نگاهی به تاریخچه آتش نشانی در ایران:=باز نش از وبلاگ بنیاد ایرانشناسی شعبه اذر بایجان غربی
نگاهی به تاریخچه آتش نشانی در ایران:
اميركبير، كه برنامههاي اصلاحي متعددي براي تغيير سيماي كشور داشت و براساس ديدهها و شنيدههايش از زندگي مردم كشورهاي ديگر و بيش از همه براساس مطالعات وانديشههايش علاقه مند بود طرحي نو دراندازد و به عقب ماندگي ديرينه كشور خاتمه دهد، نخستين كسي بود كه تصميم گرفت به موازات آگاه ساختن مردم در مورد خطرات آتش، نهادي هم براي مقابله با حريق درهمه جاي كشورايجاد كند و چون در دوره وليعهدي ناصرالدين شده سالها درتبريز خدمت كرده و به چشم ديده بود درآن شهر تأسيسات و تجهيزاتي به امر آتشنشاني تخصيص يافته است، قصد الگو برداري از اقدامات انجام شده درآن شهر و تعميم آتشنشاني درسطح كشور را داشت. اما افسوس كه عمرش كفاف نداد تاايدههاي خود را به مرحله اجرا برساند و نابخردي شاه جوان قاجار و توطئه و فتنه گري كساني كه به پشتوانه اغراض يا وابستگيهاي خود، چشم ديدن او را نداشتند، باعث شد تا بسياري ازانديشههايش براي تغيير سيمايايران و ازجمله تأسيس نهادي براي مقابله با آتشسوزي، از مرحله طرح خارج نشود و اجرا نشده بماند.

تبريز، اولين شهري بود كه درآن بلديه تأسيس شد و " قاسم خان والي "، كه درتاريخ آن شهر نماد خدمت به مردم درسالهاي اوليه قرن 13 شمسي محسوب ميشود، 10 سال بعداز تولد بلديه، درگوشه ديگري از شهر، درخيابان خاقاني، نبش خيابان بهادري امروز، بنيان تشكيلاتي را گذاشت كه درارديبهشت ماه سال 1296 شمسي افتتاح شد و به دليل وظيفه خاصي كه براي آن تعريف شده بود، از همان ابتدا به اطفائيه شهرت يافت. پيش ازآن، درسال 1221 شمسي مأموران روسيه تزاري براي تأمين امنيت و حفظ منافعي كه درتبريز داشتند امكاناتي را به امر آتشنشاني اختصاص داده بودند، كه ازچند پمپ دستي دو طرفه، از جنس برنز و مس براي پمپاژ آب تشكيل ميشد. اقدامات روسها درتبريز، اگر چه حكم نخستين سند درباره تأسيس نهادي رسمي براي مبارزه با آتش درايران 165 سال پيش را دارد، ولي اسناد تاريخي گواهي ميدهد كه از آن امكانات فقط براي اطفاء حريق استفاده ميشد و براي مقابله با ساير حوادث كارآيي نداشت. درحالي كه قاسم خان والي، وقتي اداره اطفائيه تبريز را بنيان گذاشت، رسيدگي به ساير حوادث غير مترقبه، از سيل و زلزله گرفته تا آوار، سقوط از بلندي و... را هم جزو وظايف اطفائيه قرارداد و كوشيد ابزار و ادوات مقابله با آن سوانح نيز تهيه شود و دراختيار مأموران شاغل دراداره اطفائيه قرار گيرد.
يكي از شاخص ترين ويژگيهاي اداره اطفائيه تبريز، كه درحد خود نوعي ابتكار بديع به شمار ميآيد، احداث برج " يانقين " است كه دركنار ساختمان اطفائيه قرارداشت وهماينك نيزايستگاه شماره يك و ساختمان مركزي سازمان آتشنشاني و خدماتايمني تبريز درمجاورت آن قرارداد.
واژه " يانقين "، در زبان مردم آذربايجان به معناي آتش و آتشسوزي است و فلسفه وجودي برج زيبا و ديدني يانقين كه با 23 متر ارتفاع، يكي از ابنيه معروف دوره قاجاريه درتبريز محسوب ميشود، آن بود كه چون درزمان تأسيس اداره اطفائيه هيچ گونه امكانات مخابراتي براي تماس سريع مردم با اطفائيه وجود نداشت و احتمال ميرفت درصورت وقوع آتشسوزي مأموران زماني درجريان حادثه قراربگيرند و به محل آتشسوزي برسند كه كار از كار گذشته و زيان فاحشي به بار آمده باشد، " قاسم خان والي"، برج را به عنوان ديده بان احداث كرد و دستور داد درتمام ساعات شبانه روز، عدهاي دراتاقك ديده باني بالاي آن به نگهباني مشغول باشند و درصورت مشاهده دود و آتش يا غبار غليظ درهر نقطهاي از شهر، محل را شناسايي كرده و سپس، با به صدا درآوردن زنگ برنزي بزرگي كه دربالاي برج تعبيه شده بود، مأموراني را كه به حالت آماده باشد درپائين برج مستقر بودند، مطلع سازند، تا به آنجا بشتابند.
دومين و سومين واحد آتشنشاني كشور، باتوجه به ضرورت حفظ چاههاي نفت مسجد سليمان وپالايشگاه آبادان، توسط دولت انگلستان درخوزستان تأسيس شد و چون بعد از شهادت اميركبير دربهمن ماه 1231 جانشينان وي، نه تنها دنبالهانديشههايش را نگرفتند، بلكه كوشيدند تا برخي از اقدامات او را نيز خنثي كنند، اقدام ديگري دراين زمينه صورت نگرفت و تفكر تأسيس نهادي براي مقابله با آتش دركليه نقاط كشور، كه گويا اميركبير مقدمات آن را نيز فراهم كرده بود، به فراموشي سپرده شد. تااين كه درسال 1260 شمسي و هنگام سفر اول ناصرالدين شاه به فرنگ، هنگام اقامت وي درشهر" حاجي طرخان " روسيه، وقتي دستهاي از آتشنشانهاي آن شهر مانوري درحضورش برگزار كردند، چنان ذوق زده شد كه اظهار داشت آن مانور بسيار مورد توجهش قرارگرفته است و درجريان دومين سفر خود به فرنگ، هنگام بازديد از يكايستگاه آتشنشاني، تجهيزاتي كه براي اطفاء حريق درآن جا موجود بود، وي را بيشترغرق تعجب ساخت و تأسف آور آن كه به رغم مشاهده تلاشهايي كه مردم ديگر كشورهاي دنيا براي مقابله با آتشسوزي انجام ميدادند و با وجودي كه بعد از سفرهاي خارجي او چندين آتشسوزي مدهش دركشور به وقوع پيوست، حتي فكرايجاد تشكيلاتي مشابه آنچه دركشورهاي ديگر جريان داشت و به صورت امري بديهي درآمده بود، به ذهنش نرسيد و تا سالهاي پس از ترور او توسط ميرزا رضاي كرماني، كه روز جمعه 17 ذيقعده سال 1313 هجري قمري اتفاق افتاد،ايران همچنان فاقد سازمان و تجهيزاتي براي پيشگيري و مقابله با حريقهاي خانمان سوز بود و فقط درآخرين سالهاي سلطنت او ادارهاي با عنوان احتسابيه درتهران داير شد كه كارنظميه، بلديه و عدليه يعني شهرباني، شهرداري و دادگستري كنوني را به طور يكجا انجام ميداد و آن اداره كه شماري از كاركنانش با عنوان «محتسب» مورد اشاره قرارمي گرفتند، از دو شعبه با عنوانهاي «احتساب» و «تنظيف» تشكيل ميشد كه درهر كدام از شعبههاي وابسته، عدهاي نايب، فراش و رفتگر خدمت ميكردند. محتسبها كارشان را زير نظر حكومت و كلانتر شهر انجام ميدادند و بر رسيدگي به جرايم و گاهي داد و ستد و فروش كالاها نظارت داشتند و كاركنان شعبه تنظيف هم مؤظف بودند با وسايل و امكاناتي ابتدايي، زبالهها را از گوشه و كنار شهر جمع كنند و با 100 رأس اسب، قاطر و الاغي كه دراختيار داشتند، به بيرون از شهر انتقال دهند. همچنين شعبه تنظيف عدهاي سقا دراستخدام داشت كه موظف بودند با مشك، كوچهها و خيابانهاي شهر را آب پاشي كنند تا گرد و غبار ناشي از حركت مردم، وسايط نقليه و چهارپايان، باعث اذيت و آزار شهروندان نشود و علاوه بر آن مسئوليت، موظف بودند هنگام وقوع آتشسوزيها نيز درامر خاموش كردن آتش دخالت كنند، كه نگفته پيداست چون امكانات و تجهيزاتي كه دراختيار سقاها قرارداشت، نامتناسب با وظيفه شان بود، درمبارزه با آتش و اطفاءحريق نمي توانستند نقش قابل اعتناييايفا كنند و به بيان بهتر، بود و نبودشان تفاوتي نمي كرد.

آن وضعيت، با شدت و ضعفهايي تا هنگام نهضت مشروطيت ادامه داشت. اما پس از امضاء فرمان مشروطيت درسال 1285 شمسي و تغييراتي كه درساختار اداره كشور به وجودآمد، مشروطه خواهان كه آشناييهايي با اصول تقسيم كار و شيوههاي اداره شهر درجوامع غربي داشتند، تصميم گرفتند طبق ضوابط خاصي به ساماندهي اوضاع شهر تهران و تأسيس نهادهايي مدني بپردازند و ازجمله اقداماتشان دراين رابطه آن بود كه درهر شهر، كسي را به عنوان رئيس شهر تعيين كردند و اجراي امور شهري را برعهده اش گذاشتند و مدتي بعد، همان تفكر مقدمه تأسيس تشكيلاتي با عنوان بلديه شد.
هدف اوليه از تأسيس بلديه، حفظ منافع شهرها و برآورده كردن حوايج شهرنشينان مثل اداره كردن اموال منقول و غير منقول، نگهداشت سرمايههاي متعلق به شهر،ايجاد تسهيلاتي براي دسترسي آسان مردم به مواد غذايي، تميز نگه داشتن كوچهها، ميدانها و خيابانها، روشن كردن شهر درشب، پاكيزگي حمامها و... بود و براي اولين بار، بيمه بناهاي متعلق به شهر دربرابر حريق و... مورد توجه قرار گرفت و اميد ميرفت بلديهاين امر را كه با حفظ جان و مال دربرابر آتش بستگي داشت، جدي بگيرد. بااين حال، بلديه درزمينه آتشنشاني اقدام چشمگيري انجام نداد و ازآنچه درسالهاي آخر سلطنت ناصرالدين شاه جريان داشت تجاوز نكرد و درنتيجه هيچ تغييري درابزار و ادوات مورد استفاده مأموران مبارزه با حريق به وجود نيامد.
بعد از كودتاي ننگين رضا خان درسال 1299 شمسي و خصوصاً بعداز شروع سلطنت رضا خان، تشكيلات بلديه به نحو محسوسي تغيير كرد و براي آن كه شهر تهران سرو ساماني به خود بگيرد و از وضع سابق خارج شود، درسال 1303 شمسي، بلديه تهران يك دستگاه اتومبيل آب پاش براي آب پاشي خيابانهاي خاكي شهر خريداري كرد و يك سال بعد، هنگامي كه سرلشكر كريم بوذرجمهري كفالت بلديه تهران را برعهده داشت، وجود همان ماشين آب پاش، مقدمهاي براي شكل گيري نهادي براي مقابله با آتشسوزي درتهران شد. بهاين ترتيب كه چند متر لوله، يك سر لوله و چند شير به آن ماشين افزودند تا براي اطفاء حريقهاي احتمالي نيز كارآيي داشته باشد.
درابتداي تأسيس اداره اطفائيه، فردي آلماني به نام «هانري فردريش دوئل» كه از مكانيكهاي قشون به شمار ميآمد، به رياست فني و يكي از افسران روس سفيد به نام «كلنل وربا» (كه بهايران پناهنده شده بود)، به رياست نظامي آن منصوب شدند و اداره موصوف با 15 نفر پرسنل، كه همگي از درجه داران قشون بودند، كار خود را شروع كرد. ولي درسالهاي بعد، به موازات تجهيز اداره اطفائيه، دركادر اداره كننده آن تشكيلات نيز تغييراتي به وجود آمد و اداره اش تحت نظر رؤسايايراني كه از بين افسران ارتش انتخاب ميشدند، قرارگرفت و بر تعداد كاركنانش افزوده شد.
اداره اطفائيه، فعاليت خود را ابتدا در300 متري ميدان توپخانه و درابتداي خيابان چراغ برق (امير كبير بعدي)، و درمحلي استيجاري درگاراژ حسيني كه متعلق به فردي موسوم به نام " سيد اسدا..." بود و قسمتي از گاراژ غرب كه مقابل كوچه عربها درشمال همان خيابان قرارداشت، شروع كرد و يك دستگاه اتومبيل آب پاشي كه تنها دارايي آن را تشكيل ميداد، اگر چه اسماً به امر آتشنشاني اختصاص يافت، اما عملاً براي امور ديگري نيز مورد استفاده قرارمي گرفت.
در این دوره مراکز آتش نشانی (اطفائیه) در بلدیه پایگاههای مهم اقتصادی ـ صنعتی آن زمان نظیر تهران(1303)، قزوین(1303)، اهواز(1304)، بندرانزلی(1305)، رشت(1310)، مشهد(1312)، قم(1321)، زنجان(1327) و اصفهان(1328) ایجاد گردید.
به دنبال کودتای 1332 و توسعه سرمایه داری و گسترش شهرنشینی وابسته، پس از یک دوره بطئی با شکل نوینی مجدداً شدت می گیرد که این موضوع باعث گسترش شهرهای موجود و ایجاد مراکز شهری متعددی بعنوان مراکز جذب سرمایه و سرمایه گذاری در زمینه رشد صنعتی میگردد که به نوبهی خود باعث گسترش امکانات و تأسیسات آتش نشانی در شهرهای مهم و همچنین تأسیس مراکز جدید آتش نشانی در تعدادی از شهرها از جمله خرمشهر و ساری(1332)، اراک(1335)، همدان(1336)، ارومیه و اردبیل(1337)، قوچان، قائم شهر و عجب شهر(1340) می گردد . توسعه شهرنشینی، انجام اقدامات در زمینهی تأمین ایمنی برای بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی اجتناب ناپذیر بود که دراین راستا تعدادی زیادی از مراکز آتش نشانی در شهرهای مختلف شکل گرفتند .
بر اساس آمار مراکز آتشنشانی کشور، تعداد 86 شهر بین سال های 1341ـ1350 هجری شمسی به ایجاد مراکز آتش نشانی اقدام نمودند که مهمترین آنها به شرح ذیل می باشند .
یزد و خرم آباد (1342)، مراغه (1343)، کرمان و بوشهر(1345)، شاهرود و ماکو(1346)، بابلسر(1347)، سبزوار(1348)، سمنان و کرج(1353)، رودبار و فسا(1354)، شهریار و محمود آباد(1355)، آزادشهر و کلاردشت(1356)، طبس و زابل(1357) پس از انقلاب اسلامی نسبت به دورهی قبل، تحولی ازنظر توجه به مقوله آتش نشانی صورت میگیرد
پس از انقلاب اسلامی توجه خاصی به گسترش مراکز آتش نشانی و افزایش خودروها و تجهیزات صورت گرفته است که آمارها مؤید این موضوع است.
نگاهی به تاریخچه آتش نشانی در ارومیه:
تاسیس اولين پايگاه اطفاي حريق در آذربايجان غربي و اروميه به بیش از پنجاه سال نمي رسد ، حدود سي سال بعد از راه اندازي آتش نشاني در شهرهاي تبريز و تهران، نخستين سازمان آتش نشاني با بکار گیری امکانات اولیه منجمله چند دستگاه خودروی آتش نشاني كه اغلب روسي ، آلماني و رومانی بودند با تعداد انگشت شماري آتش نشان در محل فعلي پايگاه شماره 2 آتش نشاني اروميه واقع در ميدان دفاع مقدس(دروازده مهاباد) در اوايل سال 1337 هجري شمسي آغاز به كار كرد.
خودروهای ياد شده ابتدا براي آب پاشي خيابانها بمنظور فرو کش کردن گرد و غبار حاصل از عبور و مرور مردم و ارابه ها و همچنین احشام استفاده و در مواقع ضروری براي اطفاي حريق به كار گرفته مي شدند. بعد از دو دهه فعاليت در پايگاه ياد شده در ابتداي سال 1359پس از گسترش چشمگیر شهر ارومیه و توسعه اندک سازمان آتش نشاني سازمان به محل فعلي خود در خيابان مدني يك انتقال يافت.
در جریان پیروزی انقلاب اسلامی پرسنل آتش نشانی همراه و همگام با مردم در راهپیمائیها سهم بسزائی داشتنه که در آن زمان آتش سوزیهای سنگینی در سطح شهر رخ می داد که می توان ازآتش سوزی در بانکها ، سینماها ، بازار ، فروشگاهها و غیره و قسمتهای دیگری از شهر نام برد که به جرات می توان گفت آتش نشانان روزهای سختی را پشت سر گذاشتند.
با شروع جنگ تحمیلی پرسنل آتش نشانی همچون دوران انقلاب در جبهه ای دیگر به فعالیت پرداخته و داوطلبانه پا به عرصه رزم گذاشته و با اعزام به مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور رسالت خود را در راه دین و مملکت به انجام رساندند و در پشت جبهه پرسنل خدوم و زحمتکش آتش نشانی در جریان بمباران های هوائی توسط رژیم بعث که در سخت ترین شرایط و زیر بمبارانها و گلوله های دشمن توسط این غیور مردان اطفاء می شد انجام وظیفه مینمودند که میتوان به بمباران ارومیه در سال 1366 و 1367 اشاره نمود که خسارات غیر قابل جبرانی به شهر ارومیه وارد و صدها تلفات جانی را نیز در پی داشت که در این میان پرسنل زحمت کش سازمان آتش نشانی ارومیه علیرغم خالی شدن شهر از سکنه تنها و یکه در مقابل حوادث از خود ایثار گری نشان داده و دین خود را به نظام مقدس جمهوری اسلاس و اسلام و مردم شهید پرور ارومیه ادا نمودند.
وقوع جنگ تحمیلی کلان شهرهائی همچون ارومیه را با رشد جمعیت بی سابقه ای روبرو کرده بود و آمار حوادث رو به رشدی را شاهد بودیم که ترافیک شهری به این مسائل دامن می زد لذا با توجه به موارد مذکور و با در نظر گرفتن استانداردهای جهانی در رابطه با احداث ایستگاه آتش نشانی بر اساس هر پنجاه هزار نفر یک ایستگاه مسئولین را بر آن داشت تا مناطقی را در قسمتهای مختلف شهر به این امر اختصاص دهند که اولین گام در این راستا ساخت و راه اندازی ایستگاه های جدید آتش نشانی و تجهیز ایستگاه های یاد شده به تجهیزات و ماشین الات اطفاء و امدادی در سطح شهر ارومیه بوده است.
تا سال 1375 اداره آتش نشانی نجات و امداد ارومیه قسمتی از شهرداری ارومیه بوده و تحت عنوان واحد آتش نشانی و امداد انجام وظیفه مینمود در سال 75 پیرو پیگیریهای انجام یافته از طرف شهرداری ارومیه بمنظور سامان دهی به وضعیت آتش نشانی ارومیه از طرف وزارت کشور اساسنانه پیشنهادی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی ارومیه طی نامه شماره 1559/34/3/1/960 مورخه 22/03/1375 تصویب و جهت اجرا به استانداری آذربایجان غربی ابلاغ و اقدام گردید. پس از تصویب و ابلاغ اساسنامه مذکورتغییرات عمده ای در حوزه اداری مالی سازمان به وقوع پیوست که مهمترین آنها استقلال سازمان ، تشکیل شورای سازمان و هیات مدیره, تصویب چارت تشکیلاتی تفصیلی توسط سازمان شهرداریهای کشور , اجرای طرح آتش نشانان ,اجرای طرح جذب سرباز وظیفه در سازمان و موارد دیگر را می توان نام برد.پس از تصویب چارت سازمانی بمنظور توسعه سازمان آتش نشانی نسبت به ایجاد واحد های زیر مجموعه از جمله واحد عملیات ،واحد آموزش و پیشگیری و واحد اداری و مالی اقدام گردید. روز هفتم مهر ماه به عنوان روز مليايمني و آتشنشاني نام گذاری شده است.
منبع: مرکز آرشیو عکس و اسناد بنیاد ایران شناسی شعبه آذربایجان غربی
روابط عمومی آتش نشانی شهرستان ارومیه - با سپاس از جناب آقای سینا رضائی
روابط عمومی آتش نشانی شهر مقدس مشهد https://125.mashhad.ir
موضوع: تاريخ ايران عکسهای قدیمی استان عکسهای قدیمی ارومیه پيشينه تاريخي آذربايجان غربي مكانهاي تاريخي و گردشگري آذربايجان غربي
برچسبها: تاریخچه آتش نشانی ارومیه , 1337 ش
.jpeg)
(چگونه دوست ندارم من این دیاران را /که هر شقایقش آیینه ای است یاران را )