آپلود عکس
دریاچه نئور منطقه ویلکیج - شهرستان نمین -استان اردبیل
ننه کران(  نونه کرانیم ) | مراسم عزاداری و سوگواری

ویژگی‌های عدد چهل از نگاه آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی

ویژگی‌های عدد چهل از نگاه آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی

همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است.  

 



حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی در نوشتاری اهتمام به زیارت اربعین، ویژگی عدد چهل درباره امام حسین (علیه السلام)، زیارت مأثور در اربعین و گریه بر امام حسین (علیه السلام) از را تشریح کرده‌اند.



*اهتمام به زیارت اربعین


امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم في الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم»[6]؛ «نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامهٴ نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم»[1]

مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافهٴ نمازهای نافله است که جبران کنندهٴ نقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامهٴ نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان را به معراج می برد.

موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجدهٴ بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.

مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مؤمن نیست؛ زیرا این مسأله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمهٴ «الاربعین»، نشان می دهد که مقصود امام عسکری (علیه السلام) اربعین معروف و معهود نزد مردم است.

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایهٴ این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثهٴ کربلا نیز ستون ولایت است.

به دیگر سخن، براساس فرمودهٴ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): عصارهٴ رسالت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن و عترت است؛ «إني تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتي أهل بیتي»[7]. عصارهٴ کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصارهٴ عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری (علیه السلام) در کنار هم ذکر شده است؛ امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کنند.

دربارهٴ نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی را ذکر کرده است. مثلا ً فرموده: انسان، فطرتاً موحّد است، ولی طبیعت او به هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین از خیر جلوگیری می کند، مگر انسان های نمازگزار که آنان می توانند این خوی سرکش طبیعت را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمت های خاص الهی باشند؛ ﴿إنّ الإنسان خلق هلوعاً ٭ إذا مسّه الشرّ جزوعاً ٭ و إذا مسّه الخیر منوعاً ٭ إلّا المصلّین﴾[8]

زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می دارد و گفته شد که هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیهٴ مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این راه ها از ویژگی های ممتاز آن حضرت (علیه السلام) است.

خلاصه آن که رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیهٴ نفوس مردم از سوی دیگر بود تا هم جاهلان را عالم نماید و هم گمراهان را هدایت کند و در نتیجه، جهل علمی و جهالت عملی را از جامعه جدا سازد. همین دو هدف در متن زیارت اربعین سالار شهیدان (علیه السلام) تعبیه شد؛ چنان که منشأ ددمنشی منکران رسالت و دشمنان نبوّت، حبّ دنیا و شیدایی زرق و برق آن بود و عامل مهمّ توحّش منکران ولایت و دشمنان امامت نیز همان غَطْرَسهٴ دنیا و دلباختگی به آن بود، که در بخشی از زیارت اربعین به آن اشارت رفته است: «و تَغطْرَس و تَرَدّی في هواه»

*ویژگی عدد چهل دربارهٴ امام حسین (علیه السلام)

اربعین و عدد چهل خصوصیتی دارد که دیگر ارقام آن را ندارد. غالب انبیای الهی در سنّ چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند و ملاقات خصوصی حضرت موسی (علیه السلام) و ذات اقدس الهی چهل شب بود و در نماز شب سفارش شده است که چهل مؤمن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید. این ها نشان می دهد که عدد چهل از برجستگی خاص برخوردار است.

در روایات اسلامی چنین آمده است: زمینی که روی آن انبیا و اولیای الهی و بندگان مؤمن، خدا را عبادت کرده اند، چهل روز در مرگ آنان می گرید، ولی در شهادت امام حسین(علیه السلام) آسمان و زمین، چهل روز خون گریه کردند. البته اشک یا خون را در این گونه از روایات نباید بر اشک یا خون ظاهری حمل کرد؛ چنان که نباید آن را انکار کرد.

توضیح آن که در سیارات آسمانی بارها انفجارهایی رخ می دهد که با چشم عادی هرگز دیده نمی شود؛ ولی متخصصان با استمداد از علم نجوم و از رصدخانه به تماشای این انفجارها می نشینند. همان گونه که مردم عادی نباید خبر وقوع این انفجار را به صِرف ندیدن آن با چشم ظاهری انکار کنند، خونْ گریه کردن آسمان و زمین را نیز نباید انکار کنند؛ زیرا این موارد نیز جزو علومی نیست که بشر عادی آن را نظاره کند، حتی از رصدخانه نیز دیده نمی شود.

اساساً امر ملکوتی را هرگز نمی توان با ابزار مُلکی ادراک کرد. مثلا ً با دقیق ترین و پیشرفته ترین فنّ رصد سپهر نمی توان مشهودات رؤیای صادق انسان نائم را رصد نمود. اگر یوسف عصر در ساحت رؤیا مشاهده کند که یازده ستاره به همراهی ماه و آفتاب برای وی سجده کردند، هرگز چنین صحنه ای را نمی شود با هیچ رصدخانه ای تصدیق یا تکذیب نمود. غرض آن که معنای اشک ریزی یا خون باری ملکوتی نه مورد تصدیق فنّ تجربی است و نه در قلمرو تکذیب آن قرار می گیرد و هیچ گاه استبعاد به جای استحاله نمی نشیند. کسی که صاحب بَصَر نیست تا ببیند، لا اقل باید صاحب نظر باشد که گوش شنوا به ندای صاحبْ بصران داشته باشد.

برای تحقیق این موارد، علم مخصوص لازم است که اصطلاح و متخصصان ویژهٴ خود را دارد که اهل ولایت و علمای بزرگ دینی اند. آنان این گونه از احادیث را با جان پذیرفتند و فهمیدند که آسمان و زمین خونْ گریه می کنند. از امام زمان (علیه السلام) نیز نقل شده است که به امام حسین (علیه السلام) عرض می کنند: اگر اشک چشم تمام شود، برایت خون می گریم؛ «و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً»[9]

گفتنی است: گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همهٴ ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل می کنند. در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم (علیهم السلام) در نخستین اربعین آنان مراسم گرامیداشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین (علیه السلام) این ویژگی را دارد که روز اربعین حسینی هر ساله تا قیامت ادامه خواهد داشت.

*زیارت مأثور در اربعین:

در روایات شیعه برای روز اربعین حسینی دستورهایی وجود دارد؛ مانند خواندن زیارت مخصوص آن روز در پیش از ظهر که پس از آن دو رکعت نماز نیز خوانده می شود و دعا در آن وقت مستجاب است.

در زیارت اربعین، هدف قیام امام حسین (علیه السلام) همان هدف رسالت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته شده است. براساس قرآن و نهج البلاغه، هدف رسالت انبیای الهی، دو چیز است: یکی عالم کردن مردم و دیگری عاقل نمودن آن ها با تهذیب نفس.

کسانی که علم ندارند، دستور خدا را نمی دانند و توان تربیت خود یا دیگران را ندارند. برخی نیز عالمند، ولی در اثر نداشتن عقل به دانش خود عمل نمی کنند. از این رو، انبیا (علیهم السلام) برای تعلیم و نیز تزکیهٴ مردم مبعوث شده اند که به مردم خوبی ها را بشناسانند و راه خوب را به آنان بنمایانند تا مردم خوب بفهمند و به خوبی ها عمل کنند. چنین جامعه ای مهد پرورش اولیای الهی است.

در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرض کرد: پیامبری مبعوث فرما که مردم را عالِم و مهذّب کند؛ ﴿ربّنا و ابعث فیهم رسولا ً منهم یتلوا علیهم ایاتک و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکّیهم﴾[10]. خداوند دعای آن حضرت را اجابت کرد و در سورهٴ «جمعه» فرمود: ﴿هو الذی بعث فی الأُمّیین رسولا ً منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین﴾[11]

براساس این آیه، مردم حجاز، پیش از بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گرفتار دو مُعْضِل علمی و عملی بودند: یکی نادانی و دیگری گمراهی. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با تعلیم کتاب و حکمت آن ها را از جهل رهانید و عالم کرد و نیز با تزکیهٴ نفس، آنان را از بیراهه به راه آورد و عادل کرد.

امیرمؤمنان (علیه السلام) در تشریح بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فهدیهم به من الضلالة و أنقذهم بمکانه من الجهالة»[12]؛ یعنی خداوند به دست پیامبرش مردم را عالِم و عادل کرد.

امام حسین (علیه السلام) نیز که به حساب ملکوت و اتصال نور وجودی، از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و صاحب ولایت؛ «حسین منّي و أنا من حسین»[13]، باید مردم را عالم و عادل کند؛ یعنی احکام و دستورها و معارف دین را به آنان بیآموزاند و آنان را اهل عمل کند.

همهٴ اهل بیت (علیهم السلام) این وظیفه را به عهده داشتند و با تدریس، ارشاد، سخنرانی و نوشتن نامه به وظیفهٴ خود عمل می کردند؛ ولی سیدالشهدا (علیه السلام) افزون بر کارهای یاد شده، به سبب یأس از تأثیر اساسی این ابزار در شرایطی قرار گرفت که خون جگر خود را نیز برای نیل به هدف اعطا کرد. تنها آن حضرت (علیه السلام) بود که هم مبارزهٴ فرهنگی و سیاسی و اجتهادی داشت، هم نبرد جهادی.

چنان که در زیارت اربعین آن حضرت می خوانیم: «فأعذر في الدعا و منح النصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة»[14]؛ یعنی آن حضرت (علیه السلام) با اتمام حجت بر خلق، هر عذری را از امت رفع کرد و اندرز و نصیحت آنان را با مهربانی انجام داد و خون پاکش را در راه تو ای خدا نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت و گمراهی نجات دهد.

*گریه بر امام حسین (علیه السلام)


براساس نقلی معروف از حضرت سکینه (علیه السلام) بالای بدن مطهّر امام حسین (علیه السلام)، ایشان به این اصل کلی سفارش کردند که هر حادثهٴ تلخی پیش آمد کرد، آن را بهانه کنید و برای من اشک بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبوني»[15]؛ «هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه کنید»؛ زیرا اگر امام حسین (علیه السلام) به خلافت می رسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود نداشت.

بنابراین، اصل کلی این است که هر حادثهٴ تلخ و ناگواری را باید بهانه کرد و برای سالار شهیدان اشک ریخت؛ نه آن که افراد داغدیده برای تسکین عواطف و احساسات خود آن حضرت (علیه السلام) را بهانه کنند و برای التیام زخم خویش اشک بریزند و ندبه نمایند و بین این دو گونه عزا داری فرق وافر است؛ زیرا محصول یکی تعزیت برای حضرت امام حسین (علیه السلام) است و نتیجهٴ دیگری تسلیت برای خود؛ هر چند ممکن است بهانه قرار دادن واقعهٴ جانسوز کربلا هم بی اثر نباشد.

وجود مبارک سیدالشهداء (علیه السلام) فرمودند: «أنا قتیل العبرة»[16]؛ یعنی من که به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل کشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری که چشمان علاقه مندان به سالار شهیدان پر از اشک شود و آن اشکْ فراوان از شبکهٴ چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود.

این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این که محبت اهل بیت (علیهم السلام) در قلب شیعیان حضور پیدا می کند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (علیهم السلام) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمی کند؛ زیرا رهبری جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده می گیرد و دلِ دوستان حسین بن علی (علیه السلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقیم رهنمود می شود.

منابع:

[1] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ، خلاصه صفحات 227-234
[2] اعیان الشیعه، ج1، ص616
[3] ـ مقتل لهوف، حوادث پس از شهادت.
[4] ـ سورهٴ نحل، آیهٴ 96.
[5] ـ سورهٴ قصص، آیهٴ 88.
[6] ـ تهذیب، ج 6، ص 52.
[7] ـ بحارالأنوار، ج 89، ص 13.
[8] ـ سورهٴ معارج، آیات 19 ـ 22.
[9] ـ بحارالأنوار، ج 98، ص 238.
[10] ـ سورهٴ بقره، آیهٴ 129.
[11] ـ سورهٴ جمعه، آیهٴ 2.
[12] ـ نهج البلاغه، خ 1.
[13] ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 261.
[14] ـ التهذیب ، ج6، ص 113؛ بحار الانوار ج 98، ص 331، باب25
[15] ـ مستدرک الوسائل، ج 17، ص 26.
[16] ـ بحارالأنوار، ج 44، ص 280.

منبع:یایت موعودhttp://mouood.org/culturalstudies/item/16431


پرسش :  ويژگيهاي عدد چهل چه مي‌باشد كه در روايات متعددي از آن استفاده شده است؟

پرسش :

ويژگي هاي عدد چهل چه مي‌باشد

كه در روايات متعددي از آن استفاده شده است؟


پاسخ :
در پاسخ به پرسش مي‎توان ويژگي‎هاي عدد چهل را بررسي كرد كه اين مطلب در علوم غريبه يافت مي‎شود و در علمي به نام علم عدد مورد بحث قرار مي‎گيرد. و بايد از اصحاب چنين علومي سؤال شود. البته نگارنده از آن بي‎اطلاع است.
از منظر ديگري پاسخ را جستجو مي‎كنيم و آن بررسي اجمالي آيات و رواياتي است كه در آن عدد چهل ذكر شده است.
در قرآن كريم كلمه اربعين در چهار آيه ذكر شده است كه دو مورد آن يعني آيه 51 سوره بقره و 142 سوره اعراف مربوط به اقامت 40 روزه حضرت موسي ع در كوه مي‎باشد. آيه 26 سوره مائده، سرگرداني چهل ساله بني اسرائيل در بيابان‎ها را بيان مي‎كند و در آيه 15 سوره احقاف نيز به نكته‎اي تكويني در خلقت انسان اشاره رفته است و آن كمال جسمي و عقلي انسان در چهل سالگي است.
روايات را نيز مي‎توان به چند دسته تقسيم كرد. يعني برخي اشاره به امور تكويني در خلقت دارند و برخي متضمن توصيه‎هايي عملي است و آثار برخي از اعمال را در چهل روز بيان مي‎كند. دسته‎اي ديگر از روايات به بيان برخي از اتفاقات تاريخي مي‎پردازند كه محور آنها عدد چهل مي‎باشد.
به طور مثال در روايات زمان تخمير طينت آدم چهل روز بيان شده است[1] و يا مراحل خلقت انسان و تبديل نطفه به علقه و علقه به مضغه هر يك چهل روز طول مي‎كشد.[2]
از موارد تاريخي نيز كه در روايات آمده مي‎توان به موارد ذيل اشاره كرد: بين دو جملة فرعون كه گفت: انا ربكم الاعلي و جمله «ما علمت لكم من الله غيري» يعني من براي شما خدايي غير از خودم نمي‎شناسم چهل سال طول كشيد و خداوند براساس سنّت املاء خود به او اين فرصت را داد.[3] فاصله نفرين موسي تا اجابت آن نفرين نيز همين مقدار است.[4] حضرت آدم چهل روز گريست تا توبه‎اش قبول شد.[5] و نيز بر مرگ هابيل چهل روز گريست تا خداوند فرزند ديگري به او عنايت كرد.[6] باران و طوفان در عذاب قوم نوح چهل روز طول كشيده است.[7] بني اسرائيل چهل روز گريستند تا خداي تعالي وحي فرستاد كه آنان را از شر فرعون نجات خواهد داد.[8] و يا در داستان تولد حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نقل شده، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چهل روز از حضرت خديجه ـ سلام الله عليها ـ دوري كرد و مشغول عبادت شد و سپس نطفة حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ منعقد شد.[9] و موارد فراوان ديگر.
در بخش دوم از روايات نيز مي‎توان به احاديث ذيل اشاره كرد. امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمودند كسي كه شراب بخورد تا چهل روز نمازش مقبول نيست و اگر در اين مدت نماز را ترك كند عذابش مضاعف خواهد بود.[10] پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند هر كس از امت من چهل حديث از مسائل ديني كه به آن احتياج دارد حفظ كند، خداوند او را در قيامت به عنوان فقيه و عالم مبعوث مي‎كند[11]. از علي ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه حريم مسجد چهل زراع است و از هر طرف تا چهل خانه همسايه محسوب مي‎شوند،[12] و نيز حديث معروف پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه فرمودند اگر كسي چهل روز خود را براي خدا خالص كند، چشمه‎هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري خواهد شد.[13] و احاديث ديگري كه در اين باره وارد شده‎اند.
عرفاي بزرگ در مورد حديث اخير بحث كرده و مطالب گوناگوني درباره هر يك از اركان آن بيان نموده‎اند. مهم‎ترين نكته كه در اين كتب درباره چهل روز حاصل مي‎شود اين است كه عدد چهل باعث ظهور استعدادات مي‎باشد.
چنان كه مرحوم صدرالمتاللين در تفسير آيه 51 سوره بقره درباره اين كه چرا خداوند با حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ چهل روز وعده كرد. ابتدا علم به علت اين كار را در اختيار انبياء واولياء الهي مي‎داند ولي اين نكته را مي‎افزايد كه برخي از عرفا مطلبي لطيف در بيان آن گفته‎اند كه چون تخمير طينت آدم چهل روز طول كشيده است و در اين چهل روز هر روز حجابي بر حجاب‎هاي او افزوده‎اند تا امكان ورود به دنيا را بيابد و آن را آباد كند. و لذا هر كسي كه چهل روز اخلاص بورزد هر روز حجابي از حجاب‎هاي او برطرف مي‎شود تا به نقطه‎اي مي‎رسد كه علوم لدنّي و معارف الهي از خداوند به قلب او افاضه مي‎شود و حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ نيز در طول اين چهل روز استعداد مكالمه با خدا را پيدا كرد.[14]
در رساله سيروسلوكي نيز كه منسوب به علامه بحرالعلوم مي‎باشد بحثي مبسوط در اين زمينه آمده و به توضيح ارتباط عدد چهل يا ظهور استعدادات پرداخته است. ايشان نيز به تخمير چهل روزة طينت آدم اشاره كرده و نيز به اين روايت كه چهل سال بدن او ميان كعبه و مدينه افتاد بود و باران رحمت الهي بر او مي‎باريد تا بدن او قابل تعلق روح قدسي شود. و يا اينكه حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ در چهل سالگي خلعت نبوت پوشيدند و اين كه نهايت تكميلي قواي بشري در انسان چهل سال است و نيز در تأويل اين كه چرا همساية هر خانه‎اي را چهل خانه فرموده‎اند، مي‎گويد كه انسان چهار قوه عقليه و وهميه و شهويه و غضبيه دارد و هر يك از اين‎ها چهل مرحله دارد و پس از مرحلة چهلم است كه انسان مي‎تواند بگويد از عالم آن قوه خارج شده است.[15]
به نظر مي‎رسد نكته اصلي همين باشد و بسياري از رواياتي كه ذكر شد نيز بر همين اساس قابل تفسير مي‎باشند چرا كه همه چيز استعداد خاص خود را مي‎طلبد چه عنايات خاصه الهي و چه هلاك و غضب خداوندي، لذا فرعون نيز چهل سال مهلت مي‎يابد تا هلاك الهي او را در بگيرد و قوم موسي چهل سال سرگردان مي‎شوند تا از سنگيني گناهان خود خلاص شوند و نسل آنها وارد سرزمين مقدس شوند. و يا چهل روز دعا مي‎كنند تا از شر فرعون رهايي يابند.
البته ادعاي ما اين نيست كه مي‎توان تمام احاديثي را كه در آن عدد چهل ذكر شده است به اين شيوه تبيين كرد، آن چه به نظر ما رسيده است همين است كه هر جا بحث درباره آمادگي براي پذيرش او مي‎باشد چه خير و چه شرّ عدد چهل براي بروز و ظهور استعداد خاص آن امر مي‎باشد.


[1] . طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، قم 1379، چ 12، ج 8، ص 423.
[2] . همان، ج 15، ص 30.
[3] . صدوق، محمدبن علي بن حسين، كتاب الحضال، دفتر انتشارات اسلامي، قم 1362، ج 1و 2، ص 540.
[4] . طباطبائي، همان، ج 10، ص 172.
[5] . همان،‌ج 1، ص 211.
[6] . همان، ج 5، ص 521.
[7] . همان، ج 10، ص 379.
[8] . همان، ج 10، ص 494.
[9] . ر.ك: كمپاني، فضل الله، حضرت زهرا ـ عليها السّلام ـ ، انتشارات مفيد، تهران 1369، ص 13 ـ 14.
[10] . صدوق، ‌همان، ص 534.
[11] . همان، ص 541.
[12] . همان، ص 544.
[13] . مجلسي،‌محمد باقر، بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، بيروت لبنان، 1983، چاپ سوم، ج 67، ص 242.
[14] . ر.ك: صدر المتاللين، محمد بن ابراهيم، ‌تفسير القرآن الكريم، انتشارات بيدار، قم 1366، ج 3، ص 370 ـ 371.

[15] . ر.ك: طباطبايي نجفي، سيدمهدي بن سعيد مرتضي، رساله سير و سلوك، انتشارات حكمت، 1370، تهران، چاپ دوم، ص 27ـ42.

منبع :اندیشه قم

http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=387&urlId=399

اعجاز عدد 19 در قرآن

اعجاز عدد 19 در قرآن

"معجزه" در لغت از كلمه "عجز" گرفته شده، كه به معناي ضعف و ناتواني است1 و در اصطلاح عبارتست از گفتـار شگفت انگيز و جالب توجه و يا امـر خارق عادتي كه به وسيله مدعي مقام نبوت، برخلاف قوانين عادي و جاري طبيعت و به منظور اثبات ادعاي رسالت همراه با تحدي انجام مي گيرد.2


 پيشينه پژوهش اعجاز عددي قرآن

 مباحث اعجاز عددي قرآن همزمان با مباحث تفسير قرآن مطرح بوده كه بعضي از مفسران به بيان اعجاز عددي در قرآن اشاره نموده اند؛ از جمله آنها مي توان "قرطبي" را نام برد كه در تفسير خود در تبيين آيه:

 «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم»

 به اعجاز عددي قرآن پرداخته است، ايشان مي گويد:

 آيه «بسْم اللَّه الرّحمن الرَّحيم» از 19حرف تشكيل شده است كه به تعداد ملائك جهنم مي باشد:

 «عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ»3

 «نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده‏اند! »4

  اهميت اعجاز عددي قرآن در جهان امروز

 اعجاز عددي قرآن در عصر ما از اهميت بسيار زيادي بر خور دار مي باشد؛ زيرا در عصر علم محوري جهان كنوني، اگر اعجاز عددي قرآن براي جهانيان با معيار هاي علمي بيان گردد از اين طريق بسياري از حقايق نهفته در قرآن براي انديشمندان جهان كه در صدد يافتن حقايق جهان هستي مي باشند ثابت مي گردد و به واسطه آن حقانيت قرآن و اسلام براي جهانيان آشكار مي شود. 

 از جمله اعجاز عددي قرآن رمز موجود در عدد 19 مي باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب 19 در 142 بدست مي آيد. كلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است.

 نمونه اي از اعجاز عددي قرآن

 "عبدالرزاق نوفل" در كتابي كه از ايشان به فارسي  تحت عنوان " اعجاز عددي در قرآن كريم" ترجمه شده است، همت گماشته تا اثبات كند كه در مفاهيم قرآن به لحاظ عددي تناسب هاي دقيق رياضي را مي توان كشف كرد.

 ميان مفاهيم قرآني كه با هم تقابل معنوي دارند مانند دنيا و آخرت، و مفاهيمي كه با هم تناسب نزديك معنوي دارند، چون عقل و نور، به لحاظ عددي با هم مساويند و در بعضي موارد، افزايش تعداد يك مفهوم نسبت به مفهوم ديگر به نسبت صحيح رياضي قابل بيان است، به عبارت ديگر، به قول مولف؛

 «از جمله تناسب ها و هماهنگي هاي عددي كه در قرآن كريم مي يابيم موضوع چند برابري هاست»

 در قرآن واژه هايي وجود دارند كه دو برابر يك ديگر و بالاخره چند برابر يكديگر بكار رفته اند و تمام آن ها از روي ترتيب و قصد و عمد بوده است مانند؛ كلمه "دنيا" و "آخرت" هر كدام 15 بار در قرآن آمده اند (تساوي)، واژة "نفع" و "فساد" هر كدام با تمام مشتقاتشان پنجاه بار ذكر شده اند. "عقل" با تمام مشتقاتش چهل و نه بار و "نور" نيز با تمام مشتقاتش به همين تعداد آمده است، "لسان" و "موعظه" هر كدام بيست و پنج بار، "زكات" و "بركات" هر كدام سي و دو بار، "كافرين" و "نار" هر كدام 153 بار، آمده اند. "رحيم" كه از اسماء حُسني مي باشد (بجز در يك مورد كه صفت رسول اكرم قرار گرفته است) 114 بار، (به تعداد سوره هاي قرآن) و "رحمان" كه او نيز از اسماء حُسني است 57 بار آمده اند، فجار 3 بار، ابرار 6 بار، جزاء (كيفر) 117 بار، مغفرت 234 بار آمده اند. يوم (به صورت مفرد) 365 بار (به تعداد روزهاي سال) بصورت مثني و جمع سي بار، و كلمه شهر (ماه) 12 بار5 آمده اند.6

 اعجاز عددي بر معيار رمز عدد 19

 از جمله اعجاز عددي قرآن رمز موجود در عدد 19 مي باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب 19 در 142 بدست مي آيد. كلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تكرار شده كه از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ا، ل، م» در سوره بقره كه با «الم» اغاز مي گردد 9899 حرف است كه از ضريب 521 در عدد 19 بدست آمده است. در سوره آل عمران تعداد حروف «ا، ل، م» 5662 حرف است كه از ضريب 298 در عدد 19 بدست ميآيد. تعداد حروف «ن» در سوره القلم كه با حرف «ن» آغاز شده 133 حرف مي باشد كه از ضريب 7 در عدد 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ق» در سوره قاف 57 حرف است كه از ضريب 3 در عدد 19 بدست آمده و همين طور در سوره شوري نيز تعداد حروف «ق» 57 مرتبه ذكر شده كه از ضريب 3 در عدد 19 بدست آمده؛ در مجموع دو سوره حرف «ق»114 بار تكرار شده كه از ضريب 6 در 19 بدست مي آيد.7

 همه آنچه گفته شد به معناي تاييد صد در صد اين نوع از اعجاز قرآن نيست و به نظر مي رسد اين وجه اعجاز هنوز نياز به مطالعه بيشتري دارد.

اقتباس از http://shahedathar19.ir/weblog/Pages.aspx?id=396

منبع:http://hedieasmani.blogfa.com/post-15.aspxع:
هدیه اسمانی

اسرار عدد 40

اسرار عدد 40

پاره ای از اعداد، در عالم طبیعت، فرهنگ اقوام و ادیان مختلف و نیز متون دینی اسلامی و غیراسلامی از اهمیت خاصی برخوردارند به گونه ای كه بعضی عقاید، سنن و آداب بر محور آنها چرخیده و همواره مورد توجه بوده اند. این اعداد كه عمدتاً راز و فلسفه اهمیت آن ها در پرده ابهام است را می توان اعداد اسرارآمیز نامید كه مفسران، مورخان و ادیبان هر یك به ذوق خود تفسیری ازآن ها ارائه داده اند كه به یقین هیچ كدام از این نظرات رانمی توان علت قطعی كاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله این اعداد كه در قرآن ومتون دینی به وفور یافت می شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است كه هر یك پژوهشی جداگانه را می طلبند و ما اكنون به بررسی كاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحدیث می پردازیم...

در قرآن كریم واژه «اربعین» به معنای «چهل» در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود. در سوره احقاف از كمال رشد انسان وچهل سالگی وی یاد می كند كه مفسران راز تأكید بر این سن را ویژگی خاص این دوره سنی می دانند واین دوره ازعمل آدمی را دوران كمال عقلانی، پختگی شخصیتی انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوی شدن صفات اخلاقی در درون وی می دانند. كه این ویژه گی ها از روایات متعددی كه از معصومین(ع) رسیده نیز به دست می آید به عنوان مثال در حدیثی آمده است: كسانی كه به چهل سالگی می رسند وتوبه نمی كنند شیطان دستی به صورت آنها كشیده می گوید: پدرم فدای رویی كه رستگار نمی شود.در روایتی دیگر می خوانیم: هنگامی كه بنده به سن 40سالگی می رسد خداوند به دوفرشته مراقب او می گوید: از این پس بر اوسخت بگیرید و همه كارهای كوچك و بزرگ و زیاد وكم او را ثبت كنید.روایات فوق و دیگر روایات مشابه همه حكایتگر اهمیت خاص چهل سالگی و نقش این دوره از عمر انسان در تكمیل شخصیت وی دارد به گونه ای كه پس از آن امكان تحول درونی او بسیار سخت می گردد.در كاربردهای دیگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعیت ورود بنی اسرائیل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آنان در بیابان و نیز میقات چهل شبه حضرت موسی(ع) سخن به میان آمده است.به عقیده مفسران چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل زمان لازمی برای انقطاع نسل نافرمانی بنی اسرائیل بود كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمی بود كه بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با حضرت موسی(ع) دست بردارند.راز میقات چهل شبه موسی(ع) نیز هر چند روشن نیست اما وجود این روایت از رسول خدا(ص) كه فرمود: «هركس چهل روز اعمال خود را برای خدا خالص گرداند چشمه های حكمت از قلبش بر زبانش جاری می شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ویژه آنانكه دارای مشرب عرفانی هستند به عدد 40 در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند، وبرای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان وكامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهین شیرازی فقط پیامبران واولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند.
مركز فرهنگ و معارف قرآن

اسرار عدد چهل در قران وروایات بیان شده که به عدد چهل زیاد پردازش شده که با بکار بستن آن , امور به نتیجه می رسند .

امام صادق فرمودند: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ خداوند در فردای قیامت عالم فقیه مبعوث می کند و او را عذاب نمی کند.

حضرت رسول خدا (ص) فرمود : هر بنده ای که چهل صباحبا خلوص نیت وعمل بدرگاه خداوند برود،چشمه های حکمت (وعقل وفهم ومعرفت واحکام دین ) از قلب او بزبانش جاری شود .

حضرت باقر (ع) هیچ بنده ای چهل روز ایمان خود را برای خدا خالص ننمود مگر اینکه خدا او را به مقام زهد رسانید ودر دنیا ودرد ودرمانش را به او نشان داد وحکمت را در قلبش ثابت وبه زبانش جاری ساخت .

اسلام را عقیده بر این است که عمل مخلصانه جان را حیاتی روحانی می بخشد ونور عرفان وصفا را در اعماق جان می درخشاند وهر گاه که انسان خویش را چهل روز برای خدا خالص گردانده چشمه های بر وبرکت نور وحکمت از عمق جان او می جوشد واز آبشار زبان بردامن دشت دلها می ریزد .

رسول خدا فرمود کسی که چهل سال عمر کند از سه نوع بلا سالم می شود:دیوانگی خوره پیسی سخت گیری فرشتگان برچهل سالگان امام صادق (ع) فرمود : به راستی بنده ی خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسید خداوند به دو فرشته وی وحی کند که من به بنده خود عمر بیش دادم براوسختی وشدت کنید واو را خوب بپائید وکم وبیش وکوچک وبزرگ کارهایش را بنویسید .

ارتکاب چهل گناه کبیره

حدیث از امام صادق که امیر المومنین (ع) فرمود : هیچ بنده ای نیست مگر اینکه چهل لطف وتوفیق از ناحیه ی خداوند دارد تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود زمانیکه چهل گناه کبیره کرد

پرده ها و الطاف خدا برداشته شود خدا به ملائکه وحی فرماید با بال وپر خود بنده مرا بپوشانید (واورا حفظ کنید ) پس ملائکه او را با پرهای خود می پوشانند ، پس بنده تمام گناهان را انجام می دهد تا اینکه مردم او را با اعمال قبیح او تعریف وگفتگو نمایند ملائکه گویند خدایا این بنده تو تمام گناهان را عمل کرد وما از اعمال او حیا می کنیم پس خداوند به آنها وحی نماید بالهای خود را بردارید واز او کنار روید.

سرار عدد چهل در قران وروایات بیان شده که به عدد چهل زیاد پردازش شده که با بکار بستن آن , امور به نتیجه می رسند .

امام صادق فرمودند: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ خداوند در فردای قیامت عالم فقیه مبعوث می کند و او را عذاب نمی کند.

حضرت رسول خدا (ص) فرمود : هر بنده ای که چهل صباحبا خلوص نیت وعمل بدرگاه خداوند برود،چشمه های حکمت (وعقل وفهم ومعرفت واحکام دین ) از قلب او بزبانش جاری شود .

حضرت باقر (ع) هیچ بنده ای چهل روز ایمان خود را برای خدا خالص ننمود مگر اینکه خدا او را به مقام زهد رسانید ودر دنیا ودرد ودرمانش را به او نشان داد وحکمت را در قلبش ثابت وبه زبانش جاری ساخت .

اسلام را عقیده بر این است که عمل مخلصانه جان را حیاتی روحانی می بخشد ونور عرفان وصفا را در اعماق جان می درخشاند وهر گاه که انسان خویش را چهل روز برای خدا خالص گردانده چشمه های بر وبرکت نور وحکمت از عمق جان او می جوشد واز آبشار زبان بردامن دشت دلها می ریزد .

رسول خدا فرمود کسی که چهل سال عمر کند از سه نوع بلا سالم می شود:دیوانگی خوره پیسی سخت گیری فرشتگان برچهل سالگان امام صادق (ع) فرمود : به راستی بنده ی خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسید خداوند به دو فرشته وی وحی کند که من به بنده خود عمر بیش دادم براوسختی وشدت کنید واو را خوب بپائید وکم وبیش وکوچک وبزرگ کارهایش را بنویسید .

ارتکاب چهل گناه کبیره

حدیث از امام صادق که امیر المومنین (ع) فرمود : هیچ بنده ای نیست مگر اینکه چهل لطف وتوفیق از ناحیه ی خداوند دارد تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود زمانیکه چهل گناه کبیره کرد پرده ها و الطاف خدا برداشته شود خدا به ملائکه وحی فرماید با بال وپر خود بنده مرا بپوشانید (واورا حفظ کنید ) پس ملائکه او را با پرهای خود می پوشانند ، پس بنده تمام گناهان را انجام می دهد تا اینکه مردم او را با اعمال قبیح او تعریف وگفتگو نمایند ملائکه گویند خدایا این بنده تو تمام گناهان را عمل کرد وما از اعمال او حیا می کنیم پس خداوند به آنها وحی نماید بالهای خود را بردارید واز او کنار روید. 

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود : هر کس نابینایی را که راه می رود در راه هموار وصاف چهل قدم راه ببرد ،اگر تمامی کوههای روی زمین طلا شود به ثواب یک جای سوزن راه بردن آن نابینا کفایت نمی کند ،واگر آن نابینا را در زمین ناهموار وخطرناک راه ببرد واو را از مهلکه وجای خطرناک بگذارند ،وسعت میزان ثوابهای خود را در روز قیامت می بیند که از صد هزار مرتبه از دنیا زیادتر است ،ومقدار ووزن ثوابهای او از وزن گناههای او بیشتر آید وگناهانش را محو می کند ،وخداوند متعال او را در بالاترین درجات بهشت جادهد.

ایرانیان باستان گاه‌شماری خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسیم کردند.در فرهنگ ایرانیان و نیاکان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصی دارد. (برعكس سیزده كه نحس است)

واژه‌های «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژه‌های «پیرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است.

آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسیم کردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتی این روزها به سی روز تغییر پیدا کرد و ماه سی روزه شد.

هر کسی سوره ی حمد را 40 مرتبه قرائت کند و به اب بدمد سپس ان را به روی شخصی که تب دارد بریزد خداوند او را شفا می دهد. 

هرکس شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نمی شود سرانجام شارب الخمر پیامبربه امام علی(ع) فرمودند:نمازشارب خمر تاچهل روز قبول نیست واگر در داخل چهل روز بمیرد کافر مرده است در روایات دیگری امده است که اگربمیرد ،ازنوع مردن جاهلیت است.

از امام باقر روایت شده هرکسی بعداز وضو آیه الکرسی بخواند خداوند عطا می کند به او ثواب چهل سال عبادت واو رادربهشت در درجه ی چهلم جا می دهد وباچهل حوریه اورا ترویج می کند

درعظمت آیۀ الکرسی همین بس که پیامبر فرمود:آیه الکرسی ،آیتی از گنج عرش فرود آمده است وفرمودند هر کسی آیۀالکرسی را در هر سرایی بخواند تا چهل شبانه روز هیچ جادویی در آن راه نیابد وامام محمد باقر (ع) فرمودند :هر که آیۀ الکرسی را بخواند خداوند متعال هزار مکروه از مکاره دنیا وهزار مکروه از مکاره آخرت از او بگرداند که خوارترین مکاره دنیا فقر وخوارترین مکاره آخرت عذاب قبر باشد .

از امام صادق (ع)نقل شده است که هر کس چهل صباح دعای عهد را بخواند ا یاوران قائم ما باشد واگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند متعال او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد وخداوند به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید وهزار گناه از او محو کند .

امام صادق (ع)فرمودند:زمانی که مومن آیۀ الکرسی را بخواندوثوابش را برای اهل قبور قرار دهد خداوند از هر حرفی ملکی گرداند که خدا را بر او تسبیح کند تا روز قیامت وبه او مزد 60 پیامبر دهد وخدا در هر قبری از مشرق تا مغرب چهل شمع از نور داخل کند وقبرهای آنها را وسعت دهد .

رسول خدا فرمودند:کسی که برود به منزل اقوام و خویشان و تحفهای ببرد تا صله رحم نماید خداوند به او اجر صد شهید عطا می فرماید و به هر قدم که برداشته چهل هزار حسنه می نویسد وچهل هزار سیئه محو نماید و چهل هزار درجات اورا بلند نماید ومثل این است که صد سال خداوند را عبادت نموده وبا اعتقاد وخلوص وامید صبر نموده است.

پیامبر فرمودند:چون مرا به آسمان دنیا بردند قصری از یک پارچه گوهر سرخ دیدم وآن قصر چهل در داشت بالای هر دری جای بلندی بود که چهل فرش سندس واستبرق آنجاافکنده شده بودند وبالای هر فرشی حور العینی نشسته ،از جبرئیل سوال نمودم این قصر از کیست ؟

گفت : از کسی که بعد از نمازصبح چهل باربگوید یا باسط الیدین بالرحمۀ ...

وچون به آسمان چهارم رسیدم قصری که دیوارهای آن را زمرد وزبرجد بود گذر کردم که آن قصر 1400 در داشت بر هر دری هزار علم نصب بود ودر زیر هر علمی هزار حوریه نشسته که مانند ماه تابان بود از جبرئیل سوال نمودم این قصر از کیست ؟ گفت : از آن کسی که بعداز نماز مغرب چهل بار بگوید : یا کریم العفو انشر علی رحمتک یا ارحم الراحمین.

رمز و رازهای عدد چهل از منظرقرآن و روایات

    عدد چهل در فرهنگ دینی و اسلامی در میان سایر اعداد از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

    به راستی راز و رمز آن چیست. آیا صرفاً یك اعتبار و قرارداد است كه برای هر عددی می توانست درنظر گرفته شود و یا اینكه از یك پشتوانه تكوینی و تكاملی روند حركت انسان در ابعاد مادی و معنوی برخوردار است. دراین رابطه بهترین منابعی كه حق مطلب را در تبیین رموز عدد چهل ادا می كند آیات شریفه قرآن و روایات معصومین(ع) است كه مركز فرهنگ و معارف قرآن در مقاله حاضر در مقام بیان این مطلب برآمده كه با هم آن را از نظر می گذرانیم.

    شكل گیری شخصیت انسان

    اهمیت چهل سالگی انسان قابل انكار نیست، چنانكه در روایات متعددی از پیامبر «ص» و معصومان آمده است: هنگامی كه بنده به چهل سالگی می رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می گوید: ا زاین پس بر او سخت بگیرید و همه كارهای كوچك و بزرگ و زیاد و كم را ثبت كنید. این روایات همه از این حقیقت خبر می دهند كه شخصیت انسان تا چهل سالگی شكل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت تر می شود.

    مشرب عرفا

    دانشمندان مسلمان بویژه آنان كه مشرب عرفانی دارند، به عدد چهل در زمینه خودسازی به دیده اهمیت می نگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و كامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تاثیری ویژه قائل هستند.

    منظرقرآن

    عدد چهل یا اربعین، از موضوعاتی است كه در قرآن و روایات از جایگاه ویژه ای برخوردار است و تاكنون كتاب های فراوانی درباره آن نوشته شده است. در قرآن كریم این واژه در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود:

    1- در آیه 15 سوره احقاف از چهل سالگی انسان یاد شده و این كه خداوند به همه انسان ها درباره نیكی به پدر و مادر سفارش كرده است؛ اما فقط نیكوكاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیكی می كنند و این نیكی را تا رسیدن به رشد كامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می دهند؛ آن گاه در چهل سالگی دعا می كنند و از خداوند توفیق می طلبند تا در برابر نعمت هایی كه خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده اند، شكرگزار او باشند:«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشكر نعمتك التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیك و انی من المسلمین».

    2- در آیه 26 مائده از چهل سال ممنوعیت ورود بنی اسراییل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آن ها در قطعه ای از زمین خبر داده است:«قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلا تاس علی القوم الفاسقین». این ممنوعیت پس از آن بود كه موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسراییل به این دلیل كه در آنجا مردمی جبارند، ازاطاعت موسی سر باز زدند وگفتند: تا آنان از آن جا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی شویم. در تورات نیز داستان سرگردانی بنی اسراییل ذكر شده است.

    3- آیه 51 بقره نیز از میقات چهل شبه موسی خبر می دهد:«و اذ واعدنا موسی اربعین لیله » كه در آیه 142 اعراف به این صورت تفصیل داده شده است:«و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله ». مفسران برآنند كه آن چهل شب در سی شب ذی القعده و دهه اول ذی الحجه بوده است؛ چنان كه در روایاتی از امام صادق (ع) نیز بر این تعیین دلالت دارد؛ اما آلوسی بدون استناد به دلیلی، این احتمال را كه میقات در سی روز ذی الحجه و دهه اول محرم بوده نیز نقل كرده است. میقات چهل روز و چهل شبه موسی در تورات آمده است.

    راز عدد چهل: مفسران در ذیل هر یك از آیات پیشین درصدد بر آمده اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد چهل بیان كنند. در آیه 15 احقاف از كمال رشد انسان و چهل سالگی وی یاد شده است. بیش تر مفسران، كمال رشد را در 33 سالگی می دانند؛  ولی برخی آن را در همان چهل سالگی دانسته اند. بنابه روایتی از امام صادق (ع) انسان در 33 سالگی به رشد كامل جسمانی خود می رسد و این رشد تا چهل سالگی ثابت است و از آن پس، بدن رو به كاستی می رود. در هر صورت برخی، سر تأكید آیه بر چهل سالگی را این دانسته اند كه از یك سو معمولاً عقل انسان در این سن كامل می شود و در همین زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانی از وی فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نیكی به پدر و مادر می شناسد و از سوی دیگر در چهل سالگی صفات اخلاقی در وی قوی شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی شود.

    منظرروایات

    آن چه قابل انكار نیست، اهمیت این مرحله از عمر انسان است؛ چنان كه در روایات متعددی از پیامبر(ص) و معصومان آمده است هنگامی كه عمربنده به چهل سالگی می رسد، خداوند به دو فرشته مراقب او می گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه كارهای كوچك و بزرگ و زیاد و كم او را ثبت كنید. در حدیث آمده است: كسانی كه به چهل سالگی می رسند و توبه نمی كنند، شیطان دستی به صورت آنها كشیده، می گوید: پدرم فدای رویی كه رستگار نمی شود. این روایات همه از این حقیقت خبر می دهد كه شخصیت انسان تا چهل سالگی شكل گرفته، و از آن پس، تحولات درونی در او سخت تر می شود؛ البته در حدیثی از امام صادق(ع) نیز آمده كه خداوند افراد چهل ساله را گرامی می دارد. این روایت شاید دستوری اخلاقی برای رعایت احترام اشخاصی باشد كه دارای عمری چهل سال و بیش تر از آن هستند.

    آلوسی درباره سر چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل می گوید: چهل سال، زمان لازمی بود كه بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با موسی(ع) دست بردارند. برخی دیگر نیز چهل سال را زمان لازم برای انقضای نسل نافرمان بنی اسرائیل - كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند - و نیز ظهور نسل جدید از آنان دانسته و برآنند كه پس از آن زمان، نسل جدید بنی اسرائیل وارد سرزمین مقدس شد.

    راز میقات چهل شبه موسی نیز روشن نیست؛ اما وجود این روایت از رسول خدا كه فرمود: هر كس چهل روز اخلاص ورزد و اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه های حكمت از قلبش بر زبانش جاری می شود: « من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحكمه من قلبه علی لسانه» در كنار دو آیه میقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان، به ویژه آنان كه مشرب عرفانی دارند؛ به عدد چهل در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و كامل شدن ملكات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند. صدرالمتألهین شیرازی بر آن است كه فقط پیامبران و اولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نكته ای لطیف از سهروردی، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن می پردازد كه خدای سبحان، گل آدم را در چهل روز سرشت؛ چنان كه در حدیث آمده: «خمرت طینه آدم بیدی اربعین صباحا» و او را به گونه ای متناسب با عالم شهادت و غیب آفرید و در هر صباح كه مرتبه ای از قوا و طبقه ای از اعضا را برای آبادانی جنبه شهادت (دنیایی) وی در او به ودیعه نهاد بین او و عوالم غیبی حجابی پدید آورد و او را به نوعی از ساحت قدس الهی دور كرد؛ بنابراین برای بیرون آمدن وی از این حجاب ها و نزدیك شدن به آن ساحت یك اربعین اخلاص در عمل لازم است. وی در ادامه، همین نكته را منشأ تعیین عدد چهل (چله نشینی ها) برای خلوت ها و ریاضت های عارفان دانسته است.  هم چنان كه روایت پیشین، توجه عارفان را به خود جلب كرد، نقل حدیث دیگری از رسول خدا(ص) كه فرمود: هركس از امت من چهل حدیث مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ كند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانشمند برمی انگیزد.

منبع:


سامانه صدای مشاوره تحصیلی | تلفنی | دکتری| کارشناسی ارشد | پیام نور

ادامه نوشته

جايگاه عدد چهل در اديان به ويژه اسلام-


بسمه تعالي

جايگاه عدد چهل در اديان به ويژه اسلام

اربعين از اصطلاحات رايجي است كه در متون اسلامي كاربرد زيادي دارد.مثلاً در برخي از روايات به عنوان نماد كمال،حدّي براي تصفيه باطن و...قلمداد شده است.در اين نوشتار برخي از موارد كاربرد اين واژه ارزشمند كه در فرهنگ اسلامي و ساير اديان به مناسبتهاي گوناگون از آن ياد شده و گاهي پيامهاي اخلاقي و دستورهاي الهي با آن همراه شده است تقديم خواهد شد.

واژه (اربعين) در متون ديني و مجموعه هاي حديثي از ارزش والايي برخوردار است.آثار حفظ چهل حديث،اخلاص در عمل در چهل روز و دعاي عهد در چهل صبح كمال عقل در چهل سالگي،دعا براي چهل مؤمن،شهادت چهل مؤمن براي ميّت،برگزاري عبادت در چهل شب چهارشنبه براي ديدار حضرت ولي عصر(عج)و بعثت غالب انبياء در چهل سالگي از جمله مواردي است كه ارزش و جايگاه اين اصطلاح اسلامي و عرفاني را مشخص مي كند.

1-شهادت چهل مؤمن:

امام صادق(ع)فرموده (اذامات المومن فحضر جنازته اربعون رجلاً من المؤمنين و قالوا:الهم انا لا نعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا،قال الله تبارك و تعالي:قد اجزت شهاداتكم و غفرت له ما علمت مما لا تعلمون)هر گاه يكي از اهل ايمان بميرد و بر جنازه او چهل نفر از مؤمنين حضور يابند و گواهي دهند كه پروردگارا ما به جز خوبي و نيكي از اين شخص نديده ايم و تو از ما داناتر هستي،خداوند متعال مي فرمايد:من نيز شهادت شما را پذيرفتم و آنچه از او مي دانستم كه شما بي اطلاع بوديد همه را بخشيدم.

2-دعا براي چهل مؤمن

امام صادق(ع)يكي از مهمترين عوامل استجابت دعا را تقديم ديگر مؤمنين در هنگام دعا مي داند آن حضرت مي فرمايد : (من قدم اربعين من المؤمنين ثم دعا استجيب له)هر كسي چهل نفر از مؤمنين را در دعا كردن بر خود مقدم بدارد سپس حاجات خود را بطلبد دعاي او،اجابت خواهد رسيد.آن حضرت تأكيد مي فرمايد:كه اگر اينگونه دعا كرد.در نماز شب و بعد از آن باشد تأثيري بيشتر خواهد داشت.همچنين دعا كردن چهل مؤمن در قنوت نماز و وتر در دل شبهاي تار اجابت دعا را نزديكتر و سريع تر مي نمايد.

3-دعاي چهل نفره

دعا كردن هميشه خوب و يكي از سلاحهاي مؤمن و وسيله ارتباط با پروردگار عالميان است هنگاميكه انسان خود را از هر جهت درمانده و عاجز مي بيند با جان و دل زمزمه مي كند كه:

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي                                                                             دل ز تنهايي به جان آمد خدايا همدمي

در آن لحظات حساس،دعا همچون نور اميدي در دل انسانها مي تابد و دعا كننده علاوه بر آرامش درون،اعتماد به نفس،تلطيف روح،عشق و معرفت خويش را نيز به نمايش مي گذارد.

امام صادق(ع): در يكي از رهنمودهاي حكيمانه خويش ما را به دعاي دسته جمعي فرا مي خواند و مي فرمايد: اگر گروهي چهل نفره جمع شوند و خداي خويش را بخوانند مطمئناً دعاي آنان مستجاب خواهد شد و اگر چهل نفر نبودند گروه چهار نفره ده بار خدا را بخوانند كه همين اثر را دارد و اگر بيش از يك نفر نباشد و چهل بار خدا را صدا بزند خداي عزيز و جبّار خواسته او را برآورده خواهد كرد.

4-آمرزش چهل گناه

حضرت باقر(ع):يكي از حقوق واجب مسلمانان بر عهده همديگر را حضور در تشييع جنازه انان مي شمارد و با توجه به اهميت آن تأثير معنوي اين حضور را نيز بيان مي كند(من حمل جنازة من اربع جوانبها غفر الله له اربعين كبيرة)كسي كه جنازه اي را از چهار طرف حمل كنند خداوند متعال چهل گناه كبيره او را خواهد بخشيد.

 

5-كمال در چهل سالگي:

از مهم ترين نكاتي كه در زندگي انسان وجود دارد و در مرحله تكامل معنوي و شخصيت وي مؤثر است رسيدن به مراتبي از سن و سال است كه انسان كاملتر و پخته تر مي شود و خداوند متعال در اين زمينه چهل سالگي را اوج كمال انساني مي داند و مي فرمايد:

(حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنة قال رب اوز غني ان اشكر نعمتك الّتي انعمت علي و علي و الّذي و ان اعمل صالحاً ترضيه و اصلح لي في ذريتي اني تبت اليك و انّي من المسلمين)تا زماني كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگي بالغ گردد مي گويد:پروردگارا مرا توفيق ده تا شكر نعمتي را كه بمن و پدر و مادرم دادي به جا آوردم و كار شايسته اي انجام دهم كه از آن خشنود باشي و فرزندان مرا صالح گردان من به سوي تو باز مي گردم و توبه مي كنم و از مسلمانان مي باشم.

6-آثار چهل روز اخلاص:

امام رضا(ع)از پيامبر گرامي اسلام(ص)چنين نقل فرمود: (ما اخلص عبدالله عزوجل اربعين صباحاً الدجرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه،هيچ بنده اي چهل روز اعمال خود را خالصانه به درگاه حضرت حق انجام نمي دهد مگر اينكه خداوند متعال چشمه سارهاي حكمت را از قلب او به زبانش جاري مي سازد حافظ با اشاره به اين حديث مي گويد:

سحرگه رهروي در سرزميني                                                                                                           همي گفت اين معما باقريني

كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف                                                                                                كه در شيشه بماند اربعيني

7-ياران حضرت مهدي(عج)

هنگامي كه حضرت مهدي(عج)ظهور مي كند هر يك از ياران و شيعيان آن حضرت معادل نيروي چهل مرد قدرت روحي و بدني خواهد داشت.

امام سجاد(ع)فرمود: (اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شيعتنا العامة و جهل قلوبهم كزبر الحديد و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعين رَجُلا)

هر گاه قائم ما قيام كند خداوند متعال از شيعيان ما آفت بلا و سستي را دور خواهد كرد و دلهاي آنان را همانند پاره هاي آهن قوي و محكم مي نمايد و نيروي هر يك از آنان را معادل نيروي چهل مرد قرار خواهد داد.

رمز عدد چهل چيست كه در اسلام خيلي تكرار شده است؟

قرآن و فرهنگ اسلامي به برخي از عددها،از جمله اعداد 7، 40 ،70 و... عنايت و توجه خاصي شده است.معمولاً عدد 7 و 70 در مورد كثرت به كار مي رود.مانند عدد هزار در فارسي كه مي گوييم هزار بار به او گفتم ولي به حرف من توجهي نكرد.

مانند آيه«öbÎ) öÏÿøótGó¡n@ öNçlm; tûüÏèö7y™ Zo§sD `n=sù tÏÿøótƒ ª!$# öNçlm; 4 (توبه،آيه80)

در مورد عدد چهل نيز مطالبي جالب وجود دارد كه حاكي از رموز و اسراري در آن است؛چنان كه مي بينيم عدد چهل،چهار بار در قران به كارر فته است.دو مورد آن،دربارة ميقات حضرت موسي(علي نبينا و آله و عليه السلام)(بقره،51 ،اعراف،142) و يك مورد درباره ي سرگرداني قوم يهود است كه چهل سال طول كشيد(مائده،26) مورد ديگر آن سن رشد و كمال آدمي است.با توجه به مورد اخير مي توان گفت كه يكي از حكمت هاي تأكيد بر عدد چهل،آن است كه رسيدن به چهل سالگي،به طور معمول با كمال عقل همراه است.

در روايات نيز سن كمال خرد،چهل سالگي مشخص شده است.اين مقياس،درباره چهل روز نيز صادق است.امام باقر(ع)فرمود:هركه چهل روز ايمانش را براي خدا خالص گرداند خداوند محبت دنيا را از دل او بيرون مي كند و بينشي به وي عطا مي كند كه درد و درمان خويش را بداند و حكمت را در دل او جاي دهد».

چهل روز از نظر تكوين و آفرينش ويژگي خاصّي دارد.يكي از بزرگان در شرح حديث فوق مي نويسد:ممكن است به عدد چهل از اين جهت در روايت فوق امد كه خداوند متعال،انتقال انسان در اصل آفرينش را از حالي به حال ديگر در چهل روز قرار داده است.نطفه،پس از چهل روز به علقه و علقه پس از چهل روز به مفنعه و...تبديل مي شود.

از آنجا كه حضرت موسي(علي نبينا و عليه السلام)براي گرفتن «الواح تورات»به كوه طور رفته بود تا از طرف پروردگار عالم،كتاب آسماني را دريافت نمايد.نتيجه مي گيريم كه موسي (علي نبينا و آله و عليه السلام)براي ايجاد يك ارتباط معنوي و نفساني به ميعادگاه رفته بود زيرا رابطه انبيا با خداوند عالم،رابطه اي مادّي نيست بلكه رابطه اي معنوي بوده كه از راه صفاي باطن و پاكي دروني براي آنها حاصل شده است،گر چه موسي(ع)هر چهل شب و روز در كوه طور مشغول آماده سازي روحي خود بود تا برايش زمينه تلقّي تورات و گرفتن الواح آن ميسر شود ولي خداوند براي بيان اين مدت از عنوان «ليل»استفاده مي كند.اين بدان جهت است كه نشئه « شب» از نظر قرن كريم براي كسب«پايگاه محكم»و «سخن مستحكم»مناسب تر است.(انّ ناسئةَ الّيلِ هِيَ اسدُّ وطاً و أقومُ قيلاً(مزمل 6)به طور مسلّم نماز و عبادت شبانه،پابرجا تر و با استقامت تر است».

و«روز»نزد قرآن بيشتر براي رتق و فتق امور بيروني و اجتماعي است:«انّ لَكَ فِي النَّهار سَبحاً طَويلاً(مزمل ،7)و تو در روز تلاش مستمر و طولاني خواهي داشت.در همين آيات (سوره مزمل)خداوند براي آن كه پيامبر(صلي الله عليه و آله)آمادگي تلقّي سخن سنگيني را از جانب خداوند پيدا كند،به ايشان دستور شب زنده داري مي دهد.به همين جهت بين خلوت شبانه و ايجاد زمينه هاي معنوي در انسان،ارتباط وجود دارد:پس اينكه خداوند از اين مدت به چهل شب تعبير مي فرمايد،به خاطر نقش زيادي است كه شب،در ارتباط با خداوند دارد،و شايد هم به اين خاطر باشد كه مناجات موسي و علي نبينا و آله و عليه السلام)و گفتگوهاي ايشان با پروردگار عالم،بيشتر در شب انجام مي شده است،چنانكه برخي تفاسير اين احتمال را بيان كرده اند.

عدد مقدس 40

1-حضرت صادق(ع)فرمودند هر كس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند خداوند در فرداي قيامت او را فقيه مبعوث مي كند و او را عذاب نمي كند.

2-پيامبر اكرم(ص)فرمودند:هر بنده اي كه چهل صبح با خلوص نيّت و عمل به درگاه خداوند برود چشمه هاي حكمت و عقل و فهم و معرفت و احكام دين از قلب او به زبانش جاري شود.

3-حضرت باقر(ع)فرمود: هيچ بنده اي چهل روز ايمان خود را براي خدا خالص ننمود مگر اينكه خدا او را به مقام زهد رسانيد و در دنيا درد و درمانش را به او نشان داد و حكمت را در قلبش ثابت و به زبانش جاري ساخت.

4-رسول خدا فرمود: كسي كه چهل سال عمر كند از سه نوع بلا سالم مي شود: (ديوانگي،خوره ،پيسي و سخت گيري فرشتگان).

5-امام صادق(ع)فرمود:به راستي بنده ي خدا تا چهل سال نشده در وسعت است و چون به چهل سال رسيد خداوند به دو فرشته وي وحي كند كه من به بنده خود عمر پيش دادم بر او سختي و شدت كنيد و او را خوب بپاييد و كم و بيش و كوچك و بزرگ كارهايش را بنويسيد.

6-ايرانيان باستان گاه شماري خود را بر اساس چهل روز تقسيم مي كردند.

در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد.بر عكس عدد سيزده كه نحس است واژه هاي(چله نشستن) (چل چلي) و در طبرستان واژه هاي(پيراچله،گرماچله)نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است.

7-هر كس سوره ي حمد را 40 مرتبه قرائت كند و به آب بدمد سپس آن را به روي شخصي كه تب دارد بريزد خداوند او را شفا مي دهد.

8-هر كس شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نمي شود. سرانجام شارب الخمر پيامبر به حضرت علي(ع)فرمودند:نماز شارب خمر تا چهل روز قبول نيست و اگر در داخل چهل روز بميرد كافر مرده است در روايات ديگري آمده است كه اگر بميرد از نوع مردن جاهليت است.

9-از امام باقر(ع)روايت شده هر كس بعد از وضو آية الكرسي بخواند خداوند عطا مي كند به او ثواب چهل سال عبادت او را در بهشت در درجه ي چهلم جا مي دهد و با چهل حوريه او را تزويج مي كند.

10-از امام صادق(ع) نقل شده است كه هر كس چهل صباح دعاي عهد را بخواند ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداوند متعال او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و خداوند به هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو كند.

11-نطفه انسان پس از 40 روز علقه مي شود.

12-حضرت آدم 40 شبانه روز در كوه صفا راز و نياز كرد و در سجده بود.

13-ميان خداوند و حضرت موسي(ع)40 شبانه روز وعده داده بود تا ديدار صورت گيرد و تورات نازل شود.

14-براي ديدن حضرت خضر (ع) بايد 40 صبح خانه را آب و جارو كرد تا حضرتش رخ بنمايد.

15-بني اسرائيل 40 سال از ورود به سرزمين موعود ممنوع شد.

16-حضرت محمد(ص)40 شبانه روز در غار حرا عبادت كرد.

17-حضرت محمد(ص)در 40 سالگي به نبوت رسيد.

18-از حضرت محمد(ص)نقل است كه هر كه 40 روز اعمال خود را براي خداوند متعال خالص كند چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.

19-رسول اكرم(ص)مي فرمايد:اگر كسي 40 سالش شد و خيرش بر شرّش غلبه نكرد آماده رفتن به جهنم مي شود.

20-پيامبر(ص)فرمود:مردمان طالب دنيايند تا 40 سالشان شود.

21-پيامبر(ص) فرمود:كسي كه 40 روز طعام حلال بخورد قلبش نوراني مي شود.

22-پيامبر (ص)فرمودند:كسي كه لقمه حرام بخورد تا 40 روز دعايش مستجاب نمي شود.

23-زمستان در دوران ايران باستان به دو بخش چله بزرگ و چله كوچك تقسيم مي شود.

24-واژه اربعين به معناي 40 در چهار آيه قرآن كريم امده است.

25-عدد 40 در سوره احقاف اشاره به كمال رشد انسان دارد.

26-برخي مردم ايران از جمله كرماني ها بر اين باورند كه اگر در شام غريبان شهداي عاشورا در 40 تكيه و منبر 40 شمع افروخته مي شود.

27-سرگرداني قوم يهود كه چهل سال طول كشيد .

منابع:

1-الميزان،علامه طباطبائي

2-سفينه البحار:شيخ عباس قمي

3-اسرار عدد چهل:محسن آشتياني

4-تفسير نمونه:آيت الله مكارم شيرازي

منبع:فروشکاه اینترنتی ستاره

http://forooshgahfarhangi.blogfa.com/post/601

اليگودرز-ابراهيم حسيني كارشناس الهيات و معارف اسلامي

برسی تقدس عدد هفت وچهل در اسلام -باز خوانی از سایت آفتاب

برسی تقدس عدد هفت وچهل در اسلام

برسی تقدس عدد هفت وچهل در اسلام

مقدمه

سپاس بیکرا پرودگار را که به انسان قدرت اندیشیدن بخشیده تا به یاری این موهبت را ترقی وتعالی رابپیماید وسپاس ازاینکه عنایت الهی شامل حال ما شد تا بابضاعت اندکی علمی که درباره اعداد بدست آوردم در خدمت شما دانشجویان و آینده سازان کشور عزیز ما قرار بدهم.

در فصل اول بخش اول دلیل تأکید قرآن بر پاره ای از اعداد مانند عدد چهل چیست؟ در بخش دوم در مورد اربعین (چهل){ قال النبی (ع)من حفظ علی امتی اربعین حدیثا من امر دینها بعثه الله تعالی یوم القیامه فی زمره الفقها ء و العلماءترجمه:: هرکس ازامت من چهل حدیث از احادیثی که مربوط به امر دین باشد حفظ نماید خداوند متعال در قیامت او را در زمره فقهاء و علماءمبعوث می فرماید.}ازدیدگاه مرحوم علامه مجلسی رضوان الله علیه است در بخش سوم هفت سین مفهوم هفت سین و اشاره در مکوتاهی به عدد هفت میشود, در بخش چهارم گنجایش حافظه کوتاه مدن از(لغت نامه دهخدا) در باره عددهفت برسی می شودو بخش پنجم انصاف که از بیانات رجب علی خیا ط می باشد.در فصل اول, بخش اول چهلستون وچهل صحبت شده است درمورد متراج و مساحت هست. فصل اول اعدا هفت فصل اول درمورد آن برسی شده است بخش دوم صفحه فارسی گوگل نوروزی شد... که خبر جدید که بیشتر رسانه جمعی به آن پرداخته بودن .فصل چهارم مفهوم برخی از اعداددر بین ترکمن بخش اول در مورد اعدادی مثل اعداد ۷ ۹ ۴۰ ۳ ۱۲ ۱۳ که دربین ترکمن ها مقدس بشمار می رود باید به این نکته توجه داشته باشید که در این بخش هیچ چیز حذف نشده است . فصل پنجم درباره ای ریاضیات درمورد عدد هفت وبرخی اعداد نوشته شده است.لازم به ذکر است که در این مقاله در مورد آرم دانشگاه آزاد اسلامی چکونگی تهیه این آرم و مفهوم آن نوشته شده است .توجه به این مطلب که بعضی از مطالب از منابع موصق بدست آمدخ است.

جا دارد در این مقاله از زحمات استادان و دیگر دوستان تقدیر به عمل بیاید.

توضیحاتی درباره آرم دانشگاه آزاد اسلامی

در سال ۱۳۶۵ همزمان با آنکه دانشگاه ، از سویی همچنان با موانع و مشکلات روز افزون خود دست و پنجه نرم می کرد و از سویی دیگر درگیر و دار مسایل قانونی خویش بود ، موضوع تهیه آرم دانشگاه به تصویب هیئت مؤسس رسید و تصمیم گرفته شد تا طراحی آن میان هنرمندان کشور به مسابقه گذاشته شود . به همین منظور موضوع در روزنامه های کثیرالانتشار آگهی شد و از هنر مندان برای شرکت در مسابقه که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز برگزار گردید دعوت به عمل آمد . مجموعه ی طرحهای ارائه شده مورد بررسی قرار گرفت و از میان آنها تعدادی برای تصمیم گیری انتخاب شد ،دکتر جاسبی می گوید:

مجموعه آرمهای پیشنهادی را به هیئت مؤسس بردیم، این آرمی که شما می بینید ( آرم فعلی دانشگاه آزاد اسلامی ) انتخاب مقام معظم رهبری است ،چون ایشان خیلی اهل ذوق و هنر هستند ، با نگاه اول دست گذاشتند روی همین آرم و گفتند : فقط این آرم زیباست و به این ترتیب دیگران مانند آقای هاشمی و من اظهار نظر نکردیم. ایشان بودند که در حقیقت این آرم را انتخاب کردند.

آقای حسین خسروجردی هنرمندی که در این مسابقه برنده شد و آرم را طراحی کرد می گوید :

در آن شرایط ،من تمایل بسیاری داشتم تا آرم دانشگاه را طراحی کنم. میل من بسیار جدی بود و حقیقتا بدون هیچ گونه چشم داشتی کار را شروع کردم . من در آن روزها احساس میکردم که فضای آموزشی عالی فضایی تنگ است و فکر می کردم این محدودیت که برای بسیاری از جوانان که پشت کنکور می ماندند به وجود آمده ، با تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی به یک فضای باز تبدیل می شود . (...) به نظر من در کشوری که انقلاب فرهنگی رخ داده است مسایل فرهنگی باید در اولویت باشد و مسایل اقتصادی در ذیل آن تعریف شود آن هم به این دلیل که در سایه آن یک نوع پایداری در کار ایجاد شود.

این آرم از هفت قسمت تشکیل شده است که در یک هماهنگی منطقی ، یکدیگر را باز تعریف می کنند . از تفکیک این قسمتها هفت شکل به شرح زیر نمودار می شود :

۱) محراب نشانه عبودیت نسبت به باری تعالی واینکه دانشگاه بایستی معبد باشد.

۲) حرف (لا) مخفف "لا اله الا الله" است و به معنی نفی همه معبود ها بجز خداوند تبارک و تعالی

۳) سر قلم اشارتی است به آیه شریفه "ن و القلم و ما یستطرون" و تحصیل علم

۴) بال پرنده به مفهوم آزاد بودن دانشگاه است و ترکیب دو بال پرنده نشان دهنده علم و تقوی

۵) رحل قرآن مجید که مبین اسلامی بودن دانشگاه و الهام از تعالیم کتاب آسمانی قرآن است ۶) کلیت طرح تلفیقی است در ورودی دانشگاه تهران و حوزه علمیه که نشان دهنده آموزشی دانشگاه می باشد.

۷) کلمه "دانشگاه آزاد اسلامی که با خط نستعلیق نوشته شده است جزء آرم بوده و حتما بایستی در جای خودش به همان صورت درج شود.

بدین تر تیب در تیر ماه ۱۳۶۵ آرم دانشگاه تهیه شده است و پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی ، در اداره مالکیت صنعتی به ثبت رسید.

آرم دانشگاه

فصل اول چهل

ـ بخش اول پرسش و پاسخ قرآنی

چهل!

پرسش: دلیل تأکید قرآن بر پاره ای از اعداد مانند عدد چهل چیست؟

پاسخ: پاره ای از اعداد، در عالم طبیعت، فرهنگ اقوام و ادیان مختلف و نیز متون دینی اسلامی و غیراسلامی از اهمیت خاصی برخوردارند به گونه ای که بعضی عقاید، سنن و آداب بر محور آنها چرخیده و همواره مورد توجه بوده اند. این اعداد که عمدتاً راز و فلسفه اهمیت آن ها در پرده ابهام است را می توان اعداد اسرارآمیز نامید که مفسران، مورخان و ادیبان هر یک به ذوق خود تفسیری ازآن ها ارائه داده اند که به یقین هیچ کدام از این نظرات رانمی توان علت قطعی کاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله این اعداد که در قرآن ومتون دینی به وفور یافت می شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است که هر یک پژوهشی جداگانه را می طلبند و ما اکنون به بررسی کاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحدیث می پردازیم.

در قرآن کریم واژه «اربعین» به معنای «چهل» در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود. در سوره احقاف از کمال رشد انسان وچهل سالگی وی یاد می کند که مفسران راز تأکید بر این سن را ویژگی خاص این دوره سنی می دانند واین دوره ازعمل آدمی را دوران کمال عقلانی، پختگی شخصیتی انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوی شدن صفات اخلاقی در درون وی می دانند. که این ویژه گی ها از روایات متعددی که از معصومین(ع) رسیده نیز به دست می آید به عنوان مثال در حدیثی آمده است: کسانی که به چهل سالگی می رسند وتوبه نمی کنند شیطان دستی به صورت آنها کشیده می گوید: پدرم فدای رویی که رستگار نمی شود.در روایتی دیگر می خوانیم: هنگامی که بنده به سن ۴۰سالگی می رسد خداوند به دوفرشته مراقب او می گوید: از این پس بر اوسخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد وکم او را ثبت کنید.روایات فوق و دیگر روایات مشابه همه حکایتگر اهمیت خاص چهل سالگی و نقش این دوره از عمر انسان در تکمیل شخصیت وی دارد به گونه ای که پس از آن امکان تحول درونی او بسیار سخت می گردد.در کاربردهای دیگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعیت ورود بنی اسرائیل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آنان در بیابان و نیز میقات چهل شبه حضرت موسی(ع) سخن به میان آمده است.به عقیده مفسران چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل زمان لازمی برای انقطاع نسل نافرمانی بنی اسرائیل بود که به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمی بود که بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با حضرت موسی(ع) دست بردارند.راز میقات چهل شبه موسی(ع) نیز هر چند روشن نیست اما وجود این روایت از رسول خدا(ص) که فرمود: «هرکس چهل روز اعمال خود را برای خدا خالص گرداند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ویژه آنانکه دارای مشرب عرفانی هستند به عدد ۴۰ در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند، وبرای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان وکامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهین شیرازی فقط پیامبران واولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند.

ـ بخش دوم اربعین

من حفظ علی امتی اربعین حدیثاً ینفعون بها فی امر دینهم بعثه الله یوم االقیامه فقیها عالما

مرحوم علامه مجلسی رضوان الله علیه می فرماید:این مضمون مشهور و مستفیض بین خاصه شیعه وعامه یعنی سنیان میباشد بلکه طبق قولی این مضمون از احادیث متواتره است.ولیکن اختلاف است که مراد از این حفظ چیست؟

مراد حفظ چهل حدیث است در قوه ی حفظه وبه تعبیر مرحوم علامه از ظهر قلب چون متعارف در بین اهل فن نزد قدماء از سلف چنین بوده است , ومدار در نزد ؟آنها از حفظ حدیث حفظکردن آن در ذهن می باشد نه این که در کتب و دفاتر حفظ شود تاجائی که در مقام احتجاج و مباحثه قدمای از اهل حدیث منع می کردن مباحثه باکسی که حافظ نباشد. وتایید میکنذ این معنی را کلام کسانی که می گویند تدوین احادیث از مستحدثات سده ی دوم از هجرت است..نخستین مسأله ای که در ارتباط با «اربعین » جلب توجه می کند، تعبیر اربعین در متون دینی است . ابتدا باید نکته ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم :

اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی ، اعداد نقش خاصی به لحاظ عدد بودن ، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که کسی نمی تواند به صرف این که در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به کار رفته ، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری ، از آن روست که برخی از فرقه های مذهبی ، بویژه آنها که تمایلات «باطنی گری » داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می کرده اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه های انحرافی و باطنی و اسماعیلی ، مروج چنین اندیشه ای در باره اعداد یا نوع حروف بوده وهستند. در واقع ، بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده ، می تواند بر اساس یک محاسبه الهی باشد، اما این که این عدد در موارد دیگری هم کاربرد دارد و بدون یک مستند دینی می توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست . به عنوان نمونه ، در دهها مورد در کتابهای دعا، عدد صد بکار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته برای مردم عادی ، برخی از این اعداد طی روزگاران ، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده هایی هم از آن ها می شود. تنها چیزی که در باره برخی از این اعداد می شود گفت آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت است . به عنوان مثال ، در باره هفت چنین اظهار نظری شده است . بیش از این هرچه گفته شود، نمی توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد. مرحوم اربلی ، از علمای بزرگ امامیه ، در کتاب کشف الغمه فی معرفهٔ الائمهٔ در برابر کسانی که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده گانه برای اثبات امامت ائمه اطهار(ع) استناد کرده اند، اظهار می دارد، این مسأله نمی تواند چیزی را ثابت کند؛ چرا که اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی ها، می توانند دهها شاهدـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند که عدد هفت مقدس است ، کما این که این کار راکرده اند.

عدد «اربعین » در متون دینی یکی از تعبیرهای رایج عددی ، تعبیر اربعین است که در بسیاری از موارد به کار رفته است . یک نمونه آن که سن ّ رسول خدا(ص ) در زمان مبعوث شدن ، چهل بوده است . گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری است . گفتنی است که برخی از انبیاء در سنین کودکی به نبوّت رسیده اند .از ابن عباس (گویا به نقل از پیامبر (ص )) نقل شده که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد . در نقلی آمده است که ، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرتخواهند رفت .در توراه و در علم قبالا دوره ای که میبایست یک تکامل و یک روند کامل شود با عدد چهل مشخص میشود و هر وقت به عدد چهل بر میخوریم نشان از تکامل و شکل گرفتن یک نظام را دارد. در دوره حضرت نوح چهل روز وچهل شب طوفان بر روی زمین برقرار بود بطوری که بعد از این دورۀ چهل روزه نظام جدیدی در طبیعت برقرار شد.موشه (حضرت موسی) در سن چهل سالگی به پیغمبری رسید. قوم بنی اسرائیل به مدت چهل سال در بیابان سینا ساکن بودند تا نسل جدیدی که در این دوره بیابان گردی بوجود آمده اند بتوانند با آموزش نظام جدید وارد اسرائیل شوند.فرستادگان قوم بنی اسرائیل قبل از ورود به اسرائیل به مدت چهل روز به تحقیق در سرزمین موعود پرداختند و...

برای درک اینکه چگونه عدد چهل این چنین نقشی دارد میتوانیم این موضوع را در طبیعت مشاهده کنیم. در نظام طبیعت یک نطفه از بدو لقاح تا تولد به صورت طبیعی چهل هفته در رحم زندگی میکند.نوزاد بعد از تولد بطور طبیعی در چهل روزه گی به محیط عکس العمل نشان میدهد. استخوان بندی بدن نوزاد در چهل روزه گی فرم میگیرد..میقات

در قرآن آمده است «میقات » موسی با پروردگارش در طی چهل روز حاصل شده است . در نقل است که ، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا درحال سجده بود. ‡۱ در باره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه می کردند.‡۲ در نقلی آمده است که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگی را به او می آموزد و حکمت را در قلب و زبانش جاری می کند. بدین مضمون روایات فراوانی وجود دارد. چله نشینی صوفیان هم درست یا غلط ، از همین بابت بوده است . علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار در این باره که برگرفتن چهل نشینی از حدیث مزبور نادرست است ، به تفصیل سخن گفته است . اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات فراوان دیگر آمده ، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل حدیث و شرح و بسط آنها شده است . در این نقلها آمده است که اگر کسی ازامّت من ، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند درروز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل دیگری آمده است که امیرمؤمنان (ع ) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می کردند، در برابردشمنانم می ایستادم . ‡۳. مرحوم کفعمی نوشته است : زمین از یک قطب ، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب ، هیچگاه خالی نمی شود. ‡۴ در باره نطفه هم تصور براین بوده که بعد از چهل روز عَلَقه می شود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهای کهن بکار رفته است ، گویی که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده است . در روایت است که کسی که شرابخواری کند، نمازش تا چهل روز قبول نمی شود. و نیز در روایت است که کسی که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند می شود. نیز در روایت است که کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نورانی می کند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی شود.‡۵ اینها نمونه ای از نقلهایی بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است .عدد چهل از گذشته های دور جایگاه ویژه ای در فرهنگ ما داشته است. ایرانیان باستان زمستان را به دو بخش چهل روزه تقسیم کرده اند: «چله ی بزرگ» و «چله ی کوچک». شب آخر آذر از آن جهت چله نامیده شده است که آغاز چله ی بزرگ و آمدن سرمای زمستان را هشدار می دهد. درست چهل روز بعد از شب چله، جشن سده به پایان رسیدن چله ی بزرگ زمستان را ندا می دهد. در چهل روز دوم سرمای زمستان کم تر است و آسیب کم تری می رساند و از آن جهت آن را چله ی کوچک می نامند.نوروز همچون مسافری است عزیز و پررمز و راز، که همه ساله در زیباترین و اعجاب انگیزترین فصل سال برای تدارک سور و سات یک جشن باشکوه، به یمن تولد دگرباره طبیعت و تبلور حیات، آهسته آهسته وارد شهر و خانه ها می شود! و همه چشم انتظار آمدنش، به پیشواز می روند: خانه تکانی می کنند، نو وزیبایی را جایگزین کهنه گی و پلشتی می کنند. تاریکی را پس زده، آتش می افروزند و شادی برپا می کنند، لباس پاکیزه و نو بر تن کرده و به پاس آمدنش هدیه به یکدیگر پیشکش می کنند، و حتی مردگان را نیز در این شادی بی نصیب نمی گذارند، خوانی از عصاره سلامتی، برکت، معنویت، روشنایی، حیات و پاکی می گسترانند و آن را به نام عدد اهورایی و مقدسی چون هفت، متبرک می کنند و با حضور در کنار آن، در نخستین لحظات حلول سال نو، هر چه نیکی و خوبی است را برای خود و خانواده شان رقم می زنند.شاید به جرأت بتوان گفت که در بین سلسله آیین های نوروزی، «هفت سین» رازآلود ترین و فلسفی ترین سنتی است که در پس هر «سین»اش، بس رازها و معرفت ها نهفته است. ولی به نظر می رسد آن را نیز بی توجه به فلسفه وجودش، به مانند بسیاری از رسوم کهن، با اطمینان به اعمال و اقوام آبا و اجدادمان، و فقط با این توجیه که حضور «هفت سین»، خوش یمن و نبودش بدشگون است، اجرایش می کنیم. «هفت سین» بخش لاینفک نوروز است که با یکدیگر پیوند ناگسستنی دارند. همه به نوعی هفت سین را می ستایند و نسبت به آن ارادت می ورزند، از مدتها قبل در تب و تاب تدارک وسایل سفره «هفت سین» می افتند، سبزه می نشانند، ماهی قرمز به تنگ کرده و تهیه سمنو و سنجد و سیب و سکه و چندین سین دیگر را جزو واجبات امور قرار می دهند و آنها را ساعتی قبل از شروع سال جدید در سفره ای که آیینه و کتاب مقدس و شمع فروزان، صدرنشین آن هستند، با وسواسی خاص، می چینند و حول آن را خوش یمن ترین مکان برای شروع سال جدید می دانند.و اعجاب انگیز اینکه تأثیر مادی و معنوی آیین های نوروزی بر شؤونات مختلف زندگی ایرانیان تا حدی است که توانسته در لابه لای هیاهوی سرسام آور زندگی شهرنشینی و ماشینی امروزی که در آن، هر آنچه متعلق به گذشته است محکوم به فراموشی است. دوام آورده و ایفاکننده کارکردی بس مهم در گردآوردن افراد خانواده به دور هم و ایجاد صلح و دوستی و گرمی روابط آنها باشد. نوروز تمام اعضای خانواده را از دور و نزدیک به خانه فراخوانده و بر سر سفره «هفت سین» می نشاند و «هفت اصل خردورزی، سلامت، خوش خلقی، صبر و مقاومت، قناعت و احترام به حقوق دیگران، پذیرش ناملایمات و شادابی در زندگی روزمره را در هنگام حلول سال نو در جان و دلمان جاری می سازد.» اما رمز این همه شکوه و زیبایی چیست؟ «هفت سین» و آنچه متعلق به آن است مانند تمامی مراسم و آیین های باستانی مان در هاله ای از افسانه و اسطوره قرار دارد که می توان برایش اسطوره ها، نظرات و رازهای بسیار و متنوعی یافت که هر کدام به نوبه خود در خور توجه هستند. ولی با یک دید اجمالی در خصوص تفسیر و دریافت معانی «هفت سین»، دو پرسش به ذهن می رسد: یکی اینکه از بین میلیاردها اعداد، چرا عدد هفت؟ و دیگر اینکه چرا سین؟

باید گفت تاریخ دقیق ورود «هفت سین» به مراسم نوروزی دقیقاً مشخص نیست اما در متأثر بودن این آیین از جایگاه ویژه عدد هفت در فرهنگ ایران زمین، هیچ شکی نیست. «یکی از قدیمی ترین اسنادی که نشانگر نماد هفت سین است مطلبی است که ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه ذکر کرده است؛ بدین توضیح که «چون جمشید بر اهریمن که راه خیر و برکت و باران سبز شدن گیاه را گرفته بود، پیروز شد و دوباره باران باریدن گرفت و گیاهان سبز شدند، مردم گفتند روز نو (یعنی روز نوین و دوره ای تازه) آمده است. پس هر کسی ظرفی جو کاشت و مردم در روز نوروز در هفت طرح، هفت نوع غله کاشتند و سبز کردند.»همواره در تمامی فرهنگ ها و مذاهب، برخی از اعداد در حوزه باورها و اعتقادات مردم، علاوه بر ارزش کمی، دارای ویژگی های کیفی نیز هستند؛ تا آنجا که ایدئولوژی و جهان بینی معتقدان به آنها را شکل می دهد. اعدادی چون چهل، هفت، سه، سیزده که هر کدام با داشتن خصلت هایی همچون مقدس، خوش یمن، بدیمن، نحس و ... رفتار، اعتقادات و عملکرد مردم را تحت تأثیر قرار داده و زمینه ساز آیین ها و مراسم بسیاری می گردد و نوعی در هم تنیدگی بین این آیین ها و اعداد به وجود می آید. چنانکه فیثاغورث و پیروانش نیز متذکر شده اند: «تمام جهان هستی براساس اعداد ساخته و پرداخته شده اند» (وجدانی، ،۱۳۸۰ ص ۱۱۶) که در میان این اعداد خاص، هفت از نظر وسعت و اهمیت، جایگاه خاصی را در بین اکثر ملیت ها و پیروان ادیان گوناگون به خود اختصاص داده و عددی است مقدس و برگزیده. به طوری که از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده اغلب در امور ایزدی و نیک و گاه در امور اهریمنی و شر به کار می رفته است. وجود عواملی مانند تعداد سیاره های مکشوف جهان باستان و همچنین رنگ های اصلی، هفته، اعتقاد به هفت طبقه بودن زمین و آسمان، تمام شدن آفرینش هستی در روز هفتم و ... مؤید رجحان و جنبه ماوراء طبیعی این عدد گردیده است و این امر در ایران نیز به طور برجسته ای نمایان است و در طول تاریخ ایران (چه پیش از اسلام و چه پس از آن) در اعتقادات، باورداشت ها، مراسم و آیین ها، ادبیات و حتی لغت و تعبیرات عامیانه مردم و ... همواره شاهد حضور و نقش این عدد خاص هستیم.طالع بینی آریایی، در معرفی این عدد چنین آورده که: «عدد ،۷ نماد و جوهره از خودگذشتگی، اخلاق مداری، اشراق و شفقت، پاکی، روشنایی، ذات منزه آفریدگار، نیروی آفرینش و جهان هستی و معنویت است. عدد سحر آمیز هفت، همگام با تحرکات هستی است و خرد را پیروز می کند و هر کسی طالعش را تحت تأثیر عدد هفت بداند آن را خوش یمن می داند...» تعریفی که انعکاس نظر و دیدگاه اقوام آریایی در خصوص جایگاه و ویژگی مثبت و خارق العاده عدد هفت است و صادق هدایت نیز متوجه متفاوت بودن این عدد شده و در کتاب «نیرنگستان» می نویسد: «عدد هفت دارای خاصیت و اعتبار مخصوصی است و در همه افسانه ها و قصه های قدیمی به آن برمی خوریم. در قصه ها، هفت کفش آهنی و هفت عصای آهنی، هفت آسمان، هفت روز هفته، هفت گنبد بهرام، هفت خوان رستم، هفت سین، هفت دختران، هفت اختران، هفت کشور و غیره.»و اما در اعتقاد زرتشتیان که قبل از اسلام، دین رسمی مردم ایران بوده و تأثیر و جایگاه خاصی در اعتقادات، باورها و آداب و رسوم مردم ایران دارد، وجود هفت امشاسپند و هفت عامل شر (سر دیوان) (۴) و داشتن هفت آتشکده مقدس (۵) و تقدس هفت ستاره و هفت آسمان و ... بازگوکننده تقدس و ارزش عدد هفت در آن و مبنا و مدار بسیاری از اعمال وآیین های مذهبی و ملی شان نظیر سفره هفت سین است.برخلاف جزء اول نام این آیین (هفت) درخصوص جزء پایانی آن، نظرات متنوعی وجود دارد: بسیاری در خصوص وجه تسمیه هفت سین خوان نوروزی، آن را اشاره ای بر هفت فرشته کیش زرتشتی می دانند که در نزد ایرانیان بسیار ارجمند و والا است و هر یک از سین های خوان هفت سین را نماینده یکی از این فرشته ها می دانند و می گویند: هر یک از آن هفت خوانی را که ایرانیان به هنگام نوروز می چیدند، نماینده یکی از این هفت سپنتا (مشه سپنته / امشاسبند) است و چون تلفظ سپنتا دشوار بوده، تنها به گفتن «هفت سین» بسنده کرده و رفته رفته «هفت سین» را در یک خوان گردآوردند.و به نظر دکتر مهرداد بهار، آیین «هفت سین» در ارتباط با تقدس هفت سیاره مؤثر بوده است و گمان بر این بوده که اگر کسی هر هفت را دراختیار داشته باشد، نظر لطف هر هفت سیاره را به خود جلب کرده و خوشبخت می شود. ولی در برخی نوشته ها از سفره «هفت سین» سخن رفته و در توجیه آن، اظهارمی دارند که در روزگار ساسانیان، قابهای منقوش، زیبا و گرانبهایی از جنس کائولین به ایران آورده می شد، که بعدها به نام کشوری که از آن می آمد، «چینی» نامیده شد و درتغییر گویش به صورت «سینی» / «صینی» رواج پیداکرد. در این دوران برای چیدن خوان نوروزی از همین ظروف منقوش بهره می گرفتند. هفت ظرف از این ظرف ها را به نیت هفت امشاسپند، پر از نقل و قند و شیرینی می کردند و بر سر خوان های نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی به نام «هفت سینی» نام گرفت که بعدها با حذف «ی» نسبت، همان هفت سین» امروزی شد.ولی نظریه ای با رد این مسأله با تأکید بر این موضوع که ایرانیان باستان تماس چندانی با چین نداشتند، معتقد است که «هفت چین» همان «هفت سین» است و تضادی بین این دو وجود ندارد و منظور از «هفت چین» به دو معنای آن بازمی گردد: یکی اینکه هفت چیزی که باید بر سفره چیده شود و دیگر به معنی هفت گونه چیزی که از درخت چیده شده باشد. (هفت روییدنی از کشتزار چیده شده).

حتی بعضی سیر تغییر «چین» به «سین» را اینگونه توجیه می کنند که در ایران باستان، به هنگام نوروز و فرودآمدن فروهرها از آسمان، ایرانیان هفت سفره (هفت خوان) می چیدند و این واژه نخست هفت چین بوده و پس از حمله تازیان، چون تازیان حرف (چ) را نمی توانستند بگویند آن را هفت سین گفتند.و نظر جالبی که درحاشیه این مطلب می آید این است که هفت را فراتر از معنای عددی اش می دانند و با درنظرگرفتن معنایی از «هفت» در فرهنگ ادبیات شفاهی و محاورات عامیانه مردم ایران که به معنای «بسیار» متداول است، معتقدند «هفت چین» به معنای «بسیار بچین» است.گروهی دیگر می گویند هفت سین در آغاز هفت شین بوده است و با قائل بودن قدمتی کهن برای آن، معتقدند در زمان ساسانیان، سفره هفت شین رواج داشته است و رودکی سمرقندی این هفت شین را چنین توصیف کرده است.

عید نوروزی، مردم ایران می نهادند از زمان کیان شهد و شیر و شراب و شکر ناب شمع و شمشاد و شایه اندر که با آمدن اسلام و تغییر برخی آواها در گفتار و معتقدات دینی مردم ایران،به هفت سین تبدیل گردیده است و برای تأیید این گفته، شراب را مثال می زنند که به دلیل حرام بودنش در مذهب اسلام، سرکه جایگزین گردیده است.البته این نظریه درهاله ای از ابهام قراردارد. زیرا شمع و شراب و شهد سه واژه تازی هستند که پارسی آنها سپندار، باده و انگبین است و هیچیک از اینها در زبان پارسی با شین آغاز نمی شوند. پس این مطلب و چیزهایی را که درآن به عنوانهفت شین از آنها نام برده شده است، نمی تواند پایه و اساس مستندی داشته باشد و شاید موارد هفت شین اینها نباشد (مثلاً منظور هفت روییدنی باشد که با حروف شین آغاز شود) ولیکن نباید به یکباره این باور را نادیده گرفت و به دور انداخت. همچنین بنا به اسناد تاریخی، یکی از اشکال «هفت سین»، «هفت قل» بوده. نقل است در زمان صفویه، بنا بر معتقدات مذهبی خود، سینی هفت قل می ساختند و برروی آن هفت آیه از قرآن کریم را که با کلمه «قل» آغاز می شد، کنده کاری می کردند.علاوه بر آن، برخی از هفت میم نیز سخن به میان می آورند و حتی امروزه در برخی از روستاهای فارس و خراسان سفره ای با هفت جز که با «میم» شروع می شود: مدنی (لیمو شیرین)، مرغ، ماهی، میگو، مسقطی، ماست و مویز.ولی امروزه، آنچه که درخوان نوروزی، با وجود تفاوت های مختصری (براساس ویژگی های اجتماعی، فرهنگی و اقلیمی مناطق) به نام «هفت سین» متداول است، همان سفره هفت سینی است که «هفت» چیز با مطلع «س» (سنجد، سیب، سبزه، سمنو، سیر، سرکه و سماق) هسته اصلی آن راتشکیل می دهد و خیر و برکت و زیبایی آن با حضور کتاب مقدس (مسلمانان: قرآن و زرتشتیان: کتاب اوستا)، گلاب، اسپند، سکه، آیینه، شمع، تخم مرغ های منقوش و جام آبی که ماهی سرخی میهمان آن است، مضاعف می شود.جزء به جزء آرایه های این سفره که بازتاب ذوق اصیل ایرانی است، محتوایی بس زیباتر از ظاهرش دارد.

ـ بخش سوم هفت سین

«هفت سین» حامل معنا و مفهومی رمزگونه و تمثیلی از بینش و آرزوهای مردم ایران است. بهترین جای خانه، مکان گستراندن بساط هفت سین است. سفره ای (پارچه ای) سفید و بی آلایش، میزبان اصلی خانواده هفت سین است. «خود سفره هفت سین، سمبل امشاسبند سپندارمذ است. این امشاسبند در نقش مادی خود نگهبان زمین است و حافظ تمامی اشیای هفت سین تا این باور را در ذهن ما تقویت کند که جهان پیوسته درحمایت قدرتی والا است و هیچ جایی برای ناامیدی در سرتاسر گیتی نمی توان یافت.سنجد میوه ای بهشتی و نمادی از عشق و دلدادگی (عطر و برگ و شکوفه درخت سنجد را محرک عشق و دلباختگی می دانند)، زایش (طبیعت) و خردگرایی است.سیب (سرخ) نیز همانند سنجد، عطیه ای بهشتی و نمادی از عشق و دلدادگی و همچنین نماد زایش و دارایی و تندرستی است. معروف است «هرکس روزانه یک سیب بخورد، وی را به طبیب نیازی نیست» در قدیم، روستاییان سیب را در خم های ویژه ای نگهداری می کردند و پیش از نوروز به یکدیگر هدیه می دادند.سبزه سبز شدن دانه، نماد امشاسپند امرداد است. مردم بر این باورند که فروهر نیکان باعث بالیدن و سبز شدن دانه ها به هنگام بهار می شود و نشان خوش اخلاقی، خرمی، فراوانی، رویش (حیات)، شادابی و رنگ سبزش، رنگ ملی و مذهبی ایرانیان است و حضورش بر سر سفره، طلب شادابی، فراوانی کیسه و خوش خلقی در سال نو.«ایرانیان رسم کاشتن سبزه و دانه رویاندن را به هنگام گردش سال کهنه به نو، همچون آیین نوروزی به جمشید (پادشاه سلسله پیشدادی) نسبت می دهند و باور دارند که جمشید پس از سرکوب اهریمن و پیروانش، که برکت را از مردم در روی زمین گرفته بودند و باد را نمی گذاشتند که بوزد و درختان برویند، به زمین بازگشت و این روز را نوروز نامیدند. هر چوب و درختی که خشک شده بود باز رویید و سبز شد و هر شخص از راه تبرک به این روز در تشتی جو کاشت. سپس این رسم ایرانیان پایدار ماند، که روز نوروز درکنار خانه هفت صنف از غلات، در هفت استوانه بکارند و از روییدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند. (سمنو تهیه شده از جوانه تازه رسیده گندم، یادآور بخشی از آیین های باستانی و سمبل زایش دوباره بهار و مظهر باروری، برکت و قدرت و مبارزه با ضعف است. چرا که اعتقاد بر این است چون فروهرها عامل روییدن گیاهان و جوانه زدن آنها هستند، خوردن این جوانه های بارور، سبب نیرومندی و باروری درتمام سال می گردد.سیر از دیر زمان با خاصیت فراوان، به عنوان دارویی جادویی شناخته شده است. به انضمام فایده گندزدایی، نمادی است از تندرستی و پاکیزگی و همچون اسپند دفع کننده ارواح زیانکار است.و با توسل به معنای آن در ادب فارسی که کافی، پر و انباشته است، آن را مظهر مناعت طبع، استغنا و امتناع از تجاوز به حق دیگران می دانند.سرکه نیز همچون سیر در برگیرنده خواص شفابخش اعجاب انگیزی است و آن را مظهر تندرستی، باروری و برکت می دانند.

نظری است که می گوید: «سرکه، آب انگور تخمیر شده است. درخت انگور مظهر باروری و برکت است و آب انگور به منزله خون این روح نباتی است بنابراین سرکه را برای آن در سفره «هفت سین» می گذارند تا خون برکت دهنده این روح نباتی به آنها سرایت کند و آنها را بارور و پربرکت کند.» علاوه بر آن در کتاب «نوروز و فلسفه هفت سین» با تأکید بر سابقه آن در فرهنگ وادبیات ایرانی، از سرکه به عنوان نماد صبر، پذیرش ناملایمات، نماد رضا و تسلی یاد می شود.سماق به عنوان هفتمین سین سفره، نماد صبر و بردباری، تحمل دیگران و محرک شادی در زندگی است. همانگونه که در ادبیات فارسی، اصطلاح «سماق مکیدن» کنایه از منتظر ماندن است و در پی خواص دارویی اش (مفید جهت رفع تراخم و جوش های پلک چشم و تسکین فشار و حرارت و کاهش اوره) نشانی از سلامتی را نیز با خود به همراه دارد.این هفت سین، میهمانان اصلی سفره نوروز هستند که گاه همراهانی نیز در کنار خود می پذیرند: آیینه را که به همراه کتاب مقدس (مایه تبرک و تقدس سفره نوروزی) صدرنشین سفره سپید نوروزی است و مظهر پاکی و صداقت و بازتاباننده هستی ازلی، بخت، سرنوشت و روشنایی،(۱۳) شمع را که در پی تقدس آتش در آیین زرتشت خوش یمن است ونشانه فروزش و روشنایی و زداینده تاریکی و سیاهی و افروختنش به شمار اعضای خانواده طلب روشنای شمع عمر آنهاست. سکه را که گاهی در شمارسین های اصلی قرار می گیرد و نمادی از ثروت و دارندگی است و منسوب به امشاسبند شهریور (نگهبان فلز). تخم مرغ (۱۴) را که نمادی از نطفه، آفرینش و زایندگی و پوستش نمادی از آسمان و طاق کیهان است. ماهی که آب (مظهر روشنایی و حیات) را به میهمانی هفت سین می آورد و یادآور اسفندماه (۱۵) است و نماد آناهیتا (فرشته آب و باروری) و وجود آن در سفره نوروزی باعث برکت و باروری در سال نو می گردد و بسیاری موارد دیگر که هر کدام حامل معنایی در خور توجه هستند و چه حیف است این همه زیبایی و فلسفه را تنها از روی عادت و فقط به خاطر زیبایی شان بچینیم! و چه زیباست وقتی که در پای خوان نوروزی حلقه زده و با دعا و آرزوهای نیک، لحظه شمار رسیدن سالی نو هستیم، از ظاهر آن مجمع اهورایی بگذریم و به درون آن و آنچه از گذشتگانمان با خود دارند سفر کنیم و در پس سنجد، سیب، سبزه، سمنو، سیر، سرکه و سماق هفت سین سعادت، سیادت، سلامت، سخاوت، سپیدروزی، سرفرازی و سرخوشی را بازیابیم.

۳) نقل است قدیمی ترین قومی که به عدد هفت توجه کرده، قوم «سومر» است. آنها متوجه سیارات شده و آنها را می پرستیدند. علاوه بر قوم سومر، در آیین مهریان، میترایی، دین یهود، مسیحیت، زرتشت و اسلام و بسیاری آیین ها و مذاهب دیگر نیز عدد هفت از قداست و احترام والایی برخوردار است (صادق زاده، بهمن، «هفت در پهنه فرهنگ و دین»،

۴) هفت امشاسبدان: اهورامزدا، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ یا اسفند، خورداد، امره تات یا امرداد و هفت دیوان: اکومن، ایندره، ساوول، ناهیه، تبریز، زیریز و آئشمه

۵) هفت امشاسبدان: اهورا مزدا، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ یا اسفند، خورداد، امره تات یا امرداد و هفت دیوان: اکومن، ایندره، ساوول، ناهیه، تیریز، زیریز و آئشمه

۸) نام این هفت آتشکده عبارتند از: آذرمهر _ آذرنوش _ آذربهرام _ آذرآیین _ آذرخرداد _ آذربرزین _ آذرزردهشت

۹) از آنجایی که تلفظ این دوحرف (سین _ شین) بسیار به هم نزدیک است، برخی از محققان بر این باورند که در ابتدا، این دوحرف، یک حرف بوده است.

۱۲) البته برخی از خانواده های زرتشتی در سفره هفت سین سیر نمی گذارند، چون آن را به خاطر بوی بدش «انگره مینو» (مربوط به روان بد) می دانند.

۱۳) از نظر واژه شناسی از ریشه ادونک که معنی شکل و دیدار آمده است. در نخستین روز نوروز که انسان کیهانی بر اثر آمیختن فروهر مینوی با نیروهای دیگر شکل می گیرد، باید نماد آن در خوان نوروزی باشد تا شکل پذیری آسان گردد. از این رو یک آیینه را در بالای خوان نوروزی و آیینه دیگر را زیر تخم مرغ می گذارند.

۱۴) در گذشته، رسم بر این است که یکی از تخم مرغها را بر روی آیینه می گذارند و اعتقاد دارند که در هنگام تحویل سال وقتی که گاو آسمانی کره زمین را از شاخی به شاخ دیگر خود می افکند، تخم مرغ بر روی آیینه خواهد جنبید.

۱۵) اسفندماه در برج حوت (ماهی) است و به هنگام نوروز برج حوت به حمل (شتر) تحویل می شود، از این رو نمادی از آخرین ماه سال در خوان نوروزی گذاشته می شود. به نظر می رسد عدد هفت در رابطه با دنیای مادی و طبیعی است، عدد هشت رابطۀ ماورأ طبیعه را باز گو میکند، عدد نه نشان از حقیقت است و.... .در نظام اجتماعی ما برای ورود به جامعه میبایست مدت زمان خواصی را طی کرده و آموزش لازم را ببینیم تا آمادۀ ورود به دورۀ جدیدی شویم. از کودکستان شروع به یادگیری میکنیم، در دبستان خواندن و نوشتن را میاموزیم و در مراحل بعد این یاد گیری ادامه یافته وما را با دنیای جدید ی آشنا و آشنا تر میکند.برای رفتن از دبستان به دبیرستان و سپس به کالج ودانشگاه مدت زمانی معینی در نظر گرفته شده تا این دوران را گذرانده و آماده بهره برداری و کار در رشتۀ مورد نظر شد.

ـ بخش چهارم گنجایش حافظه کوتاه مدن

□ دیدگاه روان شناسی عمومی

گنجایش حافظه ی یک کامپیوتر کوچک حداقل یک میلیون عنصر است , در حالی که گنجایش حافظه ی کوتاه مدت تقریباً هفت عنصر بیشتر نیست. اگر ندانید چگونه باید از حافظه ی کوتاه مدت خود به نحو بهتر کار بکشید, ضعف گنجایش آن ضرر بزرگی خواهد بود.

گنجایش حافظه ی کوتاه مدت سالها پژوهشگران را به خود مشغول داشته است . طبق نوشته ی لغت نامه ی دهخدا , ((در میان اعداد شماره ی هفت از قدیم مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است, اغلب در امور نیک و بد به کار می رفته است . عدد هفت در مذهب و تاریخ جهان در تصوف وسنن اهمیت زیاد داشته وشماره ی بسیاری از امور هفت بوده است:هفت طبقه ی زمین هفت فرشته مقدس در نظربنی اسرائیل هفت بار طواف بر گرد کعبه در دوره ی جهلیت هفت در وهفت طبقه دوزخ در قرآن هفت عضوی که در سجده باید بر زمین باشند هفت شهر عشق هفت خان رستم هفت خط هفت پشت هفت روز هفته و ........))

دوهفته رفت و هنوز آن مه دو هفته نیامد

برشته گشت دل به رشت رفته نیامد

چو گل به وعده ی یک هفته رفته بود خدارا

چه شد که وعده ی یک هفته شد دوهفته نیامد

شهریار

ـ بخش پنجم انصاف

□ انصاف در گرفتن اجرت

شیخ در گرفتن اجرت برای کار خیاطی، بسیار با انصاف بود. به اندازه ای که سوزن می زد و به اندازه کاری که می کرد مزد می گرفت. به هیچ وجه حاضر نبود بیش از کار خود از مشتری چیزی دریافت کند.

در حدیث است که امام علی (ع) فرمود:

« الانصاف افضل الفضائل:

انصاف برترین فضیلتها است. »

یکی از روحانیون نقل می کند که : عبا و قبا و لباده ای را بردم و به جناب شیخ دادم بدوزد، گفتم چقدر بدهم؟گفت: « دو روز کار می برد، چهل تومان. » روزی که رفتم لباسها را بگیرم گفت :« اجرتش بیست تومان می شود. » گفتم: فرموده بودید چهل تومان؟ گفت: « فکر کردم دو روز کار می برد ولی یک روز کار برد. »! احسان سر خلقت جناب شیخ به این اصل تربیتی فوق العاده اهمیت می داد. یکی از شاگردانش از او نقل می کند که فرمود:

« با خداوند انسی داشتم، التماس کردم که سر خلقت چیست؟ به من فهماندند که سر خلقت، احسان به خلق است. »

امام علی علیه السلام می فرماید:

« بتقوی الله امرتم، و للإحسان و الطاعهٔ خلقتم؛

به تقوی الهی امر شده اید و برای نیکو کاری و فرمانبرداری (از خدا) آفریده شده اید. »

یکی از دوستان شیخ می گوید: روزی به او گفتم: آمیرزا! چیزی به من بدهید که به درد من بخورد! گوش مرا پیچاند و فرمود:« خدمت به خلق، خدمت به مردم! »

شیخ می فرمود:

« اگر میخواهی به حقیقت توحید راه پیدا کنی به خلق خدا احسان کن، بار توحید سنگین است و خطرناک و هرکس توان تحمل آن را ندارد، ولی احسان به خلق، تحمل آن را آسان می کند. »

و گاه به مزاح می فرمود:

« روز به خلق خدا نیکی کن و شب برای گدایی در خانه او برو »!.

یکی از نکات مهم در این باب، انفاق و بخشش در عین تنگدستی است،

پیامبراسلام (ص) در این مورد میفرمایند:

« ثلاثهٔ من حقائق الایمان: الانفاق من الاقتار، وانصافک الناس من نفسک و بذل

العلم للمتعلم:سه چیز از حقیقت های ایمان است: انفاق در تنگدستی، انصاف با مردم و دانش بخشی به جوینده دانش. »

توصیه به سفره اطعامشیخ علاوه بر تلاش هایی که با واسطه و بی واسطه برای احسان به خلق و حل مشکلات گوناگون مردم داشت، به مناسب های مختلف به ویژه اعیاد مذهبی، در منزل کوچک خود از حاضران پذیرایی میکرد، و برای اطعام اهل ایمان و گسترده بودن سفره احسان در منزل، اهمیت خاصی قایل بود. همواره سفارش می کرد که بکوشید تا در خانه، سفره اطعام داشته باشید و معتقد بود که اگر پول آن را بدهند تا نیازمندان برای خود غذا تهیه کنند، آن خاصیت را ندارد.احسان به عیالواری بیکاریکی از دوستان شیخ نقل می کند: مدتی بیکار بودم و سخت گرفتار، به منزل ایشان رفتم تا شاید راهی پیدا شود و از گرفتاری خلاص شوم، همین که به اتاق شیخ وارد شدم و نگاه او به من افتاد، فرمود:

« حجابی داری که چنین حجابی کمتر دیده ام! چرا توکلت از خدا سلب شده؟ شیطان سرپوشی بر تو قرار داده که نتوانی بالا را درک کنی! »در اثر فرمایشات شیخ انکساری در من پدید آمد و خیلی منقلب شدم، فرمود:

« حجابت برطرف شد ولی سعی کن دیگر نیاید. »

بعد فرمود:

« شخصی بیکار است و مریض و دو عیال را باید اداره کند، اگر می توانی برو قدری پارچه برای بچه ها و خانواده او تهیه کن و بیاور. »با این که من بیکار بودم و از نظر مالی ناتوان، رفتم و از مغازه یکی از دوستان قدیم که بزازی داشت مقداری پارچه نسیه خریدم و به محضر ایشان آوردم. همین که بقچه پارچه ها را خدمت ایشان بر زمین نهادم، استاد نگاهی به من کرد و فرمود:

« حیف که دیده برزخی تو باز نیست، تا ببینی کعبه دور سر تو طواف می کند، نه تو دور خانه. »!

آقای دکتر ثباتی می گوید: یکی از دستورات مؤکد ایشان احسان به خلق بود. برای احسان به خلق ارزش زیادی قایل بود، و احسان را یکی از طرق بسیار نزدیک و مؤثر در سیر الی الله میدانست. به طوری که اگر کسی از راه سیر و سلوک عاجز بود به او توصیه می کرد:

« از احسان کوتاهی نکن و تا می توانی احسان کن. »

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن

به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی

خودش هم در احسان به خلق پیش قدم بود. برای یک نفر گرفتاری پیش آمده بود، به جناب شیخ مراجعه نمودند، ایشان فرمود:

« این شخص فقط از خمس به فامیلش کمک می کند و احسان دیگری نمی کند. »

یعنی: خمس دادن تنها کافی نیست.

حواله ولی عصر علیه السلام به امام جماعت

یکی از شاگردان شیخ می گوید: مرحوم سهیلی رضوان الله تعالی علیه می گفت: مغازه من در چهار راه عباسی تهران بود روزی در هوای گرم تابستان دیدم که شیخ نفس زنان به مغازه من آمد و ضمن دادن مبلغی پول گفت:

« معطل نکن، فوراً این پول را برسان به سید بهشتی. »

او امام جماعت مسجد حاج امجد در خیابان آریانا بود. من به هر نحو شده فوراً خود را به منزل ایشان رساندم و پول را به ایشان دادم.بعدها از ایشان پرسیدم که جریان آن روز چه بود؟ پاسخ داد: آن روز مهمان برایم آمده بود و هیچ چیزی در منزل نداشتم، رفتم در اتاق دیگر و به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه متوسل شدم، که این حواله به من رسید!جناب شیخ هم گفت:

« حضرت ولی عصر صلوات الله علیه به من فرمودند: زود به سید بهشتی پول برسانید.

مقام حضرت عبدالعظیم الحسنی

یکی از یاران شیخ می گوید: با شیخ به زیارت سید الکریم علیه السلام رفتیم، (جناب شیخ) از ایشان ( یعنی از حضرت عبدالعظیم ) پرسیدند که:

« از کجا به این مقام رسیدید؟ »

حضرت عبدالعظیم علیه السلام فرمود:

از طریق احسان به خلق، من قرآن می نوشتم و با زحمت می فروختم و پول آن را احسان می کردم!

یاری نابینا و نورانیت دل یکی از شاگردان شیخ نقل کرد که: یک روز با تاکسی در «سلسبیل» می رفتم، نابینایی را دیدم که در انتظار کمک کسی کنار خیابان ایستاده است، بلافاصله ایستادم و پیاده شدم و به او گفتم: کجا می خواهی بروی؟

گفت: می خواهم بروم آن طرف خیابان.

گفتم: از آن طرف کجا می خواهی بروی؟

گفت: دیگر مزاحم نمی شوم.

با اصرار من گفت: می روم خیابن هاشمی، سوارش کردم او را به مقصد رساندم.

فرد صبح خدمت شیخ رسیدم، بدون مقدمه گفت:

« آن کوری که سوارش کردی و به منزل رساندی جریانش چه بود؟ »

داستان را گفتم، گفت:

« از دیروز که این عمل را انجام دادی خداوند متعال نوری در تو خلق کرده که در برزخ هنوز هست. »

اطعام چهل نفر و شفای بیمار

یکی از دوستان شیخ می گوید: فرزندم تصادف کرده و در بیمارستان بستری بود، نزد جناب شیخ رفتم و عرض کردم: چه کنم؟ فرمود:

« ناراحت نباش، گوسفندی بخر و چهل نفر از کارگرهای میدان را جمع کن و برایشان آبگوشت درست کن و یک روضه خوان هم دعوت کن تا دعا کند. وقتی آن چهل نفر «آمین» گفتند، بچه تو خوب می شود و روز بعد به خانه می آید. »

اهمیت ندادن به اطعام، علت مرگ فرزند

هم ایشان نقل کرده که: شخصی به رغم درمان های مختلف در داخل و خارج، بچه دار نمی شد تا اینکه یکی از یاران شیخ او را به خدمت ایشان آورد و جریان را گفت، شیخ فرمود:

« خداوند به این ها دو پسر می دهد و هر پسری که داد یک گاو بکشند و بدهند خلق الله. »

پرسید: برای چه؟ایشان پاسخ دادند:

« من از امام رضا علیه السلام خواستم و ایشان هم قبول کردند. »

پسر اول به دنیا آمد، پدر، به فرموده شیخ، گاو کشت و اطعام کرد، ولی پس از تولد پسر دوم عده ای از اقوام پدر، با طرح مسایلی مانند این که: مگر شیخ رجبعلی خیاط امام زاده است؟! معجزه کرده؟! او چکاره است که می گوید این طور می شود؟ و ...، مانع از کشتن گاو و اطعام شدند، و هنگامی که معرف او به شیخ، تأکید می کند که این کار را انجام بده، می گوید: این کارها خرافات است. پس از چندی فرزند دوم از دنیا رفت.

برکت سیر کردن یک حیوان گرسنه!

یکی از دوستان شیخ نقل می کند که: روزی به این جانب فرمود:

« شخصی از یکی از کوچه های قدیمی تهران عبور می کرد، ناگاه چشمش به داخل جوی به سگی افتاد که چند بچه داشت، بچه ها به پستان مادر حمله می برند ولی مادر از فرط گرسنگی قارد به شیر دادن نبود و از این وضع رنج می برد، او بلافاصله به دکان کبابی در همان کوچه رفت و چند سیخ کباب گرفت، و پیش آن سگ ریخت...، در سحر همان شب خداوند متعال به آن شخص عنایتی کرد که گفتنی نیست. »

احسان براساس خدا خواهیمسأله اصلی در خدمت به مردم از دیدگاه جناب شیخ، انگیزه و چگونگی آن است. شیخ معتقد بود که:

ما باید همان گونه در خدمت مردم باشیم که امامان ما و اولیای الهی بودند، آنان هدفی در خدمت جز خداوند متعال نداشتند، خدمت آنان به مردم برای خدا و به عشق او بود

در این باره می فرمود:« احسان به خلق باید بر اساس خدا خواهی باشد؛ ۶۴۸۳۱; إنما نطعمکم لوجه الله ۶۴۸۳۰;، هزینه فرزندت را چگونه می پردازی و قربان و صدقه اش هم می روی؟ آیا کودک کاری برای پدر و مادر می تواند انجام دهد؟ پدر و مادر عاشق فرزند خردسال خود هستند، و از روی خاطر خواهی برای او خرج میکنند، حال چرا با خداوند متعال این گونه معامله نمی کنی؟! چرا به اندازه فرزند خود به او عشق نمی ورزی؟! و اگر گاهی هم به کسی احسان می کنی برای پاداش آن کیسه می دوزی؟! »

فصل دوم کاخ چهلستون

ـ بخش اول کاخ چهلستون

باغ چهل ستون که بالغ بر ۶۷ هزار متر مربع مساحت دارد، در دوره شاه عباس اول احداث گردیده و در وسط آن عمارتی ساخته شده و در سلطنت شاه عباس دوم در ساختمان موجود مرکزی، تغییرات کلی صورت گرفته است اگرچه انعکاس ستون های بیست گانه، تالار چهل ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهلستون را بیان می کند ولی در حقیقت عدد چهل در ایران، کثرت و تعداد را می رساند و وجه تسمیه عمارت مزبور به چهل ستون به علت تعداد زیاد ستون های این کاخ می باشدقسمت های جالب و دیدنی کاخ چهل ستون عبارتند ازشیرهای سنگی چهارگوشه حوض مرکزی ، تالار و ازاره های مرمری منقش اطراف آن تزئینات طلاکاری سرسرای پادشاهی و اتاق های طرفین تالار آینه و تابلوهای نقاشی تالار پادشاهی که تصویرشاهان صفوی بر آن نقش بسته است تصویر شاه عباس اول با تاج مخصوص و مینیاتورهای اتاق گنجینه سردر «مسجد قطبیه » و سردرهای «زاویه درِکوشک » و آثاری از مسجد «درب جوباره » و «مسجد آقاسی » که بردیوارهای ضلع غربی و جنوبی باغ نصب شده است . تالار و ایوان این کاخ در پنجمین سال سلطنت شاه عباس دوم بناشده است . انعکاس ستون های بیست گانه تالارهای چهل ستون در حوض مقابل عمارت ، مفهوم چهل ستون را القاء می کنند این کاخ در جنوب خیابان سپه کنونی واقع و ۶۷۰۰۰ متر مربع مساحت دارد.

اغلب مورخان نوشته اند که کاخ مزبور قسمتی از باغ نقش جهان بوده و مقداری از آن را شاه عباس بزرگ جدا کرده و در وسط آن عمارت کلاه فرنگی سبکی ساخته بوده و جشن و نوروز سال بیست و سوم جلوس خود را در آن محل بر پا داشته است. سپس در زمان سلطنت شاه عباس دوم بر عمارات آن افزوده و کاخ چهلستون بنا گردید. و در تاریخ یک هزار و پنجاه و هفت هجری پایان یافت و ماده تاریخ آن را مبارکترین بناهای دنیا گفتند. برخی از مورخان گفته اند چهلستونی که بدست شاه عباس دوم ایجاد گردید دارای چهل ستون بوده و در هنگام آتش سوزی که در ۲۱ رمضان سال هزار و یکصد و هیجده (۱۱۱۸) هجری اتفاق افتاد از پنج ستونی هشت تائی فقط بیست ستون آن باقی مانده و در واقع قسمتی از عمارت و بیست ستون طرفین از جلو سوخته است و تاریخ آتش سوزی آنرا چنین سروده اند: یکصد و هیجده زهجرت نبویگذشته بود که آتش به چهلستون افتاد و تاریخ تعمیر آن را که در زمان سلطنت شاه سلطان جسین صفوی اتفاق افتاده چنین سروده اند. مبارک باد تالار بلند ایوان جمجماهی که سال ۱۱۱۸ ه.ق را میرساند. این کاخ که شامل چهلستون و باغ است عمارت چهلستون در وسط آن واقع شده و ساحتش دو هزار و یک صد و بیست متر مربع می باشد و یک شعبه از مادی فدا از وسط آن میگذرد محل بنای عمارت ساخته شده که حکم دریاچه دارد. گویا بعنوان دولتخانه بنا شده بوده و لیکن چون چهلستون داشته بنام اخیر معروف شده است. کاخ چهلستون مشتمل بر ایوان بزرگ بطول ۳۸ متر و عرض ۱۷ متر و به ارتفاع ۱۴ متر رو بطرف مشرق ساخته شده و هیجده ستون از چوب چنار و کاج دارد و شکل آن کثیرالاضلاع و ۱۶ ضلعی و ۸ صلعی مدور می باشد. چهارستون وسط بر روی چهارشیر سنگی قرار دارد و طوری حجاری شده دو شیر با یک سرنشان داده می شود و از دهان چهارشیر جلو آب جستن کرده وارد حوض مرمر وسط می شده است. در ایوان دومی که اندکی مرتفع تر است دو ستون چوبی با ارتفاع دوازده متر قرار گرفته که با ستونهای ایوان بزرگ بالغ بر بیست ستون میشودخصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در آن برای ما روشن نیست.البته چه بسا، با توجه به ویژگی های انسان، «چهل بار» تکرار یک رفتار پسندیده موجب ملکه معنوی و تعمیق آن رفتار و قابلیت نزول فیض خاص خداوند می شود

فصل سوم هفت

ـ بخش اول تقدس هفـــــت

برسی وتحقیق درمورد اعداد سبب می شود که ما در مورد جهان پیرامون خود تعمق وتفکربیشتری داشته باشیم وبا مفاهیم و مسائل اطراف خود ارتباط بهتری برقرارنماییـــــم .در موردعدد هفت نقطه نظرات مختلف بیان شده. تقدس عدد هفت ریشه تاریخی عمیق دارد ، ولی خباثت آن ریشه تاریخی ندارد و صرفاً در برخی فرهنگ ها و جوامع آفریده ذهن و ذوق بشر است . عدد هفت نزد ایرانیان ، اعتبار ویژه و خاص و نیز ریشه درطبیعت دارد . نخستین قومی که شماره هفت را در ارکان زندگی خصوصی ، اجتماعی و سیاسی خود وارد نمود ، سومریها بودند . آنان ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد در جنوب بابل و منطقه بین النهرین تمدن نسبتاً پیشرفته ای داشتند .

آنان برای نخستین بار به علم نجوم و ستاره شنا سی پرداختند و از میان سیارگان و ستارگان ، اختران هفت سیاره را تشخیص داده و نامگذاری کردند و هر یک از آنان را مظهر خاصی دانستند تا جایی که برای آنها معابدی کم نظیر بنا کرده و می پرستیدند که در برخی منابع به آن معابد هفت خدایان نیز گفته می شد . پس از سومریان مردم کلده و بابل صورتهای مختلف فلکی را ترسیم کرده اند . مردم کلده برای آسمان و زمین هفت طبقه قائل شدند . آنها سال را به ۱۲ ماه تقسیم کردند و به تناسب عددسیارات (۷ سیاره ) هفته تعیین کردند و ۲۴ ساعت و ۶۰ دقیقه و ۶۰ ثانیه را. بعد از آنان مردم آشور نیز به هفت طبقه زمین و آسمان معتقد بوده و آنها رامی پرستیدند. در قرآن بارها به (سبع السموات و الا رض ) ـ هفت آسمان و زمینبرمی خوریم . نقش هفت سیاره در تاریخ ملل قدیم و ادبیات کهن به صورت ارثی درآمده و عدد قابل توجهی می باشد که نقش تعیین کننده و موثری دارد . چند نمونه از کاربرد عدد هفت در ادبیات : هفت آباء ، هفت آسیا ، هفت بنا ، هفت چرخ گردون ، هفت پیکر ، هفت خضراء ، هفت دیوان ، هفت پرگار ، هفت بام ، هفت کوه ، هفت گنبد ، هفت منزل ، هفت رنگ ، هفت آیینه ، هفت آتشکده ، هفت اختر ، هفت اقلیم ، هفت اژدها ، هفت بند ، هفت پیر ، هفت پیرایه ، هفت پایه ، هفت تنان ، هفت چشمه ، هفت حوض ، هفت خوان ، هفت خواهران ، هفت برادران ، هفت زمین ، هفت سین ، هفت عروس ، هفت سلام ، هفت زبان ، هفت تپه ، هفت شهر عشق ، و.... چند نمونه از کاربرد عدد هفت درکتابها و اصطلاحات فارسی :

سگ یا گربه هفت جان دارد ــ گربه هفت بار جای بچه های خود را عوض میکند ــ هفت خانه به یکدیگر محتاجند ـــ هفت کوه در میان ـــ هفت قلم آرایش ـــ هفت پادشاه را خواب دیدن ـــ مثل مار هفت بار پوست می اندازد ـــ هفت کفن پوسانده و....ایرانیان مردان خدا را به هفت طبقه تقسیم کرده اند که به ترتیب عبارتند از :

۱) اقطاب

۲) ابدال

۳) اخیار

۴) اوتاد

۵) نقباء

۶ ) نجباء

۷) عرفا برای مراحل سیر و سلوک و طی طریق هفت پایگاه شناخته شده که سالک باید در هر مرحله از نظر کیفی مدتی وقوف کند تا پس از انجام تعهدات و وظایفی خاص ، شایسته مرحله بعدی و صعود شود ،

هفت وادی به ترتیب عبارتند از

۱) طلب

۲) عشق

۳) معرفت

۴) استغناء

۵) توحید

۶) حیرت

۷) فناء آرامگاه کوروش درهفت طبقه ساخته شده است . فردوسی برای رستم، هفت خوان را توصیف میکند که به ترتیب عبارتند از :

۱) جنگ با شیر.

۲) تشنگی زیاد.

۳) جنگ با اژدها.

۴) کشتن زن جادوگر.

۵) کشتن اولاد جنگ جو.

۶) کشتن ارژنگ دیو.

۷) کشتن دیو سپید. رستم پس از غلبه بر افراسیاب ، هفت سال در توران زمین سلطنت کرد . در بابل و آشور ، هر یک از معابد دارای برجی چهار گوشه بود که هفت سیارگان،رنگ آمیزی شده بود ، یعنی :

۱) سفید

۲) سیاه

۳) ارغوانی

۴) آبی

۵) سرخ

۶) سیمین

۷) زرین.

دیاآکو وقتی که ازطرف مردم به سلطنت رسید دستور داد کاخی شامل هفت دیوار در همدان ساختند. مدائن از هفت شهر تشکیل شده بود. رم روی هفت تپه بنا شده بود .

بخش دوم صفحه فارسی گوگل نوروزی شد...

حروف نام گوگل در نشان نوروزی آن با اقلام سفره هفت سین ، سیب و سبزه و سیر و سماق و سنجد و ماهی، شبیه سازی شده است. به گزارش BBC ، صفحه فارسی گوگل ، جستجوگر مشهور اینترنتی، همزمان با فرارسیدن سال نوی خورشیدی، نشان ویژه ای را به کار گرفته که با نمادی از جشن سنتی نوروز تزئین شده است. نشان رسمی گوگل از حروف نام این موسسه تشکیل شده اما در نشان نوروزی گوگل ، به جز حرف جی، نخستین حرف نام گوگل که به صورت عادی نمایش داده شده، سایر حروف با استفاده از اقلام سفره هفت سین شبیه سازی شده اند. این نشان ویژه از روز ۲۹ اسفند بر صفحه فارسی گوگل قرار گرفت و تا پایان تعطیلات چهار روزه سال نو به نمایش در خواهد آمد. سال گذشته نیز گوگل در صفحه فارسی خود نشان ویژه ای را به مناسبت فرارسیدن نوروز به کار برده بود. صدها کاربر ایرانی با امضاء توماری اینترنتی از گوگل خواستند تا امسال نیز بار دیگر جشن سنتی نوروز را در صفحات خود مورد توجه قرار دهند. اما مشخص نیست که تصمیم گردانندگان گوگل برای به کار بردن نشان نوروزی در صفحه فارسی این سایت، در پاسخ به خواسته کاربران بوده یا به عنوان رویه ای معمول، در ادامه آنچه سال گذشته انجام داده اند صورت گرفته است.

فصل چهارم مفاهیم برخی از اعداد در بین ترکمنها

ـ بخش اول اعداد

رمز و رازی که در برخی اعداد وجود دارد ، بدرستی معلوم نیست اما کمتر ملتی را می توان پیدا کرد که به برخی از اعداد خاص معانی تمثیلی نداده باشند. دکتر میرجلال الدین کزازی در مورد معانی تمثیلی و نمادین اعداد چنین نظری دارد: "عدد یک (= ۱) در باورشناسی باستانی ایران نشانه ی راز آلود خداوند است. عدد دو (= ۲) ارزش آیینی دارد: آسمان و زمین ، نرینه و مادینه و... دو بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را بر ما روشن می دارد. کاربردهای نمادین عدد سه (= ۳) این است که این شمار به گونه ای راز آلود ، آفرینش و پدیده ی هستی را نشان می دهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته ، زادگان سه گانه کانی و یا جاندار است. عدد چهار (=۴) ، چهار گوهر را نشان می دهد. در پنج (= ۵) می توانیم از پنج حس سخن بگوییم. در شش (= ۶) به شیوه ی نمادین ، جهان آشکار می شود و ما معتقدیم پدیده های گِتی شش سویه هستند. اما هفت (= ۷) در میان یکان از کارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است. عدد هشت (= ۸) با بهشت در پیوند است. عدد ُنه (= ۹) باز شماری است که در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژه ای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاک) است. عدد دوازده (=۱۲) در نماد شناسی نشانه ی کمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم. هفت در عدد دوازده گردان است پس اگر دوازده را نشانه ی کما ل بدانیم ، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و کمال است. پس اگر به شمار سیزده (= ۱۳) رسیدید ، این همه از میان خواهد رفت و زمانی که به چهارده می رسیم ، دوباره گجستگی روی می دهد. ایرانیان از دیر زمان روز ۱۳ را از خانه بیرون می رفتند که بی شگونی این روز را از خود دور بدارند. شاید یکی از دلایلی که عدد ۱۳ نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی ، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر می برند ، ترویج فرهنگ بدشگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است". ترکمنها نیز از جملهٔ این ملل هستند. برخی از اعداد هستند که در زندگی مردم ترکمن نقش مهمی ایفا می کنند که از جملهٔ آنها می توان به اعدادی نظیر سه ، هفت ، نه و چهل اشاره نمود. غیر از این گونه اعداد ـ که در ادامهٔ این مقاله به بحث در بارهٔ آنها خواهیم پرداخت ـ اعداد فرد و زوج نیز در زندگی مورد توجهٔ عامهٔ مردم قرار گرفته است. به طور مثال از قدیم الایام اعداد زوج نشانهٔ سعد و مهر و محبت بوده است. زن ترکمن به هنگام شرکت در مراسم عروسی در داخل بقچه ای که به همراه خود به خانه داماد و یا عروس می برد ، نان شیرینی را با شمارگان زوج می برد (۲ یا ۴ یا ۶) اما وقتی قرار است به مراسم ختم کسی برود ، اعداد فرد را انتخاب می نماید. از همین موضوع می توان دریافت که ترکمنها اعداد زوج را نشانهٔ ابراز حسن نیت و نمادی برای بیان آرزو در بارهٔ رهایی از واژهٔ "تنهایی" می دانند.

عدد سه (=۳):

در این گونه اعداد ، به عدد سه اهمیت زیادی داده شده است. کودک در سه سالگی زبانش گویا می شود. به قول مختومقلی :

اوچ یاشیمدا تانگری بردی زبانی

دورت یاشیمدا داش آتیشان گون لریم

(شعر "دوشن گونلریم"

این عدد در آداب و رسوم و ضرب المثل ها کاربرد زیادی دارد. به طور مثال : سلام کردن به سه خانه ، سه بار شستن دست و صورت به هنگام وضو ، سه بار گفتن کلمهٔ شهادتین در هنگام مرگ ، سه بار گرداندن اسفند برای هر فرد به منظور حفاظت از چشم زخم و سه گوش بودن دعاهایی که مادران برای فرزندان خود به گوشهٔ لباس آنها آویزان می کنند. همهٔ این امور از جملهٔ اموری هستند که هم اکنون به عنوان قاعده و قانون در زندگی بسیاری از خانواده های ترکمن بارها تکرار می شود.

این عدد مورد توجهٔ شاعران بزرگی همچون مختومقلی نیز بوده است:

اولوم ضربی اوچ طرفدان اورولدی

عقلیم داغیلیپ ، حیرانا گلدی

(شعر "ویراناگلدی")

آسمانینگ یوزوندن کهکشان اوچدی

ناگهان اوچ اره نظریم دوشدی

(شعر "بولدوم گریانا")

دورت گیجه ، اوچ گون آغلاپ ، دیندیردیغیم بیلمزمینگ ؟

اشک مونوپ عیسی دک ، یلدیردیگیم بیلمزمینگ ؟

(شعر "بیلمزمینگ")

بیر بالام بار، ییتیریپ من یانیمدان

اوچ گون بولدی ، ایستاپ تاپمان یاباندان

(شعر "آدلی یارانلار")

چاه ایچینده یاتدی اوچ گیجه گوندیز

حضرتی جبراییل ساقلادی تمیز

(شعر "آدلی یارانلار")

دوزخینگ ایشیگین اوچ فرضی باغلار

صبر اتسنگ ، دوزخینگ اودونی سوندیر

(شعر "بیگمان یاندیر")

اوچ گوندن عالمه بو نشان گلر

یوزی آدم ، گون دک آلنی نینگ آغی

(شعر "بیر بیان گلر")

ایکی گون خوش بولسا، اوچ گونی وای میش

نیچیکسی منزل میش ، نیچیکسی جای میش

(شعر "گچیب بارادیر")

بیر منزل دیر، اوچ گون ایییپ ایچن سونگ

اورناشیپ ، گینگره نیپ ، بیلین آچان سونگ

(شعر "فغان اگلنمز")

عمر باش گون ، منزلی اوچ

دورانینگ بیر ساعت بیله

(شعر "بیر ساعات بیله")

رسول مونی آیتدی اوچ یولا تکرار

اصحابلاردان نه آواز بار، نه سوز بار

(شعر "دوستلار هی")

برخی از موارد استفاده از عدد سه در افسانه ها و دسسان های ترکمنی : دادن مهلت سه ماهه برای انجام یک کار سخت از سوی پادشاهان افسانه ای ؛ پادشاهان افسانه ها سه دختر و یا سه پسر دارند. دختران پادشاهان در افسانه های ترکمنی برای قبول خواستگار ، سه شرط را در مقابل داماد مطرح می کنند. جارچپان در افسانه ها سه شبانه روز مردم را برای شرکت در عروسی دعوت می کنند و بالاخره جشن عروسی در افسانه های ترکمنی تا سه روز ادامه می یابد.

عدد سه را در ضرب المثل ها و باورهای عامیانه نیز می توان پیدا کرد.

گچی نگ اوچ ، سؤزونگ پوچ

و یا :

قورکان ایت ، اوچ گون اویرار

و یا :

اوچدن سونگ پوچ

در ضرب المثل «اوچدن سونگ پوچ» (پس از سه بار، پوچ) یک نوع باور و عقیده را می توان برداشت نمود و به عبارتی اجداد ترکمنها حتی این گونه اعداد را به سطح عقاید خود نیز بالا برده اند.

عدد هفت (=۷):

این عدد نیز یکی از پرکاربردترین عدد در بین اعداد است که در زندگی و عقاید بسیاری از ملل و از جمله در بین ترکمنها نقش و جایگاه مهمی را ایفا می کند و معانی عمیقی دارد. مانند "یدی اقلیم" (هفت اقلیم) در این شعر از مختومقلی:

یدی اقلیم مانگا گورونر زندان

یا رب خبر بیلرین می ، یار سندن !

(در شعر "یار سندن")

یا عبارت "یدی پری" (هفت پری) در این مصراع از شعر مختومقلی:

گیده بیلمن شهرینگیزگه ، خیز حرامدان قورقارام

یدی پری نینگ لفظیدن بیر یادگارم دوغری سی

(شعر "بی قرارام دوغریسی ")

و یا:

یدی یرده ، دوقوز فلک اوستونده

یا رب خبر بیلرین می ، یار سندن !

(در شعر "یار سندن")

این عدد در تمامی آداب و رسوم ، افسانه ها ، ضرب المثل و دیگر قالب های ادبیات شفاهی و عامیانه کاربرد وسیعی دارد. به طور مثال در ضرب المثل های ترکمنی: "یدی اؤلچأپ بیر کس!" ، "چاروا چاروانینگ ایزیندان یدی ییلدا یتر" ، "یسرینگ یدی دیلی بار" ، "اوچ گونلوک یولا چیقسانگ ، یدی گونلوک آذیق آل"

یا در بین ترکمنها عبارت "یدی پشت" یا "یدی آرکا" به عنوان "هفت نسل" کاربرد دارد و دانستن آن به هر یک از ترکمنها توصیه شده است. این "هفت نسل" به ترتیب عبارتند از:

۱) اوغول

۲) آغتیق

۳) چوولوق

۴) یوولوق

۵) قوولوق

۶) یاتلیق

۷) آتلیق

همچنین در بین ترکمنها عبارت "یدی آتانگ" (هفت پدر تو) چنین است:

۱) آتانگ (پدرت)

۲) آذان آتانگ (پدر اذان گوی تو / یعنی کسی که به هنگام تولد در گوش تو اذان خوانده است)

۳) عیلیم آتانگ (پدر علم تو)

۴) قائین آتانگ (پدرخانم تو)

۵) اوغوزخان آتانگ (پدر اوغوزخان تو / اوغوزخان به عنوان نیای بزرگ ترکمنها)

۶) نوح آتانگ (پدرت که حضرت نوح است / با این باور که مطابق با اسناد و کتب قدیم همچون مجمع التواریخ اثر رشید الدین فضل الله ، نسل ترکمنها نهایتاً به پسری از پسران حضرت نوح می رسد)

۷) آدام آتانگ (پدرت که حضرت آدم است / به این معنی که همه انسانها و از جمله ترکمنها بنی آدم هستند)

در بین ترکمنها "اینگ یاکین یدی قارینداش" (هفت خویشاوند بسیار نزدیک) این افراد هستند:

۱) دوغان

۲ ) دوغان اوغلان

۳) دولانان

۴) قارینداش

۵) باباداش

۶) اوباداش

۷) نِبره

رئیس جمهور ترکمنستان در اثر خود روحنامه ، عبارت "ترکمنینگ یدی خزینه سی" (خزائن هفتگانه ترکمنها) را بکار برده است که عبارتند از:

۱) باش خازینا ـ توپراق (خزینهٔ اصلی ـ خاک)

۲) ایکینجی خازینا ـ قلیالچی لیق (دومین خزینه ـ اسبداری)

۳) اوچونجی خازینا ـ هالی چی لیق (سومین خزینه ـ قالیبافی)

۴) دؤردونجی خازینا ـ مالدارچیلیق (چهارمین خزینه ـ دامداری)

۵) بأشینجی خازینا ـ قوشچی لیق (پنجمین خزینه ـ مرغداری)

۶) آلتینجی خازینا ـ کیتاپ (ششمین خزینه ـ کتاب)

۷) یدینجی خازینا ـ سوو (هفتمین خزینه ـ آب)

عدد هفت در دیوان مختومقلی نیز به تعداد قابل ملاحظه ای تکرار شده است:

یدی داغ ، یدی دریا

دالی دنیانی گورسم

(شعر "ایکی هلالان")

یدی یسیر بولسا، بیری گووینجنگ

بای خلقی یانگرا بور، قارری اووینجنگ

(شعر "برمه فلگه")

عدد نه (=۹)

عدد نه نیز در زندگی ترکمنها کاربرد زیادی دارد. ترکمنها برای بیان دعا جهت تکمیل و بی نقص بودن یک کار ، می گویند: "هر کی زادینگ دوقوزی دوزوو بولسون" (یعنی اینکه: هر کاری کامل و بی نقص باشد / جفت و جور باشد)

یا در این شعر از ظهیرالدین فاریابی که مدرسین ادبیات ، همواره آنرا برای تفهیم صنعت "اغراق" در شعر ذکر می کنند:

نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای

تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند

در دیوان مختومقلی نیز این عدد به تعداد زیادی بکار رفته است. به طور مثال:

دوقوز ساعت ، دوقوز آی

اون ایکی اندام جای بجای

(شعر "جوشا یتدینگ")

عدد نه را می توان در تمثیلات و ضرب المثل ها نیز مشاهده نمود. به طور مثال: "دویانی دوقوز گون ، سمرأنی سکیز گون" ، "چوپان تایاقین دوقوز بلادان قوتارار"

عدد چهل (=۴۰)

عدد چهل نیز یکی از این گونه اعداد است. این عدد برای بیان مسافتهای طولانی بکار می رود. به طور مثال: " قیرق ییل مایا گزینچأنگ ، بوتین بیر ییل نر گزگین" (از ملانفس) یا در این ضرب المثل ها : "قیرق ییل قیرقین گلسه ده ، عجلی یتن اؤلر" ، "قیش ینگ گونی قیرق تویسلی ، قیرکیسی دا قیلیق سیز"

پایان خوش اکثر دسسان ها (منظومه ها) در ادبیات ترکمنی نیز برپایی جشن و پایکوبی در چهل شبانه روز به میان می آید (... اولار قیرق گیجه گوندیزلاپ طوی توتوپدیرلار.)

در برخی از موارد ، این عدد ، عدد کثرت است. به طور مثال در این شعر مختومقلی:

قیرق شهری قیزیلدان غرق ادن قارون

گوزی قومدان دولدی پولدان دولمادی

(شعر "اقبال بولمادی")

و یا:

عشقیم باردیر مجنوندان آلتمیش اسسه زیاده

قواتیم باردیر قیرق ییل درس آیدارغا فرهاده

(شعر "کونگلوم")

در ادبیات عرفانی نیز عدد چهل معانی تمثیلی زیادی دارد. به طور مثال در اشعار مختومقلی:

قیرق لار له جم بولوپ ، پیاله ایچسم

کونجی میخانه دا آیاغ یتیشسه

(شعر "یتیشسه")

قیرق عاشق نعره چکیپ ، شعله اوردی اودینی

گوز یاشیمدان سوو آلیپ ، سوندوردیگیم بیلمزمینگ ؟

(شعر "بیلمزمینگ")

چهل تن لر ارا باش بولیبان باباین دارغان

مقصده یتر آمان اسن منزله بارغان

(شعر "همخانه گلندیر")

دووره گیریب ،گوردوم ، اوتورمیش چهلتن

سلام بریب ، قولون قوچدوم یارانلار

(شعر "اوچدیم یارانلار")

که البته در این شعرها ، مراد از چهل ها و چهلتن ، "ابدال" است. همچنانکه ایشان در شعری دیگر گفته اند:

قیرق عاشق بار، قیرق ابدال

هر باشدا بیر خیال بار

(منظومهٔ "بلال بار")

تعداد این گونه اعداد نمادین در فرهنگ و ادبیات ترکمن بیش از اینهاست و نگارنده تنها برای یادآوری و آغاز صفحه ای جدید در تحقیقات ادبی و فرهنگی برای پژوهشگران این زمینه ، تنها به ذکر چند نمونه از این گونه اعداد اکتفا نموده و از ذکر بسیاری از شواهد برای هر کدام از آنها نیز خودداری کرده است.

فصل پنجم ریاضیات اعداد

ریاضیات به عنوان جهان اعداد و نسبت ها و هندسه به عنوان عالم اشکال و تناسبات به دلیل ماهیت انتزاعی همواره رابطی میان طبیعت و پدیده های قابل تفکیک و شمارش آن و میان الهیات و مجردات بوده است. طبیعت مجرّد ریاضیات در نگاه مسلمانان از آغاز واسطه ای میان کثرت و وحدت بوده و از طریق ریاضیات سُننی در تقدیس اعداد و رموز ویژه پدیدار شده که با سنت بطلمیوسی و یونانی در بزرگداشت و نمادپردازی اعداد مشابهت دارد. تقدیس اسطوره وار اعداد در شعر سنتی فارسی نیز دیده می شود. در این گونه شعر گذشته از صنایع ادبی بر پایه اعداد که به تعدد وجوه و پدیده ها نظیر هفت آسمان، نُه فلک، هشت فرشته، یکتایی خداوند و غیره اشارت دارد، نوعی قطعیت در تعداد ابیات بعضی قالبها نظیر رباعی و دوبیتی به چشم می آید، شاعری همچون جامی نیز به هفت بیتی بودن غزل اعتقاد جازم و بظاهر عجیبی دارد. مسلماً چنین اعتقادی رمزی در بردارد که این رمز در عدد هفت نهفته است.

محقق: روح الله عرب

دانشجوی رشته کامپیوتر

‡۱ مستدرک وسائل ج ۹، ص ۳۲۹

‡۲ مستدرک ج ۵،ص ۲۳۹

‡۳ الاحتجاج‌، ص ۸۴

‡۴ بحار ج ۵۳، ص ۲۰۰

‡۵ مستدرک وسائل‌، ج ۵، ص ۲۱۷

منابع

۱. بانی کاشانی, محمد رضا(۱۳۷۶) الاربعین فی فضائل مولانا امیرالمومنین(ع)

۲. دادخواه، سیدمحمد علی (۱۳۸۳) نوروز و فلسفه هفت سین

۳. دکتر کنجی, حمزه (۱۳۸۴)روان شناسی عمومی

۴. روزنامه کیهان

۵. دادخواه، سیدمحمد علی (۱۳۸۳)نوروز و فلسفه هفت سین

۶. مقله شهرستانی , هومن اسفند، ۱۳۸۵

۷. ماحوزی , مهدی (۱۳۸۵) فارسی عمومی

۸. http://www.turkmenstudents.com

۹. http://www.persianblog.com

۱۰. http://www.۴۰sotun.com

۱۱. http://www.yataahoo.com

۱۲. http://profiles.zendehrood.com

۱۳. http://www.karbalahoseyn.blogfa.com

۱۴. http://adyanvamazahebejahan.blogfa.com

۱۵. http://www.aftab-magazine.com

۱۶. http://www.sarfi.ir/index.html

۱۷. و دیگر منابع که از آوردن نام آن معزوریم

اهمیت عدد چهل در متون دینی

اهمیت عدد چهل در متون دینی


نخستین مسأله ای که در ارتباط با «اربعین» جلب توجه می کند، تعبیر اربعین در متون دینی است.
اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی، اعداد به لحاظ عدد بودن نقش خاصی، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که کسی نمی تواند به صرف اینکه در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یا چهل یا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری، از آن رواست که برخی از فرقه های مذهبی، به ویژه آنها که تمایلات «باطنی گری» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می کرده اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان، متأثر از اندیشه ای درباره اعداد یا نوع حروف بوده و هستند.

در واقع بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده می تواند براساس یک محاسبه الهی باشد، اما اینکه این عدد در موارد دیگری هم کابرد دارد و بدون یک مستند دینی می توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست. به عنوان نمونه، دهها مورد در کتابهای دعا، عدد «صد» به کار رفته که مثلاً فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی شود. همین طور سایر اعداد طی روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته، گاه سوء استفاده هایی هم از آنها می شود. تنها چیزی که درباره برخی از این اعداد می شود گفت، آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنین اظهار نظری شده است. بیش از این هر چه گفته شود، نمی توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد.

مرحوم اربلی ، از علمای بزرگ امامیه ، در کتاب کشف الغمه فی معرفة الائمة در برابر کسانی که به تقدس عدد دوازده و برج های دوازده گانه برای اثبات امامت ائمه اطهار(ع) استناد کرده اند اظهار می دارد، این مسأله نمی تواند چیزی را ثابت کند؛ چرا که اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی ها، می توانند دهها شاهد مثل هفت آسمان ارائه دهند که عدد هفت مقدس است ، کما این که این کار را کرده اند.

عدد «اربعین» در متون دینی
یکی از تعبیرهای رایج عددی، تعبیر «اربعین» است که در بسیاری از موارد به کار می رود؛ یک نمونه آن این است که سن رسول خدا(ص) در زمان بعثت، چهل بوده است. گفته می شود که عدد چهل در سن و سال انسان ها، نشانه بلوغ و رشد فکری است؛ گرچه گفتنی است، برخی از انبیا در سنین کودکی به نبوت رسیده اند. از ابن عباس، به نقل از پیامبر(ص ) نقل شده که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد.[۱] در نقلی آمده است که ، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود، پس از آن در پی آخرت خواهند رفت . [۲]

در قرآن آمده است که «میقات» موسی با پروردگارش در چهل روز حاصل شد؛ «وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً»[۳]. در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا در حال سجده بود[۴]. درباره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجه می کردند.[۵]

اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات فراوان دیگر آمده، سبب تألیف صدها اثر با عنوان «اربعین» با انتخاب چهل حدیث و شرح و بسط آنها شده است. در این نقل ها از پیامبر اسلام(ص) آمده که اگر کسی از امت من، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینیش از آنها بهره ببرد، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد.[۶]

در نقل دیگری آمده است که امیرمومنان(ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می کردند، در برابر دشمنانم می ایستادم[۷]. مرحوم کفعمی نوشته است: زمین هیچ گاه از یک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب، خالی نمی شود[۸]. درباره نطفه هم تصور بر این بوده که بعد از چهل روز علقه می شود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مضغه تا زمان تولد، در نقل های کهن به کار رفته، گویی که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده است.

در نقلی از پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده است که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می کند؛ «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ» [۹]. روایات به این مضمومن فراوان وجود دارد. چله نشینی برخی از فرقه ها، درست یا غلط ، از همین باب بوده است . علامه مجلسی در بحارالانوار در این باره که برگرفتن چله نشینی از حدیث مزبور نادرست است ، به تفصیل سخن گفته است .

در روایت است کسی که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند می شود. نیز در روایت است، کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانی می کند. نیز در روایت است، کسی که شرابخواری کند، نمازش تا چهل روز قبول نمی شود. و نیز رسول خدا(ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی شود[۱۰].

اینها تنها نمونه ای از نقل های بسیاری بود که عدد «اربعین» در آنها به کار رفته است.

برگرفته از یادداشت دکتر رسول جعفریان درباره اهمیت اربعین
منبع :سایت ملیت
http://www.meliyat.com/fa/news/64209/

آداب و رسوم عاشورایی(تصاویر منتخب )-باز خوانی از سایت اعتدال

آداب و رسوم عاشورایی(تصاویر منتخب )












مراسم تعزیه در ایران(تصاویر منتخب)-باز خوانی از سایت اعتدال

مراسم تعزیه در ایران(تصاویر منتخب)













تعزیه از دریچه دوربین پژوهشگر مسیحی -باز خوانی از سایت تابناک

تعزیه از دریچه دوربین پژوهشگر مسیحی

کلودیا بورجا پژوهشگرمسیحی ایتالیایی که سال گذشته با پیگیری های رایزن فرهنگی ایران در سفارت ایتالیا و با هماهنگی وزارت فرهنگ و ارتباطات در ایران و با همکاری اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان آران و بیدگل به هدف تحقیق و عکاسی از مراسم عزاداری مردم ایران وارد شهرستان آران و بیدگل شد و به مدت 10 روز محرم در کنار مردم از مقدمات تا پایان مراحل مراسم آئینی سنتی این شهر حماسی  به تهیه گزارش مشغول بود.

در طول این مدت تحول روحی عمیقی در درونش ایجاد شد تا جایی که با اراده خود به بازار کاشان رفته و چادری عربی خرید و تا پایان دهه محرم که در مراسم های آئینی سنتی نوش آباد شرکت می کرد با پوششی کاملا اسلامی حاضرمی شد و اظهار می داشت وقتی همه مردم با این پوشش در مجالس و مراسم شرکت می کنند به احترام فرهنگ مردم تصمیم گرفتم چادر سرکنم و در جمع مردم عزادار شرکت کنم.

در منازل اهالی می رفت و از مقدمات مراسم آئینی کتل و توق تصویر برداری می کرد و در این مدت با زنان اهالی رابطه دوستانه عمبقی پیدا کرده تا جایی که همراه انها شب ها به حسینه محل می رفت و در جلسات روضه شرکت می کرد. در روز 12محرم که مراسم شبیه به خاکسپاری شهدا بود صحنه ای را شاهد بودم که خانم بورجا دست از عکاسی کشید و اشک از چشمانش جاری شد بعد از مراسم سوال کردم گفت لحظه ای که امام حسین(ع) در حال رفتن به میدان جهاد بود دخترش به دنبالش راه افتادو دامان پدرش را گرفت تصور کردم چقدر باید سخت باشد لحظه جدایی پدر با فرزند که برای امام حسین(ع) و دخترش در روز عاشورا اتفاق افتاد.خانم بورجا با تماشای روایات بازسازی شده وقایع کربلا در نوش آباد نگاهی عمیق به مصائب کربلا پیدا کرد و پس از بازگشت به رم اقدام به نشر مقالات و اخبار و تصاویر سفرش نمود اخیرا در ایمیلی تعدادی از تصاویر سفر سال گذشته اش را ارسال کرده و نوشته که در یکی از مهمترین مسابقات عکاسی در شهر رم توانسته وقایع محرم نوش آباد را به تصویر بکشد و مقام دوم این مسابقه مهم عکاسی را از ان خود کند.

سال گذشته مراسم سنتی چون کتل؛توق بندی،کشته برداری،زنجیر زنی،سینه زنی،پخت حلیم و نان نذری عباسعلی،روز دوم محرم شبیه ورود کاروان امام حسین(ع)به کربلا؛روز هشتم:خیمه کوبی وشبیه ورود کاوران اشقیا به کربلا،روز یازدهم خیمه سوزانی و خیل عرب و روز دوازدهم محرم شبیه خاکسپاری شهداء کربلا را تصویر برداری و از نزدیک نظاره گر بود و اقدام به گزارش و یادداشت برداری نمود.

ˈکلودیا بورجاˈ 38 ساله و مسیحی کاتولیک فار غ التحصیل از دانشگاه لاسپیانسای رم در مقطع کارشناسی ارشد و در رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل و همچنین دارای مدرک فوتو ژورنالیست از موسسه ISFCI است.

شهر حماسی آئینی نوش اباد از توابع شهرستان آران و بیدگل در 7 کیلومتری شمال کاشان در استان اصفهان واقع گردیده است.


فرستنده: حسین میرزاجانی نوش آبادی راهنمای فرهنگی و گردشگری شهرستان آران و بیدگل