آشنایی با واژه ها و اصطلاعات مشاغل کشاورزی-دشتبان =از سایت های مختلف(2)
دشتبان به چه کسی گفته می شد؟
دشتبان،کسی بود که برای مواظبت از مزارع، و برخی امور دیگر به وسیله کشاورزان انتخاب می شد.
طریقه انتخاب دشتبان
کلیه کشاورزان یک یا چند قنات با همدیگر تشکیل جلسه داده و در این مورد به شور و بحث می پرداختند ، اولاً برای مواظت از محصولات مثلاً فلان قنات چند نفر دشتبان لازم است؟ این موضوع بستگی به وسعت محصولات قنات داشت،ثانیاً در مورد کسی که جهت این کار انتخاب می شد باید چه شرایطی داشته باشد.
شرایطی که یک دشتبان باید داشته باشد:
1- همه او را بشناسند.
2- جوان باشد و از نظر نیروی جسمانی قوی باشد تا بتواند زمین های کشاورزی را پیاده طی کند.
3- همه را به یک چشم نگاه کند و از کسی رو دروایستی نداشته باشد.
4- سابقه بد نداشته باشد.
شرح وظایف دشتبان
پس از اینکه انتخاب دشتبان در شورای کشاورزان به تصویب می رسید برای او وظایف می نوشتند. و در قراردادی به نام سر خط درج می گردید و این قرار داد را چند نفر از معتمدین (که خود کشاورزان قبلاً انتخاب کرده بودند) نوشته و امضاء می کردند. و قوانین آن به شرح زیر بود:
1- مواظبت از مزارع کشاورزی( که محدوده آن مشخص بود) از هجوم حیوانات اهلی و وحشی،پرندگان و سارقین کشتزارها.
2- اگر احشام کسی به مزرعه فردی آسیب می رساند دشتبان موظف بود که حیوانات او را از مزرعه خارج کرده و به ده بیاورد و در یک محل نگهداری نموده (معمولاً طویله معتمدین محل) سپس صاحب مزرعه و مصدقین، و صاحب احشام را با خبر می ساخت. (مصدقین قبلاً از طرف کشاورزان انتخاب شده بودند و مورد اعتماد همه بودند.) مصدقین و صاحب کشت و صاحب احشام با هم به کشتزاری که محصول آن آسیب دیده می رفتند. مصدقین خسارات و زیانی که به محصولات کشاورزی وارد شده بود را ارزیابی می کردند. این افراد در کار خود خبره بودند و با مقایسه یک قسمت از محصولات مزرعه با قسمت آسیب دیده خسارت وارده را تخمین می زندن که مثلاً چه مقدار گندم،جو و غیره زیان دیده است و هر قدر آنها ارزیابی می کردند باید صاحب احشام خسارت وارده را به صاحب مزرعه می پرداخت و اگر خسارت کم بود طرفین را صلح و مصالحه می دادند. پس از آن دشتبان احشام را به صاحب آنها پس مس داد. دشتبان به این جهت حیوانات را در یک محل نگاهداری می کردند که صاحب احشام یک وقت نگویند احشام من نبوده است.
3- دشتبان حق داشت کسانی را که برای چندمین بار خر یا قاطر و یا گاو خود را که به طور تکی رها می ساختند تا به کشتزارها جهت چرا بروند قسمتی از لالۀ گوش این حیوانات را ببرد. و این کار را به این جهت انجام می داد تا تمام مردم ده آن شخص را بشناسند که آدم درستی نیست و به مقرارات احترام نمی گذارد،در حقیقت این کار یک نوع تنبیه روانی صاحب حیوان بود و از آن به بعد این نوع حیوانات در روستا به گوش بُر معروف می شدند، مثلاً گوش بُر فلان کس البته دشتبان مواقعی دست به چنین کاری می زد که چندین بار به صاحب حیوان تذکر داده بود.
4- دشتبان وظیفه داشت که اگر کشاورزان خواستند جلسه ای تشکیل دهند از قبیل لایروبی قنات، لایروبی نهر قنات،پشک آب و غیره کشاورزان را از تشکیل این جلسات مطلع سازد البته این خبرها به وسیله سردانگ ها( شورای هماهنگی) به اطلاع دشتبان رسانیده می شد و دشتبان بر بالای پشت بام حمام رفته و زمان آن را نیز اعلام می داشت.
5- دشتبان حق داشت بچه هایی که گوسفند می چراندند اگر خساراتی به محصولات کشاورزی رسانیدند با ترکه بزند.
6- هیچکس حق آزار و اذیت دشتبان را نداشت و اگر کسی او را ناراحت می کرد به وسیله کشاورزان شدیداً مورد مؤاخذه قرا می گرفت.
7- دشتبان و حمامی موظف بودند که عیدی دختری را که پسر یکی از کشاورزان از روستای دیگر نامزد کرده به خانه نامزد او ببرند البته هر دو طرف مقداری شیرینی و مبلغی پول به دشتبان و حمامی بدهند.
مواجب دشتبان
1- برای هر شعیر ملک سه کیله گندم(هر کیله برابر است با حدوداً5/4 کیلو) به او می پرداختند.
2- از کاه یونجه(کاه سبز)،کاه گندم، کاه جو یک جوال از هر کشاورز می گرفت(بستگی به وسعت زمین های کشاورزی داشت)
3- از حبوبات مانند لوبیا، عدس،نخود و غیره طبق ضوابطی سهم می برد.
4- هنگام درو به دروگران مراجعه کرده و بر حسب ملک آنها یک بار «خر» گندم یا کمتر می گرفت و بعداً خوش آنها را جمع کرده و سپس مس کوبید و برای این کار از کشاورزاان گاو و خرمن کوب به عاریت می گرفت.
در اینجا به چند نکته اشاره می کنم:
1- با آزادی کامل و با تصمیم گیری دسته جمعی کشاورزان در یک مجمع عمومی دشتبان انتخاب می شد.
2- به او اجازه داده می شد با هر کسی که متخلف است، طبق اختیاراتی که به او داده اند رفتار نماید. و هیچ کس حق آزار و اذیت او را نداشت.
3- او می توانست قسمتی از لالۀ گوش حیوان کسی را که عمداً آنها را رها می کند که به کشتزارها جهت چرا برود، قطع کنند و یا اینکه اگر خسارات زیاد به محصولات رسانده بود آنها را به ده آورده تا صاحب حیوانات خسارت وارده را به صاحب محصول بپردازد این شخص در هر مقامی می خواهد باشد.
4- او بچه های هر کس را که مثلاً احشام خود را رها کرده تا به محصولات دیگران آسیب برساند با ترکه می زد ،فرزند هر کسی می خواهد باشد. بنابراین بچه های روستا شدیداً از دشتبان می ترسیدند و مواظب گوسفندان و یا سایر احشام خود بودند.
نکات فوق باعث دلگرمی این پاسبان مزارع می شد.
«تمامی مطالب فوق برگرفته از کتاب هفت دانگی نوشته دکتر هوشنگ حمیدی می باشد.»
.jpeg)
(چگونه دوست ندارم من این دیاران را /که هر شقایقش آیینه ای است یاران را )