
دانشمندان رفتاری زمان زیادی را صرف مطالعه چیزهایی کردهاند که ما را خوشحال میکنم ( و آنچه ما را خوشحال نمیکند). میدانیم که خوشبختی سلامت و طول عمر به ارمغان میآورد و از مقیاس خوشبختی میتوان برای سنجش پیشرفت اجتماعی و موفقیت سیاستهای عمومی استفاده کرد. اما خوشبختی چیزی نیست که یکباره برایمان اتفاق بیفتد. محیط اطراف و روابطمان میتوانند ما را در مسیر زندگی شادتر قرار دهند.
صفحه نخستسبک زندگی
کد خبر: ۶۰۳۳۸
بازدید : ۸۳۵۴
۲۴ تير ۱۴۰۰ - ۱۸:۳۳
فرادید| دانشمندان رفتاری زمان زیادی را صرف مطالعه چیزهایی کردهاند که ما را خوشحال میکنم ( و آنچه ما را خوشحال نمیکند). میدانیم که خوشبختی سلامت و طول عمر به ارمغان میآورد و از مقیاس خوشبختی میتوان برای سنجش پیشرفت اجتماعی و موفقیت سیاستهای عمومی استفاده کرد. اما خوشبختی چیزی نیست که یکباره برایمان اتفاق بیفتد. محیط اطراف و روابطمان میتوانند ما را در مسیر زندگی شادتر قرار دهند.
ذهن
به گزارش فرادید، خوشبختی معمولاً از درون انسان نشئت میگیرد. رام کردن افکار منفی را بیاموزید و هرروز را با خوشبینی و مثبت نگری آغاز کنید.

بر افکار منفی غلبه کنید
همه انسانها بهطور ناخودآگاه بر تجربیات منفی بیشتر از تجربیات مثبت تمرکز میکنند. اینیک انطباق تکاملی است: عبرت گرفتن از شرایط خطرناک یا مضری که در زندگی با آنها روبرو میشویم (قلدری، آسیب روحی و خیانت)، در آینده به ما کمک میکنم تا در مواجه با بحران بهسرعت واکنش نشان دهیم.
اما برای این کار باید اندکی بیشتر تلاش کنید و ذهنتان را برای تسلط بر افکار منفی آموزش دهید. اینگونه:
سعی نکنید افکار منفی را متوقف کنید. اینکه به خود بگویید "دیگر نباید به این فکر کنم" تنها باعث میشود بیشتر به آن فکر کنید. در عوض، سعی کنید صاحب نگرانیهایتان باشید. زمانی که در یک چرخه منفی هستید، آن را تائید کنید. "نگران مسائل مالی هستم". "درگیر مشکلاتی در محل کار هستم."
با خود مانند یک دوست رفتار کنید. زمانی حس منفی نسبت به خود دارید، از خود بپرسید به دوستی که در شرایطی مشابه قرار دارد که توصیهای میکنید. حال سعی کنید همان توصیهها را برای خود بکار ببرید.
افکار منفی را به چالش بکشید. پرسش گری به سبک سقراط فرآیند به چالش کشیدن و تغییر اندیشههای غیرمنطقی است. مطالعات نشان داده این روش میتواند نشانههای افسردگی را کاهش دهد. هدف این است که از یک ذهنیت منفی ("من همیشه شکست میخورم") به تفکری مثبتتر دست پیدا کنیم (موفقیتهای زیادی در کارم داشتهام. این تنها یک مانع کوچک است که منعکسکننده تواناییهای من نیست. میتوانم از آن درس بگیرم و پیشرفت کنم.") در اینجا نمونه سؤالهایی وجود دارد که میتوانید برای چالش افکار منفی از خود بپرسید.
در ابتدا افکار منفی خود را یادداشت کنید. مانند "در محل کار مشکلدارم و درباره تواناییهای مطمئن نیستم."
- سپس از خود بپرسید: "چه شواهدی برای این فکر وجود دارد؟"
- "اساس این افکار بر حقایق است؟ یا احساسات؟"
- آیا شرایط را اشتباه تفسیر میکنم؟"
- "چگونه ممکن است دیگر افراد وضعیت را متفاوت ببینند؟"
- "اگر این اتفاق برای شخص دیگری میافتاد من چه فکری میکردم؟"
و حرف آخر: افکار منفی به ذهن همه ما نفوذ میکنند، اما اگر آنها را تشخیص داده و به چالش بکشیم، گام بزرگی به سمت زندگی شادتر برداشتهایم.
تنفس کنترلشده
تحقیقات علمی شروع به ارائه شواهدی کرده که بیانگر مزایای این روش سنتی هستند. مثلاً به این نتیجه رسیدهاند که تمرینهای تنفسی میتواند علائم مرتبط با اضطراب، بیخوابی، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و اختلال ضعف توجه را کاهش دهند. قرنهاست که مرتاضهای هندی از کنترل تنفس یا پرانایاما برای افزایش تمرکز، انرژی و سرزندگی استفاده میکنند.
داستان خود را بازنویسی کنید
نوشتن درباره خود و تجربیاتی که داشتید و سپس بازنویسی این داستان، میتواند سبب تغییرات رفتاری و بهبود حس خوشبختی شود.
برخی تحقیقات نشان داده نوشتن روزانه پانزده دقیقه در دفتر خاطرات سبب بالا رفتن حس خوشبختی و سلامت میشود، زیرا به ما اجازه میدهد احساساتمان را بیان کنیم، متوجه شرایط باشیم و درگیری درونی را حل کنیم. یا میتوانید گامی فراتر بردارید و روی چالش خاصی که با آن مواجه اید تمرکز کنید. داستانتان را بنویسید و بارها و بارها آن را بازنویسی کنید.
همه ما یک روایت شخصی داریم که دید ما نسبت به جهان و خودمان را شکل میدهد. اما گاهی صدای درونی ما درست عمل نمیکند. با نوشتن و سپس ویرایش داستانها، میتوانیم درکی که نسبت به خودداریم را تغییر دهیم و موانع سر راه رفاه شخصیمان را تغییر دهیم. در اینجا به یک تمرین نوشتن میپردازیم:
- داستان کوتاهی درباره مبارزات خود بنویسید. مشکلات مالی دارم. نمیتوانم در شهر جدید دوست پیدا کنم. هرگز موفق نمیشوم در زندگی عشق پیدا کنم. با همسرم مشکلدارم.
- اکنون داستان جدیدی از دیدگاه یک فرد بیطرف بنویسید.
- پول یک چالش است، اما میتوانید با برخی اقدامات مشکلات مالی را سروسامان دهید. همه افراد در سال اول زندگی در شهر جدید با سختیهای فراوان روبرو هستند. اندکی صبر کنید. به گروههای جدید بپیوندید.
- بر پیدا کردن عشق تمرکز نکنید. بر ملاقات با افراد جدید و خوش گذراندن تمرکز کنید. دیگر رخدادهای مثبت به دنبالش اتفاق خواهند افتاد.
- زوجها دعوا میکنند. این دیدگاه یک ناظر بیطرف درباره وضعیت شماست.
مطالعات متعدد نشان داده که نوشتن و بازنویسی داستان میتواند شما را از ذهنیتی منفی به دیدگاهی مثبتتر در زندگی برساند. "جیمز پن بیکر" استاد روانشناسی دانشگاه تگزاس که تحقیقات زیادی درباره نوشتار درمانی انجام داده میگوید: "ایده اصلی این است که مردم خود را بهتر بشناسند و بفهمند کجا میخواهند بروند. من به این کار بهعنوان روشی برای اصلاح مسیر زندگی نگاه میکنم."
حرکت کنید
وقتی افراد بلند میشوند و حتی به میزان اندکی حرکت میکنند، شادتر از زمانهایی هستند که تحرک ندارند. تحقیقی که حرکات و خلقوخوی کاربران موبایل را بررسی کرد، به این نتیجه رسید که اگر افراد در پانزده دقیقه گذشته در حال حرکت بوده باشند، نسبت به زمانهایی که نشسته یا خوابیدهاند خوشبختی بیشتری حس میکنند. اکثر اوقات نیازی به فعالیت بدنی شدید نبود و تنها با پیادهروی ملایم حال خوبی پیدا میکردند. البته نمیدانیم که تحرک افراد را شاد میکنم یا اینکه افراد خوشحال تحرک بیشتری دارند. اما میدانیم که فعالیت بیشتر با سلامت بهتر و حس خوشبختی بیشتر رابطه مستقیم دارد.

خوشبینی را تمرین کنید
خوشبینی تا حدی ژنتیکی و تا حدی اکتسابی است. حتی اگر در خانوادهای منفی نگر بزرگشده باشید، باز میتوانید در درون خود پرتو خورشید را پیدا کنید. خوشبینی به معنای نادیده گرفتن واقعیت و شرایط حساس نیست. مثلاً اکثر افراد پس از اخراج از کار احساس شکست میکنند و با خود میگویند "هرگز این شکست را فراموش نمیکنم." اما یک فرد خوشبین این چالش را به شیوه امیدوارکنندهتری تائید میکنم: "سخت است، اما فرصت خوبی است تا مجدداً درباره اهداف زندگی و شغلی که خوشحالم میکنم، فکر کنم."
افکار مثبت و قرار گرفتن در جمع افراد مثبت اندیش واقعاً کمک میکنم. خوشبینی، درست همانند بدبینی، واگیردار است. پس سعی کنید بهطور مداوم با افراد خوشبین و مثبت اندیش در ارتباط باشید.
خانه
جایی که زندگی میکنید- کشور، شهر، محله و خانه شما- بر شادی و حس خوشبختی تأثیر دارد.
یافتن مکانی شاد
یک نردبان را تصور کنید که پلههایش از صفر تا ده شمارهگذاری شدهاند. بالای نردبان نشانگر بهترین زندگی ممکن و پایین نردبان بدترین زندگی است. حس میکنید در حال حاضر روی کدام پله قرار دارید؟
این نردبان خوشبختی در سراسر جهان بهعنوان راهی برای اندازهگیری و مقایسه شادی بکار میرود. "گزارش جهانی خوشبختی" کشورهای جهان را بر اساس رفاه و خوشبختی ذهنی افرادی که در آن زندگی میکنند، دستهبندی میکنند. با بررسی این گزارش فهمیدیم که برای توضیح تفاوت در شادی کشورهای مختلف شش متغیر وجود دارند:
- سرانه تولید ناخالص داخلی
- حمایت اجتماعی
- چشمانداز زندگی سالم
- آزادی اجتماعی
- بخشندگی
- عدم وجود فساد
این تحقیق برای استفاده در تصمیمگیری و برنامهریزیهای سیاسی در نظر گرفتهشده است. اما در سطح شخصی نیز درسهایی برای زندگی وجود دارد. شغلی لذتبخش و پایدار پیدا کنید؛ در مکانی شاد زندگی کنید؛ و برای هموار کردن جاده شخصی به سمت شادی، سخاوتمند باشید (در روحیه، زمان و پول).
انتخاب جامعهای شاد
چه عواملی یک جامعه را به مکانی شاد برای مردم تبدیل میکنم؟ موسسه گالوپ برای پاسخ به این سؤال با 43 هزار نفر در 26 کشور مصاحبه کرد.
- درک و پذیرش: مردم زمانی خوشحالاند که در جامعهای زندگی کنند که پذیرای همه افراد از هر نژاد و طبقهای باشد.
- زیبایی: زندگی در جامعهای زیبا و جذاب با درختان و فضای سبز زیاد، مردم را شادتر میکنم.
- فرصتهای اجتماعی: زمانی که یک جامعه برای تقویت و پرورش روابط اجتماعی و همچنین رستورانها، فضاهای عمومی، پیادهروها، مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری و دیگر فضاهای عمومی طراحی شود، مردم شادتر خواهند بود.
پس میفهمیم جایی که زندگی میکنیم تأثیر عمیقی بر خوشبختی و شادی ما دارد. اگر هنوز با جامعه هماهنگ نشدهاید و همسایههای خود را نمیشناسید، جای جدیدی برای زندگی پیدا کنید.
به طبیعت بروید
بسیاری از تحقیقات نشان میدهند که سپری کردن وقت در طبیعت برای سلامت مفید است. میدانیم که قدم زدن در مسیرهای آرام و پر درخت سبب بهبود سلامت روان و حتی تغییرات فیزیکی در مغز میشود. طبیعت گردها ذهنهای آرامتری دارند. برخی تحقیقات نشان داده حتی نگاه کردن به تصاویر طبیعت نیز میتواند خلقوخوی افراد را بهبود بخشد.
نور خورشید نیز مؤثر است. اختلال عاطفی فصلی نیز واقعاً وجود دارد. مطالعات "همه گیر شناسی" میگویند که آمار این اختلال در میان بزرگسالان 1.4 درصد (در فلوریدا) و 9.7 درصد (در نیوهمپشایر) است. قرار گرفتن در معرض نور طبیعی تأثیر بسزایی در خلقوخوی افراد دارد.
اطرافتان را خلوت کنید
بدون شک سازماندهی برای ذهن و بدن مفید است؛ زیرا سبب کاهش سقوط اجسام، از بین رفتن میکروبها و یافتن آسان چیزهای ضروری میشود.
بینظمیهای بیشازحد معمولاً نشانه مشکلات سلامتی مهمتری هستند. افرادی که دچار آسیبهای عاطفی و یا مغزی شدهاند، تمیز کردن خانه را امری دشوار و غیرقابلتحمل میدانند. اختلال در توجه و تمرکز، افسردگی، درد مزمن و غم و اندوه میتوانند سبب بروز این بینظمی. اختلال بینظمی در شدیدترین حالتش "احتکار" نامیده میشود و بسیاری از متخصصان معتقدند خود یک بیماری روانی است. بااینکه تعداد این افراد کم است، بسیاری از روانشناسان میگویند ما میتوانیم چیزهای زیادی از آنها بیاموزیم. طیف پاکیزگی تا آشفتگی شامل گروه زیادی از افراد میشود که شدیداً بینظم هستند و ازلحاظ احساسی، جسمی و اجتماعی عذاب میکشند.
چنین افرادی میتوانند از طریق رفتاردرمانی و کمک اطرافیان و کتابهای راهنما درمان شوند. هدف این است که خود را از زیر بار درهمریختگی بیمعنا نجات دهیم و آنها را با چیزهای مفید و دلخواه پرکنیم.
چند توصیه برای نجات از بینظمی و شلوغی:
- همهچیز را مرتب تا کنید.
- تنها چیزهایی را نگاهدارید که واقعاً خوشحالتان میکنم.
- همه لباسهایتان را روی تخت بچینید و تنها آنهایی که میپوشید و دوستشان دارید را نگاهدارید.
- کمدتان را بر اساس رنگ مرتب کنید.
- پولتان را صرف تجارب کنید، نه اشیاء.
قانون "یک دقیقه"
کارهایی را انجام دهید که در یک دقیقه تمام میشوند. این توصیه ساده در تمیز کردن یک اتاق شلوغ و برهم ریخته نیز به شما کمک میکنم. ابتدا کارهای یکدقیقهای را انجام دهید:
- یک کت را آویزان کنید.
- یک نامه را بخوانید و سپس پارهاش کنید.
- یک فرم را پرکنید.
- به یک ایمیل پاسخ دهید.
- پیامهای تلفن را گوش کنید.
- یک ظرف را بشورید.
- روزنامهها و مجلات را مرتب کنید.
اگر کار دیگری انجام نمیدهید، حداقل قانون یک دقیقه را در زندگیتان اعمال کنید. از اینکه درزمانی به این کوتاهی به این دستاوردها رسیدهاید بسیار خوشحال خواهید شد، و همچنین خانهای تمیزتر خواهید داشت.
اتفاقهای خوب در اتاقخواب میافتد
منشأ بسیاری از اتفاقهای خوب اتاقخوابمان است. جایی است که میخوابیم و برای مدتی آرام به آن پناه میبریم. بنابراین بسیاری از افرادی که درباره خوشبختی مطالعه میکنند، به تمرکز بر اتاقخواب تأکیددارند.
محققان بریتانیایی دو عامل مهم در شاخص "زندگی خوب" را خواب و رابطه جنسی میدانند. افرادی که بهاندازه کافی استراحت میکنند نسبت دیگران شادترند. همین موضوع برای افرادی که از زندگی جنسی خود رضایت دارند صادق است. بنابراین اتاقخواب به یک اولویت مهم تبدیل میشود.
- اتاقتان را همانند اتاقی لوکس در یک هتل تزئین کنید. به حس خوب گذراندن تعطیلاتی آرام در یک هتل فکر کنید. کاری کنید که هرروز در خانه این حس را تجربه کنید. برای آرامش خود هزینه کنید. ملافه، بالشت و تشک باکیفیت خریداری کنید.
- انتخاب پرده مناسب و مسدود کردن نور کمک میکنم بهتر بخوابید.
- تلویزیون را وارد اتاقخواب نکنید. اتاقخواب مکانی برای استراحت و آرامش است و صفحهنمایش تلویزیون نباید در آن جایی داشته باشد.
- تختتان را هرروز مرتب کنید. با این کار روزتان را با دستاوردی کوچک آغاز کردهاید و در پایان روزبه مکانی تمیز و مرتب برمیگردید.
روابط
زمانی که با دیگر افراد در ارتباطیم، شادتر هستیم.

وقتتان را با افراد شاد سپری کنید
مطالعات نشان دادهاند خوشبختی ما با شادی دیگران مرتبط است. "مطالعات قلب فرمینگهام" تحقیقی گسترده بود که از سال 1948 آغاز شد و سه نسل از شرکتکنندگان را بررسی کرد. این مطالعه برای شناسایی عوامل خطرناک و مؤثر در بیماریهای قلبی آغاز شد و اطلاعاتی زیادی درباره سلامت، غذا، عادات تناسباندام، استرس، مسائل خانوادگی و خوشبختی فراهم کرد.
این مطالعه برای ارزیابی خوشبختی از شرکتکنندگان میپرسید که در هفته گذشته چند بار عواطف زیر را تجربه کردهاند:
- به آینده امیدوارم
- خوشحالم
- از زندگی لذت میبرم
- حس میکنم درست همانند دیگر افراد خوب و شایسته هستم
دانشمندان دانشگاه ییل تصمیم گرفتند برای مطالعه شادی و شبکههای اجتماعی داده جمعآوری کنند. ساختار مطالعه به آنها اجازه داد تا بتوانند تغییرات حاصل در خوشبختی را در طول زمان دنبال کنند. و چون دانشمندانی که تحقیق را طراحی کردند قصد داشتند افراد تحت مطالعه را زیر نظر داشته باشند، از شکت کنندگان خواستند اطلاعات بستگان، دوستان نزدیک، محل زندگی و کارشان را در اختیار آنها قرار دهند. نتیجه این کار تصویر کاملی از شبکههای اجتماعی شرکتکنندگان بود.
دانشمندان ییل پس از تحلیل دادهها به نتیجهگیریهای زیر رسیدند:
- خوشبختی افراد به خوشبختی دیگر افرادی بستگی دارد که با آنها در ارتباطاند.
- شبکههای اجتماعی دارای گروههای از مردم خوشحال و ناراضی است.
- خوشبختی افراد بر سه دسته جدا از دیگر افراد تأثیر میگذارد (و تأثیر میپذیرد): دوستان، دوستان، و دوستان افرادی که دوستِ دوستانشان هستند.
- افرادی که در جمع انسانهای شاد قرار دارند، بیشتر از دیگران در آینده خوشبخت میشوند.
- به ازای در دوست شاد در زندگی، احتمال خوشبختی 9 درصد افزایش مییابد.
- جغرافیا حائز اهمیت است. زمانی که در نزدیکی دوستان و اعضای خانواده زندگی میکنیم، حس خوشبختی در ما افزایش مییابد.
سگها و گربهها ما را خوشحال میکنند
روانشناسان برای تعیین نقش حیوانات خانگی در خوشبختی ما تحقیقاتی را طراحی و اجرا کردند. آنها فهمیدند که صاحبان حیوانات خانگی خوشحالتر و سالمتر از سایر افراد هستند. این دسته افراد میگویند از حیوانات خانوادگی نیز بهاندازه اعضای خانواده حمایت دریافت میکنند. افرادی که ازلحاظ احساسی به حیوانات خانوادگی نزدیکترند، با انسانها نیز روابط عمیقتری دارند.
تنهایی نیز میتوانید شاد باشید
بسیاری افراد به ازدواج بهعنوان منبع خوشبختی و شادی نگاه میکنند. این دیدگاه خوب است، اما بدین معنا نیست که اگر مجرد هستید نمیتوانید شاد و خوشبخت باشید.
در تحقیقی که طی 15 سال 24 هزار فرد را مورد مطالعه قرار داد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که ازدواج تنها نقش کوچکی در خوشبختی داشت. البته تفاوتهای فردی زیاد بود. برخی افراد پس ازدواج بسیار شادتر از قبل بودند و متأسفانه برخی غمگینتر بودند. نتیجه نهایی این است که اگر هماکنون فرد شاد و خوشحالی هستید، ازدواج شادی بیشتری دریافت نخواهید کرد؛ احتمالاً به این دلیل که شبکه اجتماعی غنی دارید. گرچه همراهی با فردی دیگر در زندگی خوب است، اما درمجموع ازدواج تأثیر قابلتوجهی بر حس شادی ندارد.
اگر یک شبکه اجتماعی قوی نداشته باشید، ازدواج و یافتن شریک زندگی لذت بیشتری خواهید برد. اما همزمان، فردی متأهل با شبکه اجتماعی محدود پس از طلاق یا مرگ همسر عذاب بیشتری خواهد کشید. این چیزی است که درباره روابط و حس خوشبختی میدانیم:
- شخصیت افراد بر حس کلی خوشبختی و شادی تأثیر میگذارد.
- احتمال ازدواج کردن در افراد شاد بیشتر است.
- تأثیر ازدواج در حس خوشبختی بسیار کم است. معمولاً پس از دو سال همه افراد به همان حالت قبل ازدواج بازمیگردند.
- هر چه در حال حاضر تنهاتر باشید، ازدواج بیشتر سبب خوشحالیتان میشود.
نتیجه: بهبود روابط اجتماعی برای حس خوشبختی و شادی مفید است. اما اگر مجرد هستید و یا ازدواج خوبی نکردهاید، میتوانید با پرورش دوستیها و ارتباطات اجتماعی حس شادی خود را بهبود بخشید.
شغل و کار
پول زیاد لزوماً شما را خوشحالتر نمیکند، اما یافتن کار معنادار و سپری کردن اندکی زمان اضافه این کار را میکنم.

پول خوشبختی نمیآورد
میدانیم که این حرف را قبول نمیکنید. پس بگویید: فکر میکنید چه چیزی خوشحالتان کند؟ پول بیشتر؟ خانه بزرگتر؟ یک شغل دلخواه؟
اکثر اوقات آنچه فکر میکنیم ما را خوشحال میکنم، چنین تأثیری روی ما ندارد. مطالعات نشان داده از پول بیشتر خوشبختی حاصل نمیشود. حتی برندگان لاتاری نیز از دیگر افراد خوشحالتر نیستند.
البته افراد واقعاً نیازمند با پول بیشتر شاد میشوند، زیرا دیگر لازم نیست نگران پول لازم برای غذا، خانه و یا دارو باشند. وقتی از فقر فرار کرده و به طبقه متوسط قدم میگذارند، پول بیشتر سبب خوشبختی بیشتر نمیشود.
تلاش مستمر برای به دست آوردن چیزهایی که نداریم را "تردمیل لذت" مینامند. یعنی زمانی که به آنچه میخواهیم میرسیم (پول، شغل، خانه، عشق)، انفجار کوچکی از خوشبختی در ما رخ میدهد، اما خیلی زود به سطح پیشین خوشبختی برمیگردیم و دوباره به چیزهایی فکر میکنیم که خوشحالمان میکنند.
شغلی هدفمند پیدا کنید
همیشه از کار مینالیم، اما نقش مهمی در شادی ما ایفا میکنم. به کمک شغلمان میتوانیم خانوادهمان را سیر کنیم، سقفی روی سرمان قرار دهیم و با دیگر افراد ارتباط برقرار کنیم.
مطالعات نشان داده ما میتوانیم از هر نوع کاری رضایت کسب کنیم و این حس رضایت تنها از شغل رؤیایی حاصل نمیشود. محققان دانشگاه ییل سرایدارهای بیمارستان را مورد مطالعه قرار دادند. آنها علاوه بر انجام وظایف سخت کار خود، بهطور غیررسمی تعریف کارشان را وسعت داده بودند. بسیاری از آنها تسلی دادن به بیماران، کمک به خانوادهها در پیدا کردن راهشان در بیمارستان و فراهم کردن محیطی تمیز و خوشایند برای پزشکان و پرستاران را وظیفه خود میدانستند.
حتی افرادی که بازاریابی تلفنی انجام میدهند (که از دیدگاه بسیاری پایینترین پله در نردبان مشاغل است) نیز میتوانند رضایت شغلی پیدا کنند. "آدام گرنت" استاد مدرسه وارتون در دانشگاه پنسیاوانیا از یک دانشجو خواست درباره تغییری که بورسیه تحصیلی در زندگیاش ایجاد کرده صحبت کند. پسازاین صحبت، بازاریابهای تلفنی که مسئول جمعآوری پول برای صندوق بورسیه تحصیلی مدرسه بودند، تقریباً دو برابر قبل پول جمع کردند. کار و میزان دستمزد آنها تغییری نکرده بود، آنچه تغییر کرده بود حس هدفمندی بود. درمجموع شغلهایی ما را شادتر میکنند که شامل این چهار ویژگی شوند: نوسازی، ارزش، تمرکز و هدف.
- نوسازی: کارمندانی که در هر نود دقیقه یکبار استراحت میکنند، سی درصد بیشتر از سایرین قدرت تمرکز دارند. همچنین 50 درصد بیش از دیگران تفکر خلاق دارند و میزان سلامت و تندرستی در آنها 46 درصد بیش از دیگران است. هر چه میزان بیشتر و مداومتر کار کنند، احساس بدتری خواهند داشت و تمرکزشان بر کار کاهش مییابد. در مقابل، حس تشویق از سوی سرپرست برای استراحت میان کار، احتمالاً ادامه کار کارمندان در آن شرکت را تقریباً تا 100 درصد افزایش میدهد و حس سلامت و تندرستی در آنها را دو برابر میکنم.
- ارزش: احساس باارزش بودن نزد سرپرست تأثیر بسزایی بر حس اعتماد افراد بر او دارد. کارمندانی که معتقدند سرپرستانشان از آنها حمایت میکنند، 1.3 برابر بیش از دیگران احتمال دارد سازمان بمانند و 67 درصد بیشتر خود را باکار درگیر میکنند.
- تمرکز: تنها بیست درصد از پاسخدهندگان گفتند در حین کار تنها بر یک وظیفه تمرکز میکنند، اما این افراد پنجاهدرصد بیش از دیگران درگیر کار میشدند. بهطور مشابه، تنها یکسوم پاسخدهندگان گفتند که میتوانند وظایفشان را اولویتبندی کنند، اما این دسته افراد 1.6 برابر بهتر از دیگران قادر به تمرکز بر یک کار بودند.
- هدف: کارمندانی که از کارشان حس معنا و اهمیت دریافت میکردند، احتمال ادامه کارشان در سازمان سه برابر دیگران بود. رضایت شغلی این کارمندان 1.7 برابر بیشتر بود 1.4 برابر دیگر کارمندان درگیر کار میشدند.
خرید زمان شما را شادتر میکنم
وقتی دارید برای خرج کردن پولتان تصمیم میگیرید، به خرید زمان بیشتر فکر کنید. دانشمندان هاروارد به این نتیجه رسیدهاند که صرف پول برای راحتی و خدماتی که در زمان ما صرفهجویی میکنند، استرس را کاهش داده و ما را خوشحالتر میکنم.
در نظرسنجی از 6 هزار نفر در آمریکا، کانادا، دانمارک و هلند محققان فهمیدند زمانی که افراد برای صرفهجویی در وقت پول خرج میکنند (مانند سفارش غذا از بیرون، گرفتن تاکسی، استخدام کارگر برای کارهای خانه)، نسبت به دیگر افراد شادتر هستند.
حال ممکن است افرادی که از پس این هزینهها برمیآیند، نسبت به سایرین شادتر باشند. اما در مطالعهای دیگر به افرادی در کانادا به مدت دو هفته 80 دلار داده شد و از آنها خواستند این پول را صرف خدماتی کنند که در وقت صرفهجویی شود. استرسهای مرتبط با زمان در این افراد کاهش یافت و درمجموع احساس شادی بیشتری داشتند.
زندگی شاد
مهربانی با دیگران راهی اثباتشده برای خوشحالی است. فراموش نکنید که با خودتان نیز مهربان باشید.

بخشنده باشید
بخشندگی و سخاوت مردم را شادتر میکنم. همانطور که قبلاً اشاره کردیم، بخشندگی یکی از شش عامل مؤثر در خوشبختی است. مطالعات متعدد نشان دادهاند افرادی که سخاوتمندانه رفتار میکنند، نسبت به افرادی که تصمیمات خودخواهانه میگیرند، شادتر هستند. درواقع تنها فکر کردن به مهربانی و سخاوت سبب ایجاد واکنشی شاد در مغز میشود.
درمجموع ای از تحقیقات در نیوزلند، به 50 نفر قول دادند که هر هفته (به مدت چهار هفته) 25 فرانک سوئیس به آنها داده شود. به نیمی از افراد گفته شد پول را خرج خودشان کنند و به نیمی دیگر گفته شد پول را صرف فردی دیگری کنند.
این دو گروه تجارب مختلفی را حین تصمیمگیری برای نحوه خرج کردن پول پشت سر گذاشتند. زمانی که افراد این تصمیمها را میگرفتند، دانشمندان فعالیتهای مغزی در بخشهای مرتبط با بخشندگی، شادی و تصمیمگیری را تحت نظر میگرفتند.
محققان فهمیدند که حتی حرف زدن از بخشندگی نیز سبب ایجاد تغییرات عصبیِ مرتبط با حس شادی میشود. و درمجموع افراد بخشنده از افراد خودخواه شادترند. نتیجه مشخص است: اگر احساس ناراحتی میکنید، در خرج کردن پول، وقت و منابعتان سخاوتمند باشید. با انجام این کار خرسند میشوید.
داوطلب شوید
انجام کارهای داوطلبانه با مزایایی چون کاهش فشار خون و کاهش میزان مرگومیر در ارتباط است. همچنین میدانیم که مشارکت داوطلبانه انعطافپذیری در برابر آسیبهای روانی، رنج و دیگر مشکلات زندگی را از میان میبرد.
البته احتمال دارد که افراد شاد بیشتر به کارهای داوطلبانه روی آورند. اما درمجموع شواهد ارتباط محکمی میان بخشندگی و شادی را نشان میدهند.
به خودتان استراحت دهید
آیا با خودتان نیز بهخوبی دوستان و خانواده رفتار میکنید؟
این سؤال ساده مبنای عصر جدیدی از تحقیقات روانشناختی به نام "خود- دوستی" است. افرادی که بهراحتی با دیگران مهربانی میکنند، اغلب در آزمونهای "خود- دوستی" نمرههای بسیار پایینی میگیرند. آنها خود را برای شکستهایی مانند اضافهوزن و عدم تحرک سرزنش میکنند.
اما زمان آن رسیده که به خود استراحت دهید و برای ارتقای خوددوستی بکوشید. افرادی که نمره بالایی از خوددوستی میگیرند، معمولاً شادتر و خوشبینتر هستند. "کریستین نف" استاد روانشناسی دانشگاه تگزاس یک مقیاس خوددوستی ایجاد کرد تا افراد بتوانند این عامل را اندازهگیری کنند. از مقیاس 1 تا 5 استفاده کنید که در آن 1 "کمترین میزان" و 5 "بیشترین میزان" را نشان میدهند.
- نسبت به بیکفایتیها و نقصهایم ناراحت و سختگیر هستم.
- وقتی ناراحتم بر مشکلات تمرکز میکنم.
- وقتی در کاری که برایم مهم است شکست میخورم، سرشار از حس بیکفایتی میشوم.
- در دوران سخت و دشوار معمولاً نسبت به خودم سختگیری میکنم.
- وقتی جنبههایی در خود میبینم که دوستشان ندارم، افسرده و ناراحت میشوم.
- وقتی اوضاع برایم بد پیش میرود، سختیها را بهعنوان بخشی از زندگی میبینم که همه با آن روبرو میشوند.
- وقتی چیزی مرا ناراحت میکنم، سعی میکنم احساساتم را در تعادل نگاهدارم.
- زمانی که اتفاق دردناکی رخ میدهد، سعی میکنم دیدگاه متعادلی از شرایط داشته باشم.
- زمانی که در کاری که برایم مهم است شکست میخورم، سعی میکنم دیدگاه معقولی از شرایط داشته باشم.
- در برابر نقاط ضعف و کاستیهایم شکیبا هستم.
مشخص است که اگر در پنج سؤال اول نمرههای بالایی بگیرید، چندان با خود مهربان نیستید. دکتر نف به این افراد تمرینهایی را توصیه میکنم: مانند نوشتن نامهای حمایتی به خود، تهیه فهرستی از بهترین و بدترین صفاتی که دارید، یادآوری این حقیقت که هیچکس کامل نیست و فکر کردن به گامهایی که میتوانید برای ایجاد حس بهتر در خود بردارید.

منبع: NYT
ترجمه: وبسایت فرادید