آپلود عکس
دریاچه نئور منطقه ویلکیج - شهرستان نمین -استان اردبیل
ننه کران(  نونه کرانیم ) | ننه کران در منابع فارسی

  روستای ننه کران( روایت از  وبلاگ پالیز بهشتی ویلکیج)

     روستای ننه کران( روایت از  وبلاگ پالیز بهشتی ویلکیج)

روستای ننه کران مرکز  دهستان ویلکیج شمالی یکی از روستاهای سر سبز و آباد منطقه و دارای مردمان با فرهنگ می باشند .

      ویلکیج شمالی به مرکزیت روستای ننه کران شامل روستاهای : جله کران ،خانقاه علیا و سفلی ،دودران،سولی درق، نوده ، آرپاتپه ،درمان درق ،سولا ،کنازق ،کله سر ،کریم کندی مهدی پستی ،اولاغا ،پته خور، جگرکندی ،گللو ،ینگجه میباشد.

      یکی از ویژگیهای روستای ننه کران حفظ نام باستانی خود با جزیی تغییر آوا و دیگر اینکه این روستا بنا به موقعیتی که داشته مهاجر پذیر بوده است.

      در گذشته های دور شاید بر اثر عوامل طبیعی چون سیل وزلزله یا انواع بیماریها مانند وبا و طاعون ،ویا جنگ و گریزها ،مردان و زنان یک روستا  از بین می رفت ویاتعداد جمعیت کاهش می یافت و مردان و زنان طوایف دیگر   جایگزین جمعیت اصلی آن سرزمین یا روستا می شد، اگر این جابه جایی ها در بعد کوچک صورت می گرفت نام منطقه یا روستا حفظ می شد.

      چنانکه در نوشته های قبلی ذکر شده، نیاکان ما در زمانهای قدیم اسامی مکانها را بر اساس باور های دینی و ویژگیهای اقلیمی آن منطقه نامگذاری می کرده اند.

      روستای ننه کران قرنها ست در مسیر راه کاروانیانی که از شمال به اردبیل و شهرهای اطراف رفت وآمد داشته اند،

بوده و کاروانیان بعد از عبور از گردنه های کوههای طالش شب را در کاروانسراهای روستای ننه کران استراحت کرده و مسیر یک روزه ای را به طرف اردبیل می پیمودند. با توجه به مطالب فوق این روستا در گذشته دارای کاروانسراها و مهمانسراهایی بوده است که کاروانسرای " قوجا دیکی "  که آثار و بقایای آن هنوزهم باقی مانده،

می توان نمونه ای از آن باشد.

      نام روستای ننه کران از دو واژه تشکیل شده است :

     _  پیشوند  " ننه  " که  کوچک شده ی  "  نَنا " یا " نَنَ " که واژه ی   اوستایی است  و به معنی جدا ،راه جدا ، جایگاه جدا آمده است.

     _ پسوند  " کران " که در  اوستا به صورت "  کَرنَه   "  به معنی  کنار یا کرانه آمده است.

      نتیجه اینکه معنی نام روستای ننه کران با توجه به موقعیتی که داشته " جایگاه  کناره "که از آن آبادی کنار جاده اراده شده است.(نونه کران/نوونکران/نوئه کران ونانکران و....)

      شاید عده ای از محققین باور نداشته باشند که نام بسیاری از روستاهای ایران تاریخی بس طولانی دارند .

      شهرها و روستاهای دیگری نیز با پسوند  " کران  " در ایران وجود دارند که به چند نمونه اشاره می شود؛

     _ روستای جله کران که از روستاهای دهستان ویلکیج شمالی است.

     _ جم کران در نزدیکی شهر مقدس قم.

     _لنکران که در جمهوری آذربایجا وا قع است.

       -آسخانه کران

     -اوجاکران

     -ترک کران

    شیخ کران

   -صید کران

      -سیه کران

   

ادامه نوشته

برگی از کتب قدیمی  با برخی از کتب درسی قدیمی آشنا شویم  = از سایت موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلام

برگی از کتب قدیمی

با برخی از کتب درسی قدیمی آشنا شویم  

گردآورنده محمود نظری فهرست‌نویس و مصحح نسخ خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی

 

گزارش تصویری از کتاب‌های درسی قدیمی در موضوعات مختلف موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باز نشر از سایت کتابخانه موزه اسناد مجلس شورای اسلامی 

https://www.ical.ir/ical/fa/Content/_/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-1397121585745

      معنی ننه کران

      درباره نامواژه اَردَبیل=از وبلا گ تالش شناسی

      درباره نامواژه اَردَبیل

      از مدتی پیش در سایت تالشان به نشانی www.taleshan.com  با مدیریت آقای عبدلی مطلبی درباره وجه تسمیه اردبیل قرار داده شده است. یکی از فعالان فرهنگی تالش یعنی جناب آقای نجات شبانی نیز درباره آن نظری ارائه داده اند که مدیر سایت نیز آن را در ادامه مطلب اول آورده اند. بد ندیدم نظر خود را که سال ها پیش به صورت چرکنویس آماده کرده بودم ، به صورت خلاصه در این پایگاه بیاورم تا شاید مفید فایده باشد. البته این متن را برای آقای عبدلی نیز ارسال کرده ام تا در سایت شان منتشر کنند که مرحمت کرده و در سایت شان آورده اند.

      ****************

      درباره وجه تسمیه اردبیل در برخی آثار مطالبی ذکر شده است که در بیشتر آن ها به لغاتی از زبان های باستانی ایرانی و ... استناد شده است. اما آن چه که در این میان بدان توجهی نشده است زبانی ست که ساکنان اردبیل قدیم بدان سخن می گفتند. در برخی منابع نام اردبیل را شکل تغییر یافته آرتا ویل ārtāvil و به معنای شهر مقدس ذکر کرده اند.اما این که این نام تا چه حدی بتواند بیانگر شکل درست و معنای واقعی نامواژه اردبیل باشد نمی توانم نظر خاصی بدهم. اما از آن جا که خود از سال ها پیش یقین یافته ام که نامواژه اردبیل  دارای معنای تالشی ست ، بارها در نوشته ها و بحث هایم  به این موضوع اشاره کرده ام. اما با عنایت به این که  اینک در این سایت(سایت تالشان مورد نظر است) به بحث درباره وجه تسمیه و معنای اردبیل پرداخته شده، تصمیم گرفتم نظر خود را درباره این واژه بنویسم تا شاید بتواند در یافتن معنای واقعی نامواژه اردبیل کمک نماید. از آن جا که اردبیل از گذشته های دور جزو حوزه فرهنگی قوم تالش بوده و اینک نیز بسیاری از تالش زبانان در آن ساکن هستند  و نام های دیگری نیز در آن جا هستند که تالشی اند به نظر می رسد باید در میان لغات تالشی به دنبال معنای اردبیل بود. همان طور که نام کوه سبلان (سَه saیعنی سر +وَva یعنی برف = لون lun یعنی لانه )و سرعین (سَرینsarin یعنی خُنک)و... تالشی ست ، می توان به این نکته توجه نمود که این نام نیز یک نامواژه تالشی ست. چند سال پیش (حدود سال1377 خورشیدی) برای اولین بار گذرم به اردبیل افتاد. پیش از ورود به اردبیل بارها درباره نام آن فکر کرده بودم و در ذهن خود پیش از آن که آن جا را دیده باشم، به نتایجی رسیده بودم. وقتی هم که به آن جا رسیدم متوجه شدم  شکل ظاهری و جغرافیایی  منطقه اردبیل درست با آن چه که به عنوان معنای نام اردبیل بدان  رسیده بودم، تطابق دارد که در ادامه به بحث درباره آن می پردازم.

      اردبیل از دو بخش ارد ard و بیلbil تشکیل شده است.(1) درباره واژه ارد که نامواژه اردَهarda (نام یکی از مناطق ییلاقی شهرستان رضوانشهر در تالش بزرگ)نیز از آن گرفته شده در یکی از نشریات تالش طی مقاله ای توضیح داده ام و در آن به بیش از چندین معنی درباره آن اشاره کرده ام،که از جمله آن ها می توان به مقدس ، قانون  و... اشاره کرد. این که واژه ارد به چه معناست تا حدود زیادی مشخص است. اما واژه بیل. در هیچ یک از زبان های ایرانی موجود در منطقه غیر از تالشی ندیده و نشنیده ام(تا جایی که من اطلاع دارم) که واژه بیل دارای معنای خاصی باشد. اما در تالشی دارای سه معناست. دو معنای آن هنوز هم در ذهن خیلی از تالشان و از جمله اسالمی ها باقی مانده است. همچنین جز در مناطقی که محل سکونت تالشان بوده ،کم تر دیده و شنیده ام که واژه بیل در نام های اماکن وجود داشته باشد. در زیر به سه معنای واژه بیل می پردازم.

      1ـ در تالشی اسالمی بیلbil  به معنای عمیق و ژرف است که در واقع صفت می باشد. مثلاً می گویند اَ جگا بیلَه.a jƏgā bila یعنی آن جا عمیق است. که واژه دَرینdarin  هم  با آن معادل می باشد.

      2ـ  برخی از قسمت های رودخانه هم که نسبت به سایر جاها عمیق تر است نیز بیل bil  نامیده می شوند که در این حالت به جای صفت به صورت اسم به کاربرده می شود.  در بسیاری از رودخانه های منطقه نیز این بیل ها که محل شنای بچه ها بوده و هست دارای نام خاص خود بوده اند . مثلاً رضا بیل rƏzā bil  یا ملالَه بیل mƏlāla bil  و ...

      3ـ معنای سوم این واژه را باید از میان نام های متعددی که در منطقه وجود دارند ، جستجو کرد. نام هایی چون اردبیل ardabil   که از دو واژه ارد و بیل تشکیل شده است. ـ بیلی  bili (نام یکی از آبادی های ییلاقی درمنطقه ناوnāv اسالم و نام جایی در اطراف روستای ییلاقی اَلَّدی alladi  اسالم) که از دو قسمت «بیل» و «ی» تشکیل شده که «ی» برای تصغیر به کار برده شده و به معنای کوچک می باشد.پس بیلی یعنی بیل کوچک. سییابیلsiyābil (نام یکی از روستای اسالم ، همچنین نام روستایی در خوشابر) که از دو قسمت سییا siyā (به ظاهر و با توجه به تلفظ امروزی ) و بیل  bil  تشکیل شده است و با عنایت به این که  نمی دانیم سییا در این نام شکل تغییر یافته چه واژه ای ست مجبوریم معنای نام سییا بیل را بیل سیاه در نظر بگیریم. البته با احتیاط بسیار زیاد. و... با دقت در شکل ظاهری مناطقی که واژه بیلbil   در نام شان وجود دارد ، می توان به یک وجه اشتراک پی برد. آن هم این که همه این اماکن زمین های هموار یا نسبتاً همواری  هستند که اطراف شان را کوه فرا گرفته است . با عنایت به چنین حالتی هیچ معنایی در زبان فارسی و علم جغرافیا برای چنین مکان هایی جز واژه «دشت» نمی توان یافت. پس یکی از معانی  واژه بیل در زبان تالشی « دشت» می باشد.  من یقین دارم که واژه بیل در نام های سییابیل ، اردبیل و بیلی به معنای دشت می باشد. حال اگر بپذیریم که بیل در زبان تالشی به معنای دشت می باشد می توان گفت که سییابیل یعنی دشت سیاه( درباره سییا در این نام فقط معنای ظاهری اش را در نظر گرفته ام و با تردید فراوان نوشته ام و معتقدم در اصل نام آن جا س اَ بیل  sƏ a bil  یعنی دشت پر سنگ یا دشت سنگی می باشد.) بیلی هم به معنای دشت کوچک و اردبیل نیز به معنای دشتِ ارد ard  ( که دارای معانی متعددی ست) می باشد. و به نظرم تنها معنای ارد که با بیل در واژه اردبیل می تواند درست باشد معنای مقدس و یا بزرگ می باشد. چرا که دشت بزرگ اردبیل  در نزدیکی کوه سبلان قرار داشته و برای ایرانیان باستان جای مقدس و مورد احترامی بوده است. البته هدف این نوشته بحث درباره واژه بیل بوده نه ارد. لذا درباره این که ارد در نام اردبیل به چه معناست باید به تحقیقی دیگر سپرده شود .

        البته نام ها دیگری هم هستند که واژه بیل را می توان در آن ها دید. مثل بیلنَی bilnay  (نام یکی از آبادی های ییلاقی درمنطقه ناو اسالم) که در اصل بیلی نَی bili nay  و به معنای جلوی بیلیbili  بوده که به مرور زمان به صورت بیلنَی درآمده است. و چون در قسمت جلوی بیلی قرار دارد به این نام نامیده شده است. بیلگا bilgā   (نام یکی از آبادی های ییلاقی در منطقه کرگانرود تالش ) که از دو واژه بیل bil  و گا gā تشکیل شده که بیل یکی از معانی بیل را دارد و چون آن جا را ندیده ام نمی توانم بگویم که کدام معنای بیل درباره اش صدق می کند. بیلگا دول bilgādul که به معنای قسمت های عمیق تر و ته دره بیلگا  bilgā  می باشد. یعنی دولِ بیلگا. البته در نام بیلbil که به صورت اختصای برای قسمت های عمیق رودخانه استفاده می شود نیز باید گفت که به جاهایی بیل گفته می شود که اطرافش بلند است و وسطش گود و در واقع به نوعی هموار است و این نیز خود به نوعی حالت «دشت» در زیر آب است.

      نکته آخر این که همانطور که پیش تر خواندید، من پیش از آن که به اردبیل بروم آن جا را با توجه به نامواژه های مشابه اش یعنی سییابیل و بیلی یک «دشت» تصور می کردم و با دیدن آن جا پی بردم که کاملاً درست تصور می کردم و این نشان دهنده این است که نام آن جا به زبان تالشی ست و آن جا از گذشته های دور همانند امروز بخشی از حوزه فرهنگی قوم و تمدن تالش بوده است. اگر چه امروزه زبان اهالی شهر و استان اردبیل ترکی شده است ، اما هنوز فراوان اند تالشانی که در آن جا زندگی می کنند. مثل اهالی نمین و عنبران و ده ها روستای مختلف در آن استان وجود دارد. جالب تر این که در میان واژه های ترکی اهالی آن جا هنوز هم خیلی از کلمات زبان تالشی کاربرد دارند که دکتر احسان شفیقی طی مقاله ای در چندسال پیش بدان پرداخته و به یکی از همایش های مربوط به تالش ارائه داده بودند.

      ***************

      پی نوشت:

      1ـ البته با دقت بیشتر می توان گفت که این نام  از سه بخش تشکیل شده است. ارد + ـَ+بیل ard+a+bil که چون هدف این نوشته بحث درباره دو کلمه ارد و بیل بوده بدان اشاره نشده است که بحث درباره آن نیز به تالشی بودن این نام کمک می کند. چرا که وجود ـَ همانند َـ در« دوزَدارduzadar» یعنی (درختِ سرراست)مانند ـِ در «درختِ سرراست» عمل می کند که این از نشانه های منحصر به فرد دستور زبان تالشی ست.

       

      http://www.taleshshenasi.blogfa.com/post/58

      ننه‌کران=از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

      ننه‌کران

      عکس روستای ننه کران 445421

      عکس روستای ننه کران 445420

      از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
       
      ننه‌کران
      اطلاعات کلی
      کشور  ایران
      استان اردبیل
      شهرستان نمین
      بخش مرکزی
      دهستان ویلکیج شمالی
      نام محلی نونه کران
      نام‌های قدیمی دورد اولر
       
      مردم
      جمعیت ۹۳۵ نفر (سرشماری ۹۵)
      کد آماری ۰۲۵۰۱۱

      ننه‌کران به انگلیسی(Naneh karan) روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان نمین، بخش مرکزی، دهستان ویلکیج شمالی قرار دارد.

      محتویات

      جمعیت

      بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۸۹۸ نفر با ۲۴۳ خانوار بوده‌است. اولین مدرسه در این مرکز دهستان در سال ۱۳۱۷ آغاز به کار کرد. از اشخاص نام آشنا می‌توان فخرالدین موسوی ننه کرانی چندین دوره نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری و ولی داداشی نماینده حال حاضر شهرستان آستارا را نامبرد.

      مرکز دهستان ویلکیج شمالی

      این روستا بعنوان مرکز دهستان ویلکیج شمالی با ۲۲پارچه آبادی به شرح زیرمی باشد. اولاغان/ ارپاتپه سی / پته خور / جگرکندی / جله گران / خانقاه سفلی /خانقاه علیا/خشحیران/دگرماندرق/دودران/سولیدرق/سولا/کریم کندی /دیمه داغل/ کله سر /کلاسر//كنازق/گللو/مهدي پستی/ننه کران/نوده/ ینگجه

      عکس روستای ننه کران 114150

      ادامه نوشته

      دورنمای روستای های منطقه ویلکیج - ننه کران

       

      دورنمای روستای ننه کران

         The picture with the title دورنمای روستای ننه کران was taken by the photographer nimaTahvildari on 12 July 2011 and published over Panoramio. دورنمای روستای ننه کران is next to Khāneqāh-e Soflá and is located in Ardabīl, Iran. You can see the original site of the image here.

       picture of بالاجا بولاخ در روستاي دودران

       picture of Doudaran-khanaei chei

       picture of  ardabil to heyran col roadمسير اردبيل-گردنه حيران

      picture of Ardabil nature  طبیعت اردبیل

      picture of جنگل های حیران-Heyran forest

      picture of دورنمای روستای ننه کران

      picture of دشت شقايق

       picture of YOGA!

      پاره ای از چشمه های منطقه ویلکیج:شهرستان نمین استان اردبیل

      پاره ای از چشمه های منطقه  ویلکیج:


      چشمه شایی بلاغی حور ، چشمه حوراچشمه حور ، چشمه گوزه حور ، چشمه مازان بلاغی حور ، چشمه گوندرن بلاغ حور ، چشمه بلاغلار گوزی حور ، چشمه قانلی بلاغ رز ، چشمه حاجی دره سی رز ، چشمه عباس بلاغی سقزچی ، چشمه محمد جعفر بلاغی بریس ، چشمه شوران بریس ، چشمه ساری گوزه بریس ، چشمه شیرقان گوزه سی بریس، چشمه ایستی سو گرمه چشمه ، چشمه کیچیک گل گرمه چشمه ، چشمه ساوو سروآباد ، چشمه زرده بره هشنه ، چشمه حامام بولاغی نیارا،چشمه مچید بولاغی نیارا، چشمه قازان بولاغی نیارا ،چشمه سید بولاغی نیارا
      ، چشمه اولی بولاغی نیارا، چشمه آیی بولاغی نیارا، چشمه نووت (نفت) بولاغی نیارا ، چشمه دوشان بولاغی نیارا ، چشمه تاختا بولاغی نیارا
      ،چشمه قوشا بولاغی نیارا ، چشمه دده بولاغی نیارا ، چشمه کاسا بولاغی نیارا ، چشمه خنجر بولاغی نیارا ، چشمه شیخ دده بولاغی نیارا ، چشمه خان بولاغی نیارا ، چشمه سویوق بولاغی نیارا ، چشمه گژدی بولاغی نیارا ،چشمه عمی بولاغی کله سر ، چشمه داش بولاغی کله سر ، چشمه کاسا بولاغی کله سر ،چشمه سار بولاغی کله سر ، چشمه قیغ بلاغ کله سر و چشمه اسلام بولاغی ،چشمه باندبوق عنبران علیا
      چشمه علی حسن یوردی ییلاق رز و تفیه ، چشمه خان بلاغی آرپاتپه
      چشمه ساری بلاغ آرپاتپه ، چشمه قاطرچی بلاغ آرپاتپه ، چشمه نولی بلاغ آرپاتپه، چشمه یونس بلاغی آرپاتپه ، چشمه اکبر بلاغی آرپاتپه ، چشمه ابیل بلاغی آرپاتپه، چشمه هیوالی بلاغ آرپاتپه ،چشمه کولات بلاغی آرپاتپه ،چشمه هجر بلاغی نیارق،چشمه سپهردی سروآباد و پلازیر ، چشمه ونه گو دا سروآباد و پلازیر ، چشمه تات اووی سروآباد و پلازیر ، چشمه سه(سرخ) سروآباد و پلازیر ، چشمه تکه دو سروآباد و پلازیر ، چشمه الیاربوغ سروآباد و پلازیر ، چشمه سیف قش ده سروآباد و پلازیر ، چشمه گشلگش سروآباد و پلازیر ، چشمه تاشکده سروآباد و پلازیر ، چشمه انگهین تاشکه سروآباد و پلازیر ، چشمه یوله لژ سروآباد و پلازیر ، چشمه بیخه دوله سروآباد و پلازیر ، چشمه سپیه سقه سروآباد و پلازیر ،چشمه شامام بلاغی گللو، چشمه آبگرم آبی بیگلو،چشمه تاختا بلاغی آبی بیگلو، چشمه داش بلاغی درماندرق، چشمه سونا بولاغی درماندرق، چشمه اورتا یول درماندرق ، چشمه کوسا بولاغی درماندرق، چشمه اوچ دره درماندرق وچشمه شا بلاغی ننه کران، چشمه کاسا بلاغی ننه کران، چشمه ابیش بلاغی ننه کران ، چشمه حسن بلاغی ننه کران، چشمه عباس بلاغی ننه کران.....

      گاهی به تاریخچه ننه کران-شهرستان نمین استان اردبیل

          تاریخ تحلیلی روستای ننه کران / نمین / اردبیل     تاریخ : ، -78 فروردين ماه ، -621 موضوع : اماکن سیاحتی زیارتی
         

         تاریخ تحلیلی روستای ننه کران


         

      تاریخ تحلیلی ننه کران

       واژه ننه کران  اصیل نیست به این دلیل که در زمان احصائیه و  اوایل قرن جاری افرادی که سواد اندک داشته و به زبانها و گویش های محلی  وارد نبوده اند برای ثبت احوال و صدور شناسنامه یا ثبت پلاکها و اسناد این کلمه را اختراع کرده اند کما اینکه در سایر بلاد هم به وفور این اتفاق  افتاده است .

          اصل تلفظ محلی کلمه غیر از این بوده به طوری که اگر با  اصطلاح من دراوردی ننه کران بخواهیم ریشه یابی کنیم به جایی نمی رسیم. اما مردم روستا و اهالی منطقه به شکل نونه کران تلفظ می کنند . در کتاب های  متاخر ریشه آنرا (در تاریخ آستارا و خوانین نمین)تالشی می دانند یا حداقل  باد در نظر گرفتن پسوند کران به هیچ وجه کلمه نمی تواند ترکی باشد.

       

         مشابه پسوند یادشده در جمکران ،لنکران ،جله کران ،علی کران   و... بکار رفته است . کران برای کرانه دریا یا رودخانه یا منطقه کشاورزی اطلاق می شده است و بیشتر مناطق در قرون معاصر نام گذاری شده است .

       

         اینکه در برخی منابع سعی می شود تاریخ این روستا را به  دوهزار سال و بیشتر برسانند برای بنده مورد قبول نیست به این دلیل که با  اینکه قبول داریم حتی ازدورانهای بسیار قدیم  نقطه جغرافیایی دارای سکنه  بوده اما اطلاق شاکله ویا نام نقطه جغرافیایی به این بحث درست نیست ،به  دلایل زیر :

       

        دلیل اول را در بالا آوردیم و پسوند کران از دوران بعد از افشاریه و زندیه به مناطق ،انهم به گویش فارسی اطلاق گردیده است.

          دلیل دوم نبود آثار و بناهاست،شاید در تپه ننه کران اثر  دوهزار ساله یافت شده ولی آیا عین همین ساکنان و افراد در آن ساکن بوده یا نامش همین بوده ؟مطمئنا نه

          در شهرهای باستانی آثاری حداقل از دوره های سلجوقی و  ایلخانی و صفوی یافت می شود ،مثال نزدیک آن اردبیل است مسجد جمعه دارد و  بقعه شیخ صفی ،خانه های تاریخی و آثاری  مستند از سفرنامه ها و تواریخ .

          حتی نام اردبیل  در شاهنامه و بوستان سعدی آمده و مثبوت است.

        از آثار مشابه سنگ برافراشته یا دلمن ها و یا قبور قبل از  اسلام هم که نیاز به کاوش دارد یا قلعه های مشابه اباذر و بوینی یوغون نیز تاکنون دلایل مستندی دردست نیست . مسلما اگر در دوره هایی منطقه دارای سکنه  بوده اسم آنها غیر از این کلمه بوده است.

          اما اصلی ترین دلیل ما به استناد آنچه از افرا مسن و نقل قولها در دست داریم کلمه دورد اولر می باشد.

        بنا به اظهار برخی افراد مسن در حدود دویست سال یا کمتر قبل از این نام محل دورد اولر بوده است. روستای ننه کران که در محل تلاقی سه  رودخانه دائمی و بر کرانه غربی جنگل های شهرستان نمین ساخته شده است ،ابتدا   چهار خانه داشته است. این خدای نکرده تحقیر نیست بلکه نیاز ما به تحلیل  درست برای دست یابی به سیر دقیق تحولات آن را می رساند.

          در اوائل تشکیل سلسله قاجار به دلیل دست اندازی و تجاوزات دولت روس به منطقه قفقاز و تصرف مناطق شمال غرب ایران ،عهد نامه های گلستان  و ترکمتنچای باعث تغییر مرز ایران گردید .

          در شرایطی که دربند و باکو و تفلیس و ایروان جزو خاک ایران   (ممالک محروسه پارس )بوده مبادلات تجاری بین مناطق در مرزهای شمالی صورت و   آستارا در مجموعه روادید و تردد ها داری اهمیت یا جایگاه نبوده است.

         با تغییر مرز ایران از دربند و تفلیس به رود ارس و مرز  آستارا در عهد نامه ترکمانچای و حضور  کشتی های تجاری و تردد آن در دریای  خزر ،کشتی های روسی (پالاخود)کالای خود را برای فروش به ساحل آستارا آورده در آنجا بدلیل کم عمق بودن ساحل در چند کیلومتری ساحل لنگر انداخته باقایق   های کوچک به ساحل می اوردند.

          این کالاها برای ارسال زمینی به اردبیل و تبریز از راه  گردنه حیران توسط چاروادار حمل می شده بدلیل طول مدت و مسافتی که بین  استارا و اردبیل لازم می شده در یک نقطه بینابین اطراق یا شب را سپری  نمایند.

           راه های صعب العبور و گرده حیران و مناطق کوهستانی گدوک کاروانیان را از رمق می انداخته . در این اثنا در بالای تپه ای موسوم به قوجا دیکی در ننه کران کاروانسرایی ساخته می شود تا مورد استفاده کاروانیان قرار گیرد .

      راه ارتباطی مورد نظر از روستای حیران و حاجی امیر منشعب شده از مسیر آق مسجد یولی به داخل روستا ختم می شد.

      کلمه آق مسجد یولی را در گوگل مپ به اشتباه نوشته اند .

      راه اصلی روستا که به گدوک و ییلاقات تالش منتهی می گردد آق  مسجد یولی می باشد.که بنا به نقل قولها قرار بوده راه آهن اردبیل به شمال  از آن بگذردو تا سه کیلومتر آماده سازی شده بود.

          این اتفاق در سالهای حدود 1200باید افتاده باشد. در کجا ،در دورد اولر .

          به موازات حضور کاروانهای تجاری در کاروانسرا خدمات و  صنایع و امکانات وابسته به تدریج به آن جذب شده مقدمات جمعیت پذیری آن  فراهم می گردد،از طرفی جنگلهای دست نخورده منطقه با انگیزه هایی ازجمله  استحصال چوب و نجاری ،تحصیل زمین کشاورزی و سوخت به تدریج تخریب و جایگزین مناطق کشت وزرع شد.

           استحصال زغال مورد نیاز مصرف اردبیل و درختان چند صد ساله   ای که برای ساخت درب و پنجره و پوشش بام خانه ها شده حکایت از تخریب  گسترده جنگل طی دویست سال گذشته شده است . البته نکته تاریخی آن استناد به احاطه جنگل و عدم امکان وجود شهر یا روستای بزرگ در محل مثلا برای بازه  زمانی پانصد سال یا بیشتر می باشد.

         تا همین اواخر هم این روند ادامه داشته خاک مرغوب جنگلی مزارع کشاورزی نیز گواه این مطلب است.

          پس مشابه روستاهای کوچکی که امروزه نیز در میان جنگل های  حوزه جغرافیایی آستارا داریم مثل درمان کش و حاجی امیر و حیران و ...  روستای دورد اولر با چهار خانه در احاطه جنگل در محل دایر بوده است.

           با رونق یافتن و مبادلات تجاری که دردوره های محمد شاه و ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و تا اوایل پهلوی اول صورت گرفته ،بازار ننه  کران و نقاط جمعیتی آن شاهد مهاجرت و حضور طوایف نه گانه به شرح زیر  گردیده است و اگر به ریشه هرکدام و نقل قولها و روایات شفاهی مراجعه کنیم  هرکدام از یک محل آمده و در اینجا ساکن شده اند تا هم صاحب زمین کشاورزی  گردیده هم از اشتغال و تجارت آن بهره مند گردند:

       

          طایفه ها شامل :  امراللی   بدللی   خلفه لی   پسنلی     شوشانلی    صادقلی     موسی کندلی   قزللی    دورد اولی    حاجللی   و  سیدلر

          سادات ننه کران با مشاهده رونق و آوازه روستا و مرکزیت تجاری آن حدود صدو پنجاه سال قبل از خلخال به این روستا کوچ کرده اند.

           بدلیل گسترش زمین های کشاورزی و در نظام ارباب رعیتی دوره   قاجار ،مرکزیت محال ویلکیج شمالی را به ننه کران می دهند. این امر باعث  شده سرانه مراتع و زمینهای در اختیار روستا بالاتر از سایر مناطق گردد.

          صنایع و خدمات و تجارت به شیوه سنتی و جمعیت روستا و تاسیس   مراکز آموزشی ،آنرا از زوالی که علت آنرا در پائین ذکر می نمایم تاحدود  برای مدت نیم قرن یا بیشتر نجات داده است

       در شرایطی که ساحل آستارا عمق مناسب و مرکزیت لازم برای تبدیل   شدن به بندر را نداشته بندر انزلی از آن پیشی می گیرد همزمان روسها در  تبریز تا مرز نخجوان راه آهن احداث و مبادلات مرزی به کلی از آستارا حذف می   گردد این امر سیستم سنتی و دوره قاجاری مبادله کالا را محدود به نموده به   مبادلات کم رونق و ساده محصولات دامی و کشاورزی و باغی بین اردبیل و آستارا  تنزل می دهد.

        اما نقطه جمعیتی که با پتانسیل و بنیه یکصد ساله شکل گرفته  با مرکزیت و جذب صنایع و اشتغالی که برای خود صورت داده موقعیت خودرا علی  رغم این مشکل حفظ می کند ،تاسیس مدرسه به این مهم کمک کرده باعث می شود  روستا به حیات خود و رونق نسبی ادامه دهد.

          در دوره پهلوی اول مطالعات و اقداماتی برای احداث راه آهن مابین اردبیل ،آستارا که از این محل عبور می کرده صورت گرفته با وقوع جنگ جهانی دوم و بازگشت آلمانیها به بوته فراموشی سپرده می شود.

       شیخ ابراهیم مشهور به پیر لنگ در اواخر عمر خود به روستا آمده   و پس از فوت در محل مرتفعی که امروزه قبرستا تربت نامیده می شود دفن می  گردد.

         هردو تپه تربت و تپه ننه کران   با ملاحظه مورفولوژی اطراف آن نشان می دهد که قاعدتا تپه طبیعی نبوده دست   بشر در تشکیل آن دخیل می باشدو از سوی دیگر در ادوار و سنوات گذشته می  توانسته این دو تپه آتشکده یا نقطه تخریب شده جمعیتی باشد.

           حمام ننه کران نیز یادگار دوران در حد قاجاریه می باشد.  این حمام درست در نقشه حمام های باارزش تاریخی ساخته شده و مرمت آن می  تواند باعث رونق گردشگری شود.سیستم آب آور و فاضلاب آن هم مثال زدنی بوده  که در جای خود نیازمند کاوش و تحلیل و بحث هست.

           راه ارتباطی شوسه اردبیل -آستارا از روستای همجوار ارپا  تپه عبور داده شده سپس راه اصلی را از نمین عبور می دهند . این دو مورد و  دلایل بالا موجب افول و عقب ماندن روستا از سایر نقاط گردیده است.

         در تاریخ تهیه لغت نامه دهخدا جمعیت انرا 900نفر یاد کرده  اند در دهه 60 به حدود 1600نفر رسیده در حال حاضر 875نفر جمعیت ساکن دارد.

           مسجد ننه کران که با پوشش چوبی و نقش و نگارهای نجاری  قدیم ساخته شده بود در سال 55 یا 56در اثر آتش سوزی ازبین رفته دوباره مسجد   فعلی توسط سید عبدالغنی موسوی احداث می گردد.

          زیارتگاه یا امامزاده در روستا وجود نداشته دلیل آنهم  همانطور که ذکر گردید در دوره مهاجرت سادات علوی به ایران احتمالا یک منطقه   صعب العبور جنگلی بوده است.

         در جنگل های ممرز موسوم به اولاس لیق  محلی هست به نام  نجاران که درختان تنومند نیل داشته برای کارهای درب و پنجره سازی حتی  سرستون مسجد قدیمی از آن استفاده کرده اند.

       .اکبر محمد زاده اردبیل   فروردین 1395

      منبع:

      akbarmohammadzade.blogfa.com/post/137

           تاریخ تحلیلی روستای ننه کران / نمین / اردبیل

      ریشه شناسی اسامی محلات  آبادی ها و روستاهای و شهر های ایران

      ریشه شناسی اسامی محلات و روستاهای منطقه‌ مراغه(1)

      ریشه‌شناسی را در زبان فرانسوی «اتیمولوژی» می‌گویند. اتیمولوژی واژه‌ای است یونانی كه از راه زبان لاتین به زبان فرانسوی راه یافته‌است.در یونانی باستان اتیمولوژی به معنی «شناخت اتیمون (Etymon)» و اتیمون به معنی «معنی حقیقی واژه» بوده‌است.در زبان تازی فقه الغه نامیده می شود. احمد فردید از معادل «علم الاسماء» برای آن استفاده كرده‌است. علمای قدیم در نوشته‌های خود گاهی با ذكر «وجه تسمیه» و «وجه اشتقاق» به شرح واژه‌ها می‌پرداختند. مقصود علمای قدیم از وجه تسمیه و وجه اشتقاق ریشه‌شناسی بوده است(ابولقاسمی،1389) در لغتنامه دهخدا به نقل از تعریفات جرجانی آمده: «بیرون آوردن كلمه ای از كلمه دیگر بشرط آنكه در معنی و تركیب با هم مناسب و در صیغه مغایر باشند(دهخدا، فرهنگ لغت). با این تعریف اشتقاق معادل «Derivation» می‌شود و یكی از انواع واژه‌سازی خواهد بود كه خود یكی از مكانیسم‌های مورد مطالعه تئوری ریشه‌شناختی است. پایه علم اتیمولوژی جدید را «سر ویلیام جونز»، قاضی انگلیسی، نهاده‌است. وی در سال ۱۷۸۶ در برابر انجمن آسیایی كلكته خطابه‌ای ایراد كرد كه در آن زبان‌های لاتینی و یونانی و سنسكریت و فارسی را از یك اصل اعلام كرد. از این زمان عده‌ای از دانشمندان در منشأ زبان‌ها و ارتباط آن‌ها با هم به پژوهش پرداختند.ماكس مولر آلمانی در این زمینه كارهای وسیعی ارایه كرده است فریدریش ماكس مولر به آلمانی( Friedrich Max Müller)‏ (زاده ۶ دسامبر۱۸۲۳-مرگ ۲۸ اكتبر۱۹۰۰) زبان‌شناس و خاورشناس آلمانی بود. او یكی از پایه‌ریزان هندشناسی و پژوهش‌های تطبیقی و سنجشی آیین‌ها در دانشگاه‌های غربی بود. او اثرهای پژوهشی و عمومی‌ای در زمینه هندشناسی دارد و كتاب‌های روحانی خاور كه در پنجاه جلد با راهبری او نوشته‌شد از یادبودهای پژوهشی عصر ویكتوریایی انگلستان است.

      وجه تسمیه

      در خصوص اهمیت فرهنگ نام در جغرافیا سخن بسیار است. بشر از زمانی كه با مكانی سر وكار یافته لزوم شناسایی و نامگذاری مكانها را دریافته است. اولین گام در لزوم نامگذاری مكانهای جغرافیایی ارتباط انسان با آن مكان است، در غیر این صورت ممكن است سالها بگذرد و مكانی بی نام بماند. نامگذاری بر مكانهای مختلف بدان سبب است كه اولا مكانهای مختلف شناسایی شوند، و ثانیا مكانهای مختلف از یكدیگر تمیز داده شوند. درباره اهمیت نام در جغرافیا همین بس كه بهترین تصاویر ماهواره‌ای كه امروزه توسط ماهواره های پیشرفته در اختیار بشر قرار می گیرند و از مشكلات امر نقشه برداری زمینی می كاهند، تا زمانی كه گویا نشده‌اند یعنی نام جغرافیایی بر مناطق مختلف آن نهاده نشده است كاربردی نمی یابند و در حكم نوعی تابلو جلوه می نمایند و این اسامی جغرافیایی هستند كه به مكانهای مختلف هویت و شخصیت می دهند. بخشی از نامهای جغرافیایی را اسامی آبادیها (مسكون و یا خالی از سكنه) تشكیل می دهند. در این خصوص كه بر چه مبنایی اسامی مكانها و كلا اسامی جغرافیایی انتخاب گردیده‌اند باید اذعان كرد كه پژوهش در اسامی مكانهای مختلف جغرافیایی نیازمند بازگشت به پیشینه دیرینه مكانهاست. مسلما همانند مكانهای مختلف جغرافیایی، اسامی آنان نیز به مرور زمان دستخوش تحول و تغییر شده است و شاید بتوان گفت كمتر مكانی را می توان یافت كه در طول اعصار مختلف به یك نام شناخته شده باشد. نام‌های جغرافیایی اصل و منشایی كهن و معنایی خاص دارند. این نام‌ها توسط اشخاص مختلف در معرض تحول و تغییر قرار گرفته اند. گاه اراده یك نفر كه نامی ناخوشایند یافته، و گاه خطا و اشتباه كاتبی در نگارش، اسمی پر معنا و شناخته را به دست فراموشی سپرده است. اسمی كه از تاریخ سرزمینی حكایت می كرده است. نام‌های جغرافیایی كه در آغاز به منظور ایجاد تمایز و شناخت عناصر متشكله محیط زیست بشری مانند نقاط مسكونی، چراگاه‌ها، مزارع،  منابع آب، و بلندی‌ها و پستی‌ها وضع شده‌اند، با گذشت زمان پا را از این حد فراتر نهاند و به جزئی مهم از تاریخ و اساطیر و معتقدات و فرهنگ ملل عالم بدل شدند و به جایی رسیدند كه دست كمی از آثار باستانی مهم هر كشور نداند، و چه بسا كه از آن مهمتر باشند. این نام‌ها با تاریخ، جغرافیای یك ملت گره خورده و جدا كردنشان غیر ممكن است.

      یكی از مباحث بسیار مهم و جالب در تحقیقات فرهنگی و جغرافیای تاریخی، ریشه‌یابی نام شهرها و آبادی‌ها است. چون انسان‌ها به ویژه در دوران باستان به این مسئله مهم، توجه خاصی داشته و كوشش می كردند مظاهر دینی، فرهنگی، طبیعی، جغرافیای و قومی را با نشانه تقدس و احترام در نامگذاری شهرها آبادی های سرزمین خود جلوه گر سازند. از این رو نام هایی كه بر روی شهرها و آبادی ها گذاشته شده است، اكثرا بار معنای دارند و اسامی با مسمایی هستند. و از نظر تاریخی و فرهنگی بسیار مهم و ارزشمند می باشند. در صورتی كه درست ریشه‌یابی شوند، برخی از گوشه های تاریك و نهفته تاریخ و فرهنگ مردم را بازشناخته و روشن خواهند كرد. نام های آبادی های مراغه را می توان به چند گروه: دینی، تاریخی، طبیعی تقسیم كرد. در این نوشته كوشش شده وجه تسمیه برخی از آبادی های مراغه را بازشناسی و معرفی و در عین حال به اهمیت وجه تسمیه ها اشاره‌ای كرده باشیم. لازم به ذكر می باشد این قسمت بخشی از نوشته جناب آقای دكتر حسن جعفر زاده در مقاله تحت عنوان ریشه شناسی محلات آذرشهر بوده استفاده شده است. البته لازم به ذكر می باشد كه در بعضی از قسمت ها تغییراتی اعمال شده است.

      مبانی تحقیق

      1-در این تحقیق درهر بحث, اولین واژه‌ی كاربردی اسمی است كه توسط مردم منطقه در مورد آن مكان استعمال می شود.دومین واژه‌ی كاربردی اسامی روستاها در منابع فارسی و نوشتاری است كه  عموماً در قرن اخیر به این اماكن اطلاق شده است كه اسامی مجعول به شمار می روند.این اسامی بیشتر در دوره‌ی پهلوی بر این اماكن نهاده شده است كه مربوط به سیاست‌های رضاخانی مبنی بر تغییر اسامی غیرفارسی است كه اسامی  را تا حد امكان به  نزدیك‌ترین مشابه فارسی شبیه سازی و تغییر می دادند مثلاً "كؤل تپه" به"گل تپه" یا "بیلگ آوا " به "بلوك آباد" و چنانچه  در جایی این طرح جواب گو نمی بود  كلاً اسم منطقه از بن  به اسمی  دیگر تغییر داده می شد مثل   "سولدوز" به "نقده" یا "خیاو" به " مشگین شهر"و" توفارقان " به "آذرشهر" و....

       سومین واژه ی كاربردی نیز آوانگاری همان واژه ی اول (واژه ی كاربردی توسط مردم) با الفبای تركی لاتین می باشد.

      2- اكثریت اسامی مجعول  یعنی دومین واژه‌ی كاربردی  در مورد اسامی هر منطقه در لغت‌نامه‌های فارسی یافت نگردید.برای مثال "قاطرگؤتورن" یكی از محلات  مراغه كه در نگارش "قاطرگؤتورن" نوشته می‌شود در هیچ لغت نامه‌ی فارسی- از جمله كامل‌ترین آنها یعنی  لغت نامه‌ی دهخدا- یافت نگردید,حال اینكه "قاطرگؤتورن" در تركی  دارای معنی و مفهوم می باشد.(به مبحث اسامی محلات و بحث "قاطرگؤتورن" رجوع شود).اگر احیاناً هم برخی از این واژه‌ها در برخی  لغت‌نامه‌های فارسی  یافت گردید صرفاً  توضیحی از  موقعیت جغرافیایی و جمعیت و این قبیل  ویژگی‌های روستا ارایه داده است  و هیچ شرحی در زمینه‌ی ریشه شناسی واژه‌ها موجود نیست. با این حال در این تحقیق  این گونه اسامی نیز مورد بررسی قرار گرفت.ناگفته نماند كه در عملكرد بر اساس این تئوری چیزی كه نظر  نویسنده را به خود جلب كرد نه بد سلیقه گی بلكه كج سلیقه گی به عمد در تغییر نام این اسامی  بوده است.برای نمونه در دوره‌ی پهلوی در آذربایجان  اسامی روستاهای"زنگین آوا" در معنی "آبادی ثروتمند"  به "زنگوله آباد" - "بوز قالا" در معنی" قلعه خاكستری" به "بزغاله"- "قره سو" در معنی "رود بزرگ" به "سیاه آب" - "گؤو" یا "گؤی" در معنی "آبی= آسمانی" به "گاو" - "بولگه آوار" به "بقر آباد" - سیوان به "سگ بان" و"آخماقیه" را به "احمقیه" و.. تغییر داده شده است كه به  نوعی تحقیر به عمد در این تغییر اسامی به چشم می‌خورد.

      3- به جهت رعایت مبانی و اصول علمی در شیوه‌ی تحقیق ,سعی گردید كه تمامی نظریات  موجود در زمینه‌ی هر یك از اسامی بحث شده در این تحقیق  آورده شود.از جمله در خاتمه‌ی  این تحقیق با كتاب "فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی" از"صمد چایلی" مواجه گردید كه در خاتمه‌ی هر بحث نظریه‌ی كتاب مذكور درباره‌ی نام هر یك از اسامی آورده شد.

      4-این تحقیق صرفاً  در مورد اسامی تاریخی بحث نموده است و اسامی  جدید  به ویژه در مورد محلات  جدید را كه نام‌هایی معاصر و  مفهومی آشكارا دارند  شامل نمی‌شود.

      ابتدا  قبل از وردود به بحث لازم دیده شد كه  نظری بر چند اصطلاح حوزه‌ی  ایتمیولوژی  انداخته شود:

      انوماستیك "Onomastic":

      علم چگونگی به وجود آمدن نام حیوانات,گیاهان,اشیاء و ضرورت  یا نظام مندی  این قبیل اسامی را گویند.

      توپونیم "Toponim"

      علم چگونگی یا نظام‌مندی نام گذاری هر آنچه كه در ارتباط با زمین "جغرافیا" می باشد.كه به كمك علومی چون جغرافیا, تاریخ,جامعه شناسی – مردم شناسی  و باستان شناسی را گویند.

       به اعتقاد "مورزایف" توپونیمی بدون جغرافیا  بی مكان, بدون زبان شناسی لال  و بدون تاریخ بی هویت است.

      شهرستان مراغه

      مَراغه یكی از شهرهای مهم استان آذربایجان شرقی و مركز اداری شهرستان ویژه مراغه است. این شهر در كنار رودخانه صوفی‌چای و در دامنه جنوبی كوه سهند گسترده شده‌است. مراغه با دارابودن ۱۶۲٬۲۷۵ نفر جمعیت و ۲۵٫۹۷ كیلومتر مربع مساحت در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، دومین شهر بزرگ و پرجمعیت استان پس از تبریز به شمار می‌رود. این شهر در ۱۳۵ كیلومتری جنوب مركز استان واقع شده‌است(مراورید، 67) شهر مراغه با غنای بیش از 300 اثر تاریخی و بیش از  110 اثر ثبتی بازمانده از دوره‌های مختلف تاریخی، بستری مساعد برای پرورش ادیبان، دانشمندان و هنرمندان متعددی در طول تاریخ بوده و هست. بر اساس منابع تاریخی مراغه شهری مهم در دوران حكومت ماناها بوده و جزو سه ایالت مهم آذربایجان قدیم و با نام اوئشدیش شناخته شده است. منابع تاریخی مراغه را زادگاه زرتشت نامیده و دانشمندان بر این باورند كه زرتشت در دامان كوه سهند كه در اوستا از آن با نام اسنوند یاد شده است متولد گردیده است. مراغه در سال 61 هجری قمری به تصرف اعراب درآمد و از پایگاه‌های آنان به شمار می‌آمده است.

      در این بخش اسامی برخی از روستاهای مراغه اشاره شده كه معانی داخل پرانتز نظریه جناب جواد مفرد كلان محقق فرهنگ اساطیری ایران بوده كه در سایت جاذه‌های گردشگری مراغه قابل مشاهده می باشد، توضیحات تكمیلی توسط نگارنده اضافه گردیده است.

      آشان/ اشان/Eşan (مكان خوب و زیبا یا محل آب)

      آغاجری/ آجری/Ağacəri (به تركی سربازان سرور تیره ای از هونها/خزرها بوده اند)

      آغبلاغ سفلی/ آشاغی آغ بلاخ/Aşaqi ağbolaq (سفید چشمه پایینی)

      آغبلاغ علمدار/علمدار آغ بلاغی/Ləmdar ağbolaq ə (سفید چشمه علمدار)

      آغجه دیزج/ آغجا دیزه/ağca dizə (دژ سفید) آلا كۆزه /امیر دیزج/Ala küzə:

      لفظ "آلا كوزه" در معین و دهخدا یافت نگردید.فرهنگ معین كلمه‌ی"امیر" را عربی می داند در حالی كه فرهنگ‌های تركی به اتفاق "امیر" را واژه‌ای تركی می دانند.كلمه‌ی "امیر"چه به صورت مفرد چه به صورت  تركیبی در نام برخی مكان‌ها استفاده می شود (فرهنگ  ارك حداقل 42 مورد را اشاره دارد ) و برای دریافت معنی "دیزج" یا "دیزه" به  توضیح محله‌ی "دیزه" از محلات  آذرشهر  رجوع شود.اما نام روستا بین مردم "آلا كوزه" است و "امیر دیزج" صرفاً  در مكاتبات اداری به كار می رود.

      فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی:این كتاب "امیر دیزه" را در معنی  دیزه‌ی سرزمین "ام" آورده است.وی "دیزه" را در معنی "جای تپه مانند‌ی كه دارای آب  است" و"ام" را در معنی "عمو" می داند(دكتر حسن زاده، ایتیمولوژی اذرشهر). در فرهنگ  معین كلمه‌ی "دیزه" موجود نبود ولی "دیزج" در دیگر فرهنگ‌های فارسی در معنی "اسبی كه رنگ اصلی اش سیاه باشد یا رنگ غیر خالص" به كار رفته است.

      صمد چایلی: در كتاب چایلی "دیزه " به معنی "مكان تپه مانند دارای آب" آورده شده است.

      دكتر جعفر زاده:در فرهنگ‌های تركی واژه‌ی "دیزه" به معنی "زمین مسطح برای كشت" معنی شده است.اتفاقاً كم و بیش چنین محله‌های در اطراف شهرها و روستاها قرار گرفته است و جایی مناسب  برای این كار است. مثل "دیزه" در"آذرشهر" و "دیزه" در "قاچاغان".البته ممكن است به مرور زمان چنین محله هایی از حالت طبیعی خویش خارج و در داخل آبادی و شهر قرار گیرند(دكتر جعفر زاده، آذرشهر).

      آغجه كهل/ آجا كؤهول/ağca köhül (غار سفید). كؤهول در منطقه مراغه از نظر معماری صخره و شناخت فرهنگ و معماری مردم منطقه از جایگاه مهمی بر خوردار است به طوری كه كمتر روستای در شهرستان سراغ داریم كه آثار از معماری صخره ای در آن یافت نشود شاید دلیل اصلی این عامل را در جغرافیای منطقه و زمین شناسی جست و جو كرد كه باعث شكل گیری این قبیل غارها شده است كه در روستای آغجا كوهول نیز به دلیل فراوانی این غارها وجه تسمیه روتا را به خود معطوف نموده است و آغچه در معنای بسیار سفید است كه به نوعی جنس غارها كه بیشتر از سنگ های اهكی است را بیان می نماید(ستارنژاد، 1391).

      آغكند ثمرق/ سمر آ كندی/Səmər ağkəndi (ده سفید مربوط به دارندهً ثمر و بهره)

      آلما چوان/ آلماچوان/ Alma  çovan (روستای چاه دار دارای سیب، آلمالو سیب دار). ظمنا چوان در منطقه مراغه نوعی گیاه جهت شست و شو كاربر داشته است.

      احمدآباد/ احمد آوا/ hməd ava  ə (به نام احمد نامی نامیده شده است)

      امیر/ امیی/əmir (روستای فرمانروا) خوندمیر/خان میر/Xon dəmir :

       فرهنگ‌های معین و دهخدا  چیزی در شرح اسم نداده اند.

      فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی:چایلی "خون" را درمعانی"صاحب-مالك"و"دمیر" را در معنای "آهن" آورده ونام روستا را "صاحب آهن-جای آهن" دانسته است.

      دكتر جعفر زاده: دمیر اسم خاص است كه  تیمور در فارسی نیز  همان "دمیر" تركی است كه تمامی زبان‌شناسان  فارس و ترك  و از جمله دهخدا بر آن صحه گذارده‌اند. محتملاً  روستا به اسم شخص خاص "خون دمیر" است. مثلاً می‌دانیم كه غیاث‌ الدین‌بن‌ خواجه‌ همام‌الدین‌محمدبن‌ خواجه‌‌جلال‌‌الدین‌ محمدبن‌ خواجه‌ برهان‌ الدین‌ محمدحسین‌ هروی‌ موسوم‌ به‌ خوان‌دمیر(880 - 942 ه. ق‌) از نویسندگان‌ و مورخان‌ بزرگ‌ در دوره¬ی آخر ‌تیموریان و اوایل‌ ‌صفویه است‌.خون‌دمیر دانشمند با ذوق‌ در سال‌ 880 ه.ق‌ در هرات‌ به‌ دنیا آمد  وی هم عصر سلطان‌ حسین‌ بایقرا و امیرعلیشیر نوائی‌ بود كه با آنها حشرو نشر نیز داشت.هر سه از دانشمندان ترك می‌باشند كه كتبی متعدد به فارسی,عربی و تركی دارند از جمله كتب "خون دمیر" می‌توان به دستور الوزراء ــ خلاصه‌‌ی الاخبار فی‌ بیان‌ احوال‌ الاخیارــ ماثر الملوك‌ــ نامه‌‌ی نامی‌ــ تاریخ‌ حبیب‌ السیرــ قانون‌ همایونی‌(همایون‌نامه‌)ــ روضه‌ الصفا  اشاره كرد(دكتر جعفر زاده).

      اوخچی/ اوخچو/  Oxçü (تیرانداز)

      اوزن اوبه/اوزون اوبا/  (محل عشیره ای كه دارای چادرهای گسترده و فراوان است)

      باداملو/باداملی/ Badam lü )دارای درخت بادام(

      بالی قایا/بالی قیه/Bali qəyə   (روستای دارای صخره كندوی عسل)

      بلوك آباد/ بیلگ آوا/ Bilgava )اسم به تركی بیلگه آوا است.بیلگه در لغت اصیل تركی به معنی انسان حكیم و دانا و آگاه و مطلع است و آوا همان پسوندی است كه در ادامه اسامی خیلی از اماكن وجود دارد = آباد. بیلگاوا، پرگاو(

      بیانلوجه/ بیالیجا/ Biyan lüca(محل بیان=نوعی علف هرز گندمزار)

      پالچیقلو/ پالچخلی/Pal çxlu (دارای كان گل)

      تازه كند سفلی/تزه كند/Təzə kənd )روستای واقع در دشت گود یا روستای تازه ساخت واقع در پایین دست(

      چایباغی/چای باغی/ çay baği (جایگاه باغ خنك و شایسته)

      چلان علیا/چلان/ çelan )واقع در محل سد  چوب و سنگ در بالا دست(

      چوان سفلی/چاوان/ )çavanروستای چاه دار پایینی(

      چوانباغ/چاوان باغ/çavan bağ (روستای چاه دار منطقه باغها)

      خره جی/خراجو/ Xərəcı:

      "خره‌جی" اسم روستاهایی از توابع مراغه،عجب شیر و آذرشهر است.این واژه در فرهنگ‌های فارسی از جمله معین و دهخدا  یافت نگردید.در دهخدا  صرفاً به شكل "خراجو" اشاره شده است كه شرحی بر اسم موجود نیست.

      در منطقه‌ی آذرشهر در بین "بنایان" وسیله‌ای به اسم "خره جی" كاربرد دارد  كه عبارت است از چارپایه ی بزرگی كه تخته‌ی درازی بر روی آن نصب می كنند تا  كارگران ساختمانی هنگام كار كردن بر آن  بایستند."خرك - داربست" و البته این كلمه در فرهنگ‌های تركی نیز در این معنی ثبت شده است.جالب اینكه روستای"خرجی" آذرشهر نیز در جای مرتفعی نسبت به محیط پیرامون  قرار گرفته است.

      كتاب فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی:1.قاراجی=خارا(دسته – انبوه )+ آجی(مرحمت – رحمت)=مرحمت برف 2.خره چی= داربست

      اسماعیل هادی: هادی  مولف  فرهنگ "ایتمیولوژیك واژه‌گان تركی" معتقد هستند كه "خره¬جی" مورد استعمال شده از كلمه‌ی "قره چی" در معنی"ایلات - كوچندگان- كولی" می باشد.قره چی=خره چی=خره جی.

      دكتر جعفر زاده: نظریه‌ی  اسماعیل هادی  در مورد این اسم سندیت دارد و این نظریه مورد تایید اكثر لغت شناسان می باشد. شهر خراجو كه مركزیت بخش سراجواست در سال 1391 به نام خداجو تغییر نام داد. شهری كه در مطالعات تاریخی اهمیت والایی دارد. محوطه‌های مهمی از دوران‌های مختلف تاریخی را می توان در این شهر جست و جو كرد. این محوطه‌ها نشان می دهد كه این شهر در قرون مختلف تاریخی اهمیت فراوانی داشته، و وجه تمسیه آن را به نقل از دهخدا محل خراج بوده با این معنی؛ می توان چنین استنباط كرد كه خراجو محل جمع آوری و مركزیت منطقه سراجو بوده است. و امروزه همین مركزیت خود را به خوبی نشان می دهد. در كل می توانگفت جای بزرگ یا روستای بزرگ(ستارنژاد،1392).

      خنه‌یی/خانگاه/Xənəyı:

        در خصوص این واژه  و حتی  در مورد كلمه‌ی "خانگاه"در فرهنگ معین چیزی رویت نشد.

      "خه‌نه‌یی" نام روستاهایی از توابع هریس, كلیبر, تبریز, میانه, سلماس , زنجان ,بوكان, اورمیه, خلخال, كومیجان, اردبیل, نوبران ,بازار ماسال هشتپر و چند ولایت دیگر می باشد. فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی:خنه یه = خانقاه

      دكتر جعفرزاده: این نام بر مكان‌هایی كه متولیان دین سكونت داشته اند یا "اوجاق"(زیارتگاهی) در مكانی  بوده باشد  اطلاق می شود.

      در لغت نامه‌ی "دهخدا" اشاره گردیده است كه "خانگاه" عمدتاً  در مناطق آذربایجان نام روستا  می باشد و حتی  كلمه‌ی "خانگاه"عمدتاً در شعر شاعران ترك ,پارسی گوی  آمده است( فرهنگ ارك).لغت‌شناسان معتقدند كه  كلمه‌ی "خانگاه" از  زبان تركی وارد فارسی نیز شده است كه از ریشه‌ی كلمه‌ی "خه نه یی" یا همان"خانایا =  خاناغا= خاناقاه =خانگاه "است. عموماً روستاهایی به اسم" خنه‌یه" كه تابع  چندین شهرستان آذربایجان می باشند به "خانگاه" تغییر داده شده‌اند.

      ب.پسوند توپونیم ساز "-غان-ğan " ,"قان-qan " (در تركی قاراخانی)، "گان -gan"، "-خان-xan " (در تركی باستان)، "-كه¬ن -kən" (در تركی باستان) و مشتقات آنها (قاناqana ، كانkan ، جانcan ، وانvan ,واناvana، انan ، ...) نشان دهنده‌ی جا، مكان و محل‌های جغرافیائی(برای توضیح مفصل در باره این پسوند به بخش توضیح گوگان یا توفارقان و یا ممقان رجوع شود)

      نتیجه:در معنی "سرزمین آشنایان و دوستداران,یعنی سرزمین یار" و در كل در معنی "سرزمین جوانمردان" می‌تواند باشد.

      كلمه‌ی "قره" در زبان تركی  دو معنا دارد:1- سیاه 2- بزرگ مثل "قره ننه" یا "قاری¬ننه" به معنی پیرزن, مادر بزرگ و همچنین است در اسامی "قره چمن" چمنزار وسیع  یا "قره داغ" كوه بزرگ  چرا كه "چمنزار سیاه" یا " كوه سیاه" یا "باغ سیاه" معنی و مفهومی ندارد.

      (درراستای سیاست‌های رضاخانی مبنی بر تغییر نام تركی اماكن جغرافیای مجریان تئوری  به قدری ناشیانه رفتار كرده اند كه لفظ "قره" را در معنی"سیاه" گرفته و "قره داغ" ,"قره سو" و"قره چمن" را به ترتیب "سیاه كوه" /سیاه آب/ سیاه چمن" آورده اند بلكه  این اسامی در معنی"كوه بزرگ/آب زیاد =پر آب/ چمنزار وسیع" است)(دكتر جعفر زاده). خانقاه یاد آور محل های عبادی بخصوص در دوره ایلخانیان مغول می باشد از آنجا كه منطقه مراغه زمانی كرسی نشین این حكومت بوده است آثار از نگرش مردمان آن دوره را نیز در منطقه شاهید هستیم كه نمونه بارز آن را درروستای خانقاه می توان دید كه پل زیبای این روستا است و امام زاده معروف آن كه می تواند بیانگر وجود خانقاه های در دوره میانی اسلام در این روستا باشد(ستارنژاد،1392).

      داش آتان/ داش آتان/ Daş atan

      داش بلاغ بازار/ داش بلاخ بازای/Daş bölaq bazar (بازار چشمه سنگی)

      دوه بوینی/دوه بوینو/Dava boynö (به پهلوی به معنی واقع در دامنه یا جایی كه مثل كردن شتر است).

      دیورزم/دوزیم/Dəvəzim؟

      زنق/زینه/Zinə (محل دارای ترشح آب و آبزار)

      ساری قشلاق/ساری قشلاخ/ Sari qeş laq (زمستانگاه زرین بالایی)

      ساری قایا/ ساری قیه/Sari qəyə (صخره زرین).

      شخته لو/شاخ تالی/i  şax tal(دارای برودت)

      شیخ لر/شخ لی/ şx lə r : نشان از وجود شیخ(رهبران صوفی) در قرون گذشته در این محل بوده چرا كه مراغه یكی از مناطقی است كه صوفی گری بسیار رواج داشته است. نام رودخانه  صوفی چای، پیر قاپوسی، پیر هشم ورجوی، خانقاه، روستای شیخ جان و... مؤید این مطلب می باشد(ستارنژاد، سیمای مراغه، 1392).

      شیخجان/شغیجان/ycan şğ: وجود افرادی تحت عنوان شیخ در این روستا.

      صومعه/صوما/ süma ( در لغت نامه دهخدا چنین آمده .صومعه . [ ص َ م َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مركزی شهرستان مراغه ، واقع در 17 هزار و پانصد گزی شمال خاوری مراغه و 19 هزار و پانصد گزی شمال شوسه مراغه به میانه . این ده در دره واقع و هوای آن معتدل و سالم است. 325 تن سكنه دارد. آب آن از صوفی چای است . محصول آنجا غلات ، چغندر، توتون ، كشمش ، بادام ، كرچك و نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان كرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).وهمچنینsoma. سوما=بینایی، باصره، بینایی چشم، نور، روشنایی، افق، سو سو زدن روشنایی، گیاهی مقدس بود كه آریایی ها به آن اعتقاد داشتند. سو مه، محل پر سود). البته صومعه در منطقه مراغه بیشتر در ارتباط با صوفی گری و عبادات ایشان در داخل غارها می باشد چرا كه در همه صومعه‌ها ما شاهد غار می باشیم.

      علوكندی/اللو كندی/ əllov kəndi

      علویان/الیوان/leyvan  ə: جای بلند، ایلام سرزمین بلند و كوهستانی، الوند كوه همدان به معنی كوه بلند. این روستا در منطقه مرتفعی واقع است.

      قاطرگوتورن/قاطرگؤتورن/Qatr gotürən : نشان از وجود حیوان قاطر در این روستا بوده است. قاطر در این منطقه نقش مهمی در ارتباطات و رفت و آمد مردم داشته است. و دلیل بعدی شاید این روستا نقشی در تامین حیوان قاطر كاروانیان جاده ارتباطی مراغه بوده است.

      قراتلو/ قرآتلی/Qərə atli (سیاه اسبی). این نام‌ها نشان از وجود یك راه ارتباطی در منطقه مراغه است كه شاید بتوان جاده فرعی ابریشم نام نهاد.

      قراجه قایا/قرجه قیه/Qəərcə qəyə (صخره سیاه)

      قره ناز/قر ناز/Qərə naz ؟

      قشلاق/قشلاق/Qeş laq (محل زمستانگاهی). - قیشلاق/قشلاق/Qışlaq:

      فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی:چایلی نیز در معنی مصطلح  آن یعنی "گرمسار" آورده است.دكتر جعفر زاده: اصل كلمه تركی است و به فارسی نیز ورود پیدا كرده است.به جایی اطلاق می شود كه در زمستان گله گوسفند را به آنجا كوچ داده و در آنجا ساكن شوند.در جای- جای ایران و به خصوص آذربایجان واژه چه به صورت مفرد و چه به صورت مركب  بر خیلی از مكان‌ها اطلاق شده است  و لغت شناسان فارس و ترك بر این معنی صحه گذاشته و اجماع دارند.این كلمه به فارسی نیز ورود پیدا كرده است.البته  از سال 1319 فرهنگستان زبان فارسی برای این كلمه معادل "گرمسار" را انتخاب كرده‌اند به طوری كه در سال 1319 به تصویب فرهنگستان زبان فارسی شهر گرمسار كنونی را كه "قشلاق" نام داشت به گرمسار تغییر نام دادند(نگاه كنید به بولتن  فرهنگستان زبان فارسی- سال 1319).

      قم تپه/قوم تپه/Qüm təpə (دارای تپه شنی و ماسه ای)

      قواقلو/قواخلی/Qövaxl (دارای درخت تبریزی)

      قوش قیه سی/قوش قیه سی/ Quş qəyəsi (صخره پرندگان)

      قویون قشلاق/قویون قشلاخ/ Qöyün qşlax (قشلاق گوسفندان)

      قایا بلاغی/قیه بلاغی/Qəyə bolaq ( تخته سنگی كه داری چشمه می باشد)

      كرده ده/كورد ده/kürdə deh ؟

      كهجوق/كهیج/kəhic ؟

      كهق/كهی/kəhi

      گل تپه/كؤل تپه/ kul tape: تپه خاكستری؛ آذربایجان یكی از مراكز مهم دین زرتشتی در قرون قبل از اسلامی بوده است و به نظر می رسد مه علاوه بر آتشكده معروف و مهم آذرگشنسب باید آتشكده‌های فرعی نیز در منطقه بوده است كه همان كاركرد عبادی را داشته است ولی در ابعاد و اهمیتی كمتر از آتشكده اصلیة به همین خاطر احتمالا این تپه های خاكستری یادگارهای از همان دوره است كه جكسون نیز از این تپه ها تحت عنوان باقی مانده های آتشكده یاد می كند.

      كرمجوان/كیمجووان/ kymcüvan: محل استفاده از كرمه(فضولات حیوانی) در این روستا.

      گُل/گؤل/Gol (بركه آب)

      گل چوان/گؤل چؤوان/Gül çüvan (محل چاه دار پرگل)

      گویجه قلعه/گوجه قالا/Goy cə qəla (روستای دژ دارای گنج و در زبان تركی به آبی هم گوی گفته میشود  به همین خاطر احتمالا قلعه ای كه زمینش آبی میباشد). وجود كلمه قالا در آخر هر اسمی نشان از یك محوطه نظامی در قرون قدیم بخصوص در قبل از سلام حكایت دارد كه ریشه اسمی كلمه قالا در روستای گویجه نشان می دهد كه اینجا یك قلعه تاریخی قرار دارد كه تاریخ آن مربوط به تحولات عصر آهن بوده كه در باستان شناختی دوره ماناها بسیار مهم می باشد. گوی هم به معنی آبی كه جه پسوند تاكید كلمه را نشان می دهد. بسیار آبی رنگ(ستارنژاد، 1391)

      كُهلان/كهلان/kohlan (لانه كوهی؛ محل واقع در ته دره گود)

      گونه باخان/گؤنه باخان/Günə baxan (آفتابگیر)

      گویدرق/ گؤی دره/ göy dərə (درهً سرسبز پایینی)

      مراغه/ میا/:Məya

      واژه مراغه، از حدود قرن دوم هجری(سپهروند، مراغه در سیر تاریخ، ۹۶) رایج شده‌است. به گفته مورخان، این شهر با نام‌هایی همچون افراه‌رود (احمد بلاذری)، افرازه‌روح (معجم‌البلدان)، افراهروذ (احمد بن یعقوبی)، افرازه‌رود (یاقوت حموی)، افرازهارود (بارتولد)، امدادهارود، مراوا یا ماراوا (كسروی) و ماراغا (ویلسون، سیاح انگلیسی) شناخته می‌شده‌است(۱٫۴ مروارید، مراغه، ۶۷-۶۸).

         مارا آغا : نام مراغه از نامی تركی تركیب یافته است؛ در زبان تركی، مارا به معنی جایگاه، مكان و سرزمین است. و آغا نیز در این زبان به معنی بزرگ، ارباب، خان و امیر است. بنابراین كلمه مراغه در اصل ماراآغا و به معنی جایگاه بزرگان و خوانین بوده‌است سپس در اثر گذشت زمان به ماراغا و مراغه تبدیل شده‌است. با توجه به اینكه از روزگاران قدیم، شهرستان مراغه یكی از مناطق آباد و پرجمعیت و مهم آذربایجان بوده‌است و مورد توجه اشراف و بزرگان و امرا قرار می‌گرفت، این نام بی‌مناسبت نبوده‌است.( ۱٫۴ مروارید، مراغه، ۶۷-۶۸.)

      ماراوا :احمد كسروی در كتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان می‌نویسد «بی‌گمان درستِ این نام مراوا یا ماراوا بوده و از اینرو معنی آن را جایگاه ماد توان پنداشت.( كسروی، آذری یا زبان باستان آذربایجان).

      ماراغا: ویلسون، سیاح انگلیسی در سفرنامه‌اش لفظ مراغه را برداشتی از نام یك اسقف مشهور نسطوری به نام ماراغا می‌پندارد.بنا به اعتقاد عده ای از پژوهشگران احتمالا ماقلی یئر بوده به معنی جای خوب و خوش آب و هوا كه باغات مشهور و زیبای مراغه دلیلی بر این نام گذای مراغه شده است.

      مغانجیق/مغانجخ/Möğancx (محل روحانیون مغ یا محل واقع در گودی دره و رودخانه؛ در كودكی شنیده بودم در اراضی نزدیك این روستا قصری باستانی در اعماق غار چاه مانندی وجود دارد؛ حال می بینم اسمش چهل غار كهجوق نام دارد)

      ملاقاسم/مالا قاسم/Mala qasm (اسم خاصی قدیمی است). نام بانی روستا بوده است.

      مین باش حصارلو/ مین باش حصارلی/ Min baş hesarli(هزار كس، یا سرورهزار كس)

      ورجوی/وراوی/ Vər üvi (كنار آب رودخانه). خانه وارلیق احتمالا بوده است.

      یئنگیجه/ینگجه/ Yengicə:

      - كتاب "یئنگجه زادگاه من": مولف محترم,دوست عزیز جناب آقای جلال سیفی آورده است:«ینگجه= ین(از ریشه‌ی كلمه‌ی ینیب گلیب) یعنی پایین رفتن + گلیب, یعنی آمدن.و این نتیجه گیری بدین معنی است كه برخی  از اهالی روایت می كنند كه  مردانی در این بخش زندگی می كرده اند  كه تنها شب‌ها به این محل می آمدند و روزها به مبارزه ,كار  و یا برای پرداختن  به امور دیگر از محل خارج می شدند.»

      (لابد در مورد همه‌ی روستاهایی كه اسامی اشان ینگجه است- و تعدادشان هم كم نیست و افزون بر 20 روستا را شامل است- باید پرسیده شود كه در همه‌ی این روستاها آیا«... مردانی در این بخش زندگی می كرده‌اند كه تنها شب‌ها به (این) محل می آمدند و روزها به مبارزه ,كار  و یا برای پرداختن  به امور دیگر از محل خارج می‌شدند...كه نام روستا ینگجه نام گذاری شده  و از ریشه‌ی كلمه‌ی "ینیب گلیب"به اضافه "گئجه"  یعنی "پایین رفتن + آمدن"+"شب" به وجود آمده است!!؟؟»)

      فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی:چایلی تمامی اسامی "یئنگیجه" از توابع شهرهای مختلف را به صورت "یئیجه" ثبت كرده است.وی "یئی" را در معنی خوب و بهتر دانسته و در نتیجه اسم روستا را در مفهوم "مكان خوب و بهتر","مكان مناسب" می داند.

      دكتر حسن زاده:ینگجه نام روستاهایی از توابع دهستان انگوران شهر ماه‌نشان‌زنجان, همدان, نیشابور, آذرشهر, سراب, مراغه, خوی, اردبیل, عجب‌شیر ورزقان, قزوین, همدان, اراك, مشگین, اهر, سراب, مهاباد , بوكان و چند منطقه‌ی دیگر می باشد.

      در تركی معنی "نوین" می‌دهد و از ریشه‌ی واژه‌ی "یئنی" در معنی نوین و جدید می باشد.این مدعا علاوه بر فرهنگ‌های تركی مثل(دیل دنیز- شاهمرسی- ارك و...) در لغت‌نامه‌های فارسی از جمله(دهخدا,عمید و معین) نیز مورد تایید است.از ریشه‌ی همین كلمه به قاره‌ی آمریكا "یئنگه دنیا" گفته می شود.این قبیل اماكن در زمان‌های خودشان محل سكونت جدیدی به شمار می‌رفتند و این نام را به خود گرفته اند.لازم به توضیح است درتغییر نام این روستا در شهرهای مختلف  عموماً نام "ینگجه" را به "نیكجه" تغییر داده‌اند(دكتر حسن جعفرزاده، اتیمولوژی اذرشهر)

      آشاغی كوچه/ Aşağı küçə:

      كلمه‌ی تركیب تركی است در معنای "كوچه‌ی پایین" این كوچه در منتهاالیه پایین شهر قرار گرفته است.

      3 – یوخاری محله/Yuxarı məhələ:

      به معنی محله‌ی  بالا است كه واژه‌ی تركیبی از كلمه‌ی تركی "یوخاری" و  واژه‌ی "محله"ی است.

      4-آشاغی محله/Aşağı məhələ:

      به معنی محله‌ی  پایین  است  كه واژه‌ی تركیبی از كلمه‌ی تركی "آشاغی" و  واژه‌ی "محله" است.

      قالا اشیكی/Qalaq esikı: دروازه: محله به این نام نشان می دهد كه در برهه ای از زمان در این بخش از شهر دروازه ای بوده است و چند قدمی نرفته با نام محلی به نام قالا اشیكی بر می خوریم كه نشان می دهد كه این بخش از شهر در بیرون از حصار دفاعی شهر قرار داشت.

       

      نگاهی به اسامی چشمهها و بركههای منطقه مراغه

      الف- چشمه‌ها و بركه‌هایی كه  به اسم بانیان و احداث كنندگان بركه و متولیان یا مقنیان قنات و چشمه نام گرفته‌اند مثل:

      طبیعی است كه این مبحث نهایی تلقی نمی‌شود و ممكن است به مرور زمان  توضیحاتی به  برخی از نظریات اضافه شود. این قسمت از سایت جاذبه‌های مراغه آقای فارابی اخذ شده است.

      ساری سو/ Sari sü:

      چشمه معدنی ساری سو در چهار كیلومتری مراغه و در سه كیلومتری شمال غربی آبادی ورجوی در مسیر راه روستای خا نقاه و نزدیك پل معروف(قری) قرار گرفته‌است

      چشمه معدنی گشایش/küş ayeş

       در دامنه كوههای مندل بسر و گشایش ودر حوالی دهكده گشایش آب‌های معدنی گرمی وجود دارد كه بسیار معروف می‌باشد و به لحاظ نزدیكی به دهكده گشایش بنام آب‌های معدنی گشایش معروف گشته‌اند . دهكده گشایش در ۱۴ كیلومتری جنوب شرقی مراغه واقع شده‌است و از دهكده تا چشمه‌های معدنی كه در جنوب غربی دهكده واقع شده است.

       

      شور سو(آب شور)/ü  şor s

       این چشمه در حدود 8 كیلومتری جنوب مراغه بعد از روستای ورجوی و درنزدیكی دهكده چایباغی واقع شده‌است در این ناحیه دره‌ای شرقی – غربی وجود دارد و رودخانه‌ای در آن به‌طرف مغرب جاری می‌باشد . چشمه آب معدنی شور در قسمت شمالی و كمی بالاتر از رودخانه قرار گرفته‌است.

      قره پالچیق ( گل سیاه)/Qara paçq

       آب معدنی قره پالچیق در دامنه كوه سنجان قرار گرفته‌است این چشمه در فصل تابستان جهت استحمام مورد استفاده اهالی آبادی‌های اطراف و شهر مراغه قرار می‌گیرد طبق تعریف مردم آب‌ این چشمه دارای خواص درمانی رماتیسمی است. وجه تمسه آن به دلیل سیاه بودن گلش است.

      ایستی بلاغ (چشمه گرم )/Isti bülaq

       این چشمه به طوریكه از اسمش پیداست دارای آب گرم و خواص درمانی و املاح معدنی می‌باشد این چشمه در4 كیلومتری شرق مراغه و 400 متری غرب روستای تازكند سفلی قرار گرفته‌است.

      چشمه باش بلاغ ( برای درمان سنگ كلیه)/Baş bülaq  

      چشمه قزل بلاغ(چشمه طلا)/Qezl bülaq

      آب معدنی قیزچه/ Qiz ça: این آب درمانی در بخش قوری چای واقع است.

      قاسم گؤلو/ü Qasem gül: در قسمت وردی شهر خراجو و در سمت چپ جاده قرار گرفته است.

      در پایان باید یاد آور شد كه در بررسی و ریشه یابی وجه تسمیه‌های مراغه باید با تاریخ كهن این منطقه بخصوص دوره عصر آهن و قوم‌های چون ماناها، اورارتوییان، سكاها و... آشنایی كامل داشت چرا كه در شكل گیری تحولات منطقه مراغه نقش مهمی را ایفا نمودند.و آثاری چون قلعه‌ها، قبرستان‌های تاریخی(گوركان)، تپه‌ها و... به یادگار گذاشتند. و از طرف دیگر در دوران‌های اسلامی با زبان‌های چون: تركی بخصوص تركی دوره سلجوقیان(اغوز)، زبان تاتی، عربی، كردی و ارمنی نیز آشنا بود هر چند تاثیر زبان تركی بیشتر به چشم می خورد و بیشتر اسامی منطقه مراغه اسامی تركی می باشد كه برای ترك زبانان امروزی منطقه هر چند تا حدودی نا مفهوم می باشد ولی با آشنای كامل به فرهنگ تركی بخصوص در قرون میانی اسلامی تا حدودی می توان به مفهوم برخی از اسامی پی برد هر چند كه بار معنای بیشتر اسامی منطقه حاكی از زبان‌های قبل از میلاد بخصوص حكومت‌های دوران عصر آهن دارد.

      در آخر نیز از مقاله جناب آقای دكتر حسن جعفر زاده تحت عنوان اتیمولوژی اسامی محلات، روستاها و شهرهای منطقه آذرشهر نهایت استفاده را كردیم و به نوعی می توان گفت پایه اصلی این تحقیق مدیون مقاله با ارزش ایشان بوده است.

       

      سعید ستارنژاد، دانش آموخته كارشناسی باستان شناسی از دانشگاه سراسری محقق اردبیل، - پاییز 1392 مراغه

      saeidsattarnejad@yahoo.com

       

       

      روستای «ننه کران» جاذبه ای زیبا در جوار فندقلو

       

      روستای «ننه کران» جاذبه ای زیبا در جوار فندقلو

      (لازم به یاد آوری است قسمت های از نوشته نیاز به بازنویسی و تصحیح تاریخی و نوشتاری و  روایتی دارد)

       

       

      روستای «ننه کران» یکی از بزرگ‌ترین روستاهای منطقه ویلکیج نمین است که در   جوار جنگل فندقلو قرار گرفته است و موقعیت گردشگری خوبی دارد. اهالی روستا   به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند.

      «ننه کران» که «نه نه کران» نیز نوشته می‌شود، دهی از دهستان ویلکیج شمالی در بخش مرکزی شهرستان نمین، استان اردبیل است. این روستا در ٨ کیلومتری جنوب خاور نمین واقع شده است. ننه کران از شمال به مراتع و جنگل فندقلو و حیران، از سمت جنوب به روستای «پته خور» منتهی می‌شود و از سمت شرق به جنگل فندقلو و از غرب به روستای  «دگرماندرق» مشرف می‌شود. اولین مدرسه روستا در سال ١٣١٧ خورشیدی توسط، کدخدا و اهالی روستا بنا شد  که محل تحصیل بسیاری از دانش آموزان از روستاهای همجوار بود.

      در گذشته در روستا مدارس راهنمایی و دبیرستان وجود داشته که در حال حاضر به  دلیل کم بودن جمعیت و مهاجرت اهالی روستا، تنها مدارس ابتدایی آن فعال  است.

      اکثر جوانان این روستا تحصیل‌کرده هستند و از افتخارات این روستا می‌توان فقیه بزرگی همچون آقای موسوی ننه کرانی را نام برد.

      آثار تاریخی روستا

      بقعه پیرلنگ در شمال غربی روستای ننه کران بر بالای تپه ای سرسبز واقع شده  است. مردم به این بقعه اعتقاد زیادی دارند. بنای قبلی آن کاهگلی بوده که  بعد از انقلاب اسلامی، توسط اهالی ننه کران بازسازی شده است.  اهالی روستا شب‌های جمعه بر سر این مزار شمع روشن می‌کنند. به طوری که  می‌گویند پیر لنگ با «شیخ بدرالدین» در نمین و «بابا روشن» در خشه حیران هم  عصر بوده است.

      حمام تاریخی (صفویه) روستا

      روستا دارای یک حمام تاریخی نیز است این حمام یکی از بناهای تاریخی منطقه  ویلکیج شمالی است و تاریخچه آن به اواخر دوره صفویه و اوایل دوره قاجاریه  می‌رسد. متأسفانه به دلیل نبود توجه و رسیدگی نکردن به بنا، همچون حمام‌های  تاریخی دیگر شهرستان نمین این حمام در حال تخریب است و نگرانی اهالی روستا
      را در بر داشته است.دیوارهای اطراف ساختمان کاهگلی است و ساختمان حمام در  اثر گذر زمان كمی پایین‌تر از سطح زمین قرار گرفته است. همچنین بنای مذكور  دارای دودکش آجری است.


      تپه های باستانی روستا

      تپه باستانی واقع در روستای ننه کران گویای تاریخ و قدمت این منطقه است. تپه باستانی ننه‌كران كه در تاریخ 1381/11/12 به شماره ٧٣٩٦ به ثبت ملی رسیده است، مربوط به «هزاره اول قبل از میلاد» است.

      تپه پیر لنگ نیز در این روستا واقع است و قدمت آن به «هزاره دوم قبل از میلاد» می رسد.  قدمت تپه باستانی ملی یئری هم که در فاصله 500 متری شرق روستای كله‌سر قرار  دارد به هزاره اول قبل از میلاد و اوایل دوره اسلامی باز می گردد.

      روستا دارای یک مسجد جامع است که به نقل از ریش سفیدان روستا ، بانی خیر  بنای آن مرحوم آیت الله «سید احمد موسوی نجفی اردبیلی» بوده است.

       شهدای روستا

      این روستا شهدای زیادی برای حفظ امنیت میهن اسلامی تقدیم کشورمان کرده است.  شهیدان والا مقامی چون «توکل موسی زاده ننه کران»،« اورنگ نورزاده ننه  کران»، «فریبرز نورالهی ننه کران»، «بهمن محمدزاده ننه کران»، «یوسف آهنگری   ننه کران»، «فاضل یزدانپور ننه کران» ، «نادر ابراهیم زاده ننه کران»،
      «میرکاظم کاظمی» را می‌توان از شهدای این روستا برشمرد.

       مشکلات روستا

      به گفته دهیار روستای ننه کران در این روستا بالغ بر ۲۴۳ خانوار زندگی می‌کنند و جمعیت آن ۸۹۸ نفر است که ۴۶۱ نفر آن مرد و ۴۳۷ نفر آن زن  هستند.۶۲۰ نفر از تعداد کل جمعیت این روستا با سواد هستند. البته این روستا
      به داشتن افراد با سواد و تحصیلکرده در منطقه شهرت داد و بخش اعظم از  روستاییان کارمند ادارات دولتی هستند.


      امکانات روستا

      «محسن ابراهیم زاده» در خصوص امکانات روستا گفت: برق، لوله کشی آب، پست و  تلفن، گاز، مدرسه، ٤۰ باب مغازه، درمانگاه، خانه بهداشت، حمام، مسجد، شرکت  تعاونی روستایی، فروشگاه تعاونی، آسیاب، دهیاری، شورای اسلامی، پایگاه  مقاومت بسیج، پاسگاه و زمین ورزشی و راه آسفالت از امکانات موجود این
      روستاست. وی در خصوص مشکل اهالی این روستا اظهار کرد: طرح سد معیشتی روستای   ننه کران مطالعه شده اما بی نتیجه مانده است.

      ابراهیم زاده افزود: روستا جمعیت جوان قابل توجهی دارد اما نه زمینه  اشتغالی در روستا وجود دارد و نه مکان تفریجی ورزشی برای پرکردن اوقاف  فراغت.

      دهیار روستای ننه کران ادامه داد: 4مدرسه ابتدایی در روستا وجود دارد که 3 باب آن در حال تخریب است.

      نویسنده: سولماز پورنعمت نمین – خبرنگار همشهری

       

       

      روستای «ننه کران» جاذبه ای زیبا در جوار فندقلو=از سایت همشهری

      روستای «ننه کران» جاذبه ای زیبا در جوار فندقلو

       
                                          روستای «ننه کران» جاذبه ای زیبا در جوار فندقلو                              
             
      روستای «ننه کران» یکی از بزرگ‌ترین روستاهای منطقه ویلکیج نمین است که در جوار جنگل فندقلو قرار گرفته است و موقعیت گردشگری خوبی دارد. اهالی روستا به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند...
              1394/05/31
       روستای «ننه کران» یکی از بزرگ‌ترین روستاهای منطقه ویلکیج نمین است که در جوار جنگل فندقلو قرار گرفته است و موقعیت گردشگری خوبی دارد. اهالی روستا به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند.
      «ننه کران» که «نه نه کران» نیز نوشته می‌شود، دهی از دهستان ویلکیج شمالی در بخش مرکزی شهرستان نمین، استان اردبیل است.
      این روستا در ٨ کیلومتری جنوب خاور نمین واقع شده است.
      ننه کران از شمال به مراتع و جنگل فندقلو و حیران، از سمت جنوب به روستای «پته خور» منتهی می‌شود و از سمت شرق به جنگل فندقلو و از غرب به روستای «دگرماندرق» مشرف می‌شود.
      اولین مدرسه روستا در سال ١٣١٧ خورشیدی توسط، کدخدا و اهالی روستا بنا شد که محل تحصیل بسیاری از دانش آموزان از روستاهای همجوار بود.
      در گذشته در روستا مدارس راهنمایی و دبیرستان وجود داشته که در حال حاضر به دلیل کم بودن جمعیت و مهاجرت اهالی روستا، تنها مدارس ابتدایی آن فعال است.
      اکثر جوانان این روستا تحصیل‌کرده هستند و از افتخارات این روستا می‌توان فقیه بزرگی همچون آقای موسوی ننه کرانی را نام برد.

      آثار تاریخی روستا
      بقعه پیرلنگ در شمال غربی روستای ننه کران بر بالای تپه ای سرسبز واقع شده است. مردم به این بقعه اعتقاد زیادی دارند. بنای قبلی آن کاهگلی بوده که بعد از انقلاب اسلامی، توسط اهالی ننه کران بازسازی شده است.
       اهالی روستا شب‌های جمعه بر سر این مزار شمع روشن می‌کنند. به طوری که می‌گویند پیر لنگ با «شیخ بدرالدین» در نمین و «بابا روشن» در خشه حیران هم عصر بوده است.

      حمام تاریخی (صفویه) روستا
      روستا دارای یک حمام تاریخی نیز است این حمام یکی از بناهای تاریخی منطقه ویلکیج شمالی است و تاریخچه آن به اواخر دوره صفویه و اوایل دوره قاجاریه می‌رسد. متأسفانه به دلیل نبود توجه و رسیدگی نکردن به بنا، همچون حمام‌های تاریخی دیگر شهرستان نمین این حمام در حال تخریب است و نگرانی اهالی روستا را در بر داشته است.دیوارهای اطراف ساختمان کاهگلی است و ساختمان حمام در اثر گذر زمان كمی پایین‌تر از سطح زمین قرار گرفته است. همچنین بنای مذكور دارای دودکش آجری است.

      تپه های باستانی روستا
      تپه باستانی واقع در روستای ننه کران گویای تاریخ و قدمت این منطقه است.
      تپه باستانی ننه‌كران كه در تاریخ 1381/11/12 به شماره ٧٣٩٦ به ثبت ملی رسیده است، مربوط به «هزاره اول قبل از میلاد» است.
      تپه پیر لنگ نیز در این روستا واقع است و قدمت آن به «هزاره دوم قبل از میلاد» می رسد.
      قدمت تپه باستانی ملی یئری هم که در فاصله 500 متری شرق روستای كله‌سر قرار دارد به هزاره اول قبل از میلاد و اوایل دوره اسلامی باز می گردد.
      روستا دارای یک مسجد جامع است که به نقل از ریش سفیدان روستا ، بانی خیر بنای آن مرحوم آیت الله «سید احمد موسوی نجفی اردبیلی» بوده است.

       شهدای روستا
      این روستا شهدای زیادی برای حفظ امنیت میهن اسلامی تقدیم کشورمان کرده است. شهیدان والا مقامی چون «توکل موسی زاده ننه کران»،« اورنگ نورزاده ننه کران»، «فریبرز نورالهی ننه کران»، «بهمن محمدزاده ننه کران»، «یوسف آهنگری ننه کران»، «فاضل یزدانپور ننه کران» ، «نادر ابراهیم زاده ننه کران»، «میرکاظم کاظمی» را می‌توان از شهدای این روستا برشمرد.

       مشکلات روستا
      به گفته دهیار روستای ننه کران در این روستا بالغ بر ۲۴۳ خانوار زندگی می‌کنند و جمعیت آن ۸۹۸ نفر است که ۴۶۱ نفر آن مرد و ۴۳۷ نفر آن زن هستند.۶۲۰ نفر از تعداد کل جمعیت این روستا با سواد هستند. البته این روستا به داشتن افراد با سواد و تحصیلکرده در منطقه شهرت داد و بخش اعظم از روستاییان کارمند ادارات دولتی هستند.

      امکانات روستا
      «محسن ابراهیم زاده» در خصوص امکانات روستا گفت: برق، لوله کشی آب، پست و تلفن، گاز، مدرسه، ٤۰ باب مغازه، درمانگاه، خانه بهداشت، حمام، مسجد، شرکت تعاونی روستایی، فروشگاه تعاونی، آسیاب، دهیاری، شورای اسلامی، پایگاه مقاومت بسیج، پاسگاه و زمین ورزشی و راه آسفالت از امکانات موجود این روستاست. وی در خصوص مشکل اهالی این روستا اظهار کرد: طرح سد معیشتی روستای ننه کران مطالعه شده اما بی نتیجه مانده است.
      ابراهیم زاده افزود: روستا جمعیت جوان قابل توجهی دارد اما نه زمینه اشتغالی در روستا وجود دارد و نه مکان تفریجی ورزشی برای پرکردن اوقاف فراغت.
      دهیار روستای ننه کران ادامه داد: 4مدرسه ابتدایی در روستا وجود دارد که 3 باب آن در حال تخریب است.
       نویسنده: سولماز پورنعمت نمین – خبرنگار همشهری