انتخاب مقصد سفر همیشه جزو یکی از مهمترین نکات هر سفر هستش. من و همسرم برای اولین مقصد گردشگری خودمون سفر به اردبیل رو انتخاب کردیم برای اینکه می خواستیم سفرمون کمی متفاوت باشه و از کلیشهها فاصله بگیریم و از مکانی شروع کنیم که هر کسی برای اولین سفر سراغش نمیره به همین خاطر اردبیل رو انتخاب کردیم. قبل از سفر هماهنگیهای لازم برای اسکان رو انجام دادیم و آماده سفر شدیم.
برای سفر به اردبیل از تهران 2 تا مسیر پیش رو داشتیم:
1- مسیری که از رشت- آستارا میگذره و به دلیل گذشتن از شهرها و روستاهای شمال مسیر کندتری هستش و حداقل هشت تا ده ساعت زمان میبره.
2- مسیری که از راه قزوین-زنجان به اردبیل میره و به دلیل اتوبان بودن مسیر 7 ساعته به اردبیل می رسه و اتوبوسهای مسافربری از این مسیر میرن.
مسیر شمال زیبا و مسیر زنجان کمی خشک است و انتخاب با شماست که زمان رو در اولویت قرار دهید یا زیبایی. البته ما برای اینکه از سفر به اردبیل نهایت استفاده رو ببریم دست به ابتکار دیگه ای زدیم و با یک تیر دو نشان زدیم. ما برای مسیر رفت، زنجان رو انتخاب کردیم و برای مسیر برگشت شمال و توقفی کوتاه در بندرانزلی رو در نظر گرفتیم.
بزرگراه زنجان- تبریز به واقع یکی از بهترین بزرگراههایی ست که در طول عمر سفرهامون دیدم. همه خیلی اصولی و طبق مقررات توش رانندگی میکردن. وسطهای بزرگراه باید از مسیر خلخال وارد استان اردبیل شد.
اردبیل یا آرتاویل واژهای اوستایی است که از ترکیب دو کلمه «آرتا» بهمعنی مقدّس که طی گذر زمان به «ارد» تبدیل شده است و «ویل» که در متون اوستایی به معنای «ناحیه» و «شهر» است تشکیل شده است. در مناطق تالش نشین استان، هنوز هم به اردبیل، «آردویل» میگویند که به معنای «ناحیّه مقدس» است چرا که به علت قرار داشتن در مسیر جاده ابریشم، از رونق اقتصادی بسیار خوبی، برخوردار بوده است. و تمدنی ۳۰۰۰ ساله در حاشیه جاده ابریشم دارد.
هتل مهدی با 2 ستاره به آدرس: خیابان بعثت، نرسیده به پمپ بنزین، واحد ۹۹۳
هتل سبلان با 3 ستاره به آدرس: چهارراه امام، خیابان شیخ صفی
هتل شورابیل با 2 ستاره به آدرس: خیابان دانشگاه، مجتمع توریستی و تفریحی شورابیل
اماکن دیدنی هر استان به دو دسته تقسیم می شن. اماکنی که در مرکز همون استان قرار دارند و اماکنی که در خارج از مرکز استان و در شهرها و روستاهای اطراف هستند. انتخاب مکانهای گردشگری در هر سفر بستگی به مدت زمان اقامت و همینطور اولویتهای هر گردشگر برای بازدید از نوع مکان گردشگری داره.
مکانهای دیدنی داخل شهر اردبیل که موفق به بازدید از اونها شدیم :
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی معروفترین اثر دیدنی اردبیله که ثبت جهانی هم شده. متاسفانه شهر اردبیل از نظر تبلیغات گردشگری خیلی ضعیفه، به طوریکه برای پیدا کردن مکانی که مورد نظرمون بود باید کلی سوال میکردیم و میگشتیم. هر چقدر هم دنبال کیوسکهای گردشگری گشتیم که ازشون نقشه اردبیل رو بگیریم کیوسکی ندیدم، در محل ورودی موزه شیخ صفی الدین هم به ما اعلام کردند که نقشه شهر تموم شده!
شیخ صفی الدین اردبیلی که قرن 7-8 هجری قمری زندگی میکرده جد خاندان صفوی و مرید شیخ زاهد گیلانی بوده و شعرهایی به لهجه گیلکی و فارسی داره. بقعه شیخ صفی در زمان صفویان خیلی زیاد مورد توجه قرار میگیره و شاهان صفوی مخصوصاً شاه تهماسب اول، شاه عباس اول و شاه عباس دوم وقت بسیاری رو صرف تعمیر و تزیین این بنا میکنن.
باید این نکته رو هم بگم که من تمام این اطلاعات رو از طریق اینترنت و سی دی های ایرانگردی که خودم توی خونه داشتم جمع کردم، چون عادت دارم همیشه قبل از رفتن به هر مکان دیدنی اطلاعاتم رو تکمیل کنم که این کار همیشه به نفعم بوده، چون اکثر این مکانها هیچ راهنمایی ندارن و هیچ بروشور یا کاتالوگی هم نمیدن مثل همین اردبیل که میگفتن بروشور تموم شده و یا اگر هم راهنما داشته باشن، هزینه داره مثل شیراز
باید این نکته رو هم بگم که تور اردبیلگردی به صورت رایگان هم وجود داشت که چند جای مختلف توی شهر میبردن ولی مهلت ثبت نامش فقط صبح بود، یه بار هم که ما صبح رفتیم مسئولش نبود، بعدشم به ما گفتن که تور دیگه تموم شد و اون چند روز بوده فقط! بگذریم.
بقعه 7 بنای اصلی داره: 1- حرمخانه 2- بقعه شیخ صفی 3- چینیخانه 4- قندیلخانه 5- مقبره شاه اسماعیل صفوی 6- دارالحدیث 7- جنت سرا

پس از تهیه بلیط ورودی، وارد که میشین یه باغ کوچیک و جمع و جور و زیبا قبل از رسیدن به بقعه وجود داره.

بعد از گذاشتن از باغ وارد قسمتی به اسم چله خانه میشیم. این بنا بوسیله دو در از باغ و مقبره اصلی جدا میشه. واقعا این محل زیباست. آبی فیروزهای و آبی تیره کاشیها جلوه خاصی به این محوطه کوچیک داده. بعد از گذشتن از چلهخانه وارد یه حیاط خیلی بزرگ میشیم که این قسمت به جنت سرا معروف هست و در حقیقت در ورودی مقبره از داخل این حیاط باز میشه.

قبل از وارد شدن به مقبره سنگ مرمر سفیدی وجود داره که فرمان شاه طهماسب اول روش نوشته شده که مردم اردبیل رو به امر به معرف و نهی از منکر فرمان داده.

یکی از نکات جالب مقبره شیخ صفی الدین تاکید بسیارش روی تاثیر سلسله صفویان در ساخت بناست. جالبه که روی در ورودی مقبره از طرف چلهخانه نام شاه عباس صفوی با تاکید السلطان السلطان دیده میشه و مشخصکننده این قضیه هستش که اون دوره صفویان از مقبولیت قابل توجهی برخوردار بودن.


مقبره شیخ صفی الدین رو پسرش شیخ صدرالدین موسی در سال 735 هجری قمری طی 10 سال ساخته. این بنا برجی استوانهای است که از آجر ساخته شده و اینطور که گفته میشد قطر این استوانه تقریبا شش متره. این بنا هم مثل خیلی از بناهای قدیمی با کاشیهای آبی تزیین شده و نوشتههای قرآنی روی کاشیها نوشته شده. واقعا ساخته شدن این بنا به این شکل (استوانهای و گنبد روش) برای اون زمان و دوام آوردنش تا الان خیلی جای تعجب داره.

وارد مقبره که میشید چند قسمت مختلف وجود داره. یکی از این قسمت ها حرمخانه ست. حرمخانه یه اتاق مربعیه که سفیدکاری شده و سقفش گنبدی نیمدایرهست و کف اتاق با کاشیهای خشتی سبزآبی فرش شده و داخلش 10 مزار وجود داره و جالبه که دو تا از قبرهای اونجا برای دختر و همسر شیخ صفی الدین هست.
توی یه اتاق دیگه قبر شیخ صفی الدین و پسرش و نوهش هست. جالبه که قبر اول که از همه بزرگتره برای خود شیخ صفی و قبر بعدی که کوچیکتره برای پسرش و قبر آخر که از همه کوچیکتره برای نوهش هست که فکر میکنم اندازه این مقبرهها رو به خاطر نسبت پدر و پسری اینطوری گذاشتن.

قسمت دیگه چینیخانه بود. چینیخانه یه اتاق تقریباً هشتضلعیه. داخل چینیخانه از زمین به فاصله دو متر با ظروف قدیمی و نفیس چیده شده و بالای اون تا سقف تعداد خیلی زیادی طاقچه وجود داره که من خودم نتونستم تشخیص بدم جنسشون از چوب بود یا گچبری شده. اینو هم باید بگم که نور خیلی کم بود و اجازه عکاسی با پایه دوربین رو هم به ما نمیدادن.

پشت مقبره شیخ صفی هم مقبره شاه اسماعیل هست که دیگه اونجا نور خیلی خیلی کم بود و عکسها همه بد شد چون دیگه اصلا نمیذاشتن با پایه عکس بگیریم. عکسهایی هم که قبلش از چینیخانه گرفتیم رو ندیدن با پایه گرفتیم وگرنه که اجازه نمیدادن، البته منطقشون که خیلی مسخره بود برای عکس نگرفتن با پایه! بماند.

کلخوران روستای خیلی کوچیک تو خود شهر اردبیله که بقعه شیخ امین الدین جبرئیل پدر شیخ صفی الدین و جد سلاطین صفویه در اونجا قرار داره. دورتادور محوطهای که بقعه قرار داره دیواره خوشبختانه (که باعث کمتر آسیب دیدن بنا میشه) و دری که رو به بنا باز میشه یه در خیلی بزرگ و قدیمی چوبیه که به نظر من شاهکاریه واسه خودش. مقبره سید امینالدین جبراییل به صورت هشت ضلعی وسط محوطه قرار گرفته. از آجر درست شده. بیرونش هم با تزیینات کاشی به صورت تلفیقی کار شده، سقفش مسطحه و وسطش گنبد آجریست.


در حق بنا به شدت کم لطفی شده و مهجور مونده. مشخصه که هیچ رسیدگی به بنا نمیشه، فقط یه نفر والی بنا بود و بس. خیلی متاسف شدم که دیدم وضع اینجوریه. تازه بعد از این که ما کلی دور زدیم توی محوطه و بقعه آقای والی بنا اومدن و اینجور که من فهمیدم از اهالی همونجا هستش که احتمالاً از سر دلسوزی فقط میاد در اونجا رو باز میکنه و شبها میبنده، خودش هم میگفت که هیچ رسیدگی و دلسوزی نمیشه! به هر حال.
بین پیشخوان ورودی و گنبدخانه فضای مستطیل شکلی با تزئینات زیبای کاشیکاری و لایهچینی قرار گرفته که معنویت خاصی به فضا بخشیده است.
بعدش گنبدخانه مقبره واقع شده که دو اتاق در طرفینش داشت. سقف این فضا همونطوری که گفتم هشتضلعی و با گنبد و مقرنس پوشانده شده و واقعا در عین سادگی و بیریایی زیبایی منحصر به فردی ایجاد کرده. کلاً فضای داخل خیلی معنوی بودش و حس خوبی به آدم میداد.


اتاقها مجموعهای از انواع اسلیمیها و ترکیبی از رنگهای سبز، آبی خاکستری، قهوهای، قرمز، فیروزهای در متنها و صورتی، سفید و طلایی بر گلها و اسلیمیهاست.

توی محوطه بقعه 4 تا مقبره کوچیک دیگه هم بود که اسم هر کدومشون رو داخلش نوشته بود. برای یکیشون در فلزی درست کرده بودن و درش رو بسته بودن که نمی دونم چرا!
مقبره امامزاده سید حمزه- مقبره سید غنی عاملی- مقبره سید محمد اعرابی- مقبره سید قطب الدین عوض الخواص
بازار قدیمی و بزرگ اردبیل در خیابان امام خمینی قرار دارد. همونطور که می دونید بازار هر شهرستان از اهمیت خاصی برخورداره. در حقیقت در بازار میشه به دستهبندی کاملی از سوغات هر شهر، نوع پوشش مردمان، سلایق ساکنین شهر و... پی برد. بازارها در شهرهای مختلف تفاوتها و زیباییهای خاص خودشون رو دارند و حتی سادهترین و ابتداییترین بازارها هم جذابیتهایی رو دارند که به دیدنشون میارزه. بازار اردبیل هم بازار ساده و صمیمی هست که روح زندگی در اون جریان داره و میشه حسابی توش خوش گذروند.
شورابیلی که امروز وجود داره یه محوطه تقریباً شبیه پارک ارم تهران. نمیدونم درسته یا نه ولی میگن قدمت این دریاچه از دریاچه ارومیه بیشتره و قدیمها آبش شور بوده و خاصیت درمانی داشته ولی الان دیگه بهش آب شیرین اضافه میکنن و کلا دریاچه کردنش و زمین بازی و وسایل سرگرمی و... داره، مجموعه شورابیل توی خیابون دانشگاه قرار داره و میتونید با قایق گشتی روی دریاچه هم بزنید.
بعد از بازدید از اماکن مورد نظر خودمون در شهر اردبیل و با توجه به اینکه زمانبندی لازم برای سفر رو کرده بودیم تصمیم گرفتیم کمی در اطراف و شهرهای دیگه بگردیم و از جاذبههای گردشگری اونها هم استفاده کنیم. چه بسا که میدونستیم خیلی از دیدنیهای اردبیل معطوف به طبیعت اطرافش هست و قسمت وسیعی از زیباییهای خودش رو مدیون شهرهای دیگه و جاذبههای گردشگری طبیعیش هست.
دیدنیهای شهرهای اطراف
شهرستان سرعین نسبت به سالهای قبلش خیلی پیشرفت کرده ولی هنوز همون بافت فقیر خودش رو داره طوریکه میتونم بگم نصف بیشتر مردمی که اومده بودن اونجا کنار خیابونها چادر زده بودن و حتی چند تا پارکینگ هم اونجا بود که محل اسکان مسافرین بود. جاذبه گردشگری معروف سرعین آبگرمهای سرعین هست و اگه قصد استفاده از آبگرم رو دارین برین سرعین.
[آبگرم بش باجلار سرعین]
[آبگرم گاومیشگلی سرعین]
کوه سبلان به عروس کوه های ایران معروفه و واقعا منظره و چشماندازه بالای کوه فوقالعاده بود. اگه قصد دیدن سبلان رو به صورت آماتور دارید تا وسطهای مسیر رو میتونید با ماشین برید و از منظره فوقالعاده زیبای کوه، آفرینش طبیعت را نظاره کنید و اگه به صورت حرفهای قصد و حوصله بازدید از قله رو دارید میتونید با لاندیور تا ارتفاع 3200 قله برید و باقی مسیر تا قله رو هم پیاده برید و یکی از خاطرهانگیزترین سفرهای عمرتون رو تجربه کنید و دریاچه بینظیر سر قله سبلان رو هم ببینید و همینطور از آبگرم شابیل در دامنه سبلان هم استفاده کنید. (البته برای این برنامه باید یک روز در سرعین اقامت داشته باشید.)
اگه قصد خرید عسل دارید از همون ابتدای کوه محلیهای اونجا عسل میفروشن و جالبیش اینه که خیلیاشون شتر داشتن و بعضیاشون در ازای خرید عسل اجازه شترسواری مجانی به خریدارها میدادن. ما تقریبا تا پیست اسکی توی کوه بالا رفتیم و از اونجا عسل خریدیم. عسلهای بالای کوه فوقالعاده بود و فروشندهش همه مدل عسلی داشت و خودش صادقانه عسلی که نصفش شکر باشه رو هم به ما نشون داد، مزه عسلهایی که داشت دقیقا همون چیزی بود که خودش میگفت، عسلی که خودش میگفت شکر داره خیلی متفاوت بود با عسل گون، عسل آویشن، عسل طبیعی و.... فروشنده میگفت که ما اینجا عسلها رو با سختی از دست خرسها محافظت میکنیم.

7- جنگلهای فندق لو
این جنگلها به فاصله ۱۰ کیلومتر از شهر نمین و ۳۰ کیلومتر از شهر اردبیل قرار داره. منطقه نمونه گردشگری فندقلو به دلیل برخورداری از درختان فندق به این نام خونده میشه و یکی از مهمترین منابع طبیعی گونههای گیاهی از جمله بلوط، بیدمشک، راش، مرز و بابونه س ولی چون فندق بیشتر از همه گونههای گیاهی توی این محل روییده به همین خاطر به این اسم معروف شده.
[جنگل اندبیل اردبیل؛ قطب جدید گردشگری منطقه]
طبیعت جنگل فندق لو فوق العاده بود. مخصوصا اینکه هوا هم مه آلود بود و توی ارتفاعات که میرفتی مه از بالا به سمت پایین حرکت میکرد و حرکت مه روی پوست صورت احساس خیلی خوبی میداد. توی ارتفاعات جنگل که بالا میری تلهکابین درست کردن که از روی گردنه حیران رد میشد و پایین میرفت. قیمت تله کابین نفری 12000 تومن بود. طبیعت فوقالعاده بود، فوقالعاده، به نظر من یکی از زیباترین مکانهای ایران همین گردنه حیران باشه.



تلهکابین شما رو از منطقه کوهستانی و سرسبز اردبیل به منطقه سرسبز پایین کوه میبره، به سمت آستارا، واقعا دیدن این منظره و این جابجایی شگفت انگیزه. البته اکثرا از پایین میومدن و از روی گردنه رد میشدن و به بالای کوه میرسیدن. امکانات رفاهی بالای کوه خیلی خوب بود و حسابی رسیدگی کرده بودن و داشتن پیست اسکی روی چمن و برف هم درست میکردن. اوایل جنگل هم برای اقامتهای ییلاقی کمپینگ درست کرده بودن و معلوم بود که شب موندن توی جنگل حسابی میچسبید، ما با اینکه خیلی دوست داشتیم بمونیم ولی چون اطلاع نداشتیم که همچین امکانی وجود داره و وسیلهای همراه نبرده بودیم نشد بمونیم.
از اونجایی که استان اردبیل به داشتن چشمههای آبگرم طبیعی معروفه، فندق لو هم بی نصیب نمونده و داخل جنگلش یه استخر آب گرم به اسم مشه سویی داره که مثل همه آبگرم ها خاصیت درمانی داره.
ما توی جنگل که میگشتیم و عکاسی میکردیم روباه و سگ و عقاب هم دیدیم. یکی از اهالی اون منطقه که ما ازش فندق خریدیم میگفت این منطقه گرگ و خرس و قرقاول و کبک هم داره.



یکشنبه صبح تصمیم گرفتیم به جاده خلخال- اسالم بریم و ببینیم همه اون تعریفهایی که شنیدیم درسته یا اغراق شده. بیتردید باید بگم جاده پیچ در پیچی که اسالم و خلخال رو در دو استان اردبیل و گیلان به هم متصل میکند، یکی از زیباترین جادههای ایران هستش و من به قشنگی این جاده رو حتی تو هیچ کدوم از جادههای شمالی ایران ندیدم. شهرستان خلخال که تموم میشه بافت کوهستانی و صخرهای قرمز شروع میشه ولی از انتهای اون که به اسالم نزدیک میشی یه دفعهای بافت کلا عوض میشه و با این که ما آخر تابستون رفته بودیم هنوز هم بسیار سرسبز بود و دیدنی.

این جاده به قدری جنگل داشت و راه فرعی و میانبر که ما اصلاً گیج شده بودیم و نمیتونستیم انتخاب کنیم برای ناهار کجا بریم، یکی از قشنگیهای این منطقه بازی ابرها بر فراز آسمون و وزش باد بود. طوریکه شما چند دقیقه توی آفتاب هستین و بلافاصله ابر میاد بالای سرتون.
هوای منطقه دلچسب و مطبوع و خنک بود و چندین آبشار و چشمه سار هم توی فرعیها وجود داشت. قشنگی این مسیر مثال زدنی نیستش، اول مسیر کوهستان، بعد جنگل، بعد دشت و دوباره جنگل.


زیبایی این مسیر انقدر زیاده که حتی برای یک لحظه هم تکراری نمی شه. ما به قدری بالا رفتیم که از سطح مه هم بالاتر بودیم.
برای مسیر برگشت اول رفتیم تالش، سپس آستارا و در نهایت اردبیل. ما غروب به آستارا رسیدیم و بارون هم گرفته بود و رانندگی توی جاده آستارا و گردنه حیران و قرار گرفتن در اون فضای رمزآلود و جالب حسابی میچسبید.
[زندگی دور از تکنولوژی