بخشی از تاریخ شرق آذربایجان منطقه ویلکیج -پیشینه ی تاریخی نمین
9-3-2-1- سرزمین ارّان : سرزمین بزرگی که امروزه آذربایجان ( قفقاز ) نامیده می شود . ( کلمه ارّان در زبان های آذربایجان و ارمنستان و همچنین در زبان خود ارّان به معنی گرمسیر و زمستانگاه می باشد چون مغان که بخشی از آن بوده هوایش گرم است و چمن ها و چراگاههای فراوانی دارد به همین خاطر بهترین قشلاق ها شناخته می شده و به ویژه در زمان پادشاهی مغولان که چون در آذربایجان می نشسته اند و همه ساله با سپاهیان و درباریان خود به ارّان و موغان کوچ کرده اند و نامی شناخته شده در آن زمان بوده است .[1] بعد از انقلاب اکتبر 1917 م و کناره گیری روسیه از شرکت در نخستین جنگ جهانی ، سران حزب مساوات در تاریخ 27 مه سال 1918 در شهر تفلیس دولت خود را تشکیل و به نام جمهوری آذربایجان اعلام استقلال کردند .[2] این موضوع را سیّد احمد کسروی در سال 1308 ﻫ . ش در سوّمین بخش کتاب شهریاران گمنام خود عنوان کرد که ارّان آذربایجان نامیده شده و در آن موقع فقط 10 سال از این موضوع می گذشت .[3] کسروی می نویسد : « ما تاکنون ندانسته ایم که برادران ارّانی ما که حکومت آزادی برای سرزمین خود برپا کرده و می خواستند نامی نیز بر آنجا بگذارند ، برای چه نام تاریخی و کهن خود را کنار نهاده ، دست یغما به سوی آذربایجان دراز کردند !؟ و چه سودی را از این کار شگفت خود امیدوار بودند . »[4]
افشاريان
زنديان
10-3-2-1- نفوذ زبان ترکی در آذربایجان و سرزمین کادوسیان
در زمان تیمور آذربایجان چندان آسیب ندید . ولی بعد از او آذربایجان میدان کشاکش گردید . اوّل خاندان قره قویونلوها با دسته های بس انبوه از ترکان به آنجا درآمدند و بنیاد پادشاهی نهادند و همیشه در جنگ بودند و سپس آق قویونلوها که همچنان با ایل های انبوه به آنجا رسیدند و همیشه در جنگ و کشاکش به سر می بردند . تا برخاستن شاه اسماعیل صفوی ( 906 ه.ق ) که هفتاد سال از تاریخ ابوسعید می گذشت ، آذربایجان همیشه میدان کشاکش ها و جنگ ها بوده و بی گمان علّت برافتادن زبان آذری از شهرهای آذربایجان و رواج ترکی در آن ها این پیشامد های هفتاد ساله می باشد زیرا در این زمان از یک سو بومیان لگد مال و نابود می شوند و از یک سو ترکان با انبوهی بسیار رو به اینجا آورده اند و بر شمار آنها افزوده می شده است . در زمان های پیشین ترک ها بیشتر در ده ها زندگی می کرده اند ولی این زمان چون فرمانروا بودند ، شهرها را فراگرفتند و زبانشان را در آنجا رواج دادند .
گویش تالشی و تاتی زبان اصلی مردم آذربایجان بوده که در مقابل فارسی مخصوصاً زبان آذری بعد از مغول ( آذری کنونی ) حالت رکود را دارد و زبان آذری کنونی بر زبان طالشی به دلیل همجواری و مهاجرت آذری ها به این منطقه تسلّط یافته است به طوری که اکثر تالشی ها می توانند به زبان آذری تکلم کنند از عوامل دیگر وابستگی اداری منطقه به اردبیل که ترک زبان هستند می باشد .[5]
زمان ورود ترک ها به آذربایجان : در زمان اشکانی و ساسانی تعداد اندکی از ترک ها وارد ایران شده که از سرنوشت آنها اطّلاع چندانی در دست نیست به گفته آقای کسروی ترکی به ایران از زمان سلجوقیان و از راه کوچ ایل های ترکان در آمده و پیش از آن اگر در تاریخ نشانی از ترکان در آذربایجان پیدا کنیم ، بی گمان جز دسته اندکی بوده اند و پس از اندک زمانی از بین رفته اند .
سلجوقیان اتابکان و خوارزمشاهیان و بعد مغول ها و بعد از آنها قره قویونلوها و آق قویونلوها این ها همه با دست ترکان انجام گرفته و بهترین رهنمون به فزونی و انبوهی ایشان در ایران می باشد . ( در زمان سلجوقیان زبان آذربایجان همان آذری بوده و ترکی جز زبان ترکان تازه رسیده شمرده نمی شد . ) ترکان خراسان را سلطان محمود به ایران آورد و پنجاه هزار تن از آنان را به اصپهان ( اصفهان ) رفته بودند از ترس علاءالدّوله که به سفارش سلطان می خواسته آنها را بکشد از اصفهان گریخته به آذربایجان آمدند .[6]
در قرن یازده اوّلین اثر سمبلیک زبان ترکی به نام « دده قورقود » آفریده شد . پس از یورش امیر تیمور به ایران و نفوذ و تسلّط سلسله آق قویونلوها و قره قویونلوها در ایران در آذربایجان زبان آذری بزرگترین آسیب ها را دید و در برابر زبان ترکی قبایل تاتار و اوشار ( افشار ) عقب نشینی کرد ولی زبان آذری[7] به طور کلی از بین نرفت و هنوز هم در پاره ای از مناطق زبان آذری تکلم می شود از جمله : عنبران سفلی ، میناباد ، کلش ، جید ، امین جان ، میرزانق و عنبران علیا از روستاهای نمین .[8]
در قرن 13 میلادی کتاب لغتی به نام صحاح العجم از هندوشاه نخجوانی تقریر شده است ( وفات 1330 ، 790 ه.ق ) این کتاب در دسترس نبوده و در صحاح الفرش که نوشته پدر ایشان است ، نمونه هایی به دست آمده است و یگانه نسخه آن در کتابخانه براتیسلاوای چکسلواکی توسط مرحوم پرفسور حسن زرّینه زاده دیده شده است . این کتاب جهت آموزش فارسی به ترکان آذربایجان نوشته شده است . و از نظر بررسی تاریخی این زبان مهم است .
کتاب لغت دیگری به نام صحاح العجم که گویا غیر از لغتنامه نعمت ا... است از طرف پرفسور بیگدلی از آکادمی علوم شهر غازان به دست آمده است در این کتاب حدود 11 هزار لغت وجود دارد .[9]
11-3-2-1- قاجاريان : برخي مورّخان قاجاريه را از اولاد ترك پسر يافث بن نوح مي دانند . آنها از دسته جلاير بودند كه به ايران آمده اند به قول نعمت ا... شكيب « آنها به غلط جدّ خويش را قجرنويان نام داده و نژاد او را به چنگيز خان مغول رسانيده اند . » بيشتر ايل قاجار در آذربايجان گنجه و ايروان مستقر شده بودند در دوره ی شاه عبّاس صفوي آنها را به سه قسمت تقسيم كرده و يكي را به خراسان و مرو ديگري را به قره باغ و گروه سوّم را در استر آباد و گرگان ساكن كردند تا اينكه محمّد حسن خان پس از كشمكش زياد در جنگي كه با كريم خان داشت ، شكست خورد و فرزندانش اسير و به شيراز منتقل شدند . آقامحمّد خان از فرزندان محمّد حسن خان بعد از مرگ كريم خان زند از شيراز به مازندران رفت و با متّحد كردن طوائف قاجار بر سراسر نواحي جنوب ايران مسلّط شد و تا سال 1210 ه.ق. بر تمام ايران از جمله آذربايجان دست يافت و بالأخره در قلعه شوشي بالاتر از ارس كشته شد . ( 1211 ه.ق. ) بعد از او فتحعلي شاه به حكومت رسيد در سال 1218 ه.ق. نادر ميرزا پسر شاهرخ افشار كه در خراسان مقاومت مي كرد ، دستگير و به قتل رسيد . در اين زمان سپاه روس به فرمان الكساندر امپراطور روسيه به قلمرو ايران حمله كرد و چند شهر را در ماورا ارس ( قفقاز و گرجستان ) تصرّف كرد در طي ده سال لشكري به فرماندهي عبّاس ميرزا اراضي از دست رفته را نتوانست پس بگيرد . در همين زمان ناپلئون سفرايي به دربار ايران فرستاد و با عقد قرار دادي ايران را به بازپس گيري اراضي از دست رفته اميدوار كرد از آنجا كه هدف ناپلئون دسترسي به هند از طريق ايران بود ، بنابراين با به توافق رسيدن با روسيه و عوامل ديگر دولت فرانسه به تعهّدات خود عمل نكرد و سرانجام با ميانجي گري انگليس عهد نامه ننگين گلستان در سال 1228 ه.ق. به امضا ايران و روسيه رسيد و شهر هاي باكو، دربند ، شروان ، قراباغ ، گنجه و شكّي در قلمرو دولت روسيه قرار گرفت . فتحعلي شاه در سال 1250 ه.ق ( 1834 م ) درگذشت و محمّد ميرزا فرزند عبّاس ميرزا و حكمران آذربايجان به حكومت رسيد . وي يك سال بعد تاج گذاري و در سال دوّم قائم مقام فراهاني را به قتل رسانيد . در اين ايّام كامران ميرزا والي هرات از پرداخت خراج مقرّري سرباز زد و به فكر تسخير سيستان افتاد به همين خاطر محمّد شاه به هرات رفته و در سال 1253 ه.ق. آنجا را محاصره كرد ، ولي در نهايت پس از 9 ماه نبرد با دخالت سفير انگليس و ورود كشتي هاي جنگي آن دولت به خليج فارس و اشغال خارك ناچار به تهران بازگشت . وي در سال 1264 ه.ق. در گذشت بعد از او ناصرالدين ميرزا فرمانرواي آذربايجان همراه ميرزا تقي خان به تهران آمد و در همان سال تاجگذاري كرد . ميرزا تقي خان ملقّب به امير كبير در طي سه سال وزارت خود علاوه بر بهبود وضع خزانه و سركوب ياغيان و ايجاد امنيّت در سراسر كشور به توسعه امور فرهنگي پرداخت و دارالفنون را پايه گذاري كرد . ولي بر اثر بدگويي بد خواهانش ناصرالدين شاه او را از صدارت عزل كرد و سرانجام در حمام فين به قتل رسيد . بعد از زمان او بين وليعهد مظفر الدّين ميرزا و فتحعلي خان صاحب ديوان حكمران كلّ آذربايجان اختلاف هايي به وجود آمد كه باعث ايجاد نابساماني هايي در آن استان گرديد . ناصرالدين شاه ميرزا حسين خان گرانمايه را همراه با دستوراتي به آذربايجان فرستاد پس از مدّتي مردم آذربايجان بر حكومت آذربايجان شوريدند و خانه ی صاحب ديوان را تاراج كردند . ناصر الدّین شاه نورمحمّدخان ديوان را روانه ی آذربايجان كرد . سرانجام شورش تبريز به كمك روحانيّون آرام شد و در همان هنگام شاه مسئوليّت و نظارت بر آذربايجان را به ميرزا حسن خان سپرد و از قدرت صاحب ديوان و وليعهد كاست . ناصرالدّين شاه در سال 1313 ه.ق. در ري به دست ميرزا رضاي كرماني كشته شد و مظفّرالدّين شاه حاكم جديد ايران شد . وي در سال 1324 ه.ق. ( 13 مرداد 1285 ﻫ . ش ) فرمان مشروطيّت را صادر كرد با صدور اين فرمان نظام نامه انتخابات براي انتخاب نمايندگان مجلس شوراي ملّي تهيّه گرديد . اوّلين جلسه مجلس در 18 شعبان 1324 ه.ق. افتتاح شد . بعد از تصويب قانون اساسي مشروطيّت مظفّرالدّين شاه بر اثر بيماري از دنيا رفت وفرزندش محمّدعلي شاه به جاي او به حكومت رسيد . او پس از امضاي متمّم قانون اساسي در سال 1325 ه.ق. برخلاف قول خود و به تحريك شاپشال به مخالفت با مشروطه برخاست و مجلس را به توپ بست ديري نپاييد كه در همه ی ولايات ايران به خصوص آذربايجان قيام هاي آزادي خواهانه شروع شد و در جنگ خونين 1327 ه.ق. منجر به استعفاي شاه و تبعيد وي از كشور شد . بعد محمّد علي پسر دوازده ساله اش احمد شاه به حكومت رسيد . در زمان وي جنگ جهاني اوّل ( 1918 -1914 م. ) در اروپا آغاز شد با وجود اعلام بي طرفي نيروهاي خارجي به ايران تجاوز كردند و آذربايجان دچار آسيب جنگ شد و اغلب نواحي خسارات فراوان ديد .[10] مرزهاي ايران در اين دوره بادخالت بيگانگان رود ارس در شمال منتهي شد و تا امروز باقي است ( 1384 ﻫ .ش.) [11]
از نامدارترین خاندانهای دوره اشکانی و ساسانی می توان به مهرانی ، اسفندیار، اسپهبد و سراین و کارین نام برد . از دودمان اشرافی مهرانی در زمان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان افرادی در ولایت ارّان حکومت کردند . در ولایات تالش شمالی هم از زمانهای قدیم تا حکومت صفویّه افرادی از خاندان مهرانی و اسپهبد حکمرانی داشتند . تا اینکه نادر قلی افشار ( از قبیله ترک اوشار )پس از تاج گذاری در دشت مغان این حکومت را به طور کلّی از بین برد . از آن به بعد تا پایان حکومت قاجاریّه افرادی جنگ سالار از قبایل ، با زور گویی و ظلم و ستم ، از طبقه کشاورزان و پیشه وران و بازرگانان ، مالیّاتهای مختلفی گرفته و با پیشکش به دربار فاسد قاجار ، فرمان خانی و حکومت محلّی می گرفتند و موجبات نارضایتی مردم را فراهم کرده بودند . تا اینکه با طغیان مردم نا رضایتی و وقوع انقلاب مشروطه ، بساط ملوک الطّوایفی و خان خانی هم برچیده شد و حکومت قانون در منطقه مستقر گردید.[12]
در سال 1241 ه.ق کلب حسین خان مهرانی ، حاکم ونمین مرکز حکومت مهرانیان بوده است . طالش سوای لنکران 11 ناحیه دارد : 1- اسالم 2- گرگانرود 3- ویلکیج 4- آستارا 5- خانبیلی 6- چای ایچی لنکران 7- زواند 8-الوف 9- دسته وند 10- اوجارود 11 – مغان [13]
در زمان ناصرالدّین شاه ایران ايران به 4 ايالت و 23 ولايت تقسيم می شد در زمان مظفرالدّين شاه ایرن به 4 ایالت و 12ولایت تقسیم می شد و آذربايجان جز ايالات بوده است .
ویلکیج : در صلح نامه گلستانیّه و در صلح سردار پسکویچ جز دولت قزلباش بود و به خلخال و کوه باغرو و اردبیل و سمت دیگر به ارشق محدود می شد . غلّه خیز بوده است. این سرزمین بعد از عهدنامه گلستان و ترکمن چای که ایرانیان مبارز قفقاز به داخل ایران مهاجرت کردند از طالش جدا شد .[14]
در دوره قاجاریه امتیازاتی به برخی دول خارجی واگذار شده بود . یکی از این امتیازات اعطا امتیاز حفاری تپّه های باستانی ایران به فرانسوی ها بود ( در واقع اجازه غارت آثار باستانی ایران ) زیرا دست کم نصف آثار به دست آمده به فرانسویان می رسید . هرچه هم دستشان می رسید دور از چشم مأموران ایرانی از سهم ایران می ربودند .[15] احتمالاً کاوش های دمورگان با استفاده از همین امتیاز صورت گرفته است .
12-3-2-1- گذشته منطقه به نقل از اوژن اوبن سفیر فرانسه در ایران
در روستای نواده ( نوجه ده ) از رود قراسو می گذریم تا وارد منطقه طالش شویم . روی اوّلین دامنه های قره داغ[16] که خط مرزی ایران و روس از خطّ الرأس آن می گذرد . قصبه بزرگ نمین قرار دارد .
این منطقه به لحاظ موقعیّت خاصّ جغرافیای اش از دست خوش هجوم دشمنان مصون مانده ، یک منطقه خالص ایرانی است . مدّتی ترکان و مغولان آن را از ایران قطع کرده بودند ولی ایرانیان شمال زبان و ملّیت خود را در طوالش توسعه دادند . از نفوذ ترک و عرب ، در بیشتر نقاط ایران آثاری مشهود است ؛ ولی طالشی ها کلاً از هر گونه نفوذ خارجی مصون و در امان بوده اند و لهجه طالش مانند لهجه گیلانی متأثر از زبان های پیشین ایرانی است ولی نوشته نمی شود و کم کم عنصر زبان ترکی در آن نفوذ پیدا می کند . اهالی دهستان ویلکیج به طالش ترک معروفند و تقریباً همه ترک زبانند .
در آغاز قرن هجدهم هنگامی که خان های محلّی مناطق مختلف کشور را میان خود قسمت می کردند . سیّدی به نام میرعبّاس از روستای اولوف واقع در لنکران ظهور نمود و تقوی و پرهیزگاری وی عدّه ی زیادی را به دور وی جلب کرد . طائفه الوف ها از برکت تقدّس و زهد وی زیاد شدند . در قلمرو کوچک ، سادات طالشی نیز همانند اولاد شیخ صفی به ثروت و مال و منالی دست یافتند . در سال 1743 « میر قره خان » فرزند همان سید متّقی صاحب آن چنان قدرتی شده بود که توانست در جریان جنگ داغستان خدمات ارزنده ای به نادر شاه انجام دهد . به پاس این خدمات ، او به دریافت عنوان قره بیگ و تصاحب روستاهای زیاد نائل آمد . در هنگام هرج و مرج و شیوع بازار تجزیه طلبی در ایران که هر خانواده بزرگ و متموّلی هوای استقلال در سر می پخت . میر حسن خان « شاهزاده و امیران » کوچک تالش را سرکوب نمود و سرتاسر منطقه را زیر فرمان خود در آورد . آنگاه با قبیله های بزرگ همسایه دست دوستی و اتّحاد بست و به تهدید شهرستان رشت پرداخت . پنهانی با روس ها وارد مذاکره شد و بعد از حصول اطمینان از پشتیبانی آنان از فرمان قاجار سرپیچی نمود . در سال 1813 ، پیمان گلستان ، طالش و لنکران را به کشور روسیه واگذار کرد . در این موقع میرحسن خان به جانب فتحعلی شاه رو آورد و در کوههای سرزمین خود ، با دولت فاتح به جنگ پرداخت . شکایت روس ها او را به زندان اردبیل کشاند . امّا عبّاس میرزا می خواست از حسن میهن پرستی و شجاعت یک چنین مردی قدر شناسی کند . در نتیجه فرزندش میر کاظم خان داماد شاهزاده شد و فرمان حکومت موروثی سه ناحیه آستارا ، ویلکیج و اوجارود و همچنین مسئولیّت مرزداری آن حدود را به پاداش گرفت . از میان زمین هایی که به این ترتیب مالکیّت آنها به او تفویض شد « نمین » سر بلند کرد . سه هزار خانواده پناهنده که لنکران را پشت سر گذاشته بودند . در این شهر جدید و در نواحی ویلکیج استقرار یافتند و بقیّه ی تالش به گیلان پیوست .[17]
پیش از آنکه میر مصطفی خان و فرزندانش بر نمین دست یابند ، مالکین اصلی و ساکنین اوّلیّه نمین و بعضی از اراضی ویلکیج و آبادی های اطراف آن ، طایفه و خاندان مهرانی ها بودند که بنا به اظهار آقای میر تقی خان سلیمانی نمین مهرانی ها زردشتی بودند و مرکز و مقرّ این طائفه نمین بود . پیشینیان آنها در نمین دارای قلعه و باروی مستحکم و استوار بودند . اوّلین تهدید نسبت به مهرانی ها ی زردشت نمین از جانب میر قره خان تالش صورت گرفت که در تعقیب سیاست پدر میر حسن خان تالش ، طایفه مهرانی ها را در نمین به اتهام زردشتی گری زیر فشار و تنگنا قرار داد و آنها را وادار به جلای وطن و کوچ و ترک خانه و کاشانه خود ساخت ... پیدایش دودمان مهرانی به زمان ساسانی برمی گردد و در عهد نادرشاه قسمت هایی از تالش و ویلکیج به فرمان نادر تیول آنها می شود .[18]
به استناد تاريخ شفاهي ومكتوب منطقه دليل رونق كنوني شهرستان و جمعيّت فهيم و با فرهنگ آن عهدنامه ننگين گلستان و تركمن چاي دوره قاجاريه است . پس از تحميل عهدنامه هاي مزبور به ايران ايرانيان مقيم شهرهاي جدا شده از ايران ، خصوصاً در باكو ولنكران فعّالیّت جديدي را به منظور الحاق دوباره شهرهاي از دست رفته به ايران شروع كردند كه در دو سوي بخش جدا شده از ايران و در جهت حمايت از تجدّدطلبان و آزادي خواهان ايران فعّاليّت چشمگير داشت . از آنجا كه قواي روس با توسّل به تكنيك جنگي جديد ( از قبيل توپخانه و سلاح هاي پيشرفته ديگر ) كه قواي ايران فاقد آن بود ، توانست قواي ايران را شكست دهد . ايرانيان تجدّدخواه نظام سنّتي و عقب مانده دوره قاجار را از نظر فرهنگي – سياسي عامل اصلي آن شكست مي دانستند و در صدد برآمدند تا با مبارزات آزادي خواهانه در ايران تحوّل فرهنگي – سياسي ايجاد نمايند تا ايران بتواند در سايه نظام سياسي ترقّي خواه به تكنيك و سلاح جديد دست پيدا كرده و موجبات الحاق دوباره شهرهاي از دست رفته به ايران را فراهم كند .
17-3-2-1- سلسله پهلوي : با ظهور شوروي و انديشه هاي بلشويكي دولت انگليس كه با ركود امپرياليزم مواجه بود ، تصميم گرفت تا كمربند ايمني بين شوروي و اروپا با استفاده از كشورهاي بين آنها ايجاد كند . اين ديوار ايدئولوژيكي از طرف ايران باز مانده بود و اين مسئله موجب ايجاد خطر براي منطقه بين النهرين و هندوستان كه هدف استعماري انگليس بود و خود ايران كه با اكتشاف نفت اهميّت فراواني يافته بود ، مي شد . بنابراين برحسب ضرورت تصميم گرفتند كه دولتي قوي در ايران با استفاده از نيروهاي ايراني كه سرسپرده هم باشند ، در ايران به وجود آورند و اين فقط با كودتا در ايران امكان پذير بود . عامل نظامي رضاخان مير پنج و عامل سياسي آن سيد ضياء الدّين انتخاب شد . رضا خان فرمانده سپاه ايران در سوّم اسفند 1299 ﻫ .ش وارد تهران شد و به اصطلاح كودتا كرد . احمد شاه طيّ دست خطّي رضاخان را به سمت رياست قزّاق و سيّد ضياالدّين را به رياست وزرايي منصوب كرد . سرانجام رضاخان در نهم آبان 1304 ﻫ . ش طبق مادّه واحده اي كه مجلس شوراي ملّي به تصويب رساند . احمد شاه از سلطنت خلع و انقراض سلسله ی قاجار اعلام شد و سردار سپه به عنوان رياست حكومت موقّت شد . سرانجام با مصوّبات جلسه چهارم مجلس مؤسّسان سلطنت را به رضاخان و اولاد ذكور وي تفويض كرد . رضاشاه در چهارم ارديبهشت 1305 ﻫ . ش به طور رسمي تاجگذاري كرد . ظاهراً در سال 1306 ﻫ . ش مقرّرات قضاوت كنسولي ( كاپيتالاسيون ) كه به موجب عهدنامه تركمن چاي در سال 1243 ه.ق برقرار بود لغو شد . همچنين ايران در پيمان تحريم جنگ شركت كرد و همچنين در قراردادهاي بين المللي و تحديد مواد مخدّر شركت جست در اواخر سلطنت رضا شاه در سال 1318 ﻫ . ش ( 1939 م.) جنگ جهاني دوّم در اروپا آغاز و دولت هاي روس و انگليس در سوّم شهريور 1320 ﻫ . ش با نقض بي طرفي ايران از شمال و جنوب وارد ايرن شدند . آذربايجان در اين دوره توسّط شوروي اشغال شد .
از وقایع تاریخی که در عنبران هم دیده شده ، وارد شدن مهاجرانی از طرف مرز شوروی در آن محل به سال 1315 ﻫ . ش می باشد . آنها از خانه و کاشانه خود رانده شده بودند و امروزه بخش کمی از جمعیّت عنبران از فرزندان آن عدّه می باشند .
آنچه مردم منطقه به یاد دارند نیروهای روسی در حالی که شب هنگام باران باریده بود وارد منطقه شده اند و خیلی سریع بعد از اشغال منطقه به سمت اردبیل حرکت کرده اند . از فعّالیّت های روس ها توزیع اعلامیّه به زبان های گوناگون با استفاده از هواپیما و جنگ روانی آنها بود . مقدار این اعلامیّه ها تقریباً 15 میلیون نسخه عنوان گردیده است .[19]
در منطقه عنبران سحرگاه همان روز از طرف مرز شوروی تعداد 22 هواپیمای روسی وارد مرزهای هوایی ایران شدند . از همین اعلامیّه ها در آنجا پخش کرده اند که مطالب آن به زبان فارسی و ترکی بود . از مطالب به یاد مانده از آن اعلامیّه ها این است که روسی ها مدّعی شده بودند که ما برای جنگ نیامده ایم و هدف ما دفاع از مردم ایران در مقابل نیروهای آلمانی است . آن ها سال هجوم ملخ و کمک های خود را در برطرف کردن آن بلا یادآور شده بودند و در آخر آورده بودند که ما خواهان صلح و آرامش هستیم . نیروهای روسی هم به سرعت خود را به عنبران رسانده و پاسگاه آنجا را تصرّف کرده اند . رفتار روس ها با مردم علی الظّاهر در حد مطلوبی بوده است . به دارایی های آن ها تعرضی نشده ، حتّی به مردم در رفت و آمد از مسیر قدیم عنبران – نمین کمک می کردند . ( این جادّه ابتدا به روستای گرده و از آنجا به سوی قشلاقچای و از آنجا به نمین می رسیده است . )
عنبران در آن دوره ها جز خرده مالک ها بود و از مالکان آن امیرالممالک همسر زبیده خانم – سلیمان خان و مصطفی خان مالکیّت داشته اند و معروفترین مباشر آنها کامران بیگ بوده است . [20]
در تقسیمات کشوری منطقه نمین تا قبل از سال 1312 ه.ش بخشی از ولایات آذربایجان بوده و در سال مزبور یکی از بخش های چهار گانه اردبیل ( اجارود – نمین و ویلکیج - مغان – مشکین شهر )به حساب می آید . در سال 1326 آذربایجان به دو بخش تقسیم شد و اردبیل که نمین هم جز آن است ، جز استان سوّم بوده اند . [21] در آن سال ها درصد بی سوادی در اردبیل % 88 بوده است ولی نمین که از نظر تقسیم بندی فرهنگی سابقه ی فرهنگی قدیمی تری دارد . [22]
رضا شاه در 25 شهريور همان سال از سلطنت خلع و به جزيره موريس تبعيد شد و از آنجا به شه ژوهانسبورگ آفريقاي جنوبي رفت و چهارم مرداد 1322 ﻫ . ش درگذشت . بعد از رضا شاه پسرش محمّد رضا شاه به قدرت رسيد . در اين ايّام روزولت ، استالين و چرچيل سران آمريكا ، شوروي و انگلستان به ايران آمدند و تضمين هايي مبني بر حمايت مالي از ايران به خاطر خسارت ناشي از جنگ و كمك به جابجايي اسلحه و مهمات مورد نياز جنگ جهاني جهت شكست دشمن مشترك دادند . همچنين به حفظ تماميّت ارضي ايران تأكيد كردند . پس از جنگ جهاني دوّم عواملي چند امنيّت داخلي ايران را به خطر انداختند . دولت شوروي كه براساس توافق تهران ، بايد از ايران خارج مي شدند به دنبال جاي پايي براي خود در ايران بودند و همچنين مي خواستند آذربايجان را ضميمه شوروي كنند ؛ بنابراين سعي كردند حزب توده را كه محبوبيّت خود را از دست مي داد و به قول پيشه وري در نتيجه مبارزه چند ساله خود فرسوده و بدنام شده بود به عنوان جانشين و دست نشانده در جهت رسيدن به اهداف خود نگه دارند ؛ بنابراين به دستور دولت شوروي پيشه وري به اتّفاق ميرزا علي شبستري و صادق پادگان در تبريز ، فرقه يا حزب دموكرات آذربايجان را پي ريزي كرده بيانيّه معروف آنان روز ، دوازده شهريور 1324 ﻫ .ش منتشر گرديد . ساعت 3 بعد از ظهر روز چهارشنبه 21 آذر 1324 ﻫ . ش مجلس ملّي آذربايجان با شركت 80 تن در سالن سينما دياناي تبريز به رياست حاج نظام الدّوله رفيعي و سپس به رياست ميرزا علي شبستري تشكيل گرديد . در اين جلسه سيّد جعفر پيشه وري به رياست دولت داخلي آذربايجان انتخاب شد . در همين سال اين حزب به اشغال شهرها پرداخت ولي پس از يك سال در آذر 1325 ﻫ . ش با دخالت نيروي نظامي تقريباً همه شهرها از وجود حزب دموكرات پاك شد .
از قوانینی که در این دوره مربوط به آموزش و پروش منطقه وضع شده بود، این بود که در دبستان های آذربایجان تا کلاس سوّم فقط به زبان آذربایجانی باشد و از کلاس سوّم به بالا فارسی که زبان دولتی است توأم تدریس خواهد شد .[23]
18-3-2-1- قانون تقسیمات ارضی
یکی از قوانینی که ظاهراً تأثیر فراوانی در رشد و توسعه منطقه و تملک اراضی و آبادانی آنها داشته ، قانون تقسیمات اراضی می باشد . این قانون دست مالکان و برخی مفت خورهای زورگو را از جان و مال مردم کوتاه کرده است .
در اردیبهشت 1339 برای محدود کردن و تعدیل کردن مالکیّت در اراضی مزروعی و ازدیاد خرده مالک، قانونی به نام اصلاحات اراضی به تصویب مجلسین رسید و به موجب آن برای هر مالک حدّ نصابی از زمین معین گردید و مقرّر گردید که دولت مازاد بر آن را به اقساط خریداری کند و به دهقانان به اقساط بفروشد .
در دی ماه 1340 مجلس شورای ملّی و سنا در حال انحلال بود . دولت با تغییراتی در آن شروع به اجرای آن کرد . در ششم بهمن 1341 لایحه اصلاح شده با پنج لایحه دیگر جمع شد . فروش سهام کارخانه های دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی ، ملّی کردن جنگل ها ، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی ، اصلاح قانون انتخابات مجلسین ، ایجاد سپاه دانش برای تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری . به این ترتیب لوایح شش گانه قابلیّت اجرایی پیدا کرد .
پس از اجرای اصول شش گانه ، سه اصل جدید به منشور انقلاب قلّابی شاه اضافه شد . ایجاد سپاه دانش طبق قانون مصوّب اردیبهشت 1343 ، ایجاد سپاه ترویج و آبادانی طبق قانون مصوّب دی ماه 1343 و تشکیل خانه های انصاف طبق قانون مصوّب اردیبهشت 1344 .
منظور از این سه اصل بالا بردن سطح زندگی و تأمین رفاه و درمان روستاییان و آشنا ساختن آنان به اصول اوّلیّه بهداشت و کشاورزی جدید و نوسازی دهات و حلّ و فصل اختلافات بین ساکنین آنهاست . در سال 1346 سه اصل دیگر هم اضافه شد و اصول انقلاب به دوازده رسید . این سه اصل عبارتند از 1- ملّی کردن آب های کشور 2- نوسازی شهرها و دهات 3- انقلاب اداری و آموزشی که دولت مشغول تهیّه مقدّمات عملی آن شده است .[24]
مهم ترین اقدام نسبت به توسعه تعلیمات ابتدایی در دهات تشکیل سپاه دانش بود . از سال 1342 هر سال در دو نوبت سپاهیان دانش به روستاها اعزام شدند و علاوه بر تعلیم کودکان و سالمندان در نقاط دور دست اصول اوّلیّه بهداشت را در مورد مسکن و چشمه و قنات و آب چاه و گرمابه و دکّان و معابر ، شفاهاً و عملاً می آموختند و با کمک های خود مردم اجرا کردند و با کمک سپاه بهداشت و ترویج و آبادانی روستاییان مدرسه و درمانگاه ساختند. – مسجد تعمیر کردند. – بین دهات جادّه های عمومی و راه فرعی ساختند ، نسبت به کشاورزی و انتخاب بذر و دفع آفات و دامداری تعلیمات گرفتند و اجرا کردند .
لايحه ننگين كاپيتالاسيون كه رضاخان آن را لغو كرده بود به طور مخفيانه دوباره تصويب و اجرا مي شد حضرت امام خميني با اطّلاع از اين موضوع در چهارم آبان 1343 ﻫ .ش طيّ يك پيام و سخنراني شديداً به تصويب اين لايحه اعتراض كرد و از مردم ايران براي لغو اين لايحه استمداد و از سكوت علما گله كردند .[25] و اين حركت مقدّمه اي براي ايجاد انقلاب شكوهمند اسلامي شد كه باعث قطع دست اجانب از جان و مال و ناموس مردم كشور عزيز ايران شد .
4-2-1- نگاهی به تاریخ منطقه از دیدگاه بابا صفری : این گفته منصوب به انگلیسی هاست که به نظر آن دولت استعماری ، برای تسلّط و حکومت بر مردم ایران ، باید آنها را گرسنه نگاه داشت و در مورد عرب ها عکس آن رفتار نمود . آنها در نتیجه قریب به دو قرن تسلّط بر ملل شرق میانه ، بدین امر اعتقاد یافته اند که ایرانی ها اگر سیر باشند سر به طغیان و شورش بر می دارند ولی عرب ها اگر گرسنه بمانند ، چنین می کنند .[26]
تصویر 2- 1 - جادّة نیمه کاره دوره پهلوی – جنوب روستای سولا بعد از استقرار ارتش سرخ در ایران در شهریور 1320 ﻫ . ش انبارهای غلات ، اعم از دولتی و غیر دولتی به دست آن ها افتاد و کاروان کامیون های روسی ، شب و روز گندم و هر گونه دانه خوردنی که موجود بود ، بار کرده از این منطقه بردند و آنچه برای خوراک خود اهالی لازم بود ، برای مصارف نظامی به روسیه منتقل شد . آنها تعداد زیادی گاو و گوسفند و حتّی اسب و الاغ را نیز خریداری کرده ، گوشت آن ها را به صورت کنسرو در آورده و در حلبی های بزرگ برای سربازان خود به جبهه جنگ می فرستادند .
نیروهای انگلیسی که از لحاظ مواد خوراکی به پشتوانه هندوستان و استرالیا و کانادا تحت فشار نبودند با موذیگری در نقاطی که به تصرّف در آورده بودند . مایحتاج عمومی را به بهای گزافی خریداری کرده ، معدوم می نمودند و سکنه را بدین وسیله برای تهیّه نان و سایر ضروریات زندگی مشغول می نمودند . هزینه این مایحتاج از محلّ چاپ اسکناس در انگلستان و بدون اطّلاع بانک ملّی ناشر قانونی اسکناس در ایران تأمین می شد . [27]
در اواخر سلطنت رضا شاه مسیر جادّه ی مهندسی از اردبیل به طرف گیلان انتخاب شد و قسمت اعظم زیر سازی و پل های کوچک آن ، که از قریه ننه کران می گذشت به اتمام رسید و اگر واقعه سوّم شهریور 1320 مدّتی دیرتر صورت می گرفت امروزه آن راه دایر بود . [28]
در آبان 1316 ﻫ . ش در دوره پهلوي ايران به 10 استان و 49 شهرستان تقسيم شد و اردبيل و تبريز در استان سوّم بوده اند و آستارا جز اردبيل بوده است . رشت هم جز استان اوّل كشور بوده است .
ادارات و نهاد های نمین پیش از انقلاب : ادارات بخشداری ، مرزبانی ، ژاندارمری ، فرهنگ ، پست و تلگراف ، آمار ، ثبت اسناد . نمین 150 باب دکّان و یک مهمان خانه دارد و به وسیله پست و تلگراف و بی سیم اداره مرزبانی با اردبیل مرتبط است .[29] ( حدود سال 1346 )
5-2-1- نگاهی گذرا به تاریخ شهر آبی بیگلو
هر روز که می گذرد آبی بیگلو بیش از پیش ، راه پیشرفت را طی کرده و به شهری آبادتر تبدیل می شود . یکی از سؤالاتی که برای بینندگان این شهر پیش می آید ، این است که این شهر را چه کسی پایه گذاری کرده است و این مردمان خونگرم و مهمان نواز از چه مدّت در آنجا ساکن شده اند و چندین نوع سؤال دیگر ... جالب این است که در کتابهایی که این جانب مطالعه کرده ام . فقط یک پاورقی در کتاب تاریخ اردبیل و دانشمندان مربوط به نام منطقه موجود است که حکایت از اختلاف بین اهالی آبی بیگلو و مهاجرت برخی از آنها و آباد شدن لمجین و تغییر نام آن به آلادیزگه دارد . و امّا آنچه از مردمان آبی بیگلو شنیدم . طی چند روزی تحقیق و مصاحبه با آقای میر حبیب ا... میر جعفریان و آقای حاج ابراهیم پور اروج از اهالی آگاه و معتمد و علاقه مند به شهر آبی بیگلو آشنا شدم و مطالب جدید تر و نسبتاً جامع تری به دست آمد که در ذیل آورده می شود :
نادر شاه افشار از فاتحان تاریخ ایران در زمانی نه چندان دور به کشور گشایی پرداخت . وی در جریان این کشور گشایی به افغانستان هم حمله برد و آن جا را ضمیمه خاک ایران کرد . در آن فتوحات عدّه ای را بکشت . در یکی از مناطق آن دیار بعد از شکست دادن حاکم محلّی ، بر مردم آنجا حاکمی گماشت و به طرف هندوستان حرکت نمود که شرح فتوحات وی در تاریخ بارها آمده است . بعد از دست یابی به توفیق پیروزی و کسب غنائم بسیار در مسیر برگشت از افغانستان عبور می کند . و سراغ حاکم خود را می گیرد . در آنجا متوجّه می شود ؛ اهالی آن منطقه بر علیه حاکم وی شوریده و او را کشته اند . این قضیّه بر وی گران می آید و دوباره با ایشان می جنگد و بعد از کشتار مخالفان و شورشیان آن جا را تحت فرمان خود در می آورد . به منظور جلوگیری از تکرار واقعه ، افراد ذی نفوذ و قدرتمند آن محل را جمع آوری و مجبور به کوچ می کند . این مهاجرین به دشت مغان کوچانده می شوند و آنها را در کنار رود ارس جایگاهی بی آب و علف و گرم و پر از وحوش و مارهای خطرناک رها می کنند و دستور به ساکن شدن در آنجا می دهند .[30] سالیانی که افشاریه در ایران قدرت داشت ، این مهاجرین با سختی های محیطی و کشوری روزگار به سر بردند . تا این که حکومت نادر با مرگ وی قدرت خود را از دست داد . ( حدود 1163 ﻫ . ق با قدرت گرفتن زندیّه ) کم کم این ایل جدید در دشت مغان همانند سایر طائفه های آن دیار به دامپروری و کوچ نشینی روی می آورند و همانند ایلات شاهسون به ییلاق و قشلاق مشغول می شوند . آن ها محال ویلکیج و لمجین را به عنوان ییلاق و محل چرای احشام خود انتخاب می کنند . آقای رضایی که ذکر خیری از ایشان خواهیم کرد ، معنای لمجین را جایگاه لرزان و زمین پر از باتلاق می داند . که همین نام گویای وضع جغرافیایی آن جا می باشد . به تدریج این فکر به نظر آن ها می رسد که در لمجین ساکن شوند . این قضیّه تقریباً مصادف با موج مهاجرت به داخل ایران در اثر جنگ های روسیه و ایران و دو عهده نامه ننگین گلستان و ترکمنچای می باشد . آنها ییلاق خود را محلّ زندگی دائم خود انتخاب کردند و با ساخت خانه هایی از گل وچوب به تدریج در جنگل سکنی گزیدند . آثار خانه های اوّلیّه آنها هنوز هم در جنگل ویلکیج موجود و در محل ، آنها را به نام « کالاوالیق » و « کت یری » می شناسند .
معروفترین فرد این جماعت شخصی به نام احمد خان است . وی از جمله مهاجرین اوّلیّه بوده که به کنار رود ارس آمده و تدریجاً در لمجین ساکن شده است . او در اواخر عمر خود پای به لمجین گذاشته و فردی دنیا دیده بوده است . یکی از راههای ارتباطی منطقه با گیلان که بالای روستای آلادیزگه فعلی است به نام احمدخان یولی نامیده شده و از نام ایشان گرفته شده است .
احمدخان هفت پسر داشت به نام های 1- محمود خان
2- صفرخان 3- نَجوخان 4- نوروزخان 5- سرخان و ... احمد خان در واقع نیای بیشتر اهالی فعلی شهر آبی بیگلو می باشد . پلی بالاتر از روستا آلادیزگه موسوم به صفرخان کورپوسی نیز برگرفته از نام صفرخان پسر احمدخان می باشد .
در زمانی که اهالی به تدریج از جنگل به محلّ کنونی آبی بیگلو آمده و ساکن می شدند . مالکیّت اراضی آنجا مربوط به اموال موقوفه بقعه شیخ صفی الدّین اردبیلی بوده است . روستاهای مابین آبی بیگلو و اردبیل هنوز هم « شیخ لی » خوانده می شود از همین رو می باشد و منتصب به شیخ صفی می باشد . وقتی خبر ساکن شدن احمد خان در لمجین به گوش صفویان می رسد نمایندگانی جهت بررسی وضع اعزام می کنند . بعد از روشن شدن موضوع و مذاکره با اهالی تصمیم بر این می شود که کلیه ساکنین در عوض پرداخت مبلغ معیّنی تحت عنوان اجاره در آنجا ساکن شوند . ( راوی این مبلغ اجاره را 40 تومان بیان کرد[31] . ) این قرار داد را بر پارچه ابریشمی می نویسند و نزد حاکم وقت به ثبت می رسانند . جمع آوری این مبلغ از طوایف برحسب تعداد احشام آن ها صورت گرفته است . این آبادی جدید به تدریج با مهاجرت افرادی دیگر رونق بیشتری می یابد . مأموران ثبت اراضی برای اوّلین بار جهت ثبت مالکیّت اراضی به آ بی بیگلو می آیند و بعد از نوشتن حدود منطقه آنها ، نماینده ای می خواهند تا امورات مربوط به زمین ها توسّط وی ساماندهی شود . جلسه ای بین فرزندان احمد خان و اهالی و مهاجران جدید تشکیل می شود . در بین مهاجرین تازه رسیده فردی بوده به اسم آبی بیگ ( وجه تسمیه شهر ) از اهالی قریه گللو . در آن جلسه بر اساس تعارف و یاهر مورد دیگری که بین فرزندان احمد خان روی می دهد، آبی بیگ در حضور اهالی آنجا به عنوان فردی بی طرف انتخاب و معرّفی می گردد . زمین های منطقه از حدود ایریل کنونی تا سعید آباد و از مرنّی تا جنگل به نام وی ثبت و سند صادر می شود . آبی بیگ خود فردی باسواد و آگاه بوده است و کم کم شروع به جمع آوری مالیّات و به اصطلاح رسیدگی به امورات می کند و چون حقّ مالکیّت داشته ، این اجازه را به خود می دهد که بقیّه را رعیّت خود صدا بزند و آنها را به بیگاری بگیرد . بر سر همین قضایا اختلافات بالا می گیرد و یکی از فرزندان احمدخان در جریان یکی از درگیری ها به طرز ناجوانمردانه ای کشته می شود . این جریان بر اهالی غیور آن دیار گران می آید و شکایت نزد حکومت وقت می برند . که زمین هایمان راغصب کرده و از ما کسی راکشته اند . حکومت آن دوره براساس قوانین فرمایشی قاجاری آنها را محکوم کرده و آبی بیگ را مورد لطف خود قرار می دهند . با ادامه این وضع یکپارچگی ایل از هم می پاشد عدّه ای از آن جا مهاجرت می کنند . از جمله عزیز خانلی و سرخانلی و ... به گرمه چشمه می روند و عدّه ای به نیارق ، عدّه ای به حیران و عدّه ای از جمله حاجی زاده و نوری ( از نسل صفرخان ) و از اعقاب محمود خان به آلادیزگه رفته و آنجا را آباد نموده اند .
با خروج جمعی از اهالی ، وضعیّت بدتر هم می شود و برخی خانه های مهاجرین غارت می شود . تا اینکه جمعی از بازماندگان که تمایل و یا توان مهاجرت نداشته اند ، جمع می شوند و بنا را بر اتّحاد می گذارند که می میریم ولی ظلم را نمی پذیریم . در آنجا قرار می شود تصمیمات جلسه به تمامی مهاجرین رسانده شود وهر کس که توانست برگردد . تا ریشه ی ظلم برچیده شود . آن ها با فرستادن نامه و پیک و رفتن به محلّ زندگی مهاجرین از آنها می خواهند برگردند . عدّه ی زیادی برمی گردند و با هم ، هم صدا در برابر آبی بیگ می ایستند و حرف زور را قبول نمی کنند . آبی بیگ به اجبار با وجود سندی که داشته از آن جا خارج می شود . البته تنها عامل خروج وی مردم نبودند ، بلکه عوامل دیگری هم دارد که بعداً خواهد آمد .
اراضی متعلّق به آبی بیگلو در این آشفته بازار مورد تعرّض آبادی های اطراف قرار گرفته و تا حدود زیادی عملاً بدون سند خود را صاحب آن اراضی هم می دانستند . راهی موسوم به اوت یولی که از زمین های آبی بیگلو گذشته و مسیر انتقال علوفه های متعلّق به اراضی آبی بیگلو به مرنّی بوده است . و مکانی به اسم یونجالو یوردی که مورد استفاده اهالی یونجالو بوده است ، نمونه هایی از آن است . بعد از خارج شدن آبی بیگ و هوادارانش مردم کم کم اراضی خود را پس گرفته اند .
اهالی آبی بیگلو در جریان مبارزه با ظلم و برای تسریع در رسیدن به حقوق خود ، شش دانگ زمین های آبی بیگلو را در اختیار سه مالک به عناوین لقمان الدّوله تبریزی و مالک و تالش و خرده مالک قرار می دهند . ( دو ونیم دانگ سهم وکیل و دو و نیم دانگ سهم لقمانی و بقیه سهم تالش و خرده مالک ) و آنها مخصوصاً مالک به اهالی در رسیدن به برخی حقوق خود مساعدت زیادی کرده اند . از آن زمان روح اتّحاد و زندگی طائفه ای در نزد این مردم جایگاه خود را یافته و کارهای آبادی قدیم و شهر امروز با تکیه بر این روح اتّحاد صورت می گیرد .
در زمان رضاخان بعد از مغلوب کردن عظمت خانم در آرالّی و حاکم شدن امنیّتی نسبی مأموران دولتی جهت صدور اسناد جدید به آبادی می آیند و چون سند آبی بیگ نزد خودش بوده بنابراین اهالی بدون سند به استقبال آنها می روند و ازآنها می خواهند رونوشت سند قبلی را استخراج و از روی آن حدود اراضی را تعیین کنند . این کار به دلایلی ممکن نمی شود و بخش عمده ای از اراضی آبی بیگلو که مورد ادعای روستاهای اطراف بوده از دست می رود .
بار دیگری که نامی از آبی بیگ و هوادارانش در آبادی به گوش رسید در سال 1325 زمان حکومت یک ساله آذربایجان و حزب توده بوده است . آن ها با ارائه سند به حکومت آذربایجان خود را مالک اراضی آبی بیگلو معرفی می کنند و از حزب توده جهت احقاق حقوق خود کمک می خواهند و قول مساعدی از آن ها می گیرند . نقل است که از هواداران آبی بیگ فردی بر بالای تپّه ای جلوی خانه نبی خان پرچم سرخی به خاطر حق خواهی زده بود . جواب اهالی محکم تر از همیشه بود و اتّحادی که داشتند مانع هرگونه تعرضی به املاک آنجا شده است . امروزه این چنین سندهایی که در دست خوانین و مالکان بود ارزش خود را به خاطر قانون تقسیمات اراضی سال 1343 کاملاً از دست داده اند .
حزب توده در واقع در آن زمان مردم را فریب داده بودند که چنین خواهیم کرد و شما به کجاها خواهید رسید . آن ها معدود افراد روشن فکر و با سواد محل را با خود هم داستان کردند و چون شکست خوردند همه را با خود بردند تا منطقه خالی از نیروهای انسانی کار آمد شود . ولی زهی خیال باطل که این مردم غیور و با صلابت و عزّت راه پیشرفت را کم کم در پیش خواهند گرفت . توصیفی که حاج ابراهیم پور اروج بعد از خروج حزب توده از شهر عنوان کرد . چنین بود « مثل خانه غارت شده » همه امکانات اوّلیّه از بین رفته ، ، همه چیز در هم ریخته ، از غلّه و سرباز و احشام و از دار و ندار همه ساقط شده . یکی از آخرین نفرات حزب توده در حین فرار در روستای اولاغان دستگیر شده بود و به جرم قتل یکی از اهالی آن روستا ، درست یک سال قبل آن توسط اهالی با گلوله اعدام انقلابی شده است .[32]
جریانات آبی بیگلو در حالی به وقوع می پیوست که صارم السلطنه در نمین و عظمت خانم در ارالّی حاکم بودند . رضا خان در مسیر اندیشه های استعماری هرجا که گردنکشی پیدا می شد ، او را از بین می برد ، مانند شیخ خزعل . در این منطقه نیز با عظمت خانم چنین کرده و دودمانش را به باد داده که تا امروز شرح آن زبانزد خاص و عام است . در نمین هم مصطفی خان را دستگیر کرده که شرح آن خواهد آمد .
از طوایف موجود آبی بیگلو در حال حاضر عبارتند از : اودلّی[33] ، حاجی بابالی ، سرخانلی ، نجو خانلی ، صفرخانلی و ... که بیشتر آنها از اعقاب احمدخان می باشند . مردم آبی بیگلو در اوایل قاجاریّه به علّت باتلاقی بودن زمین هایشان امکان کشاورزی را ممکن نیافتند . و از طرف دیگر دامپروری هم محدود بوده است . اهالی از راه چاودار چیلیق ( دست فروشی ) از روستاهای پولادلو و چاوداران هیر و محمود آباد و گرگی و کریق و خلیل آباد و تورپاخلی بوده اند ، که راههای آن ها باقی است . همچنین مال التّجاره را بین اردبیل و آستارا جابجا کرده و اجرت می گرفتند . مسیر اصلی تلّی یول بوده که از چملر تا علی داشی و از آنجا تا آبی بیگلو می باشد و دیگری راه آرپاتپه بوده است که در بازسازی آن فردی ارمنی نقش به سزایی داشت . در دوره مظفّرالدّین شاه که دولت متزلزل می شود . فردی به نام نبی خان بر آبی بیگلو حاکم می شود و این مقارن با سال اوش تومنیک بوده است . در آن سال یک گوسفند 5 قران و آرد هر شش کیلو ( یک من ) سه تومان خرید و فروش می شد در این سال بسیاری از جمعیّت منطقه در اثر گرسنگی از بین رفته اند . و روایات دلخراشی از آن زمان می گویند . مانند خورده شدن کودکان خرد سال توسّط خانواده اش و ... در واقع یک نسل کشی واقعی که در آن قاتل گرسنگی بوده است . نبی خان که از اقوام عظمت خانم بوده و ظاهراً با وی اختلاف داشته است . عملکرد نبی خان در آبی بیگلو به این حالت بوده که برای گذراندن بارها توسط حیوانات بارکش ، از مسیر آبی بیگلو مالیّات می گرفته است . برای هر قاطر 5 قران و این کار تقریباً همان کاری بود که رشیدخان در گیلان ( روستای کشفی ) انجام می داده است .[34] این وضعیّت بعد از ورود روس ها بدتر هم شده است . یکی از آثار آبی بیگلو مربوط به زمان نبی خان منزلی است که با بیگاری گرفتن مردم ساخته شده و امروزه قسمتی از آن تخریب و قسمتی باقی است .
یکی از منابع پردرآمد مردم از راه زغال گیری در جنگل و تهیّه الوار لازم برای خانه سازی در اردبیل بوده است .
بعد از امنیتی که رضاخان به وجود آورده بود اعمال نبی خان باعث تبعاتی شد . یکی از اشعاری که آن زمان گفته می شد چنین است :
اولی لر خورتّاردی گینه قوربانون اولوم
توتاجاخلار بیزه محشر گینه قوربانون اولیم
من دی یردیم اولی اصلا دی یَ بیلمز سوزینی
من اولوم دقّت اِلَ گورنه برلدی گوزینی
ایتی تیغ کورپی نی آسان کچ بیل سی دیم اگر
بلارین باشی نا نوخدا ویراریدوخ بوسور
باشی نا نوخدا وریپ ایلریدوخ بیردن خر
اولیلر خوردّاردی یه سر گینه قوربانون اولوم
توتاجاخلار بیز محشر گینه قوربانون اولوم [35]
به لحاظ بناهای تاریخی باید گفت که در کلّ منطقه آبی بیگلو آثار باستانی چندانی وجود ندارد و تنها آثاری که قابل ذکر است . مربوط به دو مکان به نام های داشتی یر و پیری تپّه است که آثاری از گذشته به خود دارد . از روی این آثار سابقه ی آبادی در محلّ کنونی آبی بیگلو را بیش از هزار سال تخمین می زنند .
راه ارتباطی آبی بیگلو به اردبیل قبل از انقلاب با همّت اهالی و به صورت دستی ایجاد شده است و هم اکنون دارای شهرداری ، بخشداری ، بانک کشاورزی ، مخابرات و آب و برق و گاز شهری می باشد . تا زمان انقلاب شهر دارای یک مسجد جامع بود و بعد از انقلاب علاوه بر نوسازی مسجد جامع ، در محلّه ی خانلاری مسجد دیگری ساخته شد و در 6 سال اخیر مسجد سوّم شهر جنب آرامگاه درگذشتگان شهر ساخته شده است .
و اما از مشکلات و گلایه ها : موردی که شهر را تهدید می کند ، ایجاد گردشگاه فندقلو به طریقه غیرقانونی می باشد . اراضی با نام فندقلو مورد استفاده مسافران قرار می گیرد که در اصل رگ حیاتی اهالی منطقه می باشد و این اراضی به علّت اینکه مورد استفاده احشام و مصارف کشاورزی قرار می گیرد با افزایش چنین مسافرت هایی علاوه بر تبعات اخلاقی که دیده شده ، باعث از بین رفتن محصولات و امکانات کشاورزی می گردد . طبیعتاً سامان دهی به این گردشگاه در جذب مسافران و همزیستی سالم بین فعّالیّت های کشاورزی و گردشگری نقش مؤثّری خواهد داشت .
[1] تاریخ و فرهنگ نمین صفحه 34
[2] آذربایجان و ارّان صفحه 214
[3] آذربایجان در موج خیز تاریخ صفحه 1
[4] شهریاران گمنام صفحه 223
[5] تاریخ جامع آستارا و حکّام نمین صفحه 14 کتاب شهرستان آستارا
[6] تاریخ و فرهنگ نمین صفحه 33
[7] زبان واقعی آذری یعنی آذربایجانی ها همان طالشی می باشد و آذری کنونی ترکی می باشد .
[8] تاریخ و فرهنگ نمین صفحه 38
[9] روزنامه شور دوشنبه 25 مهر 1384 سال چهارم شماره 96 صفحه 3
[10] نگاهی به آذربایجان صفحه 177 - 188
[11] طبق نقشه
[12] تاریخ آموزش و پرورش آستارا صفحه 28
[13] تاریخ و فرهنگ نمین صفحه 42
[14] تاریخ و فرهنگ نمین صفحه 45
[15] کتاب آبی صفحه ده
[16] به نظر می رسد اوژن اوبن کوههای نمین را قره جه داغ می نامد و این نام با قره داغ فعلی تفاوت زیادی دارد .
[17] ایران امروز صفحه 144و 145
[18] تاریخ تالش
[19] به نقل حاجی باب ا... جعفری – پدر مرحوم خودم و آذربایجان در موج خیز تاریخ صفحه 17
[20] به نقل از خضر شفیقی برادر هارون شفیقی
[21] تاریخ فرهنگ آذربایجان صفحه 314
[22] تاریخ فرهنگ آذربایجان صفحه 315
[23] اردبیل در گذرگاه تاریخ – جلد سوّم صفحه 48
[24] تاریخ فرهنگ ایران
[25] نگاهی به آذربایجان 192 - 195
[26] اردبیل در گذرگاه تاریخ – جلد سوّم صفحه 21
[27] اردبیل در گذرگاه تاریخ – جلد سوّم صفحه 23
[28] اردبیل در گذرگاه تاریخ – جلد سوّم صفحه 473
[29] آثار باستانی آذربایجان صفحه 361 و جغرافیای تاریخی استان اردبیل صفحه 96
30] طبق لغت نامه دهخدا این رفت و برگشت در محل های خاص افغانستان صورت گرفته است و مهمترین شهری که چنین اتفاقی برای آنها افتاده قندهار است و آبادی موسوم به نادرآباد که اهالی قندهار را به آنجا کوچانده اند . این که آیا حاکم خود را کشته اند ؟ سندی پیدا نکردم ولی این جریانات تاریخی با گفته های آقای میر جعفریان تطبیق دارد .
[31] به استناد لغت نامه دهخدا تومان یک کلمه مغولی و ترکی است به معنی ده هزار و در اینجا به عنوان واحد پول آورده شده است .
[32] به نقل از مشهدی حسن فتحی – ساکن اردبیل – محلّة احمدیّه
33] به استناد کتاب ایران امروز ، اودلی یکی از طوایف 32 گانه شاهسون می باشد .
[34] تاریخ جامع آستارا – مطالب مربوط به رشید خان در صفحه 258 به سال 1322 تایید شده است .
35] مطالب آورده شده از صحبت های میر حبیب ا... میر جعفریان از اهالی آبی بیگلو و ایشان هم از کربلایی عیسی پور رضا و کربلایی محمّد قلی فتیحی و مشهدی پیری یاری نقل کردند و دیگری حاج ابراهیم پور اروج
+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 14:23 توسط طه نوراللهی
|
.jpeg)
(چگونه دوست ندارم من این دیاران را /که هر شقایقش آیینه ای است یاران را )