دریانوردی ایرانيان به روايت تاريخ

 از گذشته تا کنون خلیج فارس قطب اقتصادی و نظامی دریایی ایران و جهان بوده است. خلیج فارس کانالی به شکل هلال ماه است که از انتها به اقیانوس هند (دریای عمان) متصل بوده است. طول این کانال 900 کیلومتر و عرض آن 240 کیلومتر و راس آن منشعب از سلسله جبال زاگرس جنوبی است. خلیج فارس و کشورهای همسایه آن تقریبا یک نهم از 44 میلیون کیلومتر مربع از گستردگی قاره آسیا را تشکیل می‌دهند.

خلیج فارس یک آبراه ارزشمند از ابتدای تاریخ و به عنوان نقطه تلاقی شرق باستان با تمدن‌های بزرگ جهان و دارای یک سابقه چند میلیون ساله بوده که قرن‌ها پیش عیلامی‌ها از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکونت و حمل و نقل و با حاکمیت بر سواحل خلیج فارس جهت معامله با دنیای غرب و دره نیل استفاده می‌کردند. نوشته‌اند که خلیج فارس جایگاه بشر اولیه بوده است و انسان‌های نخستین برای اولین بار در این دریا به قایقرانی پرداخته‌اند و سپس هنر قایق‌سازی را همراه قایق‌های خود به آبراه‌ها و دریاهای دیگر بردند و رموز کار را به همه انسان‌های ساحل نشین آموختند. در کتاب وادالا نایب کنسول فرانسه در بوشهر آمده است: به طوری که مشهور است تاریخ بشر از کرانه‌های خلیج فارس آغاز شده است. بنابراین خلیج فارس اولین دریایی است که انسان‌ها روی آن با قایق‌های کوچک بحرپیمایی می‌کردند. به هر حال اولین دسته انسان‌های دوران کهن (فنیقیان، بابلیان، کلدانیان، سومریان) و نیز (یونانیان، ایرانیان و تازیان) در آبهای خلیج فارس کشتیرانی کرده‌اند. بقایای ویران گورهای دیرین در بحرین و ایلام و کاوش‌های مقدماتی دیرین شناسی که پیرامون بوشهر به عمل آمده ثابت می‌کنند که در آنجا بیش از هزار سال پیش از میلاد مسیح تاسیسات کشتیرانی وجود داشته است. قبل از شکل گیری حکومت هخامنشی چند پادشاهی ایرانی کوچک‌تر مانند اورارتوها و مانانایی‌ها هم در بخش‌هایی از ایران زمین حکومت‌های مستقلی داشتند. فرمانروایان ماد خلیج فارس را تحت حاکمیت داشتند و کشتی‌هایشان بر آن دریاپویی می‌کرد. اما از آنجا که در آن زمان کشور ایران درگیر جنگ‌های بزرگ با همسایگان متجاوز غربی به ویژه آشوریان بود، بدیهی است که تاریخ نگاران کمتر به دریاپویی ایشان اشاره کرده باشند، البته در مقایسه با نیروی دریایی ایران در دوران هخامنشی، نیروی دریایی ایران در دوران ماد بسیار نوپا و ساده می‌نمایاند، اما همین نیروی دریایی کوچک هسته اصلی نیروی دریایی توانمند ایران در زمان هخامنشیان شد که رزمناوهای آن لرزه بر اندام هر متجاوز خام اندیشی می‌انداخت. مورخان یونانی تا مدت‌ها هخامنشیان را به نام مادها (مدیا) می‌نامیدند و به جنگ‌های ایران و یونان جنگ‌های مدی می‌گفتند. به گفته برخی مورخان واژه مدیترانه به معنای دریای مادها است. اسب در ایران همواره منزلت ویژه‌ای داشته است. بسیاری از نام‌های ایرانی واژه اسب را در خود نهان دارند. مادها به ویژه در منطقه نسا و ارمنستان کوچک، بزرگ‌ترین پرورشگاه‌های اسب را در جهان باستان در اختیار داشتند و به سواره نظام نیرومندی مجهز بودند. تجارت اسب مادی ارمنی در آسیای صغیر و جزیره‌های دریای مدیترانه، به طور غیرمستقیم رواج دریانوردی را در این دوران نشان می‌دهد. همچنین مادها در معماری چوب سدر، چوب سرو و قیر را که مواد پایه کشتی‌سازی هستند به کار می‌بردند. همزمان فنیقی‌ها، بابلی‌ها، هندیان، مصریان و یونانیان بازرگانی دریایی جهان را در اختیار داشتند. فعالیت‌های کاخ‌سازی اورارتوها در کنار دریاچه وان باتوجه به ارتباطات رودخانه‌ای آنجا با جهان پیرامون نیز در استواره‌های ارمنی یاد شده است. آگاثارخیدس، مورخ یونانی، می‌نویسد: اريثراسپ، که حاکم بخشی از خلیج فارس بوده است، نخستین بار به دنبال گله اسب خود که از شیری ترسیده و از تنگه هرمز گذشته و به جزیره قشم گریخته بودند، به آنجا قدم گذاشته است. این داستان با وجود اینکه واقعی به نظر نمی‌رسد، اما بیانگر این حقیقت است که ایرانیان دریای پارس را تحت حاکمیت داشتند و گله‌های خود را برای چرا به جزیره‌های آن می‌بردند. تنی چند از مورخان یونانی نوشته‌اند که آرامگاه اريثراسپ در اُراکتا یا اگوریس (جزیره قشم) قرار دارد و از آن رو خلیج فارس را دریای اریتره می‌نامیدند. اما آگاثارخیدس می‌گوید که اريثراسپ زمستان‌ها را در پاسارگاد می‌گذرانده است. منظور وی از پاسارگاد منطقه تحت حاکمیت قبایل پاسارگاد و نه پاسارگاد کنونی بوده که در زمان کوروش بزرگ ساخته شده است. به گفته مورخان یونانی در آن زمان زندگی جامعه ایرانی در دریای پارس برپایه ماهیگیری، صید مروارید، بازرگانی و دریانوردی بوده است. در بندرهای آن روز ایران هم کالا و خدماتی همچون ساخت و تعمیر بادبان، تعمیر کشتی، طناب بافی و.... به کشتی‌های رهگذر ارائه می‌شده است. در زمان اژیدهاک یک کشتی ایرانی حامل مقادیر فراوانی طلا در خلیج فارس غرق شد. ماموریت بیرون آوردن طلاها برعهده چند غواص خبره ایرانی خلیج فارس گذارده شد و اژیدهاک خود در عرشه کشتی بر این عملیات نظارت داشت. داریوش اول بزرگ‌ترین کشتی‌ها را که تا آن روز در جهان مانند نداشت پدید آورد و سازمان یادشده به وسیله خشایارشاه پهناور و گسترده شد و نيرويي شگرف يافت. ايرانيان در دوران هخامنشي نخستين دريانورداني بودند كه در راه شناسانيدن زواياي ناشناخته دنيا گام هايي نتيجه بخش برداشته و در ايجاد گذرگاه‌هاي دريايي بي‌امان كوشيدند و تسهيلات بايسته را در سوي حمل‌ونقل دريايي فراهم آوردند. براي مثال پيوستن درياي سرخ به درياي مديترانه در عهد داريوش اول و ايجاد پل‌هاي جابه‌جا شونده در عصر خشايارشاه را مي‌توان دليل بارزي بر اين مدعا دانست. بنا به نوشته هرودوت (484 تا 425 ق.م) قسمت بيشتر قاره آسيا در عصر و زمان سلطنت داريوش اول به وسيله سيلاكس سردار و درياسالار وي كشف شد و بايد گفت كه سيلاكس در سال‌هاي 516 تا 512 ق.م كار عظيمي را به انجام رسانده است. به سند كتاب تاريخ علم جورج سارتن، هانون دريانورد كارتاژي و ساتاسپس دريانورد ايراني توانسته‌اند سواحل شمال غربي آفريقا را بشناسند. براي پي بردن به اهميت كاري كه كرده‌اند، بايد به خاطر آورد كه تا دوهزار سال پس از آن زمان هيچ كس از حدودي كه آن دو نفر دريانورد باستاني به آنجا رسيده بودند، تجاوز نكرده است. نخستین زن دریانورد آرتميس Artemis نخستين زن دريانورد ايراني است كه حدود 2480 سال پيش فرمان درياسالاري خويش را از سوي خشايارشاه هخامنشي دريافت كرد و اولين بانويي است كه در تاريخ دريانوردي جهان در جايگاه فرماندهي دريايي قرار گرفته است. در سال 484 پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايي براي شركت در جنگ با يونان از سوي خشايارشاه صادر شد، آرتميس فرماندار سرزمين كاريه با پنج فروند كشتي دريايي كه خود فرماندهي آنها را در دست داشت به نيروي دريايي ايران پيوست. در اين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروي زميني ايران را 800 هزار پياده و 80هزار سواره تشكيل مي‌داد و نيروي دريايي ايران شامل 1200 ناو جنگي و 300 كشتي ترابري بود. همچنين آرتميس در سال 480 پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروي دريايي ايران و يونان درگرفت، شركت داشت و دلاوري‌هاي بسياري از خود نشان داد و با ستايش دوست و آشنا روبه‌رو شد. او در يكي از دشوار‌ترين شرايط در جنگ سالامين، با دليري و بي‌باكي كم مانند توانست بخشي از نيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات دهد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاري از سوي خشايارشاه رسيد. او به خشايار شاه پيشنهاد ازدواج نيز داد كه به دلايلي اين پيوند صورت نگرفت. جا دارد كه از ديگر سرداران زن ايران باستان هم يادي شود. كساني مانند: كرديه، بانو گشسب، گردآفريد و يوتاب. اما بعد از آن دريانوردي ايران از رونق افتاد و نيازي به آن احساس نشد. شايد هزينه‌هاي هنگفت آن مانع تشكيل دوباره‌اش مي‌شد، اما ساير كشورها به پشتوانه كشتي‌هاي نظامي و تجاري و دريانوردي خود هر روز قدرت مي‌گرفتند و پيشرفت مي‌كردند. پس از مرگ کریمخان زند، که در حقیقت پایان دوره اقتدار سلسله زندیه است تا مدتی ایالات و ولایات ایران دستخوش آشوب و هرج‌ومرج بود. هر منطقه به‌دست یکی از امرای کوچک اداره می‌شد. آقا محمد خان قاجار رییس ایل قاجار دشمنان خود را یکی پس از دیگری سرکوب می‌کرد. ساختن مناره از سرهای بریده و در آوردن چشم از اهالی یک شهر و… از اعمال عادی او بود، اما موضوع تشکیل نیروی دریایی در شرایطی که همه دنیای متمدن آن روز چشم به خلیج فارس و سواحل جنوبی ایران دوخته بود به هیچ وجه مطرح نبود. پس از این تا دوران فتحعلی شاه هیچ سندی دال بر لزوم فعالیت‌های دریایی جز اندکی در حوزه دریای خزر دیده نمی‌شود، تا اینکه به همین منظور چند تن از صاحبان کشتی‌های ترکمن با سفاین خود به بندر گز آمدند تا حسین‌قلی خان والی استرآباد برادر آقا محمدخان آنها را ببیند و خریداری کند و آن کشتی‌ها را پایه نیروی دریایی خود قرار دهد. این نیاز نه از روی درک اهمیت وجود یک نیروی دریایی مقتدر، بلکه جهت کنترل بر ترکمن‌های در خلیج قره بغاز و کشتی‌های تجاری آنان که محلی مناسب در مواقع ضروری برای فرار ترکمنان بود، مورد نظر قرار گرفت. آغاز سلطنت فتحعلیشاه، همزمان با تسلط نیروهای استثمارگر انگلیس بر هندوستان بود. در همین زمان دولت فرانسه نیز دست اندازی به شرق را آغاز کرده و برای غلبه بر انگلیس قصد همکاری با ایران را داشت. البته به‌رغم این سیاست دولت فرانسه در همین دوره اولین قرارداد استعماری - سیاسی توسط کاپیتان سرجان ملکم انگلیسی که در آن وقت وزیر هندوستان بود و با بودجه هنگفتی که ملکم هزینه کرد، با دولت فتحعلیشاه منعقد شد. اولین قرارداد سیاسی ایران و انگلیس که نقطه عطفی در تاریخ خلیج فارس بشمار می‌رود پس از حمد و تمجید از پروردگار و مدح ائمه اطهار و استشهاد چند آیه قرآن، ذکر اوصاف پادشاه و صدر اعظم و تمجید از سرجان ملکم و ثنای پادشاه انگلیس و فرمانروای هندوستان، در پنج ماده تنظیم می‌شود و به امضای حاج محمد ابراهیم خان صدراعظم و کاپیتان سرجان ملکم رسید که آغازی دردناک برای دست یازیدن استعمار به این منطقه مهم شده بود. مفاد اين معاهده، دولت ایران را از ارتباط با دولت فرانسه باز می‌دارد، دست انگلیس را برای هرگونه استقرار کشتی، ساخت و ساز در بنادر، خرید فروش ملک در بنادر و شهرستان‌های ایران طبق سلیقه انگلیسی‌ها و ایجاد پایگاه در خلیج فارس باز نگاه می‌داشته است، بعد از به امضا رسيدن اين معاهده كشور انگليس نه تنها به بندهاي عهدنامه عمل نكرد، بلكه زمينه‌اي فراهم شد تا عهدنامه‌هاي خفت‌بار ديگري به امضا برسد و دست ايران به كل از خليج‌فارس بريده شود. در خلال سلطنت فتحعلیشاه، فرزند و ولیعهد او عباس میرزا که با آگاهی به فنون نظامی ارزش و اهمیت کشتی جنگی را کاملا درک کرده بود، به فکر تهیه و تدارک یک ناوگان ایرانی افتاد. ولی با توجه به قراردادهای ایران و انگلستان طبعا این کشتی‌ها باید از انگلیس تهیه می‌شد و عباس میرزا اعتقاد داشت فن کشتی‌سازی یا کشتیرانی را به ملل دیگر مخصوصا به ایرانیان نخواهند آموخت، جمیز موریه در سفرنامه اول خود این چنین می‌نویسد: «هنگامی که به میرزای بزرگ - قائم مقام- پیشنهاد کردم، که از انگلیس کتاب یا هر چیز دیگری که مفید واقع شود و در رفع نواقص منظورهای ایشان کمکی باشد بخواهد. میرزای بزرگ گفت: که هیچ چیز بالاتر، موجب خشنودی نایب‌السلطنه او نخواهد بود، لیکن یک چیز که انگلیس از آموختن آن به ما مضایقه دارد، چنانچه به سایرین هم مضایقه کرده و آن فن کشتی‌سازی است.» در خلال این اخبار دولت انگلستان، با انعقاد قراردادهایی با شیوخ خلیج‌فارس و بستن معاهداتی درباره منع برده فروشی و نیز به وسیله اجرای نقشه‌برداری خلیج‌فارس و تعیین عمال و احداث چراغ‌های راهنما و برقراری ارتباط تلگرافی، حق نظارت کامل را بر خلیج فارس و کلیه کشتی‌هایی که در خلیج فارس رفت و آمد می‌کردند، توانست به‌دست بیاورد. از این پس رفته‌رفته، زمام اختیار خلیج فارس و دریای مکران به دست انگلستان افتاد. در زمان ناصرالدين شاه و بعد از جنگ‌های ایران و روسیه، به واسطه نزدیکی پایتخت به دریای خزر و تفوق نیروی دریایی روسیه، در این قسمت احساس نیاز برای یک نیروی دریایی قوی به وجود آمد و این امر توسط بانی اصلاحات مدرن ایران، امیرکبیر پیگیری شد. شخص امیرکبیر به لزوم ایجاد یک نیروی دریایی در خلیج فارس برای مبارزه بااستعمار پیر نیز آگاه بود. دکتر فریدون آدمیت در همین باره ذکر می‌کند که: جریان‌ها و گزارش وقایع خلیج فارس نشان داده، که استدلالات و پافشاری امیر چقدر درست بوده است. زیرا چندی بعد با استیلای کامل انگلیس بر خلیج‌فارس بازرگانی ایران فلج شد و کشتی‌های تجاری ایران به بهانه بازرسی به بنادر هندوستان منتقل شده و ماه‌ها در آنجا معطل می‌شدند و این امر باعث ورشکستگی بسیاری از تجار ایرانی شد و به تدریج کشتی‌های تجاری شروع به استفاده از پرچم انگلستان کردند. اميركبير به مامور استخدام معلم در اروپا دستور داد که با هر دولتی که صلاح می‌داند وارد گفت‌وگو شده و دو کشتی بخار که در خلیج فارس تحویل شوند، خریداری کنند، در ثانی دستور خرید کشتی سوم نیز به همین شخص داده شد، اما با قتل امیر و ناتمام ماندن بسیاری از اقدامات وي، این امر نیز ناتمام ماند، با این حال این نیاز روز به روز بیشتر می‌شد و با گزارش‌هایی که مامورین دولت از نواحی جنوبی به پایتخت می‌فرستادند، بیشتر و بیشتر احساس می‌گردید. به طور مثال، فریدون میرزا حکمران فارس به صدر اعظم وقت می‌نویسد: «که جناب حاجی سلمه اله تعالی، در باب جزیره خارک و اختلال انگلیس و تفضیل حالات … اگر از جزیره خارک بگذرند، یک وقتی می‌شود از بندر بوشهر یا سایر بنادر حضرات انگلیس بیرون می‌آیند و همین که در خشکی راه پیدا کردند، مامن می‌سازند و اهل فارس را به ندادن تیول و مالیات تطمیع می‌کنند… منابع: نوربخش، حسين، سال82، دريانوردي در ايران، انتشارات پژوهش‌هاي فرهنگي، تهران www.mhzj.blogfa.com www.kishroabi.com www.magiran.com htt://flhtmu.ac.ir