سفر به تاریخ قاجار = از فرارو
وقتی حمام سنت پترزبورگ ناصرالدین شاه را شگفت زده کرد
![]()
صبح رفتم حمام، خیلی چرک بودیم. امین السلطان حمام بسیار خوبی در شهر پیدا کرده بود. شست و شوی کاملی انجام دادیم حقیقتا حظی کردیم، شیرهای متعدد داشت آب های گرم سرد و غیره. حیرت زده شدیم.
دومین سفر ناصرالدینشاه به اروپا در آخرین روز ربیعالاول ۱۲۹۵ هجری قمری (فروردین ۱۲۵۷ خورشیدی/۱۸۷۸ میلادی) آغاز شدو او در ۱۷ شعبان ۱۲۹۵ به تهران بازگشت.
در این مجال به وقایع روز ۲۳ جمادی الاول می پردازیم که در سنت پترزبورگ پایتخت آن زمان روسیه رخ داده است.
روز یکشنبه ۲۳ جمادی الاول :
صبح رفتم حمام، خیلی چرک بودیم. امین السلطان حمام بسیار خوبی در شهر پیدا کرده بود. شست و شوی کاملی انجام دادیم حقیقتا حظی کردیم، شیرهای متعدد داشت آب های گرم سرد و غیره. حیرت زده شدیم. بعد از حمام آمدیم بیرون رفتیم منزل. به محض بالارفتن در منزل، رعد و برق و باران شدیدی شد مثل سیل، بعد ساکت شد.
امپراطور روس دو گلدان خوب چینی فرستاده بود دیده شد، شب را در خانه ولیعهد روس دعوت رسمی شام داشتیم. رفتم، عمارت بسیار خوبی است معروف به عمارت «دانچیکوف» باغ مخصوص خوب دارد، ولیعهد، زنش، سایرین و شاهزاده ها بودند. از طرف ما هم سپهسالار، عضدالملک، ناصرالملک، محسن خان و غیره بودند.
زن ولیعهد دست چپ ما بود، اسمش کنتس هاید است، دست راست ما هم زن بدگل میانه سالی نشسته بود. شام بسیار خوبی خورده شد. بعد از شام رفتم منزل و بعد هم به تماشاخانه رفتیم. رقص باله بود که مدل اهالی مونته نگرو اجرا می شد و لباس های آنها را پوشیده بودند.
بسیار خوب رقصیدند نمایش خوبی از ماه و طلوع آفتاب نشان دادند. امپراطور هم آمد و با ما به روی سن نمایش رفتیم و رقاصها را تماشا کردیم به امپراطور آلکسی نشان تصویر خودم را دادم.
مراسم رونمایی از جهیزیۀ «اخترالدوله، دختر ناصرالدین شاه»
![]()
در اینجا تصویری از مراسم رونمایی از جهیزیۀ اخترالدوله دختر ناصرالدین شاه را در روز عروسیاش با غلامعلی خان عزیزالسلطان (معروف به ملیجک) ملاحظه میکنید.
![]()
کلیددار حرم حضرت عباس (ع) در ۱۵۵ سال پیش
![]()
عکس زیر مربوط به سید حسین آل رضوی کلیددار حرم عباس (ع) در سال ۱۲۸۷ هجری قمری و در زمان سفر ناصرالدین شاه قاجار به عتبات است.
ناصرالدین شاه در شعبان و رمضان سال 1287 ق (1870 میلادی) به عتبات سفر کرد. او خود سفرنامهای درباره این سفر از خود به یادگار گذاشت و همچنین از عکاس خود، رضا عکاسباشی خواست تا از لحظه لحظه این سفر عکاسی کند.
به گزارش فرارو، از جمله عکسهای جالب توجهی که رضا عکاسباشی در این سفر به ثبت رساند، افراد و اشخاصی بودند که در عراق سمتهایی مربوط به عتبات را در اختیار داشتند که عکس زیر مربوط به سید حسین آل رضوی کلیددار حرم عباس (ع) در سال 1287 قمری است.
![]()
عکسهای رضا عباسی اطلاعات زیادی از این افراد بجز سمت آنها در اختیار ما قرار نمیدهد اما گزارش یک روحانی از این سفر ناصرالدین شاه اسم برخی از این افراد از جمله کلیددار حرم حضرت عباس (ع) را در اختیار ما قرار میدهد.
این گزارش به قلم یکی از علمای کربلا با نام آیت الله سید محمد حسین شهرستانی (م 1315ق) است. زمانی که ناصرالدین شاه در سال 1287 به زیارت عتبات آمد، نویسنده که خود از جمله مستقبلین از وی در مسیب، در مسیر نجف به کربلا بوده، شرحی از سفر او نوشته است.
گزارش سفر ناصر الدین شاه به عتبات به قلم آیت الله سید محمد حسین شهرستانی
از جمله حوادث سال 1287 این است که سلطان عادل ناصر الدین شاه، عزم زیارت امام حسین علیه السلام را کرد. در این باره از سلطان عبدالعزیز عثمانی اجازه گرفته شد، و او اجازه داد. آنگاه شاه حرکت کرده، با رجال و سپاه آمد تا در کرمانشاه توقف کرد. اهالی کرمانشاه در حالی که از والی خود عمادالدوله علی قلی میرزا شاکی بودند، برسر راهش درآمدند. وی به آنان وعده داد که پس از بازگشت از سفر او را عزل کند. ناصرالدین شاه، بخشی از اسباب و سپاه را در آنجا گذاشت و همراه شماره اندکی از سپاه، و تعداد زیادی از حرم و خدم با اسباب و اثاثیه سلطنتی و شماری از ارکان دولت مانند وزیر و دبیر و ... راهی زیارت (عتبات) شد. والی بغداد مدحت پاشا و کامل پاشا از طرف سلطان عبدالعزیز تا خانقین آمده، در آنجا از وی استقبال کردند. سپس او را وارد بغداد کرده، برای سپاه، پلی در انتهای بغداد قدیم قرار داده، و شاه را در قصری بلندمرتبه و زیبا که به احترام او تعمیر [ساخته] شده بود، اقامت دادند. برای او یک کشتی بخار نیز جهت رفت و آمد از شط قرار دادند و از همانجا و با همان کشتی وی دو مرتبه به زیارت سلمان فارسی به مدائن رفت. [یک بار در آخر شعبان بوده و ناصرالدین شاه شرح آن را که اتفاقا خطرناک هم بوده، نوشته است: شهریار جاده ها، ص 99 به بعد].
گفته می شود که وقتی به ایوان مدائن نگریست، به ارکان دولتی که همراهش بودند گفت: به نظر شما من عادل تر هستم یا انوشیروان؟ آنها گفتند: شما. شاه گفت: می دانم این را زبانی می گویید. با این حال، حق به زبان شما جاری شده است. برای این که کسری، وزیری چون بوذرجمهر داشت، و ارکان دولت وی همه از حکما و ادبا، و افرادی بودند که صلاح رعیت را می خواستند، برای همین، شهرت به عدالت داشت. اما من تمام خدم و حشمم، یا ظالمانی هستند که به حشر و نشر باور ندارند، یا صوفی و ملحد و نمّام و شراب خوار و کبوتر باز هستند، با این حال شهرت به عدل و انصاف دارم. پس من عادل تر و عادل ترم. [ظاهرا این گزارش در سفرنامه شاه نیامده است].
سپس شاه از بغداد به کربلا رفت تا آن که روز سه شنبه پنجم رمضان [1287]در مسیّب فرود آمد. در آنجا شماری از علما و خدام حرم، از او استقبال کردند. از جمله سید سند حجت الاسلام حاج میرزا علی نقی طباطبایی، شیخ فرید شیخ زین العابدین مازندرانی، شیخ صفی شیخ محمد رضا نجفی، سید سند میرزا صالح شهرستانی و شماری از طلاب و سادات که حدود چهل نفر می شدند. همین طور سید حسین آل رضوی کلیددار حرم عباس (ع). من هم در زمره آنها بودم و به امر پدرم همراهی کرده بودم.
ژست خاص بچه پولدارهای قجری در ۱۶۰ سال قبل
![]()
عکسی که در ادامه مشاهده می کنید مربوط به تعدادی از فرزندان اعیان قاجار در سال ۱۲۸۰ هجری قمری است.
فرارو- رضا عکاسباشی یکی از عکاسان دربار ناصرالدین شاه قاجار است که تصاویر ثبت شده او از دوران قبل از مشروطه اطلاعات جالبی از وضعیت اجتماعی ایران در آن دوران را به نمایش میگذارد.
به گزارش فرارو، عکس زیر که در سال 1280 قمری (1242 شمسی) توسط این عکاس به گرفته شده مربوط به تعدادی از فرزندان اعیان و بزرگان دربار قاجار است. پالتوهای خز این نوجوانان به خوبی پایگاه اجتماعی آنها را به نمایش میگذارد.
![]()
«خودکشی پادشاه حبشه» در کاخ گلستان!
![]()
تابلوی مرموز سیاه قلم در کاخ گلستان مربوط به دوران ناصرالدین شاه قاجار که صحنه خودکشی پادشاه حبشه را نشان می دهد بسیار جالب توجه است.
فرارو- در میان تابلوهای موجود در کاخ گلستان که ما به وجود آن از طریق عکسهای تاریخی این مجموعه آگاهیم، یک نقاشی سیاه قلم است که در آن فردی در میانه میدان نبرد با تپانچه خودش را هدف قرار میدهد.
به گزارش فرارو، در توضیح این تابلو که احتمالا مربوط به دوران ناصرالدین شاه قاجار است این عبارت نوشته شده: «قتل پادشاه حبش بدست خودش». در واقع این توضیح کوتاه به ما میگوید فرد مذکور پادشاه حبشه یا همان کشور اتیوپی امروزی در آفریقا است که احتمالا در یک میدان نبرد اقدام به خودکشی کرده، اما ماجرای این تابلو چیست؟
![]()
ماجرای خودکشی تئودروس دوم پادشاه حبشه
امپراتور تئودروس دوم (۱۸۱۸ – ۱۸۶۸) یکی از پادشاهان پرشور و جاهطلب حبشه (اتیوپی) بود که در میانه قرن نوزدهم قدرت را به دست گرفت. حکومت این پادشاه دقیقا مصادف بود با حکومت ناصرالدین شاه قاجار (1848 تا 1896) در ایران.
تئودروس دوم در آغاز حکومتش سودای اصلاحات بزرگ برای نوسازی کشور داشت؛ اما بهتدریج با دشمنان داخلی، شورشهای محلی و مشکلات روابط خارجی درگیر شد.
یکی از مهمترین بحرانها زمانی رخ داد که او تعدادی از دیپلماتها و مبلغین مسیحی اروپایی، از جمله نمایندگان بریتانیا را به گروگان گرفت. این کار خشم انگلیس را برانگیخت و در سال ۱۸۶۸، دولت بریتانیا لشکری بزرگ به فرماندهی سر رابرت نپیِر به سمت دژ مستحکم او در ماگدالا (Magdala) فرستاد.
با نزدیک شدن ارتش بریتانیا و پس از شکست نیروهای امپراتور در نبردی بیرون از قلعه، تئودروس دریافت که سقوط دژ حتمی است. او نمیخواست مانند یک پادشاه شکستخورده به اسارت درآید یا تحقیر شود. در شامگاه ۱۳ آوریل ۱۸۶۸، در حالی که ارتش بریتانیا در آستانه ورود به ماگدالا بود، تئودروس با تپانچهای که سالها پیش ملکه ویکتوریا به او هدیه داده بود، شقیقهاش را نشانه گرفت و به زندگی خود پایان داد.
خاطرات ناصرالدینشاه: زرینتاج را قایم زدم، کجخلق شدم
![]()
باشی خوابآلوده برمیخیزد میرود طرف پنجره حیاط، میافتد توی حیاط... یکباره [یکهو] دیدم داد و فریاد باشی به آسمان میرود: «ای مُردم! مُردم» کنیزها دویدند.
ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۲۴۹ (۲۱ ربیعالثانی ۱۲۸۷) نوشت: شب جمعه ۲۲ [ربیعالثانی] شام میخوردم، باشی[۱] آمد نشست بعد رفت. گفتم باشی را بیاورید. زرینتاج دوید قهوهخانه گفت: «باشی!»
به گزارش خبرآنلاین، باشی و کوچولو هم خوابیده بودند. باشی خوابآلوده برمیخیزد میرود طرف پنجره حیاط، میافتد توی حیاط، اما با کون افتاده بوده است روی سنگها. یکباره [یکهو] دیدم داد و فریاد باشی به آسمان میرود: «ای مُردم! مُردم» کنیزها دویدند. زبیده، باشی را بغل کرده آورد. بیهوش بود، بردندش منزلش. اما الحمدالله عیب نکرده بود. زرینتاج را قایم زدم. کوچولو را زدم. کجخلق شدم. شب بدی گذشت. انیسالدوله هم نبود. ناخوش شده است. شمسالدوله...
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، ص ۳۵.
پینوشت
۱- باشی لقب حسین یا محمدحسنخان، پسر محمدخان سرتیپ افشار بود. وی به همراه دو برادر تنی خود: اکبرخان (نایبناظر بعدی) و حسینخان (نایب بعدی) ابتدا از غلامبچگان و بعدها از پیشخدمتهای حضور ناصرالدینشاه بودند. محمدخان افشار بعد از فوت پدر مهدیقلیخان (مجدالدوله) مادر وی را به زنی گرفت و به همین مناسبت حسنخان و برادرانش با مهدیقلیخان برادران ناتنی بودند. (همان، پانوشت ص ۱۱)
تصاویری از «ناهار ناصرالدین شاه در حوضخانه» تا «ژست دختر ناصرالدین شاه در باغ»
![]()
عکسهای دوران قاجار را که اکنون بیش از صد سال از ثبت شدن آنها میگذرد، میتوان بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیزهای تازهای در آنها دید؛ از جزییات لباسها و چهرهها گرفته تا شکل و شمایل ساختمانها و هر چیز دیگری که در طول این یک قرن و اندی دچار تغییرات فراوان شده است.
![]()
ناصرالدین شاه در روز عید قربان سال ۱۲۶۷ شمسی برای صرف ناهار به عمارت حوضخانه آمده است. با دقت به قسمت پایین سمت چپ تصویر میتوان یکی از خدمتکاران را در حال آماده کردن بساط ناهار ملاحظه کرد.
![]()
تصویر دیگری از ناصرالدین شاه در حوضخانه در همان روز
![]()
یک خدمتکار سیاهپوست دختر اربابش را که از حاکمان محلی ایران در زمان ناصرالدین شاه بوده در آغوش گرفته است.
![]()
.jpeg)
(چگونه دوست ندارم من این دیاران را /که هر شقایقش آیینه ای است یاران را )