بخشی از تاریخ شرق آذربایجان منطقه ویلکیج = پیشینه تاریخی حور/هور
هورری ها (حوری ها) در گستره تاریخ
حور/ هور:
حور: کلمه عربی به معنای«زیبای بهشتی»
هور: کلمه ای است از زبانهایی پهلوی(اوستایی) وسانسکریتی .(اِ) نامی است از نامهای آفتاب . (برهان ). خور. خورشید. شمس . شارق .ذکاء. شید. بیضا. سور (سانسکریت ). مهر
تا اواخر سلسله قاجاریه نام دهستان ما در کتابها؛ نامه های اداری وقباله جات بصورت هور نوشته می شد در دوره رضا شاه ادارات ثبت اسناد وثبت احوال این کلمه را به شکل حور تغییر دادند با مطالعه مقاله زیر قضاوت کنید که کدام کلمه با سوابق تاریخی منطقه ما سازگار است حور یا هور
بر اساس: The Macmillan Encyclopedia 2001))
«هوری ها مردمانی بودند که در شرق آناتولی و شمال میانرودان طی هزاره ی دوم پ.م. می زیستند. هوری ها احتمالا پیش از گسترش شان، در کوه های ارمنستان پدیدار شده اند. زبان آنان، که اینک از میان رفته، نه هندواروپایی بود و نه سامی، اما ممکن است که با زبان های گرجی و قفقازی خویشاوند باشد. این موضوع بیش تر از الواح میخی به دست آمده از Hattusas، پایتخت هیتیان، که تمدن اش بیش تر از هوری ها تاثیر پذیرفته بود، دانسته و تشخیص داده شده است. هوری ها فاقد یک امپراتوری بودند اما بیش تر جمعیت پادشاهی نیرومند میتانی (۱۴۰۰-۱۵۵۰ پ.م.) را هوری ها تشکیل می دادند.»( TheMacmillan Encyclopedia 2001, © Market House Books Ltd 2000 )
«بخشی از خاک ماد در ربع سوم هزاره سوم پیش از میلاد جزو منطقه ای است که منابع کتبی بر آن پرتو افکنده، سخن گفته اند. از آثاری که به زبان سومری و اکدی و هوریانی در دست است چنین مستفاد می گردد که در کوهپایه های غربی زاگروس و آن جایی که بعدها ماد غربی را تشکیل می داد، قبایل هوریان و لولوبیان و کوتیان و ظاهرا قبایل دیگری که با ایلامیان قرابت داشتند، زندگی می کردند. قبایلی که به زبان هوریانی سخن می گفتند، در هزاره دوم قبل از میلاد در بین النهرین شمالی و تا حدی در سوریه و، چنان که از برخی نام های امکنه و اشخاص بر می آید، در سراسر فلات ارمنستان پراکنده بودند. اینان تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد در کنار قبایل دیگری که منشا دیگر داشتند باقی ماندند. زبان هوریان با اورارتویی خویشاوندی نزدیک داشت. نبشته ای به خط اکدی و به زبان هوریانی از شخصی به نام «تیشاری» پادشاه «اورکیش» و «ناوار» از ربع سوم هزاره سوم قبل از میلاد به دست ما رسیده است. محل «اورکیش» مشخص نیست و مورد بحث می باشد، ولی «ناوار» مسلما مکانی است که بعدها «نامار» یا «نامرو» خوانده شده، یعنی دره رود دیاله. در مشرق دجله و خاک آشور در هزاره سوم قبل از میلاد (از روی اسامی خاص اشخاص) وجود هوریان ثابت شده است و در هزاره دوم قبل از میلاد نیز ایشان در ناحیه کرکوک (اراپخای کهن) می زیسته اند. مدارک متقنی درباره نفوذ هوریان به نقاط شرقی تر در دست نیست.» ( «تاریخ ماد»، ا. م. دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰، ص۹۹)
هوری ها(حوری ها):براساس نظریه محققین جدید
براساس پژوهش های مقدماتی باستان شناسی، سراسر منطقه ازتپه های باستانی یابه عبارت دیگر مناطق استقراری که روزگاری دژ یاشهرک یا روستابوده اند، پوشیده شده است. کاوش های مقدماتی دربرخی ازنواحی اردبیل به ویژه درقسمت های شمالی وشرقی آن نشان می دهدکه اردبیل وبطورکلی شرق آذربایجان ازکانونهای مهم فرهنگ مگالی تیک یا سنگ افراشتی بوده است.(تمدن وفرهنگ سیگ افراشتی درشرق آذربایجان ، نشریه هفتگی آوای اردبیل به قلم عادل ارشادی فر) مردم مگالی تیک شرق آذربایجان که ماهیت قومی آنها می باید ازعناصرکاسی وهوری بوده باشد، دهها اثرمگالی تیک پرارزش ازخود به یادگارگذاشته اند. کشفیات اخیردرمحوطه باستانی ” شهر یئری” مشکین شهر، پرتوتازه ای به تمدن وفرهنگ هشت هزارساله اقوام ساکن دراردبیل واطراف آن افکنده است وانتشارنتیجه کشفیات می توند ارتباط تمدن وفرهنگ مگالی تیک اردبیل رابادیگرمناطق ایران وآذربایجان تاریخی وقفقازو شرق آسیای صغیر مشخص کند. عجالتا می توانیم بگوییم که تصاویر هیکل های سنگی “شهر یئری” باتصاویر هیگل ها وسرهای آدمیانی که برروی اجاق های نعل اسبی ایغدیر( ایگدیر درشمال شرقی ترکیه درنزدیکی مرزایران وارمنستان) نقش بسته شباهت تام دارد. ازاردبیل عصرمفرغ آثارارزنده ای کشف شده است؛ شمشیرهای مسی ، خنجرهای مختلف، تیروسرنیزه، حلقه برای گرفتن زه کمان وتیردان های مسی، ازنوع تبری که درلرستان پیدا شده وباستان شناسان تاریخ آن راقریب سه هزارسال قبل ازمیلاد معین کرده اند، درناحیه اردبیل نیزپیداشده وچون اشیای مفرغی اردبیل غالیا ازمفرغ های لرستان ساده ترند احتمال داده می شود که ازحیث قدمت زمان ، مقدم برآنها باشند.(کریستی ویلسون، تاریخ صنایع ایران، ۴۴- ۴۳) دراواخر دوره مفرغ وبطورقطع دراواخر هزاره چهارم قبل از میلاد دومهاجرت تاریخی ازکرانه غربی دریای خزرودره ارس به حوالی روسیه وفلسطین وکوه های زاگرس صورت گرفته است. این مهاجرت هارامدارک باستان شناسی تایید ومدارک تاریخی تصدیق می نمایند.(تاریخ پیشرفت علمی وفرهنگی بشر، ازانتشارات یونسکو، ترجمه پرویز مرزبان، جلد اول بخش دوم- قسمت اول، ۳۲-۳۱-۳۰ / جغرافیایی استرابون موضوع کوسایوی یاکیسی ) به احتمال قوی دست کم خاستگاه یکی ازعناصرمهاجر یعنی کاسی هاکه درکوهپایه های زاگرس مرکزی درحدود لرستان وکرمانشاه اسکان یافتند، اردبیل ونواحی اطراف آن بوده است. اما این مهاجرت را به عنوان قطع ارتباط دائم وهمیشگی مهاجرین باعقبه خود درخاستگاهشان نمی توان تغییرکرد، چراکه درهزاره های بعد وبه ویژه درهزاره اول قبل ازمیلاد عناصرکاسی که تحت عنوان کاسپی شناخته می شدند، (به عقیده صاحب نظران کاسی هاشعبه ای ازکاسپی هابوده اند. اصطلاح کاسپی طبق نظر متخصصان مرکب از کاس وجمع عیلامی پی= کاسپی است.) ساکنان شناخته شده شرق آذربایجان وکرانه غربی بحرخزر بوده اند. درخصوص ارتباط مهاجرت دوم باناحیه اردبیل می توان گفت که عناصرمهاجریعنی عناصری که درمنابع تاریخی ازآنها به عنوان هوری – هیتی نام برده شده است، ازاقوام مگالی تیک (اقوام مگالی تیک به اقوامی گفته می شود که دربنای ساختمان های خود سنگ های بزرگ وعظیم الجثه به کاربرده اند.بناهای بجا مانده از این قوم در موسی گولی – شوررار- قسمت غربی قیز قلعه سی- جلایر و…. قابل مشاهده است.) بوده واردبیل نیزازکانون های مهم مردمان مگالی تیک وفرهنگ مگالی تیک شمرده می شود. ازلحاظ نام شناسی توپونیم ها “حور” ، “هیر” دراردبیل وهوراند در۴۸ کیلومتری شمال اهربانام قوم هوری درارتباط است. ناحیه اردبیل به احتمال بسیارقوی درعصر مفرغ درحوزه فرهنگ بزرگ وشگفت انگیز ” کورا – ارس ” قرار داشته است. این فرهنگ که ازهزاره چهارم قبل ازمیلادآغاز وتاهزاره سوم ق.م رادربرمی گیرد ازناشناخته ترین فرهنگ هایی است که مرتبط باشمال غرب ایران وکشورهای گرجستان، آذربایجان، ارمنستان وشمال شرق ترکیه بوده واین مناطق رادربرمی گرفته است.
محبت فروغی حور
برگرفته از وبلاگ هور(حور)
.jpeg)
(چگونه دوست ندارم من این دیاران را /که هر شقایقش آیینه ای است یاران را )