی بخش چپ آرامگاه کار کرده و گروه دیگر روی بخش راست. ابتدا دیوارهای سنگی با گچ پوشانده شدند و روی این سطح، خطوط اولیه پیکرهها با رنگ قرمز و سپس با رنگ مشکی اصلاح شدند. در مرحله بعد، صنعتگران با دنبالکردن خطوط رنگشده، نقشها را به شکل برجسته در گچ کندند. در نهایت، نقاشان با استفاده از رنگ، دیوارها و سقفها را جان بخشیدند.
به مرور زمان، برخی از لایههای گچ که بیش از حد ضخیم بودند، به دلیل وزن خود شروع به ترکخوردن و جدا شدن کردند. با این حال، آسیبها کم و بیش اندک بودند و اکنون که نقاشیها بازسازی شدهاند، بینشی هنری و بیهمتا از چگونگی درک مصریان باستان از مرگ و زندگی پس از مرگ در اختیار ما قرار میدهند.
سفر نفرتاری به جهان پس از مرگ
هنجارهای هنری رایج آن دوران در شیوه نقاشیآرامگاه نفرتاری نمایان هستند. در باور مصریان باستان، آرامگاههای سلطنتی همچون یک جهان کوچک طراحی میشدند؛ جهانی مستقل در درون خود. سقفها نماد آسمان بودند و کف، نماد زمین که متوفی قرار بود جزئی از آن شود. اتاق تدفین، جایی که تابوت پادشاه یا ملکه در آن قرار میگرفت، نمایانگر قلمروی اوزیریس بود؛ خدای دنیای مردگان. این باور وجود داشت که اوزیریس ریاست بر دادگاهی را بر عهده دارد که روح را داوری میکند تا بسنجد آیا فرد زندگی شایستهای داشته و سزاوار جاودانگیست یا خیر.
اگر داوری به نفع متوفی انجام میشد، او سفر صعود خود بهسوی تولد دوباره را با رع (خدای خورشید) آغاز میکرد. این گذار سفری دشوار را دربرمیگرفت که طی آن روح وظیفه داشت دانش خاصی را اثبات کرده و به ایزدان، نذورات و هدایا تقدیم کند. مراحل این سفر در «کتاب مردگان» شرح داده شده است. آرامگاه نفرتاری نیز درست برای همین منظور تزئین و طراحی شده بود تا به او در این سفر یاری رساند و راهنمای او در مسیر زندگی کامل و شادمان پس از مرگ باشد.

کاهنی که پوست پلنگ بر تن دارد و گیسویی به پهلو بافته که نماد جوانی اوست، ملکه را پذیرا شده و سرپرست اجرای مراسم تدفین بود.
جهان زیرزمینی اوزیریس
آیین خاکسپاری نفرتاری با انتقال مومیایی او به اتاق تدفین پایان مییابد. این مکان بهشکل نمادین قلمروی اوزیریس است؛ خدایی که نهتنها در قالب جسمانی پادشاهان متوفی حلول میکند، بلکه داور آنها نیز هست تا روشن کند آیا شایسته زندگی جاودان هستند یا خیر.
تصاویر اوزیریس، چهار ستون نگهدارندهی سقف اتاق را مزین کردهاند: روی هر ستون، او هم بهشکل انسانی و هم بهشکل نمادین در قالب نماد «جد» (djed) دیده میشود. مومیایی نفرتاری درون تابوت بزرگی از گرانیت صورتی قرار داده شده، درِ این تابوت شکسته اما حفظ شده است. این تابوت در بخش پایینتر اتاق قرار دارد؛ جایی که نماد «زمین نخستین» یا سرآغاز آفرینش و همه چیز در جهان است.

اتاق تدفین: اتاقهای مجاور اتاق اصلی تدفین، شاید محل نگهداری گورنهادههای نفرتاری بودهاند. از جمله چیزهایی که غارتگران موفق به دزدیدن آنها نشدند، پیکرههای کوچک «اوشابتی» بودند؛ مجسمههایی که باور داشتند در جهان پس از مرگ زنده میشوند و بهجای متوفی در مزارع آن جهان کار میکنند.

نگهبانان: خدمتکاران مسلح به چاقو از دروازههای قلمروی اوزیریس محافظت میکنند. در مرکز تصویر، نگهبانی با سر شیر ماده دیده میشود که نامش «قد-هر» (Qed-Her) است.
برای انجام سفری که به تولد دوباره و زندگی جاودان منتهی میشد، نفرتاری به محافظت الههها و خدایانی نیاز داشت که در نگارههای ستونهای اتاق نیز دیده میشوند: از جمله خدای شغالسر «آنوبیس» و الهههای محافظ همچون «ایزیس» که نماد آنخ (کلید زندگی) را به او هدیه میدهد.
تصاویر مراحل آغازین سفر نفرتاری به جهان دیگر روی دیوارهای جانبی اتاق تدفین نقش بستهاند. این نقاشیها دروازهها و غارهایی را نشان میدهند که ملکه باید از آنها عبور کند. برای عبور از هر یک، باید نام نگهبان آن دروازه را بدانند. این نامها روی دیوار نوشته شدهاند تا به او کمک کنند.

نفرتاری در برابر خدایان: درون اتاق تدفین، سقف آبیرنگ با ستارگان آراسته شده و چهار ستون قطور و مربعی شکل پشتیبان آن هستند. نفرتاری با تاجی شبیه لاشخور بر سر کنار الهه ایزیس (بر ستون جلویی) به تصویر کشیده شده است. در ستون پشتی، اوزیریس، خدای جهان زیرزمینی نمایان است.
سفر بهسوی روشنایی
نفرتاری پس از تکمیل سفر خود در جهان زیرین، از راه یک پلکان به سطح بالاتر صعود میکند. این پلکان دوگانه است: یک مسیر برای نزول و مسیر دیگر برای صعود روح ملکه متوفی. او در اتاقهایی که به ورودی آرامگاه نزدیکتر هستند، وارد مراحل پایانی باززایی (تولد دوباره) میشود. نقوش دیواری در مسیر پلکان، نماد این سفر از جهان مردگان به سوی روشنایی هستند.

پس از پایان سفر در دنیای مردگان، نفرتاری از راه یک پلکان به سطح بالاتر صعود کرد.
در پایینترین بخش پلکان، خواهرِ اوزیریس (الهه نفتیس) در حالی به تصویر کشیده شده که روی نشان هیروگلیفی «طلا» زانو زده؛ این نماد به فلز تغییرناپذیری که گوشت الهی (که اکنون شامل کالبد ملکه متوفی نیز میشود) از آن ساخته شده، اشاره دارد. بالاتر، خدای شغالسر (انوبیس) دیده میشود که از آرامگاه محافظت میکند. بالای تصویر انوبیس، کارتوشِ حاوی نام ملکه قرار دارد. یک کبرای بالدار از این کارتوش محافظت میکند و سمت راست آن، الهه مآت نیز با بالهای گشوده از آن پاسداری میکند. سپس، الهه نفتیس و ایزیس روی تختهایشان نشستهاند. در برابر آنان، تصویر نفرتاری دیده میشود که در حال تقدیم نذورات به نفتیس، ایزیس و مآت است و از آنها برای ادامه سفر معنوی خود یاری میطلبد.

راستی و توازن: پشت سر الهههای نشسته، نفتیس و ایزیس، الهه بالدار مآت قرار دارد که کارتوشِ حاوی نام ملکه را در پناه خود گرفته است. مآت یکی از الهههای بسیار مهم در مصر باستان بود؛ تجسم نظم، راستی و عدالت؛ عناصری اساسی که برای کارکرد درست زمین و کیهان ضروری انگاشته میشدند.

ادای احترام: در طول سفر، نفرتاری ظروفی از شراب به الههها پیشکش میکند؛ یک نوشیدنی که با سیلاب سالانه رود نیل پیوند داشت (بهدلیل رسوبات قرمز رنگی که با خود میآورد) و نماد نوزایی و زایش دوباره بود. روی میز بزرگ نذورات، خوراکیها و نوشیدنیهایی دیده میشود که متوفی و خدایان برای ادامه حیات در دنیای پس از مرگ به آنها نیاز داشتند.
پیروزی بر مرگ
پلکان به یک دالان منتهی میشود که نفرتاری از آن عبور میکند تا به اتاق مجاور در پشت دیوار غربی برسد. برای ورود به این اتاق، او باید از درگاهی بگذرد که الهه لاشخور «نخبت» از آن محافظت میکند؛ الههای که حامی مصر علیا (در جنوب) بود و ارتباط نزدیکی با ملکه داشت. این الهه همچنین در تاج محافظ نفرتاری که در تمام صحنههای آرامگاه بر سر دارد، دیده میشود. در همین دالان، سفر شبانه به سفر روزانه تغییر میکند. نفرتاری از مقابل الههها «سلکت» و «نیث» عبور میکند که بر دیوارهای جانبی نقش بستهاند. سپس در همراهی با الهه «ایزیس» به سوی خدای «خپری» با سر سوسک میرود؛ تجسمی از خورشید در لحظه تولد روزانهاش در بامداد که نماد زایش دوباره و ارتباط مستقیم با سفر باززایی نفرتاری است. سمت راست درگاه، الهه «هاتور» دیده میشود که در نقش بانوی غرب یا الهه سرزمین مردگان نمایان شده؛ منطقهای که مقبرههای سلطنتی در ساحل غربی نیل در آن قرار داشتند. کنار او، خدای خورشید بامدادی «رع-هورآختی» با سر شاهین حضور دارد.

کبراها: تمام فضای اتاق با نواری تزئینشده از کبراها و پرهای شترمرغ (نماد مآت) محافظت میشود. جن بینامی که روی نخستین قاب دروازه زانو زده، از ورود شرّ جلوگیری میکند و دو حلقه در دست دارد که در آنها نماد اودجات (چشم) حورس، پسر اوزیریس، جای گرفته؛ این نماد محافظتی است و اعتقاد بر اینست که سلامتی و تندرستی به همراه میآورد.
لاشخور: روی سنگ سردر دیگر، تصویر لاشخوری با بالهای گسترده دیده میشود که تجسم الهه نخبت است. این پرنده در چنگالهای خود، دو حلقه «شِن» را نگه داشته؛ حلقههایی گرهخورده و بدون آغاز و پایان که تعویذی قدرتمند برای حفاظت جاودانه تلقی میشدند.
آب و آسمان: نوار سیاهرنگی که در پایه دیوارها، نماد زمین سیاه مصر است، زمینی حاصلخیز که از دل آبهای نخستین پدید آمد. این نوار سیاه در تضاد کامل با ستارگان در زمینه آبی است که سقف آرامگاه نفرتاری را پوشانده و به گنبد آسمان شباهت دارد.
اوزیریس به رع، خدای خورشید میپیوندد
از دالان، ملکه وارد اتاق مجاور میشود، اینبار بدون همراهی هیچ خدایی. مهمترین مراحل فرآیند باززایی در همین فضا رخ میدهد و پس از کامل شدن این مرحله، نفرتاری از همان در وارد اتاق ورودی میشود. این بخش از آرامگاه هم به دو ناحیه تقسیم شده: نیمه شمالغربی که قلمرو اوزیریس است و نیمه جنوبشرقی که به خورشید تعلق دارد.

خدای تحوت: نفرتاری در برابر خدای نوشتار و خرد، تحوت ایستاده است. او با سر ایبیس (مرغ ماهیخوار) و بر تخت نشسته به تصویر کشیده شده است. در دست راست، عصای مقدس «وس» را نگه داشته؛ عصایی با پایه دوشاخه و سری به شکل حیوانی اسطورهای. در دست چپش نماد «عنخ» (حیات) دیده میشود. در برابر او پایهای است که روی آن پالت کاتب و یک قورباغه جای گرفتهاند.
این تقسیمبندی از راه دو تصویر پشتبهپشت انجام شده: یکی اوزیریس با پوست سبز و دیگری آتوم، خدای خورشید غروب. در این فضا، ملکه به خدایان مختلف پیشکش تقدیم میکند: به پتاح پارچه اهدا میکند تا لباسهای لازم برای زندگی پس از مرگش فراهم شود؛ به تحوت برای دریافت دانش سخن و نوشتار و به آتوم. شاید مهمترین نگارهی این بخش، تصویر خدای-قوچسر با پوست سبز باشد که در قالب یک مومیایی ترسیم شده است. این تصویر، تلفیقی از دو ایزد اصلی در باززایی نفرتاری است: اوزیریس (با پوست سبز) و رع (با دیسک خورشید بر سر). متن هیروگلیفی این ترکیب را تأیید میکند: «اوزیریس در رع آرام گرفته» و «این رع است که در اوزیریس آرام میگیرد.»

اوزیریس و آتوم: نفرتاری، در حالی که عصای «سخم» را در دست دارد، پیشکشهایی به خدای اوزیریس (سمت چپ) و آتوم، خورشید غروب (سمت راست) تقدیم میکند.

گاوها و پاروها: یکی از طلسمهای کتاب مردگان در قالب تصویری نمایان شده که شامل هفت گاو الهی و یک گاو نر میشود. گفته میشد نفرتاری پس از تولد دوباره از آنها تغذیه خواهد کرد. در نوار پایینی تصویر، پاروهایی دیده میشود که به سوی شرق اشاره دارند و هر یک به یکی از جهات چهارگانه نامگذاری شدهاند.
بازگشت نفرتاری به زندگی
در پایان مسیر صعود، نفرتاری کم و بیش آماده است تا با رع یکی شود. او به اتاق ورودی بازمیگردد و آماده میشود تا «در روز بیرون آید». اهمیت این لحظه در طلسم شماره ۱۷ از کتاب مردگان شرح داده شده که در همین اتاق نگاشته شده است. در این متن آمده:
«آغاز ستایشها و نیایشها برای بیرون آمدن از گورستان باشکوه و داخل شدن به آن و در مغرب زیبا، بیرون رفتن به سوی نور روز.»
نگارهها نشان میدهند ملکه از نو زاده شده؛ او در حال بازی «سِنِت» (بازی تختهای مرتبط با مرگ) است و به شکل «با» یکی از اجزای غیرمادی روح تجلی یافته است. «با» در قالب پرندهای با سر انسان ترسیم میشود که میتواند روزها از آرامگاه پرواز کند و شبها به درون بازگردد تا در آن بیاساید و تغذیه کند.
در بخش بالایی دیوار، تصویر مومیایی نفرتاری دیده میشود که روی تختی با پنجههای شیر آرمیده است. چهرهاش شبیه اوزیریس، خدای دنیای مردگان است. نفرتاری در این صحنه توسط دو الهه نیرومند، ایزیس (سمت راست)، همسر اوزیریس و نِفتیس (در سمت چپ)، خواهر او محافظت میشود. هر دو به شکل «کایت» یا پرندگانی شکاری (مرتبط با رستاخیز) به تصویر کشیده شدهاند. نفرتاری همچنین پرنده «بِنو»، نماد خورشیدی مرگ و تولد دوباره را نیایش میکند. نفرتاری با پایان یافتن مراحل سفر شبانهاش، از درِ آرامگاه خارج میشود تا همچون پدرش، رع، پدیدار شود.

بازی محبوب در زندگی پس از مرگ: نفرتاری در حالی بازی «سِنِت» را انجام میدهد که داخل آلاچیقی از نی نشسته است. همانند بسیاری از نقاشیهای تدفینی، حریفی برای او به تصویر کشیده نشده است. مقابل آلاچیق، «با»ی نفرتاری؛ پرندهای با بدن پرنده و چهره ملکه ایستاده است. پسزمینه آلاچیق و کارتوش زرد رنگ است؛ رنگی که نماد جاودانگی و دیسک خورشید است.

مومیایی ملکه: در بخش بالایی دیوار، مومیایی نفرتاری به تصویر کشیده شده که روی تختی با پنجههای شیر قرار دارد. صورت او، چهره اوزیریس، خدای دنیای مردگان را دارد. ایزیس در پای تخت و نفتیس در بالای سر او دیده میشوند؛ هر دو به شکل «کایت» هایی نمایان شدهاند که با رستاخیز مرتبط هستند.
مترجم: زهرا ذوالقدر
.jpeg)





































































































































































































































































مفهومِ سوگِ ابراز نشده، برآمده از مفهومی به نام «سوگ و مراحل سوگواری» است. سوگ را پاسخ طبیعی، مؤثر و سالم به یک مصیبت و فقدان مینامند. تجربه از دست دادن یک عزیز، آدمی را با یک بحران شدید عاطفی روبهرو میکند و سوگواری پدیده پیچیده و تدریجی است که میتواند به هضمِ تجربه فقدان، در ساختار روانی فرد کمک کند. هر مانعی که باعث شود تجربه سوگواریِ فرد داغدیده طبق روال عادی پیش نرود، میتواند سوگ را به بیماری تبدیل کند. در صورت به وجود آمدن چنین شرایطی، فرد عزادار، به صورت غیر معمول و آزار دهنده دچار اندوه شدید و عذابها و رنجهای هیجانی بسیار زیاد میشود؛ به طوری که حتی با وجود گذشت مدتزمان طولانی از فقدان، قادر به بازگشت به زندگی عادی نیست. در حقیقت، سوگِ ابراز نشده فرد را به اختلالات روحیِ عمیق دچار میکند.












































(چگونه دوست ندارم من این دیاران را /که هر شقایقش آیینه ای است یاران را )